اَزُو وَختا
382 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
آخرین کدخدای آبکوه سعدآباد و احمدآباد
بعد از مرحوم کدخدا غلامحسین سالاری، از مرحوم شیخ حسن اعلمی می‌توان به عنوان آخرین کدخدای آبکوه، سعدآباد و احمدآباد یاد کرد.
مرحوم شیخ حسن اعلمی، یکی از افراد مؤمن و معتمد آّبکوه و سعدآباد، طی درخواست جمعی از معتمدان و سرسالارهای آبکوه و احمدآباد در تاریخ 1/3/1328 به فرمانداری مشهد معرفی و در تاریخ 12/3/1328 حکم ایشان صادر و به عنوان آخرین کدخدای آبکوه و سعدآباد کارخود را آغاز کرد
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😄 کلیپ طنز
😁شعرمادرشوهر
🌷@Azu_vaxta👈
💦آب ها
قسمت دوم
یکی دیگرازمنابع تعیین آب مصرفی خانواده ها درسالهای دور و قبل ازسیستم آبرسانی ازطریق لوله کشی آب ، چاه آب منازل بود . اگرچه دربافت شهری اکثراً آب مصرفی مردم ازطریق ذخیره آب درآب انبارهای منازل تامین می شد اما در حاشیه شهروخصوصاً بافت روستایی مردم آب مصرفی خود اعم از آشامیدنی ودیگر مصارف خانگی را ازچاهِ آبِ درون منازل تأمین می‌کردند. درکنار چاه چرخی ازچوب ساخته‌ شده‌بود که مردم به آن«چرخِ چاه» می‌گفتند. پشت چرخِ چاه، نشیمنگاهی از گِل و خشت ساخته شده بود که درزمان کشیدن آب ازچاه، افراد روی آن می نشستند و ازداخل چاه آب می‌کشیدند. شخصی که قرار بود ازچاه آب بکشد برروی نشیمنگاه پشتِ چرخ چاه می‌نشست و سطلی به نام «دول جیری» را با استفاده ازطنابی که به چرخ چاه متصل بود، درون چاه می‌فرستاد و پس از پرشدن سطل از آب، با فشارآوردن پا به چرخ چاه، از درون چاه سطل آب را بالا می‌کشید.
این چاه‌ها در تابستان برای مردم تقریباً کار یخچال را هم انجام می‌داد. مردم شب‌ها مواد فاسدشدنی خود را داخل سطل قرار میدادند و به درون چاه که هوای خنک‌تری داشت می‌فرستادند تا مانع فاسدشدن مواد غذایی خود شوند.
#آبها
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (جِقِن جِقِن ) یعنی چه؟؟
Anonymous Quiz
86%
پاره پاره, ریز ریز
6%
پرخاشگری
6%
ار بازی های قدیمی
3%
اصراف کردن
0%
هیچکدام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف فوق العاده زیبای شب_یلدا باصدای استاد شجریان🥀
یادش هماره پایا
🌷@Azu_vaxta👈

از غم عشقـت..
دل شیدا شکست..
شیشه می در...
شب یلدا شکست
🍁آخرین ایستگاه پاییز نزدیک است
چند قدم آنطرفتر
رو به سوی زمستان
اندوهت را به برگها بسپار
که صدای آمدن یلدا
آرام آرام به گوش می رسد...

🍂امیدوارم این لحظات پایانی پاییز که جوجه ها رو میشمارین، اگر جوجه ای کم میاد غم هاتون باشه که کم شده و با دلی شاد به پیشواز یلدا برین🍉
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌺🌼
🌺🌼
🌼
هر آن‌کس که او از گنهکار چَشم
بخوابید و آسان فروخورْد خشم
فزونیش هر روز بَفزون شود
شتاب آوَرَد دل پر از خون شود

هر آن‌کس که با آبِ دریا نبَرد
بجویَد نباشد خردمندْمرد

کمان دار دل را زبانت چو تیر
تو این داستانِ من آسان مگیر
#فردوسى


با آرزوی این‌که:
به نیکی گراییم و پیمان کنیم
به داد و دِهِش دل گروگان کنیم
که خوبیّ و زشتی ز ما یادگار
بمانَد تو جز تخمِ نیکی مکار


#ارسالی_دوستان
#جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
اجرای شاد کرمانجی - محلی خراسان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💗زمستان_مبارک
دوشنبه تون عالی
❄️امیدوارم
💗چراغ زندگیتون
مدام حول محور
❄️عشق و شادی و آرامش
💗در حرکت باشه
و این فصل زمستان براتون
❄️برکت خوشبختی
💗موفقيت و نگاه خدا رو
به همراه داشته باشه
❄️روزتون زیبا و در پناه خدا
@Azu_vaxta
🔸گویش مشهدی یکی از لهجه‌های زبان فارسی به‌شمار می‌آید. این لهجه را عصاره‌ای از فارسی دری می‌دانند و بسیاری از واژگان گمشدهٔ این زبان را می‌توان در گفتار عامیانهٔ مشهدی‌ها جست. اما امروز آنان که از شهر دیگری به مشهد سفر می‌کنند، اثری کم‌رنگ از این لهجه را مشاهده می‌کنند؛ چیزی که شاید تنها به برخی محلات خاص این شهر محدود شود.
گویش مشهدی، بازماندهٔ لهجهٔ توس قدیم است. گویش پارسی دری معیار دارد و ازآنجاکه بزرگترین نامهٔ دری، شاهنامهٔ فردوسی توسی، به لهجهٔ قدیم توس نوشته شده، دارای ارزش زیادی است.
👈از بَر کردن : حفظ کردن ؛ به خاطر سپردن .
👈اَز بَرُم : حفظ هستم
👈از بیخ : از پایه و ریشه ؛ کُلاً ؛ تماماً ؛ اساساً.
ا👈ز پوشت کِردَن : سقط کردن جنین ؛ هرگاه به هردلیلی خانم حامله ای که بچه اش سقط شده میگفتند : فلانی بِچّـَشِ ازپوشت کِردَه .
👈ازپُشتی کِردَن : پشتیبانی ؛ حمایت و طرفداری کردن از شخص
👈اَز تَهِ دِل : از روی میل و علاقه ، باکمال میل
👈از خود کِردَن: تحقیق وتفحص کردن ؛ ته توی قضه را درآوردن ؛ پرس و جو کردن ؛ بررسی کردن .
👈اَزدُرُغ : از دروغ ؛ به دروغ سخن گفتن .
👈اَز دستی: عمدا ؛ باقصد و نیت کاری را انجام دادن .
👈از دَم: از اول تا به آخر ؛ همگی .
#گویش_مشهدی
#اصطلاحات
@Azu_vaxta👈
مشاغل قدیمی
در گذشته همانگونه که زندگی‌ها ساده و بی‌آلایش بود. مشاغل هم ساده بود و بی‌غِلّ‌وغِش. کاسب حبیب خدا بود و در خدمت خلق خدا. کاسبی پاک بود و حلال، اما سخت بود و جانفرسا. مردم سخت زحمت می‌کشیدند تا لقمه‌ای نان حلال بهدست آورند، زیرا مردم در آن روزگار قبل از هر چیزی به نان حلال اعتقاد داشتند. به همین دلیل، در بین کاسبکارها، کم‌فروشی و گران‌فروشی وتقلب درکسب‌وکارمعنایی نداشت وبه همین دلیل زندگی‌شان خیر و برکت داشت.
#مشاغل_قدیمی
🌷@Azu_vaxta👈
سفید گری
مشاغل قدیمی
قسمت دوم
در زمان گذشته که از وسایل خانگی امروزی نظیر تفلون، ملامین، بلور، استیل، کریستال و... خبری نبود، ظروف مسی از عمده‌ترین وسایل ضروری زندگی محسوب می‌شد. با واردشدن ظروف لعابی و آلومینیومی به خانه‌ها، تا اندازه‌ای استفاده از ظروف مسی کمتر شد. با وجود این، باز هم مس جزءِ اصلی‌ترین ظروف پخت‌وپز بهشمار می‌آمد.
مس از وسایلی است که پس از مدتی بخصوص در برابر رطوبت زنگ میزند و زنگ آن هم که مایل به سبز است، بسیار مضر و حتی سَمّی است. بنابراین لازم است قبل از استفاده، سفید و قلع‌اندود شود. مس حتی پس از سفیدکردن بر اثر چندین بار پخت‌وپز سیاه شده و زیبایی اولیه خودش را از دست می‌دهد. درنتیجه هرچند وقت یک‌بار ظروف مسی به سفیدکردن نیاز پیدا می‌کردند. سفیدکردن مس را سفیدگرها (صَفّارها) بر عهده داشتند.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بعضی از سفیدگرها در گذشته با دوره‌گردی اقدام به این کار می‌کردند. استاد مسگر همیشه بههمراه یک یا دو شاگرد خود که هرکدام درون کیسه‌، ابزاری از قبیل قلع، نشادر، پنبۀ ، کیسه‌گونی و حتی شن و ماسه و چراغ پریموس را بر دوش داشتند، به آبکوه وارد می‌شدند و محل مناسبی را برای خود انتخاب می‌کردند. بلافاصله استاد مسگر شروع به چیدن ابزار کار خود می‌کرد. یکی از شاگردها هم مشغول کندن زمین برای جاسازی پریموس (چراغ تلمبه‌ای) می‌گردید و شاگرد دیگر در کوچه‌های آبکوه بهراه می‌افتاد و با گفتن «مسگریم، مس سفید می‌کنیم» حضورشان را در منطقه اعلام می‌کرد.
بعد از گذشت چند ساعت مردم ظروف مسی خود را برای سفیدکردن در اختیار مسگرها قرار می‌دادند. طی همین مدت سفیدگر وسایل کارش را آماده میکرد و با رسیدن اولین سفارش بلافاصله کار آنها آغاز می‌شد. ابتدا برای زدودن چربی ظرف،کارگری که کارش شستن ظروف قبل از سفیدکردن بود، مقداری شن و ماسۀ خیس را درون ظرف مورد نظر می‌ریخت و تکه‌ای گونی را بر روی ماسه‌ها میانداخت و ظرف را کنار دیوار بر روی زمین قرار می‌داد و در حالی‌که با دستش دیوار را میگرفت، با دو پا بر روی گونی می‌رفت و با حرکت دورانی و گردشی ۱۸۰ درجه‌ای، شروع به سائیدن ظرف مسی می‌کرد و این عمل را آن‌قدر ادامه می‌داد تا زنگ مس و چربی مورد نظر کاملا برطرف شود. پس از زدودن چربی از روی ظرف، ظرف را میشست و در اختیار استادش قرار می‌داد. استاد ظرف را بر روی آتش می‌گرفت تا کاملا داغ شود. سپس تکه‌ای از قلع را بر روی سطح داغ‌شده می‌مالید. بر اثر گرمای زیاد ظرف، قلع کاملا ذوب میشد. در این لحظه استاد مقداری پنبه در دست میگرفت و بر نشادری که در کنارش بود میزد و پنبۀ آغشته به نشادر را بر روی قلعِ ذوب‌شده داخل ظرف می‌کشید. با این عمل یک لایۀ نازک و تقریباً یکنواخت قلع روی مس را می‌پوشاند. مسگر آن‌قدر این کار را بر روی قسمت‌های دیگر ظرف ادامه می‌داد تا تمامی ظرف مورد نظر سفید و یک‌دست شود. در انتها، کارگری دیگر ظرف را میشست و در کناری قرار می‌داد تا صاحب ظرف برای بردن آن مراجعه کند.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
🔸شعر طنزی به لهجه مشهدی

سر ماه وقتی که ماه قسط مو سر مزنه
شاغلام جیب مو سر به سماور مزنه
مبینه آب ندره سماوره، سولاخ۱ شده
لبش ور مچینه به سیم آخر مزنه
کلاغ حقوق مو رو شاخه ی قرض و قوله
مخوره تیر به سرش میفته پرپر مزنه
بچه ی رفاه مو دنباله فوتفاله۲ ولی
مبینه گل نمره، لقد۳ به داور مزنه
هچه۴ پلخمونه حقوق ما ترک دره
سوسولنگه۵ اسکناس با موچکه۶ پر مزنه
چیکه چیکه آب مداد شیر مخارج یرگه
ولی کم کم دره ای چیکه به شرشر مزنه
زلفی۷ در مخارج ره مبندم شبا مو۸
مره از درچه۹ پایین گرونی واز در مزنه
✏️پرویز روحبخش✏️

۱-سولاخ: سوراخ
۲- فوتفال: فوتبال
۳- لقد: لگد
۴-هچه پلخمون: دو شاخه تیرکمان کشی
۵- سوسلنگ: دم جنبانک، پرستو
۶- موچکه: با یک موچک. موچک یعنی ماچ کوچک، حالت لبها برای صدا زدن پرنده ها.
۷-زلفی: چفت پشن درهای قدیم
۸-مو: من
۹-درچه: دریچه
#شعرطنز
#لهجه_مشهدی
@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
🔸شعر طنزی به لهجه مشهدی سر ماه وقتی که ماه قسط مو سر مزنه شاغلام جیب مو سر به سماور مزنه مبینه آب ندره سماوره، سولاخ۱ شده لبش ور مچینه به سیم آخر مزنه کلاغ حقوق مو رو شاخه ی قرض و قوله مخوره تیر به سرش میفته پرپر مزنه بچه ی رفاه مو دنباله فوتفاله۲ ولی …
پرویز روحبخش ایرادی متولد 1332 مشهد و لیسانس روان‌شناسی است. وی از نوجوانی با مطبوعات و صدا و سیما همکاری کرده و به جز سال‌هایی که خبرنگار دبیرستانی نشریات بوده، از سال 65 تا 72 عضو تحریریه روزنامه خراسان و از سال 71 تا 76، عضو تحریریه گل آقا بود و در این مدت، افزون بر 270 اثر طنز‌آمیز در قالب شعر و نثر با اسامی کارمندالشعرا، ابن مفلسون مهتاب الادبا، هیچ‌کاره، خبرنگار ویژه و صاحب نشخوار الحقایق به چاپ رساند.
@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (جِقِن جِقِن ) یعنی چه؟؟
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (جِقِن جِقِن ) یعنی : ریز ریز ، پاره پاره
اصطلاحات عامیانه
👈آمد نیامد داشتن: روی دادن واقعه‌ای که
احتمال فرخنده و نحس‌بودن هر دو در آن هست
👈آمدیم (و) . . . : فرض کنیم که
👈آنجا رفتن که عرب نی انداخت: به جایی دور و بی‌بازگشت رفتن
👈آن روی کسی بالا آمدن: خشمگین شدن
👈آن سرش ناپیدا بودن: برای نشان دادن حد کمال و مبالغه به‌کار می‌رود
👈آن سفر: آن بار، آن دفعه
👈آوار شدن سر کسی: بی‌خبر نزد کسی در آمدن
👈آواز خر در چمن: آواز ناخوش و گوش‌خراش
👈آواز دهل: چیزی که تنها سخن‌گفتن درباره‌ی آن جالب است، نه خودش = چیزی که از آن سخن زیاد می‌گویند اما واقعیت آنچنانی ندارد
👈آواز کوچه‌باغی: آوازی که جاهل‌ها می‌ خوانند و یکی از گوشه‌های دستگاه شور است
👈آویزان کسی شدن: طفیلی کسی شدن
👈آه از نهاد کسی برآمدن: نهایت تاسف به کسی دست دادن
👈آه در بساط نداشتن: سخت بی‌چیز بودن، بیچاره و بینوا بودن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
موسیقی محلی خراسان
ترانه‌های ساده و زیبای محلی این خاصیت را دارند که در نهایت زلال و خالص بودن بی هیچ پیرایه‌ای روحیات و احساسات مردم را نشان می‌دهند. موسیقی محلی خراسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و به خوبی از احوالات این مردم با آن‌هایی که موسیقی‌شان را می‌شنوند سخن می‌گوید.
در ادامه مطلب نگاهی گذرا خواهیم داشت به موسیقی محلی خراسان بزرگ که امروزه به سه استان خراسان شمالی، جنوبی و خراسان رضوی تقسیم شده سرزمین پهناوری است که اقوام مختلفی را در خود جای داده است. آب و هوا، طبیعت، زبان، فرهنگ و تاریخ هر منطقه تاثیری مستقیم بر موسیقی محلی آن منطقه دارد. بنابراین اقوامی که در مناطق مختلف خراسان زندگی می‌کنند موسیقی‌شان تفاوت‌هایی با هم دارد. به عبارتی می‌توان گفت ریتم زندگی مردمان هر منطقه ریتم موسیقی آن‌ها را می‌سازد، بنابراین موسیقی محلی خراسان نیز در مناطق مختلف آن متفاوت است.
#موسیقی_محلی
#خراسان
🌷@Azu_vaxta👈