غلام هموطور کِ با گورموش بِ درچوبی زیوار دررفته حولی ما گُمبَه مُکوبید صدای نِکَرَشَم بلن کرده بود و یک رون مگف علی هوی علی ..... علی هوی ..... و اجاش وِل کنم نُبُود .... بُبام همو ساخ کِ دستای اَلِفشِشِ بِ تنبونش مِمالید گف : کیه واز صدات مِزِنه .... گفتم : غلامه .... بُبام همو جور که داشت یک لکه چرب شیرین مِذاش تو دَهَنِش گُف : صددِفَه گفتم با ای یَرِه گه لِمَشت راه نَرو اَدم دلشورا مِرَه به شِغِش نگاه کِنَه ..... صدای غِژَّست وا رفتن در با صدای نکره غلام ایبار کفر بُبامِ درآورد و با صدای بُلَن بِ روم توپید : بریچی وَر نِمیخیزی ببینی ای یَرِگِ اَلدنگ چِکارت دِرَه .... همالایه کِ پَشنِه دَرِ از جِلّه بِکِنَّه .... بِزِش بگو اَگه یَک دِفِه دِگَه ایجوری دَر بِزِنَه میگیرُمُ یک گوش توییش مُدُم که ..... و پُوش بَندِش صداشِ بُلَن کرد و گُف : آهای بُزنغره نِمتِنی مثل بچه ی اَدم در بزنی...... بقی حرفای ببامِ دِگَه نِمِشنیدُم که بدو بدو پا لُخ خُدِمِ رسوندم در حولی تا چشمُم به غلام افتاد قبل از ایکه مُ یک کلوم بگم ..گف : نِمی یی بِرِم خنه کِلبِ جواد
گفتم : بِرِچی
گف: شربت و شِرنی مِدَن .... شو بَزی یَم دِرَن ، مث پارسال ، دِقَّتم هس . همو کِ مُگُف مُخام بُرُم تو اَفتِبَه
گفتم : برِم ..... و صدای بلنگوی مَچّدِ ازدوربگوش مِرسید کِ........
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
زولبیا و بامیه زیر دندونه ، نعمت فراوونه
امشو چراغونه و نقل و پاشونه
قهوچی کل مرتضی
توی این نعلبکی ها
خاک توتونه، امشو چراغونه
نعمت فراوونه ، امشو چراغونه
اوستا ممد نارگیلی
نارگیلِ بد مِدنه
درخفا خوب مخوره
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
#دلنوشته
#علی_دشتبان
-سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری (س)، ستاره درخشان ایمان و عفت و پرستار دلهای زخم خورده و روز پرستار گرامی باد.
@Azu_vaxta👈
گفتم : بِرِچی
گف: شربت و شِرنی مِدَن .... شو بَزی یَم دِرَن ، مث پارسال ، دِقَّتم هس . همو کِ مُگُف مُخام بُرُم تو اَفتِبَه
گفتم : برِم ..... و صدای بلنگوی مَچّدِ ازدوربگوش مِرسید کِ........
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
زولبیا و بامیه زیر دندونه ، نعمت فراوونه
امشو چراغونه و نقل و پاشونه
قهوچی کل مرتضی
توی این نعلبکی ها
خاک توتونه، امشو چراغونه
نعمت فراوونه ، امشو چراغونه
اوستا ممد نارگیلی
نارگیلِ بد مِدنه
درخفا خوب مخوره
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
#دلنوشته
#علی_دشتبان
-سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری (س)، ستاره درخشان ایمان و عفت و پرستار دلهای زخم خورده و روز پرستار گرامی باد.
@Azu_vaxta👈
یکی از آیینهای ویژه شب چله در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» میریزند. مردان و جوانان فامیل با دستهای از چوبهای نازک بنام "دسته گز" که از ترکههای به هم بسته شده درخت گز یا انار است مایع مزبور را برای ساعتها هم میزنند تا به صورت کف سفت درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف و سپس سفت شود خشک شده آن مانند گز اصفهان میشود. کف آماده شده در پایان با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده میشود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کفها مجاز هستند با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان میافزایند.
🌷@Azu_vaxta👈
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کف زنی» شب یلدا هنوز در جنوب خراسان رضوی و خراسان جنوبی پابرجاست
🌷@Azu_vaxta👈
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
ترانه های ماندگار شمال خراسان - لی لوشمشیر
گروه موسیقی مقامی هرای قوچان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
ترانه های ماندگار شمال خراسان - لی لوشمشیر
گروه موسیقی مقامی هرای قوچان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
موسیقی نِماشوم ترانه های ماندگار شمال خراسان - لی لوشمشیر گروه موسیقی مقامی هرای قوچان #موسیقی_نماشوم #موسیقی_محلی #خراسان نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب 🌷@Azu_vaxta👈
گروه موسیقی هَرای
گروه موسیقی مقامی هَرای چند سالی است که در زمینه ی موسیقی محلی شمال خراسان فعالیت می کند. هَرای (Heray = هه رای) در زبان کُردی به معنای «فریاد» و از مقام های معروف موسیقی کُردی خراسان است. هسته ی اولیه این گروه از چندین سال قبل توسط بانوان قوچانی شکل گرفت و با عناوین مختلف تاکنون افخارات زیادی کسب کرده است. خانم نسترن ابوالحسن زاده قوچانی سرپرستی این گروه را بر عهده دارد.
🌷@Azu_vaxta👈
گروه موسیقی مقامی هَرای چند سالی است که در زمینه ی موسیقی محلی شمال خراسان فعالیت می کند. هَرای (Heray = هه رای) در زبان کُردی به معنای «فریاد» و از مقام های معروف موسیقی کُردی خراسان است. هسته ی اولیه این گروه از چندین سال قبل توسط بانوان قوچانی شکل گرفت و با عناوین مختلف تاکنون افخارات زیادی کسب کرده است. خانم نسترن ابوالحسن زاده قوچانی سرپرستی این گروه را بر عهده دارد.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروردگارا!
در این شب آرام
آسمان تاریک دل ما را از ستاره باران عشقت بی نصیب نگردان
و
آرامشی آسمانی به قلب های ما نازل فرما
شبتون الهی دوستان بزرگوار
🌷@Azu_vaxta👈
در این شب آرام
آسمان تاریک دل ما را از ستاره باران عشقت بی نصیب نگردان
و
آرامشی آسمانی به قلب های ما نازل فرما
شبتون الهی دوستان بزرگوار
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین یکشنبه پاییزتون عالی🌸🍃
برای امروزتون..
یک سبد محبت🌸🍃
یک دنیا عشق
یک عالم خوشبختی
یک دشت لاله 🌸🍃
یک کوه دوستی
یک آسمان ستاره
یک جهان زیبایی 🌸🍃
یک دامن نیک نامی
و یک عمر سرفرازی
از خداوند براتون خواهانم 🌸🍃
🌷@Azu_vaxta👈
برای امروزتون..
یک سبد محبت🌸🍃
یک دنیا عشق
یک عالم خوشبختی
یک دشت لاله 🌸🍃
یک کوه دوستی
یک آسمان ستاره
یک جهان زیبایی 🌸🍃
یک دامن نیک نامی
و یک عمر سرفرازی
از خداوند براتون خواهانم 🌸🍃
🌷@Azu_vaxta👈
کدخدا
تعیین کدخدا در جامعه روستایی و عشایری ایران سابقه چندین هزارساله دارد.
در ادوارگذشته کدخدا در رأس قدرت روستاها قرار داشت. کدخدایان را معمولاً از افراد تقریباً مسن، دارای عدم سوءِ پیشینه، درستکار و امین مردم، افرادی باسواد و دارای نفوذ کلام، متشخّص، متمکّن و متدیّن انتخاب میکردند. سنّ کدخدایان معمولا از میانسالی به بالا بود زیرا دارای تجربۀ کافی بودند و شناخت لازم از سوابق اهالی محل داشتند.
از جمله وظایف کدخدایان میتوان به این موارد اشاره کرد: رسیدگی به شکایات و دعاوی مربوط به زمینهای کشاورزی، آبیاری مزارع و باغها، نگهداری و سرپرستی یتیمان و بیوهزنان و افراد مستمند و بیسرپرست، رسیدگی به مسائل و مشکلات خانوادگی مردم اعم از ازدواج و طلاق و حلّ اختلاف زوجین طبق ضوابط شرع و عرف، نظارت بر دفاتر نفوس و دفاتر عقد و ازدواج ، چگونگی جریمۀ افراد خاطی، انتخاب و اعزام مشمولان خدمت سربازی، جمعآوری مالیات و... از عمده وظایف کدخداها بود.
حدود اختیارات و قدرت کدخداها متناسب با شرایط مکانی متغیر بود. کدخدا اختلافهای جزئی را حلّوفصل و خطاکاران را به مراجع ذیصلاح معرفی میکرد وی رابط بين روستائيان و اداره هاي دولتي نيز به شمار ميآمد. از جمله، هنگامي که مأموريا مأموران دولتي براي انجام وظايفي چون رسيدگي به امور بهداشتي، سرشماري نفوس، امور انتظامي و سربازگيري به روستا مي آمدند، وظيفۀ کدخدا بود که آنها را راهنمایی و از آنان پذيرايي کند. در چنين مواردي، مأموران ابتدا به کدخدا مراجعه ميکردند تا تسهيلات لازم براي انجام کارهايشان فراهم شود.
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
تعیین کدخدا در جامعه روستایی و عشایری ایران سابقه چندین هزارساله دارد.
در ادوارگذشته کدخدا در رأس قدرت روستاها قرار داشت. کدخدایان را معمولاً از افراد تقریباً مسن، دارای عدم سوءِ پیشینه، درستکار و امین مردم، افرادی باسواد و دارای نفوذ کلام، متشخّص، متمکّن و متدیّن انتخاب میکردند. سنّ کدخدایان معمولا از میانسالی به بالا بود زیرا دارای تجربۀ کافی بودند و شناخت لازم از سوابق اهالی محل داشتند.
از جمله وظایف کدخدایان میتوان به این موارد اشاره کرد: رسیدگی به شکایات و دعاوی مربوط به زمینهای کشاورزی، آبیاری مزارع و باغها، نگهداری و سرپرستی یتیمان و بیوهزنان و افراد مستمند و بیسرپرست، رسیدگی به مسائل و مشکلات خانوادگی مردم اعم از ازدواج و طلاق و حلّ اختلاف زوجین طبق ضوابط شرع و عرف، نظارت بر دفاتر نفوس و دفاتر عقد و ازدواج ، چگونگی جریمۀ افراد خاطی، انتخاب و اعزام مشمولان خدمت سربازی، جمعآوری مالیات و... از عمده وظایف کدخداها بود.
حدود اختیارات و قدرت کدخداها متناسب با شرایط مکانی متغیر بود. کدخدا اختلافهای جزئی را حلّوفصل و خطاکاران را به مراجع ذیصلاح معرفی میکرد وی رابط بين روستائيان و اداره هاي دولتي نيز به شمار ميآمد. از جمله، هنگامي که مأموريا مأموران دولتي براي انجام وظايفي چون رسيدگي به امور بهداشتي، سرشماري نفوس، امور انتظامي و سربازگيري به روستا مي آمدند، وظيفۀ کدخدا بود که آنها را راهنمایی و از آنان پذيرايي کند. در چنين مواردي، مأموران ابتدا به کدخدا مراجعه ميکردند تا تسهيلات لازم براي انجام کارهايشان فراهم شود.
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
قلعۀ آبکوه تا حدود اواخر دهۀ سی زیر نظر کدخدا اداره میشد. کدخدا با پیشنهاد معتمدان و ریشسفیدان آبکوه انتخاب و به استانداری معرفی میگردید. استانداری بعد از واجد صلاحیت دانستن فرد پیشنهادی، حکم فرد مذکور را صادر و او را به مردم معرفی میکرد.
نمونهای از این حکم که بهنام مرحوم غلامحسین سالاری در سال 1326شمسی صادر شده را مشاهده می فرمایید.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
نمونهای از این حکم که بهنام مرحوم غلامحسین سالاری در سال 1326شمسی صادر شده را مشاهده می فرمایید.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
آخرین کدخدای آبکوه سعدآباد و احمدآباد
بعد از مرحوم کدخدا غلامحسین سالاری، از مرحوم شیخ حسن اعلمی میتوان به عنوان آخرین کدخدای آبکوه، سعدآباد و احمدآباد یاد کرد.
مرحوم شیخ حسن اعلمی، یکی از افراد مؤمن و معتمد آّبکوه و سعدآباد، طی درخواست جمعی از معتمدان و سرسالارهای آبکوه و احمدآباد در تاریخ 1/3/1328 به فرمانداری مشهد معرفی و در تاریخ 12/3/1328 حکم ایشان صادر و به عنوان آخرین کدخدای آبکوه و سعدآباد کارخود را آغاز کرد
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بعد از مرحوم کدخدا غلامحسین سالاری، از مرحوم شیخ حسن اعلمی میتوان به عنوان آخرین کدخدای آبکوه، سعدآباد و احمدآباد یاد کرد.
مرحوم شیخ حسن اعلمی، یکی از افراد مؤمن و معتمد آّبکوه و سعدآباد، طی درخواست جمعی از معتمدان و سرسالارهای آبکوه و احمدآباد در تاریخ 1/3/1328 به فرمانداری مشهد معرفی و در تاریخ 12/3/1328 حکم ایشان صادر و به عنوان آخرین کدخدای آبکوه و سعدآباد کارخود را آغاز کرد
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
💦آب ها
قسمت دوم
یکی دیگرازمنابع تعیین آب مصرفی خانواده ها درسالهای دور و قبل ازسیستم آبرسانی ازطریق لوله کشی آب ، چاه آب منازل بود . اگرچه دربافت شهری اکثراً آب مصرفی مردم ازطریق ذخیره آب درآب انبارهای منازل تامین می شد اما در حاشیه شهروخصوصاً بافت روستایی مردم آب مصرفی خود اعم از آشامیدنی ودیگر مصارف خانگی را ازچاهِ آبِ درون منازل تأمین میکردند. درکنار چاه چرخی ازچوب ساخته شدهبود که مردم به آن«چرخِ چاه» میگفتند. پشت چرخِ چاه، نشیمنگاهی از گِل و خشت ساخته شده بود که درزمان کشیدن آب ازچاه، افراد روی آن می نشستند و ازداخل چاه آب میکشیدند. شخصی که قرار بود ازچاه آب بکشد برروی نشیمنگاه پشتِ چرخ چاه مینشست و سطلی به نام «دول جیری» را با استفاده ازطنابی که به چرخ چاه متصل بود، درون چاه میفرستاد و پس از پرشدن سطل از آب، با فشارآوردن پا به چرخ چاه، از درون چاه سطل آب را بالا میکشید.
این چاهها در تابستان برای مردم تقریباً کار یخچال را هم انجام میداد. مردم شبها مواد فاسدشدنی خود را داخل سطل قرار میدادند و به درون چاه که هوای خنکتری داشت میفرستادند تا مانع فاسدشدن مواد غذایی خود شوند.
#آبها
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت دوم
یکی دیگرازمنابع تعیین آب مصرفی خانواده ها درسالهای دور و قبل ازسیستم آبرسانی ازطریق لوله کشی آب ، چاه آب منازل بود . اگرچه دربافت شهری اکثراً آب مصرفی مردم ازطریق ذخیره آب درآب انبارهای منازل تامین می شد اما در حاشیه شهروخصوصاً بافت روستایی مردم آب مصرفی خود اعم از آشامیدنی ودیگر مصارف خانگی را ازچاهِ آبِ درون منازل تأمین میکردند. درکنار چاه چرخی ازچوب ساخته شدهبود که مردم به آن«چرخِ چاه» میگفتند. پشت چرخِ چاه، نشیمنگاهی از گِل و خشت ساخته شده بود که درزمان کشیدن آب ازچاه، افراد روی آن می نشستند و ازداخل چاه آب میکشیدند. شخصی که قرار بود ازچاه آب بکشد برروی نشیمنگاه پشتِ چرخ چاه مینشست و سطلی به نام «دول جیری» را با استفاده ازطنابی که به چرخ چاه متصل بود، درون چاه میفرستاد و پس از پرشدن سطل از آب، با فشارآوردن پا به چرخ چاه، از درون چاه سطل آب را بالا میکشید.
این چاهها در تابستان برای مردم تقریباً کار یخچال را هم انجام میداد. مردم شبها مواد فاسدشدنی خود را داخل سطل قرار میدادند و به درون چاه که هوای خنکتری داشت میفرستادند تا مانع فاسدشدن مواد غذایی خود شوند.
#آبها
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (جِقِن جِقِن ) یعنی چه؟؟
Anonymous Quiz
86%
پاره پاره, ریز ریز
6%
پرخاشگری
6%
ار بازی های قدیمی
3%
اصراف کردن
0%
هیچکدام
اَزُو وَختا
در اصطلاح مردم قدیم مشهد (دِلندَروا ) یعنی چه ؟؟؟
دِلَندَروا یعنی : دلواپس ، نگران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف فوق العاده زیبای شب_یلدا باصدای استاد شجریان🥀
یادش هماره پایا
🌷@Azu_vaxta👈
➰•➰
از غم عشقـت..
دل شیدا شکست..
شیشه می در...
شب یلدا شکست
یادش هماره پایا
🌷@Azu_vaxta👈
➰•➰
از غم عشقـت..
دل شیدا شکست..
شیشه می در...
شب یلدا شکست
🍁آخرین ایستگاه پاییز نزدیک است
چند قدم آنطرفتر
رو به سوی زمستان
اندوهت را به برگها بسپار
که صدای آمدن یلدا
آرام آرام به گوش می رسد...
🍂امیدوارم این لحظات پایانی پاییز که جوجه ها رو میشمارین، اگر جوجه ای کم میاد غم هاتون باشه که کم شده و با دلی شاد به پیشواز یلدا برین🍉
🌷@Azu_vaxta👈
چند قدم آنطرفتر
رو به سوی زمستان
اندوهت را به برگها بسپار
که صدای آمدن یلدا
آرام آرام به گوش می رسد...
🍂امیدوارم این لحظات پایانی پاییز که جوجه ها رو میشمارین، اگر جوجه ای کم میاد غم هاتون باشه که کم شده و با دلی شاد به پیشواز یلدا برین🍉
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌺🌼
🌺🌼
🌼
هر آنکس که او از گنهکار چَشم
بخوابید و آسان فروخورْد خشم
فزونیش هر روز بَفزون شود
شتاب آوَرَد دل پر از خون شود
هر آنکس که با آبِ دریا نبَرد
بجویَد نباشد خردمندْمرد
کمان دار دل را زبانت چو تیر
تو این داستانِ من آسان مگیر
#فردوسى
با آرزوی اینکه:
به نیکی گراییم و پیمان کنیم
به داد و دِهِش دل گروگان کنیم
که خوبیّ و زشتی ز ما یادگار
بمانَد تو جز تخمِ نیکی مکار
#ارسالی_دوستان
#جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
🌷@Azu_vaxta👈
🌺🌼
🌼
هر آنکس که او از گنهکار چَشم
بخوابید و آسان فروخورْد خشم
فزونیش هر روز بَفزون شود
شتاب آوَرَد دل پر از خون شود
هر آنکس که با آبِ دریا نبَرد
بجویَد نباشد خردمندْمرد
کمان دار دل را زبانت چو تیر
تو این داستانِ من آسان مگیر
#فردوسى
با آرزوی اینکه:
به نیکی گراییم و پیمان کنیم
به داد و دِهِش دل گروگان کنیم
که خوبیّ و زشتی ز ما یادگار
بمانَد تو جز تخمِ نیکی مکار
#ارسالی_دوستان
#جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
🌷@Azu_vaxta👈