امروزه با وجود فناوری و اطلاعات پیشرفته توجه به فرهنگ و آداب و رسوم مناطق کمرنگ شده و بسیاری از این فرهنگ ها که ریشه در تاریخ دارد دستخوش تغییرات جزئی و گاهی کلی قرار گرفته است بنحوی که برخی از این آئین ها رفته رفته رو به فراموشی می رود .
شب یلدا یکی از همین آئین هاست ، اگر چه در حال حاضر در کنارآیین هایی نظیر عید نوروز، چهارشنبه سوری و ..... که ریشه در فرهنگ چندین هزار ساله ما دارد در شب اول فصل زمستان برگزار می گردد اما تفاوت های بسیار زیادی با گذشته دارد که این تفاوت ها درحال حاضر و تغییرو تحولات اجتماعی تا اندازه ای قابل توجیه بوده و خواه ناخواه باید آن را پذیرفت.
شب یلدا که در میان مردم خراسان به شو چله (شب چله) معروف و دارای پیشنیه دیرینه ای است و مردم در این شب با شرکت در شب نشینی های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات و برگزاری آیین های مختلف سعی در بهتر گذراندن طولانی ترین شب سال دارند.
🌷@Azu_vaxta👈
شب یلدا یکی از همین آئین هاست ، اگر چه در حال حاضر در کنارآیین هایی نظیر عید نوروز، چهارشنبه سوری و ..... که ریشه در فرهنگ چندین هزار ساله ما دارد در شب اول فصل زمستان برگزار می گردد اما تفاوت های بسیار زیادی با گذشته دارد که این تفاوت ها درحال حاضر و تغییرو تحولات اجتماعی تا اندازه ای قابل توجیه بوده و خواه ناخواه باید آن را پذیرفت.
شب یلدا که در میان مردم خراسان به شو چله (شب چله) معروف و دارای پیشنیه دیرینه ای است و مردم در این شب با شرکت در شب نشینی های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات و برگزاری آیین های مختلف سعی در بهتر گذراندن طولانی ترین شب سال دارند.
🌷@Azu_vaxta👈
● پیشینه جشن
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.
● مراسم و آداب جشن
برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند.
آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.
جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.
یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.
از چله تا سرماپیرزن در روایت خراسانیها
داستان «ننهسرما» که معروفترین فولکلور درباره زمستان است و ریشه در آگاهساختن مردم از شدت و حدت سرمای زمستان دارد، بعدها سبب نامگذاری برخی روزهای فصل سرد سال شده است. در این داستان که پرداخته باور ایرانیان است، زمستان به دو بخش چله بزرگ (ابتدای دی تا ۱۰ روز پس از بهمن) و چله کوچک (از ۱۱بهمن تا پایان ماه) تقسیم میشده که در گویش خراسانی به «چله کلون» و «چله خردو» شهره است. خراسانیها چهارروز آخر چله بزرگ و چهارروز اول چله کوچک را هم «چارچار» میخواندهاند که سرما در آن شدت میگرفته است.
🌷@Azu_vaxta👈
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.
● مراسم و آداب جشن
برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند.
آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.
جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.
یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.
از چله تا سرماپیرزن در روایت خراسانیها
داستان «ننهسرما» که معروفترین فولکلور درباره زمستان است و ریشه در آگاهساختن مردم از شدت و حدت سرمای زمستان دارد، بعدها سبب نامگذاری برخی روزهای فصل سرد سال شده است. در این داستان که پرداخته باور ایرانیان است، زمستان به دو بخش چله بزرگ (ابتدای دی تا ۱۰ روز پس از بهمن) و چله کوچک (از ۱۱بهمن تا پایان ماه) تقسیم میشده که در گویش خراسانی به «چله کلون» و «چله خردو» شهره است. خراسانیها چهارروز آخر چله بزرگ و چهارروز اول چله کوچک را هم «چارچار» میخواندهاند که سرما در آن شدت میگرفته است.
🌷@Azu_vaxta👈
شو چِلّه ما اوقِدیما کِ مِثل حالا نبود ای هَمَه دنگ و فَنگ دِشتَه بِشَه ، شو چِلّه او وختا با حالا زمین تا آسمون توفیرداش . حالا شو چِلّه مِیَن بِ حساب سُنّـَتا رِ زنده کِنَن رومبل چِفتِ بخاری یا شومینه شا لَم مِدن گوشیا شا رَم از خُردُکُلون شا یَنی اَز هَمو نِوِسَه بگیر تا بُبا کلون شا ، مِگِرَن دَس شا یک دوسه ساعتی جُمبور نُمُخورنَ اصلاًقدرت خدا هَمو چینگاشا یَم وا نِمِرَه یک کِلِمَه اَختلاط کِنَن ، رومیزِشایَم اِقَد نِمدِنُم چُس فیلُ آجیل شورُشیرین َ موزُ کیویُ اَنارُپرتقالُ نارنگیُ انارُهَندِوِنَه و شِرنِیُ چیندَن کِ خدا مِدِنَه ایناش یَک کنار نِمدِنُم چی صیغه ای یَه کِ حَتمَنی بویِس یَک کیک شکل هَندِوِنَه واَنارم چِفتِ همو هَندِوِنَه و انارراس راسَکیش یَم بِشَه . نصف شو وَم وختی کِ شِکَمِشا به قارُقور افتاد اولش مِرن سراغ پیتزا یا ساندویجِ شا بعدَم مِرَن سروَخت میوه چینه شا..... اَخر شو هم هَمشا کَـِرُو گیج مُفتَن یک گوشه ....مثلاَ ای بود شو چِلّ شا....
شو چِلّه او وَختا کِ ما بِچَه بودِم با حالا زمین تا آسمون توفیر داش .... شو چِلّـَه وختی کِ شومِ شو رِ هَمو سر شو مُخوردِم بَعدِش حرکت مِکِردِم مِرَفتِم خَنِه کُلون تَراما ، مِشَستِم زیرکُرسی ، تومُجمَع روکُرسی یَم پور بود از دَنِه هِندِوَنَه ُ خربِزَه ُ کُدوُ کیَشتَه ُ قیسیُ سینَجَدُ عَنابُ آلو ُ آلوچَه ُ نُخود کیشمیشُ دَنِه زِردآلو ُ اَنگور اَوَنگ ُ خربزه لاکی که ازسرمیزون بِ چُخدِ خَنَه ها ما دِلَنگون مِکِردِم بُری شو چِلّه و زِمستونِما .......... ازهَمواولم مِثلِ ای چِلاسا شروع مِکِردِم بِ لُمبوندَن وختی کِ سیرو پور مِرَفتِم اَگه بَرفَم اَمده بود کِ دِگَه چی بیتَر یک بَرفُ شیره یَم مُخوردِ مُ بَعدِشَم کلونتَرا ما اُوسِنَه مُگُفتَن ... یکی اُوسِنَه چهلطوطی رِ مُگُف ، او یکی حسین کُرد یکی دِگه امیرارسلان و او یکی دِگه از حُسینا مُگُف .... ساعت ده یازده یَم مُگُفتِم وَخِزِم بِرِم کِ نِصفِ شو رَف نمازاما صُب قِضا مرَه......
علی دشتبان 29آذر99
#دلنوشته
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
شو چِلّه او وَختا کِ ما بِچَه بودِم با حالا زمین تا آسمون توفیر داش .... شو چِلّـَه وختی کِ شومِ شو رِ هَمو سر شو مُخوردِم بَعدِش حرکت مِکِردِم مِرَفتِم خَنِه کُلون تَراما ، مِشَستِم زیرکُرسی ، تومُجمَع روکُرسی یَم پور بود از دَنِه هِندِوَنَه ُ خربِزَه ُ کُدوُ کیَشتَه ُ قیسیُ سینَجَدُ عَنابُ آلو ُ آلوچَه ُ نُخود کیشمیشُ دَنِه زِردآلو ُ اَنگور اَوَنگ ُ خربزه لاکی که ازسرمیزون بِ چُخدِ خَنَه ها ما دِلَنگون مِکِردِم بُری شو چِلّه و زِمستونِما .......... ازهَمواولم مِثلِ ای چِلاسا شروع مِکِردِم بِ لُمبوندَن وختی کِ سیرو پور مِرَفتِم اَگه بَرفَم اَمده بود کِ دِگَه چی بیتَر یک بَرفُ شیره یَم مُخوردِ مُ بَعدِشَم کلونتَرا ما اُوسِنَه مُگُفتَن ... یکی اُوسِنَه چهلطوطی رِ مُگُف ، او یکی حسین کُرد یکی دِگه امیرارسلان و او یکی دِگه از حُسینا مُگُف .... ساعت ده یازده یَم مُگُفتِم وَخِزِم بِرِم کِ نِصفِ شو رَف نمازاما صُب قِضا مرَه......
علی دشتبان 29آذر99
#دلنوشته
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
👍1
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشه( زِرقَوَه)یعنی چه؟
زِرقَوَه یعنی : غذایی که بعلت شوری زیاد قابل خوردن نیست
در اصطلاح مردم قدیم مشهد (دِلندَروا ) یعنی چه ؟؟؟
Anonymous Quiz
40%
جای خوش آب و هوا
19%
جای بکر و دست نخورده
9%
شنگول و شاد
30%
دلواپس و نگران
2%
هبچکدام
غلام هموطور کِ با گورموش بِ درچوبی زیوار دررفته حولی ما گُمبَه مُکوبید صدای نِکَرَشَم بلن کرده بود و یک رون مگف علی هوی علی ..... علی هوی ..... و اجاش وِل کنم نُبُود .... بُبام همو ساخ کِ دستای اَلِفشِشِ بِ تنبونش مِمالید گف : کیه واز صدات مِزِنه .... گفتم : غلامه .... بُبام همو جور که داشت یک لکه چرب شیرین مِذاش تو دَهَنِش گُف : صددِفَه گفتم با ای یَرِه گه لِمَشت راه نَرو اَدم دلشورا مِرَه به شِغِش نگاه کِنَه ..... صدای غِژَّست وا رفتن در با صدای نکره غلام ایبار کفر بُبامِ درآورد و با صدای بُلَن بِ روم توپید : بریچی وَر نِمیخیزی ببینی ای یَرِگِ اَلدنگ چِکارت دِرَه .... همالایه کِ پَشنِه دَرِ از جِلّه بِکِنَّه .... بِزِش بگو اَگه یَک دِفِه دِگَه ایجوری دَر بِزِنَه میگیرُمُ یک گوش توییش مُدُم که ..... و پُوش بَندِش صداشِ بُلَن کرد و گُف : آهای بُزنغره نِمتِنی مثل بچه ی اَدم در بزنی...... بقی حرفای ببامِ دِگَه نِمِشنیدُم که بدو بدو پا لُخ خُدِمِ رسوندم در حولی تا چشمُم به غلام افتاد قبل از ایکه مُ یک کلوم بگم ..گف : نِمی یی بِرِم خنه کِلبِ جواد
گفتم : بِرِچی
گف: شربت و شِرنی مِدَن .... شو بَزی یَم دِرَن ، مث پارسال ، دِقَّتم هس . همو کِ مُگُف مُخام بُرُم تو اَفتِبَه
گفتم : برِم ..... و صدای بلنگوی مَچّدِ ازدوربگوش مِرسید کِ........
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
زولبیا و بامیه زیر دندونه ، نعمت فراوونه
امشو چراغونه و نقل و پاشونه
قهوچی کل مرتضی
توی این نعلبکی ها
خاک توتونه، امشو چراغونه
نعمت فراوونه ، امشو چراغونه
اوستا ممد نارگیلی
نارگیلِ بد مِدنه
درخفا خوب مخوره
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
#دلنوشته
#علی_دشتبان
-سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری (س)، ستاره درخشان ایمان و عفت و پرستار دلهای زخم خورده و روز پرستار گرامی باد.
@Azu_vaxta👈
گفتم : بِرِچی
گف: شربت و شِرنی مِدَن .... شو بَزی یَم دِرَن ، مث پارسال ، دِقَّتم هس . همو کِ مُگُف مُخام بُرُم تو اَفتِبَه
گفتم : برِم ..... و صدای بلنگوی مَچّدِ ازدوربگوش مِرسید کِ........
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
زولبیا و بامیه زیر دندونه ، نعمت فراوونه
امشو چراغونه و نقل و پاشونه
قهوچی کل مرتضی
توی این نعلبکی ها
خاک توتونه، امشو چراغونه
نعمت فراوونه ، امشو چراغونه
اوستا ممد نارگیلی
نارگیلِ بد مِدنه
درخفا خوب مخوره
امشو چراغونه ، نعمت فراوونه
#دلنوشته
#علی_دشتبان
-سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری (س)، ستاره درخشان ایمان و عفت و پرستار دلهای زخم خورده و روز پرستار گرامی باد.
@Azu_vaxta👈
یکی از آیینهای ویژه شب چله در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» میریزند. مردان و جوانان فامیل با دستهای از چوبهای نازک بنام "دسته گز" که از ترکههای به هم بسته شده درخت گز یا انار است مایع مزبور را برای ساعتها هم میزنند تا به صورت کف سفت درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف و سپس سفت شود خشک شده آن مانند گز اصفهان میشود. کف آماده شده در پایان با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده میشود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کفها مجاز هستند با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان میافزایند.
🌷@Azu_vaxta👈
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کف زنی» شب یلدا هنوز در جنوب خراسان رضوی و خراسان جنوبی پابرجاست
🌷@Azu_vaxta👈
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
ترانه های ماندگار شمال خراسان - لی لوشمشیر
گروه موسیقی مقامی هرای قوچان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
ترانه های ماندگار شمال خراسان - لی لوشمشیر
گروه موسیقی مقامی هرای قوچان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
موسیقی نِماشوم ترانه های ماندگار شمال خراسان - لی لوشمشیر گروه موسیقی مقامی هرای قوچان #موسیقی_نماشوم #موسیقی_محلی #خراسان نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب 🌷@Azu_vaxta👈
گروه موسیقی هَرای
گروه موسیقی مقامی هَرای چند سالی است که در زمینه ی موسیقی محلی شمال خراسان فعالیت می کند. هَرای (Heray = هه رای) در زبان کُردی به معنای «فریاد» و از مقام های معروف موسیقی کُردی خراسان است. هسته ی اولیه این گروه از چندین سال قبل توسط بانوان قوچانی شکل گرفت و با عناوین مختلف تاکنون افخارات زیادی کسب کرده است. خانم نسترن ابوالحسن زاده قوچانی سرپرستی این گروه را بر عهده دارد.
🌷@Azu_vaxta👈
گروه موسیقی مقامی هَرای چند سالی است که در زمینه ی موسیقی محلی شمال خراسان فعالیت می کند. هَرای (Heray = هه رای) در زبان کُردی به معنای «فریاد» و از مقام های معروف موسیقی کُردی خراسان است. هسته ی اولیه این گروه از چندین سال قبل توسط بانوان قوچانی شکل گرفت و با عناوین مختلف تاکنون افخارات زیادی کسب کرده است. خانم نسترن ابوالحسن زاده قوچانی سرپرستی این گروه را بر عهده دارد.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروردگارا!
در این شب آرام
آسمان تاریک دل ما را از ستاره باران عشقت بی نصیب نگردان
و
آرامشی آسمانی به قلب های ما نازل فرما
شبتون الهی دوستان بزرگوار
🌷@Azu_vaxta👈
در این شب آرام
آسمان تاریک دل ما را از ستاره باران عشقت بی نصیب نگردان
و
آرامشی آسمانی به قلب های ما نازل فرما
شبتون الهی دوستان بزرگوار
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین یکشنبه پاییزتون عالی🌸🍃
برای امروزتون..
یک سبد محبت🌸🍃
یک دنیا عشق
یک عالم خوشبختی
یک دشت لاله 🌸🍃
یک کوه دوستی
یک آسمان ستاره
یک جهان زیبایی 🌸🍃
یک دامن نیک نامی
و یک عمر سرفرازی
از خداوند براتون خواهانم 🌸🍃
🌷@Azu_vaxta👈
برای امروزتون..
یک سبد محبت🌸🍃
یک دنیا عشق
یک عالم خوشبختی
یک دشت لاله 🌸🍃
یک کوه دوستی
یک آسمان ستاره
یک جهان زیبایی 🌸🍃
یک دامن نیک نامی
و یک عمر سرفرازی
از خداوند براتون خواهانم 🌸🍃
🌷@Azu_vaxta👈
کدخدا
تعیین کدخدا در جامعه روستایی و عشایری ایران سابقه چندین هزارساله دارد.
در ادوارگذشته کدخدا در رأس قدرت روستاها قرار داشت. کدخدایان را معمولاً از افراد تقریباً مسن، دارای عدم سوءِ پیشینه، درستکار و امین مردم، افرادی باسواد و دارای نفوذ کلام، متشخّص، متمکّن و متدیّن انتخاب میکردند. سنّ کدخدایان معمولا از میانسالی به بالا بود زیرا دارای تجربۀ کافی بودند و شناخت لازم از سوابق اهالی محل داشتند.
از جمله وظایف کدخدایان میتوان به این موارد اشاره کرد: رسیدگی به شکایات و دعاوی مربوط به زمینهای کشاورزی، آبیاری مزارع و باغها، نگهداری و سرپرستی یتیمان و بیوهزنان و افراد مستمند و بیسرپرست، رسیدگی به مسائل و مشکلات خانوادگی مردم اعم از ازدواج و طلاق و حلّ اختلاف زوجین طبق ضوابط شرع و عرف، نظارت بر دفاتر نفوس و دفاتر عقد و ازدواج ، چگونگی جریمۀ افراد خاطی، انتخاب و اعزام مشمولان خدمت سربازی، جمعآوری مالیات و... از عمده وظایف کدخداها بود.
حدود اختیارات و قدرت کدخداها متناسب با شرایط مکانی متغیر بود. کدخدا اختلافهای جزئی را حلّوفصل و خطاکاران را به مراجع ذیصلاح معرفی میکرد وی رابط بين روستائيان و اداره هاي دولتي نيز به شمار ميآمد. از جمله، هنگامي که مأموريا مأموران دولتي براي انجام وظايفي چون رسيدگي به امور بهداشتي، سرشماري نفوس، امور انتظامي و سربازگيري به روستا مي آمدند، وظيفۀ کدخدا بود که آنها را راهنمایی و از آنان پذيرايي کند. در چنين مواردي، مأموران ابتدا به کدخدا مراجعه ميکردند تا تسهيلات لازم براي انجام کارهايشان فراهم شود.
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
تعیین کدخدا در جامعه روستایی و عشایری ایران سابقه چندین هزارساله دارد.
در ادوارگذشته کدخدا در رأس قدرت روستاها قرار داشت. کدخدایان را معمولاً از افراد تقریباً مسن، دارای عدم سوءِ پیشینه، درستکار و امین مردم، افرادی باسواد و دارای نفوذ کلام، متشخّص، متمکّن و متدیّن انتخاب میکردند. سنّ کدخدایان معمولا از میانسالی به بالا بود زیرا دارای تجربۀ کافی بودند و شناخت لازم از سوابق اهالی محل داشتند.
از جمله وظایف کدخدایان میتوان به این موارد اشاره کرد: رسیدگی به شکایات و دعاوی مربوط به زمینهای کشاورزی، آبیاری مزارع و باغها، نگهداری و سرپرستی یتیمان و بیوهزنان و افراد مستمند و بیسرپرست، رسیدگی به مسائل و مشکلات خانوادگی مردم اعم از ازدواج و طلاق و حلّ اختلاف زوجین طبق ضوابط شرع و عرف، نظارت بر دفاتر نفوس و دفاتر عقد و ازدواج ، چگونگی جریمۀ افراد خاطی، انتخاب و اعزام مشمولان خدمت سربازی، جمعآوری مالیات و... از عمده وظایف کدخداها بود.
حدود اختیارات و قدرت کدخداها متناسب با شرایط مکانی متغیر بود. کدخدا اختلافهای جزئی را حلّوفصل و خطاکاران را به مراجع ذیصلاح معرفی میکرد وی رابط بين روستائيان و اداره هاي دولتي نيز به شمار ميآمد. از جمله، هنگامي که مأموريا مأموران دولتي براي انجام وظايفي چون رسيدگي به امور بهداشتي، سرشماري نفوس، امور انتظامي و سربازگيري به روستا مي آمدند، وظيفۀ کدخدا بود که آنها را راهنمایی و از آنان پذيرايي کند. در چنين مواردي، مأموران ابتدا به کدخدا مراجعه ميکردند تا تسهيلات لازم براي انجام کارهايشان فراهم شود.
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
قلعۀ آبکوه تا حدود اواخر دهۀ سی زیر نظر کدخدا اداره میشد. کدخدا با پیشنهاد معتمدان و ریشسفیدان آبکوه انتخاب و به استانداری معرفی میگردید. استانداری بعد از واجد صلاحیت دانستن فرد پیشنهادی، حکم فرد مذکور را صادر و او را به مردم معرفی میکرد.
نمونهای از این حکم که بهنام مرحوم غلامحسین سالاری در سال 1326شمسی صادر شده را مشاهده می فرمایید.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
نمونهای از این حکم که بهنام مرحوم غلامحسین سالاری در سال 1326شمسی صادر شده را مشاهده می فرمایید.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
آخرین کدخدای آبکوه سعدآباد و احمدآباد
بعد از مرحوم کدخدا غلامحسین سالاری، از مرحوم شیخ حسن اعلمی میتوان به عنوان آخرین کدخدای آبکوه، سعدآباد و احمدآباد یاد کرد.
مرحوم شیخ حسن اعلمی، یکی از افراد مؤمن و معتمد آّبکوه و سعدآباد، طی درخواست جمعی از معتمدان و سرسالارهای آبکوه و احمدآباد در تاریخ 1/3/1328 به فرمانداری مشهد معرفی و در تاریخ 12/3/1328 حکم ایشان صادر و به عنوان آخرین کدخدای آبکوه و سعدآباد کارخود را آغاز کرد
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بعد از مرحوم کدخدا غلامحسین سالاری، از مرحوم شیخ حسن اعلمی میتوان به عنوان آخرین کدخدای آبکوه، سعدآباد و احمدآباد یاد کرد.
مرحوم شیخ حسن اعلمی، یکی از افراد مؤمن و معتمد آّبکوه و سعدآباد، طی درخواست جمعی از معتمدان و سرسالارهای آبکوه و احمدآباد در تاریخ 1/3/1328 به فرمانداری مشهد معرفی و در تاریخ 12/3/1328 حکم ایشان صادر و به عنوان آخرین کدخدای آبکوه و سعدآباد کارخود را آغاز کرد
#کدخدا_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
💦آب ها
قسمت دوم
یکی دیگرازمنابع تعیین آب مصرفی خانواده ها درسالهای دور و قبل ازسیستم آبرسانی ازطریق لوله کشی آب ، چاه آب منازل بود . اگرچه دربافت شهری اکثراً آب مصرفی مردم ازطریق ذخیره آب درآب انبارهای منازل تامین می شد اما در حاشیه شهروخصوصاً بافت روستایی مردم آب مصرفی خود اعم از آشامیدنی ودیگر مصارف خانگی را ازچاهِ آبِ درون منازل تأمین میکردند. درکنار چاه چرخی ازچوب ساخته شدهبود که مردم به آن«چرخِ چاه» میگفتند. پشت چرخِ چاه، نشیمنگاهی از گِل و خشت ساخته شده بود که درزمان کشیدن آب ازچاه، افراد روی آن می نشستند و ازداخل چاه آب میکشیدند. شخصی که قرار بود ازچاه آب بکشد برروی نشیمنگاه پشتِ چرخ چاه مینشست و سطلی به نام «دول جیری» را با استفاده ازطنابی که به چرخ چاه متصل بود، درون چاه میفرستاد و پس از پرشدن سطل از آب، با فشارآوردن پا به چرخ چاه، از درون چاه سطل آب را بالا میکشید.
این چاهها در تابستان برای مردم تقریباً کار یخچال را هم انجام میداد. مردم شبها مواد فاسدشدنی خود را داخل سطل قرار میدادند و به درون چاه که هوای خنکتری داشت میفرستادند تا مانع فاسدشدن مواد غذایی خود شوند.
#آبها
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت دوم
یکی دیگرازمنابع تعیین آب مصرفی خانواده ها درسالهای دور و قبل ازسیستم آبرسانی ازطریق لوله کشی آب ، چاه آب منازل بود . اگرچه دربافت شهری اکثراً آب مصرفی مردم ازطریق ذخیره آب درآب انبارهای منازل تامین می شد اما در حاشیه شهروخصوصاً بافت روستایی مردم آب مصرفی خود اعم از آشامیدنی ودیگر مصارف خانگی را ازچاهِ آبِ درون منازل تأمین میکردند. درکنار چاه چرخی ازچوب ساخته شدهبود که مردم به آن«چرخِ چاه» میگفتند. پشت چرخِ چاه، نشیمنگاهی از گِل و خشت ساخته شده بود که درزمان کشیدن آب ازچاه، افراد روی آن می نشستند و ازداخل چاه آب میکشیدند. شخصی که قرار بود ازچاه آب بکشد برروی نشیمنگاه پشتِ چرخ چاه مینشست و سطلی به نام «دول جیری» را با استفاده ازطنابی که به چرخ چاه متصل بود، درون چاه میفرستاد و پس از پرشدن سطل از آب، با فشارآوردن پا به چرخ چاه، از درون چاه سطل آب را بالا میکشید.
این چاهها در تابستان برای مردم تقریباً کار یخچال را هم انجام میداد. مردم شبها مواد فاسدشدنی خود را داخل سطل قرار میدادند و به درون چاه که هوای خنکتری داشت میفرستادند تا مانع فاسدشدن مواد غذایی خود شوند.
#آبها
🌷@Azu_vaxta👈