اَزُو وَختا
383 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
همچنین بعد‌ها خط ۹ هم از ابتدای طبرسی تا آسایشگاه محراب‌خان به این خطوط افزوده شد. پس از شور و مشورت‌های فراوان بالاخره برخی رجال مشهد، چون مهندس جواد شهرستانی و سپهبد امیر عزیزی تصمیم به ایجاد شرکت‌واحد مشهد گرفتند. طبق قانون تأسیس شرکت‌واحد، ابتدا نسبت سهام ۵۱ درصد شهرداری و ۴۹ درصد متفرقه درنظر گرفته شد که بنا به‌عللی بعدا در این امر تجدیدنظر به‌عمل آمد. در سال ۱۳۴۴ شمسی سهامداران عمده ۱۰ نفر بودند که یکی از آن‌ها شهرداری بود، ولی در سال ۱۳۵۳، شهرداری ۵ هزار سهم و پنج سهم بقیه را حاج‌علی‌اکبر توکل باقری، صاحب شرکت اتو توکل سابق تهران، دراختیار داشتند.

در ابتدای تأسیس، تعدادی از اتوبوس‌های اتوتوکل در خطوط مشهد مشغول کار شدند که از نظر وضع ظاهر هم‌رنگ اتومبیل‌هایش تقریبا سبز کم‌رنگ و کرم بود. همچنین یونیفرم لباس کارگرانش با کارگران اتوبوس‌های شرکت‌واحد متفاوت بود. اما رنگ اتوبوس‌های اولیه شرکت‌واحد مشهد، صورتی و کرم (رنگ مخصوص ناسیونال) بود.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
موسیقی محلی خراسان خواننده: استاد رستمی_قاین
نوازنده دوتار: محمد امین عابد
استاد رستمی هنرمند برجسته خراسان جنوبی در مردادماه امسال بر اثر کرونا درگذشت. روحش شاد
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
موسیقی نِماشوم موسیقی محلی خراسان خواننده: استاد رستمی_قاین نوازنده دوتار: محمد امین عابد استاد رستمی هنرمند برجسته خراسان جنوبی در مردادماه امسال بر اثر کرونا درگذشت. روحش شاد #موسیقی_نماشوم #موسیقی_محلی #خراسان نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم…
دوتار نوازی استاد رستمی افین از حرکت ایستاد
، عیسی رستمی افین متولد سال ۱۳۴۷ دهستان افین، بخش زهان شهرستان زیرکوه بود و سال ۱۳۶۱ برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان دکترعلی شریعتی شهرقاین شد.
رستمی درحالی که تنها ۱۶سال داشت درسال ۱۳۶۳ عازم جبهه‌ شد وبه مدت ۶ ماه دراین سنگر مقدس خدمت کرد.
وی در سال ۱۳۶۷ موفق به اخذ دیپلم تجربی شد وبعد ازاتمام سربازی ازدواج و سپس وارد کارخانه سیمان قاین شد و بعد از مدتی به استخدام رسمی این کارخانه درآمد.
وی به سبب علاقه به موسیقی محلی از نوجوانی آواز محلی را دنبال می‌کرد وازسال ۱۳۷۸ به صورت تجربی دوتار نوازی را آغاز کرد سپس در سال ۱۳۸۲ از محضر استادعزیز تنها واستادعسکریان بهره برد.
عیسی رستمی، مسئول گروه موسیقی مقامی سرآهنگ قاینات ، سال‌های متمادی با انجمن موسیقی و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی قاینات دراجرای کنسرت‌ها و جشنواره‌های موسیقی مقامی در شهرستان و استان به عنوان نوازنده و داور همکاری داشت.
وی از سال ۱۳۸۵ با صدا و سیمای خراسان جنوبی نیزهمکاری خود را آغازکرد
استاد موسیقی مقامی خراسان جنوبی بر اثر ابتلای به بیماری کرونا درشهر قاین دار فانی را وداع گفت.
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
نوستالژی مشهد قدیم
جالبه ببینید
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁آرامش آسمان شب
سهم قلبتان
🍁و خداوند
روشنى ِ بى خاموشِ
🍁تمـام لحظه هايتــان باشد
در این شب زیبای پاییزی
🍁آرزو دارم...
"غیر از خدا
🍁محتاج کسی نشوید"
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷جمعه تون شاد و زیبا
🌸امـروز برای
🌷تک تکون از خدا میخوام
🌸در کنار خانواده و
🌷عزیزانتان بهتـرین
🌸آدینه را سپری کنید
🌷لحظه هایی شیرین
🌸دنیایی آرام و
🌷یه زندگی صمیمی
🌸آرزوی من برای شماست
🌷جمعه تون زیبا و در پناه خدا
@Azu_vaxta👈
برخی از باورها و اعتقادات مردم در گذشته

اگر بچه روز جمعه به دنيا می آمد، بايد هم‌وزن او خرما کشیده و صدقه بدهند، وگرنه بزرگ خانواده مى‌ميرد.
. اگر ناخنِ گرفته‌شده زیر دست و پا بریزد، فقر در پی خواهد داشت. باید ناخنِ گرفته‌شده را در شکاف دیوار یا پاشنۀ در و پنجره قرار داد.
می‌گفتند از روى بچه شيرخوار نباید رد شد، زیرا بچه دير زبان باز مى‏كند و دير راه مى‏افتد. اگر بچه انگشت شصت پایش را می‌مکید، می‌گفتند «پشت مى‏خواهد»؛ یعنی اینکه برادر یا خواهر می‌خواهد. معمولاً بچه و نوزاد را روی طاقچه قرار نمی‌دادند زیرا معتقد بودند این کار خوش‌یُمن نیست. چنانچه بچه‌ای به دنیا می‌آمد و يکى از خويشان او از دنیا می‌رفت، می‌گفتند بچه بدپاقدم است.
چنانچه بچۀ کوچک سرش را روی زمین می‌گذاشت و پاهایش را باز و به عقب نگاه می‌کرد، می‌گفتند بچه راه می‌بیند و بر این عقیده بودند که مهمان خواهد آمد.
پس از پایان دادوستد، اگر وزنه‌ای روی ترازو جا مانده بود، مغازه‌دار به سرعت آن را برمی‌داشت زیرا اعتقاد داشتند تا زمانی که وزنه روی کفه ترازو باشد، مشتری دیگری وارد مغازه نخواهد
#باورهاواعتقادات
@Azu_vaxta👈
حوض آّب‌انبارآبکوه (حوض‌خرابه) سال1341 ش.
💦آب ها
قسمت اول
قبل از احداث شبکه لوله‌کشی‌ شهری،‌ مردم آب آشامیدنی خود را‌ به‌ چند طریق‌ تامین‌ می‌کردند:‌ بعضی از منازل دارای چاه آب‌ بود.‌ آب ‌انبارهایی نیز در نقاط مختلف شهر قرار داشت که تـوسط قنات هایی که‌ از‌ داخل شهر می‌گذشت، آبگیری می ‌شد و سپس سقاها با انداختن‌ مشکی‌ چرمی به دوش، آب را‌ از‌ این آب ‌انبارها ‌ ‌به منازل می ‌رساندند و در مقابل، مبلغی دریافت می‌کردند. افراد متمول،‌ آب‌ مصرفی خود را را از قناتهای گواراتر‌ و از‌ نظر بـهداشتی سالم‌تر‌ واقع‌ در خارج شهر تهیه‌ می‌کردند.‌ آنها آب مصرفی خود را از افرادی دریافت می‌کردند که توسط گاری آن را‌ به‌ منازل مشتریان می‌رساندند.

🌷@Azu_vaxta👈
حمام قدیمی
قسمت چهارم

ساختمان این حمام از زمانی که به‌یاد دارم بدین‌شکل بود که درِ آن رو به حضرت قرار داشت. بعد از پایین‌رفتن حدود سی‌پله، به سمت چپ که قدم می‌گذاشتی وارد فضای سربینه (رختکن) می‌شدی؛ سالنی به ابعاد تقریبی هشتادمتر که سقف آن گنبدی‌شکل و با خشت خام ساخته شده بود. در مرکز سقف سازه‌ای شیشه‌ای وجود داشت که در طول روز نور سربینه را تأمین می‌کرد. در سمت چپ ورودی حمام، میز مرد حمامی (اوستای‌حمامی) قرار داشت. البته در آن دوران عامۀ مردم کلمه استاد را سخنی ناشایست می‌دانستند و اگر فردی فرد دیگری را استاد خطاب می‌کرد طرف جهت متوجه‌ساختن فرد به گفتارش، می‌گفت که اُوستا (استاد) سرحمامه. بر روی میز مقداری وسایل حمام از قبیل شامپو یک‌نفره، رو شور، (سفیدآب)، صابون، لیف و کیسۀ حمام به چشم می‌خورد که مرد حمامی برای فروش گذاشته بود.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
مشتریان حمام پس از ورود به سربینه و بیرون آوردن لباس، لباس‌هایشان را داخل بقچه‌ای که با خود آورده بودند قرار میدادند و لنگ به کمرشان می‌بستند و بقچۀ خود را در گوشه‌ای قرار میدادند و اگر اشیای قیمتی نظیر پول، ساعت و انگشتر به همراه داشتند، آن را برای نگهداری به مرد حمامی تحویل می‌دادند. بعد به سمت محل شستشو وارد می‌شدند. قبل از محل شستشو (گرمخانه) حوضچۀ آب سرد قرار داشت که مردم پس از خروج پاهایشان را در این حوضچه به اصطلاح آب می‌کشیدند. بعد از حوضچه دالانی به طول چهار متر و عرض تقریباً دو متر قرار داشت که هوایش کمی گرم‌تر از سربینه بود .در سمت چپ و انتهای دالان توالت‌ها قرارگرفته بود تا مردم قبل از ورود به گرمخانه خود را از بول و غائط تخلیه کنند و مجبور نباشند در حمام ادرار کنند یا اینکه با بدن خیس و گرم از سربینه بیرون بیایند و از توالت استفاده کنند. در مقابل، درِ ورودی آهنی قرار گرفته بود که دالان را به محل شستشو متصل می‌کرد. درِ گرمخانه (محل شستشو) را که باز می‌کردی به یکباره هیاهوی حاضران درحمام به همراه صدای ریزش آب به داخل حوضچه، از میان فضایی بخارگرفته و دَم‌پیچیده به گوش می‌رسید. داخل حمام سه عدد حوض کوچک سیمانی مستطیل‌شکل در سه نقطۀ مختلف قرار گرفته بود که بالای هر کدام از آنها دو عدد شیر آب سرد و گرم نصب شده بود که دائم باز بود. اطراف این حوضچه‌ها همیشه از آنِ کسانی بود که زودتر از بقیه آمده بودند و برای دسترسی آسان به حوضچه آب، آن‌جا را انتخاب می‌کردند. بقیه بالاجبار در هر گوشه‌ای به کاری مشغول بودند؛ یکی کیسه می‌کشید و دیگری لیف می‌زد. در گوشه‌ای دیگر دلاک پیر محلّه مشغول تراشیدن موهای سرِ پیرمردی بود. کمی آن‌طرف‌تر جوانی در مقابل آئینۀ زِهواردررفته مشغول تراشیدن صورت خود بود. عده‌ای هم زیر دوش‌ها مشغول آبکشی و یا غسل‌کردن بودند. برخی هم که تازه وارد حمام شده بودند، مشغول خیس‌کردن بدن خود بودند تا پس از دوش‌گرفتن، به دیگر مراحل شستشوی خود بپردازند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
در اصطلاح مردم قدیم مشهد(خُروج) یعنی چه؟؟؟؟
خُروج یعنی خاکستر داغ، آتشی که از شعله افتاده‌ اما حرارت بسیار دارد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به کودکی ام که فکر می کنم تمام لحظاتش نمایش خاطرات شیرین است
کاش می شد دوباره به کودکی بر گشت و تمام آن صحنه ها و لحظه ها را از نو تجربه کرد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
موسیقی کرمانجی
الله مزار
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
روایت ترانه الله مزار
ترانه ي پرشكوه و پراندوه "الله مزار"روايت صادقانه وراستين يك فداكاري فرخ ويك سوگ سترگ است.الله مزار اندوه به يادگار مانده بر لب اين مردم است كه از ميان سروهاي در باروت نفس تازه كرده و دره هاي ژرف ديروز به يادگارمانده است.الله مزار قصه ي بلند جان فشاني مردم اين ديار و آواي بلند طنين افكنده درگوش ساليان است.الله مزار عزيز روايت به يادگارمانده ازهزاران مويه وترانه ي خفته درخاك است.
درباره منشاء پيدايش الله مزار محقق ارجمند و پژوهشگر توانمند استاد كليم الله توحدي و استاد محمد يگانه درروايتي مشترك معتقدند:

در سالهاي هجوم اقوام بيگانه مانند ازبكها به اين ديار مردم يك آبادي كه اساس زندگي شان بر دامپروری بوده است به منطقه ای گرمسیر مي روند.سفري چند ماهه تا آمدن دوباره ي بهار و بازگشت به آبادي.مردم براي محافظت از آبادي جوانان را در روستا باقي مي گذارند و خودراهي منطقه ی گرمسیر مي شوند.پس از مدتي هجوم دشمنان آغاز مي شود. پايمردي نستوه جوانان روستا در برابر دشمن انبوه عاقبت باعث شهادت فداكاران مي شود.

با سپري شدن فصل سرما مردم به روستا باز مي گردند.در سر شوق شيرين زندگي دارند و در دل اميد و آرزوهاي بسيار.وقتي به نزديك آبادي مي رسند با خانه هاي غارت شده و ويران روبه رو مي شوند و از آن همه جوان تنها مزارهايي به يادگار مانده است.مزار...مزار...

مردم مي گريند.در اين مزارها غيرت سرخ فرزندان اين مردم خفته است .عشق و شور و سرزندگي را در خاك دفن كرده اند. عروسي به دنبال مزار همسراست. جوشش عشق پاك اورابه سمت مزار همسر مي كشاندو...

در اين ميان رهگذري باديدن اين ماتم و سوگ و آن همه مزار و شيون و ارادت به فرياد مي آيد و روايتگر اين سوگ سرخ مي شود.او از ستم به فرياد مي آيد.آن گاه كه مي گويد: "وا چه روزگاره؟"گويي پرسشي است از همه ي تاريخ. فريادي است از سر درد و بي پناهي.بي هنري پادشاهان وطن به تاراج داده.
🌷@Azu_vaxta👈
متن ترانه الله مزار
الله مزاره مزاره الله مزاره مزاره
غریب رهگذارای دیدار
الله مزاره مزاره الله مزاره مزاره
وای چه روزگارایی دیدار
به پهنای صحرای دلتنگی
به پهنای صحرای دلتنگی
الله مزاره مزاره الله مزاره مزاره
غریب رهگزارای دیدار
الله مزاره مزاره الله مزاره مزاره
وای چه روزگارایی دیدار
به صحرای له له له له له له له لی
حال کفتری حال کفتری که در هوای تو
که میپره در هوای تو که میپره
در هوای تو ولله جونم فدای تو
امان امان امان امان امان آی امان امان
آهو جان امان آهو جان بگو از چه کوهایی میری
زمستون بود و به یاد تو زمستون بود و
به یاد تو ولله خواب بهارای دیدم
الله مزاره مزاره الله مزاره مزاره
غریب رهگذارای دیدار
الله مزاره مزاره الله مزاره مزاره
وای چه روزگارایی دیدار
🌷@Azu_vaxta👈
Audio
الله مزار فارسی
با صدای گرم مرحوم ایرج بسطامی
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💫شبتون معطر،
♥️به بوی مهربانی خدا،
💫یاد خدا همیشه در ذهنتان

💫الهی دلتون شاد،
♥️و قلب مهربان تان
💫همیشه تپنده باد ..

💫شب خوبی
♥️در کنار عزیزانتون‌ داشته باشید
💫شبتون بخیر و شادی
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸 زندگی با خنده گر جاری شود
❤️ نور شادی گر به چشمانت رود

🌸 می‌رود غـم از درون سینـه‌ات
❤️ محو خواهد شد به خنده کینه‌ات

🌸 بی‌خبر باش و بخند و شاد باش
❤️ راضی از هر چه خدایت داد باش

🌸سلام صبح شنبه تون بخیر و شادی
امروز و هر روزتون پراز موفقیت و کامیابی❤️
🌷@Azu_vaxta👈
امروزه با وجود فناوری و اطلاعات پیشرفته توجه به فرهنگ و آداب و رسوم مناطق کمرنگ شده و بسیاری از این فرهنگ ها که ریشه در تاریخ دارد دستخوش تغییرات جزئی و گاهی کلی قرار گرفته است بنحوی که برخی از این آئین ها رفته رفته رو به فراموشی می رود .
شب یلدا یکی از همین آئین هاست ، اگر چه در حال حاضر در کنارآیین هایی نظیر عید نوروز، چهارشنبه سوری و ..... که ریشه در فرهنگ چندین هزار ساله ما دارد در شب اول فصل زمستان برگزار می گردد اما تفاوت های بسیار زیادی با گذشته دارد که این تفاوت ها درحال حاضر و تغییرو تحولات اجتماعی تا اندازه ای قابل توجیه بوده و خواه ناخواه باید آن را پذیرفت.
شب یلدا که در میان مردم خراسان به شو چله (شب چله) معروف و دارای پیشنیه دیرینه ای است و مردم در این شب با شرکت در شب نشینی های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات و برگزاری آیین های مختلف سعی در بهتر گذراندن طولانی ترین شب سال دارند.
🌷@Azu_vaxta👈