عکس ها و یادها
۱۳۵۰/۱/۴ فردوسی
خانواده های مرحوم حاج حسین پورخاکسار (ناتی) ، حاج محمود مداح فر ، مرحوم محمد خاکساران ، حاج حسن شیرملنگ
#ارسالی_دوستان
شهباز خاکساران
@Azu_vaxta
۱۳۵۰/۱/۴ فردوسی
خانواده های مرحوم حاج حسین پورخاکسار (ناتی) ، حاج محمود مداح فر ، مرحوم محمد خاکساران ، حاج حسن شیرملنگ
#ارسالی_دوستان
شهباز خاکساران
@Azu_vaxta
دراصطلاح مردم قدیم مشهد( دُلووک)یعنی چه؟!!
Anonymous Quiz
53%
کیسه کش حمام
29%
کیسه قند
16%
کیسه حمام
3%
کیسه گونی
0%
هیچکدام
اَزُو وَختا
در اصطلاح مردم قدیم مشهد (چُغُند) یعنی چه ؟؟؟
در اصطلاح مردم قدیم مشهد (چُغُند) یعنی گنده و بزرگ,,,,
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱گاهی باید هنگام دلتنگی سفر کرد
سفر به خاطرات خوش گذشته
گاهی دیدن و یا شنیدن یکی از
همین خاطرات خوش گذشته
حس خوبی را به ما منتقل می کند.
امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه
@Azu_vaxta👈
سفر به خاطرات خوش گذشته
گاهی دیدن و یا شنیدن یکی از
همین خاطرات خوش گذشته
حس خوبی را به ما منتقل می کند.
امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه
@Azu_vaxta👈
اصطلاحات عامیانه
✍️آدم چوبی: بیعرضه و دستوپاچلفتی
✍️آدم دیرجوش: کسی که به سختی با دیگران انس میگیرد
✍️آدم سر به راه: شخص خوب و نجیب، کسی که مزاحم دیگران نیست
✍️آدم ششدرچهار: شخص کوچک اندام و ریزنقش
✍️آدم عوضی: کسی که ظاهرش با باطنش یکی نیست، بدطینت
✍️آدمقحطی: کمیابی آدم های کارآمد
✍️آدم کردن کسی: کسی را تربیت کردن، سواد آموختن
✍️آرتیستبازی: انجام کارهای غیرعادی
✍️آرد خود را بیختن و الک را آویختن: کسی که وظایف زندگیاش را انجام داده و دیگر توقعی از او نیست
✍️آزار داشتن: انجام کاری به قصد اذیت دیگری، کرم داشتن
✍️آستین بالا زدن: آماده شدن، به کاری برخاستن، پا پیش گذاشتن
✍️آستین تر داشتن: بسیار گریه کردن
✍️آستینسرخود: هر چیزی که وسیلهی کاربردش همراهش است
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
✍️آدم چوبی: بیعرضه و دستوپاچلفتی
✍️آدم دیرجوش: کسی که به سختی با دیگران انس میگیرد
✍️آدم سر به راه: شخص خوب و نجیب، کسی که مزاحم دیگران نیست
✍️آدم ششدرچهار: شخص کوچک اندام و ریزنقش
✍️آدم عوضی: کسی که ظاهرش با باطنش یکی نیست، بدطینت
✍️آدمقحطی: کمیابی آدم های کارآمد
✍️آدم کردن کسی: کسی را تربیت کردن، سواد آموختن
✍️آرتیستبازی: انجام کارهای غیرعادی
✍️آرد خود را بیختن و الک را آویختن: کسی که وظایف زندگیاش را انجام داده و دیگر توقعی از او نیست
✍️آزار داشتن: انجام کاری به قصد اذیت دیگری، کرم داشتن
✍️آستین بالا زدن: آماده شدن، به کاری برخاستن، پا پیش گذاشتن
✍️آستین تر داشتن: بسیار گریه کردن
✍️آستینسرخود: هر چیزی که وسیلهی کاربردش همراهش است
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
مرحوم استاد اسماعیل ستارزاده 📖متن آهنگ لیلا در وا کن مویوم ♬●♫●●♩●♬●♩●●♫●♬ عاشقم ؛ او مدم از دشت و صحرا ♬●♩ لیلا در وا کن مویم!! طالبم او مدم از بهر سودا !!!♬●♩ لیلا در وا کن مویم اومدم ، تا شوم شمع سرایت ♬●♩ لیلا در وا کُن مویم شوی نوروز کنم جونِ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
ترانه محلی لیلا در واکن مویُم
استاد پاکدامن
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
@Azu_vaxta👈
ترانه محلی لیلا در واکن مویُم
استاد پاکدامن
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
@Azu_vaxta👈
مشاغل قدیمی
قسمت اول
در سالهای اخیر پیشرفت درصنعت و تکنولوژی سرعت چشمگیری پیدا کرده است بنحوی که برخی از مشاغل قدیمی و مهم سالیان دور ، ازبین رفته اند وجای خود را به مشاغل دیگری داده اند،
یکی ازمهم ترین دلایلی که باعث از بین رفتن برخی از مشاغل قدیمی گردیده تغییرات فرهنگ و روش های زندگی درجامعه می باشد واز انقلاب صنعتی نیز میتوان بعنوان دلیل دیگراز بین رفتن برخی از مشاغل قدیم نام برد ، مشاغلی که شاید به جزء نسل های قدیم، کسی حتی نام آن ها را نشنیده باشد . در سلسله گفتار های پیرامون مشاغل قدیمی به برخی ازمشاغل قدیمی خواهیم پرداخت که در حال حاضر نامی از آنها بیشتر باقی نمانده است .
1- سماکّی
2- کلک رانی (قایق رانی)
3- سوخت و تره بار فروش
4- زغال فروش
5- میوه و تره بار فروش
6- روغن فروش
7- سرب و باروت فروش
8- ماشین پنبه زنی
9- مردارکش (حمل میّت)
10- شن کش
11- نمک فروش
12- تنباکو و کتیرا فروش
13- بزّاز
14- علاقه بند (یراق فروش)
15- سمسار
16- مسگر
17- نعلچی گر
18- کماج پز (نوعی آش)
19- رزاز
20- کوزه فروش
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
قسمت اول
در سالهای اخیر پیشرفت درصنعت و تکنولوژی سرعت چشمگیری پیدا کرده است بنحوی که برخی از مشاغل قدیمی و مهم سالیان دور ، ازبین رفته اند وجای خود را به مشاغل دیگری داده اند،
یکی ازمهم ترین دلایلی که باعث از بین رفتن برخی از مشاغل قدیمی گردیده تغییرات فرهنگ و روش های زندگی درجامعه می باشد واز انقلاب صنعتی نیز میتوان بعنوان دلیل دیگراز بین رفتن برخی از مشاغل قدیم نام برد ، مشاغلی که شاید به جزء نسل های قدیم، کسی حتی نام آن ها را نشنیده باشد . در سلسله گفتار های پیرامون مشاغل قدیمی به برخی ازمشاغل قدیمی خواهیم پرداخت که در حال حاضر نامی از آنها بیشتر باقی نمانده است .
1- سماکّی
2- کلک رانی (قایق رانی)
3- سوخت و تره بار فروش
4- زغال فروش
5- میوه و تره بار فروش
6- روغن فروش
7- سرب و باروت فروش
8- ماشین پنبه زنی
9- مردارکش (حمل میّت)
10- شن کش
11- نمک فروش
12- تنباکو و کتیرا فروش
13- بزّاز
14- علاقه بند (یراق فروش)
15- سمسار
16- مسگر
17- نعلچی گر
18- کماج پز (نوعی آش)
19- رزاز
20- کوزه فروش
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸خدایا
💫صفحه ای دیگر
🌸از عمرمان ورق خورد
💫روز را در پناهت
🌸به شب رساندیم
🌸پروردگارا
💫شب را بر همه عزیزانمان
🌸سرشار از آرامش بفـــرما
💫و در پناهت حافظشان باش
شبتون بخیر در پناه خـدا 🌸
@Azu_vaxta👈
💫صفحه ای دیگر
🌸از عمرمان ورق خورد
💫روز را در پناهت
🌸به شب رساندیم
🌸پروردگارا
💫شب را بر همه عزیزانمان
🌸سرشار از آرامش بفـــرما
💫و در پناهت حافظشان باش
شبتون بخیر در پناه خـدا 🌸
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸یکشنبه تون عالی و بینظیر
🌷ان شاءالله امروز
🌸برای تک تک دوستانم
🌷همون روزی بشه که
🌸آرزوشـو دارند
🌷پراز خیر و برکت
🌸پراز دلخوشی
🌷پراز موفقیت و
🌸پراز محبت خدا در زندگی
🌷روزتون زیبا و در پناه خدای مهربان
🌷@Azu_vaxta👈
🌷ان شاءالله امروز
🌸برای تک تک دوستانم
🌷همون روزی بشه که
🌸آرزوشـو دارند
🌷پراز خیر و برکت
🌸پراز دلخوشی
🌷پراز موفقیت و
🌸پراز محبت خدا در زندگی
🌷روزتون زیبا و در پناه خدای مهربان
🌷@Azu_vaxta👈
حمام های عمومی
در گذشتههای نهچندان دور، یکی از شلوغترین و پرسروصداترین مکانها، حمامهای عمومی در شهر و روستاها بود. حمامها در آن روزگاران نهتنها محل نظافت و طهارت، بلکه یکی از مکانهای اجتماع مردم و باخبر شدن از احوالات دوست و آشنا و دیگر وقایع اجتماعی بودند. همچنین حمامها در قدیم علاوه بر محل شستشو و تطهیر، محلی برای حجامتکردن، خونگیری (فَصد کردن)، گرفتن قولنج و مُشتومال، ازالۀ موهای زاید بدن، تراشیدن سر، حنا بستن و... بود ، که تقریباً تمامی این کارها را دلاکهای همهفنحریف حمامها برعهده داشتند.
در گذشته معمولاً حمامهای عمومی در هر محله را در راستۀ بازارها و کنار مساجد و بهخصوص در مسیر جوی آب بنا میکردند. چون آب مصرفی حمامها از طریق جویهای آب تأمین میشد، معمولاً حمامها را چند متر از سطح کوچه پايينتر میساختندتا آب جوی بهتر به داخل خزینه و منبع آب سرازیر شود. یکی دیگر از دلایلی که در گذشته حمامها را در زیرزمین میساختند این بود که سرمای زمستان درآن نفوذ نکند.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
در گذشتههای نهچندان دور، یکی از شلوغترین و پرسروصداترین مکانها، حمامهای عمومی در شهر و روستاها بود. حمامها در آن روزگاران نهتنها محل نظافت و طهارت، بلکه یکی از مکانهای اجتماع مردم و باخبر شدن از احوالات دوست و آشنا و دیگر وقایع اجتماعی بودند. همچنین حمامها در قدیم علاوه بر محل شستشو و تطهیر، محلی برای حجامتکردن، خونگیری (فَصد کردن)، گرفتن قولنج و مُشتومال، ازالۀ موهای زاید بدن، تراشیدن سر، حنا بستن و... بود ، که تقریباً تمامی این کارها را دلاکهای همهفنحریف حمامها برعهده داشتند.
در گذشته معمولاً حمامهای عمومی در هر محله را در راستۀ بازارها و کنار مساجد و بهخصوص در مسیر جوی آب بنا میکردند. چون آب مصرفی حمامها از طریق جویهای آب تأمین میشد، معمولاً حمامها را چند متر از سطح کوچه پايينتر میساختندتا آب جوی بهتر به داخل خزینه و منبع آب سرازیر شود. یکی دیگر از دلایلی که در گذشته حمامها را در زیرزمین میساختند این بود که سرمای زمستان درآن نفوذ نکند.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
حمام های عمومی
قسمت اول
درآبکوه همچون دیگر روستاها، هزینۀ حمام خانوارها سالیانه و پس از برداشت محصول بهصورت مواجب غیرنقدی مثل گندم- جو و... پرداخت میشد.
حمام آبکوه سالها پیش به همت مردم، تقریباً در مرکز آبکوه و سعدآباد (انتهای خیابان دستغیب19 فعلی)، مقابل مسجد رضوی ساخته شد. سقف حمام گنبدیشکل و دارای نورگیرهایی بود که در مرکز سقف گنبدی تعبیه شده بود تا بدینترتیب روزها نورآفتاب کاملاً به داخل حمام بتابد و حمام بهصورت طبیعی روشن شود.
مساحت این حمام جدای از گُلخَند (محل آتشکردن زیر منبع مخصوص آب گرم) حدود دویستمتر مربع بود.
نظارت بر حمام آبکوه بهصورت اُمنایی و برعهدۀ کدخدای ده و سرسالارها بود. آنها با تعیین فردی برای ادارهکردن حمام، بر دیگر امور حمام نظیر اجرت استفاده از حمام، خرابی و... نیز نظارت داشتند.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت اول
درآبکوه همچون دیگر روستاها، هزینۀ حمام خانوارها سالیانه و پس از برداشت محصول بهصورت مواجب غیرنقدی مثل گندم- جو و... پرداخت میشد.
حمام آبکوه سالها پیش به همت مردم، تقریباً در مرکز آبکوه و سعدآباد (انتهای خیابان دستغیب19 فعلی)، مقابل مسجد رضوی ساخته شد. سقف حمام گنبدیشکل و دارای نورگیرهایی بود که در مرکز سقف گنبدی تعبیه شده بود تا بدینترتیب روزها نورآفتاب کاملاً به داخل حمام بتابد و حمام بهصورت طبیعی روشن شود.
مساحت این حمام جدای از گُلخَند (محل آتشکردن زیر منبع مخصوص آب گرم) حدود دویستمتر مربع بود.
نظارت بر حمام آبکوه بهصورت اُمنایی و برعهدۀ کدخدای ده و سرسالارها بود. آنها با تعیین فردی برای ادارهکردن حمام، بر دیگر امور حمام نظیر اجرت استفاده از حمام، خرابی و... نیز نظارت داشتند.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
سند واگذاری حمام آبکوه به حمامی جدید در تاریخ 1317/1/4 هجری شمسی
حمام های قدیمی
قسمت اول
درمتن سندی که در تاریخ 4/1/1317 شمسی بین کدخدا و کارپرداز و سرسالارها و حمامی وقت منعقد شده، تا حدودی با چگونگی اداره کردن حمام در آن دوران بیشترآشنا خواهیم شد.
در این سند این گونه آمده است که :
«حاضرگردیدند هفتنفر سرسالار،کدخدا و کارپرداز و معتمد آبکوه قرارگذاشتند فیمابین این جانب رمضان حمامی خلف مرحوم ا... که حمام قریه آبکوه را از حال الی مدت پنج سال کامل بشرایط ذیل به چند ماده می باشد.
1-خرابی حمام بدون زلزله وحوادث آسمانی و زمینی از قبیل راه آب و در و دیوار وشیشه و خرابی دیگ تا شصت تومان مخارج به عهده حمامی فوق است. از آن رقم به بعد بر عهده رعیت است.
2- (اوایل خط ناخواناست ) و قلیان هم برعهده حمامی فوق است
3- لنگ دادن جهت رعیت آبکوه، داخل و خارج شدن برعهده رمضان حمامی است.
4-مرد رعیت و ساکنین آبکوه و گابدار ( منظور گاودار است)و زارع هر نفری دو من نیم گندم و دو من نیم جو که جمعاً پنج من می شود.
5- زن سر، شستن هشت پول وغسل شش پول
6-نیم سر مرد ( پسربچه ها )یک من و ده سیر جو و یک من و ده سیر گندم
7-مشروط بر اینکه حمام همیشه تمیز و داغ و مطایق معمول که همه کَس از آن راضی باشد.
8-چراغ روغن چراغی چهار عددیکعدد در سر حمام یکی سر مستراب (مستراح ) دو عدد داخل حمام.
9-چنانچه به شرایط فوق رفتار ننماید ده تومان برای مخارج حمام علاوه بدهد.
10- چنانچه در بین سال نتوانست حمام را راه ببرد و لَنگ گذاشت حقی به مزد ندارد وسوخت را هم بدهد.
11-اگر اهالی آبکوه در بین سال او را نخواستند، باید تمام سال اجرت او را بدهند و پول سوخت حاضر را هم بدهند.
12-تا زمانی که عوارضات دولتی تعلق نگرفته به همین مزد تا همان موقع به رسومات فوق رفتار نماید. از آن زمان به بعد قرارداد جدید بسته شود .
13-قرارداد دیگر فی مابین استاد غلامحسین حمامی سال کهنه و رمضان حمامی جدید قرار شد که منصب( بقیه ناخوانا بود)
اینجانب کدخدا و دهدار قریه آبکوه شناسامه شماره 62 مراتب متن را تصدیق می نمایم. 4/11/17
مُهر غلامحسین سالاری شیخ حسن اعلمی شناسنامه 55 شناسنامه شماره 66 ملاحسین
شناسنامه 347 شناسنامه 1 غلامعلی شناسنامه 511 شناسنامه 231 احمد
اظهارات سرسالار و رمضان حمامی وشرایط متن را تصدیق می نمایم . کارپرداز
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت اول
درمتن سندی که در تاریخ 4/1/1317 شمسی بین کدخدا و کارپرداز و سرسالارها و حمامی وقت منعقد شده، تا حدودی با چگونگی اداره کردن حمام در آن دوران بیشترآشنا خواهیم شد.
در این سند این گونه آمده است که :
«حاضرگردیدند هفتنفر سرسالار،کدخدا و کارپرداز و معتمد آبکوه قرارگذاشتند فیمابین این جانب رمضان حمامی خلف مرحوم ا... که حمام قریه آبکوه را از حال الی مدت پنج سال کامل بشرایط ذیل به چند ماده می باشد.
1-خرابی حمام بدون زلزله وحوادث آسمانی و زمینی از قبیل راه آب و در و دیوار وشیشه و خرابی دیگ تا شصت تومان مخارج به عهده حمامی فوق است. از آن رقم به بعد بر عهده رعیت است.
2- (اوایل خط ناخواناست ) و قلیان هم برعهده حمامی فوق است
3- لنگ دادن جهت رعیت آبکوه، داخل و خارج شدن برعهده رمضان حمامی است.
4-مرد رعیت و ساکنین آبکوه و گابدار ( منظور گاودار است)و زارع هر نفری دو من نیم گندم و دو من نیم جو که جمعاً پنج من می شود.
5- زن سر، شستن هشت پول وغسل شش پول
6-نیم سر مرد ( پسربچه ها )یک من و ده سیر جو و یک من و ده سیر گندم
7-مشروط بر اینکه حمام همیشه تمیز و داغ و مطایق معمول که همه کَس از آن راضی باشد.
8-چراغ روغن چراغی چهار عددیکعدد در سر حمام یکی سر مستراب (مستراح ) دو عدد داخل حمام.
9-چنانچه به شرایط فوق رفتار ننماید ده تومان برای مخارج حمام علاوه بدهد.
10- چنانچه در بین سال نتوانست حمام را راه ببرد و لَنگ گذاشت حقی به مزد ندارد وسوخت را هم بدهد.
11-اگر اهالی آبکوه در بین سال او را نخواستند، باید تمام سال اجرت او را بدهند و پول سوخت حاضر را هم بدهند.
12-تا زمانی که عوارضات دولتی تعلق نگرفته به همین مزد تا همان موقع به رسومات فوق رفتار نماید. از آن زمان به بعد قرارداد جدید بسته شود .
13-قرارداد دیگر فی مابین استاد غلامحسین حمامی سال کهنه و رمضان حمامی جدید قرار شد که منصب( بقیه ناخوانا بود)
اینجانب کدخدا و دهدار قریه آبکوه شناسامه شماره 62 مراتب متن را تصدیق می نمایم. 4/11/17
مُهر غلامحسین سالاری شیخ حسن اعلمی شناسنامه 55 شناسنامه شماره 66 ملاحسین
شناسنامه 347 شناسنامه 1 غلامعلی شناسنامه 511 شناسنامه 231 احمد
اظهارات سرسالار و رمضان حمامی وشرایط متن را تصدیق می نمایم . کارپرداز
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱هرچه بیشتر در
سرشت طبیعت اندیشه کنیم،
از خلاقیت خالق نیز
بیشتر متحیر و شگفتزده خواهیم شد.
#ویدئو
#ارسالی_دوستان
دشت بیاض
🌷@Azu_vaxta👈
سرشت طبیعت اندیشه کنیم،
از خلاقیت خالق نیز
بیشتر متحیر و شگفتزده خواهیم شد.
#ویدئو
#ارسالی_دوستان
دشت بیاض
🌷@Azu_vaxta👈
اشعار مشهدی
دختری در انتظار شوهر
🔸دختری به انتظار شُو تو خانَه ماندَه بود
آرزوی یک شُویِ جِوِون به دل نِشانده بود
🔸هرچی یم پول مِداِدن به ِرماّل و دعانویس
مردی پیدا نِمِشد بِراش بِشِه یار و اَنیس
🔸یک روزی دخترَه پای اَینه بود خودِشه ِمدید
دید دَرَه نِفله مِشَه موواش شدَه سیا سفیـد
🔸یکدِ فَه ِشنید یَکی درِ حوَالی در مِزِنَه
هرکه هَس بیگنَهَ َیه درِرِهِ با لِنگرَ مِزِنه
🔸پوشت دَر از سوُلاخی دیدی زَد و مرَدی رِهِ دید
چشم و اَبرو مشکی وچار شَنه قَد ِشم رشید
🔸گفت با کی کار ِدِرن اینجِهِ آقای بزرگوار
گفت خانمُ دُختَری اینجا هَست وبنِدَه خواسِگار
🔸یکِد َفه سکوتی شد، صِدای ُتلپ پَستّی اَمــد
دیگَه از دُخَتر َیم صِدای حَرفی نی یَمَد
🔸یک صِدای های وهو از تو خَنَه بِگِوش رسید
نَنَه ی دخُتَره بود گرُم گرُمپ جلو دوید
🔸درِه واکرد وبه مِرده گفت با صَد توپ وتِشـَر
راست بگو چی گفتی تو بِهِ دخترم از پوشتِ در
🔸که ایجور یکِدِ فَه آب از دَهَن او کشَ کِـرد
پوشت در افتاد و ذوُقی زد و یَکهُو غَش کِـرد.
#لهجه_مشهدی
شعر از #مرحوم_خدیوی
برگرفته از کتاب خنده و گوهر
🌷@Azu_vaxta👈
دختری در انتظار شوهر
🔸دختری به انتظار شُو تو خانَه ماندَه بود
آرزوی یک شُویِ جِوِون به دل نِشانده بود
🔸هرچی یم پول مِداِدن به ِرماّل و دعانویس
مردی پیدا نِمِشد بِراش بِشِه یار و اَنیس
🔸یک روزی دخترَه پای اَینه بود خودِشه ِمدید
دید دَرَه نِفله مِشَه موواش شدَه سیا سفیـد
🔸یکدِ فَه ِشنید یَکی درِ حوَالی در مِزِنَه
هرکه هَس بیگنَهَ َیه درِرِهِ با لِنگرَ مِزِنه
🔸پوشت دَر از سوُلاخی دیدی زَد و مرَدی رِهِ دید
چشم و اَبرو مشکی وچار شَنه قَد ِشم رشید
🔸گفت با کی کار ِدِرن اینجِهِ آقای بزرگوار
گفت خانمُ دُختَری اینجا هَست وبنِدَه خواسِگار
🔸یکِد َفه سکوتی شد، صِدای ُتلپ پَستّی اَمــد
دیگَه از دُخَتر َیم صِدای حَرفی نی یَمَد
🔸یک صِدای های وهو از تو خَنَه بِگِوش رسید
نَنَه ی دخُتَره بود گرُم گرُمپ جلو دوید
🔸درِه واکرد وبه مِرده گفت با صَد توپ وتِشـَر
راست بگو چی گفتی تو بِهِ دخترم از پوشتِ در
🔸که ایجور یکِدِ فَه آب از دَهَن او کشَ کِـرد
پوشت در افتاد و ذوُقی زد و یَکهُو غَش کِـرد.
#لهجه_مشهدی
شعر از #مرحوم_خدیوی
برگرفته از کتاب خنده و گوهر
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد واژه ( تیر کِردَن (tir kerdan) یعنی چه??
Anonymous Quiz
27%
فرد یا شکاری را با گلوله زدن
17%
طی کردن , گذرانیدن
47%
هردو گزینه بالا
10%
هیچکدام
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد( دُلووک)یعنی چه؟!!
دُلووک کیسهای مدوّر و نه چندان بزرگ که از برگردانِ لبهی آن نخی گذراندهاند و با کشیدن آن، سرِ کیسه جمع میشود. دولوک برای شکستن و نگهداری قند شکسته به کار میرفت .
❇️ روزگاری، خیابانهای شهرما ، همچون خیابانهای اکثرشهرهای ایران در قُرق درشکهها بود.
درشکه از کلمه «دروژکی» روسی گرفته شده است و نام وسیله نقلیه کوچک و سبکی بود که دو یا چهار چرخ داشت و به وسیله اسب کشیده میشد.
«درشکهچی»، «درشکه خانه» و «درشکه سازی» از جمله مشاغلی بودند که با این وسیله حمل و نقل گره خورده بودند.
عصر قاجار، دوران درشکهسواری ایرانیها بود و اغلب اعیان به عنوان وسیله شخصی از آن استفاده میکردند. درشکهها یک اسبه یا دو اسبه بودند. قبل از این که اتومبیل بهعنوان وسیله حمل و نقل شهری در بین عموم مردم استفاده شود، درشکه اصلیترین وسیله جابه جایی بود. در دهۀ اول قرن اخیر، در شهر مشهد نیز، به علت کمی وسعت شهر و نزدیک بودن منازل به محل کسب و کار، احتیاج زیادی به وسایل نقلیه احساس نمیشد و درشکه تنها وسیله حمل برای داخل شهر بود.
درشکهها ایستگاههای ثابت مشخصی در چند نقطه شهر، ازجمله حمام شاه و بست بالاخیابان داشتند و مردم برای استفاده از آنها به ایستگاههای مذکور مراجعه میکردند.
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
درشکه از کلمه «دروژکی» روسی گرفته شده است و نام وسیله نقلیه کوچک و سبکی بود که دو یا چهار چرخ داشت و به وسیله اسب کشیده میشد.
«درشکهچی»، «درشکه خانه» و «درشکه سازی» از جمله مشاغلی بودند که با این وسیله حمل و نقل گره خورده بودند.
عصر قاجار، دوران درشکهسواری ایرانیها بود و اغلب اعیان به عنوان وسیله شخصی از آن استفاده میکردند. درشکهها یک اسبه یا دو اسبه بودند. قبل از این که اتومبیل بهعنوان وسیله حمل و نقل شهری در بین عموم مردم استفاده شود، درشکه اصلیترین وسیله جابه جایی بود. در دهۀ اول قرن اخیر، در شهر مشهد نیز، به علت کمی وسعت شهر و نزدیک بودن منازل به محل کسب و کار، احتیاج زیادی به وسایل نقلیه احساس نمیشد و درشکه تنها وسیله حمل برای داخل شهر بود.
درشکهها ایستگاههای ثابت مشخصی در چند نقطه شهر، ازجمله حمام شاه و بست بالاخیابان داشتند و مردم برای استفاده از آنها به ایستگاههای مذکور مراجعه میکردند.
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
ایستگاه درشکه
درشکهها ایستگاههای ثابت مشخصی در چند نقطه شهر، ازجمله حمام شاه و بست بالاخیابان داشتند و مردم برای استفاده از آنها به ایستگاههای مذکور مراجعه میکردند.
در ابتدا تعداد درشکهها خیلی محدود بود و در کل شهرمشهد، از چهل دستگاه تجاوز نمیکرد. از سال 1310 تا 1320ش. بازهم بهترین وسیله نقلیۀ عمومی داخل شهر را درشکهها تشکیل میدادند.
به طوری که در سال 1313ش. در شهر مشهد 47 درشکه شخصی و 177 درشکه کرایهای مشغول کار بودند.
اسناد تاریخی نشان میدهند که این آمار، در سال 1331 به 412 درشکه و یک دهه بعد به 318 درشکه رسیده است. اغلب درشکه چیها از ترکان مهاجری بودند که پس از انقلاب بلشویکی به ایران مهاجرت کرده و در مشهد اسکان داشتند.
باورود تاکسی به مشهد و استقبال مردم از آن رفته رفته درشکه و درشکه سواری از رونق افتاد .
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
درشکهها ایستگاههای ثابت مشخصی در چند نقطه شهر، ازجمله حمام شاه و بست بالاخیابان داشتند و مردم برای استفاده از آنها به ایستگاههای مذکور مراجعه میکردند.
در ابتدا تعداد درشکهها خیلی محدود بود و در کل شهرمشهد، از چهل دستگاه تجاوز نمیکرد. از سال 1310 تا 1320ش. بازهم بهترین وسیله نقلیۀ عمومی داخل شهر را درشکهها تشکیل میدادند.
به طوری که در سال 1313ش. در شهر مشهد 47 درشکه شخصی و 177 درشکه کرایهای مشغول کار بودند.
اسناد تاریخی نشان میدهند که این آمار، در سال 1331 به 412 درشکه و یک دهه بعد به 318 درشکه رسیده است. اغلب درشکه چیها از ترکان مهاجری بودند که پس از انقلاب بلشویکی به ایران مهاجرت کرده و در مشهد اسکان داشتند.
باورود تاکسی به مشهد و استقبال مردم از آن رفته رفته درشکه و درشکه سواری از رونق افتاد .
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
مقررات مخصوص درشکه رانی
ماده 1- راه انداختن درشکه ، در شهر ها بدون پروانه شهربانی ممنوع است.
ماده4- پشت درشکه ، باید با عدد فارسی شماره نصب شود.
ماده 6- درشکه ، باید نظیف باشد و تشک آن از چرم یا مخمل یا ماهوت باشد.
ماده 7ـ درشکه ، باید بوق یا زنگ خبر نصب کند .
ماده 8 ـ اسب درشکه ، باید قوی باشد و مبتلا به امراض مسری نباشد .
ماده 9ـ بستن اسب تعلیم ندیده و بد خو به درشکه ممنوع است.
ماده 16ـ شرایط رانندگی درشکه ، سن کمتر از 23 سال نباشد.
ماده 18ـ راننده درشکه ، از لباس متحدالشکل معاف ولی کلاه باید داشته باشد .
ماده 20 ـ سر شلاق درشکه ، نباید فلز یا گره داشته باشد .
ماده 22 ـ رانندگان باید هنگام سوار و پیاده شدن مسافر با برداشتن کلاه احترام کنند .
ماده 24 ـ راننده در موقع راندن نباید نوشابه بنوشد .
ماده 26ـ بی احترامی و بد اخلاقی و خشونت نسبت به مسافر اکیدا ً ممنوع .
ماده 32 ـ درشکه باید از سمت راست خیابان عبور کند .
ماده 34ـ در خیابان های سراشیب ، باید فوق العاده آهسته حرکت کنند .
ماده 35ـ راننده هنگام توقف ، باید دست راست خود را با شلاق بلند کند تا راننده پشت او مطلع گردد.
ماده 37ـ راننده فقط حق دارد کرایه نرخ تعرفه را طلب نماید .
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
ماده 1- راه انداختن درشکه ، در شهر ها بدون پروانه شهربانی ممنوع است.
ماده4- پشت درشکه ، باید با عدد فارسی شماره نصب شود.
ماده 6- درشکه ، باید نظیف باشد و تشک آن از چرم یا مخمل یا ماهوت باشد.
ماده 7ـ درشکه ، باید بوق یا زنگ خبر نصب کند .
ماده 8 ـ اسب درشکه ، باید قوی باشد و مبتلا به امراض مسری نباشد .
ماده 9ـ بستن اسب تعلیم ندیده و بد خو به درشکه ممنوع است.
ماده 16ـ شرایط رانندگی درشکه ، سن کمتر از 23 سال نباشد.
ماده 18ـ راننده درشکه ، از لباس متحدالشکل معاف ولی کلاه باید داشته باشد .
ماده 20 ـ سر شلاق درشکه ، نباید فلز یا گره داشته باشد .
ماده 22 ـ رانندگان باید هنگام سوار و پیاده شدن مسافر با برداشتن کلاه احترام کنند .
ماده 24 ـ راننده در موقع راندن نباید نوشابه بنوشد .
ماده 26ـ بی احترامی و بد اخلاقی و خشونت نسبت به مسافر اکیدا ً ممنوع .
ماده 32 ـ درشکه باید از سمت راست خیابان عبور کند .
ماده 34ـ در خیابان های سراشیب ، باید فوق العاده آهسته حرکت کنند .
ماده 35ـ راننده هنگام توقف ، باید دست راست خود را با شلاق بلند کند تا راننده پشت او مطلع گردد.
ماده 37ـ راننده فقط حق دارد کرایه نرخ تعرفه را طلب نماید .
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بایدسوار بر درشکه خاطرات شد و به گذشته برگشت
شهرخلوت...........
شهرساکت .......
صدا فقط صدای نعل اسب بر روی آُسفالت.......
صدا ، صدای سفیر شلاق............
و گاهی هی هی کردن مرد درشکه چی............
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈
شهرخلوت...........
شهرساکت .......
صدا فقط صدای نعل اسب بر روی آُسفالت.......
صدا ، صدای سفیر شلاق............
و گاهی هی هی کردن مرد درشکه چی............
#مشاغل_قدیمی
@Azu_vaxta👈