اَزُو وَختا
384 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
Audio
های های رشیدخان
@Azu_vaxta
اَزُو وَختا
های های رشیدخان @Azu_vaxta
بازخوانی یک ترانه
های های رشید خان سردار کل قوچان
رشید خان سردار کرمانج
امیر حسین خان شجاع الدوله (رشیدخان)، ایلخان و حاکم (میر / امیر) حکومت محلی کُرمانج به مرکزیت قوچان و یکی از افراد مردم دوست، خیرخواه و بسیار قدرتمند بود.
وی از سال 1858 تا 1893 میلادی به مدت 35 سال امیر و حاکم امیرنشین کُرمانج شمال خراسان بود
حکومت سی و پنج ساله میر رشیدخان کرمانج به مرکزیت قوچان موجب شده بود که قزاق ها و ترکمانان از دست اندازی به حوزه خراسان صرفنظر کنند و آرامش در منطقه شمال خراسان حکم فرما باشد.
رشید خان لقبی بود که مردم کرمانج به میر حسین خان داده بودند و اصولا کلمه رشید برای افرادی به کار برده شده و می‌شود که شجاع و دلیر بوده‌اند. کلمه ”شجاع الدوله” لقبی بود که حاکمین فارس زبان مرکزنشین (ناصرالدین شاه قاجار) به امیر و حاکم کرمانج شمال خراسان داده بودند (بواسطهءخدمات شجاعانه ایشان در برابر تاخت و تاز اوزبکان و ترکمانان)، اما برای مردم در منطقه بیان لفظ کرمانجی آن یعنی همان رشیدخان معمول و رایج بوده و هست.
از آنجا که کردهای کرمانج شمال خراسان در نواحی مرزی شمال شرق ایران، بعنوان یکی از نقاطی که ایران همیشه از این مسیر مورد یورش اقوام مهاجم از ناحیه خوارزم بوده، می‌باشند لذا کرمانجهای خراسان همیشه در معرض کشتارها، غارت‌ها، اسارت‌ها و آوارگی‌ها بوده‌اند. ناملایمات دردناک و دلخراش از ویژگی‌های این گونه زندگی بوده است و این ویژگی‌ها تاثیر مستقیمی بر موسیقی مردم کرمانج نیز گذاشته است.
@Azu_vaxta
متن ترانه
های های رشید خان

امروز دو روزه للوی فردا سه روزه لو
رشید نیومد للوی دلم میسوزه لو
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
این رخت کیه للوی رخت یارمه لو
میخوام بشویم للوی با آب گلاب لو
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
امروز دو روزه للوی فردا سه روزه لو
رشید نیومد للوی دلم میسوزه لو
امروز دو روزه للوی فردا سه روزه لو
رشید نیومد للوی دلم میسوزه لو
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
این رخت کیه للوی رخت یارمه لو
میخوام بشویم للوی با آب گلاب لو
های های رشید خان سردار کل قوچان
های های رشید خان سردار کل قوچان
@Azu_vaxta
اَزُو وَختا
قیمت خانه‌ها در حدود سال 1320ش، قیمت یک منزل مسکونی از صد تومان (هزار ریال) فراتر نمی‌رفت. بهعنوان مثال، یک نمونه معاملۀ منزل که در تاریخ هشتم مهر 1319 برابر با 27 شعبان‌المعظم 1359 بین مرحوم غلامحسین طلوعی به‌عنوان فروشنده و مرحوم علی‌اکبر سالاری به‌عنوان…
در این سندکه در مورخه هشتم مهر 1319 ه. ش تنظیم شده است نام غلامحسین طلوعی به عنوان فروشنده نگاشته شده است.
غلامحسین طلوعی معروف به بندار طلوعی که عکس آن مرحوم نیز در پروفایل همین کانال استفاده گردیده است از معتمدین و بزرگان محله آبکوه بشمار می آمد .
از وی میتوان بعنوان پیمانکار ساخت پارک کوهسنگی و جاده وکیل آباد نیز یاد کرد .
@Azu_vaxta
Forwarded from شهرآرا محله
📜عکسی دیده نشده از پیمانکار ساخت بوستان کوهسنگی و جاده وکیل آباد؛ مرحوم بندار طلوعی آبکوه.(تصویر پشت او دورنمایی از قلعه آبکوه در دهه۵۰ است)

📸ارسالی از علی دشتبان
@ShahraraMahaleh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁سلام
🌾صبحتون
🍁پراز خیر و برکت
🌾امروزتون شاد
🍁امروزتون بخیر و نیکی
🌾حال دلتون خوب
🍁وجودتون سبز و سلامت
🌾زندگیتون غرق در خوشبختی
🍁روزتون پراز انرژی مثبت

دوشنبه تون پراز خیر و شادی 🍁🌾
@Azu_vaxta
لهجه مشهدی
گویش مشهدی یکی از لهجه‎های زبان فارسی به شمار می‎آید. نوع خالص آنکه خود مشهدی‎ها با نام «زق» می‎شناسند، سرشار از واژه‎های اصیل و کهن فارسی است. این لهجه را در حقیقت عصاره‎ای از فارسی دری می‎دانند و بسیاری از واژگان گمشده این زبان را می‎توان در گفتار عامیانه مشهدی‎ها جست. البته به واسطه اختلاط و ارتباط نزدیک مشهدی‎ها با سایر اقوام، ردپایی از زبان‎ها و گویش‎های دیگر نظیر: ترکی، مغولی، افغانستانی، کردی، انگلیسی، هندی، روسی و فرانسوی را می‎توان در آن دید. اما امروز آنان که از شهر دیگری به مشهد سفر می‎کنند، اثری کم رنگ از این لهجه را مشاهده می‎کنند. چیزی که شاید تنها به برخی محلات خاص این شهر محدود شود.
گویش مشهدی٬ بازمانده لهجه توس قدیم است. گویش پارسی دری معیار دارد و از آنجا که بزرگترین نامه دری «شاهنامه فردوسی توسی» به لهجه قدیم توس نوشته شده ، دارای ارزش زیادی است.
#کویش_مشهدی
#اصطلاحات
@Azu_vaxta👈
🔸آق‌مُلاّ : شوهر خاله.
🔸آق میرزا : شوهرخواهر
🔸آمُختَه : عادت‌کردن ؛ خو گرفتن
🔸اتیش‌کو (آتش‌کاو): میلۀ آهنیِ بلند حدودا ًدو متری که برای به‌هم‌زدن و زیر و رو کردن آتش درون تنور بهکار می‌رفت.
🔸اپیشو: عطسه‌کردن.
🔸اجّاش : اصلاً ؛ هرگز ؛ به هیچ وجه (مثال : اَجّاش دلش نسُخته بذی مردم فقیر او دشمنِ فقیر و مِقیرایَه پِندَرِی
#گویش_مشهدی
#اصطلاحات
@Azu_vaxta👈
اصالت مان را فراموش نکنیم🙏🏻
‏اصطلاحات مشهدی:

شنا: غُطٌه
متکا: بالشت
آب دهان:تف
زردآلوی نرسیده: اخ کوک
استخر: استرخ
گنجشک: چُغُک
تیر و کمان: پلخمون
قفل: قلف
چنگال: چینگال
ژاپن: جاپن
کلید: کیلی

یا کریم: موسی کو تقی (عالییییییه) 😂😂😂
ژیان: جیان
بزرگ:کولون
کوچیک: خوردو
اصغر: اصخر
کوچه: میلان
گمشو: گمرو
حاج آقا: حاژقا
نقشه: نخشه
یقه: یخن
مهدی: میتی
مجتبی: مشتبی
دستمال: لتّه
آب بینی: خِل
زباله: آشخال
گردو: جوز

مستراح: مستراب
همسایه: همسده
کمربند: تسمه
کثیف: پِلشت
اسپرت: چغچغی
قابل نداره: بِشه
گردن بند: خفتی
پدر زن: خُسُّر
مداد تراش: سرکن
خانه: خِنه
نوک: چینگ
چنگ زدن: ناخن جلّه
گردوخاک: دولّخ
سبد: سِلّه
آویزان: دلنگون
تکان خوردن: جُل جُل
آقا: اوی٬ یره٬ یرِگه
تلمبه: ناسوس

تند و سریع: شَخله
کش رفتن چیزی: قوروت
کِشو: خیزه
آب ریختن: پیشینگ٬
لامپ: لام
مارمولک: کلپسّه
گوجه: گورجه
تیله: توشله
ضرر: ضِلَر
مشهد:مشد

به افتخار مِشد و مشدیا 👏👏👏
#ارسالی_دوستان
#کویش_مشهدی
مهندس مهدی حیدری
@Azu_vaxta👈
اصطلاحات عامیانه
زالو اِندِختن :کرم زالو به تن بیمار انداختن تا خون فاسد را بمکد
زییدن زیر کاری: کاری را به دلیل دشواری به پایان نرساندن
زییدن گاو کسی: به دردسر بزرگی گرفتار آمدن
زبون باز: کسی که با چرب زبانی به مقصود خود می رسد
زبون واکِردن : توانایی گفتار پیدا کردن
زبون بَزی : چرب زبانی، لفاظی، چاپلوسی
زبون تو دَهَن کسی گُذِشتَن : به کسی حرف یاد دادن، حرف توی دهان کسی گذاشتن
زبون بسته : برای تحقیر به آدم های بی عرضه یا کم آزار گفته می شود
زبون تَر کِردن : سخن گفتن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
👍1
اَزو وَختا رِ به اونایی کِ عاشِقِ او وَختا هَستَن معرفی کنین
ای یَم نِشَنیش👈 @Azu_vaxta
کی یا یادِ شا میَ یَه
او وَختا کِ هَنُز ای همه بازی های نِمدِنُم کامپیوتری و دیجیتالی و نُبُود ، مَردُم با همچی چیزایی خودِشا رِ سرگرم مِکِردَن ...نِگاکِنِن چِقَدَم شلوغه.....
یک نِفر با یک تِفَنگِ ساچمه ای و یَک تَخته به دَستِش مِیَمد تو محلهای شُلغ ....تَختَشِ مِذاش بِخ دیفال ویک ساچمه یَم مُگُذاش تو تُفَنگِش مِرَف از فاصٍله چن متری شروع به تیراندازی مِکِرد تا مُشِتری جَمع کِنَه ....... از خُدِشَم خیلی ادا اصول در میاوُرد و بقول خُدما مانور مِداد یک دستی مِزَد ...از پوشتِش مِزد و خلاصه خیلی پُز مِداد.
وَختی کِ مشتری اولش مِرسید تُفنگِ رِ پر مِکرد و مِداد دست مشتریش ...... مشتری یم که خُنطِمَه رفته بود کِ او یارو اِقَد مقبول ترقه هارِ مِترکِنه اویَم شروع مِکرد به نشونه گیری اِقَد تیر مِزد و بعضی وَختا تِرَقَّه مِتِرکند که آخرِش یا پولاشِ تموم مِکِرد و یا از رو مِرَف و نوبتِ نِفر بعدی بود تا اویَم مِثلِ نفر قبلی چن تا تیر خالی کِنه.........
بعد انقلاب اینایی که کارشا هَمی بود رو تَختَه هاشا عکس شاه و گاهی وَختا عکسِ هنرپیشه های زن رِ مُچُسبوندَن تا اَزی را بیشتر مشتری جَذب کِنَن ..........
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از قدیمی ترین فیلمهای موجود از حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا(ع)
تاریخ فیلمبرداری این فیلم دوم مرداد 1318 هجری شمسی را نشان می دهد آن زمانی که نهربالاخیابان (نهرنادری ) در وسط صحن عتیق یا صحن کهنه (انقلاب فعلی) درجریان بود .
نهر نادری یا نهر خیابان که از6 فرسنگی مشهد مقدس، از جائی به نام چشمه کلاسب در شمال مشهد مقدس سرچشمه می‌گرفت و پس از طی مسافتی وارد شهر می‌شد و پس از عبور از بالاخیابان وارد صحن کهنه می‌شد و از آنجا نیز از پائین‌خیابان می‌گذشت و در بیرون شهر به مزارع کشاورزی می‌رسید.
@Azu_vaxta👈
berim dasht
Hasan Abedini
موسیقی محلی بیا بریم دشت ( آهوی دشت )
بیا بریم دشت (با نام های دیگر آهوی دشت یا بیا بریم کوه) ترانه و آواز معروفی است که در جنوب خراسان با نام ترانه صیاد رایج است و تا کنون چندین خواننده آنرا بصورت سنتی اجرا کرده‌اند. این ترانه یا آواز فلکلوریک اولین بار در منطقه ترشیز کهن توسط نوازنده و آوازخوان حسن عابدینی با دوتار خراسانی خوانده شده است و نوار کاست آن در اوایل انقلاب جزو کاست‌های پر طرفدار بود. استاد حسن عابدینی این اثر را در قالب آلبوم " آهوی دشت " خوانده است که در سال ۱۳۷۳ روانه بازار شد. اشعار این ترانه از آثار باباطاهر می باشد .
#موسیقی_محلی_خراسانی
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷سلام همراهان مهربان
🌸سه شنبه تون عالی
🌷پیشكش میكنم
🌸عشق ، محبت
🌷و مهربانی را
🌸به كسانی كه
🌷از دل شكستن بیزارند
🌸و در تمنای آنند
🌷كه دلی بدست آورند
🌸آنانكه رحمت آفرینند
🌷نه زحمت آفرین
🌸و برآنند که در زندگي
🌷پل باشنـد نه دیـوار...
🌸روزتون زیبا و در پناه خدا

@Azu_vaxta👈
بازی‌های بومی محلی ریشه در سنت‌های دیرینۀ نیاکانمان دارد که متأسفانه امروزه بنا به دلایلی چون استفاده از وسایل و بازی های ارتباط جمعی و آنلاین، بازی‌های رایانه‌ای ، ورزش‌های جدید مکانیزه ، امکان پرداختن به بازی‌های محلی را تقریباً غیرممکن ساخته است.
در گذشته، برای برگزاری بازی‌ها، به وسایل بازی آن‌چنانی نیاز نبود. کافی بود چند نفر حاضر و آماده بازی باشند.
#بازیهای_محلی
@Azu_vaxta👈
یکی از بازیهایی که در گذشته مرسوم بود و احتیاج به هیچ وسیله جهت بازی نبود بازی شیرین و پرنشاط «از گُلا چی گُل» بود که امروزه دیگر هیچ اثری از آن نیست و کمتر جایی نیز مطلبی در این باره مشاهده کرده ام .
طبق روال سه شنبه ها و بازی های بومی محلی اینهفته با هم مرور خواهیم کرد بازی از گلا چی گل را .........
#بازیهای_محلی
@Azu_vaxta👈
از گُلا چی‌گُل (از گل‌ها چی‌گل)
از بازی‌های قدیمی که به هیچ‌گونه وسایلی برای انجام بازی احتیاج نبود می‌توان به بازی جالب و مهیّج «از گلا چی گل» اشاره کرد. تعداد افراد شرکت‌کننده در این بازی باید حتماً زوج باشند. تعداد نفرات آن هم مهم نیست چند نفر باشند. با هر تعداد بازیکنی می‌شود این بازی را برگزار کرد.
اول از همه دو نفر به‌عنوان استاد انتخاب میشدند و بقیه با «تَل در آوردن» گروه خود را انتخاب می‌کردند. لازم است عرض کنم طریقۀ انتخاب بازیکنان (تَل‌درآوردن) در بازی‌های گروهی بدین‌ترتیب بود که دو نفر به‌عنوان اوستا از بین بازیکنان انتخاب می‌شدند. سپس بقیۀ افراد دو به دو گاهی در حالی‌که دست‌ها را به گردن یکدیگر انداخته بودند، با چند قدم فاصله گرفتن از اُوستاها، هرکدام برای خود نامی را از میان میوه‌ها، گل‌ها و یا هر چه مایل بودند، انتخاب کرده و نزد دو نفر اوستا بازمی‌گشتند و این‌طور می‌گفتند: «اُوستا اُوستا حلّه». یکی از اُوستا می‌گفت: «حَلّه». یکی از بازیکنان دو اسمی را که برای خود برگزیده بودند اعلام می‌کرد. مثلاً می‌گفتند: «اوستا سیب می‌خوای یا خربزه؟» اوستا می‌گفت مثلاً خربزه. شخصی که نام خربزه را برای خود انتخاب کرده باید در گروهِ اوستایی قرار بگیرد که نام او را درست حدس زده است و دیگری در گروه مقابل قرار می‌گرفت.
بعد از تعیین افراد به دو گروه مساوی، اوستاها در بین دو گروه و یاران هر اوستا با فا صله‌ای تعیین‌شده، حدود پنجاه‌متر یا بیشتر، مقابل یکدیگر قرار می‌گرفتند. بعد یکی از اوستاها بنا بر توافق، شروع‌کنندۀ بازی بود. در این لحظه دو نفر اوستا نام گلی را بهعنوان رمزِ بازی بین خود انتخاب می‌کردند(برای مثال، گُلِ لاله). اوستای آغازگر بازی رو می‌کرد به گروه خود و می‌گفت: «رفقای ما».
یارانش جواب می‌دهند: «های های ما»
اوستا می‌گفت: «از گُلاچی گُل» (یعنی از گُل‌ها کدام گُل)
یارانش می‌پرسند: «سردرختی یا پایین‌درختی؟»
اوستا می‌گفت: پایین‌درختی (چون رمز بازی گل زمینی است). در این لحظه نفرات گروه با مشورت نام گلی را انتخاب می‌کردند و یک نفر از گروه نام گل را بیان می‌کرد. اگر نام گل را درست حدس زده بودند، باید گروه مقابل از نقطۀ شروع تا نقطۀ پایانیِ مشخص‌شده، گروه برنده را کولی می‌داد و اگر درست اسم را بیان نمی‌کردند، نوبت به اوستای مقابل می‌رسید که بین اوستای گروه مقابل و یارانش همین دیالوگ تکرار می‌شد تا گروهی که اسم گل مورد نظر را درست حدس زده، برنده بازی شوند. معمولاً فاصلۀ کولی‌گرفتن از محلّ استقرار گروهِ بازنده تا محل ایستادن گروه برنده بود.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
@Azu_vaxta👈