Forwarded from انتشارات ساوالان ایگیدلری
اوستاد دوکتور حسین محمدزاده صدیق دونیاسین دییشدی...
بیزیم ائلیمیزه، اوبامیزا، ادبیاتیمیزا، دیلیمیزه دده اولوب اولمالیسان موطلق...
یایین ائوی ساوالان ایگیدلری بو آغیر کدری بوتون کیتاب سئونلره تسلیت دئییر...
آذربایجان باشین ساغ اولسون
#دوکتور_محمدزاده_صدیق
#دیل_ادبیات_آذربایجان
#ساوالان_ایگیدلری_انتشاراتی
@savalan_igidlary1
@ammar.ahmadi1
بیزیم ائلیمیزه، اوبامیزا، ادبیاتیمیزا، دیلیمیزه دده اولوب اولمالیسان موطلق...
یایین ائوی ساوالان ایگیدلری بو آغیر کدری بوتون کیتاب سئونلره تسلیت دئییر...
آذربایجان باشین ساغ اولسون
#دوکتور_محمدزاده_صدیق
#دیل_ادبیات_آذربایجان
#ساوالان_ایگیدلری_انتشاراتی
@savalan_igidlary1
@ammar.ahmadi1
👍1
Forwarded from ༻༼ TÜRK OTAĞI ༽༻ (𝘈𝘭𝘱 𝘌𝘳 𝘛𝘶𝘯𝘨𝘢)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قابل توجه موجودات خود منبع پندار کسانی که خواسته یا ناخواسته چندین سال هست یک راه اشتباه را میروند
سخنان پرفسور احمد تاش آغیل درباره آیین شامانیزم
شامانیزم دین باستان تورکان نبود، این یک اعتقاد اشتباهی است که متاسفانه بین ما جا انداختند
در سال 1696 جمعی از سفرای روس که به چین میرفتند، به مردمان تونقوز رسیدند و آنها در زبان تونقوزی کلمه شامان را دیدند و بعدها با بوجود آوردن یک اعتقاد شامانیزم برای تورکان آنرا به کل تورکان نسبت دادند.
شامانیزم دین نیست بلکه یک آیین جادوگری است.
در منابع چینی که کلی از اطلاعات تورکان نوشته شده جالب است که در مورد شامانیزم هیچ چیزی را تعریف نمیکنند، چرا ؟ چون شامانیزم وجود نداشت، بعدها با آمیختگی دین بودایی و اعتقاد و اساطیر مغولان آیین شامانیزم بوجود آمد
دین باستانی تورکان گوک تنگریسم (تک خدایی) بوده است.
📽 Pro. Ahmet Taşağıl, Şamanizm Eski Türklerin inancı değildir !
#تنگریسم
#تنگریجیلیک
پیوستن به کانال ما 👇🏻
🦅 @Seljuk_Turk
سخنان پرفسور احمد تاش آغیل درباره آیین شامانیزم
شامانیزم دین باستان تورکان نبود، این یک اعتقاد اشتباهی است که متاسفانه بین ما جا انداختند
در سال 1696 جمعی از سفرای روس که به چین میرفتند، به مردمان تونقوز رسیدند و آنها در زبان تونقوزی کلمه شامان را دیدند و بعدها با بوجود آوردن یک اعتقاد شامانیزم برای تورکان آنرا به کل تورکان نسبت دادند.
شامانیزم دین نیست بلکه یک آیین جادوگری است.
در منابع چینی که کلی از اطلاعات تورکان نوشته شده جالب است که در مورد شامانیزم هیچ چیزی را تعریف نمیکنند، چرا ؟ چون شامانیزم وجود نداشت، بعدها با آمیختگی دین بودایی و اعتقاد و اساطیر مغولان آیین شامانیزم بوجود آمد
دین باستانی تورکان گوک تنگریسم (تک خدایی) بوده است.
📽 Pro. Ahmet Taşağıl, Şamanizm Eski Türklerin inancı değildir !
#تنگریسم
#تنگریجیلیک
پیوستن به کانال ما 👇🏻
🦅 @Seljuk_Turk
مسئله ای دیگر در ارتباط با توتمیزم مسئله اونگونها می باشد. بعضی ها به اغوزنامه رشیدالدین استناد کرده و بیان می کنند که ۲۴ طایفه اغوز ۶ عدد اونگون داشته ( آغ شاهین، تاوشانجیل، قارتال، شونگار، اوگی، چاکیر) و گویا هر یک از این ۶ پرنده اونگون ۴ قبیله بوده است. این درحالیست که در هیچ منبع دیگری چنین مطالبی نبوده و در اغوزنامه رشید الدین هم به تاثیر از مغولان نمود پیدا می کند. از طرفی اصطلاح اونگون در زبانهای ترکی وجود ندشته و لغتی با منشا مغولی می باشد.
Doerfer, 1965, 390
حتی خود potanin که سالیان سال قبایل ترک و مغول را از جنبه اتنوگرافیک مورد پژوهش و بررسی قرار داده چنین مینویسد:
" نام عمومی بت های خانگی که مخصوص خانواده ها بوده در زبان مغولی اونگون بوده و در بین ترکان برای چنین بت هایی چنین لغت رایجی وجود ندارد."
قازان خان که در کتاب دده قورقود
خود را " tulu quşun yavrusu" می داند، خود را در جاهای مختلف به اشکالِ
Ağ qayanın qaplanının erkəgində bir köküm var,
Ağ sazın aslanında bir köküm var,
Əzvay qurd ənügi ərkəgində bir köküm var,
Ağ sunqur quşu ərkəgində bir köküm var.
معرفی می کند.
KDQ, 118-119
اگر این نامهای پرنده و حیوان که در بالا ذکر شد توتم و اونگون بوده اند آیا یک شخص می توانسته است اینقدر توتم داشته باشد؟
ادامه دارد ...
Doerfer, 1965, 390
حتی خود potanin که سالیان سال قبایل ترک و مغول را از جنبه اتنوگرافیک مورد پژوهش و بررسی قرار داده چنین مینویسد:
" نام عمومی بت های خانگی که مخصوص خانواده ها بوده در زبان مغولی اونگون بوده و در بین ترکان برای چنین بت هایی چنین لغت رایجی وجود ندارد."
قازان خان که در کتاب دده قورقود
خود را " tulu quşun yavrusu" می داند، خود را در جاهای مختلف به اشکالِ
Ağ qayanın qaplanının erkəgində bir köküm var,
Ağ sazın aslanında bir köküm var,
Əzvay qurd ənügi ərkəgində bir köküm var,
Ağ sunqur quşu ərkəgində bir köküm var.
معرفی می کند.
KDQ, 118-119
اگر این نامهای پرنده و حیوان که در بالا ذکر شد توتم و اونگون بوده اند آیا یک شخص می توانسته است اینقدر توتم داشته باشد؟
ادامه دارد ...
𝐄𝐥 𝐓𝐚𝐫𝐢𝐱𝐢 | ائل تاریخی
مسئله ای دیگر در ارتباط با توتمیزم مسئله اونگونها می باشد. بعضی ها به اغوزنامه رشیدالدین استناد کرده و بیان می کنند که ۲۴ طایفه اغوز ۶ عدد اونگون داشته ( آغ شاهین، تاوشانجیل، قارتال، شونگار، اوگی، چاکیر) و گویا هر یک از این ۶ پرنده اونگون ۴ قبیله بوده است.…
موتیفهای آفرینش انسان از حیوانات، پرندگان و گیاهان در میتهای مرتبط با توتم بین بومیان استرالیا، آفریقا و آمریکا بسیار رایج بوده است. سنت توتمیزم که در دوران ابتداییِ ساختارِ سوسیالِ خانواده ای-دودمانیِ زندگیِ انسانها ایجاد شده و در قالب فرهنگ اجدادی شکل گرفته، بین بعضی از مردمان هنوز هم زنده است. اما در اتنوس ترک باور توتم ( اگر بوده باشد) در دوران گذر از ساختار دودمانی به مرحله پروتوترکِ boy-budun حذف شده است.
ترکان از دیرباز کولتهای (cult) مختلفی داشته اند:
گون، آی، اولدوز، گوی، یر-سو،داغ-داش، آغاج، اود-اوجاق، قیلیج، آن( حیوان)
از کولتهای حیوان میتوان به کولتهای آت، تکه، قوچ-قویون، مارال، ایلان-بوکه( اژدها)، باغا، و همچنین کولت بورو( گرگ) اشاره کرد.
کولتهای کوه، درخت، گرگ و عقاب بین ترکان متعلق به طایفه خاصی نبوده بلکه متعلق به سیستم اعتقادی کل اتنوس بوده است. از طرفی این کولتها در ارتباط با آفرینش نبوده بلکه با ارواح( قوتها) حامی، محافظ و ناجی در ارتباط هستند. به عنوان مثال بوزقورد ( börü) برای تمامی ترکان راهنمای سرزمین جدید، فریاد جنگ ( savaş uranı)، ناجی و حامی نوزادان رها شده بوده و حتی احتمالا خود لغت qurd در ارتباط با فعل qurtar می باشد. در حقیقت در توتمیزم، دودمانها، طوایف و قبایل ده ها توتم دارند در حالی که کولت بوزقورد متعلق به تمام ترکان جهان است.
بنابراین موتیف خاندان سلطنتی گوک تورکها "börülər" نیز ارتباطی با مفهوم توتم نداشته و با تمایل تشابه به حیوانات قدرتمند مانند شیر، پلنگ و گرگ به میان آمده است. در دوران باستان اعتقاد تقدس این حیوانات از طرف خداوند وجود داشته و برای نیرومند شدن بچه متولد شده، قلب یکی از حیوانات قوی و نیرومند را پخته و به خانمهای باردار می دادند. اصطلاح "قورد اورگی یِییب" نیز بر اساس این موتیفِ میتیک ایجاد شده است. در واقع کولت بوزقورد ارتباطی با توتم نداشته بلکه از طریق تقدس تبدیل به کولت شده است. مفهوم جَدیِ حیواناتی که توتم محسوب می شده اند به مرور زمان از بین رفته و حذف می شوند اما بار میتولوژیکی-اتنگرافیکی موجود در کولت بوزقورد امروزه نیز در جریان است.
در رابطه با مسئله کاربرد توتم به عنوان اتنونیم( نام طایفه) در جوامع توتمیست باید بیان کنیم که بین ترکان طوایفی وجود دارد که نام حیوان را داشته و حتی در دوران ماننا-ماد اتنونیمهای قوردلار، سیغیرچی، تاوارلی، قوشچو، بورو، بارس وجود داشته اما هیچ مدرک فولکلوریک، اتنوگرافیک و میتولوژیک در ارتباط با اینکه این اسامی بازمانده تفکر توتمیک بوده اند وجود ندارد. زیراکه بین تورکان توتم نبوده بلکه آنها کولت حیوان( an kültü) داشته اند.
آنگونه که بین ترکان آسیای مقدم مفهوم توتم وجود ندارد، اصطلاح اونگون در ارتباط با پرندگان نیز موجود نیست. مفاهیم توتم و اونگون که در بین ترکان مهاجرت کرده به شرق دیده میشود با تماس هزاران ساله و تنگاتنگ آنها با اقوام بومی آن مناطق می تواند توجیه شود.
ترکان از دیرباز کولتهای (cult) مختلفی داشته اند:
گون، آی، اولدوز، گوی، یر-سو،داغ-داش، آغاج، اود-اوجاق، قیلیج، آن( حیوان)
از کولتهای حیوان میتوان به کولتهای آت، تکه، قوچ-قویون، مارال، ایلان-بوکه( اژدها)، باغا، و همچنین کولت بورو( گرگ) اشاره کرد.
کولتهای کوه، درخت، گرگ و عقاب بین ترکان متعلق به طایفه خاصی نبوده بلکه متعلق به سیستم اعتقادی کل اتنوس بوده است. از طرفی این کولتها در ارتباط با آفرینش نبوده بلکه با ارواح( قوتها) حامی، محافظ و ناجی در ارتباط هستند. به عنوان مثال بوزقورد ( börü) برای تمامی ترکان راهنمای سرزمین جدید، فریاد جنگ ( savaş uranı)، ناجی و حامی نوزادان رها شده بوده و حتی احتمالا خود لغت qurd در ارتباط با فعل qurtar می باشد. در حقیقت در توتمیزم، دودمانها، طوایف و قبایل ده ها توتم دارند در حالی که کولت بوزقورد متعلق به تمام ترکان جهان است.
بنابراین موتیف خاندان سلطنتی گوک تورکها "börülər" نیز ارتباطی با مفهوم توتم نداشته و با تمایل تشابه به حیوانات قدرتمند مانند شیر، پلنگ و گرگ به میان آمده است. در دوران باستان اعتقاد تقدس این حیوانات از طرف خداوند وجود داشته و برای نیرومند شدن بچه متولد شده، قلب یکی از حیوانات قوی و نیرومند را پخته و به خانمهای باردار می دادند. اصطلاح "قورد اورگی یِییب" نیز بر اساس این موتیفِ میتیک ایجاد شده است. در واقع کولت بوزقورد ارتباطی با توتم نداشته بلکه از طریق تقدس تبدیل به کولت شده است. مفهوم جَدیِ حیواناتی که توتم محسوب می شده اند به مرور زمان از بین رفته و حذف می شوند اما بار میتولوژیکی-اتنگرافیکی موجود در کولت بوزقورد امروزه نیز در جریان است.
در رابطه با مسئله کاربرد توتم به عنوان اتنونیم( نام طایفه) در جوامع توتمیست باید بیان کنیم که بین ترکان طوایفی وجود دارد که نام حیوان را داشته و حتی در دوران ماننا-ماد اتنونیمهای قوردلار، سیغیرچی، تاوارلی، قوشچو، بورو، بارس وجود داشته اما هیچ مدرک فولکلوریک، اتنوگرافیک و میتولوژیک در ارتباط با اینکه این اسامی بازمانده تفکر توتمیک بوده اند وجود ندارد. زیراکه بین تورکان توتم نبوده بلکه آنها کولت حیوان( an kültü) داشته اند.
آنگونه که بین ترکان آسیای مقدم مفهوم توتم وجود ندارد، اصطلاح اونگون در ارتباط با پرندگان نیز موجود نیست. مفاهیم توتم و اونگون که در بین ترکان مهاجرت کرده به شرق دیده میشود با تماس هزاران ساله و تنگاتنگ آنها با اقوام بومی آن مناطق می تواند توجیه شود.
👍1
Forwarded from ༻༼ TÜRK OTAĞI ༽༻
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قابل توجه موجودات خود منبع پندار که چندین سال هست خواسته یا ناخواسته یک راه اشتباه را میروند
لطفا با دقت تا آخر ببنید 🌹🙏❤️
نظر پرفسور دکتر اکرم بؤغرا اکینجی درباره آیین شامانیزم
تورکان باستان شامان و یا شامانیزم نبودند این فکر اشتباه است
شامانیزم دین نیست و ارتباطی با دین ندارد، بلکه به جادوگرانی گفته میشد که قدرت های متافیزیکی داشتند و با اجنه و ارواح ارتباط داشتند و میتوانستند پیشگویی کنند
بر اساس اسناد تاریخی و آن چیزی که به دست ما رسیده، تورکان منسوب به دین تنگریجیلیک( تک خدایی ) بودند
که تک خدایی تورکان را در کتیبه های اورخون هم میتوانیم ببینیم در کتیبه های اورخون حتی کلمهای به اسم شامان وجود ندارد و اگر شامانیزم آیئن تورکان باستان بود چرا در هیچ منبع و سند تاریخی کلمه شامان وجود ندارد ؟
در میان تورکان باستان قوانین دینی هم وجود داشت برای مثال تورکان گوشت خوک نمیخوردند، اعتقاد به آخرت، جنت و جهنم داشتند.
اعتقادات توتمیزم و توتم پرستی در میان تورکان وجود نداشته، بلکه آنها نمادهای بودند که قبیله ها را جدا میکردند.
#دین
#آیین
#تنگریسم
#شامانیزم
پیوستن به کانال ما 👇🏻
🦅 @Seljuk_Turk
لطفا با دقت تا آخر ببنید 🌹🙏❤️
نظر پرفسور دکتر اکرم بؤغرا اکینجی درباره آیین شامانیزم
تورکان باستان شامان و یا شامانیزم نبودند این فکر اشتباه است
شامانیزم دین نیست و ارتباطی با دین ندارد، بلکه به جادوگرانی گفته میشد که قدرت های متافیزیکی داشتند و با اجنه و ارواح ارتباط داشتند و میتوانستند پیشگویی کنند
بر اساس اسناد تاریخی و آن چیزی که به دست ما رسیده، تورکان منسوب به دین تنگریجیلیک( تک خدایی ) بودند
که تک خدایی تورکان را در کتیبه های اورخون هم میتوانیم ببینیم در کتیبه های اورخون حتی کلمهای به اسم شامان وجود ندارد و اگر شامانیزم آیئن تورکان باستان بود چرا در هیچ منبع و سند تاریخی کلمه شامان وجود ندارد ؟
در میان تورکان باستان قوانین دینی هم وجود داشت برای مثال تورکان گوشت خوک نمیخوردند، اعتقاد به آخرت، جنت و جهنم داشتند.
اعتقادات توتمیزم و توتم پرستی در میان تورکان وجود نداشته، بلکه آنها نمادهای بودند که قبیله ها را جدا میکردند.
#دین
#آیین
#تنگریسم
#شامانیزم
پیوستن به کانال ما 👇🏻
🦅 @Seljuk_Turk
توتمیزم فقط شناخت یک حیوان به عنوان جد نبوده بلکه یک سیستم اعتقادیست که جنبه های سوسیال و حقوقی نیز دارد.
▪︎درحالی که در توتمیزم "حقوق مادری" جاریست بین خانواده های ترک کاراکتر پدری یعنی "حقوق پدری" سنگینی می کرد.
▪︎در توتمیزم که اعتقاد طایفه ای بوده اشتراک دارایی موجود بوده ولی در بین ترکان دارایی خصوصی نقش بارزی داشته است.
▪︎در باور توتمیک معتقدان به توتمی خاص خویشاوند محسوب میشوند درحالیکه بین ترکان خویشاوندی خونی وجود دارد.
▪︎اقتصاد قبیله توتمیزم پارازیتیک بوده درحالیکه اقتصاد ترکان متکی به دامپروری و کشاورزی بوده است.
▪︎درحالی که در جوامع توتمیزم هر طایفه ای حیوان اجدادی خاص خود را دارد، بین ترکان فقط یک حیوان که کل قوم آن را مقدس می دانند وجود دارد.
ادامه دارد ...
▪︎درحالی که در توتمیزم "حقوق مادری" جاریست بین خانواده های ترک کاراکتر پدری یعنی "حقوق پدری" سنگینی می کرد.
▪︎در توتمیزم که اعتقاد طایفه ای بوده اشتراک دارایی موجود بوده ولی در بین ترکان دارایی خصوصی نقش بارزی داشته است.
▪︎در باور توتمیک معتقدان به توتمی خاص خویشاوند محسوب میشوند درحالیکه بین ترکان خویشاوندی خونی وجود دارد.
▪︎اقتصاد قبیله توتمیزم پارازیتیک بوده درحالیکه اقتصاد ترکان متکی به دامپروری و کشاورزی بوده است.
▪︎درحالی که در جوامع توتمیزم هر طایفه ای حیوان اجدادی خاص خود را دارد، بین ترکان فقط یک حیوان که کل قوم آن را مقدس می دانند وجود دارد.
ادامه دارد ...
𝐄𝐥 𝐓𝐚𝐫𝐢𝐱𝐢 | ائل تاریخی
توتمیزم فقط شناخت یک حیوان به عنوان جد نبوده بلکه یک سیستم اعتقادیست که جنبه های سوسیال و حقوقی نیز دارد. ▪︎درحالی که در توتمیزم "حقوق مادری" جاریست بین خانواده های ترک کاراکتر پدری یعنی "حقوق پدری" سنگینی می کرد. ▪︎در توتمیزم که اعتقاد طایفه ای بوده اشتراک…
▪︎در توتمیز علاوه بر حیوانات، تکه ای سنگ، یک درخت و یا آب باران و ... هم میتواند توتم محسوب شود اما احترام به گرگ در بین ترکان را می تواند در شخصیت ترسناک حیوان صحراهایی که صدها هزار راس دام در آنها به چرا می پرداختند جستوجو نمود که پیدا کردن تصور دینی در پایه و اساس آن دشوار است.
▪︎افسانه گرگ با ماهیت متحد کننده خود در تضاد کامل با مفهوم توتمیک (که قبایل را از هم دیگر جدا کرده و در مقابل هم قرار می دهد) می باشد.
▪︎در توتمیزم افرادِ طوایف با اسم توتمِ مخصوص به خود یاد می شوند ولی بین ترکان هر خانواده و فرد نام ویژه ای دارد.
▪︎سنت برگزاری آیینهای ویژه در غاری که محل زندگی "قورد آتا" تلقی می شد ارتباطی با جسم گرگ نداشته بلکه زنده نگه داشتن خاطره قدیمی بوده که گذشته آن در تاریکیها ادغام شده بود.
▪︎در حالیکه قبایل توتمیزم توتم را مورد پرستش قرار می دهند بین ترکان پرستش گرگ وجود ندارد.
ادامه دارد ...
▪︎افسانه گرگ با ماهیت متحد کننده خود در تضاد کامل با مفهوم توتمیک (که قبایل را از هم دیگر جدا کرده و در مقابل هم قرار می دهد) می باشد.
▪︎در توتمیزم افرادِ طوایف با اسم توتمِ مخصوص به خود یاد می شوند ولی بین ترکان هر خانواده و فرد نام ویژه ای دارد.
▪︎سنت برگزاری آیینهای ویژه در غاری که محل زندگی "قورد آتا" تلقی می شد ارتباطی با جسم گرگ نداشته بلکه زنده نگه داشتن خاطره قدیمی بوده که گذشته آن در تاریکیها ادغام شده بود.
▪︎در حالیکه قبایل توتمیزم توتم را مورد پرستش قرار می دهند بین ترکان پرستش گرگ وجود ندارد.
ادامه دارد ...
𝐄𝐥 𝐓𝐚𝐫𝐢𝐱𝐢 | ائل تاریخی
▪︎در توتمیز علاوه بر حیوانات، تکه ای سنگ، یک درخت و یا آب باران و ... هم میتواند توتم محسوب شود اما احترام به گرگ در بین ترکان را می تواند در شخصیت ترسناک حیوان صحراهایی که صدها هزار راس دام در آنها به چرا می پرداختند جستوجو نمود که پیدا کردن تصور دینی در…
▪︎تلقی "معنا" در توتمیزم به عنوان تقدیس کننده هرچیزی که با آن برخورد شده یا مشاهده میشود بین ترکان وجود ندارد.
▪︎در توتمیزم اعتقادی به ابدیت روح وجود ندارد اما بین ترکان که حتی کائنات را دنیای ارواح می دانستند یکی از اصول اعتقادات دینی را ابدیت روح تشکیل می داد و به همین خاطر نیز به روح اجدادی نذری ( آداک) و قربانی داده می شده است. توزها (Tös ها) نیز تمثالی از اجداد بوده اند.
A. İnan, ayn. esr., s. 43; A.T'serstevens, Les Précurseurs de Marco Polo, s. 253.
▪︎به طور کلی پژوهشهای لینگوستیک نیز نشان دهنده این واقعیت است که توتمیزم بین ترکان جایگاهی نداشته است.
(Gy. Németh, Noms ethniques Turcs d'origine totemistique, s. 349-359.)
▪︎ذکر " نسل اژدها( لوآن-ته و یا هی-لیِن-ته)" در منابع چینی-اگر ادعاها درست باشند- برای تانهوی بزرگ هون مو-تون،
(De Groot, ayn. esr., s. 53, 57; B. Szász, A Húnok..., s. 27, 477, 482; M. Mori, Bozkır Devletlerinin..., S. 210.)
در نتیجه عادت چینیان در آن دوران برای ساخت اجداد به ویژه از نوع حیوان برای خانواده های سلطنتی
(W. Eberhard, Çin Tarihi, s. 6)
بوده است. از طرفی چون اژدها نزد چینی ها یکی از خدایان حاکم طبیعت بوده،
(W. Eberhard, Çin Tarihi, s. 62)
به مانند ایرانیان که به قهرمان تورانی آلپ ارتونقا، افراسیاب ( در اصل فرانگراسیان: خدای جنگ هند-ایران؛
I. Kafesoğlu, Tarihte "Türk" adı, s. 310)
گفته اند، اژدها نیز به راحتی برای خاندان مو-تون در نظر گرفته شده است.
به هر حال ارتباط کلمه لوان-ته یا هی-لیِن-ته با لغت چینی "لونگ" به معنی اژدها نیز در سایه از ابهام می باشد. در منبع چینی که در این خصوص B.Szász بدان استناد کرده
( De Groot, Die Hunnen..., s. 57)
ارتباطی بین "لونگ" و نام خاندان مو-تون دیده نمیشود.
▪︎در توتمیزم اعتقادی به ابدیت روح وجود ندارد اما بین ترکان که حتی کائنات را دنیای ارواح می دانستند یکی از اصول اعتقادات دینی را ابدیت روح تشکیل می داد و به همین خاطر نیز به روح اجدادی نذری ( آداک) و قربانی داده می شده است. توزها (Tös ها) نیز تمثالی از اجداد بوده اند.
A. İnan, ayn. esr., s. 43; A.T'serstevens, Les Précurseurs de Marco Polo, s. 253.
▪︎به طور کلی پژوهشهای لینگوستیک نیز نشان دهنده این واقعیت است که توتمیزم بین ترکان جایگاهی نداشته است.
(Gy. Németh, Noms ethniques Turcs d'origine totemistique, s. 349-359.)
▪︎ذکر " نسل اژدها( لوآن-ته و یا هی-لیِن-ته)" در منابع چینی-اگر ادعاها درست باشند- برای تانهوی بزرگ هون مو-تون،
(De Groot, ayn. esr., s. 53, 57; B. Szász, A Húnok..., s. 27, 477, 482; M. Mori, Bozkır Devletlerinin..., S. 210.)
در نتیجه عادت چینیان در آن دوران برای ساخت اجداد به ویژه از نوع حیوان برای خانواده های سلطنتی
(W. Eberhard, Çin Tarihi, s. 6)
بوده است. از طرفی چون اژدها نزد چینی ها یکی از خدایان حاکم طبیعت بوده،
(W. Eberhard, Çin Tarihi, s. 62)
به مانند ایرانیان که به قهرمان تورانی آلپ ارتونقا، افراسیاب ( در اصل فرانگراسیان: خدای جنگ هند-ایران؛
I. Kafesoğlu, Tarihte "Türk" adı, s. 310)
گفته اند، اژدها نیز به راحتی برای خاندان مو-تون در نظر گرفته شده است.
به هر حال ارتباط کلمه لوان-ته یا هی-لیِن-ته با لغت چینی "لونگ" به معنی اژدها نیز در سایه از ابهام می باشد. در منبع چینی که در این خصوص B.Szász بدان استناد کرده
( De Groot, Die Hunnen..., s. 57)
ارتباطی بین "لونگ" و نام خاندان مو-تون دیده نمیشود.
ویژگی های دین تنگریزم
۱: پیامبری وجود ندارد زیرا این دین آفریده پیامبر خاصی نیست بلکه سیستم اعتقادی کولکتیوی بوده که از طریق کل جامعه به واسطه قوانین تورک تورسی (Türk törəsi) و بر اساس کولتهای مقدس شکل گرفته است.
۲: معابد دینی وجود ندارد چون عبادتگاه های( Tapınaq) مقدسی وجود دارد که در زمانهای خاصی در این اماکن گرد آمده، دعا کرده و قربانی می کنند. در تنگریزم قام ها( kam) حافظ قوانین دینی بوده و در بین بعضی از اقوام ترک خاقان بزرگ( اولو خاقان) رئیس کامها (باش کام) محسوب می شد.
۳: مدارس دینی وجود ندارد زیرا قوانین Törə که ترکان تنگریرم در تمام طول زندگی خود به آنها خو گرفته و عادت کرده اند، در باور تنگریزم تحت نظارت قامهای فرزانه تداوم یافته و از صحبتهای روزمره گرفته تا مجالس و مراسم مختلف به نصیحتهای ریش سفیدان و اوزانها گوش فرا داده شده است.
۴: برخلاف برخی از اقوام، در طول تاریخ ردپایی از آنتروپومورفیزم( تصور خدا در جلد انسان) در اتنوس ترک دیده نمیشود.
۵: بر اساس نگرش دینی تنگریزم خالق تمام هستی، دنیا و مخلوقات موجود در آن خدای واحد بوده و خودش جهانی که خلق کرده را به واسطه iyə ها اداره می کند. صفت اصلی وی yaradıçı و yaradan می باشد.
۶: تانری که عالم هستی را آفریده، زنده نگه داشته، حفظ کرده و نابود می کند، دعای انسانهایی که خلق کرده را قبول کرده و می بخشاید.
۷: در دین تنگریزم، تانری به مخلوقاتش Tın( در مفهوم جان و نفس) و qut ( در مفهوم قوّه حیات) می دهد. با بند آمدن Tın انسان فوت کرده و qut او در جلد پرنده به اوچماق ( مکان خداوندی) پرواز می کند.
۸: به علت اینکه در بین ترکان تا دوران تک خدایی، چند خدایی وجود نداشته، در منابع مربوط به باور ترکان اصطلاح "خدایان" نیز وجود ندارد. Iyə هایی که در ادبیات بصورت خدا ارائه میشوند خدا نبوده بلکه صاحبان( yiyələr) موجوداتی هستند که خدا (تنگری) آفریده است. برخی از اسامیِ iyə ها مانند: Bağa, bayat, umay, gön, ay, öd
نیز صفت تانری محسوب میشوند.
۹: دین تنگریزم که برخلاف ادیان دوگماتیک و به ویژه ادیان سامی به آزادی و حقوق انسانی اهمیت بسیاری قائل است، دینی تولارنت می باشد. در طول تاریخ هیچگاه جامعه تنگریزم در صدد قبولاندن اعتقادات دینی خود به دیگران نبوده و هیچگاه علیه سایر ادیان وارد جنگ نشده است.
#تنگریسم
ϜϓſϞ
☪ @AZ_SESI
۱: پیامبری وجود ندارد زیرا این دین آفریده پیامبر خاصی نیست بلکه سیستم اعتقادی کولکتیوی بوده که از طریق کل جامعه به واسطه قوانین تورک تورسی (Türk törəsi) و بر اساس کولتهای مقدس شکل گرفته است.
۲: معابد دینی وجود ندارد چون عبادتگاه های( Tapınaq) مقدسی وجود دارد که در زمانهای خاصی در این اماکن گرد آمده، دعا کرده و قربانی می کنند. در تنگریزم قام ها( kam) حافظ قوانین دینی بوده و در بین بعضی از اقوام ترک خاقان بزرگ( اولو خاقان) رئیس کامها (باش کام) محسوب می شد.
۳: مدارس دینی وجود ندارد زیرا قوانین Törə که ترکان تنگریرم در تمام طول زندگی خود به آنها خو گرفته و عادت کرده اند، در باور تنگریزم تحت نظارت قامهای فرزانه تداوم یافته و از صحبتهای روزمره گرفته تا مجالس و مراسم مختلف به نصیحتهای ریش سفیدان و اوزانها گوش فرا داده شده است.
۴: برخلاف برخی از اقوام، در طول تاریخ ردپایی از آنتروپومورفیزم( تصور خدا در جلد انسان) در اتنوس ترک دیده نمیشود.
۵: بر اساس نگرش دینی تنگریزم خالق تمام هستی، دنیا و مخلوقات موجود در آن خدای واحد بوده و خودش جهانی که خلق کرده را به واسطه iyə ها اداره می کند. صفت اصلی وی yaradıçı و yaradan می باشد.
۶: تانری که عالم هستی را آفریده، زنده نگه داشته، حفظ کرده و نابود می کند، دعای انسانهایی که خلق کرده را قبول کرده و می بخشاید.
۷: در دین تنگریزم، تانری به مخلوقاتش Tın( در مفهوم جان و نفس) و qut ( در مفهوم قوّه حیات) می دهد. با بند آمدن Tın انسان فوت کرده و qut او در جلد پرنده به اوچماق ( مکان خداوندی) پرواز می کند.
۸: به علت اینکه در بین ترکان تا دوران تک خدایی، چند خدایی وجود نداشته، در منابع مربوط به باور ترکان اصطلاح "خدایان" نیز وجود ندارد. Iyə هایی که در ادبیات بصورت خدا ارائه میشوند خدا نبوده بلکه صاحبان( yiyələr) موجوداتی هستند که خدا (تنگری) آفریده است. برخی از اسامیِ iyə ها مانند: Bağa, bayat, umay, gön, ay, öd
نیز صفت تانری محسوب میشوند.
۹: دین تنگریزم که برخلاف ادیان دوگماتیک و به ویژه ادیان سامی به آزادی و حقوق انسانی اهمیت بسیاری قائل است، دینی تولارنت می باشد. در طول تاریخ هیچگاه جامعه تنگریزم در صدد قبولاندن اعتقادات دینی خود به دیگران نبوده و هیچگاه علیه سایر ادیان وارد جنگ نشده است.
#تنگریسم
ϜϓſϞ
☪ @AZ_SESI
👍10
بدلیل نبود "خدایان" در ترکان باستان سیستم اعتقادی آنها بر خلاف سایر اقوام مستقیما از مرحله میتیک وارد فاز تک خدایی شده است. بین آنها چندین iyə و خدایی واحد بوده است. برخی از منابع زبانی باستان (یونانی، چینی و ...) بدلیل عدم آشنایی دقیق با سیستم اعتقادی ترکان و مفاهیمی مانند iyə و کولتهای مقدس و ... اصطلاح "خدایان" را در مورد ترکان تک خدایی بکار برده اند که دلیلی بر چند خدایی ترکان نمی تواند باشد. بدلیل اینکه منابع نوشتاری بسیار اندکی از دین ترکان ماقبل ساکا موجود است در این پست در مورد تک خدایی ساکاها بحث میکنیم.
هرودوت در مورد خدایان ساکایی بحث می کند و هر یک از آنها را با خدایان یونانی مقایسه می کند:
Papay ( Zeus)
Api ( Geya)
Goytosir ( Apollona)
Tabiti ( Hestiaya)
Argimpasa ( Afrodite)
Thagimasad ( poseidona)
Ares ( Ares)
در حالی که هرودوت ( و به طور کلی یونانیان) از سیستم iyə ها بین ترکان ساکا بی خبر است وی آنها را خدا می نامد. چنین جریانی را در برخی منابع دیگر نیز می توان مشاهده کرد. در ادامه به بررسی منابع پرداخته و سیستم اعتقادی ساکاها را از زبان خودشان میخوانیم. مکالمات فیلسوفان ساکایی معروف جهان باستان مانند آناکارسیس پسر قونور( جز هفت فرزانه بزرگ جهان باستان) و توکساریس که تا دوران ما به یادگار مانده اند منعکس کننده بینش دینی و جهانبینی ساکاها و ترکان باستان از زبان خودشان می باشند.
پلوتارک جواب عاقلانه آناکارسیس به کنایه های ازوپ و دیدگاه فلسفی وی نسبت به واسطه گری روح بین خدا و انسانها که در حقیقت دیدگاه تنگریزم ترکان نسبت به خدا، روح و هستی می باشد را از زبان آناکارسیس چنین نقل می کند:
" اگر خداوند اراده خود را با واسطه هایی چون آتش، آب، باد، ابر و باران عملی کرده، یکی را نجات داده و سیر کرده و دیگری را نابود می کند پس تصور موجودیت سایر جانداران خارج از دایره اراده وی چیزی عجیب و غیر عادی است. حقیقت این است که آنها به اراده خداوند وابسته بوده، در خدمت او بوده و متناسب به اراده او حرکت می کنند چنانچه کمان متناسب با خواسته ساکاها، لیرا و فلوت متناسب با خواسته هلنها پاسخ می دهند."
Плутарх, 1990, 261.
این بینش دینی تک خدایی ( و نه خدایان) به نقل از منابع بیزانسی هزار سال بعد نیز توسط گوک تورکان وجود داشته است که در آینده از آن بحث خواهیم کرد.
طبق نوشته های دیودور سیسیلی، کرزوس شاه لیدی در مهمانی فرزانگان ( بیانت، سولون، آناکارس و پیتتاک) از مسن ترین آنها آناکارسیس سوال می کند که جسورترین جانداران کدام است؟ آنکارسیس جواب می دهد که وحشی ترین حیوان زیرا در راه آزادی خود تا پای جان مبارزه می کند.
- پس عادلترین موجود کدام است؟
وی جواب می دهد که وحشی ترین حیوان زیرا آنها با قانونهایی که انسانها تعیین کرده اند زندگی نکرده بلکه متناسب با قوانین طبیعت که خداوند آنها را ایجاد کرده زندگی می کنند. استفاده از داده های خداوند و نه انسان عادلانه می باشد. کرز با کنایه به وی می گوید: چنین برمی آید که فرزانه ترین مخلوق وحشی ترین حیوان است. آناکارسیس این حرف کرز را تایید کرده و می گوید: برتر دانستن حقیقت طبیعت از برتر شمردن حقیقت قوانین فرزانگی می باشد.
Диодор, Библиотека, IX. 26. 2-5; Скифы, 1992, 152
که باز در اینجا شاهد نمود خدا و نه خدایان هستیم.
از دیگر فیلسوفان بزرگ ساکایی "توکساریس" می باشد که فیلسوف یونانی قرن دوم میلادی لوکیان ساموساتی درباره مکالمه بین او و مینیسیپپوس یونانی می نویسد:
- شما ساکاها برای مردگان اُرِست و پیلاد قربانی داده و آنها را خدایان می دانید. در این مورد نظرت چیست توکسار؟
- مینیسیپپوس، قربانی می دهیم ولی آنها را خدا نمی دانیم بلکه آنها را انسانهای خوب می دانیم.
Inan, 1972, 190-191
لوکیان در نوشته " توکسارید و یا دوستی" مکالمه بین توکسار و منیسیپپوس در رابطه با دوستی و اهمیت بسیار زیاد دوستی بین ساکاها را ذکر کرده و مینویسد ساکاها به صاحب های ( iyə) حامی دوستی Korak می گویند که ترجمه اش در زبان یونانی "خدای حافظ دوستی" می باشد.
АИОСК, 1990, 137-145
در اینجا توکسار ساکایی به وضوح مفهوم خدای واحد و همچنین تفاوت صاحبها (iyələr) و خدایان یونانی را روشن می سازد.
با بررسی متون تاریخی تک خدایی ترکان از قدیمیترین دورانها مشخص میشود که نشان دهنده عبور مستقیم سیستم اعتقادی ترکان از دوران میتیک به تک خدایی بدون گذر از مرحله چند خدایی می باشد.
#تنگریسم
ϜϓſϞ
☪ @AZ_SESI
هرودوت در مورد خدایان ساکایی بحث می کند و هر یک از آنها را با خدایان یونانی مقایسه می کند:
Papay ( Zeus)
Api ( Geya)
Goytosir ( Apollona)
Tabiti ( Hestiaya)
Argimpasa ( Afrodite)
Thagimasad ( poseidona)
Ares ( Ares)
در حالی که هرودوت ( و به طور کلی یونانیان) از سیستم iyə ها بین ترکان ساکا بی خبر است وی آنها را خدا می نامد. چنین جریانی را در برخی منابع دیگر نیز می توان مشاهده کرد. در ادامه به بررسی منابع پرداخته و سیستم اعتقادی ساکاها را از زبان خودشان میخوانیم. مکالمات فیلسوفان ساکایی معروف جهان باستان مانند آناکارسیس پسر قونور( جز هفت فرزانه بزرگ جهان باستان) و توکساریس که تا دوران ما به یادگار مانده اند منعکس کننده بینش دینی و جهانبینی ساکاها و ترکان باستان از زبان خودشان می باشند.
پلوتارک جواب عاقلانه آناکارسیس به کنایه های ازوپ و دیدگاه فلسفی وی نسبت به واسطه گری روح بین خدا و انسانها که در حقیقت دیدگاه تنگریزم ترکان نسبت به خدا، روح و هستی می باشد را از زبان آناکارسیس چنین نقل می کند:
" اگر خداوند اراده خود را با واسطه هایی چون آتش، آب، باد، ابر و باران عملی کرده، یکی را نجات داده و سیر کرده و دیگری را نابود می کند پس تصور موجودیت سایر جانداران خارج از دایره اراده وی چیزی عجیب و غیر عادی است. حقیقت این است که آنها به اراده خداوند وابسته بوده، در خدمت او بوده و متناسب به اراده او حرکت می کنند چنانچه کمان متناسب با خواسته ساکاها، لیرا و فلوت متناسب با خواسته هلنها پاسخ می دهند."
Плутарх, 1990, 261.
این بینش دینی تک خدایی ( و نه خدایان) به نقل از منابع بیزانسی هزار سال بعد نیز توسط گوک تورکان وجود داشته است که در آینده از آن بحث خواهیم کرد.
طبق نوشته های دیودور سیسیلی، کرزوس شاه لیدی در مهمانی فرزانگان ( بیانت، سولون، آناکارس و پیتتاک) از مسن ترین آنها آناکارسیس سوال می کند که جسورترین جانداران کدام است؟ آنکارسیس جواب می دهد که وحشی ترین حیوان زیرا در راه آزادی خود تا پای جان مبارزه می کند.
- پس عادلترین موجود کدام است؟
وی جواب می دهد که وحشی ترین حیوان زیرا آنها با قانونهایی که انسانها تعیین کرده اند زندگی نکرده بلکه متناسب با قوانین طبیعت که خداوند آنها را ایجاد کرده زندگی می کنند. استفاده از داده های خداوند و نه انسان عادلانه می باشد. کرز با کنایه به وی می گوید: چنین برمی آید که فرزانه ترین مخلوق وحشی ترین حیوان است. آناکارسیس این حرف کرز را تایید کرده و می گوید: برتر دانستن حقیقت طبیعت از برتر شمردن حقیقت قوانین فرزانگی می باشد.
Диодор, Библиотека, IX. 26. 2-5; Скифы, 1992, 152
که باز در اینجا شاهد نمود خدا و نه خدایان هستیم.
از دیگر فیلسوفان بزرگ ساکایی "توکساریس" می باشد که فیلسوف یونانی قرن دوم میلادی لوکیان ساموساتی درباره مکالمه بین او و مینیسیپپوس یونانی می نویسد:
- شما ساکاها برای مردگان اُرِست و پیلاد قربانی داده و آنها را خدایان می دانید. در این مورد نظرت چیست توکسار؟
- مینیسیپپوس، قربانی می دهیم ولی آنها را خدا نمی دانیم بلکه آنها را انسانهای خوب می دانیم.
Inan, 1972, 190-191
لوکیان در نوشته " توکسارید و یا دوستی" مکالمه بین توکسار و منیسیپپوس در رابطه با دوستی و اهمیت بسیار زیاد دوستی بین ساکاها را ذکر کرده و مینویسد ساکاها به صاحب های ( iyə) حامی دوستی Korak می گویند که ترجمه اش در زبان یونانی "خدای حافظ دوستی" می باشد.
АИОСК, 1990, 137-145
در اینجا توکسار ساکایی به وضوح مفهوم خدای واحد و همچنین تفاوت صاحبها (iyələr) و خدایان یونانی را روشن می سازد.
با بررسی متون تاریخی تک خدایی ترکان از قدیمیترین دورانها مشخص میشود که نشان دهنده عبور مستقیم سیستم اعتقادی ترکان از دوران میتیک به تک خدایی بدون گذر از مرحله چند خدایی می باشد.
#تنگریسم
ϜϓſϞ
☪ @AZ_SESI
👍8
اصول اعتقادی تنگریزم را تقریبا می توان از منابع چینی، کتیبه های اورخون و سایر منابع ترکی و خارجی نیز تثبیت نمود.
در اینجا به بررسی سیستم تک خدایی بین هونهای آسیا ( امپراطوری هونهای آسیا، دولت هونی هسیا و دولت هونی هان ژائو) می پردازیم. و خواهیم دید که سیستم اعتقادی آنها دور از شامانیزم بوده و به خدای واحد ( تنگریزم) اعتقاد داشته اند.
در نامه تانهوی هونهای آسیا "mo-tun" در سال ۱۷۶ پیش از میلاد به امپراتور چین آمده است که وی در اختیار گرفتن تاج و تخت سلطنت را از جانب تانری دانسته و تفوق های نظامی خود را بیش از همه چیز مدیون "عنایات گوک-تنگری" می داند.
De Groot, M., Die Hunnen der vorchristlichen Zeit I, Berlin-Leipzig, 1921, 76;
Liu, Kutcha and seine..., s. 119.
تانهوی دیگر kun-çin ( 160-126ق.م) در سال ۱۳۳ ق.م از دامی که امپراتور چین در Mai برای وی ترتیب داده بود خلاص شده و چنین می گوید:
"به خاطر تقدیری که تنگری قسمت کرده توانستم از خودم محافظت کنم." و این موفقیت را به عنوان " کار تنگری" تفسیر کرده بود.
De Groot, ayn. esr., s. 97, 101.
همچنین برادر زاده جوانِ Liu yüan (موسس دولت هونی"هان ژائو" در قرن چهارم) در مقابل شجاعتهای لیو-یوآن چنین می گوید:
" چون گوک-تنگری به فکر هونها می باشد وی را به دنیا آورده است."
لیو-یوآن نیز در برابر جنگهای شاهزادگان چینی گفته بود که " کسی یارای مقابله با اراده گوک را ندارد."
حاکم ترک دیگری در سال ۳۲۸ بخاطر موفقیت خود دستهایش را به آسمان بلند کرده و گفته بود که "ای گوک (تانری) تو را شاکرم"
W. Eberhard, Liu Yüan ve Liu Ts'ung'un Biyografileri, s. 8;
W. Schmidt, Eski Türklerin Dini, s. 81 vd
دیگر تانهوی هون hu-han-yeh در سال ۴۸ پیش از میلاد در رابطه با سوگندی که با امپراتور چین خورده بود چنین می گوید:
" مجازات تنگری نصیب هر یک از طرفین( هون یا چین) سوگند شود که بدان پایبند نباشد."
De Groot, ayn. esr., s. 223.
اولین خاقان دولت هونی Hsia با نام He-Lien-Popo که در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم در جنوب منطقه اردوس چین حکومتی تشکیل داده و نسل هونها را تداوم داد این چنین می گوید:
" من از جانب تنگری خاقان شدم و موظفم که انسانهای بیچاره را نجات دهم."
Saadettin Yağmur Gömeç, Şamanizm ve Eski Türk Dini, s. 154.
بنابراین ذکر نام خدای رئدوبرق توسط مورخ آلبان موسی کالانکاتلو( قرن هفتم میلادی) برای هونها آنگونه که قبلا نیز بیان کردیم بدلیل عدم درک مفاهیم iye و تانری توسط وی می باشد زیرا وی و اجدادش از سالیان قبل وارد دین مسیحیت شده و سیستم اعتقادی ترکان باستان را فراموش کرده بودند. همین تئونیم kuer را منابع ۲۸۰۰ ساله اورارتویی برای ترکان az قید کرده اند. ترکان لولو نیز این تئونیم را ۴ هزار سال پیش داشته اند. که خود جهت مهاجرت و ارتباط هونها با آسیای مقدم را نشان می دهد. در منابع میخی پیش از تئونیمها( چه خدایان و چه iyə ها) تامغای دینگیر (D) گذاشته می شده است زیرا نویسندگان این منابع به دلیل چندخدایی و عدم درک iyə ها بین ترکان، تمایزی بین آن و سیستم چند iyə ای قائل نمی شدند.
سیدوف kuer را بصورت ku ( صدا) و еr (ایگید) تفسیر میکند.
از طرفی قبلا بیان کرده بودیم که در سیستم اعتقادی ترکان آنتروپومورفیزم (بت) جایگاهی ندارد. تنها موردی که در دین باستان ترکان از بت نزد هونها سخن به میان آمده به سال ۱۲۱ ق.م در قصر یک فرمانده هونی بوده که آن هم محصول دین چینی ها بوده است. در این مورد و همچنین در مورد مجسمه های بزرگ فلزی مراجعه کنید به:
K. Shiratori, On the Territory...,s. 30-52, 61vd
چنین مجسمه ای اولین و آخرین نمونه بین هونها بوده و در جای دیگری دیده نمیشود.
I.Kafesoğlu, Türk Milli Kültürü, 298
عالم بزرگ در زمینه میتولوژی ترک بهاالدین اوگل نیز دین ترکان هون را تک خدایی و تنگریزم دانسته و آن را بدور از اعتقادات توتمی محسوب می کند در اینجا عین متن وی از صفحه ۵۵ کتاب
Islamiyetten öncə TÜRK KÜLTÜR TARIHI
را ضمیمه میکنیم:
"Bazı bilginler Orta Asya halklarının birer avcı ve çoban olduklarını düşünerek, bu eserlerde günlük hayatın tezahür ettiğine inanmışlardı. Hattâ daha ileri giderek Hunların totemist olduğunu iddia edenlere de rastlamaktayız. Halbuki Hunlar tek tanrılı bir Gök dinine inanmakta idiler. Tek Tanrı'ya inanan bir kavimde totem aramak biraz güçtür. Bunlar olsa olsa eski Hun inanç ve efsanelerinin bir kalıntısı olabilirlerdi. Nitekim Göktürkler totemist olmadıkları halde, kendi aralarında anlatukları bir kurt efsanesine inanıyorlar ve kurt başını da millî bir arma olarak taşıyorlardı."
در واقع تنگریسم به قول R. Giraud حقیقتا هم "کولت مادری تمام ترکان" بوده است.
L' Emp. d. Turks..., s.102
@AZ_SESI
در اینجا به بررسی سیستم تک خدایی بین هونهای آسیا ( امپراطوری هونهای آسیا، دولت هونی هسیا و دولت هونی هان ژائو) می پردازیم. و خواهیم دید که سیستم اعتقادی آنها دور از شامانیزم بوده و به خدای واحد ( تنگریزم) اعتقاد داشته اند.
در نامه تانهوی هونهای آسیا "mo-tun" در سال ۱۷۶ پیش از میلاد به امپراتور چین آمده است که وی در اختیار گرفتن تاج و تخت سلطنت را از جانب تانری دانسته و تفوق های نظامی خود را بیش از همه چیز مدیون "عنایات گوک-تنگری" می داند.
De Groot, M., Die Hunnen der vorchristlichen Zeit I, Berlin-Leipzig, 1921, 76;
Liu, Kutcha and seine..., s. 119.
تانهوی دیگر kun-çin ( 160-126ق.م) در سال ۱۳۳ ق.م از دامی که امپراتور چین در Mai برای وی ترتیب داده بود خلاص شده و چنین می گوید:
"به خاطر تقدیری که تنگری قسمت کرده توانستم از خودم محافظت کنم." و این موفقیت را به عنوان " کار تنگری" تفسیر کرده بود.
De Groot, ayn. esr., s. 97, 101.
همچنین برادر زاده جوانِ Liu yüan (موسس دولت هونی"هان ژائو" در قرن چهارم) در مقابل شجاعتهای لیو-یوآن چنین می گوید:
" چون گوک-تنگری به فکر هونها می باشد وی را به دنیا آورده است."
لیو-یوآن نیز در برابر جنگهای شاهزادگان چینی گفته بود که " کسی یارای مقابله با اراده گوک را ندارد."
حاکم ترک دیگری در سال ۳۲۸ بخاطر موفقیت خود دستهایش را به آسمان بلند کرده و گفته بود که "ای گوک (تانری) تو را شاکرم"
W. Eberhard, Liu Yüan ve Liu Ts'ung'un Biyografileri, s. 8;
W. Schmidt, Eski Türklerin Dini, s. 81 vd
دیگر تانهوی هون hu-han-yeh در سال ۴۸ پیش از میلاد در رابطه با سوگندی که با امپراتور چین خورده بود چنین می گوید:
" مجازات تنگری نصیب هر یک از طرفین( هون یا چین) سوگند شود که بدان پایبند نباشد."
De Groot, ayn. esr., s. 223.
اولین خاقان دولت هونی Hsia با نام He-Lien-Popo که در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم در جنوب منطقه اردوس چین حکومتی تشکیل داده و نسل هونها را تداوم داد این چنین می گوید:
" من از جانب تنگری خاقان شدم و موظفم که انسانهای بیچاره را نجات دهم."
Saadettin Yağmur Gömeç, Şamanizm ve Eski Türk Dini, s. 154.
بنابراین ذکر نام خدای رئدوبرق توسط مورخ آلبان موسی کالانکاتلو( قرن هفتم میلادی) برای هونها آنگونه که قبلا نیز بیان کردیم بدلیل عدم درک مفاهیم iye و تانری توسط وی می باشد زیرا وی و اجدادش از سالیان قبل وارد دین مسیحیت شده و سیستم اعتقادی ترکان باستان را فراموش کرده بودند. همین تئونیم kuer را منابع ۲۸۰۰ ساله اورارتویی برای ترکان az قید کرده اند. ترکان لولو نیز این تئونیم را ۴ هزار سال پیش داشته اند. که خود جهت مهاجرت و ارتباط هونها با آسیای مقدم را نشان می دهد. در منابع میخی پیش از تئونیمها( چه خدایان و چه iyə ها) تامغای دینگیر (D) گذاشته می شده است زیرا نویسندگان این منابع به دلیل چندخدایی و عدم درک iyə ها بین ترکان، تمایزی بین آن و سیستم چند iyə ای قائل نمی شدند.
سیدوف kuer را بصورت ku ( صدا) و еr (ایگید) تفسیر میکند.
از طرفی قبلا بیان کرده بودیم که در سیستم اعتقادی ترکان آنتروپومورفیزم (بت) جایگاهی ندارد. تنها موردی که در دین باستان ترکان از بت نزد هونها سخن به میان آمده به سال ۱۲۱ ق.م در قصر یک فرمانده هونی بوده که آن هم محصول دین چینی ها بوده است. در این مورد و همچنین در مورد مجسمه های بزرگ فلزی مراجعه کنید به:
K. Shiratori, On the Territory...,s. 30-52, 61vd
چنین مجسمه ای اولین و آخرین نمونه بین هونها بوده و در جای دیگری دیده نمیشود.
I.Kafesoğlu, Türk Milli Kültürü, 298
عالم بزرگ در زمینه میتولوژی ترک بهاالدین اوگل نیز دین ترکان هون را تک خدایی و تنگریزم دانسته و آن را بدور از اعتقادات توتمی محسوب می کند در اینجا عین متن وی از صفحه ۵۵ کتاب
Islamiyetten öncə TÜRK KÜLTÜR TARIHI
را ضمیمه میکنیم:
"Bazı bilginler Orta Asya halklarının birer avcı ve çoban olduklarını düşünerek, bu eserlerde günlük hayatın tezahür ettiğine inanmışlardı. Hattâ daha ileri giderek Hunların totemist olduğunu iddia edenlere de rastlamaktayız. Halbuki Hunlar tek tanrılı bir Gök dinine inanmakta idiler. Tek Tanrı'ya inanan bir kavimde totem aramak biraz güçtür. Bunlar olsa olsa eski Hun inanç ve efsanelerinin bir kalıntısı olabilirlerdi. Nitekim Göktürkler totemist olmadıkları halde, kendi aralarında anlatukları bir kurt efsanesine inanıyorlar ve kurt başını da millî bir arma olarak taşıyorlardı."
در واقع تنگریسم به قول R. Giraud حقیقتا هم "کولت مادری تمام ترکان" بوده است.
L' Emp. d. Turks..., s.102
@AZ_SESI
👍3
《هونهای اروپا و تنگریزم》
منابع کم اما بسیار ارزشمندی درمورد دین هونهای اروپا وجود دارد. مهمترین این منابع مربوط به جملات بزرگترین رهبر این امپراتوری، آتیلای کبیر می باشد. وی که اروپا را به زانو درآورده بود پیشرویهای خود را برای فتح رُم که قلب اروپا محسوب میشد ادامه داد و در شرف فتح رم بود که پاپ لئو برای متوقف کردن وی و خواهش و التماس از وی مبنی بر صرف نظر از فتح رم عازم مکالمه با وی میشود. صحبتهای آنها چهره بارزی از ماهیت دینی هونهای اروپا را به نمایش می گذارد:
-
تورا به نام پدر، پسر و روح القدوس سلام نموده و آگاه می نمایم ای جنگجوی بزرگ. اما اینجا خانه خدا بوده و ماها نیز خادمان خدا و پسر مقدس او هستیم.
-
شما سردرگم شده اید، مگر ممکن است خداوند پسری داشته باشد. او تک و تنها است.
-
ای تورک (هون)، ای مبارز بزرگ خواهش میکنم آسیبی به معبدمان نرسان. اینجا مکان مقدس ماست.
-
من و ملتم تازیانه خداوند هستیم و خداوند برای مجازات ملتهایی که ستم پیشه کرده اند ما را گسیل می کند.
Tanrının Kırbacı Attila, İbrahim Sarı, 33;
Dünyalar Savaşı Attila, Ersagun Üstündağ, 84;
Ateş Savaşçısı Atilla, Mustafa KARNAS, 175
Tanrının Kırbacı, Hasan Günaydın, S. 57, İlgi Kültür Sanat Yayınları
در اینجا آتیلا برجسته ترین شخصیت هونهای اروپا به وضوح نام خدای واحد را به زبان می آورد که تجلی دین تنگریسم ترکان باستان بوده و از باورهای شامانیزمی به دور است.
حتی هنگامی که سفرای بیزانس به درگاه آتیلای کبیر می رسند و یکی از آنها امپراتور بیزانس را خدا می نامد هونها واکنش شدیدی به سخنان وی می دهند.
J.B. bury, A History of Later Raman Empire From Arcadius to Irene, vol. I, London 1889, 214
لغت "کام" ( و نه شامان) در معنای روحانیون دینی ترکان باستان در بین هونهای اروپا نیز دیده میشود. پدرزن آتیلا eş-kam و از نزدیکان دیگرش آتا-کام ( مقایسه کنید با "کام-آتا"ی مادی) بوده است.
Firudin Ağasıoğlu, V bitik, 321
بطور کلی شامان در ترکان باستان به چشم نمیخورد و بجای آن "کام ها" را به عنوان روحانیون دینی در ترکان باستان داریم. فقط در ترکانی که بعدها به شرق مهاجرت کردند در اثر همسایگی با اقوام بومی واژگان شامان و کام بطور سینونیم بجای همدیگر استعمال شده اند.
منابع کم اما بسیار ارزشمندی درمورد دین هونهای اروپا وجود دارد. مهمترین این منابع مربوط به جملات بزرگترین رهبر این امپراتوری، آتیلای کبیر می باشد. وی که اروپا را به زانو درآورده بود پیشرویهای خود را برای فتح رُم که قلب اروپا محسوب میشد ادامه داد و در شرف فتح رم بود که پاپ لئو برای متوقف کردن وی و خواهش و التماس از وی مبنی بر صرف نظر از فتح رم عازم مکالمه با وی میشود. صحبتهای آنها چهره بارزی از ماهیت دینی هونهای اروپا را به نمایش می گذارد:
-
پاپ لئو خطاب به آتیلا:تورا به نام پدر، پسر و روح القدوس سلام نموده و آگاه می نمایم ای جنگجوی بزرگ. اما اینجا خانه خدا بوده و ماها نیز خادمان خدا و پسر مقدس او هستیم.
-
آتیلای کبیر خطاب به پاپ لئو:شما سردرگم شده اید، مگر ممکن است خداوند پسری داشته باشد. او تک و تنها است.
-
پاپ لئو خطاب به آتیلای کبیر:ای تورک (هون)، ای مبارز بزرگ خواهش میکنم آسیبی به معبدمان نرسان. اینجا مکان مقدس ماست.
-
آتیلای کبیر خطاب به پاپ لئو:من و ملتم تازیانه خداوند هستیم و خداوند برای مجازات ملتهایی که ستم پیشه کرده اند ما را گسیل می کند.
Tanrının Kırbacı Attila, İbrahim Sarı, 33;
Dünyalar Savaşı Attila, Ersagun Üstündağ, 84;
Ateş Savaşçısı Atilla, Mustafa KARNAS, 175
Tanrının Kırbacı, Hasan Günaydın, S. 57, İlgi Kültür Sanat Yayınları
در اینجا آتیلا برجسته ترین شخصیت هونهای اروپا به وضوح نام خدای واحد را به زبان می آورد که تجلی دین تنگریسم ترکان باستان بوده و از باورهای شامانیزمی به دور است.
حتی هنگامی که سفرای بیزانس به درگاه آتیلای کبیر می رسند و یکی از آنها امپراتور بیزانس را خدا می نامد هونها واکنش شدیدی به سخنان وی می دهند.
J.B. bury, A History of Later Raman Empire From Arcadius to Irene, vol. I, London 1889, 214
لغت "کام" ( و نه شامان) در معنای روحانیون دینی ترکان باستان در بین هونهای اروپا نیز دیده میشود. پدرزن آتیلا eş-kam و از نزدیکان دیگرش آتا-کام ( مقایسه کنید با "کام-آتا"ی مادی) بوده است.
Firudin Ağasıoğlu, V bitik, 321
بطور کلی شامان در ترکان باستان به چشم نمیخورد و بجای آن "کام ها" را به عنوان روحانیون دینی در ترکان باستان داریم. فقط در ترکانی که بعدها به شرق مهاجرت کردند در اثر همسایگی با اقوام بومی واژگان شامان و کام بطور سینونیم بجای همدیگر استعمال شده اند.
Forwarded from ༻༼ TÜRK OTAĞI ༽༻
قابل توجه موجودات خود منبع پندار
نوشته اند که ترکان باستان تونم پرست و یا شمنیست بوده اند، در زمانهای اخیر ثابت شده که این نوشتها نادرست بوده و دین ترکان باستان، دین گوگ تانری بوده است
در توتم پرستی مادر سالاری حاکم است و مالکیت در قبیله اشتراکی است این در حالی است که در میان ترکان، پدر سالاری حاکم بوده و مالکیت خصوصی محترم شمرده می شد. در توتم گرایی افراد قبیله ای که یک توتم را می پرستند، خویشاوند
محسوب میشوند حال آنکه خویشاوندی در میان ترکان بر اساس خون بود.
پژوهشهای زبانشناسان نیز ثابت کرده است که ترکان باستان، تونم پرست نبوده اند. توتمی که در تاریخ رشیدی آمده، از مغولان راه یافته و حتی در دیوان محمود کاشغری نیـز قـیـد نـشده است.
در ترکی باستان واژه «اونک» به معنای برکت بوده ولی واژه «اونقون» و یا «اونگون» وجود نداشته است
مؤلفان با در نظر گرفتن ترکان آلتای و یاقوت، چنین ادعا کرده اند که ترکان باستان بر دین شمنی بوده اند. حال آنکه این دین در زمان مغولان، میان این ترکان رواج یافته است
📚منبع: تاریخ مختصر ترک اثر پرفسور جواد هيئت، ص61
#آیین
#دین
#تنگریسم
#شامانیزم
پیوستن به کانال ما👇🏻
@Seljuk_Turk
نوشته اند که ترکان باستان تونم پرست و یا شمنیست بوده اند، در زمانهای اخیر ثابت شده که این نوشتها نادرست بوده و دین ترکان باستان، دین گوگ تانری بوده است
در توتم پرستی مادر سالاری حاکم است و مالکیت در قبیله اشتراکی است این در حالی است که در میان ترکان، پدر سالاری حاکم بوده و مالکیت خصوصی محترم شمرده می شد. در توتم گرایی افراد قبیله ای که یک توتم را می پرستند، خویشاوند
محسوب میشوند حال آنکه خویشاوندی در میان ترکان بر اساس خون بود.
پژوهشهای زبانشناسان نیز ثابت کرده است که ترکان باستان، تونم پرست نبوده اند. توتمی که در تاریخ رشیدی آمده، از مغولان راه یافته و حتی در دیوان محمود کاشغری نیـز قـیـد نـشده است.
در ترکی باستان واژه «اونک» به معنای برکت بوده ولی واژه «اونقون» و یا «اونگون» وجود نداشته است
مؤلفان با در نظر گرفتن ترکان آلتای و یاقوت، چنین ادعا کرده اند که ترکان باستان بر دین شمنی بوده اند. حال آنکه این دین در زمان مغولان، میان این ترکان رواج یافته است
📚منبع: تاریخ مختصر ترک اثر پرفسور جواد هيئت، ص61
#آیین
#دین
#تنگریسم
#شامانیزم
پیوستن به کانال ما👇🏻
@Seljuk_Turk
《دین تنگریزم و یکتاپرستی در امپراتوری گوک تورک ( قسمت اول)》
در این پست به بررسی تنگریزم در بین گوک تورکان خواهیم پرداخت و خواهیم دید که همانند ساکاها و هونها آنها نیز یکتاپرست بوده و به گوک-تاتری اعتقاد داشته اند.
بر اساس کتیبه ها تانری اولین مسبب جهان هستی یعنی خالق می باشد.
Kitabeler, I, güney, 1; II, doğu, 1;
Ed. Chavannes, Documents..., s. 248
گاها در کتیبه ها خدا به شکل Türk Tengrisi تظاهر می کند.
Kitabeler, I, doğu, 10, II, doğu, 10.
که نمودی از یک خدای "ملی" می باشد.
تشکل خاقانات توسط گوک تورکها با خواست او بوده و خاقان از سوی وی به نزد ترکان فرستاده شده می شد یعنی تانری موجود متعال بوده که با زندگی مردم ترک ارتباط داشته است.
Kitabeler, I, doğu, 1, 11; II, doğu, 10 vb.;
Tonyukuk, str. 3;
Ongin, cephe, 3;
Liu, Die chinesischen nachrichten zur geschichte der ost-türken , I, s. 52.
پیروزی در جنگها با اراده تانری به تحقق می پیوست.
Tanhu mo-tun' un mektubu: Bk. M. Mori, Reconsideration of the Hsiung-nu State, s. 23;
Kitabeler, I, doğu, 15; doğu, 13 vb.
Kurum hanın Humbarley kitabesi, bk. Byzantion, XXVIII, s. 322.
تانری به طور مستقیم در زندگی ترکان و کل انسانها مداخله می کرده است. تانری در مقام یک امر کننده، کسانی که در مقابل اراده وی می ایستادند را مجازات می نمود و همچنین kut و Ülüg ( قسمت) را وی بخشش نموده و آنها را از کسانی که لیاقتشان را نداشته اند پس می گرفت.
Kitabeler, I, doğu, 29;
II, doğu, 34-35;
Tonyukuk, str. 3.
خدای بزرگ طلوع خورشید را
رقم زده( Tan üntürü) و به گیاهان حیات می بخشد.
مرگ نیز با اراده وی صورت می گیرد. آنگونه که تانری جان می بخشد با اراده ی خود آن را هم می ستاند:
▪︎Kül-tegin vâdesi gelince öldü ( "kergek buldu")
▪︎Kişi-oğlu ölmek için yaratılmıştır
Kitabeler, I, kuzey, 10
قارا-یول ( قانون، حق) تانری بوده و هرانچه که گسسته شده را به هم پیوند می دهد. انسان در مقابل او زانو زده و التماس می کند و اگر kut بخواهد به وی می بخشاید، اسبها زیاد شده و عمر انسان طولانی می شود...
حتی التماس دعای کلاغ نیز به درگاه تانری می رسد... .
Irk-bitig -9. asırdan kalma gök-türkçe fal kitabı- paragraf 71, 73, 83;
bk. ETY, II, s. 85 vdd.
انسانها فانی ولی تانری ابدی می باشد.
Bk. G. Fehér, A bolgár-Törökök szerepe..., s. 72.
تانری انسانهای صادق و دروغگو را می شناسد.
عالم M.Eliade بیان می کند که وقتی اولو تانری موضوع بحث باشد شامانیزم حقیقتا هم " پوزخند" می زند.
Le Chamanisme..., s.. 168, 182
بدین ترتیب کتیبه های گوک تورک بطور واضح یکتاپرستی ترکان قدیم را منعکس می کنند و در آنها خبری از شامانیزم نیست. و نه اینکه اسامی اولگن، کایرا، ارلیک و ... در هیچ یک از ترکان باستان به چشم نمی خورد. آنچه که بعضا به عنوان میتولوژی ترک این اسامی تبلیغ میشوند در حقیقت "میتولوژی ترکان شرقی و وبه ویژه آلتای-سیبری در دوران معاصر و ودهه های اخیر" است.
در این پست به بررسی تنگریزم در بین گوک تورکان خواهیم پرداخت و خواهیم دید که همانند ساکاها و هونها آنها نیز یکتاپرست بوده و به گوک-تاتری اعتقاد داشته اند.
بر اساس کتیبه ها تانری اولین مسبب جهان هستی یعنی خالق می باشد.
Kitabeler, I, güney, 1; II, doğu, 1;
Ed. Chavannes, Documents..., s. 248
گاها در کتیبه ها خدا به شکل Türk Tengrisi تظاهر می کند.
Kitabeler, I, doğu, 10, II, doğu, 10.
که نمودی از یک خدای "ملی" می باشد.
تشکل خاقانات توسط گوک تورکها با خواست او بوده و خاقان از سوی وی به نزد ترکان فرستاده شده می شد یعنی تانری موجود متعال بوده که با زندگی مردم ترک ارتباط داشته است.
Kitabeler, I, doğu, 1, 11; II, doğu, 10 vb.;
Tonyukuk, str. 3;
Ongin, cephe, 3;
Liu, Die chinesischen nachrichten zur geschichte der ost-türken , I, s. 52.
پیروزی در جنگها با اراده تانری به تحقق می پیوست.
Tanhu mo-tun' un mektubu: Bk. M. Mori, Reconsideration of the Hsiung-nu State, s. 23;
Kitabeler, I, doğu, 15; doğu, 13 vb.
Kurum hanın Humbarley kitabesi, bk. Byzantion, XXVIII, s. 322.
تانری به طور مستقیم در زندگی ترکان و کل انسانها مداخله می کرده است. تانری در مقام یک امر کننده، کسانی که در مقابل اراده وی می ایستادند را مجازات می نمود و همچنین kut و Ülüg ( قسمت) را وی بخشش نموده و آنها را از کسانی که لیاقتشان را نداشته اند پس می گرفت.
Kitabeler, I, doğu, 29;
II, doğu, 34-35;
Tonyukuk, str. 3.
خدای بزرگ طلوع خورشید را
رقم زده( Tan üntürü) و به گیاهان حیات می بخشد.
مرگ نیز با اراده وی صورت می گیرد. آنگونه که تانری جان می بخشد با اراده ی خود آن را هم می ستاند:
▪︎Kül-tegin vâdesi gelince öldü ( "kergek buldu")
▪︎Kişi-oğlu ölmek için yaratılmıştır
Kitabeler, I, kuzey, 10
قارا-یول ( قانون، حق) تانری بوده و هرانچه که گسسته شده را به هم پیوند می دهد. انسان در مقابل او زانو زده و التماس می کند و اگر kut بخواهد به وی می بخشاید، اسبها زیاد شده و عمر انسان طولانی می شود...
حتی التماس دعای کلاغ نیز به درگاه تانری می رسد... .
Irk-bitig -9. asırdan kalma gök-türkçe fal kitabı- paragraf 71, 73, 83;
bk. ETY, II, s. 85 vdd.
انسانها فانی ولی تانری ابدی می باشد.
Bk. G. Fehér, A bolgár-Törökök szerepe..., s. 72.
تانری انسانهای صادق و دروغگو را می شناسد.
عالم M.Eliade بیان می کند که وقتی اولو تانری موضوع بحث باشد شامانیزم حقیقتا هم " پوزخند" می زند.
Le Chamanisme..., s.. 168, 182
بدین ترتیب کتیبه های گوک تورک بطور واضح یکتاپرستی ترکان قدیم را منعکس می کنند و در آنها خبری از شامانیزم نیست. و نه اینکه اسامی اولگن، کایرا، ارلیک و ... در هیچ یک از ترکان باستان به چشم نمی خورد. آنچه که بعضا به عنوان میتولوژی ترک این اسامی تبلیغ میشوند در حقیقت "میتولوژی ترکان شرقی و وبه ویژه آلتای-سیبری در دوران معاصر و ودهه های اخیر" است.
👍1
《دین تنگریزم و یکتاپرستی در گوک تورکان (قسمت دوم)》
در مفهوم تنگری بین ترکان، تکامل گوی اوزو ( gökyüzü) به " موجودیت متعال"( از مادیت به معنویت) نیز جالب توجه است. کوزموگونی تورک در کتیبه های اورخون در قالب جمله ای واحد چنین بیان میشود:
Üze kök tengri, asra yağız yir kılındukta ikin ara kişi oğlı kılınmış... .
Kitabeler, I, doğu, 1; II, doğu, 2= üstte mavi gök, aşağıda kara yer tanrı (tarafından) yaratıldıkta
(زیرا در متن اصلی تنگری جدا نوشته شده است)
در اینجا آشکار است که به gök در دوران گوک تورکها gökyüzü گفته می شد. در اینصورت در دوران قدیم " آسمان" که همه چیز را زیر چتر حکمش داشت می توانست توسط ترکان خدا تلقی شود. ( gök tengri) اما به سبب اینکه gök تمام جهان را دربر می گیرد امکان تجسم هرگونه شکل (بُت) برای تانری وجود نداشته و تانری به مرور زمان در آسمان مادی، قدرت معنوی ویژه ای را کسب نموده است. به عبارت دیگر تانری در کنار ابدیت و قادر مطلقی اش، قابل تجسم نبوده و "در همه جا حاضر" است.
به همین خاطر هم معابد که سازه های مخصوص نگه داری بتها بوده اند نیز ساخته نمی شده است. در بت پرستی عقیده بر این بوده که اشخاصی که توسط بت ها تمثیل میشوند قدرت معنوی فراوانی داشته اند. اما بین ترکان تنها منبع قدرت معنوی، تانری بوده است.
از طرفی وجود معبدی متعلق به دوران گوک تورک نیز مورد بحث و پژوهش واقع شده است.
bk. E. Esin, büke, s. 85 ve n. 53: "the temple of kül Tigin."
در این پژوهش که عقیده رواج و در حقیقت رسمیت بودیسم در جامعه گوک تورک را بیان می کند، به عنوان دلیل
کلمه "بارک"(Ktb. I, kuzey-doğu)
آورده شده است. که چیزی جز تحلیل اشتباه نمی باشد. لغت "بارک" در طول تاریخ تورک در معانی خانه، ملک و مقبره بوده
bk. ETY, IV, s. 186;
A. v. Gabain, Altt. Gram., s. 301;
R. Giraud, L'Emp. d. Turcs..., s. 131;
M. Ergin, Orhun Âbideleri, s. 89
DLT, III, s. 333
Kutadgu-bilig, beyit, 4536, 4545, 4727;
EUS, s.33;
G. Clauson,, ... Turkish, s. 359b
و هیچگاه بجای معبد مورد استفاده قرار نگرفته است. به همین دلیل عبارت kül-tegin barkı فقط در معنی مقبره کول تیگین ( و نه معبد) می تواند باشد.
قبلا در مورد اینکه هرودوت نام اییه های ( yiyələr) ساکایی را بدلیل عدم شناخت سیستم اعتقادی ترکان تحت نام خدایان ساکایی ذکر می کند نوشته بودیم و بیان کردیم که ساکاها نیز به خدای واحد اعتقاد داشته اند وی پس از آن بیان می کند که "غیر از آرِس سایر خدایان ساکایی معبد، محراب و تندیس (بت) نداشته اند و اینها ففط برای آرس ساخته می شده اند."
Herodot, IV, 59
که البته در این موضوع نیز بحث خواهیم کرد و خواهیم دید که ترکان کولت شمشیر داشته اند. و ماهیت داستان آرس و شمشیر در بین ترکان بعدی تا همین اواخر نیز حفظ شده که البته این کولت شمشیر ترکان را هرودوت از دیدگاه یک یونانی تفسیر می کند.
همچنین برخی منابع چینی ادعای داشتن خدایان گوک تورکها ( در اصل خدا نبوده و töz بودند) را کرده اند که خدا نبودن آنها را در قسمت اویغورها و از زبان خود اویغورها خواهیم نوشت.
در جایی از کتیبه ها به نظر، "تانری" و "yer" عملکرد یکسانی را اجرا می کنند:
Yuxarıda tanrı, aşağıda yer buyurduğu için.
(Ktb. I, kuzey doğu)
اما در اصل دلایلی وجود دارد که نشان می دهد گوک-تانری از دورانهای بسیار قدیم "موجودیت متعال" واحدی را تمثیل می کرده است.
وجود خدایان (مقدسات) خورشید، ماه و ستاره در سالهای پیش از میلاد بین هونهای آسیا ( که در قرون ۶ تا ۸ میلادی دیگر فانکشن خود را از دست داده بودند)، نمی تواند کیفیت قدرت مطلق گوک تنگری را آنگونه که در ادیان آسمانی ( یهودیت، مسیحیت و اسلام) نیز بوده، تحت تاثر قرار دهند. زیرا در تاریخ ادیان اثبات شده است که هیچ دینی در هیچ دوره ای یک اعتقاد و عمل نداشته است و "به هیچ خدایی به تنهایی عبادت نشده" و خداوند همیشه با باورهای موجودیتهایِ فرعی و درجه دوم مقدس محاط شده است. ( در ادیان آسمانی در کنار خدا به ملائکه، رسولان، کتابها و قدیس ها نیز ایمان وجود دارد.) در ترکان نیز در کنار گوک تنگری:
در دوران هون خورشید، ماه و ستارگان ودر دوران گوک تورکان yer ( در کتیبه II بصورت yir ذکر میشود) و یِر-سو ها در چنین مقام مقدسی ("قدیس" ها) قرار داشته اند.
و به همین دلیل V.Thomsen عبارت یر-سوب را ۶۰ سال قبل به شکل "saint" یعنی قدیس ترجمه کرده بود.
R. Giraud, L'Emp. d. Turcs..., s. 104
عالم W. Schmidt که در باب "الوهیت" ادیان پژوهش کرده چنین می نویسد:
" در دین استپ، تانری که در هونها سیر تکاملی آشکاری به تک خدایی داشته در دوران گوک تورکها به مقام قدرت مطلق بزرگ معنوی مبدل شده بود."
W. Schmidt, Eski Türklerin Dini, s. 77 vd.; bk. yk. n. 533.
در مفهوم تنگری بین ترکان، تکامل گوی اوزو ( gökyüzü) به " موجودیت متعال"( از مادیت به معنویت) نیز جالب توجه است. کوزموگونی تورک در کتیبه های اورخون در قالب جمله ای واحد چنین بیان میشود:
Üze kök tengri, asra yağız yir kılındukta ikin ara kişi oğlı kılınmış... .
Kitabeler, I, doğu, 1; II, doğu, 2= üstte mavi gök, aşağıda kara yer tanrı (tarafından) yaratıldıkta
(زیرا در متن اصلی تنگری جدا نوشته شده است)
در اینجا آشکار است که به gök در دوران گوک تورکها gökyüzü گفته می شد. در اینصورت در دوران قدیم " آسمان" که همه چیز را زیر چتر حکمش داشت می توانست توسط ترکان خدا تلقی شود. ( gök tengri) اما به سبب اینکه gök تمام جهان را دربر می گیرد امکان تجسم هرگونه شکل (بُت) برای تانری وجود نداشته و تانری به مرور زمان در آسمان مادی، قدرت معنوی ویژه ای را کسب نموده است. به عبارت دیگر تانری در کنار ابدیت و قادر مطلقی اش، قابل تجسم نبوده و "در همه جا حاضر" است.
به همین خاطر هم معابد که سازه های مخصوص نگه داری بتها بوده اند نیز ساخته نمی شده است. در بت پرستی عقیده بر این بوده که اشخاصی که توسط بت ها تمثیل میشوند قدرت معنوی فراوانی داشته اند. اما بین ترکان تنها منبع قدرت معنوی، تانری بوده است.
از طرفی وجود معبدی متعلق به دوران گوک تورک نیز مورد بحث و پژوهش واقع شده است.
bk. E. Esin, büke, s. 85 ve n. 53: "the temple of kül Tigin."
در این پژوهش که عقیده رواج و در حقیقت رسمیت بودیسم در جامعه گوک تورک را بیان می کند، به عنوان دلیل
کلمه "بارک"(Ktb. I, kuzey-doğu)
آورده شده است. که چیزی جز تحلیل اشتباه نمی باشد. لغت "بارک" در طول تاریخ تورک در معانی خانه، ملک و مقبره بوده
bk. ETY, IV, s. 186;
A. v. Gabain, Altt. Gram., s. 301;
R. Giraud, L'Emp. d. Turcs..., s. 131;
M. Ergin, Orhun Âbideleri, s. 89
DLT, III, s. 333
Kutadgu-bilig, beyit, 4536, 4545, 4727;
EUS, s.33;
G. Clauson,, ... Turkish, s. 359b
و هیچگاه بجای معبد مورد استفاده قرار نگرفته است. به همین دلیل عبارت kül-tegin barkı فقط در معنی مقبره کول تیگین ( و نه معبد) می تواند باشد.
قبلا در مورد اینکه هرودوت نام اییه های ( yiyələr) ساکایی را بدلیل عدم شناخت سیستم اعتقادی ترکان تحت نام خدایان ساکایی ذکر می کند نوشته بودیم و بیان کردیم که ساکاها نیز به خدای واحد اعتقاد داشته اند وی پس از آن بیان می کند که "غیر از آرِس سایر خدایان ساکایی معبد، محراب و تندیس (بت) نداشته اند و اینها ففط برای آرس ساخته می شده اند."
Herodot, IV, 59
که البته در این موضوع نیز بحث خواهیم کرد و خواهیم دید که ترکان کولت شمشیر داشته اند. و ماهیت داستان آرس و شمشیر در بین ترکان بعدی تا همین اواخر نیز حفظ شده که البته این کولت شمشیر ترکان را هرودوت از دیدگاه یک یونانی تفسیر می کند.
همچنین برخی منابع چینی ادعای داشتن خدایان گوک تورکها ( در اصل خدا نبوده و töz بودند) را کرده اند که خدا نبودن آنها را در قسمت اویغورها و از زبان خود اویغورها خواهیم نوشت.
در جایی از کتیبه ها به نظر، "تانری" و "yer" عملکرد یکسانی را اجرا می کنند:
Yuxarıda tanrı, aşağıda yer buyurduğu için.
(Ktb. I, kuzey doğu)
اما در اصل دلایلی وجود دارد که نشان می دهد گوک-تانری از دورانهای بسیار قدیم "موجودیت متعال" واحدی را تمثیل می کرده است.
وجود خدایان (مقدسات) خورشید، ماه و ستاره در سالهای پیش از میلاد بین هونهای آسیا ( که در قرون ۶ تا ۸ میلادی دیگر فانکشن خود را از دست داده بودند)، نمی تواند کیفیت قدرت مطلق گوک تنگری را آنگونه که در ادیان آسمانی ( یهودیت، مسیحیت و اسلام) نیز بوده، تحت تاثر قرار دهند. زیرا در تاریخ ادیان اثبات شده است که هیچ دینی در هیچ دوره ای یک اعتقاد و عمل نداشته است و "به هیچ خدایی به تنهایی عبادت نشده" و خداوند همیشه با باورهای موجودیتهایِ فرعی و درجه دوم مقدس محاط شده است. ( در ادیان آسمانی در کنار خدا به ملائکه، رسولان، کتابها و قدیس ها نیز ایمان وجود دارد.) در ترکان نیز در کنار گوک تنگری:
در دوران هون خورشید، ماه و ستارگان ودر دوران گوک تورکان yer ( در کتیبه II بصورت yir ذکر میشود) و یِر-سو ها در چنین مقام مقدسی ("قدیس" ها) قرار داشته اند.
و به همین دلیل V.Thomsen عبارت یر-سوب را ۶۰ سال قبل به شکل "saint" یعنی قدیس ترجمه کرده بود.
R. Giraud, L'Emp. d. Turcs..., s. 104
عالم W. Schmidt که در باب "الوهیت" ادیان پژوهش کرده چنین می نویسد:
" در دین استپ، تانری که در هونها سیر تکاملی آشکاری به تک خدایی داشته در دوران گوک تورکها به مقام قدرت مطلق بزرگ معنوی مبدل شده بود."
W. Schmidt, Eski Türklerin Dini, s. 77 vd.; bk. yk. n. 533.
《دین تنگریزم و یکتاپرستی در امپراتوری گوک تورک (قسمت سوم)》
دین تنگریزم ترکان در منابع بیزانسی نیز منعکس میشود به عنوان مثال تئوفیلاکت سیموکاتا مورخ قرن هفتم میلادی درباره دین تنگریزم بین گوک تورکان چنین می نویسد:
" ترکان که به آب و هوا ستایش کرده و آنها را مقدس می دانند و برای زمین نغمه ها می خوانند، بیشتر آتش را می ستایند اما خالق آسمانها و زمین را خدا (تنگری) نامیده، فقط او را پرستش کرده، برای او حیواناتی مثل اسب، گاو و ... قربانی می کنند.
Симокатта,1957, 161, ( VII kitab, VIII, 14)
عین همین جملات را مورخ بیزانسی قرن ششم مئناندر درباره تنگریزم ترکان نوشته بود.
Rasonyi, 1996, 30
تنگری بین ترکان قادر مطلق بوده است به عنوان مثال تاردو کاغان ظهور بیماری بین سربازان و احشام خود حین لشکرکشی اش را مرتبط با غضب تنگری دانسته بود.
همچنین شکست از چینیها نیز تقدیر خداوند تلقی می شد.
O. Turan, Türk Cihan Hâkimiyeti Mefkûresi Tarihi, istanbul, 1978, s. 104
اشتباهی گرفتن تانری با میتونیم iyə در تحلیلهای ناشی از نوشتن و قرائت اشتباهی برخی از منابع خود را نشان می دهد. و این موضوع در تفاسیر اشخاصی که خواهان قالب کردن فرهنگ چند خدایی شامانیزم برای ترکان هستند بیشتر دیده میشود. بارزترین نمونه این مسئله در ارتباط با umay می باشد و گویا در سیستم اعتقادی ترکان الهه ای به نام اومای موجود بوده است.
Inan, 1987, 397-399
کولت اومای که حامی کودکان، بند ناف نوزاد تازه متولد شده، یاری گر خانمهایی که نمی توانند صاحب بچه شوند می باشد، در متن منابع از روح حامی تا ملک الموت وظایف مختلفی را برعهده داشته و در زبانهای مغولی آلت جنسی را مشخص می کند. در زبانهای کالمیک و اوریوت ooma نامیده میشود. اومای که در بین ترکهای شور، ساقای و بلتیر کودکان را تا سه سالگی حمایت می کند بعدها kut عوض کرده، خنده و صحبت کردن بچه در خواب به صورت صحبت کردن او با اومای تفسیر میشود.
Потапов, 1972 (1973), 265-280.
برای روشن شدن موضوع یکی دو نمونه از کتیبه های گوک تورک که نام اومای استعمال شده را بررسی می کنیم:
Umayteg ögüm katun qutıña inim kültigin er at boldı ( Orkun, 1994, 44-45)
"Umay tək anam xatun qutuna kiçik qardaşım kültigin ər adını aldı"
در اینجا و در عبارتِ
" umay tək xatun anamın şərəfinə"
ادراک تشبیه کردن مادرش به اومای
"uma kimi xatun"
نیز ارائه می شود. بطوریکه
اصطلاح umay xatun در یک دعای بودیست نیز بصورت:
Yükünürmən adgülüg uma qatun
"Sayqılı uma xatunun qarşısında baş əyirəm".
آمده است. محمود کاشغری در تفسیر اومای بیان می کند که آن به معنی "بند ناف" باقی مانده پس از زایمان بوده و در ارتباط با هدفِ باور و سجده کردن بدان چنین اصطلاحی را بکار می برد:
《Umayga tapınsa , oğul bolur》
"Umayaa tapınsa uşağı olur"
MK, I, 123
در کتیبه گوک تورکان چنین قید میشود:
Teñri umay iduq yer sub basa berti erinç neke tezerbiz. ( Orkun, 1994, 113)
"Tanrı, umay və qutsal yer sub təpər vermişkən niyə tələsirik"
در اینجا بین اسامی Tañrı و Umay باید علامت جداکننده گذاشته می شد تا ترتیبِ
Tañrı, Umay və qutsal yer-sub
و ارائه اسامی iyə ها بعد از Tañrı به وضوح دیده شود. اما نبود علامت جداکننده نیز نمیتواتد به معنای خدا دانستن اومای باشد. زیرا حتی اگر ترتیب بصورت Tanrı Umay نبوده و به شکل Umay Tanrı بود نیز همانند
Türk tanrı, gök tanrı, ay tanrı
صفات تانری محسوب می شد.
عالم برجسته A.N.Kononov معنی و منطق این جمله را به درستی چنین می نویسد:
" göy, umay ( bizim) qutsal yer-su (bizə) qələbə bəxş etdi".
Кононов, 1980, 195.
دنیز سینور در ارتباط با نام اومای ( هومای) پژوهش عمیقی انجام داده است. وی اشکال و معانی این اسم را که در زبانهای ترکی و مغولی بکار رفته با تکیه بر منابع مورد بررسی قرار داده و چنین نتیجه ای را گرفته است:
" گمان می کنم که این اسم منشا مغولی دارد."
Sinor, 1990, 29-31
الهه(و نه iyə) شمردن اومای خاتون که در میتولوژی مغول در معانی بندناف و رحِم بکار رفته و بین ترکان شرقی حامی و محافظ نوزادان محسوب میشود دیدگاهی به دور از منطق می باشد.
Firudin Ağasıoğlu, V bitik, 314-316.
گفته بودیم که بت(آنتروپومورفیزم) در دین تنگریزم جایگاهی ندارد وجود عبارت " فرزندان خدا" در برخی داستانها و حکایات ترکان نتیجه تاثیرات خارجی بوده و حداقل از نقطه نظر منشا بدور از اعتقاد گوک تنگری بین ترکان بوده است. عالم Eliade در این مورد به طور قاطع چنین می نویسد:
در اساس مفهوم تنگری بین ترکان " ازدواج مقدس ( hiérogamie) وجود ندارد." یعنی گوک تانریِ تورکان مانند خدایان آشور، بابل، یونان و روم با الهه گان ازدواج نمی کند.
Türklerin dini tarihi, prof.dr. Ü.Günay/ prof.dr. H. Güngör, s. 44
دین تنگریزم ترکان در منابع بیزانسی نیز منعکس میشود به عنوان مثال تئوفیلاکت سیموکاتا مورخ قرن هفتم میلادی درباره دین تنگریزم بین گوک تورکان چنین می نویسد:
" ترکان که به آب و هوا ستایش کرده و آنها را مقدس می دانند و برای زمین نغمه ها می خوانند، بیشتر آتش را می ستایند اما خالق آسمانها و زمین را خدا (تنگری) نامیده، فقط او را پرستش کرده، برای او حیواناتی مثل اسب، گاو و ... قربانی می کنند.
Симокатта,1957, 161, ( VII kitab, VIII, 14)
عین همین جملات را مورخ بیزانسی قرن ششم مئناندر درباره تنگریزم ترکان نوشته بود.
Rasonyi, 1996, 30
تنگری بین ترکان قادر مطلق بوده است به عنوان مثال تاردو کاغان ظهور بیماری بین سربازان و احشام خود حین لشکرکشی اش را مرتبط با غضب تنگری دانسته بود.
همچنین شکست از چینیها نیز تقدیر خداوند تلقی می شد.
O. Turan, Türk Cihan Hâkimiyeti Mefkûresi Tarihi, istanbul, 1978, s. 104
اشتباهی گرفتن تانری با میتونیم iyə در تحلیلهای ناشی از نوشتن و قرائت اشتباهی برخی از منابع خود را نشان می دهد. و این موضوع در تفاسیر اشخاصی که خواهان قالب کردن فرهنگ چند خدایی شامانیزم برای ترکان هستند بیشتر دیده میشود. بارزترین نمونه این مسئله در ارتباط با umay می باشد و گویا در سیستم اعتقادی ترکان الهه ای به نام اومای موجود بوده است.
Inan, 1987, 397-399
کولت اومای که حامی کودکان، بند ناف نوزاد تازه متولد شده، یاری گر خانمهایی که نمی توانند صاحب بچه شوند می باشد، در متن منابع از روح حامی تا ملک الموت وظایف مختلفی را برعهده داشته و در زبانهای مغولی آلت جنسی را مشخص می کند. در زبانهای کالمیک و اوریوت ooma نامیده میشود. اومای که در بین ترکهای شور، ساقای و بلتیر کودکان را تا سه سالگی حمایت می کند بعدها kut عوض کرده، خنده و صحبت کردن بچه در خواب به صورت صحبت کردن او با اومای تفسیر میشود.
Потапов, 1972 (1973), 265-280.
برای روشن شدن موضوع یکی دو نمونه از کتیبه های گوک تورک که نام اومای استعمال شده را بررسی می کنیم:
Umayteg ögüm katun qutıña inim kültigin er at boldı ( Orkun, 1994, 44-45)
"Umay tək anam xatun qutuna kiçik qardaşım kültigin ər adını aldı"
در اینجا و در عبارتِ
" umay tək xatun anamın şərəfinə"
ادراک تشبیه کردن مادرش به اومای
"uma kimi xatun"
نیز ارائه می شود. بطوریکه
اصطلاح umay xatun در یک دعای بودیست نیز بصورت:
Yükünürmən adgülüg uma qatun
"Sayqılı uma xatunun qarşısında baş əyirəm".
آمده است. محمود کاشغری در تفسیر اومای بیان می کند که آن به معنی "بند ناف" باقی مانده پس از زایمان بوده و در ارتباط با هدفِ باور و سجده کردن بدان چنین اصطلاحی را بکار می برد:
《Umayga tapınsa , oğul bolur》
"Umayaa tapınsa uşağı olur"
MK, I, 123
در کتیبه گوک تورکان چنین قید میشود:
Teñri umay iduq yer sub basa berti erinç neke tezerbiz. ( Orkun, 1994, 113)
"Tanrı, umay və qutsal yer sub təpər vermişkən niyə tələsirik"
در اینجا بین اسامی Tañrı و Umay باید علامت جداکننده گذاشته می شد تا ترتیبِ
Tañrı, Umay və qutsal yer-sub
و ارائه اسامی iyə ها بعد از Tañrı به وضوح دیده شود. اما نبود علامت جداکننده نیز نمیتواتد به معنای خدا دانستن اومای باشد. زیرا حتی اگر ترتیب بصورت Tanrı Umay نبوده و به شکل Umay Tanrı بود نیز همانند
Türk tanrı, gök tanrı, ay tanrı
صفات تانری محسوب می شد.
عالم برجسته A.N.Kononov معنی و منطق این جمله را به درستی چنین می نویسد:
" göy, umay ( bizim) qutsal yer-su (bizə) qələbə bəxş etdi".
Кононов, 1980, 195.
دنیز سینور در ارتباط با نام اومای ( هومای) پژوهش عمیقی انجام داده است. وی اشکال و معانی این اسم را که در زبانهای ترکی و مغولی بکار رفته با تکیه بر منابع مورد بررسی قرار داده و چنین نتیجه ای را گرفته است:
" گمان می کنم که این اسم منشا مغولی دارد."
Sinor, 1990, 29-31
الهه(و نه iyə) شمردن اومای خاتون که در میتولوژی مغول در معانی بندناف و رحِم بکار رفته و بین ترکان شرقی حامی و محافظ نوزادان محسوب میشود دیدگاهی به دور از منطق می باشد.
Firudin Ağasıoğlu, V bitik, 314-316.
گفته بودیم که بت(آنتروپومورفیزم) در دین تنگریزم جایگاهی ندارد وجود عبارت " فرزندان خدا" در برخی داستانها و حکایات ترکان نتیجه تاثیرات خارجی بوده و حداقل از نقطه نظر منشا بدور از اعتقاد گوک تنگری بین ترکان بوده است. عالم Eliade در این مورد به طور قاطع چنین می نویسد:
در اساس مفهوم تنگری بین ترکان " ازدواج مقدس ( hiérogamie) وجود ندارد." یعنی گوک تانریِ تورکان مانند خدایان آشور، بابل، یونان و روم با الهه گان ازدواج نمی کند.
Türklerin dini tarihi, prof.dr. Ü.Günay/ prof.dr. H. Güngör, s. 44
《دین تنگریزم و یکتاپرستی در امپراتوری گوک تورک ( قسمت چهارم)》
بیشترین اسناد مربوط به دین تنگریزم در نوشته های گوک تورک محفوظ شده و جالب اینکه برای دشیفره کردن این کتیبه ها دو لغت tanrı و Türk برای تامسون(۱۸۹۳) که اولین لغات خوانده شده توسط وی بودند، سرنخ داده بود.
اصطلاحاتی مانند:
Üze türk teñrısi ( yuxarıda göy tanrısı)
Üze kök teñri ( üstdə göy tanrı)
Teñrı teg teñri ( göy tək tanrı)
در کتیبه های گوک تورکان که بر روی بنگوداشها نگاشته شده اند زیاد به چشم می خورند.
از کتاب "Eski Türk Yazıtları" دو نمونه را بررسی می کنیم.
Orkun, 1994, 22-23, 34-35 ( KT, I. C. 1 və I. D. 10-11);
Alyılmaz, 2005, 30, 44.
(1): [teñriteg: teñride: bulmış: türk: bilge kağan: bu ödge: olırtım:]
(2): [üze: türk: teñrisi: türk: ıduq: yiri: subı: anca: temis:]
عالم H.N.Orkun معنی نوشته اول را به ترکی معاصر بصورت:
"Göge benzer gökte ( mevcud) olmuş türk bilge hakan bu zamanda [iktidar mövkiine] oturdum"
و معنی نوشته دوم را به شکل:
"Yukarıda türk tanrısı, türkün mukaddes yeri suyu böyle tanzim etmiş [mukadder eylemiş]"
ارائه داده بود. اما در اینجا به علت قرائت اشتباهی لغت bulmuş بصورت bolmış( olmuş)، اصطلاحی سردرگم کننده حاصل شده است. در حالی که در اینجا مقصود "حضور بیلگه خاقان در آسمان" نبوده بلکه یکی از موتیفهای تنگریزم به شرح ذیل منظور شده است:
Tanrının tanrı kimi olan göydə türkün bulması ( ona tapınması)
و قرائت این نوشته چنین می تواند ارائه شود:
(1):
"Tanrı tək göydə (tanrıda) bulmuş türk, (mən) bilgə kağan bu zaman (taxtda) oturdum".
اگر در اینجا اولین لغت tanrı در معنای göy و لغت bilgə هم نه در معنای اسم خاقان بلکه در معنای türk bilgəsi ( türk bilgə kağanı) بکار رفته باشد آنگاه موتیف زیر نمایان میشود:
"خاقان فرزانه تورک ( تورک بیلگه خاقان) با هدف پرستش( bulma) عقیده گوک تانری بر تخت پادشاهی جلوس کرد." بنابراین کتیبه را چنین می توان قرائت نمود:
" Göy təki tanrıda bulmuş türk bilgə kağan, o zaman oturdum".
(2):
" yuxarıda türk tanrısı, türkün qutsal yeri, suyu belə demiş".
در این کتیبه اصطلاح [anca tms] نه بصورت anca etmiş بلکه به شکل anca temiş می تواند قرائت شود. که در اینصورت منطق متن نیز آشکار می شود. یعنی:
Yuxarıda türkün tanrısı, (aşağıda) türkün qutlu yer-subu ( qutsal vətən) belə demişlər.
آنگونه که دیدیم اصطلاحِ
"Teñri teg teñrıdə bulmuş türk"
که در کتیبه های گوک تورک دیده میشود بطور مستقیم اولین قاعده دین تنگریزم ترک می باشد.
F.Ağasıoğlu, V bitik, s. 295-296.
در ارتباط با مسئله "خدای زمان" طبق نوشته های E.Esin این خدا که در کتیبه های گوک تورک ذکر می شود نامش Öd بوده است.
Kitabe I, kuzey 10: " öd tanrı yasar"
bk. Büke, s. 87
هرچند دیدگاهی مشابه قبل از وی
توسط A.v. Gabain و L. Bazin مطرح شده بود
Altt. Gram..., s. 322;
bk. R. Giraud, L'Emp. d. Turcs..., s. 113;
J.P. Roux, La Religion des Turcs de I'Orkhon, s. 202.
اما مورد توجه قرار نگرفت زیرا این تلاش به جز بسط دادن کلمه ای ترکی به مفهومی که بین ترکان موجود نبوده چیز دیگری را تداعی نمی کرد.
در حقیقت Öd در ترکی به معنای زمان و وقت بوده و هیچ گاه به معنی خدا نبوده است.
bk. ETY, IV, s. 73;
M. Ergin, Orhun Abideleri, s. 109;
DLT, indeks;
EUS, s.146;
G. Clauson, ...Turkish, s. 35a.
(در اصل Ödlek هم در این معناست)
در بنگوداش کول تگین عبارتی که Öd Teñri قید شده چنین تفسیر شده است:
" Zamanı tanrı takdir eder, kişioğlu hep ölmek için türemiş".
Orkun, 1994, 51-52 ( I.Ş.11).
اما پروفسور جلیلوف این نظر را دارد که در اینجا مقصود، تقدیر زمان ابدی توسط تانری نبوده بلکه بر روی حیات زمان گونه تانری تاکید شده است:
[Öd teñri yaşar, kişioğlı kop ölügli törümis]
"Zamanı tanrı yaşar, kişioğlusa daima ölümlü törəmişdir".
F.Ağasıoğlu, V bitik, s. 31-32
در کنار بعضی تثبیتهای مستند ژان پائول رخ در ارتباط با دین حقیقی ترکان که در سال ۱۹۶۱ نشر شد وی تمامی اقوام آلتایی منجمله مغولان را در قالب یک فرهنگ واحد مطالعه کرده و تفاوت زمانی را نیز مد نظر قرار نداده بطوریکه سعی کرده است تا برخی باورهای دوران اخیر را با دین اصیل و قدیم ترکان مرتبط سازد. و بنابراین نتایج قابل اعتماد حاصل نشده است.
I. Kafesoğlu, Türk milli kültürü, s. 300
با بررسی منابع تاریخی مشخص میشود که دین قدیم و اصیل ترکان دور از اعتقادات شامانیزم و چند خدایی بوده و حتی نامیدن شامانیزم به عنوان دین چیزی جز اشتباه علمی نمی باشد.
#تنگریزم
#گوک_تورک
ϜϓſϞ
☪ @Az_Sesi
بیشترین اسناد مربوط به دین تنگریزم در نوشته های گوک تورک محفوظ شده و جالب اینکه برای دشیفره کردن این کتیبه ها دو لغت tanrı و Türk برای تامسون(۱۸۹۳) که اولین لغات خوانده شده توسط وی بودند، سرنخ داده بود.
اصطلاحاتی مانند:
Üze türk teñrısi ( yuxarıda göy tanrısı)
Üze kök teñri ( üstdə göy tanrı)
Teñrı teg teñri ( göy tək tanrı)
در کتیبه های گوک تورکان که بر روی بنگوداشها نگاشته شده اند زیاد به چشم می خورند.
از کتاب "Eski Türk Yazıtları" دو نمونه را بررسی می کنیم.
Orkun, 1994, 22-23, 34-35 ( KT, I. C. 1 və I. D. 10-11);
Alyılmaz, 2005, 30, 44.
(1): [teñriteg: teñride: bulmış: türk: bilge kağan: bu ödge: olırtım:]
(2): [üze: türk: teñrisi: türk: ıduq: yiri: subı: anca: temis:]
عالم H.N.Orkun معنی نوشته اول را به ترکی معاصر بصورت:
"Göge benzer gökte ( mevcud) olmuş türk bilge hakan bu zamanda [iktidar mövkiine] oturdum"
و معنی نوشته دوم را به شکل:
"Yukarıda türk tanrısı, türkün mukaddes yeri suyu böyle tanzim etmiş [mukadder eylemiş]"
ارائه داده بود. اما در اینجا به علت قرائت اشتباهی لغت bulmuş بصورت bolmış( olmuş)، اصطلاحی سردرگم کننده حاصل شده است. در حالی که در اینجا مقصود "حضور بیلگه خاقان در آسمان" نبوده بلکه یکی از موتیفهای تنگریزم به شرح ذیل منظور شده است:
Tanrının tanrı kimi olan göydə türkün bulması ( ona tapınması)
و قرائت این نوشته چنین می تواند ارائه شود:
(1):
"Tanrı tək göydə (tanrıda) bulmuş türk, (mən) bilgə kağan bu zaman (taxtda) oturdum".
اگر در اینجا اولین لغت tanrı در معنای göy و لغت bilgə هم نه در معنای اسم خاقان بلکه در معنای türk bilgəsi ( türk bilgə kağanı) بکار رفته باشد آنگاه موتیف زیر نمایان میشود:
"خاقان فرزانه تورک ( تورک بیلگه خاقان) با هدف پرستش( bulma) عقیده گوک تانری بر تخت پادشاهی جلوس کرد." بنابراین کتیبه را چنین می توان قرائت نمود:
" Göy təki tanrıda bulmuş türk bilgə kağan, o zaman oturdum".
(2):
" yuxarıda türk tanrısı, türkün qutsal yeri, suyu belə demiş".
در این کتیبه اصطلاح [anca tms] نه بصورت anca etmiş بلکه به شکل anca temiş می تواند قرائت شود. که در اینصورت منطق متن نیز آشکار می شود. یعنی:
Yuxarıda türkün tanrısı, (aşağıda) türkün qutlu yer-subu ( qutsal vətən) belə demişlər.
آنگونه که دیدیم اصطلاحِ
"Teñri teg teñrıdə bulmuş türk"
که در کتیبه های گوک تورک دیده میشود بطور مستقیم اولین قاعده دین تنگریزم ترک می باشد.
F.Ağasıoğlu, V bitik, s. 295-296.
در ارتباط با مسئله "خدای زمان" طبق نوشته های E.Esin این خدا که در کتیبه های گوک تورک ذکر می شود نامش Öd بوده است.
Kitabe I, kuzey 10: " öd tanrı yasar"
bk. Büke, s. 87
هرچند دیدگاهی مشابه قبل از وی
توسط A.v. Gabain و L. Bazin مطرح شده بود
Altt. Gram..., s. 322;
bk. R. Giraud, L'Emp. d. Turcs..., s. 113;
J.P. Roux, La Religion des Turcs de I'Orkhon, s. 202.
اما مورد توجه قرار نگرفت زیرا این تلاش به جز بسط دادن کلمه ای ترکی به مفهومی که بین ترکان موجود نبوده چیز دیگری را تداعی نمی کرد.
در حقیقت Öd در ترکی به معنای زمان و وقت بوده و هیچ گاه به معنی خدا نبوده است.
bk. ETY, IV, s. 73;
M. Ergin, Orhun Abideleri, s. 109;
DLT, indeks;
EUS, s.146;
G. Clauson, ...Turkish, s. 35a.
(در اصل Ödlek هم در این معناست)
در بنگوداش کول تگین عبارتی که Öd Teñri قید شده چنین تفسیر شده است:
" Zamanı tanrı takdir eder, kişioğlu hep ölmek için türemiş".
Orkun, 1994, 51-52 ( I.Ş.11).
اما پروفسور جلیلوف این نظر را دارد که در اینجا مقصود، تقدیر زمان ابدی توسط تانری نبوده بلکه بر روی حیات زمان گونه تانری تاکید شده است:
[Öd teñri yaşar, kişioğlı kop ölügli törümis]
"Zamanı tanrı yaşar, kişioğlusa daima ölümlü törəmişdir".
F.Ağasıoğlu, V bitik, s. 31-32
در کنار بعضی تثبیتهای مستند ژان پائول رخ در ارتباط با دین حقیقی ترکان که در سال ۱۹۶۱ نشر شد وی تمامی اقوام آلتایی منجمله مغولان را در قالب یک فرهنگ واحد مطالعه کرده و تفاوت زمانی را نیز مد نظر قرار نداده بطوریکه سعی کرده است تا برخی باورهای دوران اخیر را با دین اصیل و قدیم ترکان مرتبط سازد. و بنابراین نتایج قابل اعتماد حاصل نشده است.
I. Kafesoğlu, Türk milli kültürü, s. 300
با بررسی منابع تاریخی مشخص میشود که دین قدیم و اصیل ترکان دور از اعتقادات شامانیزم و چند خدایی بوده و حتی نامیدن شامانیزم به عنوان دین چیزی جز اشتباه علمی نمی باشد.
#تنگریزم
#گوک_تورک
ϜϓſϞ
☪ @Az_Sesi
👍2