Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
«««شاهنامه تورکی »»»
قوتادغو بیلیک
(Qutadğu Bilig
(دانش سعادت بخش)
- قوت (مبارک) + اد (اسم) +غو (پسوند نسبت گو مانند گی در بیلگی)
-بیلیگ (تورکی امروزی بیلگی ) = دانش
نویسنده
(یوسف خاص حاجب)
خاص حاجب لقب عربی است یعنی« وزیر دربار»
زمان نگارش: حدود سال ۱۰۶۹–۱۰۷۰ میلادی
یعنی حدود هزار سال پیش نوشته شده است
محل نگارش: شهر بالاساغون Balasagun
پایتخت قراخانیان بوده که از بین رفته است .
زبان: ترکی میانه دوره قاراخانی
(دولت های تورک قراخانیان ، سامانیان ، غزنویان ، سلجوقیاق با هم دوره و مرزها بین آنها جابجا می شد . عاقبت آنها سامانیان را از بین بردند)
این کتاب حدود ۶۶۴۵ بیت دارد و پر از پندهای اخلاقی، سیاسی و حکمتهای زندگی است.
چندین نمونه دست نویس از این کتاب پیدا شده که تفاوت چندانی باهم ندارند
موضوع:
این اثر به صورت منظوم (شعری) نوشته شده و گفتوگویی نمادین میان چند شخصیت به قرار زیر است:
۱- کونتوغدی (نماد عدالت)
تورکی امروزی «گون دوغدو»پرتو خورشید،آفتاب
۲- آیتولدی (نماد بخت و دولت)
تورکی امروزی «آی دولدو» ماه کامل ، بدر
۳- اوگدولمیش (نماد خرد)
اوگ دولموش (به عقل کامل رسیده, عاقله مرد)
اوگ = عقل
۴- اودغورمیش (نماد عاقبتاندیشی و زاهد)
اود گؤرموش « ایستی سویوغ گؤرموش»
(سرما گرما چشیده ، دنیا دیده)
چند بیت مشهور از «قوتادغو بیلیگی»
به زبان اصلی همراه با ترجمه:
۱. آغاز کتاب
بایات آتی بیرله سوزوگ باشلادیم
تۆرۇتگن ایگیدگن کچورگن ایدیم
Bayat atı birle sözüg başladım,
Törütgen igidgen keçürgen idim
ترجمه:
سخن را با نام خدا آغاز کردم؛ آن که آفرید، پرورد و تدبیر کرد.
۲. ستایش خدا
اوکوش اوگدی بیرله تومن میڭ ثنا
اوغان بیر بایاتقا آنگار یوق فنا
Üküş ögdi birle tümen miŋ senâ,
Uğan bir bayatka aŋar yoq fenâ.
ترجمه:
بیشمار ستایش و هزاران سپاس، بر خدای یگانه که برای او فنا نیست.
۳. پند اخلاقی
Bu kün edgü bolsun tise sen kamuğ,
Özüng edgü bolgıl ay ilde uluğ.
ترجمه:
اگر میخواهی همه نیک باشند، نخست خودت نیک باش، ای بزرگِ قوم.
۴. درباره حاکم و مردم
Bodun artasa anı begler tüzer,
Beg artasa anı kimler tüzer?
ترجمه:
اگر مردم تباه شوند، حاکمان اصلاحشان میکنند؛ اما اگر حاکمان تباه شوند، چه کسی آنان را اصلاح خواهد کرد؟
۵. درباره دانش
Bilig birle beglik bolur erke kut,
Biligsiz beg ermez bu sözke tanuq.
ترجمه تقریبی:
با دانش است که فرمانروایی ارجمند میشود؛ بیدانش، کسی شایسته فرمانروایی نیست.
برای یک ترکزبان آذربایجانی، واژههایی مانند
شما با کمی دقت به راحتی می توانید بخواند
بویله کیم ایسه بولسا یخشی آدَم
اوزىن یخشی ایله آی إلدی آدام
بیک یامان بولسا ایل یامان بولۇر
بیک یخشی بولسا ایل آمان بولۇر
……
خلاصه کتاب توضیح میدهد که:
حکومت بدون عدالت پایدار نمیماند.
بخت و ثروت ناپایدارند و همیشه باقی نمیمانند.
خرد و دانش باید راهنمای پادشاه و مردم باشند.
انسان نباید فقط به دنیا و قدرت دل ببندد و باید عاقبت خود را نیز در نظر بگیرد.
اخلاق، راستگویی، میانهروی و دانش، پایههای جامعهٔ خوب هستند.
شاهنامه «قوتادغو بیلگی» تقریبا همزمان با شاهنامه فردوسی نگارش شده با این تفاوت که بر خلاف اساطیر و مدح و پهلوانی در این کتاب عدالت، بخت، خرد و عاقبتاندیشی راه سعادت معرفی شده است.
آیدین 🖊️
قوتادغو بیلیک
(Qutadğu Bilig
(دانش سعادت بخش)
- قوت (مبارک) + اد (اسم) +غو (پسوند نسبت گو مانند گی در بیلگی)
-بیلیگ (تورکی امروزی بیلگی ) = دانش
نویسنده
(یوسف خاص حاجب)
خاص حاجب لقب عربی است یعنی« وزیر دربار»
زمان نگارش: حدود سال ۱۰۶۹–۱۰۷۰ میلادی
یعنی حدود هزار سال پیش نوشته شده است
محل نگارش: شهر بالاساغون Balasagun
پایتخت قراخانیان بوده که از بین رفته است .
زبان: ترکی میانه دوره قاراخانی
(دولت های تورک قراخانیان ، سامانیان ، غزنویان ، سلجوقیاق با هم دوره و مرزها بین آنها جابجا می شد . عاقبت آنها سامانیان را از بین بردند)
این کتاب حدود ۶۶۴۵ بیت دارد و پر از پندهای اخلاقی، سیاسی و حکمتهای زندگی است.
چندین نمونه دست نویس از این کتاب پیدا شده که تفاوت چندانی باهم ندارند
موضوع:
این اثر به صورت منظوم (شعری) نوشته شده و گفتوگویی نمادین میان چند شخصیت به قرار زیر است:
۱- کونتوغدی (نماد عدالت)
تورکی امروزی «گون دوغدو»پرتو خورشید،آفتاب
۲- آیتولدی (نماد بخت و دولت)
تورکی امروزی «آی دولدو» ماه کامل ، بدر
۳- اوگدولمیش (نماد خرد)
اوگ دولموش (به عقل کامل رسیده, عاقله مرد)
اوگ = عقل
۴- اودغورمیش (نماد عاقبتاندیشی و زاهد)
اود گؤرموش « ایستی سویوغ گؤرموش»
(سرما گرما چشیده ، دنیا دیده)
چند بیت مشهور از «قوتادغو بیلیگی»
به زبان اصلی همراه با ترجمه:
۱. آغاز کتاب
بایات آتی بیرله سوزوگ باشلادیم
تۆرۇتگن ایگیدگن کچورگن ایدیم
Bayat atı birle sözüg başladım,
Törütgen igidgen keçürgen idim
ترجمه:
سخن را با نام خدا آغاز کردم؛ آن که آفرید، پرورد و تدبیر کرد.
۲. ستایش خدا
اوکوش اوگدی بیرله تومن میڭ ثنا
اوغان بیر بایاتقا آنگار یوق فنا
Üküş ögdi birle tümen miŋ senâ,
Uğan bir bayatka aŋar yoq fenâ.
ترجمه:
بیشمار ستایش و هزاران سپاس، بر خدای یگانه که برای او فنا نیست.
۳. پند اخلاقی
Bu kün edgü bolsun tise sen kamuğ,
Özüng edgü bolgıl ay ilde uluğ.
ترجمه:
اگر میخواهی همه نیک باشند، نخست خودت نیک باش، ای بزرگِ قوم.
۴. درباره حاکم و مردم
Bodun artasa anı begler tüzer,
Beg artasa anı kimler tüzer?
ترجمه:
اگر مردم تباه شوند، حاکمان اصلاحشان میکنند؛ اما اگر حاکمان تباه شوند، چه کسی آنان را اصلاح خواهد کرد؟
۵. درباره دانش
Bilig birle beglik bolur erke kut,
Biligsiz beg ermez bu sözke tanuq.
ترجمه تقریبی:
با دانش است که فرمانروایی ارجمند میشود؛ بیدانش، کسی شایسته فرمانروایی نیست.
برای یک ترکزبان آذربایجانی، واژههایی مانند
شما با کمی دقت به راحتی می توانید بخواند
بویله کیم ایسه بولسا یخشی آدَم
اوزىن یخشی ایله آی إلدی آدام
بیک یامان بولسا ایل یامان بولۇر
بیک یخشی بولسا ایل آمان بولۇر
……
خلاصه کتاب توضیح میدهد که:
حکومت بدون عدالت پایدار نمیماند.
بخت و ثروت ناپایدارند و همیشه باقی نمیمانند.
خرد و دانش باید راهنمای پادشاه و مردم باشند.
انسان نباید فقط به دنیا و قدرت دل ببندد و باید عاقبت خود را نیز در نظر بگیرد.
اخلاق، راستگویی، میانهروی و دانش، پایههای جامعهٔ خوب هستند.
شاهنامه «قوتادغو بیلگی» تقریبا همزمان با شاهنامه فردوسی نگارش شده با این تفاوت که بر خلاف اساطیر و مدح و پهلوانی در این کتاب عدالت، بخت، خرد و عاقبتاندیشی راه سعادت معرفی شده است.
آیدین 🖊️
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چاخچاخو، چاقچاقو، چقچقوزنی، چقچقیزنی، سنگزنی و چوبزنی از آیینهای عزاداری محرم هستند که در برخی مناطق ایران، از جمله بخشهایی از آذربایجان، آشخانه در شمال خراسان، شهر سامان در چهارمحال و بختیاری و نایین در استان اصفهان برگزار میشوند. در این مراسم، عزاداران دو قطعه سنگ یا چوب را با ریتمی هماهنگ با نوحه و مرثیه به یکدیگر میکوبند و به سوگواری میپردازند
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
چاخچاخو
آدام اولئاریوس حدود ۴۰۰ سال پیش در سفرنامه خود از خاطرات ایام محرم ۱۰۴۷ق در اردبیل می نویسد:
هفت جوان برهنه که تنها عورت خود را پوشانده و بدنشان را از سر تا پا با دوده و زغال سیاه کرده بودند. در دایرهای جداگانه حرکاتی موزون انجام می دادند، آنان سنگهایی در دست داشتند که به هم میکوبیدند، و با فریادهای جمعی «یا حسین! یا حسین!» گویان عزاداری میکردند. این رفتار نماد سوگواری بزرگ برای شهادت حسین (ع) بود،
آنها گاهی نیز سنگها را بر سینهی خود میزدند.
آنها در طول ایام محرم با چنین نمایشهایی در بازار و جلوی دکانها میگردند، تا مردم به خاطر آنها و به نیت خیرات، صدقه بدهند. شبها به خانههای خود نمیروند، بلکه به نشانهی اندوه، جلوی خانههای باغی روی خاکستر میخوابند.
برخی نیز، مانند آن سیاهپوشان، خود را با رنگ قرمز میپوشانند، که میخواهند خونریزی و زخمهای وارد بر اهل بیت را نشان دهند. اما ما در آن زمان چنین افرادی را ندیدیم.
نویسنده نام آن گروه را اینگونه Tzaktzaku یادداشت کرده است.
[آوا نویسی آن واژه
tz=چ ، a=ا ، k=خ ، u=و
در زبان تورکی «چاخچاخو» خوانده می شود. یعنی کسانی که با کوبیدن سنگ به هم صدا در می آورند. چاخچاخو از مصدر«چاخماق»çaxmaq به معنی کوبیدن هست.]
امروزه این سنت در بعضی شهرها و روستاها با تغییراتی در حال اجراست.
چاخماق به چند شکل در زبان فارسی وارد شده است.
۱- سنگ چخماق
۲-چاق چاقو ،چق چقوزنی، چق چقی زنی مراسمی در ایام محرم در نایین و چهارمحال و غیره انجام می شود دو قطعه سنگ و یا چوب را بهم می زنند .
۳- چق چق یا چاخ چاخ در لغتنامه ها به معنی صدا در آوردن است.
۴- چاخان به معنی دروغ و بیهوده گویی
۵- چغچغه یا جغجغه اسبابی با تکان دادن صدا تولید می کند (در نوشتار قدیم با الفبای عربی بدلیل عدم وجود حرف «چ» با حرف «ج» نوشته می شد که جغجغه شکل خود را حفظ کرده)
آیدین 🖊️
آدام اولئاریوس حدود ۴۰۰ سال پیش در سفرنامه خود از خاطرات ایام محرم ۱۰۴۷ق در اردبیل می نویسد:
هفت جوان برهنه که تنها عورت خود را پوشانده و بدنشان را از سر تا پا با دوده و زغال سیاه کرده بودند. در دایرهای جداگانه حرکاتی موزون انجام می دادند، آنان سنگهایی در دست داشتند که به هم میکوبیدند، و با فریادهای جمعی «یا حسین! یا حسین!» گویان عزاداری میکردند. این رفتار نماد سوگواری بزرگ برای شهادت حسین (ع) بود،
آنها گاهی نیز سنگها را بر سینهی خود میزدند.
آنها در طول ایام محرم با چنین نمایشهایی در بازار و جلوی دکانها میگردند، تا مردم به خاطر آنها و به نیت خیرات، صدقه بدهند. شبها به خانههای خود نمیروند، بلکه به نشانهی اندوه، جلوی خانههای باغی روی خاکستر میخوابند.
برخی نیز، مانند آن سیاهپوشان، خود را با رنگ قرمز میپوشانند، که میخواهند خونریزی و زخمهای وارد بر اهل بیت را نشان دهند. اما ما در آن زمان چنین افرادی را ندیدیم.
نویسنده نام آن گروه را اینگونه Tzaktzaku یادداشت کرده است.
[آوا نویسی آن واژه
tz=چ ، a=ا ، k=خ ، u=و
در زبان تورکی «چاخچاخو» خوانده می شود. یعنی کسانی که با کوبیدن سنگ به هم صدا در می آورند. چاخچاخو از مصدر«چاخماق»çaxmaq به معنی کوبیدن هست.]
امروزه این سنت در بعضی شهرها و روستاها با تغییراتی در حال اجراست.
چاخماق به چند شکل در زبان فارسی وارد شده است.
۱- سنگ چخماق
۲-چاق چاقو ،چق چقوزنی، چق چقی زنی مراسمی در ایام محرم در نایین و چهارمحال و غیره انجام می شود دو قطعه سنگ و یا چوب را بهم می زنند .
۳- چق چق یا چاخ چاخ در لغتنامه ها به معنی صدا در آوردن است.
۴- چاخان به معنی دروغ و بیهوده گویی
۵- چغچغه یا جغجغه اسبابی با تکان دادن صدا تولید می کند (در نوشتار قدیم با الفبای عربی بدلیل عدم وجود حرف «چ» با حرف «ج» نوشته می شد که جغجغه شکل خود را حفظ کرده)
آیدین 🖊️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاس دا شاخسئی
YAS da Şaxsey
در عزاداری شاخسٕی
توی دا یاللی
TOYda Yallı
در شادی یاللی (جَلمان ، هالای)
آیینی تاریخی حماسی، اساطیری و نمادی از اتحاد و همبستگی است.
وجههای مشترک یاللی و شاخسئی را میتوان چنین خلاصه کرد:
اجرای دستهجمعی و گروهی
حرکت هماهنگ و موزون افراد
ریتم منظم با قدمها و حرکات یکسان
وجود رهبر گروه(یاللیباشی yallı başı)
تأکید بر هماهنگی و نظم جمعی
تقویت اتحاد، همبستگی و هویت اجتماعی
همراهی با موسیقی یا ریتم آوایی (ساز در یاللی، شعار و طبل در شاخسئی)
انتقال احساسات جمعی از طریق حرکت
اجرا در فضای عمومی و با مشارکت گسترده مردم
تفاوت اصلی یاللی در جشن و شاخسئی در سوگواری مذهبی؛ اما از نظر ساختار حرکتی و هماهنگی گروهی، شباهتهای قابل توجهی دارند.
آیینی کهن با قدمت تاریخی نقش قبوستان قبل از میلاد در آذربایجان تا امروز ادامه داشته است
در تورکان قرقیز، ازبک، تورکمن و آناتولی نیز دیده میشود. هرچند نامها، موسیقی و آیینی آنها متفاوت است،لاکن شباهت فرهنگی قابل توجهی وجود دارد.
رد پای این آیین را در میان برخی اقوام همجوار (مثل کرد، لر و بختیاری) نیز با الگوهای مشابه حرکتی می توان دید.
آیدین 🖊️
YAS da Şaxsey
در عزاداری شاخسٕی
توی دا یاللی
TOYda Yallı
در شادی یاللی (جَلمان ، هالای)
آیینی تاریخی حماسی، اساطیری و نمادی از اتحاد و همبستگی است.
وجههای مشترک یاللی و شاخسئی را میتوان چنین خلاصه کرد:
اجرای دستهجمعی و گروهی
حرکت هماهنگ و موزون افراد
ریتم منظم با قدمها و حرکات یکسان
وجود رهبر گروه(یاللیباشی yallı başı)
تأکید بر هماهنگی و نظم جمعی
تقویت اتحاد، همبستگی و هویت اجتماعی
همراهی با موسیقی یا ریتم آوایی (ساز در یاللی، شعار و طبل در شاخسئی)
انتقال احساسات جمعی از طریق حرکت
اجرا در فضای عمومی و با مشارکت گسترده مردم
تفاوت اصلی یاللی در جشن و شاخسئی در سوگواری مذهبی؛ اما از نظر ساختار حرکتی و هماهنگی گروهی، شباهتهای قابل توجهی دارند.
آیینی کهن با قدمت تاریخی نقش قبوستان قبل از میلاد در آذربایجان تا امروز ادامه داشته است
در تورکان قرقیز، ازبک، تورکمن و آناتولی نیز دیده میشود. هرچند نامها، موسیقی و آیینی آنها متفاوت است،لاکن شباهت فرهنگی قابل توجهی وجود دارد.
رد پای این آیین را در میان برخی اقوام همجوار (مثل کرد، لر و بختیاری) نیز با الگوهای مشابه حرکتی می توان دید.
آیدین 🖊️
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
🔸yer
یئر(کره زمین ، زمین ، زمینه ، وطن ، جا و مکان ، جای خواب ، رختخواب، پست و مقام ، خشکی ، نشانه و… )
«یئر به شکل یربه یر وار چد فارسی شده»
🔸yer göy
یئر گؤی (زمین و آسمان )
«گؤی بصورت گوی وار فارسی شده»
🔸yerli
یئرلی (بومی)
🔸yer üstü
یئر اوستو (روی زمین)
🔸yer altı
یئر آلتی(زیر زمین)
🔸yeralma
یئرآلما (سیب زمین)
🔸yeralması
یئرآلماسی (سیب زمین ترشی)
🔸yer bə yer
یئر به یئر
«به شکل یربه یر وارد فارسی شده»
🔸yerləşmək
یئرلشمک (ساکن شدن ، جابجا شدن ، جا شدن)
🔸yerimək
یئریمک (راه رفتن)
و…
🔸yeritmək
یئریتمک (راه بردن)
(با گویشی دیگرyürütmək یوروتمک)
«به شکل یورتمه وارد فارسی شده»
🔸yeriş
یئریش (طریقه راه رفتن، پیشروی)
(با گویشی دیگر yürüş یوروش)
«به شکل یورش وارد فارسی شده »
°°°°°°°°°°°°°°°°°
آذربایجان آتالار سؤزو که در آنها «یئر» (yer) آمده است:
Yer altdan, yasa gedir.
(از زیر زمین قانون عبور می کند.کسی که زیرکانه قانون را دور می زند.)
Yerə baxan, yerdə qalar.
(کسی که فقط به زمین نگاه کند، در همانجا میماند.)
Yerin qulağı var.
(زمین گوش دارد؛ یعنی حرف پنهان نمیماند.)
Yerindən duran dağa baxmaz.
(کسی که از جایش برخاسته، به کوه نگاه نمیکند؛ کنایه از عمل کردن بهجای تماشا.)
Yer bərk olsa, öküz öküzdən qalar.
(وقتی شرایط سخت شود، تواناییها معلوم میشود.)
Yeri var danışarlar, yeri var susarlar.
(هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.)
Yerə tüpürən, üzünə sıçradar.
(کسی که به زمین تف کند، به صورت خودش برمیگردد؛ کنایه از بدی به دیگران.)
Yerə əkdiyini göydən biçməzsən.
(هر چه بکاری همان را درو میکنی.)
Yerindən oynayan daş mamır tutmaz.
(سنگی که مدام جابهجا شود خزه نمیبندد؛ مانند «سنگ غلطان خزه نمیبندد».)
Yer yiyəsini tanıyar.
(زمین صاحب خود را میشناسد؛ کنایه از اینکه حق به حقدار میرسد.)
Yer altından su çıxar, söz altından söz.
(از زیر زمین آب درمیآید و از زیر حرف، حرف دیگر.)
….
یازار آیدین 🖊️
یئر(کره زمین ، زمین ، زمینه ، وطن ، جا و مکان ، جای خواب ، رختخواب، پست و مقام ، خشکی ، نشانه و… )
«یئر به شکل یربه یر وار چد فارسی شده»
🔸yer göy
یئر گؤی (زمین و آسمان )
«گؤی بصورت گوی وار فارسی شده»
🔸yerli
یئرلی (بومی)
🔸yer üstü
یئر اوستو (روی زمین)
🔸yer altı
یئر آلتی(زیر زمین)
🔸yeralma
یئرآلما (سیب زمین)
🔸yeralması
یئرآلماسی (سیب زمین ترشی)
🔸yer bə yer
یئر به یئر
«به شکل یربه یر وارد فارسی شده»
🔸yerləşmək
یئرلشمک (ساکن شدن ، جابجا شدن ، جا شدن)
🔸yerimək
یئریمک (راه رفتن)
و…
🔸yeritmək
یئریتمک (راه بردن)
(با گویشی دیگرyürütmək یوروتمک)
«به شکل یورتمه وارد فارسی شده»
🔸yeriş
یئریش (طریقه راه رفتن، پیشروی)
(با گویشی دیگر yürüş یوروش)
«به شکل یورش وارد فارسی شده »
°°°°°°°°°°°°°°°°°
آذربایجان آتالار سؤزو که در آنها «یئر» (yer) آمده است:
Yer altdan, yasa gedir.
(از زیر زمین قانون عبور می کند.کسی که زیرکانه قانون را دور می زند.)
Yerə baxan, yerdə qalar.
(کسی که فقط به زمین نگاه کند، در همانجا میماند.)
Yerin qulağı var.
(زمین گوش دارد؛ یعنی حرف پنهان نمیماند.)
Yerindən duran dağa baxmaz.
(کسی که از جایش برخاسته، به کوه نگاه نمیکند؛ کنایه از عمل کردن بهجای تماشا.)
Yer bərk olsa, öküz öküzdən qalar.
(وقتی شرایط سخت شود، تواناییها معلوم میشود.)
Yeri var danışarlar, yeri var susarlar.
(هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.)
Yerə tüpürən, üzünə sıçradar.
(کسی که به زمین تف کند، به صورت خودش برمیگردد؛ کنایه از بدی به دیگران.)
Yerə əkdiyini göydən biçməzsən.
(هر چه بکاری همان را درو میکنی.)
Yerindən oynayan daş mamır tutmaz.
(سنگی که مدام جابهجا شود خزه نمیبندد؛ مانند «سنگ غلطان خزه نمیبندد».)
Yer yiyəsini tanıyar.
(زمین صاحب خود را میشناسد؛ کنایه از اینکه حق به حقدار میرسد.)
Yer altından su çıxar, söz altından söz.
(از زیر زمین آب درمیآید و از زیر حرف، حرف دیگر.)
….
یازار آیدین 🖊️
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
اوج
üc
کاربرد در جمله :
🪡اینه نین اوجو
iynənin ucu
نوک سوزن
و چند مثال دیگر
۱) اینه نین اوجو بیز دی
iynənin ucu biz di
نوک سوزن تیز است
۲) اینه نین اوجو دلیک دی
iynənin ucu dəlik di
نوک سوزن سوراخ است
۳) اینه نین اوجو ایری دی
iynənin ucu əyri di
نوک سوزن کج است
۴) اینه نین اوجو سینیق دی
iynənin ucu sınıq di
نوک سوزن شکسته است
در بعضی لهجه های تورکی مانند اویغوری
اوج به شکل "اوچ uç" تلفظ می شود که به معنی پرواز در تورکی آذربایجانی هست
👈این کلمه در فارسی عینا به شکل «اوج» وارد شده و oc تلفط می شود
و در جملات زیر عینا به همان معنی تورکی آمده است
🏔️ به اوج قله رسیدیم
dağın ucuna çatdıq
داغین اوجونا چاتدیق
لغتنامه های فارسی معرب ،اوک ، اوگ یا اوچ، بلندی، بالا، فراز، بلندترین نقطه، بالاترین درجه معنی می کنند .
مثلا در جمله «اوج گرفتن» یعنی پرواز کردن ، به بلندی رسیدن
آیدین 🖊️
üc
کاربرد در جمله :
🪡اینه نین اوجو
iynənin ucu
نوک سوزن
و چند مثال دیگر
۱) اینه نین اوجو بیز دی
iynənin ucu biz di
نوک سوزن تیز است
۲) اینه نین اوجو دلیک دی
iynənin ucu dəlik di
نوک سوزن سوراخ است
۳) اینه نین اوجو ایری دی
iynənin ucu əyri di
نوک سوزن کج است
۴) اینه نین اوجو سینیق دی
iynənin ucu sınıq di
نوک سوزن شکسته است
در بعضی لهجه های تورکی مانند اویغوری
اوج به شکل "اوچ uç" تلفظ می شود که به معنی پرواز در تورکی آذربایجانی هست
👈این کلمه در فارسی عینا به شکل «اوج» وارد شده و oc تلفط می شود
و در جملات زیر عینا به همان معنی تورکی آمده است
🏔️ به اوج قله رسیدیم
dağın ucuna çatdıq
داغین اوجونا چاتدیق
لغتنامه های فارسی معرب ،اوک ، اوگ یا اوچ، بلندی، بالا، فراز، بلندترین نقطه، بالاترین درجه معنی می کنند .
مثلا در جمله «اوج گرفتن» یعنی پرواز کردن ، به بلندی رسیدن
آیدین 🖊️
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
بو دا اوشاقلیق خاطرهسی👇
iynə iynə
ucu düymə
hapban hupban
yırıl yırtıl
su iç qurtul
اینه اینه
اوجو دویمه
هاپبان هوپبان
ییریل ییرتیل
سو ایچ قورتول
معنی اش را تو بگو 🤣
آیدین 🖊️
iynə iynə
ucu düymə
hapban hupban
yırıl yırtıl
su iç qurtul
اینه اینه
اوجو دویمه
هاپبان هوپبان
ییریل ییرتیل
سو ایچ قورتول
معنی اش را تو بگو 🤣
آیدین 🖊️
یانسیلاما سؤزلر Yamsılama sözlər
پیر پیر پیریلدار
Pır-pır pırıldar
پیچ پیچ پیچیلدار
Pıç-pıç pıçıldar
تاپ تاپ تاپپیلدار
Tap-tap tappıldar
جیر جیر جیریلدار
Cır-cır cırıldar
جینگ جینگ جینگیلدر
Cing-cing cingildər
چاق چاق چاقیلدار
Çaq-çaq çaqıldar
خور خور خورولدار
Xor-xor xoruldar
دینگ دینگ دینگیلدر
Ding-ding dingildər
زیر زیر زیریلدار
Zır-zır zırıldar
زیق زیق زیقیلدار
Zıq-zıq zıqıldar
زوخ زوخ زوققولدار
Zox-zox zoqquldar
سیز سیز سیزیلدار
Sız-sız sızıldar
شیر شیر شیریلدار
Şır-şır şırıldar
شاپ شاپ شاپیلدار
Şap-şap şapıldar
شاخ شاخ شاققیلدار
Şaq-şaq şaqqıldar
شیق شیق شیقیلدار
Şıq-şıq şıqıldar
فیر فیر فیریلدار
Fır-fır fırıldar
فیش فیش فیشیلدار
Fış-fış fışıldar
قور قور قورولدار
Qur-qur quruldar
قاق قاق قاقیلدار
Qaq-qaq qaqıldar
گوپ گوپ گؤپولدر
Göp-göp göpüldər
هیر هیر هیریلدار
Hır-hır hırıldar
…
✍️سن یاز
و در فارسی «آوا واژه» می نامند.
شُر شُر آب
وِز وِز زنبور
واق واق سگ
جیک جیک پرنده
غار غار کلاغ
هِق هِق گریه
کِر کِر خنده
و…
در دستور زبان تورکی آذربایجانی معمولا از این واژه ها افعالی ساخته می شود مانند:
جینگیلدمک
cingildəmək
فیشیلداماق
fışıldamaq،
به طور کلی، اسمها بیشتر با این پسوندها ساخته میشوند:
-tı / -ti / -tu / -tü
بسته به هماهنگی واکهها نمونه هایی در زیر آورده شده
-ltı / -lti / -ltu / -ltü
مانند:
şaq → şaqqıltı
taq → taqqıltı
şır → şırıltı
fiş → fisilti
xor → xorultu
gür → gürültü
این اسمها معمولاً به خودِ صدا یا اثر آن صدا اشاره میکنند، نه به عمل انجام دادن آن.
آیدین 🖊️
پیر پیر پیریلدار
Pır-pır pırıldar
پیچ پیچ پیچیلدار
Pıç-pıç pıçıldar
تاپ تاپ تاپپیلدار
Tap-tap tappıldar
جیر جیر جیریلدار
Cır-cır cırıldar
جینگ جینگ جینگیلدر
Cing-cing cingildər
چاق چاق چاقیلدار
Çaq-çaq çaqıldar
خور خور خورولدار
Xor-xor xoruldar
دینگ دینگ دینگیلدر
Ding-ding dingildər
زیر زیر زیریلدار
Zır-zır zırıldar
زیق زیق زیقیلدار
Zıq-zıq zıqıldar
زوخ زوخ زوققولدار
Zox-zox zoqquldar
سیز سیز سیزیلدار
Sız-sız sızıldar
شیر شیر شیریلدار
Şır-şır şırıldar
شاپ شاپ شاپیلدار
Şap-şap şapıldar
شاخ شاخ شاققیلدار
Şaq-şaq şaqqıldar
شیق شیق شیقیلدار
Şıq-şıq şıqıldar
فیر فیر فیریلدار
Fır-fır fırıldar
فیش فیش فیشیلدار
Fış-fış fışıldar
قور قور قورولدار
Qur-qur quruldar
قاق قاق قاقیلدار
Qaq-qaq qaqıldar
گوپ گوپ گؤپولدر
Göp-göp göpüldər
هیر هیر هیریلدار
Hır-hır hırıldar
…
✍️سن یاز
و در فارسی «آوا واژه» می نامند.
شُر شُر آب
وِز وِز زنبور
واق واق سگ
جیک جیک پرنده
غار غار کلاغ
هِق هِق گریه
کِر کِر خنده
و…
در دستور زبان تورکی آذربایجانی معمولا از این واژه ها افعالی ساخته می شود مانند:
جینگیلدمک
cingildəmək
فیشیلداماق
fışıldamaq،
به طور کلی، اسمها بیشتر با این پسوندها ساخته میشوند:
-tı / -ti / -tu / -tü
بسته به هماهنگی واکهها نمونه هایی در زیر آورده شده
-ltı / -lti / -ltu / -ltü
مانند:
şaq → şaqqıltı
taq → taqqıltı
şır → şırıltı
fiş → fisilti
xor → xorultu
gür → gürültü
این اسمها معمولاً به خودِ صدا یا اثر آن صدا اشاره میکنند، نه به عمل انجام دادن آن.
آیدین 🖊️
آتالار سؤزلری Atalar sözləri
ایت ده گئتدی ،اؤرکن ده
it də getdi örkəmdə
هم سگ رفت ،هم بندریسمان ( قلاه ) را برد ،
معادل فارسی:
«هم پیاز را خورد، هم چوب (جریمه را داد فلک شد ) »
……………
ائشگیم اؤلمه یونجا بیتینجک
یونجا سارالما توربا تیکینجک
eşəyim ölmə yonca bitincək,
yoncam saralma torba tikincək.
خرم نمیر تا یونجه رشد بکنه
یونجه زرد نشو تا توبره دوخته بشه
معادل فارسی :
۱)بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد
۲) وعده سر خرمن
……………
وای اؤلن من ایمیشم
vay öləm mən imişəm
وای اونی که مرده من بودم
(مرده ای که ناظر اعمال تشییع خود تا پای مزار بوده به خیال اینکه دیگری را تشییع می کنند با تنها ماندن در گور متوجه می شود که خودش مرده بوده )
…………….
سیز ده یازین ✍️
…………….
آیدین 🖊️
ایت ده گئتدی ،اؤرکن ده
it də getdi örkəmdə
هم سگ رفت ،هم بندریسمان ( قلاه ) را برد ،
معادل فارسی:
«هم پیاز را خورد، هم چوب (جریمه را داد فلک شد ) »
……………
ائشگیم اؤلمه یونجا بیتینجک
یونجا سارالما توربا تیکینجک
eşəyim ölmə yonca bitincək,
yoncam saralma torba tikincək.
خرم نمیر تا یونجه رشد بکنه
یونجه زرد نشو تا توبره دوخته بشه
معادل فارسی :
۱)بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد
۲) وعده سر خرمن
……………
وای اؤلن من ایمیشم
vay öləm mən imişəm
وای اونی که مرده من بودم
(مرده ای که ناظر اعمال تشییع خود تا پای مزار بوده به خیال اینکه دیگری را تشییع می کنند با تنها ماندن در گور متوجه می شود که خودش مرده بوده )
…………….
سیز ده یازین ✍️
…………….
آیدین 🖊️
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
کلاس های تابستانی
آموزش نگارش تورکی
دوره اول با حروف ابجد
دوره دوم با حروف ABCD
با ما همراه باشید
آموزش نگارش تورکی
دوره اول با حروف ابجد
دوره دوم با حروف ABCD
با ما همراه باشید
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
پیش نیاز برای آشنایی با حروف ابجد در نگارش زبان تورکی
Forwarded from 📚تورکو اوخو،تورکو یاز✏ (Aydın آیدین)
حروف بی صدا که تنها یک شکل و یک صدا دارند.
(ب، پ، ج، چ، خ، د، ر، ژ، ش، غ، ف، ق، ک، گ، ل، م، ن)
شما به راحتی می توانید کلمات زیر را بخوانید
و اگر زبان تورکی بلد هستید پس معنی همه را هم می دانید
باغ – باج – بال - باش
دام – دار - داغ - داش
مال –ماچ -مات - ماش
خام – خال - خان - خاچ
قال – قار – قاش – قاچ
چاپ – چال – چای - چاق
یاد – یار- -یات - یاش
(ب، پ، ج، چ، خ، د، ر، ژ، ش، غ، ف، ق، ک، گ، ل، م، ن)
شما به راحتی می توانید کلمات زیر را بخوانید
و اگر زبان تورکی بلد هستید پس معنی همه را هم می دانید
باغ – باج – بال - باش
دام – دار - داغ - داش
مال –ماچ -مات - ماش
خام – خال - خان - خاچ
قال – قار – قاش – قاچ
چاپ – چال – چای - چاق
یاد – یار- -یات - یاش