امروز به شهری سفر کردید تا از جاذبههای گردشگری اونجا دیدن کنید. تمام امروز رو پیاده راه رفتید و پاهاتون حسابی درد میکنه. به دوستتون میگید:
The soles of my feet are raw from all that walking
از بس راه رفتم، کف پاهام ورم کردن
✴️ راهنما 1:
The soles of (sb's) feet
از این عبارت برای اشاره به کف پاها استفاده میشه. واژه Sole همچنین برای اشاره به کف کفش (بخش خارجی کفش به غیر از پاشنه) هم کاربرد داره:
Don't go barefoot, or you'll burn the soles of your feet
پابرهنه نرو وگرنه کف پاهات میسوزه
There's something on the sole of my shoe
یه چیزی رو کف کفشمه (چسبیده به کف کفشم)
✴️ راهنما 2: Raw
این واژه به عنوان صفت اشاره داره به پوست ملتهب و متورم.
His face was so raw and blistered صورتش بدجور تاول زده و متورم شده بود
✴️ راهنما 3: From
از واژه From میشه به معنی "به خاطر / در اثر" استفاده کرد.
My mom passed away from cancer last year
مادرم سال گذشته بر اثر سرطان فوت کرد
✴️ راهنما 4:
All that (doing something)
از واژه All در محاوره و با ترکیب بالا وقتی استفاده میکنیم که بگیم کاری رو خیلی زیاد (بیش از حد) انجام دادیم.
در فارسی هم معمولا میگیم "از بس"
He's gotten pretty thin from all that
running
از بس دویده، حسابی لاغر شده
All that waiting around made me bored, so I went across the street and got a snack
از بس اونجا منتظر شدم حوصلهام سر رفت، برای همین رفتم اون سمت خیابون یه چیزی واسه خوردن گرفتم
دوستان عزیز
متاسفانه حمایت ها کمه 😕
برای کانالی بدون تبلیغ 😕
لطفا مطالب و آدرس کانال ما را به اشتراک بگذارید
ممنونم
❄️ @Avaltc
Admin: @EngPer
The soles of my feet are raw from all that walking
از بس راه رفتم، کف پاهام ورم کردن
✴️ راهنما 1:
The soles of (sb's) feet
از این عبارت برای اشاره به کف پاها استفاده میشه. واژه Sole همچنین برای اشاره به کف کفش (بخش خارجی کفش به غیر از پاشنه) هم کاربرد داره:
Don't go barefoot, or you'll burn the soles of your feet
پابرهنه نرو وگرنه کف پاهات میسوزه
There's something on the sole of my shoe
یه چیزی رو کف کفشمه (چسبیده به کف کفشم)
✴️ راهنما 2: Raw
این واژه به عنوان صفت اشاره داره به پوست ملتهب و متورم.
His face was so raw and blistered صورتش بدجور تاول زده و متورم شده بود
✴️ راهنما 3: From
از واژه From میشه به معنی "به خاطر / در اثر" استفاده کرد.
My mom passed away from cancer last year
مادرم سال گذشته بر اثر سرطان فوت کرد
✴️ راهنما 4:
All that (doing something)
از واژه All در محاوره و با ترکیب بالا وقتی استفاده میکنیم که بگیم کاری رو خیلی زیاد (بیش از حد) انجام دادیم.
در فارسی هم معمولا میگیم "از بس"
He's gotten pretty thin from all that
running
از بس دویده، حسابی لاغر شده
All that waiting around made me bored, so I went across the street and got a snack
از بس اونجا منتظر شدم حوصلهام سر رفت، برای همین رفتم اون سمت خیابون یه چیزی واسه خوردن گرفتم
دوستان عزیز
متاسفانه حمایت ها کمه 😕
برای کانالی بدون تبلیغ 😕
لطفا مطالب و آدرس کانال ما را به اشتراک بگذارید
ممنونم
❄️ @Avaltc
Admin: @EngPer
👍89❤35👎1
عبارت Push it در انگلیسی محاورهای کاربرد جالبی داره که قراره تو این پست بررسی کنیم.
وقتی کسی به شما یه لطفی میکنه اما بعدش شما از خوشرویی طرف مقابل سو استفاده کرده و درخواست چیز بیشتری میکنید، طرف مقابل هم به شما میگه:
Don't push it!
روتو زیاد نکن!
نمیشه گفت "روت رو زیاد نکن" معادل دقیقی برای Don't push it محسوب میشه اما تقریبا کاربردشون مثل هم هست. برای درک بهتر اینو بدونید که منظور از Push it همون Push your luck هست. یعنی هی ادامه میدین یا کش میدین (Push) تا ببینید شانس (Luck – it) تا کجا باهاتون یار هست!
برای مثال شما از پدرتون درخواست پول میکنید. پدرتون موافقت میکنه. اما شما طمع میکنید و در ادامه ازش درخواست سوئیچ ماشین رو هم میکنید! و پدرتون میگه:
Don't push it!
یعنی "طمع نکن!" یا "روت رو زیاد نکن!" یا "روت میخندم پر رو نشو"
پس:
You're pushing it = you're starting to ask for too much = You're taking advantage of my kindness
به مثال زیر توجه کنید:
Son: Mom, Could you please make my bed and do my laundry?
Mom: No problem, son
Son: Oh, one more thing, could you take out the trash for me?
Mom: Young man, You're pushing it! Do it yourself
پسر: مامان میشه تختمو مرتب کنی و لباسامو بشوری؟
مادر: مشکلی نیست پسرم
پسر: اوه، یه چیز دیگه، میشه آشغالا رو هم به جای من بذاری بیرون؟
مادر: پسر جون، دیگه داری روتو زیاد میکنی! خودت انجامش بده
A: Can you make me spaghetti?
B: I’m a little tired, but why not
A: Thank you. Can you make garlic bread, too?
B: Uh…okay.
A: And do the dishes?
B: You’re pushing it
آ: میشه برام اسپاگتی درست کنی؟
ب: یکم خستهام ولی چرا که نه
آ: مرسی. میشه نون سیر هم درست کنی؟
ب: باشه
آ: و اینکه ظرفارم بشوری؟
ب: دیگه داری روتو زیاد میکنی
Feel free 2 Join us @Avaltc
وقتی کسی به شما یه لطفی میکنه اما بعدش شما از خوشرویی طرف مقابل سو استفاده کرده و درخواست چیز بیشتری میکنید، طرف مقابل هم به شما میگه:
Don't push it!
روتو زیاد نکن!
نمیشه گفت "روت رو زیاد نکن" معادل دقیقی برای Don't push it محسوب میشه اما تقریبا کاربردشون مثل هم هست. برای درک بهتر اینو بدونید که منظور از Push it همون Push your luck هست. یعنی هی ادامه میدین یا کش میدین (Push) تا ببینید شانس (Luck – it) تا کجا باهاتون یار هست!
برای مثال شما از پدرتون درخواست پول میکنید. پدرتون موافقت میکنه. اما شما طمع میکنید و در ادامه ازش درخواست سوئیچ ماشین رو هم میکنید! و پدرتون میگه:
Don't push it!
یعنی "طمع نکن!" یا "روت رو زیاد نکن!" یا "روت میخندم پر رو نشو"
پس:
You're pushing it = you're starting to ask for too much = You're taking advantage of my kindness
به مثال زیر توجه کنید:
Son: Mom, Could you please make my bed and do my laundry?
Mom: No problem, son
Son: Oh, one more thing, could you take out the trash for me?
Mom: Young man, You're pushing it! Do it yourself
پسر: مامان میشه تختمو مرتب کنی و لباسامو بشوری؟
مادر: مشکلی نیست پسرم
پسر: اوه، یه چیز دیگه، میشه آشغالا رو هم به جای من بذاری بیرون؟
مادر: پسر جون، دیگه داری روتو زیاد میکنی! خودت انجامش بده
A: Can you make me spaghetti?
B: I’m a little tired, but why not
A: Thank you. Can you make garlic bread, too?
B: Uh…okay.
A: And do the dishes?
B: You’re pushing it
آ: میشه برام اسپاگتی درست کنی؟
ب: یکم خستهام ولی چرا که نه
آ: مرسی. میشه نون سیر هم درست کنی؟
ب: باشه
آ: و اینکه ظرفارم بشوری؟
ب: دیگه داری روتو زیاد میکنی
Feel free 2 Join us @Avaltc
👍40🔥18❤17👏7
در این بخش قرار هست در مورد دو عبارت Let out و Take in صحبت کنیم که در مورد "لباس" کاربرد دارن.
از اصطلاح Take in به معنی تنگ کردن بخشی از یه لباس استفاده میشه و در مقابل Let out رو داریم که میشه "گشاد کردن یه لباس" تا مناسب اندازهتون باشه.
توجه کنید Take in به معنی "تنگ کردن لباس" هست و Have something taken in یعنی اون لباس (Something) رو بدید براتون کوتاه کنن که به جای Have از Get هم میتونید استفاده کنید. این موضوع مربوط میشه به مبحث Causative در گرامر و اشاره به این داره که کاری برای شما نه توسط خودتون که بلکه توسط شخص دیگهای صورت میگیره.
پس اگر لباس رو خودتون رو برای خودتون کوتاه کنید از Take in و اگر اون بدید به شخص دیگهای (مثلا خیاط یا ...) تا براتون انجام بده از Have it taken in استفاده کنید.
▶️ Example 1:
Can you let out the arms of this shirt?
میشه آستین این پیرهن رو گشاد کنی؟
▶️ Example 2:
I need the waist of these pants taken in
میخوام کمر این شلوار تنگ بشه
▶️ Example 3:
A: What do you think of these pants?
B: I like the style, but they’re clearly way too big for you.
A: You’re right, I shouldn’t buy them.
B: I didn’t say that! You can always get them and have them taken in. Then they would be perfect for you!
آ: نظرت در مورد این شلوار چیه؟
ب: استایلشو دوست دارم، اما قشنگ معلومه که برات خیلی بزرگه
آ: حق با توئه، نباید میخریدمش
ب: نه من اینو نگفتم (نگفتم که نباید میخریدی). تو هر وقت که بخوای میتونی بگیریش (هر شلواری که خواستی رو بخریش) و ببری برات کوچیکش کنن. بعدش برات (توی تنت) فوق العاده میشن.
▶️ Example 4:
A: I really like that dress on you!
B: Thanks! I like it too, but it’s not comfortable at all.
A: Oh, why not?
B: It’s too tight in the torso. I’ve been meaning to take it to a seamstress and have it let out, but I keep forgetting.
A: Oh well, at least it still looks nice!
آ: این لباسی که تنته رو خیلی دوست دارم
ب: ممنون. منم دوستش دارم، اما اصلن راحت نیست (توش راحت نیستم)
آ: عه، چرا نیستی؟
ب: نیم تنهاش خیلی تنگه. همش میخوام ببرمش پیش یه خیاط بدم گشادش کنه، اما مدام یادم میره
آ: خب، حداقل ظاهرش که خوبه
@avaltc
از اصطلاح Take in به معنی تنگ کردن بخشی از یه لباس استفاده میشه و در مقابل Let out رو داریم که میشه "گشاد کردن یه لباس" تا مناسب اندازهتون باشه.
توجه کنید Take in به معنی "تنگ کردن لباس" هست و Have something taken in یعنی اون لباس (Something) رو بدید براتون کوتاه کنن که به جای Have از Get هم میتونید استفاده کنید. این موضوع مربوط میشه به مبحث Causative در گرامر و اشاره به این داره که کاری برای شما نه توسط خودتون که بلکه توسط شخص دیگهای صورت میگیره.
پس اگر لباس رو خودتون رو برای خودتون کوتاه کنید از Take in و اگر اون بدید به شخص دیگهای (مثلا خیاط یا ...) تا براتون انجام بده از Have it taken in استفاده کنید.
▶️ Example 1:
Can you let out the arms of this shirt?
میشه آستین این پیرهن رو گشاد کنی؟
▶️ Example 2:
I need the waist of these pants taken in
میخوام کمر این شلوار تنگ بشه
▶️ Example 3:
A: What do you think of these pants?
B: I like the style, but they’re clearly way too big for you.
A: You’re right, I shouldn’t buy them.
B: I didn’t say that! You can always get them and have them taken in. Then they would be perfect for you!
آ: نظرت در مورد این شلوار چیه؟
ب: استایلشو دوست دارم، اما قشنگ معلومه که برات خیلی بزرگه
آ: حق با توئه، نباید میخریدمش
ب: نه من اینو نگفتم (نگفتم که نباید میخریدی). تو هر وقت که بخوای میتونی بگیریش (هر شلواری که خواستی رو بخریش) و ببری برات کوچیکش کنن. بعدش برات (توی تنت) فوق العاده میشن.
▶️ Example 4:
A: I really like that dress on you!
B: Thanks! I like it too, but it’s not comfortable at all.
A: Oh, why not?
B: It’s too tight in the torso. I’ve been meaning to take it to a seamstress and have it let out, but I keep forgetting.
A: Oh well, at least it still looks nice!
آ: این لباسی که تنته رو خیلی دوست دارم
ب: ممنون. منم دوستش دارم، اما اصلن راحت نیست (توش راحت نیستم)
آ: عه، چرا نیستی؟
ب: نیم تنهاش خیلی تنگه. همش میخوام ببرمش پیش یه خیاط بدم گشادش کنه، اما مدام یادم میره
آ: خب، حداقل ظاهرش که خوبه
@avaltc
👏26👍14❤7🤯2
تو یکی از فیلما مترجم take a seat رو معنی کرده بود: “بگیر بشین”
خب در حالت کلی معنیه درستیه اما باید به این نکته دقت داشته باشین که take a seat یه عبارت formal و مودبانه اس در حالی که “بگیر بشین” تو فارسی یه عبارت informal ـه و حتی گاهی بار منفی داره. شاید بگین که چه فرقی داره “بگیر بشین” ترجمه شه یا هرچیز دیگه ای ، مهم اینه که اون مفهوم رو میرسونه. خب این درست ولی تو کشور ما خیلیا هستن که انگلیسی رو از طریق دیدن فیلم با زیرنویس فارسی یاد میگیرن و وقتی تو اون حالت take a seat رو با “بگیر بشین” تو ذهنشون نگه میدارن و اگه فردی تو یه موقعیت واقعی informal باشه و با همون دید از take a seat استفاده کنه شاید چندان خوب نباشه.
پس از take a seat یا have a seat برای اینکه محترمانه به کسی بگیم که بشینه استفاده می کنیم. تو حالت عادی هم از sit یا sit down (تلفظ شه سیداون نه سیت داون!) استفاده میشه. تو حالت خیلی خودمونی تر و دوستانه میتونین از اصطلاح “park yourself” و یا از شکل جم و جور ترش یعنی از ” park it ” استفاده کنین.
ضمنا بد نیست اینم بدونین که اگه وارد یه مکانی شدین و عده ای به احترام شما از جاشون بلند شدن ، می تونین از be seated, please یعنی ” خواهش می کنم بفرمائید (بشینید)” استفاده کنین.
😊بزرگترین لطفی که میتونید به ما داشته باشید اینه که این کانال رو به دوستان خودتون معرفی کنید و مطالب ما رو با نام این کانال یعنی @AVALTC در سایتها، گروهها و شبکههای اجتماعی شر کنید.❤️
خب در حالت کلی معنیه درستیه اما باید به این نکته دقت داشته باشین که take a seat یه عبارت formal و مودبانه اس در حالی که “بگیر بشین” تو فارسی یه عبارت informal ـه و حتی گاهی بار منفی داره. شاید بگین که چه فرقی داره “بگیر بشین” ترجمه شه یا هرچیز دیگه ای ، مهم اینه که اون مفهوم رو میرسونه. خب این درست ولی تو کشور ما خیلیا هستن که انگلیسی رو از طریق دیدن فیلم با زیرنویس فارسی یاد میگیرن و وقتی تو اون حالت take a seat رو با “بگیر بشین” تو ذهنشون نگه میدارن و اگه فردی تو یه موقعیت واقعی informal باشه و با همون دید از take a seat استفاده کنه شاید چندان خوب نباشه.
پس از take a seat یا have a seat برای اینکه محترمانه به کسی بگیم که بشینه استفاده می کنیم. تو حالت عادی هم از sit یا sit down (تلفظ شه سیداون نه سیت داون!) استفاده میشه. تو حالت خیلی خودمونی تر و دوستانه میتونین از اصطلاح “park yourself” و یا از شکل جم و جور ترش یعنی از ” park it ” استفاده کنین.
ضمنا بد نیست اینم بدونین که اگه وارد یه مکانی شدین و عده ای به احترام شما از جاشون بلند شدن ، می تونین از be seated, please یعنی ” خواهش می کنم بفرمائید (بشینید)” استفاده کنین.
😊بزرگترین لطفی که میتونید به ما داشته باشید اینه که این کانال رو به دوستان خودتون معرفی کنید و مطالب ما رو با نام این کانال یعنی @AVALTC در سایتها، گروهها و شبکههای اجتماعی شر کنید.❤️
👍85❤20👏4🥰2
سلام. این پست را ابتدا با واژهی Hear شروع میکنیم. به مثال زیر در رابطه با واژهی Heard توجه کنید:
Rita, I heard you’re expecting! Congrats!
“ریتا، شنیدم که حاملهای! تبریک میگم”
حالا این بار به یه مثال با واژهی Hear توجه کنید:
I hear that there’s going to be a new sports arena built near where you live
“شنیدم که قراره یه استادیوم جدید ورزشی نزدیک محل زندگیتون بسازن”
میبینید که در جملهی دوم، hear در زمان گذشته به کار رفته و به صورت ماضی ترجمه شده در حالی همهمون میدونیم Hear یه فعل در زمان حاله.
نکته اینجاست که در انگلیسی شما هم از I hear و هم از I heard برای موضوعی اشاره کنید که در گذشته در موردش شنیدین با این تفاوت که:
شما با گفتن I heard میگید که این حرف رو از یه نفر شنیدید در حالی با گفتن I hear میخواهید بگید که این حرف رو همه یا خیلیا میگن و از خیلیا شنیدین. در واقع کاربرد I hear برای دادن اطلاعاته.
حالا به اين مثال توجه كنيد:
Roland: Why are you so nervous about flying?
Natalie: I’m not nervous about being in the air. It’s going through security. I hear it’s a hassle and I don’t want to end up being strip-searched
رولاند: چرا انقدر نگران پرواز هستی؟
ناتالی: من از پرواز (هواپیما) نمیترسم، نگرانی من عبور از بخش امنیتیه. شنیدم که خیلی دردسر سازه و نمیخوام دست آخر برای بازرسی لختم کنن.
√ نکته ۱: Security اشاره داره به بخش امنیت فرودگاه و go through هم یعنی رد شدن از بین چیزی (در این یعنی رد شدن از گیتهای بخش امنیتی فرودگاه برای اسکن کردن بدن شما). در مورد Through هم تصور کنید که کسی جلوی در وایساده و شما نمیتونید ازش رد بشید پس به اون شخص میگید: Let me through یعنی “بزار رد بشم (بذار از بین در رد بشم)”.
√ نکته ۲: Hassle دردسر که با واژهی Trouble مترادفه. این واژه در محاوره به معنی “گیر دادن/اذیت کردن” هم استفاده میشه که بعدا در موردش صحبت میکنیم.
√ نکته ۳: Strip-search یعنی بازرسی بدنی کردن به این صورت که از شخصی بخواهید بخشی یا همهی لباسهاشو در بیاره.
خب حالا برمیگردیم سر اون نکتهای که در رابطه با I hear گفتم. در این مثال هم میبینید این شخص از خیلیا اینو شنیده که تو گیت فرودگاهها بدجور گیر میدن و میترسه براش دردسر درست بشه. فکر کنم حالا با دو عبارت I hear و I heard کامل آشنا شده باشید.
ممنونم از همه دوستاني كه مطالب ما را به اشتراك ميگذارند و دوستان خودشون را هم دعوت ميكنن 💞
📍@avaltc 👍
Rita, I heard you’re expecting! Congrats!
“ریتا، شنیدم که حاملهای! تبریک میگم”
حالا این بار به یه مثال با واژهی Hear توجه کنید:
I hear that there’s going to be a new sports arena built near where you live
“شنیدم که قراره یه استادیوم جدید ورزشی نزدیک محل زندگیتون بسازن”
میبینید که در جملهی دوم، hear در زمان گذشته به کار رفته و به صورت ماضی ترجمه شده در حالی همهمون میدونیم Hear یه فعل در زمان حاله.
نکته اینجاست که در انگلیسی شما هم از I hear و هم از I heard برای موضوعی اشاره کنید که در گذشته در موردش شنیدین با این تفاوت که:
شما با گفتن I heard میگید که این حرف رو از یه نفر شنیدید در حالی با گفتن I hear میخواهید بگید که این حرف رو همه یا خیلیا میگن و از خیلیا شنیدین. در واقع کاربرد I hear برای دادن اطلاعاته.
حالا به اين مثال توجه كنيد:
Roland: Why are you so nervous about flying?
Natalie: I’m not nervous about being in the air. It’s going through security. I hear it’s a hassle and I don’t want to end up being strip-searched
رولاند: چرا انقدر نگران پرواز هستی؟
ناتالی: من از پرواز (هواپیما) نمیترسم، نگرانی من عبور از بخش امنیتیه. شنیدم که خیلی دردسر سازه و نمیخوام دست آخر برای بازرسی لختم کنن.
√ نکته ۱: Security اشاره داره به بخش امنیت فرودگاه و go through هم یعنی رد شدن از بین چیزی (در این یعنی رد شدن از گیتهای بخش امنیتی فرودگاه برای اسکن کردن بدن شما). در مورد Through هم تصور کنید که کسی جلوی در وایساده و شما نمیتونید ازش رد بشید پس به اون شخص میگید: Let me through یعنی “بزار رد بشم (بذار از بین در رد بشم)”.
√ نکته ۲: Hassle دردسر که با واژهی Trouble مترادفه. این واژه در محاوره به معنی “گیر دادن/اذیت کردن” هم استفاده میشه که بعدا در موردش صحبت میکنیم.
√ نکته ۳: Strip-search یعنی بازرسی بدنی کردن به این صورت که از شخصی بخواهید بخشی یا همهی لباسهاشو در بیاره.
خب حالا برمیگردیم سر اون نکتهای که در رابطه با I hear گفتم. در این مثال هم میبینید این شخص از خیلیا اینو شنیده که تو گیت فرودگاهها بدجور گیر میدن و میترسه براش دردسر درست بشه. فکر کنم حالا با دو عبارت I hear و I heard کامل آشنا شده باشید.
ممنونم از همه دوستاني كه مطالب ما را به اشتراك ميگذارند و دوستان خودشون را هم دعوت ميكنن 💞
📍@avaltc 👍
👍56❤16🔥4
Heal
Tom Odell
Take my mind
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, heal, heal
And take my past
And take my sins
Like an empty sail takes the wind
And heal, heal, heal, heal
And tell me some things last
And tell me some things last
And take a heart
And take a hand
Like an ocean takes the dirty sand
And heal, heal, hell, heal
And take my mind
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, hell, heal
And tell me some things last
#latenightsong
Channel: @avaltc
Admin: @EngPer
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, heal, heal
And take my past
And take my sins
Like an empty sail takes the wind
And heal, heal, heal, heal
And tell me some things last
And tell me some things last
And take a heart
And take a hand
Like an ocean takes the dirty sand
And heal, heal, hell, heal
And take my mind
And take my pain
Like an empty bottle takes the rain
And heal, heal, hell, heal
And tell me some things last
#latenightsong
Channel: @avaltc
Admin: @EngPer
❤31👍7🔥1
شرکت شما قراره یک سری تغییرات بزرگی انجام بده اما هنوز کارمندان شرکت از اون مطلع نیستن. پس شما به عنوان مدیرعامل شرکت جلسهای رو برای شفاف سازی موضع ترتیب داده و با جملهی زیر جلسه رو آغاز میکنید:
You may be wondering why I called this meeting
نکته: واژه call با ترکیب call a meeting میتونه به معنی "ترتیب دادن جلسه" باشه. همچنین واژهی call با ترکیب strike هم میتونه به معنی "راه انداختن اعتصاب" باشه.
توجه کنید call a meeting در واقع اشاره به این حالت داره که یه جلسه فوری و مهم ترتیب داده شده.
نکته 2: وقتی میخواهید تعجب افراد رو از چیزی برطرف کنید میتونید از عبارت You may be wondering (wh-clause) استفاده کنید.
You may be wondering why I called this meeting
"(شاید تعجب کنید که چرا) شاید از خودتون بپرسید چرا این جلسه رو برگزار کردم"
Example 1:
Mike called a meeting this morning to tell us about Lana getting fired
"مایک امروز صبح جلسهای رو ترتیب داد تا در مورد اخراج لانا بهمون بگه"
Example 2:
I wanted to call a meeting because we've recently had a bunch of errors slip past us, and we need to make sure that that doesn't happen
"خواستم ترتیب یه جلسهای رو بدم چون ما اخیرا کلی خطا و اشتباه از دستمون در رفته و باید مطمئن شیم (دیگه) چنین اتفاقی نمی افته"
نکته: وقتی میگیم an error slipped past us یعنی ناخواسته و ندانسته مرتکب اشتباهی شدیم. برای مثال:
Despite all our efforts, some errors do slip past us
"علیرغم همهی تلاشمون، ناخواسته مرتکب چندتا اشتباه شدیم (چندتا خطا از دستمون در رفت)"
Example 3:
You may be wondering why we changed it. Well, to be perfectly honest, it was a cost-cutting decision
"شاید تعجب کنید که این تغییرات برای چیه. خب، راستشو بخواید، این تصمیم برای کاهش هزینهها گرفته شده"
Example 4:
You may be wondering what this number over here means. That's the percentage of people in our survey that said that they only watch TV shows over the Internet
"شاید با خودتون بگید این عددی که اینجا هست یعنی چی. این (این عدد) درصد افرادیه که در نظرسنجی ما گفتن که برنامههای تلوزیونی رو فقط در اینترنت تماشا میکنن"
Stay tuned with us @Avaltc
You may be wondering why I called this meeting
نکته: واژه call با ترکیب call a meeting میتونه به معنی "ترتیب دادن جلسه" باشه. همچنین واژهی call با ترکیب strike هم میتونه به معنی "راه انداختن اعتصاب" باشه.
توجه کنید call a meeting در واقع اشاره به این حالت داره که یه جلسه فوری و مهم ترتیب داده شده.
نکته 2: وقتی میخواهید تعجب افراد رو از چیزی برطرف کنید میتونید از عبارت You may be wondering (wh-clause) استفاده کنید.
You may be wondering why I called this meeting
"(شاید تعجب کنید که چرا) شاید از خودتون بپرسید چرا این جلسه رو برگزار کردم"
Example 1:
Mike called a meeting this morning to tell us about Lana getting fired
"مایک امروز صبح جلسهای رو ترتیب داد تا در مورد اخراج لانا بهمون بگه"
Example 2:
I wanted to call a meeting because we've recently had a bunch of errors slip past us, and we need to make sure that that doesn't happen
"خواستم ترتیب یه جلسهای رو بدم چون ما اخیرا کلی خطا و اشتباه از دستمون در رفته و باید مطمئن شیم (دیگه) چنین اتفاقی نمی افته"
نکته: وقتی میگیم an error slipped past us یعنی ناخواسته و ندانسته مرتکب اشتباهی شدیم. برای مثال:
Despite all our efforts, some errors do slip past us
"علیرغم همهی تلاشمون، ناخواسته مرتکب چندتا اشتباه شدیم (چندتا خطا از دستمون در رفت)"
Example 3:
You may be wondering why we changed it. Well, to be perfectly honest, it was a cost-cutting decision
"شاید تعجب کنید که این تغییرات برای چیه. خب، راستشو بخواید، این تصمیم برای کاهش هزینهها گرفته شده"
Example 4:
You may be wondering what this number over here means. That's the percentage of people in our survey that said that they only watch TV shows over the Internet
"شاید با خودتون بگید این عددی که اینجا هست یعنی چی. این (این عدد) درصد افرادیه که در نظرسنجی ما گفتن که برنامههای تلوزیونی رو فقط در اینترنت تماشا میکنن"
Stay tuned with us @Avaltc
👍42❤18
پسرتون تو آرایشگاه موهاشو کوتاه کرده. اون هر بار برای کوتاه کردن موهاش کلی وقت و هزینه برای رفتن به آرایشگاهی که اون سمت شهر قرار داره، صرف میکنه. شما فکر میکنید که پسرتون میتونه بجای اون، به همین آرایشگاه سر خیابون سر بزنه:
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
▶️ Why would you (do something)?
از واژه Would در کنار Why وقتی استفاده میکنیم که بخواهیم بابت رفتار کسی انتقاد کنیم و دلیل این کار عجیبش رو با عصبانیت نسبی بپرسیم.
Why would you put an empty milk carton back in the fridge?
ده آخه واسه چی پاکت خالی شیر رو دوباره میذاری تو یخچال؟
نکته: Put something back یعنی چیزی رو دوباره برگردونید و بذارید سرجاش.
Why would you spend money on a new pair of headphones when you already have a pair sitting unopened at home?
آخه واسه چی به یه هدفون جدید پول دادی وقتی یکی دست نخورده شو تو خونه داری؟
Why would you invite someone out to dinner and then expect them to pay for it?
آخه واسه چی کسیو بیرون برای شام دعوت میکنی و اونوقت ازشون انتظار داری که پولشو بدن؟
▶️ Go all the way (somewhere)
از All the way برای اشاره به طی کردن مسیر طولانی استفاده میشه. برای مثال در فارسی میگیم: "باید این همه راه رو پیاده تا خونه برم" که در اینجا "این همه راه" کنایه از طولانی بودن مسیره.
I forgot my wallet, so I had to go all the way back home to get it
من کیف پولمو جا گذاشته بودم، برای همین مجبور شدم اون همه راه رو برگردم خونه تا بردارمش
▶️ Get a haircut
واژه Haircut به عنوان اسم یعنی اصلاح مو توسط شخص دیگر (مثل آرایشگر). عبارت Get a haircut به معنی کوتاه کردن مو توسط آرایشگره.
اگر به تازگی موهاتونو اصلاح/کوتاه کردین، میتونین نظر طرف مقابل رو به این شکل بپرسید:
Do you like my new haircut?
I got a haircut
من موهامو اصلاح کردم
نکته: میتونید به این شکل هم بگید:
I got my hair cut
When was the last time you got a haircut?
آخرین بار کی موهاتو اصلاح کردی؟
▶️ A perfectly good (thing)
عبارت Perfectly good اشاره داره به چیزی که به اندازه کافی خوب باشه یا به عبارتی "عالی" نیست ولی "خوب" هست. توجه کنید Perfectly good کاربردش اغلب برای زمانیه بخواهیم از کسی به خاطر اینکه داره از شر یه چیز خوب اما شاید قدیمی خلاص میشه تا یکی جدیدشو بگیره، انتقاد کنیم.
در این درس میبینیم که پسر شما توجهی به آرایشگاه نزدیک خونهتون نداره و سعی میکنه همیشه به آرایشگاهی که تو مرکز شهره، سر بزنه. درسته که آرایشگاه نزدیک خونهتون به اندازه آرایشگاههای مرکز شهر "عالی" نیستن اما همچنان به اندازه کافی خوب (Perfectly good) هستن.
They were throwing out a perfectly good DVD player
داشتن یه دیویدی پلیر خیلی خوب رو مینداختن دور
You want a new car? Why? You have a perfectly good vehicle already
ماشین جدید میخوای؟ چرا؟ تو که همینجوریشم یه ماشین خیلی خوب داری
I buy him a perfectly good pair of jeans, and what does he do? He cuts off the bottom of the legs! Can you believe these kids these days?
من براش یه شلوار جین خیلی خوب میگیرم و اونوقت اون چیکار میکنه؟ میره پاچهشو کوتاه میبُره و کوتاه میکنه. باورت میشه (طرز رفتار) بچههای امروز رو؟
◀️ ادامه در پست زیر ...
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
▶️ Why would you (do something)?
از واژه Would در کنار Why وقتی استفاده میکنیم که بخواهیم بابت رفتار کسی انتقاد کنیم و دلیل این کار عجیبش رو با عصبانیت نسبی بپرسیم.
Why would you put an empty milk carton back in the fridge?
ده آخه واسه چی پاکت خالی شیر رو دوباره میذاری تو یخچال؟
نکته: Put something back یعنی چیزی رو دوباره برگردونید و بذارید سرجاش.
Why would you spend money on a new pair of headphones when you already have a pair sitting unopened at home?
آخه واسه چی به یه هدفون جدید پول دادی وقتی یکی دست نخورده شو تو خونه داری؟
Why would you invite someone out to dinner and then expect them to pay for it?
آخه واسه چی کسیو بیرون برای شام دعوت میکنی و اونوقت ازشون انتظار داری که پولشو بدن؟
▶️ Go all the way (somewhere)
از All the way برای اشاره به طی کردن مسیر طولانی استفاده میشه. برای مثال در فارسی میگیم: "باید این همه راه رو پیاده تا خونه برم" که در اینجا "این همه راه" کنایه از طولانی بودن مسیره.
I forgot my wallet, so I had to go all the way back home to get it
من کیف پولمو جا گذاشته بودم، برای همین مجبور شدم اون همه راه رو برگردم خونه تا بردارمش
▶️ Get a haircut
واژه Haircut به عنوان اسم یعنی اصلاح مو توسط شخص دیگر (مثل آرایشگر). عبارت Get a haircut به معنی کوتاه کردن مو توسط آرایشگره.
اگر به تازگی موهاتونو اصلاح/کوتاه کردین، میتونین نظر طرف مقابل رو به این شکل بپرسید:
Do you like my new haircut?
I got a haircut
من موهامو اصلاح کردم
نکته: میتونید به این شکل هم بگید:
I got my hair cut
When was the last time you got a haircut?
آخرین بار کی موهاتو اصلاح کردی؟
▶️ A perfectly good (thing)
عبارت Perfectly good اشاره داره به چیزی که به اندازه کافی خوب باشه یا به عبارتی "عالی" نیست ولی "خوب" هست. توجه کنید Perfectly good کاربردش اغلب برای زمانیه بخواهیم از کسی به خاطر اینکه داره از شر یه چیز خوب اما شاید قدیمی خلاص میشه تا یکی جدیدشو بگیره، انتقاد کنیم.
در این درس میبینیم که پسر شما توجهی به آرایشگاه نزدیک خونهتون نداره و سعی میکنه همیشه به آرایشگاهی که تو مرکز شهره، سر بزنه. درسته که آرایشگاه نزدیک خونهتون به اندازه آرایشگاههای مرکز شهر "عالی" نیستن اما همچنان به اندازه کافی خوب (Perfectly good) هستن.
They were throwing out a perfectly good DVD player
داشتن یه دیویدی پلیر خیلی خوب رو مینداختن دور
You want a new car? Why? You have a perfectly good vehicle already
ماشین جدید میخوای؟ چرا؟ تو که همینجوریشم یه ماشین خیلی خوب داری
I buy him a perfectly good pair of jeans, and what does he do? He cuts off the bottom of the legs! Can you believe these kids these days?
من براش یه شلوار جین خیلی خوب میگیرم و اونوقت اون چیکار میکنه؟ میره پاچهشو کوتاه میبُره و کوتاه میکنه. باورت میشه (طرز رفتار) بچههای امروز رو؟
◀️ ادامه در پست زیر ...
❤25👍11👏1
▶️ Right across the street
عبارت Across the street از نظر لغوی یعنی "اون سمت خیابون" و روبهروی شما. برای مثال:
Come quickly! A fight has broken out right across the street
سریع بیا! درست اون سمت خیابون دعوا شده!
نکته: Break out به معنی شروع شدن یه جنگ یا دعواست!
اما گاهی از Across the street برای اشاره به جایی استفاده میکنیم که زیاد از ما یا از جایی که ما زندگی میکنیم دور نیست نه اینکه بگیم دقیقا اون سمت خیابون و روبهروی ماست! این دقیقا مثل زمانی هست که در فارسی میگیم:
"یه پمپ بزنین سر همین خیابونه"
"برو از سوپری سر کوچه یه نوشیدنی بگیر"
حالا منظورمون این نیست که سوپریه دقیقا سر کوچهاس! بلکه منظورمون اینه که اون سوپرمارکت که نزدیک خونه است و دور نیست. یا پمپ بنزین سر خیابون الزاما سر خیابون نیست بلکه منظورمون اینه که زیاد دور نیست و اگه همین خیابونو بگیره بره، بهش میرسه.
My parents live across the street from us
والدین من اون سر خیابون زندگی میکنن (اون سمت خیابون هستن ولی ممکنه الزما درست روبهروی ما نباشن)
I got these shoes at the mall across the street from our house
من این کفشارو رو از پاساژ اون سر خیابون خونمون گرفتم
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
آخه واسه چی این همه راهو تا مرکز شهر میری تا موهاتو اصلاح کنی وقتی یه یکی بهترش همین سر خیابونه؟
عبارت Across the street از نظر لغوی یعنی "اون سمت خیابون" و روبهروی شما. برای مثال:
Come quickly! A fight has broken out right across the street
سریع بیا! درست اون سمت خیابون دعوا شده!
نکته: Break out به معنی شروع شدن یه جنگ یا دعواست!
اما گاهی از Across the street برای اشاره به جایی استفاده میکنیم که زیاد از ما یا از جایی که ما زندگی میکنیم دور نیست نه اینکه بگیم دقیقا اون سمت خیابون و روبهروی ماست! این دقیقا مثل زمانی هست که در فارسی میگیم:
"یه پمپ بزنین سر همین خیابونه"
"برو از سوپری سر کوچه یه نوشیدنی بگیر"
حالا منظورمون این نیست که سوپریه دقیقا سر کوچهاس! بلکه منظورمون اینه که اون سوپرمارکت که نزدیک خونه است و دور نیست. یا پمپ بنزین سر خیابون الزاما سر خیابون نیست بلکه منظورمون اینه که زیاد دور نیست و اگه همین خیابونو بگیره بره، بهش میرسه.
My parents live across the street from us
والدین من اون سر خیابون زندگی میکنن (اون سمت خیابون هستن ولی ممکنه الزما درست روبهروی ما نباشن)
I got these shoes at the mall across the street from our house
من این کفشارو رو از پاساژ اون سر خیابون خونمون گرفتم
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
آخه واسه چی این همه راهو تا مرکز شهر میری تا موهاتو اصلاح کنی وقتی یه یکی بهترش همین سر خیابونه؟
👏24👍21❤15🔥3😱3
امروز قراره بررسی کنیم که چطور به انگلیسی بگیم برقا رفتن یا برقا اومدن.
برای اشاره به برق از واژه Power استفاده میشه. در محاوره از واژه Lights هم برای اشاره به برق استفاده میشه. درواقع Lights اشاره داره به روشنایی و چراغ.
اصطلاح رایجی که در محاوره برای اشاره به رفتن برقا استفاده میشه، Go out هست.
The power went out!
The lights went out!
برقا رفتن!
Did the power go out last night?
دیشب برقا رفتن؟
وقتی که برق دوباره وصل میشه، در این حالت در محاوره از عبارت Come back on استفاده میشه.
The power came back on at about 3 a.m.
The lights came back on at about 3 a.m.
برقا ساعت 3 صبح اومدن
اینها رایجترین عبارتها برای اشاره به رفتن و اومدن برقا بودن. اما در انگلیسی عبارت دیگهای هم برای اشاره به چنین موقعیتهایی داریم.
واژه Outage یا Power outage اشاره به اون مدت زمانی داره که برقا رفتن و همه جا خاموشه. میشه Outage رو "خاموشی" ترجمه کرد. همچنین واژه Blackout هم دقیقا به همین معنیه. برای مثال وقتی یهو برقا میره، واکنش شما میتونه اینطوری باشه:
Oh, I think there's a power outage!
عه! فکر کنم برقا رفتن!
The windstorm caused a power outage last night
دیشب طوفان باعث خاموشی شد
و در پایان اینکه در انگلیسی محاورهای میشه با out و back خیلی راحت به رفتن و اومدن برق اشاره کرد:
The power is out
The lights are out
برقا رفتن / برقا قطعه
The power is back
برقا اومد
آموزش انگلیسی محاورهای و Slang امریکایی در @AVALTC
برای اشاره به برق از واژه Power استفاده میشه. در محاوره از واژه Lights هم برای اشاره به برق استفاده میشه. درواقع Lights اشاره داره به روشنایی و چراغ.
اصطلاح رایجی که در محاوره برای اشاره به رفتن برقا استفاده میشه، Go out هست.
The power went out!
The lights went out!
برقا رفتن!
Did the power go out last night?
دیشب برقا رفتن؟
وقتی که برق دوباره وصل میشه، در این حالت در محاوره از عبارت Come back on استفاده میشه.
The power came back on at about 3 a.m.
The lights came back on at about 3 a.m.
برقا ساعت 3 صبح اومدن
اینها رایجترین عبارتها برای اشاره به رفتن و اومدن برقا بودن. اما در انگلیسی عبارت دیگهای هم برای اشاره به چنین موقعیتهایی داریم.
واژه Outage یا Power outage اشاره به اون مدت زمانی داره که برقا رفتن و همه جا خاموشه. میشه Outage رو "خاموشی" ترجمه کرد. همچنین واژه Blackout هم دقیقا به همین معنیه. برای مثال وقتی یهو برقا میره، واکنش شما میتونه اینطوری باشه:
Oh, I think there's a power outage!
عه! فکر کنم برقا رفتن!
The windstorm caused a power outage last night
دیشب طوفان باعث خاموشی شد
و در پایان اینکه در انگلیسی محاورهای میشه با out و back خیلی راحت به رفتن و اومدن برق اشاره کرد:
The power is out
The lights are out
برقا رفتن / برقا قطعه
The power is back
برقا اومد
آموزش انگلیسی محاورهای و Slang امریکایی در @AVALTC
👍40❤21👏4🔥2😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I am not in danger. I am the DANGER ‼️
سریال Breaking Bad
قسمت 6 از فصل چهارم
توضیحات در پست زیر:
سریال Breaking Bad
قسمت 6 از فصل چهارم
توضیحات در پست زیر:
👍6❤2
یاد اون دیالوگ معروف و شاهکار سریال Breaking Bad افتادم. کلیپش رو میتونید تو پست بالا مشاهده کنید.
متن، ترجمه و راهنمای اصطلاحات رو براتون آماده کردم.
Who are you talking to right now? Who is it you think you see? Do you know how much I make a year? I mean, even if I told you, you wouldn't believe it. Do you know what would happen if I suddenly decided to stop going in to work? A business big enough that it could be listed on the NASDAQ goes belly up, disappears. It ceases to exist without me. No. You clearly don't know who you're talking to, so let me clue you in. I am not in danger, Skyler. I am the danger. A guy opens his door and gets shot, and you think that of me? No. I am the one who knocks.
"داری با کی صحبت میکنی؟ فکر کردی الان کی مقابلته؟ (داری کیو میبینی). میدونی من در سال چقدر درآمد دارم؟ یعنی حتی اگه بهت بگم هم باور نمیکنی. میدونی اگه یکباره تصمیم بگیرم کارم رو بزارم کنار چی میشه؟ یک تجارت که به اندازه کافی بزرگه که می تونست تو لیست بازار سهام نزدک باشه، سقوط میکنه و نابود میشه. بدون من از هستی ساقط میشه! نه، قطعا نمیدونی داری با کی صحبت میکنی، پس بزار برات روشن کنم! من در خطر نیستم، اسکایلر. من خود خطر هستم! یه نفر در رو باز میکنه و بعدش تیر میخوره، فکر میکنی من اونم (اونی که تیر خورده)؟ نه! من اونی هستم که در میزنه!"
راهنمای اصطلاحات دیالوگ بالا:
نکته 1: واژه Make میتونه به معنی "پول درآوردن" باشه. مثال:
They say he makes seven million dollars a year
"میگن سالی هفت میلیون دلار درآمدشه"
نکته 2: عبارت Go in to work مشخصه که به معنی "رفتن سر کاره". در انگلیسی محاورهای امریکایی از عبارت Go in معمولا برای اشاره به رفتن به سر کار استفاده میکنن. پس Come in و Get in هم یعنی "سرکار اومدن".
Example 1:
What time are you going in today?
"امروز کی میری سر کار؟"
Example 2:
She got in at 7 o'clock this morning
"امروز ساعت 7 صبح رسید سر کار"
Example 3:
You can come in a little later if you want
"اگه بخوای میتونی امروز یکم دیرتر بیای سر کار"
نکته 3: Cease to exist یعنی محکوم به فنا بودن / از هستی ساقط شدن
نکته 4: Go belly up یعنی "ورشکست شدن". مثال:
Our company went belly up during the financial crisis
"شرکت ما تو جریان بحران اقتصادی ورشکست شد"
نکته 5: Clue somebody in یعنی کسی رو در جریان چیزی گذاشتن / موضوعی رو برای کسی روشن کردن. برای مثال:
Clue in those guys before it's too late
"اونا رو تو جریان بذار قبل از اینکه خیلی دیر بشه"
⭐️ @avaltc
یاد اون دیالوگ معروف و شاهکار سریال Breaking Bad افتادم. کلیپش رو میتونید تو پست بالا مشاهده کنید.
متن، ترجمه و راهنمای اصطلاحات رو براتون آماده کردم.
Who are you talking to right now? Who is it you think you see? Do you know how much I make a year? I mean, even if I told you, you wouldn't believe it. Do you know what would happen if I suddenly decided to stop going in to work? A business big enough that it could be listed on the NASDAQ goes belly up, disappears. It ceases to exist without me. No. You clearly don't know who you're talking to, so let me clue you in. I am not in danger, Skyler. I am the danger. A guy opens his door and gets shot, and you think that of me? No. I am the one who knocks.
"داری با کی صحبت میکنی؟ فکر کردی الان کی مقابلته؟ (داری کیو میبینی). میدونی من در سال چقدر درآمد دارم؟ یعنی حتی اگه بهت بگم هم باور نمیکنی. میدونی اگه یکباره تصمیم بگیرم کارم رو بزارم کنار چی میشه؟ یک تجارت که به اندازه کافی بزرگه که می تونست تو لیست بازار سهام نزدک باشه، سقوط میکنه و نابود میشه. بدون من از هستی ساقط میشه! نه، قطعا نمیدونی داری با کی صحبت میکنی، پس بزار برات روشن کنم! من در خطر نیستم، اسکایلر. من خود خطر هستم! یه نفر در رو باز میکنه و بعدش تیر میخوره، فکر میکنی من اونم (اونی که تیر خورده)؟ نه! من اونی هستم که در میزنه!"
راهنمای اصطلاحات دیالوگ بالا:
نکته 1: واژه Make میتونه به معنی "پول درآوردن" باشه. مثال:
They say he makes seven million dollars a year
"میگن سالی هفت میلیون دلار درآمدشه"
نکته 2: عبارت Go in to work مشخصه که به معنی "رفتن سر کاره". در انگلیسی محاورهای امریکایی از عبارت Go in معمولا برای اشاره به رفتن به سر کار استفاده میکنن. پس Come in و Get in هم یعنی "سرکار اومدن".
Example 1:
What time are you going in today?
"امروز کی میری سر کار؟"
Example 2:
She got in at 7 o'clock this morning
"امروز ساعت 7 صبح رسید سر کار"
Example 3:
You can come in a little later if you want
"اگه بخوای میتونی امروز یکم دیرتر بیای سر کار"
نکته 3: Cease to exist یعنی محکوم به فنا بودن / از هستی ساقط شدن
نکته 4: Go belly up یعنی "ورشکست شدن". مثال:
Our company went belly up during the financial crisis
"شرکت ما تو جریان بحران اقتصادی ورشکست شد"
نکته 5: Clue somebody in یعنی کسی رو در جریان چیزی گذاشتن / موضوعی رو برای کسی روشن کردن. برای مثال:
Clue in those guys before it's too late
"اونا رو تو جریان بذار قبل از اینکه خیلی دیر بشه"
⭐️ @avaltc
❤27👍14🤩2
کلمات کاربردی (سیاسی)
1) Rebellion
Pronunciation (BrE): /rɪˈbeljən/
Meaning: An organised attempt to fight against authority or government (شورش / طغیان)
Example 1: The rebellion spread quickly across the region.
شورش به سرعت در سراسر منطقه گسترش یافت.
Example 2: The government suppressed the rebellion.
دولت شورش را سرکوب کرد.
⸻
2) Resistance
Pronunciation: /rɪˈzɪstəns/
Meaning: Refusal to accept or obey something (مقاومت)
Example 1: The resistance movement operated in secret.
جنبش مقاومت به صورت مخفیانه فعالیت میکرد.
Example 2: There was strong public resistance to the policy.
مقاومت عمومی شدیدی در برابر این سیاست وجود داشت.
⸻
3) Demonstration
Pronunciation: /ˌdemənˈstreɪʃən/
Meaning: A public march or gathering to show political opinion (تظاهرات)
Example 1: The demonstration remained peaceful.
تظاهرات مسالمتآمیز باقی ماند.
Example 2: Thousands participated in the demonstration.
هزاران نفر در تظاهرات شرکت کردند.
⸻
4) Insurgency
Pronunciation: /ɪnˈsɜːdʒənsi/
Meaning: An armed rebellion against authority (شورش مسلحانه)
Example 1: The country faced years of insurgency.
کشور سالها با شورش مسلحانه روبهرو بود.
Example 2: The insurgency weakened the government.
شورش مسلحانه دولت را تضعیف کرد.
⸻
5) Activist
Pronunciation: /ˈæktɪvɪst/
Meaning: A person who works actively for political or social change (فعال سیاسی / اجتماعی)
Example 1: She is an environmental activist.
او یک فعال محیط زیست است.
Example 2: Activists organised a nationwide campaign.
فعالان یک کمپین سراسری سازماندهی کردند.
⸻
6) Opposition
Pronunciation: /ˌɒpəˈzɪʃən/
Meaning: The political group that challenges the government (اپوزیسیون)
Example 1: The opposition criticised the new reforms.
اپوزیسیون اصلاحات جدید را نقد کرد.
Example 2: The opposition gained more seats in parliament.
اپوزیسیون کرسیهای بیشتری در پارلمان به دست آورد.
⸻
7) Political Party
Pronunciation: /pəˈlɪtɪkəl ˈpɑːti/
Meaning: An organised group with shared political beliefs (حزب سیاسی)
Example 1: He joined a progressive political party.
او به یک حزب سیاسی پیشرو پیوست.
Example 2: The political party promised economic reform.
حزب سیاسی وعده اصلاحات اقتصادی داد.
⸻
8) Reform
Pronunciation: /rɪˈfɔːm/
Meaning: A change intended to improve a system (اصلاحات)
Example 1: The government announced legal reforms.
دولت اصلاحات قانونی را اعلام کرد.
Example 2: Citizens demanded political reform.
شهروندان خواهان اصلاحات سیاسی شدند.
⸻
9) Coup
Pronunciation: /kuː/
Meaning: A sudden illegal takeover of power (کودتا)
Example 1: The military launched a coup.
ارتش کودتا انجام داد.
Example 2: The coup shocked the international community.
کودتا جامعه بینالمللی را شوکه کرد.
⸻
10) Rally
Pronunciation: /ˈræli/
Meaning: A large public meeting to show support (گردهمایی)
Example 1: Supporters gathered for a rally.
حامیان برای یک گردهمایی جمع شدند.
Example 2: The rally took place in the capital.
گردهمایی در پایتخت برگزار شد.
⸻
11) Ideology
Pronunciation: /ˌaɪdiˈɒlədʒi/
Meaning: A system of political ideas and beliefs (ایدئولوژی)
Example 1: The party follows a liberal ideology.
این حزب از ایدئولوژی لیبرال پیروی میکند.
Example 2: Their ideology focuses on equality and justice.
ایدئولوژی آنها بر برابری و عدالت تمرکز دارد.
⸻
12) Faction
Pronunciation: /ˈfækʃən/
Meaning: A small organised group within a larger political group (جناح)
Example 1: A radical faction split from the party.
یک جناح تندرو از حزب جدا شد.
Example 2: Different factions disagreed on strategy.
جناحهای مختلف درباره استراتژی اختلاف داشتند.
@avaltc
1) Rebellion
Pronunciation (BrE): /rɪˈbeljən/
Meaning: An organised attempt to fight against authority or government (شورش / طغیان)
Example 1: The rebellion spread quickly across the region.
شورش به سرعت در سراسر منطقه گسترش یافت.
Example 2: The government suppressed the rebellion.
دولت شورش را سرکوب کرد.
⸻
2) Resistance
Pronunciation: /rɪˈzɪstəns/
Meaning: Refusal to accept or obey something (مقاومت)
Example 1: The resistance movement operated in secret.
جنبش مقاومت به صورت مخفیانه فعالیت میکرد.
Example 2: There was strong public resistance to the policy.
مقاومت عمومی شدیدی در برابر این سیاست وجود داشت.
⸻
3) Demonstration
Pronunciation: /ˌdemənˈstreɪʃən/
Meaning: A public march or gathering to show political opinion (تظاهرات)
Example 1: The demonstration remained peaceful.
تظاهرات مسالمتآمیز باقی ماند.
Example 2: Thousands participated in the demonstration.
هزاران نفر در تظاهرات شرکت کردند.
⸻
4) Insurgency
Pronunciation: /ɪnˈsɜːdʒənsi/
Meaning: An armed rebellion against authority (شورش مسلحانه)
Example 1: The country faced years of insurgency.
کشور سالها با شورش مسلحانه روبهرو بود.
Example 2: The insurgency weakened the government.
شورش مسلحانه دولت را تضعیف کرد.
⸻
5) Activist
Pronunciation: /ˈæktɪvɪst/
Meaning: A person who works actively for political or social change (فعال سیاسی / اجتماعی)
Example 1: She is an environmental activist.
او یک فعال محیط زیست است.
Example 2: Activists organised a nationwide campaign.
فعالان یک کمپین سراسری سازماندهی کردند.
⸻
6) Opposition
Pronunciation: /ˌɒpəˈzɪʃən/
Meaning: The political group that challenges the government (اپوزیسیون)
Example 1: The opposition criticised the new reforms.
اپوزیسیون اصلاحات جدید را نقد کرد.
Example 2: The opposition gained more seats in parliament.
اپوزیسیون کرسیهای بیشتری در پارلمان به دست آورد.
⸻
7) Political Party
Pronunciation: /pəˈlɪtɪkəl ˈpɑːti/
Meaning: An organised group with shared political beliefs (حزب سیاسی)
Example 1: He joined a progressive political party.
او به یک حزب سیاسی پیشرو پیوست.
Example 2: The political party promised economic reform.
حزب سیاسی وعده اصلاحات اقتصادی داد.
⸻
8) Reform
Pronunciation: /rɪˈfɔːm/
Meaning: A change intended to improve a system (اصلاحات)
Example 1: The government announced legal reforms.
دولت اصلاحات قانونی را اعلام کرد.
Example 2: Citizens demanded political reform.
شهروندان خواهان اصلاحات سیاسی شدند.
⸻
9) Coup
Pronunciation: /kuː/
Meaning: A sudden illegal takeover of power (کودتا)
Example 1: The military launched a coup.
ارتش کودتا انجام داد.
Example 2: The coup shocked the international community.
کودتا جامعه بینالمللی را شوکه کرد.
⸻
10) Rally
Pronunciation: /ˈræli/
Meaning: A large public meeting to show support (گردهمایی)
Example 1: Supporters gathered for a rally.
حامیان برای یک گردهمایی جمع شدند.
Example 2: The rally took place in the capital.
گردهمایی در پایتخت برگزار شد.
⸻
11) Ideology
Pronunciation: /ˌaɪdiˈɒlədʒi/
Meaning: A system of political ideas and beliefs (ایدئولوژی)
Example 1: The party follows a liberal ideology.
این حزب از ایدئولوژی لیبرال پیروی میکند.
Example 2: Their ideology focuses on equality and justice.
ایدئولوژی آنها بر برابری و عدالت تمرکز دارد.
⸻
12) Faction
Pronunciation: /ˈfækʃən/
Meaning: A small organised group within a larger political group (جناح)
Example 1: A radical faction split from the party.
یک جناح تندرو از حزب جدا شد.
Example 2: Different factions disagreed on strategy.
جناحهای مختلف درباره استراتژی اختلاف داشتند.
@avaltc
❤22👏6