🔺درحاشیه آسیب دیدن بناها و آثار تاریخی ایران در چهارشنبهسوری با نارنجکهای دستی
میراثسوزی
✍ افشین امیرشاهی
🔸چهارشنبهسوری امسال شاهد چند اتفاق تلخ بودیم که یکی از آنها تخریب میراث فرهنگی ایران با نارنجک دستی بود. آخرین چهارشنبه سال، کتیبه تاریخی خشایارشا هخامنشی در گنجنامه همدان آسیب دید. پل خواجوی اصفهان و طاقهای بسیار زیبا و خیرهکننده آن در قسمت میانی با نارنجک دستی هدف قرار گرفت و در و دیوار خانه فروغ فرخزاد در محله امیریه تهران با مواد محترقه، رنگ سیاه به خودش گرفت.
🔸تخریب میراث فرهنگی کشورمان در چهارشنبهسوری شاید در نگاه اول جدای از اینکه بسیار ناراحتکننده است، تعجب برانگیز هم باشد. اما اگر دقیقتر مشاهده کنیم، متوجه میشویم چنین اتفاقی یکشبه رخ نداده است، بلکه بخشی از سیاستهای فرهنگی کشور در طول سالهای گذشته زمینهساز چنین اتفاقات ناراحتکننده و تأسفباری بوده است.
🔸چون بسیاری از سیاستهای رسمی کشور به سیر فاصله گرفتن جامعه ایرانی از میراث فرهنگی منجر شده است. سیاستگذاران کشور در سالهای گذشته بیتوجهیهای فراوان نسبت به آیین و رسوم ایران صورت دادهاند. حتی برخی از آیینهای باستانی ایرانیان را نفی کردهاند. برگزاری برخی از آیینها و میراث ایرانی، همواره دشواریهای خاص خودش را داشته است. هیچگاه ندیدهایم حکومت خودش متولی برگزاری چهارشنبهسوری شود و شرایط و امکاناتی برای جشن و شادی مردم فراهم کند. چهارشنبهسوری را گاه معادل آتشپرستی تعریف کردهاند. رسم قاشقزنی تقریباً برچیده شده و کمتر خبری از آن در مراسم شبِ چهارشنبه آخر سال به چشم میخورد. نوع مواجهه حکومت با آیینهای ایرانی باعثشده که بسیاری از ما فرهنگ و رسوم کهنمان را فراموش کنیم. چه زمانی به یاد دارید که مسئولان ما خودشان برای شناخت این سرزمین باستانی و آیینهایش تدارک مناسبی صورت داده باشند؟
🔸میراث فرهنگی ایران در سالهای پس از انقلاب بیمهریهای فراوانی به خود دیده و حرمت خودش را از دست داده است. پس دور از ذهن نیست مراسمی مثل چهارشنبهسوری که رسم و رسوم خاص خودش را دارد به بیراهه برود و به ترقهبازی و منفجر کردن نارنجک دستی محدود شود که هرسال چندین و چند کشته و مجروح، ساختمانهای تخریبشده و بهتازگی میراث فرهنگی آسیبدیده در پی دارد.
🔸متاسفانه در چهل و اندی سال گذشته بسیاری از مدیران کشور درد میراث فرهنگی نداشتند. کسی که به چیزی علاقه داشته باشد درد آن را هم پیدا میکند، پس برای حفظ آن چیزی که دردمندش است، تلاش میکند. اگر یک مدیر دولتی یا نماینده مجلس درد احداث پتروشیمی در محیط زیست را داشته باشد برای انجام آن اقدام میکند. اگر کسی چهارشنبهسوری را معادل آتشپرستی بداند طبیعی است که درجهت آن چیزی که دردش را دارد، حرکت خواهد کرد. اگر یک نفر به ایدهای متکی باشد تلاش میکند که آن ایده گسترش پیدا کند و از بین نرود. متاسفانه ایده حفظ محیط زیست، ایده توجه به میراث فرهنگی و ایده تقویت آیینها و رسوم ایرانی در سالهای اخیر کمرنگ شده و در حاشیه قرار گرفته است.
🔸البته این به حاشیهرفتنها نه از طرف اهالی فرهنگ و هنر، دانشگاهیان و مردم، بلکه از سوی اهالی ثروت و منزلت بوده است. یعنی کسانی که پست دولتی داشتهاند و از پول و امکانات مناسب و جایگاه سیاسی بالا برخوردار بوده و هستند.نتیجه اینکه متاسفانه نسبت به آثار برجایمانده از پیشینیان خودمان که دارای جایگاه فرهنگی است بیتوجهی کردهایم.
🔸البته مبانی نظری، رفتاری و گفتمان حاکمیت در سالهای اخیر بهخصوص در دو سه سال گذشته بسیار تضعیف شده و ریزش پیدا کرده است. فرهنگ رسمی در این سالها به شدت جذابیت خودش را از دست داده و ظرفیت تولید آن نیز آسیب دیده است. در نتیجه فرهنگ غیررسمی به تدریج جای فرهنگ رسمی در کشورمان را گرفته است.
🔸با توجه به شرایط کشورمان، ضروری است که اهلیت ما نسبت به فرهنگ و سرزمینمان دوباره اصلاح شود. اهلیت به فرهنگ، حس تعلق ایجاد میکند و هویتمان را تقویت خواهد کرد. اگر هویتمان تضعیف شود تعلقمان به این سرزمین کاهش پیدا میکند. میراث فرهنگی مثل ریشه یک درخت است که آن را زنده نگه میدارد. باید ریشههایمان را دریابیم. باید درد میراث فرهنگی داشته باشیم که اگر اینطور باشد برای حفظ آن تلاش خواهیم کرد.
🔸باید درباره میراث فرهنگیمان بجوییم، بکاویم، بپرسیم و بدانیم تا دوباره اهلیت فرهنگیمان اصلاح شود. بدانیم که نسبتمان با تاریخ و فرهنگمان چیست؟ بفهمیم که سرچشمههایمان از کجاست و به چه سنتها و میراثی از سرزمینمان باید تکیه کنیم. اکنون زمان اصلاح اهلیتهای فرهنگیمان فرا رسیده است./هم میهن
🆔 @atusa_sbu
میراثسوزی
✍ افشین امیرشاهی
🔸چهارشنبهسوری امسال شاهد چند اتفاق تلخ بودیم که یکی از آنها تخریب میراث فرهنگی ایران با نارنجک دستی بود. آخرین چهارشنبه سال، کتیبه تاریخی خشایارشا هخامنشی در گنجنامه همدان آسیب دید. پل خواجوی اصفهان و طاقهای بسیار زیبا و خیرهکننده آن در قسمت میانی با نارنجک دستی هدف قرار گرفت و در و دیوار خانه فروغ فرخزاد در محله امیریه تهران با مواد محترقه، رنگ سیاه به خودش گرفت.
🔸تخریب میراث فرهنگی کشورمان در چهارشنبهسوری شاید در نگاه اول جدای از اینکه بسیار ناراحتکننده است، تعجب برانگیز هم باشد. اما اگر دقیقتر مشاهده کنیم، متوجه میشویم چنین اتفاقی یکشبه رخ نداده است، بلکه بخشی از سیاستهای فرهنگی کشور در طول سالهای گذشته زمینهساز چنین اتفاقات ناراحتکننده و تأسفباری بوده است.
🔸چون بسیاری از سیاستهای رسمی کشور به سیر فاصله گرفتن جامعه ایرانی از میراث فرهنگی منجر شده است. سیاستگذاران کشور در سالهای گذشته بیتوجهیهای فراوان نسبت به آیین و رسوم ایران صورت دادهاند. حتی برخی از آیینهای باستانی ایرانیان را نفی کردهاند. برگزاری برخی از آیینها و میراث ایرانی، همواره دشواریهای خاص خودش را داشته است. هیچگاه ندیدهایم حکومت خودش متولی برگزاری چهارشنبهسوری شود و شرایط و امکاناتی برای جشن و شادی مردم فراهم کند. چهارشنبهسوری را گاه معادل آتشپرستی تعریف کردهاند. رسم قاشقزنی تقریباً برچیده شده و کمتر خبری از آن در مراسم شبِ چهارشنبه آخر سال به چشم میخورد. نوع مواجهه حکومت با آیینهای ایرانی باعثشده که بسیاری از ما فرهنگ و رسوم کهنمان را فراموش کنیم. چه زمانی به یاد دارید که مسئولان ما خودشان برای شناخت این سرزمین باستانی و آیینهایش تدارک مناسبی صورت داده باشند؟
🔸میراث فرهنگی ایران در سالهای پس از انقلاب بیمهریهای فراوانی به خود دیده و حرمت خودش را از دست داده است. پس دور از ذهن نیست مراسمی مثل چهارشنبهسوری که رسم و رسوم خاص خودش را دارد به بیراهه برود و به ترقهبازی و منفجر کردن نارنجک دستی محدود شود که هرسال چندین و چند کشته و مجروح، ساختمانهای تخریبشده و بهتازگی میراث فرهنگی آسیبدیده در پی دارد.
🔸متاسفانه در چهل و اندی سال گذشته بسیاری از مدیران کشور درد میراث فرهنگی نداشتند. کسی که به چیزی علاقه داشته باشد درد آن را هم پیدا میکند، پس برای حفظ آن چیزی که دردمندش است، تلاش میکند. اگر یک مدیر دولتی یا نماینده مجلس درد احداث پتروشیمی در محیط زیست را داشته باشد برای انجام آن اقدام میکند. اگر کسی چهارشنبهسوری را معادل آتشپرستی بداند طبیعی است که درجهت آن چیزی که دردش را دارد، حرکت خواهد کرد. اگر یک نفر به ایدهای متکی باشد تلاش میکند که آن ایده گسترش پیدا کند و از بین نرود. متاسفانه ایده حفظ محیط زیست، ایده توجه به میراث فرهنگی و ایده تقویت آیینها و رسوم ایرانی در سالهای اخیر کمرنگ شده و در حاشیه قرار گرفته است.
🔸البته این به حاشیهرفتنها نه از طرف اهالی فرهنگ و هنر، دانشگاهیان و مردم، بلکه از سوی اهالی ثروت و منزلت بوده است. یعنی کسانی که پست دولتی داشتهاند و از پول و امکانات مناسب و جایگاه سیاسی بالا برخوردار بوده و هستند.نتیجه اینکه متاسفانه نسبت به آثار برجایمانده از پیشینیان خودمان که دارای جایگاه فرهنگی است بیتوجهی کردهایم.
🔸البته مبانی نظری، رفتاری و گفتمان حاکمیت در سالهای اخیر بهخصوص در دو سه سال گذشته بسیار تضعیف شده و ریزش پیدا کرده است. فرهنگ رسمی در این سالها به شدت جذابیت خودش را از دست داده و ظرفیت تولید آن نیز آسیب دیده است. در نتیجه فرهنگ غیررسمی به تدریج جای فرهنگ رسمی در کشورمان را گرفته است.
🔸با توجه به شرایط کشورمان، ضروری است که اهلیت ما نسبت به فرهنگ و سرزمینمان دوباره اصلاح شود. اهلیت به فرهنگ، حس تعلق ایجاد میکند و هویتمان را تقویت خواهد کرد. اگر هویتمان تضعیف شود تعلقمان به این سرزمین کاهش پیدا میکند. میراث فرهنگی مثل ریشه یک درخت است که آن را زنده نگه میدارد. باید ریشههایمان را دریابیم. باید درد میراث فرهنگی داشته باشیم که اگر اینطور باشد برای حفظ آن تلاش خواهیم کرد.
🔸باید درباره میراث فرهنگیمان بجوییم، بکاویم، بپرسیم و بدانیم تا دوباره اهلیت فرهنگیمان اصلاح شود. بدانیم که نسبتمان با تاریخ و فرهنگمان چیست؟ بفهمیم که سرچشمههایمان از کجاست و به چه سنتها و میراثی از سرزمینمان باید تکیه کنیم. اکنون زمان اصلاح اهلیتهای فرهنگیمان فرا رسیده است./هم میهن
🆔 @atusa_sbu
👍9
پیراهن سیندرلا و جامه نوروزی
✍ نویسنده: مریم روشنبین /دانشآموخته زبان و فرهنگ باستان
احتمالاً خیلیهامان هنگام تماشای کارتون سیندرلا در لحظهای که خواهران ناتنیاش پیراهن او را پارهپاره میکردند تا او را از رفتن به میهمانی حاکم بازدارند، غمگین و مضطرب شدهایم.
این همان حکایتی است که در سالهای اخیر به خوان نوروزی یا همان هفت سین خودمان رفته است. شاید ده، دوازده سال پیش بود که اولین یادداشتها در فضای مجازی دربارۀ اینکه «سکه» واژهای عربی است و جایش در خوان نوروزی نیست، منتشر شد و مردم با نقل آن یکی دو سالی مشغول این بحث بودند. تا اینکه پای سبزه و ماهی قرمز هم به میان آمد، اخیراً نیز مطالبی دربارۀ سمنو گفته میشود. اما دیگر بحث بر سر واژهای عربی نیست بلکه پای طبیعت و محیط زیست به میان آمده است.
یادداشتهای مکرر پشت هم نوشته میشوند که ماهی قرمز بومی ایران نیست و به محیط زیست آن آسیب میرساند؟! یا دربارۀ سبزه و گندم مصرفی برای آن میگویند که حیف و میل میشود. این یک جور استاندارد دوگانه است.چرا که میتوان بیشمار مثال دیگر از این دست برشمرد. هر ساله بیش از صد میلیون درخت کاج در سراسر جهان برای جشن کریسمس انداخته میشودو اگر از مصرف نارگیل در مراسم مذهبی هندوان چیزی نگوییم بهتر است. مشخص نیست چه حجمی از نان به دلیل عدم مدیریت دور ریخته میشود یا چقدر کاغذ برای کتابهای درسی کنکور که هر ساله نیاز به تجدید چاپ دارند، مصرف میشود. به نظر میرسد در دل گفتارهایی از این دست پای مغالطه در میان باشد. یکی از ترفندهای پرکاربرد مغالطه «آمار پراکنی» است. صرف ارائه کردن آمار، به خودی خود بیانگر هیچ گونه واقعیتی نیست. بلکه بیشتر آمارها هر چقدر هم که مطابق واقعیت باشند اگر بهصورت دستچین شده ارائه شوند مصداق «دروغ های مسلح» هستند. مثلا اگر بگوییم سالانه x تن گندم برای سبزه خوان نوروزی دور ریخته میشود بدون اینکه اشارهای بهکل مقدار هدر رفت گندم و درصد نسبت بین این دو کنیم، چیزی که از سخن ما برداشت میشود دلسوزی برای محیط زیست نیست، بلکه به نظر میرسد اهداف دیگری در پس آن وجود داشته باشد.
پرسش اینجاست که تاختن به سنتهای یک ملت با ابزار محیط زیست یا ترفندهایی از این دست تا به کجا ادامه دارد؟ آیا حامیان محیط زیست از آمارهای جهانی آگاهند؟ یا عامدانه میتازند؟ سنت ستیزاند یا ایران ستیز؟ و ما مردم کجای این کشاکش ایستادهایم؟ مسئولیت ما چیست؟ قرار است ایران و فرهنگ کهنش از کدامین ضیافت باز داشته شوند؟ /موسسه علمی تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
✍ نویسنده: مریم روشنبین /دانشآموخته زبان و فرهنگ باستان
احتمالاً خیلیهامان هنگام تماشای کارتون سیندرلا در لحظهای که خواهران ناتنیاش پیراهن او را پارهپاره میکردند تا او را از رفتن به میهمانی حاکم بازدارند، غمگین و مضطرب شدهایم.
این همان حکایتی است که در سالهای اخیر به خوان نوروزی یا همان هفت سین خودمان رفته است. شاید ده، دوازده سال پیش بود که اولین یادداشتها در فضای مجازی دربارۀ اینکه «سکه» واژهای عربی است و جایش در خوان نوروزی نیست، منتشر شد و مردم با نقل آن یکی دو سالی مشغول این بحث بودند. تا اینکه پای سبزه و ماهی قرمز هم به میان آمد، اخیراً نیز مطالبی دربارۀ سمنو گفته میشود. اما دیگر بحث بر سر واژهای عربی نیست بلکه پای طبیعت و محیط زیست به میان آمده است.
یادداشتهای مکرر پشت هم نوشته میشوند که ماهی قرمز بومی ایران نیست و به محیط زیست آن آسیب میرساند؟! یا دربارۀ سبزه و گندم مصرفی برای آن میگویند که حیف و میل میشود. این یک جور استاندارد دوگانه است.چرا که میتوان بیشمار مثال دیگر از این دست برشمرد. هر ساله بیش از صد میلیون درخت کاج در سراسر جهان برای جشن کریسمس انداخته میشودو اگر از مصرف نارگیل در مراسم مذهبی هندوان چیزی نگوییم بهتر است. مشخص نیست چه حجمی از نان به دلیل عدم مدیریت دور ریخته میشود یا چقدر کاغذ برای کتابهای درسی کنکور که هر ساله نیاز به تجدید چاپ دارند، مصرف میشود. به نظر میرسد در دل گفتارهایی از این دست پای مغالطه در میان باشد. یکی از ترفندهای پرکاربرد مغالطه «آمار پراکنی» است. صرف ارائه کردن آمار، به خودی خود بیانگر هیچ گونه واقعیتی نیست. بلکه بیشتر آمارها هر چقدر هم که مطابق واقعیت باشند اگر بهصورت دستچین شده ارائه شوند مصداق «دروغ های مسلح» هستند. مثلا اگر بگوییم سالانه x تن گندم برای سبزه خوان نوروزی دور ریخته میشود بدون اینکه اشارهای بهکل مقدار هدر رفت گندم و درصد نسبت بین این دو کنیم، چیزی که از سخن ما برداشت میشود دلسوزی برای محیط زیست نیست، بلکه به نظر میرسد اهداف دیگری در پس آن وجود داشته باشد.
پرسش اینجاست که تاختن به سنتهای یک ملت با ابزار محیط زیست یا ترفندهایی از این دست تا به کجا ادامه دارد؟ آیا حامیان محیط زیست از آمارهای جهانی آگاهند؟ یا عامدانه میتازند؟ سنت ستیزاند یا ایران ستیز؟ و ما مردم کجای این کشاکش ایستادهایم؟ مسئولیت ما چیست؟ قرار است ایران و فرهنگ کهنش از کدامین ضیافت باز داشته شوند؟ /موسسه علمی تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍11👎1
🖊چرا نوروز مختص به ایران است؟
📚نوروز دزدی جمهوری باکو
✍سالار سیفالدینی
🖇نوروز، بدون تقویم خیامی و ماههای ایرانی معنایی ندارد. وقتی میگوییم نوروز یعنی روز نخستِ فروردین، نه ۲٠ (یا ۲۱) مارس.
🖇کوششِ [مصطفی کمال] آتاترک برای «ملّتسازی»، از اینرو موفّق بود که ملّتسازی او با تاریخسازی هم توأم شد. یعنی دستگاه فرهنگی رژیمِ او، با انکار ارزشهای دورهٔ عثمانی، تاریخی نسبتاً جدید را بدون اینکه به فرهنگ ملّتهای موجود دستبُردی بزند، دست و پا کرد.
🖇اوجِ دستبرد تاریخنگاری رسمی در دورهٔ [مصطفی کمال] آتاتُرک این بود که به سومر و هیتیتها که هیچ دولتِ زندهای مدّعی آنان نبود ناخنکی کوتاه بزند که به هر حال، مشکلی غیرآکادمیکی ایجاد نمیکرد و آن هم پس از چند دهه فراموش شد. بهطور کلّی [مصطفی کمال] آتاتُرک، زبان و تاریخی را از نو تأسیس کرد و به همین دلیل به صفت «پدرِ تُرکها» شناخته میشود.
🖇یعنی تُرکها بهعنوان یک ملیّت با [مصطفی کمال] آتاتُرک و با الغای خلافت، متولّد شدند. روشن است که درونِ دستگاهِ خلافت، فقط میتوان امّت بود نه ملّت. پس [مصطفی کمال] آتاتُرک در ۱۹۲۴ [میلادی] ملّتی نو با فرهنگ و تاریخی جدید ساخت.
🖇امّا خاندانِ علیاف [در باکو] نسخهای کمهوش و مضحک در جعل و سرقتِ تاریخ است. شیوهٔ آنها برخلاف [مصطفی کمال] آتاتُرک، تأسیس نیست، سرقت است. انگار شاعری دورهگرد، غزلهای حافظ را دزدیده و به نام خود بخواند، همگان هم میدانند که غزلها، از آن حافظ است امّا شاعر دورهگرد به قدری وقیح است که به کارش ادامه دهد.
🖇این نوع نزدیک شدن به نوروز مثل آن است که کت و شلواری بر تَن میمون کنیم و از مردم انتظار داشته باشیم که به او احترام بگذارند، ولی نهتنها احترامی در کار نیست، بلکه موجب تفریح هم خواهد شد.
🖇کشوری که مدّعی نوروز است، نخست باید گاهشماری ایرانی، مبتنی ماههای آن را بپذیرد، زیرا بدون پایان اسفند و آغاز فروردین، نوروز بیمعناست./سیاستنامه
🆔 @atusa_sbu
📚نوروز دزدی جمهوری باکو
✍سالار سیفالدینی
🖇نوروز، بدون تقویم خیامی و ماههای ایرانی معنایی ندارد. وقتی میگوییم نوروز یعنی روز نخستِ فروردین، نه ۲٠ (یا ۲۱) مارس.
🖇کوششِ [مصطفی کمال] آتاترک برای «ملّتسازی»، از اینرو موفّق بود که ملّتسازی او با تاریخسازی هم توأم شد. یعنی دستگاه فرهنگی رژیمِ او، با انکار ارزشهای دورهٔ عثمانی، تاریخی نسبتاً جدید را بدون اینکه به فرهنگ ملّتهای موجود دستبُردی بزند، دست و پا کرد.
🖇اوجِ دستبرد تاریخنگاری رسمی در دورهٔ [مصطفی کمال] آتاتُرک این بود که به سومر و هیتیتها که هیچ دولتِ زندهای مدّعی آنان نبود ناخنکی کوتاه بزند که به هر حال، مشکلی غیرآکادمیکی ایجاد نمیکرد و آن هم پس از چند دهه فراموش شد. بهطور کلّی [مصطفی کمال] آتاتُرک، زبان و تاریخی را از نو تأسیس کرد و به همین دلیل به صفت «پدرِ تُرکها» شناخته میشود.
🖇یعنی تُرکها بهعنوان یک ملیّت با [مصطفی کمال] آتاتُرک و با الغای خلافت، متولّد شدند. روشن است که درونِ دستگاهِ خلافت، فقط میتوان امّت بود نه ملّت. پس [مصطفی کمال] آتاتُرک در ۱۹۲۴ [میلادی] ملّتی نو با فرهنگ و تاریخی جدید ساخت.
🖇امّا خاندانِ علیاف [در باکو] نسخهای کمهوش و مضحک در جعل و سرقتِ تاریخ است. شیوهٔ آنها برخلاف [مصطفی کمال] آتاتُرک، تأسیس نیست، سرقت است. انگار شاعری دورهگرد، غزلهای حافظ را دزدیده و به نام خود بخواند، همگان هم میدانند که غزلها، از آن حافظ است امّا شاعر دورهگرد به قدری وقیح است که به کارش ادامه دهد.
🖇این نوع نزدیک شدن به نوروز مثل آن است که کت و شلواری بر تَن میمون کنیم و از مردم انتظار داشته باشیم که به او احترام بگذارند، ولی نهتنها احترامی در کار نیست، بلکه موجب تفریح هم خواهد شد.
🖇کشوری که مدّعی نوروز است، نخست باید گاهشماری ایرانی، مبتنی ماههای آن را بپذیرد، زیرا بدون پایان اسفند و آغاز فروردین، نوروز بیمعناست./سیاستنامه
🆔 @atusa_sbu
👍10👎1
در ضرورت بنیادگذاری.pdf
314.9 KB
در ضرورت بنیادگذاری «دانشگاه ملی» و «علم ایرانشهر» / مصطفی نصیری
بیش از دو سده است که زمان قدیم ایران به سر آمده و منقضی شده، اما ما در این دو سده، فلسفه یا نظریهای نیافتیم تا با ادراک فلسفی دوران قدیم ایران در «صورت معقول»، پایان آن دوران و آغاز دوران جدید را اعلام کند. تا جاییکه ما قدیم را بهعنوان «امر واقع فیالفعل» یا امر در جریانْ میفهمیم و آن را زندگی میکنیم، در نتیجه امر قدیم همچنان ادامه یافته و زمان آن منقضی نخواهد نشد. یعنی قدیم با همه معایب و نواقصی که دارد، بهعنوان یک مشکل تلقی نشده و مورد آگاهی قرارنمیگیرد.
ادامه در فایل pdf
🆔 @atusa_sbu
بیش از دو سده است که زمان قدیم ایران به سر آمده و منقضی شده، اما ما در این دو سده، فلسفه یا نظریهای نیافتیم تا با ادراک فلسفی دوران قدیم ایران در «صورت معقول»، پایان آن دوران و آغاز دوران جدید را اعلام کند. تا جاییکه ما قدیم را بهعنوان «امر واقع فیالفعل» یا امر در جریانْ میفهمیم و آن را زندگی میکنیم، در نتیجه امر قدیم همچنان ادامه یافته و زمان آن منقضی نخواهد نشد. یعنی قدیم با همه معایب و نواقصی که دارد، بهعنوان یک مشکل تلقی نشده و مورد آگاهی قرارنمیگیرد.
ادامه در فایل pdf
🆔 @atusa_sbu
👍2👎1
نوروز و مسلخ تاریخ سازیهای نژادگرا
✍امید غیاثی/ دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران
🔽 در چند روزی که از شروع سال جدید ایرانی و آمدن نوروز گذشته است، نشانههایی از مصادره این سنت دیرپا و از آن خودسازیهای قومگرایانه در ایران دیده میشود. یک عده به دنبالآنند که نوروز را تنها متعلق به یک قوم یا تبار خاص از میان باشندگان جغرافیای ایران بدانند (تبار و قومیت و نژاد خودشان) و یک عده دیگر به دنبال عوض کردن مفاهیم این سنت با جعلیات تاریخی و بدون بنیاد هستند، اما باز هم هدف ربط دادن نوروز به یک نژاد یا تبار خاص است.
🔽 در پس پشت همه این مصادرهها، آنچه مشخص است و حتی با چشم غیرمسلح هم قابل مشاهده است، یک نگاه رادیکال نژادی و خونی به تاریخ و سنت برآمده از آن است. زنده و پویا بودن نوروز که برای ما میراثی برآمده از ایرانشهر ساسانی است را نمیتوان در میان باشندگان ایران امروز نادیده گرفت، بنابراین برای پیش بردن هدف که ضربه زدن به وحدت ایران و ایرانیان است، بازی به سمت اینگونه مصادرهها رفته است.
🔽تمام باشندگان ایران امروز، از هر جغرافیا و با هر زبان مادری، باید این پرسشها را پیش روی خود داشته باشند، که چرا نوروز در میان همه ایرانیان در این اندازه برجسته و در طی سالیان متمادی از نشانههای همبستگی بوده است؟ اگر این سنت به یک قوم یا نژاد خاص تعلق داشته است، در کدامین برهه تاریخی به دیگران تحمیل شده و چگونه این تحمیل ماندگار شده است؟ این پرسشها را دقیقتر کنیم، به این پرسش خواهیم رسید که سنتهای تاریخی، تا چه حد محصول تبار و نژاد و خون هستند؟ زاویه دید جداییطلبانه در ایران امروز، هر کدامشان را که در نظر بگیرید، به رغم تکیه بر مسائلی چون زبان مادری، بر یک کلکتیو جمعی نژادی و تباری، و در نتیجه، خونی، بنیاد می یابد. هویت اساسا براساس یک «دیگری» شکل می گیرد و در خلأ پدید نمی آید. نقطه عزیمت ایدئولوژیهای جداییطلبانه، از زبان مادری است و چون زبان فرهنگی این جغرافیا در طی سالیان متمادی فارسی بوده است، زبان فارسی، در این زاویه دید، جای آن «دیگری» را می گیرد. در مرحله بعد، چون هر یک از زبانها خود باید ملت شمرده شوند، این زبان فارسی، بدون در نظرگرفتن تاریخ، کارکرد و نسبتش با دیگر زبانهای جغرافیای ایران، به یک قوم یا ملت برساخته منتسب شده که جغرافیایش هم هیچ وقت مشخص نمی شود (وقتی قوم یا ملت فارس خیالی و موهوم است، طبیعتاً جغرافیایی هم ندارد). از این مرحله لایه بعدی خودش را آشکار میکند. ایران کشوری کثیرالمله بازنمایی می شود با نژادهای گوناگون. نوع تقسیم بندی مدلهای تجزیه طلبانه، در نهایت نه جغرافیایی و نه فرهنگی(زیرا کاملا مخالف با پیوندهای تاریخی و اکنونی باشندگان ایران است)، که نژادی و خونی است.
🔽دکتر جواد شیخ الاسلامی، استاد برجسته پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، یکبار خاطرهای در کلاس درس نقل کرده بود که در مصر با یک اسراییلی افراطی برخورد کرده است و آن فرد در مذمت هیتلر و نگاه برتری نژادی او با آب وتاب سخن گفته بود. دکتر شیخ الاسلامی ضمن همدلی و نقد نگاه خودبرتربینی نژادی نازیها، این بحث را پیش میکشد که بسیاری از یهودیان هم خود را قوم و نژاد برتر تاریخ میدانند. و پاسخ آن فرد جالب توجه است:«برای اینکه ما واقعاً قوم برتر هستیم!» ایران به مثابه یک کشور کهن و با پیشینه، تداومش در طول تاریخ به دلیل هویت یکپارچهای بوده است که باشندگان آن را بدون نفی کردن، در ذیل خود معنا بخشیده است. این معنا بخشی نه تباری و خونی، که فرهنگی و سرزمینی بوده است.
🔽 جریانهای نژادگرا، اگر ایرانگرا هم باشند و تداوم و فرهنگ ایران را نژادی قلمداد کنند، از ایران چیزی نمیدانند. ایران براساس فرهنگی شکل گرفته است که تاریخ خود و مردمانش را ساخته و همچنان میسازد. ادعاهای نژادی، عملا تاریخ و فرهنگ را نادیده گرفته، ویژگیهای مثبت سنن تاریخی را به یک نژاد خاص، و منفی را به یک دیگری حواله میدهد که از نژاد ادعا شده نباشد. اینجا، معنای تاریخ برابر ایستای نژاد و خون میشود. در نتیجه آن افقی که این زاویه دید پیش روی ما قرار می دهد، به زبان حافظ ، آشوب مدعیانی خواهد بود که چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند.
موسسه علمی تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
✍امید غیاثی/ دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران
🔽 در چند روزی که از شروع سال جدید ایرانی و آمدن نوروز گذشته است، نشانههایی از مصادره این سنت دیرپا و از آن خودسازیهای قومگرایانه در ایران دیده میشود. یک عده به دنبالآنند که نوروز را تنها متعلق به یک قوم یا تبار خاص از میان باشندگان جغرافیای ایران بدانند (تبار و قومیت و نژاد خودشان) و یک عده دیگر به دنبال عوض کردن مفاهیم این سنت با جعلیات تاریخی و بدون بنیاد هستند، اما باز هم هدف ربط دادن نوروز به یک نژاد یا تبار خاص است.
🔽 در پس پشت همه این مصادرهها، آنچه مشخص است و حتی با چشم غیرمسلح هم قابل مشاهده است، یک نگاه رادیکال نژادی و خونی به تاریخ و سنت برآمده از آن است. زنده و پویا بودن نوروز که برای ما میراثی برآمده از ایرانشهر ساسانی است را نمیتوان در میان باشندگان ایران امروز نادیده گرفت، بنابراین برای پیش بردن هدف که ضربه زدن به وحدت ایران و ایرانیان است، بازی به سمت اینگونه مصادرهها رفته است.
🔽تمام باشندگان ایران امروز، از هر جغرافیا و با هر زبان مادری، باید این پرسشها را پیش روی خود داشته باشند، که چرا نوروز در میان همه ایرانیان در این اندازه برجسته و در طی سالیان متمادی از نشانههای همبستگی بوده است؟ اگر این سنت به یک قوم یا نژاد خاص تعلق داشته است، در کدامین برهه تاریخی به دیگران تحمیل شده و چگونه این تحمیل ماندگار شده است؟ این پرسشها را دقیقتر کنیم، به این پرسش خواهیم رسید که سنتهای تاریخی، تا چه حد محصول تبار و نژاد و خون هستند؟ زاویه دید جداییطلبانه در ایران امروز، هر کدامشان را که در نظر بگیرید، به رغم تکیه بر مسائلی چون زبان مادری، بر یک کلکتیو جمعی نژادی و تباری، و در نتیجه، خونی، بنیاد می یابد. هویت اساسا براساس یک «دیگری» شکل می گیرد و در خلأ پدید نمی آید. نقطه عزیمت ایدئولوژیهای جداییطلبانه، از زبان مادری است و چون زبان فرهنگی این جغرافیا در طی سالیان متمادی فارسی بوده است، زبان فارسی، در این زاویه دید، جای آن «دیگری» را می گیرد. در مرحله بعد، چون هر یک از زبانها خود باید ملت شمرده شوند، این زبان فارسی، بدون در نظرگرفتن تاریخ، کارکرد و نسبتش با دیگر زبانهای جغرافیای ایران، به یک قوم یا ملت برساخته منتسب شده که جغرافیایش هم هیچ وقت مشخص نمی شود (وقتی قوم یا ملت فارس خیالی و موهوم است، طبیعتاً جغرافیایی هم ندارد). از این مرحله لایه بعدی خودش را آشکار میکند. ایران کشوری کثیرالمله بازنمایی می شود با نژادهای گوناگون. نوع تقسیم بندی مدلهای تجزیه طلبانه، در نهایت نه جغرافیایی و نه فرهنگی(زیرا کاملا مخالف با پیوندهای تاریخی و اکنونی باشندگان ایران است)، که نژادی و خونی است.
🔽دکتر جواد شیخ الاسلامی، استاد برجسته پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، یکبار خاطرهای در کلاس درس نقل کرده بود که در مصر با یک اسراییلی افراطی برخورد کرده است و آن فرد در مذمت هیتلر و نگاه برتری نژادی او با آب وتاب سخن گفته بود. دکتر شیخ الاسلامی ضمن همدلی و نقد نگاه خودبرتربینی نژادی نازیها، این بحث را پیش میکشد که بسیاری از یهودیان هم خود را قوم و نژاد برتر تاریخ میدانند. و پاسخ آن فرد جالب توجه است:«برای اینکه ما واقعاً قوم برتر هستیم!» ایران به مثابه یک کشور کهن و با پیشینه، تداومش در طول تاریخ به دلیل هویت یکپارچهای بوده است که باشندگان آن را بدون نفی کردن، در ذیل خود معنا بخشیده است. این معنا بخشی نه تباری و خونی، که فرهنگی و سرزمینی بوده است.
🔽 جریانهای نژادگرا، اگر ایرانگرا هم باشند و تداوم و فرهنگ ایران را نژادی قلمداد کنند، از ایران چیزی نمیدانند. ایران براساس فرهنگی شکل گرفته است که تاریخ خود و مردمانش را ساخته و همچنان میسازد. ادعاهای نژادی، عملا تاریخ و فرهنگ را نادیده گرفته، ویژگیهای مثبت سنن تاریخی را به یک نژاد خاص، و منفی را به یک دیگری حواله میدهد که از نژاد ادعا شده نباشد. اینجا، معنای تاریخ برابر ایستای نژاد و خون میشود. در نتیجه آن افقی که این زاویه دید پیش روی ما قرار می دهد، به زبان حافظ ، آشوب مدعیانی خواهد بود که چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند.
موسسه علمی تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍8
Forwarded from اتچ بات
🔺ساخت و ساز در نزدیکی اشکف سلمان در ایذه!
‼️آیا حریم « اشکفت سلمان» دستکاری شده است؟!
🔸به گزارش میراثباشی؛ امین داودی دانشجوی دکتری تاریخ، فعال حوزه تاریخ و میراثفرهنگی از ساخت و ساز در نزدیکی «اشکفت سلمان» در ایذه خبر میدهد.
🔸این اقدام درحالی رخ داده است که خرداد سال ۹۸ پایگاه میراث فرهنگی آیاپیر ایذه اعلام کرد که ۹ بنای این شهرستان در خوزستان شامل محوطه کول فرح، بنا و محوطه تاق طویله، مجموعه تاریخی شهسوار، بنای کوشک نورآباد، کاروانسرای دهدز، نقش برجسته خنگ اژدر، نقش برجسته یارعلیوند و نقش برجسته کمالوند ثبت ملی شدهاند.
در عین حال همان زمان اعلام شد محوطه «اشکفتسلمان» که پیش از این تعیین عرصه و حریم مصوب داشته بازبینی مجدد شده است.
🔸منظور از بازبینی مجدد چه بوده است؟
🔸اشکفت سلمان به شماره ۲۵۹۵ در سال ۱۳۷۸در فهرست آثار ملی ثبت شد.
دی ماه سال ۹۱ هم پایگاه آیاپیر اعلام کرده ضمن تعیین عرصه و حریم تپههای زبرجد، سبزعلی و شهول، حریم و عرصه اشکفت سلمان مورد بررسی قرار گرفت و با اندک تغییراتی مورد تصویب قرار گرفت.
‼️از سال ۹۱ تا ۹۸ چه اتفاقی افتاده که این حریم مورد بازبینی مجدد قرار گرفته است؟ ماحصل این بازبینیها چه بوده؟ صدور مجوز ساخت و ساز بوده؟ به عبارتی ایا میراث فرهنگی استان خوزستان به نفع طرفداران ساخت و ساز ، حریم اشکفت سلمان را کوچکتر کرده است؟!
🔹در غیر این صورت، ساخت و سازی که در فیلم ارسالی دیده میشود بیرون حریم اشکفت است یا داخل آن؟ دقیقا شهرداری و میراث فرهنگی ایذه چه میکنند؟ آیا اصلا ناظری از سوی میراث فرهنگی وجود دارد؟ آیا بر ساخت و سازهای ایذه نظارت میشود؟!
🔸تکلیف ارسال پرونده شهر ایذه با عنوان " ایذه موزه روباز سنگ نگاره ها و نگارکندهای ایلامی" به یونسکو برای ثبت جهانی به کجا کشیده شد؟
🔸اشکفت سلمان (نیایشگاه تاریشا) بزرگترین خط نوشته میخی ایلام نو را در خود جای دادهاست. اشکفت سلمان در جنوب ایذه واقع شده و شامل چهار نقش برجسته متعلق به دوره ایلامیان و بقایای یک ساختمان متعلق به اتابکان است. این محل پرستشگاه تریشا یکی از خدایان ایلامی بودهاست.
🔸در این منطقه علاوه بر وجود سنگ نوشتهها، شامل غار و چشمهای معدنی از دل کوه است که در اشکفت سلمان چهار نقش برجسته وجود دارد که دو نقش داخل غار و دو تای دیگر در خارج از غار وجود دارد.
🔸 بزرگترین نوشته خط میخی از دوره ایلامی در این غار وجود دارد که از زمان شاهک تیلامی، شاه بومی آیاپیر یا آیاتم، وجود دارد و همچنین برای نخستین بار حضور مصور زن دوشادوش مرد در نقش برجستههای این غار دیده شده است
instagram.com/miras_bashi
@mirasbashi
‼️آیا حریم « اشکفت سلمان» دستکاری شده است؟!
🔸به گزارش میراثباشی؛ امین داودی دانشجوی دکتری تاریخ، فعال حوزه تاریخ و میراثفرهنگی از ساخت و ساز در نزدیکی «اشکفت سلمان» در ایذه خبر میدهد.
🔸این اقدام درحالی رخ داده است که خرداد سال ۹۸ پایگاه میراث فرهنگی آیاپیر ایذه اعلام کرد که ۹ بنای این شهرستان در خوزستان شامل محوطه کول فرح، بنا و محوطه تاق طویله، مجموعه تاریخی شهسوار، بنای کوشک نورآباد، کاروانسرای دهدز، نقش برجسته خنگ اژدر، نقش برجسته یارعلیوند و نقش برجسته کمالوند ثبت ملی شدهاند.
در عین حال همان زمان اعلام شد محوطه «اشکفتسلمان» که پیش از این تعیین عرصه و حریم مصوب داشته بازبینی مجدد شده است.
🔸منظور از بازبینی مجدد چه بوده است؟
🔸اشکفت سلمان به شماره ۲۵۹۵ در سال ۱۳۷۸در فهرست آثار ملی ثبت شد.
دی ماه سال ۹۱ هم پایگاه آیاپیر اعلام کرده ضمن تعیین عرصه و حریم تپههای زبرجد، سبزعلی و شهول، حریم و عرصه اشکفت سلمان مورد بررسی قرار گرفت و با اندک تغییراتی مورد تصویب قرار گرفت.
‼️از سال ۹۱ تا ۹۸ چه اتفاقی افتاده که این حریم مورد بازبینی مجدد قرار گرفته است؟ ماحصل این بازبینیها چه بوده؟ صدور مجوز ساخت و ساز بوده؟ به عبارتی ایا میراث فرهنگی استان خوزستان به نفع طرفداران ساخت و ساز ، حریم اشکفت سلمان را کوچکتر کرده است؟!
🔹در غیر این صورت، ساخت و سازی که در فیلم ارسالی دیده میشود بیرون حریم اشکفت است یا داخل آن؟ دقیقا شهرداری و میراث فرهنگی ایذه چه میکنند؟ آیا اصلا ناظری از سوی میراث فرهنگی وجود دارد؟ آیا بر ساخت و سازهای ایذه نظارت میشود؟!
🔸تکلیف ارسال پرونده شهر ایذه با عنوان " ایذه موزه روباز سنگ نگاره ها و نگارکندهای ایلامی" به یونسکو برای ثبت جهانی به کجا کشیده شد؟
🔸اشکفت سلمان (نیایشگاه تاریشا) بزرگترین خط نوشته میخی ایلام نو را در خود جای دادهاست. اشکفت سلمان در جنوب ایذه واقع شده و شامل چهار نقش برجسته متعلق به دوره ایلامیان و بقایای یک ساختمان متعلق به اتابکان است. این محل پرستشگاه تریشا یکی از خدایان ایلامی بودهاست.
🔸در این منطقه علاوه بر وجود سنگ نوشتهها، شامل غار و چشمهای معدنی از دل کوه است که در اشکفت سلمان چهار نقش برجسته وجود دارد که دو نقش داخل غار و دو تای دیگر در خارج از غار وجود دارد.
🔸 بزرگترین نوشته خط میخی از دوره ایلامی در این غار وجود دارد که از زمان شاهک تیلامی، شاه بومی آیاپیر یا آیاتم، وجود دارد و همچنین برای نخستین بار حضور مصور زن دوشادوش مرد در نقش برجستههای این غار دیده شده است
instagram.com/miras_bashi
@mirasbashi
Telegram
attach 📎
👍6
Audio
#سخنرانی جواد طباطبایی در بنیاد سعدی شیراز ۱۳۹۵
موضوع: روز بزرگداشت #سعدی و ادب فارسی و اندیشیدن ایرانی
🆔 @atusa_sbu
موضوع: روز بزرگداشت #سعدی و ادب فارسی و اندیشیدن ایرانی
🆔 @atusa_sbu
👍8
Forwarded from یادداشتهای پراکنده_ اردلان کوزهگر (Ardalan Koozegar)
هنگامی که جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر و از رهبران پیشگام پانعربیسم درگذشت، سید محمود طالقانی مصادف با زمان مرگ او، در مسجد هدایت در خیابان استامبول برای عبدالناصر مراسم بزرگداشتی برپا کرد. ظاهراً این یگانه بزرگداشتی بود که برای عبدالناصر در ایران گرفته میشد. ولی این اقدام طالقانی بیش از همه خود اسلامگرایان را متحیر ساخت. چرا که جمال عبدالناصر سید قطب، منبع الهام بسیاری از اسلامگرایان ایران، را اعدام کرده و اخوانالمسلمین را تارومار کرده بود.
سید هادی خسروشاهی، روحانی دوستدار طالقانی و از گردآورندگان آثار او، درباره این جریان گفته که این کار طالقانی را نکوهش کرده بوده، و طالقانی در پاسخ بدو گفته که با توجه به دشمنی عبدالناصر با شاه، او برای دهنکجی به شاه برای جمال عبدالناصر بزرگداشت برگزار کرده است!
سید هادی خسروشاهی، خاطرات مستند درباره آیتالله سید محمود طالقانی، ناشر کلبه شروق، قم، چاپ اول، ۱۳۹۱
سید هادی خسروشاهی، روحانی دوستدار طالقانی و از گردآورندگان آثار او، درباره این جریان گفته که این کار طالقانی را نکوهش کرده بوده، و طالقانی در پاسخ بدو گفته که با توجه به دشمنی عبدالناصر با شاه، او برای دهنکجی به شاه برای جمال عبدالناصر بزرگداشت برگزار کرده است!
سید هادی خسروشاهی، خاطرات مستند درباره آیتالله سید محمود طالقانی، ناشر کلبه شروق، قم، چاپ اول، ۱۳۹۱
👍6👎4
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
گیتی آذرپی، استاد و پژوهشگر هنر ایران باستان، درگذشت 🆔 @atusa_sbu
🔼گیتی آذرپی پژوهشگر هنر ایران باستان درگذشت
🔻گیتی آذرپی پژوهشگر هنر ایران باستان و استاد دانشگاه برکلی ایالات متحده، در سن ۸۵ سالگی درگذشت. گیتی آذرپی در تهران زاده شد و در سال ۱۳۳۱ به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. او تحصیلات دبیرستان را در انگلستان به اتمام رساند و پس از آن با ادامه تحصیل در رشته تاریخ هنر از دانشگاه برکلی کالیفرنیا با درجه دکتری فارغالتحصیل شد و طی چهار دهه در آن دانشگاه تدریس کرد.
🔻آذرپی پس از سالها پژوهش هنرهای باستانی آسیای مرکزی و هنر سغدی، جایزه کتاب سال را از انتشارات دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرد. از دیگر افتخارات او کسب جایزه یک عمر دستاورد آلبرت نلسون مارکیز بود. وبسایت دانشگاه برکلی در ستایش این پژوهشگر برجسته ایرانی نوشته است: «آذرپی به همراه استان برجستهای چون مارتین شوارتز و دیوید استروناخ، محیطی منحصربفرد و پر جنب و جوش در دانشگاه برکلی ایجاد کردند که باعث ارتقای یادگیری و درک دنیای باستانی ایران و آسیای مرکزی شد. هدیه او این میراث را ادامه خواهد داد.» /
🔻گیتی آذرپی حدود ۲۰ سال پیش کتابخانهٔ شخصیاش را به کاخ موزهٔ گلستان در تهران اهدا کرد، اما اطلاع دقیقی از سرنوشت آن مجموعهٔ نفیس در دست نیست.
🔻البته، در سال ۱۳۹۳ مسئول وقت کتابخانه کاخ گلستان به ایسنا اطلاع داد که ۳۸ کارتن شامل کتابهای خانم آذرپی و تعدادی کتاب قدیمی را تحویل گرفته بوده و از حدود سه سال قبل از آن تاریخ، کار تفکیک کتابها را آغاز کرده و با تقسیمبندی موضوعی براساس قد، اندازه و رنگ، آنها شمارهگذاری شده و در قفسههای کتابخانه با قدری فاصله از دیگر کتابهای چاپی قرار داده شده است.
🔻به گفته «طاهره ملامحمدی»، کتابهای اهدایی خانم آذرپی به زبانهای روسی، انگلیسی، هندی، ژاپنی و چینی بودهاند و نام این کتابها در دفتر اموال با عنوان «اهدایی» نوشته شده است.
🔽 موسسه فرهنگی تاریخی آتوسا درگذشت استاد گیتی آذرپی را به خانواده ایشان و پژوهشگران تاریخ ایران باستان تسلیت میگوید.
🆔 @atusa_sbu
🔻گیتی آذرپی پژوهشگر هنر ایران باستان و استاد دانشگاه برکلی ایالات متحده، در سن ۸۵ سالگی درگذشت. گیتی آذرپی در تهران زاده شد و در سال ۱۳۳۱ به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. او تحصیلات دبیرستان را در انگلستان به اتمام رساند و پس از آن با ادامه تحصیل در رشته تاریخ هنر از دانشگاه برکلی کالیفرنیا با درجه دکتری فارغالتحصیل شد و طی چهار دهه در آن دانشگاه تدریس کرد.
🔻آذرپی پس از سالها پژوهش هنرهای باستانی آسیای مرکزی و هنر سغدی، جایزه کتاب سال را از انتشارات دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرد. از دیگر افتخارات او کسب جایزه یک عمر دستاورد آلبرت نلسون مارکیز بود. وبسایت دانشگاه برکلی در ستایش این پژوهشگر برجسته ایرانی نوشته است: «آذرپی به همراه استان برجستهای چون مارتین شوارتز و دیوید استروناخ، محیطی منحصربفرد و پر جنب و جوش در دانشگاه برکلی ایجاد کردند که باعث ارتقای یادگیری و درک دنیای باستانی ایران و آسیای مرکزی شد. هدیه او این میراث را ادامه خواهد داد.» /
🔻گیتی آذرپی حدود ۲۰ سال پیش کتابخانهٔ شخصیاش را به کاخ موزهٔ گلستان در تهران اهدا کرد، اما اطلاع دقیقی از سرنوشت آن مجموعهٔ نفیس در دست نیست.
🔻البته، در سال ۱۳۹۳ مسئول وقت کتابخانه کاخ گلستان به ایسنا اطلاع داد که ۳۸ کارتن شامل کتابهای خانم آذرپی و تعدادی کتاب قدیمی را تحویل گرفته بوده و از حدود سه سال قبل از آن تاریخ، کار تفکیک کتابها را آغاز کرده و با تقسیمبندی موضوعی براساس قد، اندازه و رنگ، آنها شمارهگذاری شده و در قفسههای کتابخانه با قدری فاصله از دیگر کتابهای چاپی قرار داده شده است.
🔻به گفته «طاهره ملامحمدی»، کتابهای اهدایی خانم آذرپی به زبانهای روسی، انگلیسی، هندی، ژاپنی و چینی بودهاند و نام این کتابها در دفتر اموال با عنوان «اهدایی» نوشته شده است.
🔽 موسسه فرهنگی تاریخی آتوسا درگذشت استاد گیتی آذرپی را به خانواده ایشان و پژوهشگران تاریخ ایران باستان تسلیت میگوید.
🆔 @atusa_sbu
👍6
سلسله نشستهای ایران کجاست؟ (۱۶ )
ایران راه: راهها و آینده تجاری ایران
سخنران:
آرش رئیسینژاد: استاد پیشین دانشگاه تهران)
مدیر نشست:
رامین کیانی ( پژوهشگر روابط بینالملل)
زمان: جمعه، ۲۱ اردیبهشت ماه، ساعت ۲۰
این برنامه در بستر گوگل میت برگزار میگردد. یک ساعت قبل از شروع برنامه لینک گوگل میت در این کانال منتشر میشود.
🆔 @atusa_sbu
لطفاً این پست را برای علاقمندان به این حوزه ارسال بفرمایید.
ایران راه: راهها و آینده تجاری ایران
سخنران:
آرش رئیسینژاد: استاد پیشین دانشگاه تهران)
مدیر نشست:
رامین کیانی ( پژوهشگر روابط بینالملل)
زمان: جمعه، ۲۱ اردیبهشت ماه، ساعت ۲۰
این برنامه در بستر گوگل میت برگزار میگردد. یک ساعت قبل از شروع برنامه لینک گوگل میت در این کانال منتشر میشود.
🆔 @atusa_sbu
لطفاً این پست را برای علاقمندان به این حوزه ارسال بفرمایید.
👍15👎2
✅پیشهوری از نگاه عنایت الله رضا
✍ نویسنده: اردلان کوزهگر (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس)
🔻عنایتالله رضا، نویسنده، مترجم و پژوهشگر فقید، نیازی به معرفی ندارد. از خانوادهای روحانی و سرشناس در رشت زاده شد. خویشان نزدیکش در جریان جنگل شرکت داشتند. او که خلبان نیروی هوایی ایران بود، به کمونیسم گرایش یافت. به حزب توده پیوست و سپس در زمان فتنه فرقه دموکرات، به سفارش حزب به آذربایجان رفت و به قشون این فرقه ملحق شد. پس از آزادی آذربایجان با خانواده به شوروی رفت و پس از سالیانی دراز سرخوردگی، مورد بخشودگی قرار گرفته و به میهن بازگشت و مصدر خدمات فرهنگی بسیاری شد.
🔻در این مختصر اطلاعاتی را که مرحوم رضا درباره پیشینه میرجعفر پیشهوری، رهبر فرقه، مطرح کرده را بازتاب میدهیم. با توجه به اینکه پیشهوری در جریان جنگل حضور داشته و خانواده رضا او را از دیرباز میشناختهاند، اطلاعات ذیل شایان توجه است. بخشی از این اطلاعات را مرحوم رضا براساس کتاب سیاست دولت شوروی در ایران، نوشته منصور گرگانی، چاپ ۱۳۲۶ چاپخانه مظاهری نقل میکند:
🔻«... دو نفر از افراد فعال آنها [فرقه مساوات] ... که اهل بادکوبه بودند، در خانه خود... در محله چنبرهکندی، جلسات مخفی داشتند. پسربچهای خوشصورت به نام میرجعفر، فرزند سید جواد، از دهات خلخال ایران، خانهشاگرد صاحبخانه بود. پدر میرجعفر در ده شغل چاووشی داشت و عمویش در بادکوبه گدایی میکرد. پس از انحلال حکومت مساوات، میرجعفر که بعدها به «جوادزاده» معروف شد، و پس از آمدن به ایران نام خود را «پیشهوری» گذاشت، به آقایفها گزارش میداد. (آقایفها کمونیست بودند، اما بعدها دولت شوروی آنها را اعدام کرد...)... میرجعفر به پاس این خدمت، وارد کمیته عدالت شد. از آنجا که کسی در تشکیلات کارگری سواد نداشت ... و این پسربچه اندکی سواد فارسی و روسی داشت، منشی کمیته شد. در اردیبهشت ۱۲۹۹ ش/۱۹۲۰ م، پس از هجوم بلشویکها به انزلی و غازیان، کارگران کمیته فرقه عدالت ... وارد ایران شدند و میرجعفر جوادزاده نیز همراه آنها بود.
... پس از شکست این افراد و آمدن رضاخان، ... جوادزاده و احسانالله خان و بسیاری دیگر به شوروی برگشتند... [با وجود پروندهسازی چکا یا همان کاگب علیه ایرانیها و تارومارکردنشان] جوادزاده همچنان محبوب ماند... پرسشهایی هست که باید به آنها پاسخ داد: چرا پیشهوری نه تنها گرفتار نشد، بلکه به اندازهای محبوب و مورد اعتماد ماند که او را دوباره به ایران فرستادند؟ بقیه افراد را در آنجا نابود کردند... وقتی به ایران آمد شهرتش هنوز جوادزاده بود... آن اسم مربوط به دوره جنگل بود و باعث بدنامیاش میشد. بنابراین، نام پیشهوری را بر خود گذاشت... وقتی او را در زمان رضاشاه گرفتند، اعضای ۵۳ نفر او را در زندان بایکوت کردند؛ با او صحبت نمیکردند. او در میان این عده فردی مطرود بود... پیشهوری پس از تبعید رضاشاه از زندان آزاد شد و و روزنامه آژیر را تأسیس کرد. به عضویت جبهه آزادی درآمد که بعد به جبهه ملی تبدیل شد... [در حزب توده] او را متهم کردند که مرگ رضاشاه را به محمدرضاشاه تسلیت گفته است، و به همین سبب، اعتبارنامهاش را در کنگره اول حزب توده رد کردند... دشمنی پیشهوری با حزب توده از آنجا آغاز شد...».
🔽ناگفتهها، خاطرات دکتر عنایتالله رضا در گفتگو با: عبدالحسین آذرنگ، علی بهرامیان، صادق سجادی و علی همدانی، نشر نامک، تهران، ۱۳۹۱، صص ۱۱۸-۱۱۹-۱۲۳-۱۲۴-۱۳۱.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
✍ نویسنده: اردلان کوزهگر (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس)
🔻عنایتالله رضا، نویسنده، مترجم و پژوهشگر فقید، نیازی به معرفی ندارد. از خانوادهای روحانی و سرشناس در رشت زاده شد. خویشان نزدیکش در جریان جنگل شرکت داشتند. او که خلبان نیروی هوایی ایران بود، به کمونیسم گرایش یافت. به حزب توده پیوست و سپس در زمان فتنه فرقه دموکرات، به سفارش حزب به آذربایجان رفت و به قشون این فرقه ملحق شد. پس از آزادی آذربایجان با خانواده به شوروی رفت و پس از سالیانی دراز سرخوردگی، مورد بخشودگی قرار گرفته و به میهن بازگشت و مصدر خدمات فرهنگی بسیاری شد.
🔻در این مختصر اطلاعاتی را که مرحوم رضا درباره پیشینه میرجعفر پیشهوری، رهبر فرقه، مطرح کرده را بازتاب میدهیم. با توجه به اینکه پیشهوری در جریان جنگل حضور داشته و خانواده رضا او را از دیرباز میشناختهاند، اطلاعات ذیل شایان توجه است. بخشی از این اطلاعات را مرحوم رضا براساس کتاب سیاست دولت شوروی در ایران، نوشته منصور گرگانی، چاپ ۱۳۲۶ چاپخانه مظاهری نقل میکند:
🔻«... دو نفر از افراد فعال آنها [فرقه مساوات] ... که اهل بادکوبه بودند، در خانه خود... در محله چنبرهکندی، جلسات مخفی داشتند. پسربچهای خوشصورت به نام میرجعفر، فرزند سید جواد، از دهات خلخال ایران، خانهشاگرد صاحبخانه بود. پدر میرجعفر در ده شغل چاووشی داشت و عمویش در بادکوبه گدایی میکرد. پس از انحلال حکومت مساوات، میرجعفر که بعدها به «جوادزاده» معروف شد، و پس از آمدن به ایران نام خود را «پیشهوری» گذاشت، به آقایفها گزارش میداد. (آقایفها کمونیست بودند، اما بعدها دولت شوروی آنها را اعدام کرد...)... میرجعفر به پاس این خدمت، وارد کمیته عدالت شد. از آنجا که کسی در تشکیلات کارگری سواد نداشت ... و این پسربچه اندکی سواد فارسی و روسی داشت، منشی کمیته شد. در اردیبهشت ۱۲۹۹ ش/۱۹۲۰ م، پس از هجوم بلشویکها به انزلی و غازیان، کارگران کمیته فرقه عدالت ... وارد ایران شدند و میرجعفر جوادزاده نیز همراه آنها بود.
... پس از شکست این افراد و آمدن رضاخان، ... جوادزاده و احسانالله خان و بسیاری دیگر به شوروی برگشتند... [با وجود پروندهسازی چکا یا همان کاگب علیه ایرانیها و تارومارکردنشان] جوادزاده همچنان محبوب ماند... پرسشهایی هست که باید به آنها پاسخ داد: چرا پیشهوری نه تنها گرفتار نشد، بلکه به اندازهای محبوب و مورد اعتماد ماند که او را دوباره به ایران فرستادند؟ بقیه افراد را در آنجا نابود کردند... وقتی به ایران آمد شهرتش هنوز جوادزاده بود... آن اسم مربوط به دوره جنگل بود و باعث بدنامیاش میشد. بنابراین، نام پیشهوری را بر خود گذاشت... وقتی او را در زمان رضاشاه گرفتند، اعضای ۵۳ نفر او را در زندان بایکوت کردند؛ با او صحبت نمیکردند. او در میان این عده فردی مطرود بود... پیشهوری پس از تبعید رضاشاه از زندان آزاد شد و و روزنامه آژیر را تأسیس کرد. به عضویت جبهه آزادی درآمد که بعد به جبهه ملی تبدیل شد... [در حزب توده] او را متهم کردند که مرگ رضاشاه را به محمدرضاشاه تسلیت گفته است، و به همین سبب، اعتبارنامهاش را در کنگره اول حزب توده رد کردند... دشمنی پیشهوری با حزب توده از آنجا آغاز شد...».
🔽ناگفتهها، خاطرات دکتر عنایتالله رضا در گفتگو با: عبدالحسین آذرنگ، علی بهرامیان، صادق سجادی و علی همدانی، نشر نامک، تهران، ۱۳۹۱، صص ۱۱۸-۱۱۹-۱۲۳-۱۲۴-۱۳۱.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍6👎1
با سلام و درود
لینک گوگل میت جلسه امشب ساعت ۲۰
موضوع سخنرانی:
ایران راه: راهها و آینده تجاری ایران
سخنران: دکتر آرش رئیسینژاد
لطفاً چند دقیقه قبل از شروع نشست وارد لینک شوید.
لینک نشست:
To join the meeting on Google Meet, click this link:
https://meet.google.com/nie-sizb-hfh
Or open Meet and enter this code: nie-sizb-hfh
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
لینک گوگل میت جلسه امشب ساعت ۲۰
موضوع سخنرانی:
ایران راه: راهها و آینده تجاری ایران
سخنران: دکتر آرش رئیسینژاد
لطفاً چند دقیقه قبل از شروع نشست وارد لینک شوید.
لینک نشست:
To join the meeting on Google Meet, click this link:
https://meet.google.com/nie-sizb-hfh
Or open Meet and enter this code: nie-sizb-hfh
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
Google
Real-time meetings by Google. Using your browser, share your video, desktop, and presentations with teammates and customers.
👍7
New Recording 9
سلسله نشستهای ایران کجاست؟
«نشست ۱۶»
فایل ضبطشده سخنرانی دکتر آرش رئیسینژاد با عنوان:
«ایرانراه: راهها و آینده تجاری ایران»
مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
«نشست ۱۶»
فایل ضبطشده سخنرانی دکتر آرش رئیسینژاد با عنوان:
«ایرانراه: راهها و آینده تجاری ایران»
مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنه لوپه: از یونان تا ایران
در سال ۱۹۴۰ تنه بیسر زنی از جنس مرمر با لباس پوشیده در تخت جمشید پیدا شد که به گفته باستانشناسان هدیه صلح یونان به ایران در سال ۴۵۰ قبل از میلاد بوده است. این مجسمه در حقیقت مجسمه پنه لوپه بود. پنه لوپه در یونان باستان همسر «اولیس»، قهرمان داستان اودیسه هومر، پادشاه ایتاکا و جنگجویی دلاور که متعلق به سال ۵۰۰ تا ۴۸۰ قبل از میلاد بوده است. بنابراین از آنجا که در داستان هومر، پنه لوپه همیشه منتظر برگشت اولیس بوده، آن را پنه لوپه غمگین میدانستند. مجسمه پنه لوپه غمگین پس از کشف در تخت جمشید در سالن موزه ایران باستان نگهداری شد.
در این ویدیو مجسمههای دیگر پنه لوپه که در موزههای کاپیتولینی و واتیکان نگهداری میشود قابل مشاهده است.
تدوین ویدیو: مهسا آقامیری، دانشجوی کارشناسی ارشد باستان شناسی
🆔 @atusa_sbu
در سال ۱۹۴۰ تنه بیسر زنی از جنس مرمر با لباس پوشیده در تخت جمشید پیدا شد که به گفته باستانشناسان هدیه صلح یونان به ایران در سال ۴۵۰ قبل از میلاد بوده است. این مجسمه در حقیقت مجسمه پنه لوپه بود. پنه لوپه در یونان باستان همسر «اولیس»، قهرمان داستان اودیسه هومر، پادشاه ایتاکا و جنگجویی دلاور که متعلق به سال ۵۰۰ تا ۴۸۰ قبل از میلاد بوده است. بنابراین از آنجا که در داستان هومر، پنه لوپه همیشه منتظر برگشت اولیس بوده، آن را پنه لوپه غمگین میدانستند. مجسمه پنه لوپه غمگین پس از کشف در تخت جمشید در سالن موزه ایران باستان نگهداری شد.
در این ویدیو مجسمههای دیگر پنه لوپه که در موزههای کاپیتولینی و واتیکان نگهداری میشود قابل مشاهده است.
تدوین ویدیو: مهسا آقامیری، دانشجوی کارشناسی ارشد باستان شناسی
🆔 @atusa_sbu
👍12
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی»
زبان فارسی و گویشوَران آن/ بخش اول
گفتگو با دکتر علی اشرف صادقی؛ چهره ماندگار ادبیات ایران، مدیر گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
تهیه و تدوین: ماریا
✓ پرسش ۶:
زبان فارسی بهجز ایران،
برای مردم چه کشورهای دیگری ابزار قدرتآفرین و تمدنساز است و منافع مشترک با ایرانیان ایجاد میکند؟
✓ پرسش ۷:
برای کودکان مناطق دو زبانه و چندزبانهی ایران چه برنامههایی در نظر گرفته شود تا در آغاز دبستان از آمادگی کافی برای یادگیری زبان فارسی با تجربهای شیرین برخوردار باشند؟
✓ پرسش ۸:
آیا منظورِ پیشنهاددهندگان «روز جهانی زبان مادری» به یونسکو، پاسداشت زبان ملی بود یا زبان محلی و چرا این روز به بهانهای برای حمله به «زبان ملی ایران» تبدیل شده است؟!
این مصاحبه برای اولینبار منتشر میشود.
در پخش و انتشار آن همراه ما باشید.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
زبان فارسی و گویشوَران آن/ بخش اول
گفتگو با دکتر علی اشرف صادقی؛ چهره ماندگار ادبیات ایران، مدیر گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
تهیه و تدوین: ماریا
✓ پرسش ۶:
زبان فارسی بهجز ایران،
برای مردم چه کشورهای دیگری ابزار قدرتآفرین و تمدنساز است و منافع مشترک با ایرانیان ایجاد میکند؟
✓ پرسش ۷:
برای کودکان مناطق دو زبانه و چندزبانهی ایران چه برنامههایی در نظر گرفته شود تا در آغاز دبستان از آمادگی کافی برای یادگیری زبان فارسی با تجربهای شیرین برخوردار باشند؟
✓ پرسش ۸:
آیا منظورِ پیشنهاددهندگان «روز جهانی زبان مادری» به یونسکو، پاسداشت زبان ملی بود یا زبان محلی و چرا این روز به بهانهای برای حمله به «زبان ملی ایران» تبدیل شده است؟!
این مصاحبه برای اولینبار منتشر میشود.
در پخش و انتشار آن همراه ما باشید.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍13
🟥◻️🟩تاثیر شاهنامه بر تاریخ ایران
تاریخِ بعد از اسلام را باید به پیش و پس از سرایشِ "شاهنامه" تقسیم کنیم؛ چون ایران پیش از شاهنامه مانند لختهای بود که شکل نگرفته بود و فردوسی مانند یک پیکرتراش آن را شکل داد، این هزار ساله ترکیبش را از شاهنامه گرفته است، باید قبول کنیم که چه خوب و چه بد، پروردهی این کتاب هستیم که راهنما و نشانهی هویّتِ ماست.
ایرانی برای آنکه بتواند از نو قد راست کند و به عنوان یک ملّتِ قابلِ احترام، خود را بنمایاند، احتیاج به چنین کتابی داشت و آن را به دست آورد. شاهنامه آغازگرِ دورانِ تازهای در زندگی ایرانی است، با این کتاب است که اقتدارِ سیاسیِ ایرانزمین تبدیل به «اقتدار فرهنگی» میشود. شاهنامه، ایرانِ پیش از اسلام را به ایرانِ بعد از اسلام پیوند زد و کاری کرد که او هم چنان در صحنهی جهانی، یک کشورِ برجسته و تأثیرگذار باقی بماند. سرایشِ این اثرِ بدیع، واکنشی بود در برابرِ رفتارِ تحقیرآمیزِ خلفای دمشق و بغداد، یعنی اگر زبان فارسیِ دَری و شاهنامه نیامده بودند، ایرانی هرگز ایرانی باقی نمیماند و چیز دیگری میشد.
📗 دیروزامروز فردا
✍🏼دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @atusa_sbu
تاریخِ بعد از اسلام را باید به پیش و پس از سرایشِ "شاهنامه" تقسیم کنیم؛ چون ایران پیش از شاهنامه مانند لختهای بود که شکل نگرفته بود و فردوسی مانند یک پیکرتراش آن را شکل داد، این هزار ساله ترکیبش را از شاهنامه گرفته است، باید قبول کنیم که چه خوب و چه بد، پروردهی این کتاب هستیم که راهنما و نشانهی هویّتِ ماست.
ایرانی برای آنکه بتواند از نو قد راست کند و به عنوان یک ملّتِ قابلِ احترام، خود را بنمایاند، احتیاج به چنین کتابی داشت و آن را به دست آورد. شاهنامه آغازگرِ دورانِ تازهای در زندگی ایرانی است، با این کتاب است که اقتدارِ سیاسیِ ایرانزمین تبدیل به «اقتدار فرهنگی» میشود. شاهنامه، ایرانِ پیش از اسلام را به ایرانِ بعد از اسلام پیوند زد و کاری کرد که او هم چنان در صحنهی جهانی، یک کشورِ برجسته و تأثیرگذار باقی بماند. سرایشِ این اثرِ بدیع، واکنشی بود در برابرِ رفتارِ تحقیرآمیزِ خلفای دمشق و بغداد، یعنی اگر زبان فارسیِ دَری و شاهنامه نیامده بودند، ایرانی هرگز ایرانی باقی نمیماند و چیز دیگری میشد.
📗 دیروزامروز فردا
✍🏼دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @atusa_sbu
👍17
مفهوم تاریخ در اندیشه شاهرخ مسکوب
✍ امید غیاثی
🔻مسکوب یکی از محبوبترین ادیبان و روشنفکران ایرانی در میان طیفهای مختلف فکری است به گونه ای که اغراق نیست اگر بگوییم کمتر از دیگران محل نزاع بوده است. با وجود این، زوایا و خبایای اندیشه او، مسیر فکریش در طی زندگی و نقدهای تند و تیزش که گاه دامن روشنفکران برجسته تاریخ معاصر را گرفته است، او را محل داوری قرار میدهد. هدف این یادداشت، توجه به مفهومی مهم در سیر اندیشه مسکوب است که کمتر بدان پرداخته شده است. مسکوب مورخ به معنای رایج نبود و خودش نیز هیچگاه خود را مورخ نمیدانست، اما به تاثیر تاریخ در وضعیت حال و آینده جامعه ایران واقف بود و بر آن تاکید بسیار داشت. بینش او درباره تاریخ را باید از میان خطوط آثار متعدد و پراکنده او دریافت و این یادداشت، اگر بتواند، میخواهد افقی در این زمینه بگشاید. عمده آثار مسکوب ذیل ادبیات به معنای عام و نقد ادبی قرار میگیرند، اما توجه او به میراث ایران از دوره باستان تا دوره معاصر و اهمیت زبان فارسی به مثابه پیوند دهنده ایرانیان، خود نشان دهنده علاقه او به تاریخ و اهمیت آن در اندیشه مسکوب است.
🔻یکی از مولفه های مهم درباره مفهوم تاریخ در اندیشه مسکوب، تمایزی است که او میان تاریخ و گذشته قائل می شود. در آخرین کتاب او، ارمغان مور، مینویسد که سنت مرده، یا تکرار سوگواری بر جنازهای رفته است و یا تکرار بی اختیار آیینهای گذشته. بنابراین میتوان چنین گفت که برای او گذشته و سنت به قصد فهم محل بحث بود و نه تقلید. در مجموعه سخنرانیهایی از او که در کتاب ملیت و زبان منتشر شده، بخشی به تاریخ اختصاص یافته است. وی در آنجا نیز توضیح میدهد که تاریخ با وضعیت حال آدمی گره خورده است. تاریخ میخواهد با نگاهی به گذشته، بفهمد که چرا وضعیت حال چنین است تا برای آینده راهی بیابد. این تصویر مسکوب از تاریخ، در فهمش از فردوسی نیز هویداست. آنجایی که در ارمغان مور، میگوید فردوسی آگاهانه پشت سر را مینگریست تا راه ناهموار پیش رو را بیابد. مسکوب بر همین اساس نتیجه میگیرد که قضیه تاریخ به این سادگی نیست. او در تعبیری جالب، تاریخ را نه واجد حرکتی یکسان و مداوم، بلکه پست و بلند و نامتوازن میداند. تعبیری که میتواند به تلقی هگلی از تاریخ پهلو زند که سیر حرکت تاریخی را نه خطی، که مارپیچی میدانست. مسکوب در نقد حزب توده و کارنامه آن، مسئلهاش را از مسئله سیاسی، به ادبیات معطوف میکند و در مقایسهای جالب، شاملو را نقد میکند. او مینویسد در دیدگاه شاملو، پیشینیان بیرحمانه نفی میشوند و او با این نفی، میخواهد زمان حال را اثبات کند. زمین پشت سر را میسوزاند، تا به خود بقبولاند که راهی به جز پیش رفتن نیست. مسکوب با این تلقی شاملو همدل نیست و معتقد است این خشم و خروشها نسبت به گذشته، چیزی را روشن نمیکند. او سپس با نقدی به شعر متعهد در دهه های پیش از انقلاب، که مفاهیم را به صورت دوگانه های قطبی میدید، مینویسد که دهه سی و چهل اوج باروری ادب فارسی بود، اما مرگ و زندگی را تنها در یک معنای محصور و بسته میدید. او خود را نیز وارد این نقد میکند که در ان دو دهه، ما اسیر ایدئولوژی سیاسی خاصی بودیم که سیر تاریخ را به ما یاد میداد. او معتقد است این معنای خاص از تاریخ، اجازه نمیداد که مفاهیم هزار چهره و عمیق مرگ یا رهایی را ببینیم. او بر همین اساس، نقدی که شاملو به حمیدی شیرازی وارد کرده بود را به خود او برمیگرداند. شاملو حمیدی را به تکرار و تقلید گذشتگان متهم کرده بود. مسکوب نیز شاملو را اسیر سنت خودش میداند. درواقع شاملو نیز اسیر تکرار و تقلید تجربه خود شده بود. مسکوب در نقد این نوع نگاه به گذشته، که اسیر تکرار و تقلید میشود، به داستان دن کیشوت گریزی میزند. پهلوان دنیای خیالی که میخواهد دورانی مرده را زنده کند و آن مرده را بزید.
🔻نکته مهم دیگری درباره مفهوم تاریخ در اندیشه مسکوب وجود دارد و آن توجه وی به پیوند تاریخ و جغرافیاست. از این دیدگاه است که مسئله ایران برای او در اولویت قرار میگیرد. او معتقد بود که تاریح در جغرافیا تحقق میپذیرد. برهمین اساس تحلیل میکرد که در اقوام بیابانگرد، تاریخ، جای خود را به نسبنامه وامیگذاشت. او در مصاحبه با علی بنوعزیزی نیز، این نگاه که در شکستهای تاریخی باید همواره به دنبال عوامل بیرونی بود را نقد میکند. توجه او به عوامل داخلی جلب شده بود. به نظر میرسد که در نهایت، میتوان فهم مسکوب از تاریخ را، نوعی نگاه غیرپوزیتیویستی و پدیدارشناسانه(چنان که در «در کوی دوست» به صراحت روش خود را اعلام میکند)، گشوده و غیرایدئولوژیک، با محوریت ایران به عنوان مسئله او، دانست. بدیهی است که این یادداشت تنها شمهای از اندیشه ادیبی است که میگفت ایرانی بودن با همه رنجهایش، به زبان فارسیاش می ارزد.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
✍ امید غیاثی
🔻مسکوب یکی از محبوبترین ادیبان و روشنفکران ایرانی در میان طیفهای مختلف فکری است به گونه ای که اغراق نیست اگر بگوییم کمتر از دیگران محل نزاع بوده است. با وجود این، زوایا و خبایای اندیشه او، مسیر فکریش در طی زندگی و نقدهای تند و تیزش که گاه دامن روشنفکران برجسته تاریخ معاصر را گرفته است، او را محل داوری قرار میدهد. هدف این یادداشت، توجه به مفهومی مهم در سیر اندیشه مسکوب است که کمتر بدان پرداخته شده است. مسکوب مورخ به معنای رایج نبود و خودش نیز هیچگاه خود را مورخ نمیدانست، اما به تاثیر تاریخ در وضعیت حال و آینده جامعه ایران واقف بود و بر آن تاکید بسیار داشت. بینش او درباره تاریخ را باید از میان خطوط آثار متعدد و پراکنده او دریافت و این یادداشت، اگر بتواند، میخواهد افقی در این زمینه بگشاید. عمده آثار مسکوب ذیل ادبیات به معنای عام و نقد ادبی قرار میگیرند، اما توجه او به میراث ایران از دوره باستان تا دوره معاصر و اهمیت زبان فارسی به مثابه پیوند دهنده ایرانیان، خود نشان دهنده علاقه او به تاریخ و اهمیت آن در اندیشه مسکوب است.
🔻یکی از مولفه های مهم درباره مفهوم تاریخ در اندیشه مسکوب، تمایزی است که او میان تاریخ و گذشته قائل می شود. در آخرین کتاب او، ارمغان مور، مینویسد که سنت مرده، یا تکرار سوگواری بر جنازهای رفته است و یا تکرار بی اختیار آیینهای گذشته. بنابراین میتوان چنین گفت که برای او گذشته و سنت به قصد فهم محل بحث بود و نه تقلید. در مجموعه سخنرانیهایی از او که در کتاب ملیت و زبان منتشر شده، بخشی به تاریخ اختصاص یافته است. وی در آنجا نیز توضیح میدهد که تاریخ با وضعیت حال آدمی گره خورده است. تاریخ میخواهد با نگاهی به گذشته، بفهمد که چرا وضعیت حال چنین است تا برای آینده راهی بیابد. این تصویر مسکوب از تاریخ، در فهمش از فردوسی نیز هویداست. آنجایی که در ارمغان مور، میگوید فردوسی آگاهانه پشت سر را مینگریست تا راه ناهموار پیش رو را بیابد. مسکوب بر همین اساس نتیجه میگیرد که قضیه تاریخ به این سادگی نیست. او در تعبیری جالب، تاریخ را نه واجد حرکتی یکسان و مداوم، بلکه پست و بلند و نامتوازن میداند. تعبیری که میتواند به تلقی هگلی از تاریخ پهلو زند که سیر حرکت تاریخی را نه خطی، که مارپیچی میدانست. مسکوب در نقد حزب توده و کارنامه آن، مسئلهاش را از مسئله سیاسی، به ادبیات معطوف میکند و در مقایسهای جالب، شاملو را نقد میکند. او مینویسد در دیدگاه شاملو، پیشینیان بیرحمانه نفی میشوند و او با این نفی، میخواهد زمان حال را اثبات کند. زمین پشت سر را میسوزاند، تا به خود بقبولاند که راهی به جز پیش رفتن نیست. مسکوب با این تلقی شاملو همدل نیست و معتقد است این خشم و خروشها نسبت به گذشته، چیزی را روشن نمیکند. او سپس با نقدی به شعر متعهد در دهه های پیش از انقلاب، که مفاهیم را به صورت دوگانه های قطبی میدید، مینویسد که دهه سی و چهل اوج باروری ادب فارسی بود، اما مرگ و زندگی را تنها در یک معنای محصور و بسته میدید. او خود را نیز وارد این نقد میکند که در ان دو دهه، ما اسیر ایدئولوژی سیاسی خاصی بودیم که سیر تاریخ را به ما یاد میداد. او معتقد است این معنای خاص از تاریخ، اجازه نمیداد که مفاهیم هزار چهره و عمیق مرگ یا رهایی را ببینیم. او بر همین اساس، نقدی که شاملو به حمیدی شیرازی وارد کرده بود را به خود او برمیگرداند. شاملو حمیدی را به تکرار و تقلید گذشتگان متهم کرده بود. مسکوب نیز شاملو را اسیر سنت خودش میداند. درواقع شاملو نیز اسیر تکرار و تقلید تجربه خود شده بود. مسکوب در نقد این نوع نگاه به گذشته، که اسیر تکرار و تقلید میشود، به داستان دن کیشوت گریزی میزند. پهلوان دنیای خیالی که میخواهد دورانی مرده را زنده کند و آن مرده را بزید.
🔻نکته مهم دیگری درباره مفهوم تاریخ در اندیشه مسکوب وجود دارد و آن توجه وی به پیوند تاریخ و جغرافیاست. از این دیدگاه است که مسئله ایران برای او در اولویت قرار میگیرد. او معتقد بود که تاریح در جغرافیا تحقق میپذیرد. برهمین اساس تحلیل میکرد که در اقوام بیابانگرد، تاریخ، جای خود را به نسبنامه وامیگذاشت. او در مصاحبه با علی بنوعزیزی نیز، این نگاه که در شکستهای تاریخی باید همواره به دنبال عوامل بیرونی بود را نقد میکند. توجه او به عوامل داخلی جلب شده بود. به نظر میرسد که در نهایت، میتوان فهم مسکوب از تاریخ را، نوعی نگاه غیرپوزیتیویستی و پدیدارشناسانه(چنان که در «در کوی دوست» به صراحت روش خود را اعلام میکند)، گشوده و غیرایدئولوژیک، با محوریت ایران به عنوان مسئله او، دانست. بدیهی است که این یادداشت تنها شمهای از اندیشه ادیبی است که میگفت ایرانی بودن با همه رنجهایش، به زبان فارسیاش می ارزد.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍12👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زبان فارسی و گویشوَران آن/ بخش دوم
گفتگو با دکتر علی اشرف صادقی؛ چهره ماندگار ادبیات ایران، مدیرگروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
تهیه و تدوین: ماریا
✓ پرسش ۹:
آیا آزادیعملی که در ایران از گذشتههای دور تا امروز برای گویشورانِ زبانهای محلی وجود داشته است، در مقایسه با دیگر کشورها کمنظیر نیست؟
✓ پرسش ۱۰ :
آیا بر خلاف ادعای گروههای ایرانستیز که زبانهای ترکی، کردی، بلوچی و عربی در ایران را در معرض خطر میدانند، این چهار زبان در حال گسترش هستند و برعکس، گویشهایی از فارسی در آستانهی انقراض هستند؟
✓ پرسش ۱۱:
آیا از اواخر دهه ۸۰ خورشیدی «پروژهای برای قومیسازی در ایران» کلید خورده است، که از تغییر ادبیات سیاسی مقامات و رسانهها تا تبلیغات صداوسیما، بیلبوردها شهرداریها اجرایی شده؟
این مصاحبه برای اولینبار منتشر میشود.
در پخش و انتشار آن همراه باشید.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
گفتگو با دکتر علی اشرف صادقی؛ چهره ماندگار ادبیات ایران، مدیرگروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
تهیه و تدوین: ماریا
✓ پرسش ۹:
آیا آزادیعملی که در ایران از گذشتههای دور تا امروز برای گویشورانِ زبانهای محلی وجود داشته است، در مقایسه با دیگر کشورها کمنظیر نیست؟
✓ پرسش ۱۰ :
آیا بر خلاف ادعای گروههای ایرانستیز که زبانهای ترکی، کردی، بلوچی و عربی در ایران را در معرض خطر میدانند، این چهار زبان در حال گسترش هستند و برعکس، گویشهایی از فارسی در آستانهی انقراض هستند؟
✓ پرسش ۱۱:
آیا از اواخر دهه ۸۰ خورشیدی «پروژهای برای قومیسازی در ایران» کلید خورده است، که از تغییر ادبیات سیاسی مقامات و رسانهها تا تبلیغات صداوسیما، بیلبوردها شهرداریها اجرایی شده؟
این مصاحبه برای اولینبار منتشر میشود.
در پخش و انتشار آن همراه باشید.
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍13
🔻پس از شورش افغان و سقوط اصفهان، عثمانی موقع را غنیمت شمرد و به غرب ایران تاخت. مقاومت مردمی در برابر قشون اشغالگر از صحنههای حماسی تاریخ ایران است که کمتر بدان پرداخته شده. یکی از این شهرها که در برابر عثمانی ایستاد تبریز بود. ولی ایستادگی توده مردم در برابر دشمنی بدان قدرت، محدود است. اینک صحنهای از پایان مقاومت تبریز از تاریخ حزین:
🔸《...رومیان به شهر ریختند، شمشیرها آخته تا پنجروز در کوچه و بازار قتال کردند. تا آنکه رومیان از محاربه ایشان به تنگ آمده ندا در دادند که ترک جنگ کرده با اطفال و عیال و مال آنچه توانید برداشته به سلامت از شهر بیرون روید. قریب به پنجهزارکس که از تمامی خلق بیشمار آن شهر مانده بودند، به دستی شمشیر و به دستی عیال خود گرفته از میان سپاه روم بیرون رفتند و آنگونه مردی و تهور از عوام شهری در روزگار کمتر واقع شده باشد.》
حزین لاهیجی، تاریخ حزین، صص ۷۴_۷۵
پینوشت:
▫️مراد از روم، عثمانی است. ایرانیها تا دوره مدرن عثمانی را روم میخواندند./اردلان کوزهگر
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
🔸《...رومیان به شهر ریختند، شمشیرها آخته تا پنجروز در کوچه و بازار قتال کردند. تا آنکه رومیان از محاربه ایشان به تنگ آمده ندا در دادند که ترک جنگ کرده با اطفال و عیال و مال آنچه توانید برداشته به سلامت از شهر بیرون روید. قریب به پنجهزارکس که از تمامی خلق بیشمار آن شهر مانده بودند، به دستی شمشیر و به دستی عیال خود گرفته از میان سپاه روم بیرون رفتند و آنگونه مردی و تهور از عوام شهری در روزگار کمتر واقع شده باشد.》
حزین لاهیجی، تاریخ حزین، صص ۷۴_۷۵
پینوشت:
▫️مراد از روم، عثمانی است. ایرانیها تا دوره مدرن عثمانی را روم میخواندند./اردلان کوزهگر
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍26👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران به چه مفهومی است؟
آیا میتوان تاریخ ایران را حول محور «نام ایران » به بحث و گفتوگو گذاشت؟
آیا ایران کشوری کثیرالمله است یا ملتی واحد؟
هویت ایرانی به چه معنی است؟
جریانهای ایران ستیز کدامند و چرا با نام و هویت ایرانی دشمنی میکنند؟
آیا میتوان مبانی ایران آزاد و آباد را حول محور «مفهوم ایران» بنا نهاد؟
این موضوعات و بیشتر از آن در «سلسله نشستهای ایران کجاست» با حضور اساتید تاریخ و علوم انسانی در موسسه علمی و تاریخی آتوسا و تلویزیون اینترنتی روزنامه آسیا
ویدیو بالا را مشاهده بفرمایید و برای علاقمندان این حوزه ارسال بفرمایید
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
آسیا نیوز ایران
عضو کانال تلگرام موسسه آتوسا شوید و سلسله نشستهایایران کجاست را دنبال کنید:👇👇
🆔 @atusa_sbu
آیا میتوان تاریخ ایران را حول محور «نام ایران » به بحث و گفتوگو گذاشت؟
آیا ایران کشوری کثیرالمله است یا ملتی واحد؟
هویت ایرانی به چه معنی است؟
جریانهای ایران ستیز کدامند و چرا با نام و هویت ایرانی دشمنی میکنند؟
آیا میتوان مبانی ایران آزاد و آباد را حول محور «مفهوم ایران» بنا نهاد؟
این موضوعات و بیشتر از آن در «سلسله نشستهای ایران کجاست» با حضور اساتید تاریخ و علوم انسانی در موسسه علمی و تاریخی آتوسا و تلویزیون اینترنتی روزنامه آسیا
ویدیو بالا را مشاهده بفرمایید و برای علاقمندان این حوزه ارسال بفرمایید
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
آسیا نیوز ایران
عضو کانال تلگرام موسسه آتوسا شوید و سلسله نشستهایایران کجاست را دنبال کنید:👇👇
🆔 @atusa_sbu
👍21👎2