اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا
3.17K subscribers
76 photos
144 videos
8 files
157 links
🔸نهاد ترویجی دانش تاریخی و اندیشه سیاسی در ایران

یوتیوب:
https://www.youtube.com/@AtusaThinkTank
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/atusathinktank?stkn=MWZjbGVjczQ2N2RtYQ==

راه ارتباطی در تلگرام: @atusathinktank2
Download Telegram
تقدیر تاریخی و فرم دولت در ایران در اندیشه جواد طباطبایی

✍ امید غیاثی

در یکمین سالگرد فقدان جواد طباطبایی، همچنان افقی که وی از دیدگاه تاریخ اندیشه، برای فهم گذشته، حال و وضعیت آینده ایران گشود، محل مباحثه و تامل است و به نظر بیش از پیش، نیاز به دنبال کردن آرای او احساس میشود. یکی از موضوعاتی که در تفسیر اندیشه طباطبایی مطرح بوده است و موافقان و و مخالفان طباطبایی از دیرباز به آن پرداخته‌اند، فرم دولت مدنظر وی بوده است. اگر مخالف‌خوانی‌ها و موافق‌خوانی‌ها که از منظر ایدئولوژیک و به تعبیر خود طباطبایی برای کسب جایگاهی در ساختار قدرت سیاسی اتخاذ میشود را کنار بگذاریم، یکی از مواردی که جدی به این بحث پرداخته شد، در اختلاف نظری بود که میان رضا نجف‌زاده از یکسو و شروین مقیمی از سوی دیگر، در نشستی که با عنوان «صلح در اندیشه ایرانشهری» برگزار گردید، رخ نمود. نگارنده که پیشتر یادداشتی درباره این مباحثه از زاویه دیگر نگاشته بود، اینک به این مسئله خواهد پرداخت و تلاش میکند فهم خود را، به‌ویژه، در پیوندی با مفهوم تاریخ از دیدگاه طباطبایی، بیان کند. طباطبایی در یکی از آخرین سخنرانی‌هایش که در دانشگاه پُتسدام آلمان ایراد شد، برخی نظراتش را دقیقتر بیان کرده و تلاش کرده است تا آنها را توضیح بیشتری دهد. این نکته را باید مدنظر داشت که طباطبایی در آثار و نوشته‌هایش، تحت تاثیر لئو اشتراوس بود و همواره به Art of Writing مدنظر وی پایبند بود. بنابراین باید تلاش کرد تا موضع او را در قبال فرم دولت در ایران، به تعبیر خود او، از میان خطوط خواند. در سخنرانی یاد شده در دانشگاه پُتسدام، طباطبایی صریح به این پرسش پاسخ میگوید که فرم مدنظر دولت در اندیشه او چیست(در اختلاف‌نظر میان شروین مقیمی و رضا نجف زاده در نشستی که اشاره شد، مقیمی استدلال میکند که در نهایت در اندیشه طباطبایی، نوعی سلطنت مشروطه محافظه‌کار مدرن برای فرم دولت مراد می‌شود، در حالی که از دیدگاه نجف‌زاده، اندیشه طباطبایی آبستن نوعی میهن دوستی جمهوریخواهانه است).  طباطبایی صریحا استدلال میکند تا زمانی که دولت به معنای واقعی کلمه استقرار نیابد، اساسا سخن از فرم آن محلی از اعراب ندارد. به بیان دیگر، فلسفه وجود دولت، مسئله بنیادین است و نه فرم آن در وهله نخست.
اشارات متعدد طباطبایی به قدیم بودن ملت ایران و اینکه این ملت در مقاطعی دولت خود را ایجاد کرده است را باید از این زاویه فهمید. بنابراین شاید نکته نخست آن باشد که بحث طباطبایی پیچیده‌تر از آن است که بتوان لباس یک ایدئولوژی خاص سیاسی را به سادگی بر آن پوشاند. در فصل پایانی کتاب مبانی نظری مشروطه‌خواهی(بخش دوم از جلد دوم نظریه حکومت قانون در ایران)، طباطبایی با پیش کشیدن جدال متقدمین و متاخرین در نظام سنت قدمایی، در فاصله میان اصلاحات عباس‌میرزا در دارالسلطنه تبریز تا به ثمر نشستن جنبش مشروطه‌خواهی و تشکیل مجلس اول، اشارات متعددی دارد که برای بحث حاضر مفید فایده است. نکته بنیادینی در این فصل همواره خودش را نشان میدهد و آن اهمیت تاریخ است! طباطبایی بارها در این فصل به این موضوع اشاره می‌کند که در اندیشه دوران جدید، همه امور در زهدان تاریخ تکوین یافته، و تحول می‌یابند. نقدهای متعدد او در این فصل به تفسیر ماشاالله آجودانی از جنبش مشروطیت در ایران، ناظر بر همین نکته است.

🆔 @atusa_sbu

ادامه یادداشت در پست بعدی👇
👍2
ادامه یادداشت بالا👆
مشروطیت، خواستی از درون ایران بود که در فاصله میان بسته شدن نخستین نطفه‌های آگاهی از مفهوم انحطاط، در جنگهای ایران و روس، تا نیمه دوم عصر ناصری و سه دهه ای که به پیروزی مشروطیت انجامید، در بستری تاریخی شکل گرفت و با همه کمبودها و نواقصش، ایران را در آستانه دوران جدید قرار داد. از این نقد طباطبایی به آجودانی، و با عنایت به تصریحی که درباره فرم دولت در ایران، در سخنرانی پُتسدام کرده است، میتوان چنین برداشت کرد که وارد کردن سازوکارهای کشورهای پیشرفته  و مفاهیم وارداتی، لزوما به معنای تثبیت آن نیست. بنابراین اینگونه نیست که گویی با وارد کردن فرم جمهوری از دولت، که در تاریخ کهن ما سابقه نداشته است، یکشبه همه مشکلات حل میشود! گویی که داروی شفابخش است. از سوی دیگر، در اندیشه طباطبایی، تاریخ امری گشوده است و مراد او بازگشت به هیچ ناحیه سنت قدمایی، به قصد تقلید نیست، بلکه به قصد تاسیس است. به تعبیر جالبی که در پَتسدام میگوید، طباطبایی میخواهد با کلنجار رفتن با نواحی متفاوت سنت، ببیند در کدام ناحیه میتوان بنایی جدید برافراشت و به بیان فردوسی بر پِی سنت، کاخی برافراشت که ایران را در دوره مدرن چنان تثبیت کند که از باد و باران گزند نیابد. براین اساس فهمی غیرایدئولوژیک از اندیشه طباطبایی بدست داده میشود که تاریخ را به مثابه امری کانونی، اما غیرذاتی و غیرایدئال لحاظ میکند. اگرچه به تعبیر خود او، سیاستنامه خواجه نظام‌الملک، نزدیک به هزار سال سرمشق عملی سیاست ایران بوده است، اما بنا نیست ما به آن و مبانی‌اش به قصد تقلید بازگردیم. با پیروزی مشروطه و استقرار نهادهای حکومت قانون، دورانی در ایران آغاز شده است که بازگشت به عقب را برای همیشه ناممکن میکند. طباطبایی بر همین اساس بر سنتمداران از یکسو و ایدئولوژیک‌کنندگان سنت در سنت روشنفکری، از سوی دیگر، نقد میکند که آنها نیز زمانی که از سنت سخن میگویند، لاجرم به زبان تجدد و مفاهیم آن سخن میگویند. مفاهیمی مثل دمکراسی از دیدگاه طباطبایی، تا زمانی که مبانی آن در خاستگاهش فهمیده نشده و نتوان در نسبتی با سنت قدمایی ما آن را طرح کرد، مفاهیمی نیستند که یکشبه بتوان در جامعه ایران پیاده کرد، و به طریق اولی نمیتوان با ملاک قرار دادن آن از خوانش جامعه‌شناختیِ غیرتاریخی، با میراث و سنت مشروطه تسویه حساب کرد(در همین کتاب، طباطبایی نقل‌قولی جالب از مهدی‌قلی‌هدایت می‌آورد که تمایز میان حکومت مشروطه و حکومت استبدادی را نشان میدهد). طباطبایی با صراحت اشاره میکند مشروطه که بنا داشت حکومت قانون را پیاده کند، در تحول خود میبایست به دمکراسی برسد.
اندیشه ایرانشهری که صورتی کهن دارد، باید از لحاظ مضمون بتواند با مناسبات تمدن جدید نسبتی برقرار کرده و تحول یابد. به دلیل زوال اندیشه و انحطاط تمدنی در تاریخ ایران تا پیش از دوران جدید، پیچیدگی این مسئله بیش از پیش خودش را نشان میدهد. از سوی دیگر، اگر فرم دولت، بخواهد از آنچه در تاریخ ایران در مقاطع مهمی ایجاد شده، تفاوت یابد و به فرمی مانند جمهوری بدل شود، نخست باید دولت استقرار بابد، و سپس با تحولی در بطن تاریخ، بتوان مفاهیم جدید این فرم دولت را به محک مواد تاریخ ایران، و فرم پیشین زد، تا بتوان زوایا و خبایای این تغییر فرم را بیش از پیش دریافت.
🆔 @atusa_sbu

بخش پایانی یادداشت در پست بعدی:👇
👍2
ادامه یادداشت بالا:👆

این تحول، برای تثبیت، نیازمند دگردیسی و به بیان هگلِی، یک حل و رفع دیالکتیکی است تا رابطه مفاهیم فرم دولت جدید با مفاهیم پیشین، به نفع مضمون جدید به هم خورده و در وحدتی تاریخی، خودش را تثبیت کند. بنابراین شاید اینگونه بتوان گفت که از دیدگاه طباطبایی، نه حکومت پادشاهی ذاتی تاریخ ایران است، به این معنا که گویی تقدیر تاریخی و ذاتگرایانه‌ای برای ما وجود دارد، و نه فرم جمهوری، برابرایستای دمکراسی است و  میتواند بدون لحاظ کردن همه ظرایف، پیچیدگی‌ها و کارکردهای فرم پیشین، خودش را در جامعه ایران تثبیت کند. طباطبایی در فصل «طرحی از نظریه دولت در ایران»، در کتاب دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط ایران، توضیح میدهد که پشتوانه تکوین «ملیت ایرانی»، اندیشه ایرانشهری است و نه نظام شاهنشاهی، اما واقعیت تاریخی ایران با اقوام متنوع و ضرورت حفظ وحدت سرزمینی آن ایجاب میکرده است که ایرانیان، به ویژه وزیران، آن شیوه فرمانروایی را به اقوام مهاجر نیز دیکته کنند. به بیان دیگر، تاکید طباطبایی بر اندیشه است و نه یک فرم خاص. درواقع، این توضیح از ملیت ایرانی، که روی دیگری از همان سخن طباطبایی است که ملت ایرانی قدیم است که در مقاطعی از تاریخ نیز توانسته است دولت خود را ایجاد کند، تفسیر طباطبایی از مشروطیت را نه یک فرم خاص از دولت، بلکه از دیدگاه اندیشه، نوزایشی در عمل نشان میدهد. براین اساس میتوان گفت که افقی که طباطبایی پیش روی ما میگذارد، مسئله استقرار دولت در ایران است.
طباطبایی که همواره از منظر تجدد به تاریخ می‌نگریست، بر آن بود که بدون سنت نمیتوان اندیشید. در سخنرانی پُتسدام به صراحت به این نکته اشاره میکند و چنانکه نگارنده نیز در یادداشتها و مقالات خویش هنگام ارجاع به نظرات طباطبایی دریافته بود، او اشاره میکند که در آلمان به بحث سنت توجهی عمیق پیدا کرده است، که در فرانسه بسیار کمتر و در جهان انگلیسی‌زبان هم عملا توجه خاصی به آن نشده است. بنابراین، در نتیجه‌گیری میتوان گفت تاریخ از دیدگاه طباطبایی، به تعبیری که فیلسوف برجسته آلمانی، هانس گئورگ گادامر، تفسیر میکند، امری گشوده است، اما این گشودگی همواره در نسبتی با وضع پیشین سنت قرار دارد. این گشودگی، نه آن گشودگی است که اساس ملیت و استقرار دولت در ایران را هدف بگیرد، چنانکه در دیدگاه طباطبایی، ایدئولوژیهای سنتگرا و دیدگاههای چپ با رگه‌های پستمدرن برای جامعه ایران تجویز میکنند، بلکه آن گشودگی است که به تعبیر گادامر، همواره تاریخ را Bewahrung  و Bewährung میداند. براین اساس نوع فرم دولت در ایران از دیدگاه طباطبایی، پیوندی بنیادین با فهم او از تاریخ دارد. طباطبایی در واپسین کتاب خود، ضمن اشاره به پیچیدگی‌های ایران به مثابه یک مشکل علمی، اشاره میکند  ایران به عنوان ایرانشهر، کشور «دولت جان و روان»(Empire of Mind) است که تفاهمی ملی را از دیرباز ممکن کرده است. این نکته مثبت از نظام سنت قدمایی، در تعبیر طباطبایی از فرم دولت در ایران، نباید با مفاهیمی که نسبتشان با این وضعیت ما مشخص نشده، دچار فروپاشی گردد که دیگر نمیتوان به تجددی که در آستانه آن ایستاده ایم، راه برد. این یادداشت، بر آن بود تا بتواند زوایایی از این موضوع مهم در دیدگاه طباطبایی را برجسته کند، بدیهی است که تازه آغاز راه در فهم موضوع موردنظر در اندیشه طباطبایی است.
پایان
🆔 @atusa_sbu
👍2
تابوت کودک اشکانی در رامشیر خوزستان

محوطه باستانی تل رضوان در جنوب شرق شهرستان رامشیر واقع شده است. اين محوطه از محوطه‌های شاخص دوره الیمايی در جنوب شرق استان خوزستان است که در سال 1388 و 1392 مورد بررسی و کاوش قرار گرفته است. 

اين محوطه اولین بار در سال 1387 توسط آقای مجید سروش نیا، کارشناس میراث فرهنگی رامهرمز، شناسايی و جهت ثبت در لیست آثار ملی معرفی گرديد. 

با توجه به فرسايش شديد و شسته شدن ضلع جنوب غربی تل رضوان که به وسیلۀ آب باران صورت گرفته بود، قسمتی از يک تابوت سفالی متعلق به دورۀ اشکانی آشکار شد. تابوت مورد مذکور متعلق به يک کودک بوده که به صورت چمباته‌ای درون تابوت گذاشته شده بود. سر متوفی در جهت شمال، صورت به سمت شرق و بر روي پهلوی چپ خوابانیده شده بود. همراه با اين کودک يک عدد ظرف سفالی درون تابوت قرار داده شده بود. همچنین آثار يک اجاق نیز در قسمت شرق تابوت به دست آمد. 

در این محوطه علاوه بر تدفین تابوتی، سکه‌هایی متعلق به پادشاهان الیمایی (کامناسکیر‌چهارم و ارد دوم)، سفال نوشته یا استروکا و قطعاتی از سفال به دست آمده است.
این تابوت اکنون در موزه هفت تپه نگهداری می‌شود.
🆔 @atusa_sbu
👍8
کتاب: «جغرافیای نبردها و لشکرکشی‌های داریوش یکم بر اساس کتیبه بیستون» منتشر شد

کتاب پیش‌رو بر پایهٔ جغرافیای تاریخی فلات ایران، تاریخ‌ و محل ذکرشدهٔ برخی نبردها و سرعت حرکت سپاه شاهنشاهی است که شرح کاملی از نبردهای داریوش بزرگ و روایت متفاوتی با آنچه تا به امروز درباره حوادث سال نخست شاهنشاهی داریوش بزرگ خوانده یا شنیده‌اید، به دست می‌دهد. بخصوص آنکه این اطلاعات جغرافیایی با نقشه راه‌ها و مسیر نبردها ارائه شده است و برای خواننده ملموس‌ و سودمند است.
نویسنده: مریم روشن بین
انتشارات: فروهر
سال انتشار: اسفند ۱۴۰۲

🆔 @atusa_sbu
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بیست و یکم اسفندماه، روزِ بزرگداشت حکیم نظامی گنجه‌ای، شاعر و ادیب نامدار ایرانی گرامی باد.

🆔 @atusa_sbu
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو بسیار زیبا و کمیاب چهارشنبه سوری همراه با اجرای رقص بسیار زیبا از گروه کُر دختران ایران

🆔 @atusa_sbu
👍5
آیین چهارشنبه سوری

✍ ابوالقاسم اسماعیل‌پور

جشن چهارشنبه سوری در اصل جشن سوری نام داشت و اصطلاح چهارشنبه احتمالا بعد از اسلام به آن افزوده شده است. چون پیش از اسلام، واژه های شنبه و یک شنبه در میان زرتشتیان رواج نداشت و برای روزهای هفته از نام ایزدان استفاده می کردند مثل هرمزد روز، بهمن روز و غیره... اطلاق لفظ چهارشنبه برای این جشن دقیقا معلوم نیست. اما ایرانیانِ زرتشتی مانند یهودیان و برخی از اقوام دیگر ایرانی از شنبه، یکشنبه و... بهره می بردند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه اشاره ای دارد به این که اول شب چهارشنبه در نزد یهودیان ایران، ساعتِ آفریده شدنِ خورشید بوده و چون در یکی از گاهشماری های قدیم، آغازِ شب چهارشنبه را مبدا سال قرار داده اند، این روز، روز خاصی شد و جشن و شادی چهارشنبه سوری شاید به این دلیل باشد. شاید هم عدد چهار در چهارشنبه نماد چهار فصل سال باشد که در این روز به پایان می رسد. به هر جهت، جشن سوری عبارت بوده از روشن کردن آتش برای گرم کردن هوا و زود رسیدن بهار و نوروز.

در نزد ایرانیان باستان، آتش مظهر پاکی و پاک کنندگی و از میان برنده ی آلودگی ها بوده،و آتش را مقدس می دانستند. آتش افروزیِ جشن سوری در واقع جشنی بسیار کهن و باوری عامیانه بوده و بیشتر جنبه ی جادویی داشته است، و به راستی جادوی گرم کردن هوا بود تا خورشید نزدیک تر شود و گرما به زمین برسد. از نظر نجومی در آغاز نوروز، خورشید از برج حوت (برج ماهی) به برج حمل (برج بره) می آید یعنی به زمین بسیار نزدیک می شود. در شب چهارشنبه سوری، آتش می افروختند تا زردی و سستی و رخوت زمستانی از تن دور شود و سرخی و گرمی آتش به انسان برسد. در برخی از مناطق ایران، از جمله در آذربایجان و همدان در چهارشنبه سوری، تندیسه و مظهری از زمستان درست می کردند و آن را می زدند و از آبادی بیرون می کردند و جشن می گرفتند. حتی امروز هم در شب چهارشنبه سوری بچه ها معمولا صورت خود را می پوشانند یا چادر برسر می کنند و به در خانه ها می آیند تا هدیه بگیرند.این یک آیین معمولی است ولی می توان آن را با بازگشت فره وشی ها یا ارواح متوفا سنجید.(ص ۳۵ _ ۳۶)

منبع: ابوالقاسم اسماعیل‌پور، چشمه های بیدار. جستارهای ایران شناسی، تهران. انتشارات هیرمند. چاپ اول، سال۱۳۹۶

پایان

🆔 @atusa_sbu
👍5👎1
🔺درحاشیه آسیب دیدن بناها و آثار تاریخی ایران در چهارشنبه‏‌سوری با نارنجک‏‌های دستی

میراث‌سوزی

✍ افشین امیرشاهی

🔸چهارشنبه‌سوری امسال شاهد چند اتفاق تلخ بودیم که یکی از آنها تخریب میراث فرهنگی ایران با نارنجک دستی بود. آخرین چهارشنبه سال، کتیبه تاریخی خشایارشا هخامنشی در گنج‌نامه همدان آسیب دید. پل خواجوی اصفهان و طاق‌های بسیار زیبا و خیره‌کننده آن در قسمت میانی با نارنجک دستی هدف قرار گرفت و در و دیوار خانه فروغ فرخزاد در محله امیریه تهران با مواد محترقه، رنگ سیاه به خودش گرفت.

🔸تخریب میراث فرهنگی کشورمان در چهارشنبه‌سوری شاید در نگاه اول جدای از اینکه بسیار ناراحت‌کننده است، تعجب برانگیز هم باشد. اما اگر دقیق‌تر مشاهده کنیم، متوجه می‌شویم چنین اتفاقی یک‌شبه رخ نداده است، بلکه بخشی از سیاست‌های فرهنگی کشور در طول سال‌های گذشته زمینه‌ساز چنین اتفاقات ناراحت‌کننده و تأسف‌باری بوده است.

🔸چون بسیاری از سیاست‌های رسمی کشور به سیر فاصله گرفتن جامعه ایرانی از میراث فرهنگی منجر شده است. سیاستگذاران کشور در سال‌های گذشته بی‌توجهی‌های فراوان نسبت به آیین و رسوم ایران صورت داده‌اند. حتی برخی از آیین‌های باستانی ایرانیان را نفی کرده‌اند. برگزاری برخی از آیین‌ها و میراث ایرانی، همواره دشواری‌های خاص خودش را داشته است. هیچ‌گاه ندیده‌ایم حکومت خودش متولی برگزاری چهارشنبه‌سوری شود و شرایط و امکاناتی برای جشن و شادی مردم فراهم کند. چهارشنبه‌سوری را  گاه معادل آتش‌پرستی تعریف کرده‌اند. رسم قاشق‌زنی تقریباً برچیده شده و کمتر خبری از آن در مراسم شبِ چهارشنبه آخر سال به چشم می‌خورد. نوع مواجهه حکومت با آیین‌های ایرانی باعث‌شده که بسیاری از ما فرهنگ و رسوم کهن‌مان را فراموش کنیم. چه زمانی به یاد دارید که مسئولان ما خودشان برای شناخت این سرزمین باستانی و آیین‌هایش تدارک مناسبی صورت داده باشند؟

🔸میراث فرهنگی ایران در سال‌های پس از انقلاب بی‌مهری‌های فراوانی به خود دیده و حرمت خودش را از دست داده است. پس دور از ذهن نیست مراسمی مثل چهارشنبه‌سوری که رسم و رسوم خاص خودش را دارد به بیراهه برود و به ترقه‌بازی و منفجر کردن نارنجک دستی محدود شود که هرسال چندین و چند کشته و مجروح، ساختمان‌های تخریب‌شده و به‌تازگی میراث فرهنگی آسیب‌دیده در پی دارد.

🔸متاسفانه در چهل و اندی سال گذشته بسیاری از مدیران کشور درد میراث فرهنگی نداشتند. کسی که به چیزی علاقه داشته باشد درد آن را هم پیدا می‌کند، پس برای حفظ آن چیزی که دردمندش است، تلاش می‌کند. اگر یک مدیر دولتی یا نماینده مجلس درد احداث پتروشیمی در محیط زیست را داشته باشد برای انجام آن اقدام می‌کند. اگر کسی چهارشنبه‌سوری را معادل آتش‌پرستی بداند طبیعی است که درجهت آن چیزی که دردش را دارد، حرکت خواهد کرد. اگر یک نفر به ایده‌ای متکی باشد تلاش می‌کند که آن ایده گسترش پیدا کند و از بین نرود. متاسفانه ایده حفظ محیط زیست، ایده توجه به میراث فرهنگی و ایده تقویت آیین‌ها و رسوم ایرانی در سال‌های اخیر کمرنگ شده و در حاشیه قرار گرفته است.

🔸البته این به حاشیه‌رفتن‌ها نه از طرف اهالی فرهنگ و هنر، دانشگاهیان و مردم، بلکه از سوی اهالی ثروت و منزلت بوده است. یعنی کسانی که پست دولتی داشته‌اند و از پول و امکانات مناسب و جایگاه سیاسی بالا برخوردار بوده و هستند.نتیجه اینکه متاسفانه نسبت به آثار برجای‌مانده از پیشینیان خودمان که دارای جایگاه فرهنگی است بی‌توجهی کرده‌ایم.

🔸البته مبانی نظری، رفتاری و گفتمان حاکمیت در سال‌های اخیر به‌خصوص در دو سه سال گذشته بسیار تضعیف شده و ریزش پیدا کرده است. فرهنگ رسمی در این سال‌ها به شدت جذابیت خودش را از دست داده و ظرفیت تولید آن نیز آسیب دیده است. در نتیجه فرهنگ غیررسمی به تدریج جای فرهنگ رسمی در کشورمان را گرفته است.

🔸با توجه به شرایط کشورمان، ضروری است که اهلیت ما نسبت به فرهنگ و سرزمین‌مان دوباره اصلاح شود. اهلیت به فرهنگ، حس تعلق ایجاد می‌کند و هویت‌مان را تقویت خواهد کرد. اگر هویت‌مان تضعیف شود تعلق‌مان به این سرزمین کاهش پیدا می‌کند. میراث فرهنگی مثل ریشه یک درخت است که آن را زنده نگه می‌دارد. باید ریشه‌هایمان را دریابیم. باید درد میراث فرهنگی داشته باشیم که اگر این‌طور باشد برای حفظ آن تلاش خواهیم کرد.

🔸باید درباره میراث فرهنگی‌مان بجوییم، بکاویم، بپرسیم و بدانیم تا دوباره اهلیت فرهنگی‌مان اصلاح شود. بدانیم که نسبت‌مان با تاریخ و فرهنگ‌مان چیست؟ بفهمیم که سرچشمه‌هایمان از کجاست و به چه سنت‌ها و میراثی از سرزمین‌مان باید تکیه کنیم. اکنون زمان اصلاح اهلیت‌های فرهنگی‌مان فرا رسیده است./هم میهن

🆔 @atusa_sbu
👍9
پیراهن سیندرلا و جامه نوروزی

✍ نویسنده: مریم روشن‌بین /دانش‌آموخته زبان و فرهنگ باستان

احتمالاً خیلی‌هامان هنگام تماشای کارتون سیندرلا در لحظه‌ای که خواهران ناتنی‌اش پیراهن او را پاره‌پاره می‌کردند تا او را از رفتن به میهمانی حاکم بازدارند، غمگین و مضطرب شده‌ایم.
این همان حکایتی است که در سال‌های اخیر به خوان نوروزی یا همان هفت سین خودمان رفته است. شاید ده، دوازده سال پیش بود که اولین یادداشت‌ها در فضای مجازی دربارۀ اینکه «سکه» واژه‌ای عربی است و جایش در خوان نوروزی نیست، منتشر شد و مردم با نقل آن یکی دو سالی مشغول این بحث بودند. تا اینکه پای سبزه و ماهی قرمز هم به میان آمد، اخیراً نیز مطالبی دربارۀ سمنو گفته می‌شود. اما دیگر بحث بر سر واژه‌ای عربی نیست بلکه پای طبیعت و محیط زیست به میان آمده است.

یادداشت‌های مکرر پشت هم نوشته می‌شوند  که ماهی قرمز بومی ایران نیست و به محیط زیست آن آسیب می‌رساند؟! یا دربارۀ سبزه و گندم مصرفی برای آن می‌گویند که حیف و میل می‌شود. این یک جور استاندارد دوگانه است.چرا که می‌توان بی‌شمار مثال دیگر از این دست برشمرد.  هر ساله بیش از صد میلیون درخت کاج در سراسر جهان برای جشن کریسمس انداخته می‌شودو اگر از مصرف نارگیل در مراسم مذهبی هندوان چیزی نگوییم بهتر است. مشخص نیست چه حجمی از نان به دلیل عدم مدیریت دور ریخته می‌شود یا چقدر کاغذ برای کتاب‌های درسی کنکور که هر ساله نیاز به تجدید چاپ دارند، مصرف می‌شود. به نظر می‌رسد در دل گفتارهایی از این دست پای مغالطه در میان باشد. یکی از ترفندهای پرکاربرد مغالطه «آمار پراکنی» است.  صرف ارائه کردن آمار، به خودی خود بیانگر هیچ گونه واقعیتی نیست. بلکه بیشتر آمارها هر چقدر هم که مطابق واقعیت باشند اگر به‌صورت دستچین شده ارائه شوند مصداق «دروغ های مسلح» هستند. مثلا اگر بگوییم سالانه x تن گندم برای سبزه خوان نوروزی دور ریخته می‌شود بدون اینکه اشاره‌ای به‌کل مقدار هدر رفت گندم و درصد نسبت بین این دو کنیم، چیزی که از سخن ما برداشت می‌شود دلسوزی برای محیط زیست نیست، بلکه به نظر می‌رسد اهداف دیگری در پس آن وجود داشته باشد.

پرسش این‌جاست که تاختن به سنت‌های یک ملت با ابزار محیط زیست یا ترفندهایی از این دست تا به کجا ادامه دارد؟ آیا حامیان محیط زیست از آمارهای جهانی آگاهند؟ یا عامدانه می‌تازند؟ سنت ستیزاند یا ایران ستیز؟ و ما مردم کجای این کشاکش ایستاده‌ایم؟ مسئولیت ما چیست؟ قرار است ایران و فرهنگ کهنش از کدامین ضیافت باز داشته شوند؟ /موسسه علمی تاریخی آتوسا

🆔 @atusa_sbu
👍11👎1
🖊چرا نوروز مختص به ایران است؟

📚نوروز دزدی جمهوری باکو

✍سالار سیف‌الدینی

🖇نوروز، بدون تقویم خیامی و ماه‌های ایرانی معنایی ندارد. وقتی می‌گوییم نوروز یعنی روز نخستِ فروردین، نه ۲٠ (یا ۲۱) مارس.

🖇کوششِ [مصطفی کمال] آتاترک برای «ملّت‌سازی»، از این‌رو موفّق بود که ملّت‌سازی او با تاریخ‌سازی هم توأم شد. یعنی دستگاه فرهنگی رژیمِ او، با انکار ارزش‌های دوره‌ٔ عثمانی، تاریخی نسبتاً جدید را بدون اینکه به فرهنگ ملّت‌های موجود دست‌بُردی بزند، دست و پا کرد.

🖇اوجِ دستبرد تاریخ‌نگاری رسمی در دوره‌ٔ [مصطفی کمال] آتاتُرک این بود که به سومر و هیتیت‌ها که هیچ دولتِ زنده‌ای مدّعی آنان نبود ناخنکی کوتاه بزند که به هر حال، مشکلی غیرآکادمیکی ایجاد نمی‌کرد و آن هم پس از چند دهه فراموش شد. به‌طور کلّی [مصطفی کمال] آتاتُرک، زبان و تاریخی را از نو تأسیس کرد و به همین دلیل به صفت «پدرِ تُرک‌ها» شناخته می‌شود.

🖇یعنی تُرک‌ها به‌عنوان یک ملیّت با [مصطفی کمال] آتاتُرک و با الغای خلافت، متولّد شدند. روشن است که درونِ دستگاهِ خلافت، فقط می‌توان امّت بود نه ملّت. پس [مصطفی کمال] آتاتُرک در ۱۹۲۴ [میلادی] ملّتی نو با فرهنگ و تاریخی جدید ساخت.

🖇امّا خاندانِ علی‌اف [در باکو] نسخه‌ای کم‌هوش و مضحک در جعل و سرقتِ تاریخ است. شیوه‌ٔ آن‌ها برخلاف [مصطفی کمال] آتاتُرک، تأسیس نیست، سرقت است. انگار شاعری دوره‌گرد، غزل‌های حافظ را دزدیده و به نام خود بخواند، همگان هم می‌دانند که غزل‌ها، از آن حافظ است امّا شاعر دوره‌گرد به قدری وقیح است که به کارش ادامه دهد.

🖇این نوع نزدیک شدن به نوروز مثل آن است که کت و شلواری بر تَن میمون کنیم و از مردم انتظار داشته باشیم که به او احترام بگذارند، ولی نه‌تنها احترامی در کار نیست، بلکه موجب تفریح هم خواهد شد.

🖇کشوری که مدّعی نوروز است، نخست باید گاه‌شماری ایرانی، مبتنی ماه‌های آن را بپذیرد، زیرا بدون پایان اسفند و آغاز  فروردین، نوروز بی‌معناست./سیاست‌نامه

🆔 @atusa_sbu
👍10👎1
در ضرورت بنیادگذاری.pdf
314.9 KB
در ضرورت بنیادگذاری «دانشگاه ملی» و «علم ایرانشهر» / مصطفی نصیری

بیش از دو سده است که زمان قدیم ایران به سر آمده و منقضی شده، اما ما در این دو سده، فلسفه یا نظریه‌ای نیافتیم تا با ادراک فلسفی دوران قدیم ایران در «صورت معقول»، پایان آن دوران و آغاز دوران جدید را اعلام کند. تا جایی‌که ما قدیم را به‌عنوان «امر واقع فی‌الفعل» یا امر در جریانْ می‌فهمیم و آن را زندگی می‌کنیم، در نتیجه امر قدیم هم‌چنان ادامه یافته و زمان آن منقضی نخواهد نشد. یعنی قدیم با همه معایب و نواقصی که دارد، به‌عنوان یک مشکل تلقی نشده و مورد آگاهی قرارنمی‌گیرد.
ادامه در فایل pdf

🆔 @atusa_sbu
👍2👎1
نوروز و مسلخ تاریخ سازی‌های نژادگرا

✍امید غیاثی/ دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران

🔽 در چند روزی که از شروع سال جدید ایرانی و آمدن نوروز گذشته است، نشانه‌هایی از مصادره این سنت دیرپا و از آن خودسازی‌های قومگرایانه در ایران دیده می‌شود. یک عده به دنبال‌آنند که نوروز را تنها متعلق به یک قوم یا تبار خاص از میان باشندگان جغرافیای ایران بدانند (تبار و قومیت و نژاد خودشان) و یک عده دیگر به دنبال عوض کردن مفاهیم این سنت با جعلیات تاریخی و بدون بنیاد هستند، اما باز هم هدف ربط دادن نوروز به یک نژاد یا تبار خاص است.

🔽 در پس پشت همه این مصادره‌ها، آنچه مشخص است و حتی با چشم غیرمسلح هم قابل مشاهده است، یک نگاه رادیکال نژادی و خونی به تاریخ و سنت برآمده از آن است. زنده و پویا بودن نوروز که برای ما میراثی  برآمده از ایرانشهر ساسانی است را نمی‌توان در میان باشندگان ایران امروز نادیده گرفت، بنابراین برای پیش بردن هدف که ضربه زدن به وحدت ایران و ایرانیان است، بازی به سمت اینگونه مصادره‌ها رفته است.

🔽تمام باشندگان ایران امروز، از هر جغرافیا و با هر زبان مادری، باید این پرسش‌ها را پیش روی خود داشته باشند، که چرا نوروز در میان همه ایرانیان در این اندازه برجسته و در طی سالیان متمادی از نشانه‌های همبستگی بوده است؟ اگر این سنت به یک قوم یا نژاد خاص تعلق داشته است، در کدامین برهه تاریخی به دیگران تحمیل شده و چگونه این تحمیل ماندگار شده است؟ این پرسش‌ها را دقیقتر کنیم، به این پرسش خواهیم رسید که سنت‌های تاریخی، تا چه حد محصول تبار و نژاد و خون هستند؟ زاویه دید جدایی‌طلبانه در ایران امروز، هر کدامشان را که در نظر بگیرید، به رغم تکیه بر مسائلی چون زبان مادری، بر یک کلکتیو جمعی نژادی و تباری، و در نتیجه، خونی، بنیاد می یابد. هویت اساسا براساس یک «دیگری» شکل می گیرد و در خلأ پدید نمی آید. نقطه عزیمت ایدئولوژی‌های جدایی‌طلبانه، از زبان مادری است و چون زبان فرهنگی این جغرافیا در طی سالیان متمادی فارسی بوده است، زبان فارسی، در این زاویه دید، جای آن «دیگری» را می گیرد. در مرحله بعد، چون هر یک از زبانها خود باید ملت شمرده شوند، این زبان فارسی، بدون در نظرگرفتن تاریخ، کارکرد و نسبتش با دیگر زبان‌های جغرافیای ایران، به یک قوم یا ملت برساخته منتسب شده که جغرافیایش هم هیچ وقت مشخص نمی شود (وقتی قوم یا ملت فارس خیالی و موهوم است، طبیعتاً جغرافیایی هم ندارد). از این مرحله لایه بعدی خودش را آشکار می‌کند. ایران کشوری کثیرالمله بازنمایی  می شود با نژادهای گوناگون. نوع تقسیم بندی مدل‌های تجزیه طلبانه، در نهایت نه جغرافیایی و نه فرهنگی(زیرا کاملا مخالف با پیوندهای تاریخی و اکنونی باشندگان ایران است)، که نژادی و خونی است.

🔽دکتر جواد شیخ الاسلامی، استاد برجسته پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، یکبار خاطره‌ای در کلاس درس نقل کرده بود که در مصر با یک اسراییلی افراطی برخورد کرده است و آن فرد در مذمت هیتلر و نگاه برتری نژادی او با آب وتاب سخن گفته بود. دکتر شیخ الاسلامی ضمن همدلی و نقد نگاه خودبرتربینی نژادی نازی‌ها، این بحث را پیش می‌کشد که بسیاری از یهودیان هم خود را قوم و نژاد برتر تاریخ می‌دانند. و پاسخ آن فرد جالب توجه است:«برای اینکه ما واقعاً قوم برتر هستیم!» ایران به مثابه یک کشور کهن و با پیشینه، تداومش در طول تاریخ به دلیل هویت یکپارچه‌ای بوده است که باشندگان آن را بدون نفی کردن، در ذیل خود معنا بخشیده است. این معنا بخشی نه تباری و خونی، که فرهنگی و سرزمینی بوده است.

🔽 جریان‌های نژادگرا، اگر ایرانگرا هم باشند و تداوم و فرهنگ ایران را نژادی قلمداد کنند، از ایران چیزی نمی‌دانند. ایران براساس فرهنگی شکل گرفته است که تاریخ خود و مردمانش را ساخته و همچنان می‌سازد. ادعاهای نژادی، عملا تاریخ و فرهنگ را نادیده گرفته، ویژگی‌های مثبت سنن تاریخی را به یک نژاد خاص، و منفی را به یک دیگری حواله می‌دهد که از نژاد ادعا شده نباشد. اینجا، معنای تاریخ برابر ایستای نژاد و خون می‌شود. در نتیجه آن افقی که این زاویه دید پیش روی ما قرار می دهد، به زبان حافظ ،  آشوب مدعیانی خواهد بود که چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند.

موسسه علمی تاریخی آتوسا

🆔 @atusa_sbu
👍8
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔺ساخت و ساز در نزدیکی اشکف سلمان در ایذه!

‼️آیا حریم « اشکفت سلمان» دستکاری شده است؟!


🔸به گزارش میراث‌باشی؛ امین داودی دانشجوی دکتری تاریخ، فعال حوزه تاریخ و میراث‌فرهنگی از ساخت و ساز در نزدیکی «اشکفت سلمان» در  ایذه خبر می‌دهد.

🔸این اقدام درحالی رخ داده است که خرداد سال ۹۸ پایگاه میراث فرهنگی آیاپیر ایذه اعلام کرد که ۹ بنای این شهرستان در خوزستان شامل محوطه کول فرح، بنا و محوطه تاق طویله، مجموعه تاریخی شهسوار، بنای کوشک نورآباد، کاروانسرای دهدز، نقش برجسته خنگ اژدر، نقش برجسته یارعلیوند و نقش برجسته کمالوند ثبت ملی شده‌اند.
در عین حال همان زمان اعلام شد محوطه «اشکفت‎سلمان» که پیش از این تعیین عرصه و حریم مصوب داشته بازبینی مجدد شده است.

🔸منظور از بازبینی مجدد چه بوده است؟

🔸اشکفت سلمان به شماره ۲۵۹۵ در سال ۱۳۷۸در فهرست آثار ملی ثبت شد.
دی ماه سال ۹۱ هم پایگاه آیاپیر  اعلام کرده ضمن تعیین عرصه و حریم تپه‌های زبرجد، سبزعلی و شهول، حریم و عرصه اشکفت سلمان  مورد بررسی قرار گرفت و با اندک تغییراتی مورد تصویب قرار گرفت.

‼️از سال ۹۱ تا ۹۸ چه اتفاقی افتاده که این حریم مورد بازبینی مجدد قرار گرفته است؟ ماحصل این بازبینی‌ها چه بوده؟ صدور مجوز ساخت و ساز بوده؟ به عبارتی ایا میراث فرهنگی استان خوزستان  به نفع طرفداران ساخت‌ و ساز ، حریم‌ اشکفت سلمان را کوچکتر کرده است؟!

🔹در غیر این صورت، ساخت و سازی که در فیلم ارسالی دیده می‌شود بیرون حریم اشکفت است یا داخل آن؟ دقیقا شهرداری و میراث فرهنگی ایذه چه می‌کنند؟ آیا اصلا ناظری از سوی میراث فرهنگی وجود دارد؟ آیا بر ساخت‌ و سازهای ایذه نظارت می‌شود؟!

🔸تکلیف ارسال پرونده شهر ایذه با عنوان " ایذه موزه روباز سنگ نگاره ها و نگارکندهای ایلامی" به یونسکو برای ثبت جهانی به کجا کشیده شد؟

🔸اشکفت سلمان (نیایشگاه تاریشا) بزرگترین خط نوشته میخی ایلام نو را در خود جای داده‌است. اشکفت سلمان در جنوب ایذه واقع شده و شامل چهار نقش برجسته متعلق به دوره ایلامیان و بقایای یک ساختمان متعلق به اتابکان است. این محل پرستشگاه تریشا یکی از خدایان ایلامی بوده‌است.

🔸در این منطقه علاوه بر وجود سنگ نوشته‌ها، شامل غار و چشمه‌ای معدنی از دل کوه است که در اشکفت سلمان چهار نقش برجسته وجود دارد که دو نقش داخل غار و دو تای دیگر در خارج از غار وجود دارد.

🔸 بزرگ‌ترین نوشته خط میخی از دوره ایلامی در این غار وجود دارد که از زمان شاهک تیلامی، شاه بومی آیاپیر یا آیاتم، وجود دارد و هم‌چنین برای نخستین بار حضور مصور زن دوشادوش مرد در نقش برجسته‌های این غار دیده شده است
instagram.com/miras_bashi
@mirasbashi
👍6
Audio
#سخنرانی جواد طباطبایی در بنیاد سعدی شیراز ۱۳۹۵

موضوع: روز بزرگداشت
#سعدی و ادب فارسی و اندیشیدن ایرانی

🆔 @atusa_sbu
👍8
هنگامی که جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر و از رهبران پیشگام پانعربیسم درگذشت، سید محمود طالقانی مصادف با زمان مرگ او، در مسجد هدایت در خیابان استامبول برای عبدالناصر مراسم بزرگداشتی برپا کرد. ظاهراً این یگانه بزرگداشتی بود که برای عبدالناصر در ایران گرفته می‌شد. ولی این اقدام طالقانی بیش از همه خود اسلام‌گرایان را متحیر ساخت. چرا که جمال عبدالناصر سید قطب، منبع الهام بسیاری از اسلام‌گرایان ایران، را اعدام کرده و اخوان‌المسلمین را تارومار کرده بود.

سید هادی خسروشاهی، روحانی دوستدار طالقانی و از گردآورندگان آثار او، درباره این جریان گفته که این کار طالقانی را نکوهش کرده بوده، و طالقانی در پاسخ بدو گفته که با توجه به دشمنی عبدالناصر با شاه، او برای دهن‌کجی به شاه برای جمال عبدالناصر بزرگداشت برگزار کرده است!

سید هادی خسروشاهی، خاطرات مستند درباره آیت‌الله سید محمود طالقانی، ناشر کلبه شروق، قم، چاپ اول، ۱۳۹۱
👍6👎4
گیتی آذرپی، استاد و پژوهشگر هنر ایران باستان، درگذشت

🆔 @atusa_sbu
👍1