اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا
3.17K subscribers
76 photos
144 videos
8 files
157 links
🔸نهاد ترویجی دانش تاریخی و اندیشه سیاسی در ایران

یوتیوب:
https://www.youtube.com/@AtusaThinkTank
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/atusathinktank?stkn=MWZjbGVjczQ2N2RtYQ==

راه ارتباطی در تلگرام: @atusathinktank2
Download Telegram
به‌عنوان نمونه، یک پادکست تاریخی با استفاده از هوش مصنوعی تولید کرده‌ایم. بسیاری ما را به ادامه این مسیر تشویق کرده‌اند و معتقدند با برطرف شدن مشکل تلفظ، کار به اثری جذاب تبدیل شده است.

آیا شما با تولید این نوع پادکست‌ها موافق هستید تا فعالیت آغاز کنیم؟
Anonymous Poll
77%
موافقم
25%
مخالفم
👍12👎2
یادداشتی در اعتراض به خیز دوباره شهرداری مرودشت جهت گسترش شهر مرودشت به حریم درجه 2 تخت جمشید

محمد جواد جعفری
سرپرست پایگاه میراث جهانی تخت جمشید

پر واضح است که تخت جمشید و مجموعه آثار تاریخی مجاور آن بخشی از تاریخ ارزشمند ایران است که امروزه تبدیل به مهمترین شاخصه تاریخی و هویتی ایرانیان گردیده است. تخت جمشید تنها یک اثر تاریخی متعلق به دروان هخامنشی در دشت مرودشت نیست بلکه تبلوری از فرهنگ و هنر جهانیان از سال 500 پیش از میلاد مسیح است که توسط هخامنشیان نمود پیدا کرده و جاودان شده است. بنابراین مجموعه میراث جهانی تخت جمشید بخشی با شکوه و پرغرور از تاریخ بشریت است که افتخار حفظ و معرفی آن بر دوش ایرانیان است. بدیهی است که حفاظت، حراست و معرفی چنین اثر ارزشمندی نیازمند وضع ضوابط و قوانین ویژه با در نظر گرفتن اهداف حقوق بشری است. با این رویکرد، مسئولیت رعایت ضوابط عرصه و حریم مجموعه میراث جهانی تخت جمشید نه تنها بر دوش وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بلکه به عهده آحاد مردم و دولت است.

ادامه یادداشت را در لینک زیر مطالعه بفرمایید
:
👍31👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❗️سرود «جان نثاران»
▪️اجرای گروه کر دانشگاه ملی، دهه‌ی پنجاه خورشیدی
▫️ما جان نثارانیم
در راه وطن قربانیم
ما فرزندان سیروس و ساسانیم
در دل عشق وطن پرورانیم

 در دامان میهن
با خون نوشتیم ای وطن
گر تو نباشی میهن، نباشیم ما
در راه تو…

@Atusa_thinktank
👍39👎1
Forwarded from دیروز
هوش مصنوعی و آیندۀ دانش تاریخ: گفتاری در فقدان طرح مفهوم بحران

امید غیاثی، دانش‌آموختۀ تاریخ باستان دانشگاه تهران
 
◽️جهان کنونی با سرعت خیره‌کننده‌ای در پیشرفت ابزارهای هوش مصنوعی همگام شده است و بیراه نیست اگر بگوییم در عرض کمتر از چندسال، این پدیده با سرعت بی‌‌مانندی بر همۀ ابعاد زندگی انسان اثر گذاشته است. در حوزۀ دانش تاریخ نیز استفاده از آن بسیار  رواج یافته و بسیاری از استادان و دانشجویان، فعالیت‌های خود را با کمک ابزارهای هوش مصنوعی انجام می دهند. این یادداشت، بنا ندارد که از زاویۀ اخلاق پژوهش به موضوع ورود کند، بلکه می‌خواهد تلاش کند تا خودِ نسبت رشته تاریخ به مثابۀ دانش را در پیوند با پدیدۀ هوش مصنوعی به مسئله بدل کند.
برای این کار، نخست باید از مفهومی کلیدی سخن گفت که به نظر نگارنده بسیار مهم است و مدرنیته از دلِ طرح چنین مفاهیم بنیادینی معنادار می‌شود. تمدن مدرن، بسیار وام‌دار مفهوم بحران است و بر همین اساس کلیدی‌ترین انتقادها به خود مدرنیته نیز از دل طرح مفهوم «بحران» و تشدید آن برخاسته است.  براین اساس، طرح مفهوم بحران سبب می‌شود مبانی به چالش کشیده شده و در یک فرآیند دیالکتیکی به محک بخورد. به بیان هوشمندانۀ هگل در سیر حرکت آگاهی، هر تزی که نتواند منفیت خود را در خویش دخیل کرده و از این محک بیرون بیاید، ماندگار نخواهد بود. به این معنا باید اذعان کرد که در مواجهه کنونی هوش مصنوعی و نظام دانش تاریخی، سنگ بنای این مواجهه باید در ابتدای راه، طرح مفهوم بحران باشد. درواقع در ابتدا باید پذیرفت  هوش مصنوعی همه زوایای نظام موجود دانش تاریخ را به چالش طلبیده است.

◽️از پسِ طرحِ این مفهوم بحران است که پرسش‌های دقیق‌تری سر بر می‌آورند. یکی از پرسش‌ها را می توان حول پرسش چندسالۀ حسن حضرتی صورتبندی کرد که بر محور وظیفۀ دیسیپلینی مورخ طرح شده است. حضرتی این پرسش را در مواجهه با بحران دیگری یعنی مرز میان دانش تاریخ و دانش‌هایی با رویکرد تعمیمی مانند جامعه‌شناسی به بحث گذاشته است. پاسخ حضرتی که وظیفۀ مورخان را توصیف عمیق و گسترده می داند، موافقان و مخالفانی دارد، اما از نظر نگارنده طرح مسئله مهم است و ایشان از این منظر، در طرح پرسش و گشودن بحث برای اهل تاریخ موفق عمل کرده است.
با وجود این، در وضعیت کنونی و در مواجهه با هوش مصنوعی، از زاویه دیگری مسئله وارد بحران می‌شود که پرسش وظیفۀ دیسیپلینی مورخ را بنیادی‌تر و در سطح هستی‌شناسی مطرح می‌کند. اینکه آیا اساساً در آینده‌ای نه چندان دور، تاریخ‌ورزی شأنی علمی خواهد داشت؟ آیا تاریخ‌ورزی در حد دغدغۀ شخصی و علاقۀ فردی تنزل نمی‌یابد؟

◽️در جهان کنونی، هوش مصنوعی با تکیه بر دسترسی به حجم عظیمی از اطلاعات و الگوریتم های روز به روز پیشرفته‌تر در زمینۀ جستجو و...، بسیار بسیار سریع‌تر از انسان و البته تکنولوژی‌های جستجوی قدیمی‌تر کار می‌کند. جدا از میزان اعتبار اطلاعات ارائه شده توسط هوش مصنوعی، این سرعت یافتن داده‌ها، سپس مرتب‌سازی و در ادامه تولید متنی در سطح یک مقاله علمی، افق جدیدی پیش روی کنش مورخانه قرار داده است. در رویکرد پوزیتیویستی که نقش مورخ بدون پیش فرض‌ها و و با تاکید بر انعکاس آنچه در واقعیت رخ داده، مدنظر قرار می‌گیرد، به نظر برای هوش مصنوعی سخت نخواهد بود که در آیندۀ پیش رو، هم دسترسی به داده‌ها داشته باشد و هم این تبیین را انجام دهد. حضرتی در ادامه مباحث خود، از نوعی مورخ آزمایشگاهی و داده‌های دیجیتال سخن می‌گوید که وظایفش به متخصصان علوم تجربی پهلو می‌زند. از این زاویه، در آیندۀ رشته تاریخ، به نظر می‌رسد دانشجویان این رشته بیش از همه باید کار در این محیط آزمایشگاهی و ابزارهای هوش مصنوعی را بلد باشند و مفهوم مورخ می‌تواند به یک تکنیسین آزمایشگاهی نزدیک شود. بنابراین دیدگاه پوزیتیویستی یک امکان را در این مواجهه نشان می‌دهد، اما به نظر می‌رسد در درون این امکان، معنای مورخ را تهی می‌کند.

◽️از سوی دیگر، اگر رویکردهای ایدئالیستی مدنظر قرار گیرد، بحران صورت مسئله‌ای متفاوت‌تر می‌یابد. در این تعریف، پیشفرض‌های مورخان اهمیت می‌یابد و مورخ دیگر نمی‌تواند به یک تکنیسین تقلیل یابد، زیرا دیگر وظیفه‌اش بازتاب دادن و تبیین صِرف واقعیت بیرونی نیست، بلکه پیشفرض‌ها و پرسش‌های مورخ می‌تواند در معنای تاریخ دخیل شود. در این رویکرد، تاریخ‌ورزی ، افزون بر تبیین، به تعبیر دیلتای، به مقولۀ فهم گره خورده است و به سنخی تاریخ‌اندیشی منجر می‌شود. به بیان دیگر، در این مقام، چون واقعیت تاریخی اساساً بدون اثرگذاری و دخالت سوژه معنا ندارد، هوش مصنوعی هم در بهترین حالت می‌تواند یک سوژه دیگر، هرچند با سرعت تحلیل بالاتر باشد. براین اساس دیگر مورخ نمی‌تواند وظیفۀ اندیشیدن خود را به هوش مصنوعی برون‌سپاری کند.

بخش ۱ از ۲
ادامه در اینجا
@Dirooz_history
#نوشتار_دیروز
👍12
Forwarded from دیروز
ادامۀ جستار بالا 👇(بخش ۲ از ۲)

◽️در نهایت هر رویکردی را که مدنظر داشته باشیم، دانش تاریخ می‌بایست در نخستین گام در طرح مفهوم بحران، جایگاه سوژه و ابژه، فاعل شناسا و متعلق شناخت در دانش تاریخ را به محک مواجهه با پدیدۀ هوش مصنوعی و همه ابعادش بزند. در این مواجهه، آیا هوش مصنوعی می‌تواند به یک سوال پاسخ‌های متفاوت بدهد؟ نقش عامل انسانی چگونه معنادار خواهد بود؟ آیا ابزارهای هوش مصنوعی همانند انسان نمی‌توانند صاحب پیشفرض باشند؟ تا چه میزان می‌توان تاریخ آزمایشگاهی را دانش آگاهی‌بخش دانست؟ این تولید علم توسط ابزارهای هوش مصنوعی، تا چه حد در کنش اجتماعی انسان اثرگذار است؟ دانشی که به کار زندگی انسان نیاید و به تعبیر هگلی فاقد وجه بیلدونگ (Bildung) باشد، دیگر می‌توان مفهوم دانش را دربارۀ آن بکار برد؟ آیا به تعبیری که فیلسوف کره ای- آلمانی، «بیونگ چول هان» طرح‌افکنی می کند، این انسان مکانیکی‌تر شده در جهانی با میزان تغییرات بسیار پرشتاب (که هر روز نیز بر آهنگ آن افزوده می شود) انسانی نخواهد بود که رایحۀ زمان را از دست داده است؟ در نهایت، پارادایم‌های علمی چگونه خود را باز تعریف می‌کنند؟

◽️این بحران، به زعم نگارنده، بیش از هرچیز مسئلۀ انسان به مثابۀ سوژۀ مدرن را پیش می‌کشد اگر ناقوس مرگ انسان نه به معنای فیزیکی، بلکه به معنایی که فوکو مراد می‌کند را به صدا درنیاوریم.
در این مواجهه هر موضعی داشته باشیم، به عنوان متخصصان یک رشتۀ علمی به نام تاریخ، دیر یا زود درگیر معنای تاریخ‌ورزی علمی در جهان پیش‌رو خواهیم بود، اگر نمی‌خواهیم در وادی تکراری بی‌معنا گرفتار شویم، مانند موقعیتی که رسول یونان در شعر معروفش تصویر می‌کند:
زندگی در اعماق عادتها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مرده‌ای
فقط معنای مرگ را نمی‌دانی!
 
@Dirooz_history
#یادداشت_تاریخی
#هوش_مصنوعی_و_مطالعات_تاریخی
#نوشتار_دیروز
👍11
آدرس:
خیابان فلسطین جنوبی، نرسیده به کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲۶۱

ساعت کاری:
۱۰ تا ۱۲ صبح
۱۵ تا ۱۷ پسین
👍20👎2
انتشارات فروهر برگزار می‌کند:

شاهنامه، تنها روایت نبردهای پهلوانان نیست؛ روایت هویت، زبان، اندیشه و حافظه‌ی تاریخی ایران‌زمین است.
اگر می‌خواهید با پیشینه‌ی شکل‌گیری شاهنامه، جایگاه آن در فرهنگ ایرانی و ویژگی‌های سبکی این اثر سترگ بیشتر آشنا شوید، در این کارگاه همراه ما باشید.

کارگاه آشنایی با شاهنامه فردوسی؛
جایگاه، پیشینه و سبک


آموزگار: دکتر علیرضا اسماعیل‌پور

زمان: ۲۶ تیر | ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۹


این کارگاه یک روزه به صورت حضوری و با ظرفیت محدود است.

هزینه شرکت در این کارگاه: ۴۵۰ هزار تومان

برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام، لطفا با شماره‌های زیر تماس بگیرید:

+989021265099
021_66462704

🆔 @Atusa_thinktank
👍17👎2
مهاجرت از دیدگاه تاریخ مفهومی و زیست جهان آن
(چگونه تعلق‌ خاطر به دیگریِ ایرانی معنادار است؟)


سخنران: دکتر امید غیاثی
پژوهشگر تاریخ ایران

مدیر نشست: اردلان کوزه‌گر
پژوهشگر تاریخ ایران

زمان: پنجشنبه، ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶

مکان: تهران، خیابان فلسطین شمالی، کوچه شریعتمداری، عمارت فرهنگی هنری ماکا

@Atusa_thinktank
👍12👎4
اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا
مهاجرت از دیدگاه تاریخ مفهومی و زیست جهان آن (چگونه تعلق‌ خاطر به دیگریِ ایرانی معنادار است؟) سخنران: دکتر امید غیاثی پژوهشگر تاریخ ایران مدیر نشست: اردلان کوزه‌گر پژوهشگر تاریخ ایران زمان: پنجشنبه، ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ مکان: تهران، خیابان فلسطین…
مهاجرت از دیدگاه تاریخ مفهومی و زیست جهان آن
چگونه تعلق خاطر به دیگریِ ایرانی معنادار است؟


حس تعلق به ایران به مثابه وطن و ایرانیان به مثابه هم وطن، چگونه امروزه برای ما معنادار است؟ در دهه‌های اخیر که مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور روز به روز بیشتر شده است، چه چیزهایی احساس تعلق به یکدیگر را بین ایرانیان داخل و خارج نشان می‌دهد؟ مهاجرت به سرزمین و فرهنگی دیگر چگونه بر زندگی افراد در پیوند با مفاهیم وطن و هم وطن تاثیر می‌گذارد؟ زیست جهان برآمده از مهاجرت، چگونه لایه لایه پیوند یا گسست فرد مهاجر با موطن خود را بازنمایی می‌کند؟ احساس تعلق به دیگریِ ایرانی و حسِ هم سرنوشتی، تا چه حد ارتباط مستقیمی با جغرافیا دارد؟ آیا می‌توان در جغرافیای ایران هم زیست، اما با سرنوشت دیگری ایرانی بیگانه بود؟ بیژن الهی به چه می اندیشید که در شعر خود سروده بود:
سفر چرا کنم، چرا سفر کنم؟
من که می‌توانم سرگردان باشم سال‌ها
حوالی خانه ام...
در این نشست از دیدگاه تاریخ مفهومی به پدیده مهاجرت خواهیم پرداخت و تلاش می‌کنیم زاویه‌ای را نشان دهیم که به فهم بهتر ما از دیگری به مثابه ایرانی و هم وطن، یاری می‌رساند.

سخنران: دکتر امید غیاثی
پژوهشگر تاریخ ایران

مدیر نشست: اردلان کوزه‌گر
پژوهشگر تاریخ ایران

زمان: پنجشنبه، ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶

مکان: تهران، خیابان فلسطین شمالی، کوچه شریعتمداری، عمارت فرهنگی هنری ماکا

@Atusa_thinktank
👍17👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مهاجرت از دیدگاه تاریخ مفهومی و زیست جهان آن
«چگونه تعلق خاطر به دیگریِ ایرانی معنادار است؟»

حس تعلق به ایران به مثابه وطن و ایرانیان به مثابه هم وطن، چگونه امروزه برای ما معنادار است؟ در دهه‌های اخیر که مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور روز به روز بیشتر شده است، چه چیزهایی احساس تعلق به یکدیگر را بین ایرانیان داخل و خارج نشان می‌دهد؟ مهاجرت به سرزمین و فرهنگی دیگر چگونه بر زندگی افراد در پیوند با مفاهیم وطن و هم وطن تاثیر می‌گذارد؟ زیست جهان برآمده از مهاجرت، چگونه لایه لایه پیوند یا گسست فرد مهاجر با موطن خود  را بازنمایی می‌کند؟ احساس تعلق به دیگریِ ایرانی و  حسِ هم سرنوشتی، تا چه حد ارتباط مستقیمی با جغرافیا دارد؟ آیا می‌توان در جغرافیای ایران هم زیست، اما با سرنوشت دیگری ایرانی بیگانه بود؟ 

امید غیاثی در این نشست از دیدگاه تاریخ مفهومی به پدیده مهاجرت پرداخته و تلاش می‌کند زاویه‌ای را نشان دهد که به فهم بهتر ما از دیگری به مثابه ایرانی و هم وطن، یاری رساند.

مدیر نشست: اردلان کوزه‌گر

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍17👎1
سوگ پاسدارِ حافظه تاریخی ایران؛ درگذشت استاد اسماعیل یغمایی

جامعه علمی و خانواده بزرگ باستان‌شناسی ایران، یکی از شریف‌ترین و کوشاترین پژوهشگران خود را از دست داد. خبر درگذشت استاد اسماعیل یغمایی، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای تبارشناسیِ تمدنی و شناخت هویت تاریخی این سرزمین است.

استاد یغمایی در طول دهه‌ها فعالیت میدانی و علمی، با نگاهی دقیق و خستگی‌ناپذیر به کاوش در میراث گذشتگان پرداخت و چراغ راهی برای نسل‌های جوان‌تر باستان‌شناسی روشن کرد. تعهدِ او به حقیقتِ تاریخی و تلاش بی‌آلایشش برای مستندسازیِ لایه‌های تمدنی ایران، نشان از عشقی عمیق به این آب و خاک داشت؛ عشقی که در جای‌جای آثار و یادداشت‌های پژوهشی او متجلی است.
اندیشکده «ایران‌اندیشی آتوسا»، ضمن گرامیداشتِ کارنامه پربار و زحماتِ بی‌دریغ این باستان‌شناس نامدار، فقدان ایشان را به جامعه علمی کشور، همکاران، شاگردان و دوستداران فرهنگ ایران تسلیت می‌گوید.

نام اسماعیل یغمایی به پاس سال‌ها تلاش برای صیانت از شناسنامه تاریخی و تمدنی ایران، همواره در حافظه ملی ما زنده و مانا خواهد بود.

با احترام،

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍33👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_کامل

🎥 مهاجرت از دیدگاه تاریخ مفهومی و زیست جهان آن
«چگونه تعلق خاطر به دیگریِ ایرانی معنادار است؟»

حس تعلق به ایران به مثابه وطن و ایرانیان به مثابه هم وطن، چگونه امروزه برای ما معنادار است؟ در دهه‌های اخیر که مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور روز به روز بیشتر شده است، چه چیزهایی احساس تعلق به یکدیگر را بین ایرانیان داخل و خارج نشان می‌دهد؟ مهاجرت به سرزمین و فرهنگی دیگر چگونه بر زندگی افراد در پیوند با مفاهیم وطن و هم وطن تاثیر می‌گذارد؟ زیست جهان برآمده از مهاجرت، چگونه لایه لایه پیوند یا گسست فرد مهاجر با موطن خود  را بازنمایی می‌کند؟ احساس تعلق به دیگریِ ایرانی و  حسِ هم سرنوشتی، تا چه حد ارتباط مستقیمی با جغرافیا دارد؟ آیا می‌توان در جغرافیای ایران هم زیست، اما با سرنوشت دیگری ایرانی بیگانه بود؟ 

دکتر امید غیاثی در این نشست از دیدگاه تاریخ مفهومی به پدیده مهاجرت پرداخته و تلاش می‌کند زاویه‌ای را نشان دهد که به فهم بهتر ما از دیگری به مثابه ایرانی و هم وطن، یاری رساند.

مدیر نشست: اردلان کوزه‌گر

#ویدیو_کامل همراه با پرسش و پاسخ

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍14👎6
میراث تاریخی ایران؛ میان بی‌اعتنایی ساختار سیاسی و پایداری حافظان فرهنگ
(حمیده چوبک و اسماعیل یغمایی از چه سنتی می‌آیند؟)

امین داودی: پژوهشگر تاریخ

ثبت جهانی قلعه تاریخی الموت، مانند بسیاری از رویدادهای مشابه، بار دیگر موجی از توجه و تحسین عمومی را برانگیخت. هر زمان که اثری از میراث فرهنگی ایران در فهرست جهانی ثبت می‌شود، گروه‌های مختلف از نهادهای دولتی تا فعالان فرهنگی و پژوهشگران داخل و خارج از کشور، به اهمیت آن می‌پردازند و از ارزش تاریخی و تمدنی آن سخن می‌گویند. اما تجربه نشان داده است که این توجه‌ها اغلب کوتاه‌مدت است و پس از فروکش کردن هیجان اولیه، بسیاری از این آثار دوباره به حاشیه رانده می‌شوند و جایگاه واقعی آنها در حافظه عمومی و سیاست‌گذاری فرهنگی فراموش می‌شود.

در این میان، پرسش مهمی مطرح می‌شود: در شرایطی که شواهد و قرائن نشان می‌دهد ساختار کنونی ایران در عمل توجه و اولویت چندانی برای میراث تاریخی، آثار تمدنی و گذشته تاریخی ایران قائل نیست، چگونه همچنان روند ثبت، پژوهش و حفاظت از این آثار ادامه پیدا می‌کند؟ حتی برخی مدیران پیشین حوزه میراث فرهنگی نیز در روایت‌های خود از تجربه حضورشان در این ساختار، به این نکته اشاره کرده‌اند که پس از سال‌ها فعالیت و مواجهه با فراز و نشیب‌های مدیریتی، به این نتیجه رسیده‌اند که میراث فرهنگی و آثار تاریخی ایران در اولویت اصلی ساختار سیاسی قرار ندارد.(بنگرید به گفتگوی دکتر مصطفی ده‌پهلوان، مدیر پیشین پژوهشگاه میراث فرهنگی با رسانه پانوراما)

با این حال، استمرار تلاش برای حفاظت از میراث تاریخی را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد؛ در میان یک طبقه نخبه دیوانی و کارشناسی که از دل سنت نهادی میراث فرهنگی ایران معاصر برخاسته است. افرادی که پس از تحصیل و ورود به ساختار اداری و پژوهشی، در موقعیتی قرار گرفته‌اند که میان الزامات رسمی دولت و تعهد شخصی خود به تاریخ و فرهنگ ایران ایستاده‌اند. آنان اگرچه درون ساختار رسمی دولت فعالیت می‌کنند، اما در بسیاری موارد از منظر انگیزه، دغدغه و کنش فرهنگی، نوعی موقعیت «درونِ‌ـ‌بیرون» دارند؛ یعنی هم بخشی از این ساختار اداری ضعیف هستند و هم گاه در برابر بی‌توجهی‌های آن، حافظ و مدافع میراث تاریخی باقی می‌مانند.

نمونه روشن این افراد، خانم حمیده چوبک است که بیش از بیست‌وپنج سال از عمر حرفه‌ای خود را وقف پژوهش، حفاظت و معرفی قلعه الموت کرده است. او در تمام دشواری‌ها و موانع، از این اثر تاریخی دست نکشید و به آن همچون بخشی از تاریخ و هویت ایران وفادار ماند تا سرانجام تلاش‌های طولانی‌مدت او و همکارانش به ثبت جهانی این اثر انجامید. نمونه دیگر، مرحوم اسماعیل یغمایی است؛ باستان‌شناسی که دلبستگی عمیقی به محوطه‌هایی داشت که در آنها کاوش کرده بود. روایت گریه‌های او بر ویرانه‌های تپه‌ای باستانی که سال‌ها برای شناخت آن تلاش کرده بود، نشان می‌دهد که برای برخی از این پژوهشگران، آثار تاریخی صرفاً موضوع یک فعالیت اداری یا علمی نیستند، بلکه بخشی زنده از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی آنان به شمار می‌روند.

در واقع، استمرار حیات میراث فرهنگی ایران را باید تا حد زیادی مدیون همین گروه از افراد دانست؛ کسانی که نه الزاماً از حمایت کامل ساختارهای رسمی برخوردار بوده‌اند و نه همیشه در شرایط آسان فعالیت کرده‌اند، اما با اتکا به دانش، تعهد حرفه‌ای و احساس مسئولیت تاریخی خود، این میراث را حفظ و به نسل‌ بعد منتقل خواهند کرد.

شاید آینده میراث تاریخی ایران نه تنها به تصمیم‌های کلان سیاسی، بلکه به وجود و استمرار همین حاملان حافظه تاریخی وابسته باشد؛ افرادی که در دل یک ساختار گاه بی‌اعتنا، افقی متفاوت را دنبال می‌کنند. آنان با وجود همه دشواری‌ها، امکان انتقال این میراث به آینده را فراهم می‌کنند و نشان می‌دهند که تاریخ و فرهنگ یک جامعه صرفاً محصول سیاست‌های رسمی نیست، بلکه حاصل پایداری کسانی است که به آن باور دارند.

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍22👎4
وطن‌دوستی و بی‌وطنی در نسبت با ایران

«ایران» در دهه‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری به موضوعی برای تأملات تاریخی، فلسفی و سیاسی تبدیل شده است. پرسش از اینکه «ایران چیست؟» و «نام و مفهوم ایران در ادوار مختلف تاریخی چه معنایی برای ایرانیان داشته است؟» دیگر صرفاً پرسشی درباره گذشته نیست، بلکه پرسشی درباره نسبت امروز ما با ایران نیز هست. بررسی منابع تاریخی نشان می‌دهد که تلقی ایرانیان از ایران در هر دوره تاریخی متناسب با شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن عصر دگرگون شده است. ازاین‌رو، فهم ایران تنها با ارجاع به جغرافیا یا دولت ممکن نیست، بلکه مستلزم شناخت تجربه تاریخی مردمانی است که در طول قرون، خود را در نسبت با این نام تعریف کرده‌اند.

با ورود ایران به عصر مشروطه و سپس شکل‌گیری دولت مدرن، مسئله ایران وارد مرحله‌ای تازه شد. ایران جدید تنها وارث گذشته تاریخی نبود، بلکه پروژه‌ای برای ساختن آینده نیز محسوب می‌شد؛ آینده‌ای که آرمان‌هایی چون توسعه، قانون، آزادی، عدالت و رهایی از عقب‌ماندگی را در خود جای داده بود. از این منظر، پرسش اصلی دیگر تنها این نبود که ایران چه بوده است، بلکه این بود که ایران چه باید باشد و شهروند ایرانی چگونه باید نسبت خود را با این وطن تعریف کند.

در چنین افقی، مفهوم وطن‌دوستی نیز نیازمند بازاندیشی است. آیا وطن‌دوستی صرفاً به معنای ستایش گذشته، افتخار به شکوه ایران باستان یا تکرار روایت‌های تاریخی است؟ یا آنکه وطن‌دوستی پیش از هر چیز مسئولیتی اخلاقی و مدنی در قبال آینده ایران است؟ میان این دو تلقی تفاوتی بنیادین وجود دارد. نوعی وطن‌دوستی رمانتیک و ایدئولوژیک وجود دارد که گذشته را به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت یا حذف حقیقت تبدیل می‌کند. در مقابل، وطن‌دوستی دیگری وجود دارد که معطوف به آینده است و دغدغه اصلی آن توسعه، آزادی، قانون‌گرایی، رفاه عمومی و ارتقای جایگاه ایران است. اولی می‌تواند در خدمت قدرت سیاسی، تحریف تاریخ و انحراف افکار عمومی قرار گیرد، اما دومی نیرویی برای اصلاح، پیشرفت و نوسازی جامعه است.

از این منظر، وطن‌دوستی در ایران معاصر بدون دو مؤلفه بنیادین معنا و اعتبار خود را از دست می‌دهد: «جست‌وجوی حقیقت» و «آزادی‌خواهی». جست‌وجوی حقیقت مانع آن می‌شود که وطن به ابزاری برای دروغ، جعل تاریخ و توجیه قدرت سیاسی تبدیل شود و آزادی‌خواهی نیز تضمین می‌کند که ایران نه صرفاً یک سرزمین، بلکه خانه‌ای برای شهروندان آزاد و مسئول باشد. وطن‌دوستی زمانی اصالت می‌یابد که این دو اصل در کنار عشق به ایران قرار گیرند؛ زیرا دفاع از وطن بدون دفاع از حقیقت و آزادی، به‌سادگی می‌تواند به دفاع از دروغ و جعل تاریخ فروکاسته شود.

وطن، پیش از آنکه میراثی از گذشته باشد، پروژه‌ای برای آینده است. آبادانی، پیشرفت، عدالت، آزادی و توسعه، نه اموری جدا از وطن، بلکه اجزای سازنده آن هستند. وطنی که شهروندانش امکان اندیشیدن آزاد، نقد قدرت، مشارکت در سرنوشت سیاسی و تلاش برای توسعه را نداشته باشند، به تدریج از معنای حقیقی وطن فاصله می‌گیرد. شکوه ایران نیز نه صرفاً در گذشته تاریخی آن، بلکه در کنش آگاهانه شهروندانی شکل می‌گیرد که با حقیقت‌جویی، مسئولیت‌پذیری و آزادی‌خواهی، آینده‌ای بهتر برای آن می‌سازند.

از همین رو، استفاده از نام ایران، تکرار شعارهای میهن‌پرستانه یا استناد به عظمت گذشته را نمی‌توان ملاک وطن‌دوستی دانست. هرگاه نام ایران دستاویزی برای توجیه خودکامگی و تحریف حقیقت شود، دیگر با وطن‌دوستی مواجه نیستیم، بلکه با گونه‌ای بی‌وطنی روبه‌رو هستیم؛ بی‌وطنی‌ای که نه از ترک سرزمین، بلکه از گسستن پیوند اخلاقی با حقیقت، آزادی و آینده ناشی می‌شود. وطن‌دوستی حقیقی، بیش از آنکه در ستایش گذشته تجلی یابد، در مسئولیت‌پذیری نسبت به ساختن ایرانی آزاد، آباد، توسعه‌یافته و حقیقت‌محور معنا پیدا می‌کند.
برای مفهوم «جستجوی حقیقت» بنگرید به مطالب مرتضی نعمتی.

«وطن فقط خاک و سنگ نیست؛ وطن، خاطرِ جمع است و امیدی که در دل جوانانش زنده بماند. چون امید برود، خاک نیز غریب می‌شود.»
محمد علی جمال‌زاده

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍25👎3
درود و عرض ادب

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا در نظر دارد مجموعه برنامه‌هایی را که پیش‌تر با عنوان «ایران کجاست؟» برگزار می‌شد، این‌بار با ساختاری تازه، در استودیویی جدید و با عنوان «ایده ایران» تولید و منتشر کند.

در این برنامه‌ها، تلاش خواهیم کرد تا با حضور پژوهشگران، استادان و صاحب‌نظران، درباره «ایران»، هویت ایرانی، تجددخواهی ایرانیان و مسائل بنیادین تاریخ، فرهنگ و اندیشه سیاسی به گفت‌وگو بنشینیم.

برای تولید این مجموعه، به یک دوربین فیلم‌برداری نیاز داریم که در حال حاضر در اختیار اندیشکده نیست. از این‌رو، از همه علاقه‌مندان به تاریخ ایران و همراهان اهداف علمی و پژوهشی اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا دعوت می‌کنیم، چنانچه دوربین فیلم‌برداری مناسبی در اختیار دارند، آن را به صورت امانی و موقت (حدود دو نوبت در هر ماه و صرفاً برای ضبط برنامه‌ها) در اختیار اندیشکده قرار دهند.

چنانچه امکان همکاری با این طرح را دارید، لطفاً از طریق اکانت تلگرام اندیشکده با ما در ارتباط باشید.
@atusathinktank2

پیشاپیش از همراهی، اعتماد و حمایت شما سپاسگزاریم.

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍26
انتشارات فروهر و اندیشکدۀ ایران‌اندیشی آتوسا برگزار می‌کنند:

زبان فارسی تنها وسیله‌ای برای گفت‌وگو نیست؛ زبان، حافظهٔ فرهنگی، هویت و بخشی از تاریخ یک ملت است.
شناخت ساختار و پیشینهٔ زبان فارسی برای معلمان و دبیران بسیار مهم است، زیرا ایشان را قادر می‌کند تا ریشه‌های واژه‌ها، شیوهٔ شکل‌گیری زبان و میراث زبانی را به‌آسانی به دانش‌آموزان آموزش دهند.

کارگاه ردپای واژه‌ها؛ اهمیت آموزش املای تاریخی در دبستان

آموزگار: مریم روشن‌بین

سرفصل‌ها:
🔸املای تاریخی چیست و چرا اهمیت دارد؟
🔸حروف هجا چیست؟
🔸آیا املای تاریخی در کشور فرانسه اهمیت دارد؟
🔸شیوه‌های آموزشی فرانسه برای آموزش املای تاریخی چیست؟
🔸آیا این شیوهٔ آموزشی در ایران کاربرد دارد؟

تاریخ: جمعه 30 / 5 / 1405 (شهریورگان)
ساعت: 5 تا 8 عصر (حضوری)

این کارگاه تک جلسه و با ظرفیت محدود برگزار می‌شود.

هزینۀ کارگاه: 300 هزار تومان


ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر : 66462704 - 09021265099

🆔 @Atusa_thinktank
👍19👎2
نظر داریوش همایون در مورد دکتر مصدق/ تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، به کوشش حبیب لاجوردی

مصدق شخصاً آدم فوق‌العاده با استعداد و یک رهبر سیاسی درجه اول بود، مسلماً ما در تاریخمان کمتر کسی مانند مصدق داشتیم، شاید هیچ‌کس مثل مصدق نداشتیم، چون مصدق بدون اینکه یک رهبر مذهبی باشد یا بدون اینکه پادشاه باشد، توانست رهبری یک مملکتی بشود … تا آن روز در ایران چنین کسی نداشتیم. رهبران تاریخ ایران یا پادشاه بودند یا رهبر مذهبی بودند. خب این وضع یگانه‌ای است که مصدق دارد در تاریخ ایران.

ولی مصدق به نظر من دو تا اشکال اساسی داشت: یکی اینکه به اندازه کافی سر از مسائل یک جامعه قرن بیستمی درنمی‌آورد، آشنا نبود با مسائل دنیای امروز، نه با سیاست‌های خارجی، نه دنیا را خوب می‌شناخت، نه نیازهای جامعه ایران را خوب می‌شناخت. حتی برنامه اصلاحی که مصدق در سال آخر نخست‌وزیری‌اش شروع کرد به اجرا که برنامه بسیار بسیار ملایم کمرنگی بود به اصطلاح، زیر فشار عناصر دیگری مثل خلیل ملکی و غیره انجام گرفت. خودش هیچ اصلاً تصوری در این مسائل نداشت. به نظرش کافی بود که دموکراسی باشد و بس.

اما عیب دومش که به این موضوع برمی‌گردد، این است که حقیقتاً از لحاظ خلق و خوی چندان دموکرات هم نبود و با اینکه طرفدار دموکراسی بود ولی در عمل کارهایی کرد که به هیچ وجه دموکراتیک نبودند و امر خودش را بسیار ضعیف کرد روی این موضوع. بستن مجلس، اختیار قانون‌گذاری از مجلس گرفتن، انتخابات را ناتمام گذاشتن، دست زدن به رفراندوم که اصلاً توی قانون اساسی ما پیش‌بینی نشده. همه این کارها، کارهایی بود که و تمام مدت تقریباً با حکومت نظامی مملکت را اداره کردن و رفتار بسیار آمرانه‌ای که با وزرایش داشت و با همکارانش داشت و هیچ شخصیتی دوروبرش نمی‌توانست دوام بیاورد، اینها به نظر من آن اصالتی که در جنبش مصدق بود لکه‌دار کرد. از نظر اداری خیلی مدیر خوبی نبود طبعاً بیشتر یک رهبر توده‌ای بود و این محدودیت‌ها سرانجام سبب شکست و ناکامی‌اش شد./تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍32👎5
Audio
فایل صوتی برنامه LIVE با موضوع: «مفهوم فاشیسم (از پیدایش تا واکاوی کاربست آن در تاریخ معاصر ایران)»
با سخنرانی مهدی تدینی
دبیر نشست: امید غیاثی

@Atusa_thinktank
👍15👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📖 ردپای واژه‌ها

هفتهٔ گذشته کارگاه «ردپای واژه‌ها: اهمیت آموزش املای تاریخی در دبستان» با همکاری انتشارات فروهر و اندیشکدهٔ آتوسا برگزار شد.

در این کارگاه، با نگاهی به تجربهٔ آموزشی فرانسه، به این پرسش پرداختیم: چرا رسم‌الخط فارسی حروفی دارد که خوانده نمی‌شوند؟ و معلمان دبستان چطور می‌توانند این «حروف خاموش» را نه به‌عنوان قاعده‌ای برای حفظ‌کردن، بلکه به‌عنوان ردپایی از تاریخ زبان به دانش‌آموزان نشان دهند؟

از واو معدولهٔ «خواهر» تا منطق ساخت «خانه → خانگی»، از افعال پرکاربرد تا کلمات هم‌نویسه مثل «شیر» و «شیر» — هر بخش کارگاه تلاشی بود برای نزدیک‌تر کردن معلمان به منطق پنهانِ پشتِ املای فارسی.

سپاسگزارم از همهٔ معلمان عزیزی که با پرسش‌های هوشمندانه‌شان این جلسه را زنده‌تر کردند. 🙏

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا

@Atusa_thinktank
👍21
کِی باید نگران ورود وام‌واژه به زبان باشیم؟

مریم روشن‌بین
: عضو هیات علمی اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا
 
در کارگاه «ردپای واژه‌ها» این پرسش مطرح شد: کِی باید از ورود وام‌واژه احساس خطر کنیم؟
پاسخ من در آن جلسه این بود که این تصمیم بر عهدهٔ متولی زبان است، نه گویشور عادی؛ ما نمی‌توانیم و نباید گزینش واژگان را به گویشور تحمیل کنیم بلکه باید آموزش دهیم که این امر برعهده زبانشناسان و پژوهشگران است. این موضع با زبان‌شناسی توصیفی امروز هم‌خوان است: وام‌گیری واژگانی بخشی طبیعی و همیشگی از زندگی هر زبان زنده است.
اما سؤال شرکت‌کننده در واقع دنبال یک معیار بود، نه دنبال اینکه مسئولیت با کیست. و من احساس نیاز کردم که کلامم را در این یادداشت کامل کنم.
زبان‌شناسان معمولاً به سه نشانه برای تشخیص خطر واقعی اشاره می‌کنند:
نشانهٔ اول: جایگزینی بی‌دلیل به‌جای هم‌زیستی معنادار. وقتی وام‌واژه به‌جای آنکه کنار واژهٔ بومی بنشیند و یک گزینهٔ تازه بسازد، آن را کاملاً از رده خارج می‌کند. اینجا دیگر افزایش امکانات زبان نیست، جایگزینی است. نمونه‌اش «تیست یا تیست کردن» در برابر «مزه کردن» و «چشیدن» است.

نشانهٔ دوم: رسیدن وام‌گیری به هستهٔ زبان. وقتی وام‌گیری به هستهٔ زبان می‌رسد؛ یعنی به اعداد، به ضمایر، به نام‌های خویشاوندی، به افعال پایه. وام‌گیری در واژگان تخصصی یا فرهنگی طبیعی است؛ وام‌گیری در هستهٔ دستوری زبان، نشانهٔ فرسایش عمیق‌تری است. با وجود قرن‌ها تأثیر عمیق عربی بر فارسی، اعداد پایه (یک، دو، سه)، ضمایر (من، تو، او) نام‌های خویشاوندی (مادر، پدر، خواهر و برادر) و افعال بنیادین (رفتن، خوردن، دیدن) همچنان فارسی‌اند. فارسی در برابر وام‌گیری واژگان علمی و دینی گشاده‌دست بود، اما در برابر ورود به هستهٔ دستوری‌اش مقاومت کرد. همین مقایسه نشان می‌دهد خط قرمز واقعی کجاست.
نشانهٔ سوم: سرعتی که فرصت تطبیق نمی‌دهد. وقتی ورود واژه‌ها آن‌قدر سریع است که زبان فرصت نمی‌کند آن‌ها را از نظر آوایی و صرفی با خودش تطبیق دهد. واژه‌هایی مثل «آپدیت» و «دانلود» هنوز فرصت نکرده‌اند از نظر آوایی و صرفی کاملاً فارسی شوند؛ برخلاف «تلفن» که یک قرن پیش وارد شد و کاملاً در دستور زبان فارسی جا افتاد (تلفن زدن، تلفنی، تلفن‌چی). سرعت ورود امروز آن‌قدر زیاد است که زبان فرصت هضم پیدا نمی‌کند.
 
پس پاسخ کامل‌تر این است: مسئولیتِ سیاست‌گذاری با متولی زبان است، اما معیار نگرانی، این سه نشانه‌اند — نه سلیقه یا احساس، بلکه شواهدی که خودِ زبان در اختیارمان می‌گذارد.

اندیشکده ایران‌اندیشی آتوسا
انتشارات فروهر


@Atusa_thinktank
👍19