تأملاتی درباره شاهنامه
بخش نخست
آیا شاهنامه «حماسه» است؟
✍️ شهروز طوسی؛ عضو تیم علمی مؤسسه آتوسا
شاهنامه و فردوسی از جنبههای گوناگون مورد حملات و انتقادات شدیدی قرار گرفتهاند. اتهاماتی چون فاشیسم، نژادپرستی، بیگانههراسی، زنستیزی، پدرسالاری، جزماندیشی، ناسیونالیسم رمانتیک و… از این دستهاند.
نگارنده باور دارد که بیشینه این اتهامات نه از خوانش متن شاهنامه، بلکه از کلیشههای امروزین درباره آن سرچشمه میگیرد. به عبارت دیگر اغلب منتقدان متن شاهنامه را نخواندهاند، بلکه بر مبنای تصویری که از آن در ذهن خویش برساختهاند یا به عاریت گرفتهاند سخن میگویند. بسیاری دوستداران شاهنامه نیز از این قاعده مستثنی نیستند و این میتواند هیزمی بر آتش حملات منتقدان شاهنامه بیفکند. بنابراین بایسته است که ما امروز با دقت و آگاهی بیشتری به شناخت ماهیت شاهنامه بپردازیم.
شاهنامه را در کنار آثاری چون مهابهاراته و ایلیاد و ادیسه «حماسه» به شمار آوردهاند. هر چند در کلیت این باور درست است، اما شاهنامه تفاوتهایی با آنها دارد. حماسه را شرح قهرمانیها و دلاوریها خواندهاند. در این نوع روایت داوری اخلاقی درباره اعمال قهرمانان از جایگاه فرودستی برخوردار بوده و عملا به شمار نمیآید.
برای مثال جنگاورانی چون آگاممنون، ادیسئوس و آیاس که شهرها را ویران میکنند قهرمانان ایلیاد و ادیسهاند. نه هومر و نه کس دیگری ایشان را بابت اعمالشان به طور جدی بازخواست نمیکند. در مهابهاراته و کلا فرهنگ هندی نیز پدیده داوری اخلاقی دستکم به شکلی که ما میشناسیم غایب است و نظام ارزشی هندی ویژگیهای خاص خود را دارد. کریشنه به ارجونه گوشزد میکند که تنها وظیفه خویش را در شکست دادن پسرعموهایش انجام دهد و در جنگیدن با ایشان دچار تردید نشود.
شاهنامه نیز مجموعه فراوانی از جنگها و نبردها را در دل خود جای داده است اما نسبت به خونریزی نگاهی سلبی دارد و جنگطلبان را نکوهیده است. از شخصیتهای منفی چون ضحاک و افراسیاب که بگذریم، میبینیم حتی کیکاووس که در وداها و اوستا شخصیتی ستوده دارد، در شاهنامه مورد نکوهش فراوان قرار گرفته است. در واقع فردوسی با وجود حفظ امانتداری در روایت داستانهای کهن ملی ایران، ضمن آن که چیزی را به تیغ سانسور نسپرده، داوری خویش را نیز بر محور داستان سوار کرده است. اعمال کیکاووس غیر اخلاقیاند، پس او که در اوستا شاهی مقدس است در شاهنامه تصویری منفی دارد.
میتوان چنین گفت که عنصر مرکزی شاهنامه نه قهرمانی و دلاوری، بلکه نیک و بد اخلاقی، انسانمداری، و به عبارت بهتر به رسمیت شناختن سوژه یا «فردیّت» است. برای این مدعا شاهد فراوان میتوان آورد. شاید منفورترین شخصیت شاهنامه ضحاک تازی باشد. کسی که در توصیف پدرش مرداس، چنین میخوانیم:
…که مرداس نامِ گرانمایه بود
به داد و دهش برترین پایه بود
پسر بُد مر آن پاکدل را یکی
کش از مهر بهره نبود اندکی
در اینجا به خوبی میبینیم که بد سرشتی ضحاک که در قامت فردی بیگانه ایرانیان را برای یک هزاره در بند کشیده، در داوری فردوسی نسبت به پدر او کوچکترین اثری نداشته و وی را از راه انصاف خارج نکرده است. گویا کسانی که فردوسی را به عربستیزی متهم میکنند حتی ابیات آغازین شاهنامه را نیز به درستی نخواندهاند.
شاهنامه از نخستین متونی است که حضور سوژه در آن پررنگ است. برخی صحنهها در شاهنامه به اندازهای وضوح تصویر دارند که گویا کارگردانی آنها را دکوپاژ کرده است و ما شاهد فیلمی سینمایی هستیم. او کاری میکند که ما با یکایک شخصیتهای فرعی داستان، و حتی ضد قهرمانان، همدلی کنیم و گاه اشک هم بریزیم. این نشان از حضور پررنگ سوژه در شاهنامه دارد.
این اندیشه نه تنها در نگاه پیرمردی زاده توس حضور دارد، بلکه در سراسر ایران با هر نوزادی از نو زاده میشود. هر ایرانی، حتی اگر خود نداند و حتی اگر یک بیت از شاهنامه نخوانده باشد، آن گونه میاندیشد و رفتار میکند که قهرمانان شاهنامه کردند. هر چند اگر در طول زندگی خود هرگز آنچنان رفتار نکند اما معیار عالی سنجش و داوری رفتار او از سوی جامعه همچنان از شاهنامه و داستانهای کهن ایران مایه میگیرد.
شاهنامه همچون آیینهای بازتابدهنده سرگذشت و چکیده ارزشها و حکمت عملی ملت ایران است. این کتاب نه تصویرکننده جنگآوریها و دلاوریهای قوم ایرانی در راستای توجیه ایدئولوژیهای قومی و ملی، بلکه وجدان بیدار و تجربه تاریخی ملتی کهن است. صرف «حماسه» خواندن شاهنامه آن را به چیزی فرو میکاهد که از آن بسیار فراتر است. این را نخبگان عرب به خوبی شناختهاند و به درستی شاهنامه را «قرآنالعجم» نامیدهاند. این عبارت نه یک لفاظی شاعرانه، بلکه نشان از درکی عمیق از ماهیت شاهنامه دارد. ایشان میفهمیدند که شاهنامه برای ایرانیها همان جایگاهی را دارد که قرآن نزد عرب.
[ادامه دارد…]
موسسه آتوسا
🆔 @atusa_sbu
بخش نخست
آیا شاهنامه «حماسه» است؟
✍️ شهروز طوسی؛ عضو تیم علمی مؤسسه آتوسا
شاهنامه و فردوسی از جنبههای گوناگون مورد حملات و انتقادات شدیدی قرار گرفتهاند. اتهاماتی چون فاشیسم، نژادپرستی، بیگانههراسی، زنستیزی، پدرسالاری، جزماندیشی، ناسیونالیسم رمانتیک و… از این دستهاند.
نگارنده باور دارد که بیشینه این اتهامات نه از خوانش متن شاهنامه، بلکه از کلیشههای امروزین درباره آن سرچشمه میگیرد. به عبارت دیگر اغلب منتقدان متن شاهنامه را نخواندهاند، بلکه بر مبنای تصویری که از آن در ذهن خویش برساختهاند یا به عاریت گرفتهاند سخن میگویند. بسیاری دوستداران شاهنامه نیز از این قاعده مستثنی نیستند و این میتواند هیزمی بر آتش حملات منتقدان شاهنامه بیفکند. بنابراین بایسته است که ما امروز با دقت و آگاهی بیشتری به شناخت ماهیت شاهنامه بپردازیم.
شاهنامه را در کنار آثاری چون مهابهاراته و ایلیاد و ادیسه «حماسه» به شمار آوردهاند. هر چند در کلیت این باور درست است، اما شاهنامه تفاوتهایی با آنها دارد. حماسه را شرح قهرمانیها و دلاوریها خواندهاند. در این نوع روایت داوری اخلاقی درباره اعمال قهرمانان از جایگاه فرودستی برخوردار بوده و عملا به شمار نمیآید.
برای مثال جنگاورانی چون آگاممنون، ادیسئوس و آیاس که شهرها را ویران میکنند قهرمانان ایلیاد و ادیسهاند. نه هومر و نه کس دیگری ایشان را بابت اعمالشان به طور جدی بازخواست نمیکند. در مهابهاراته و کلا فرهنگ هندی نیز پدیده داوری اخلاقی دستکم به شکلی که ما میشناسیم غایب است و نظام ارزشی هندی ویژگیهای خاص خود را دارد. کریشنه به ارجونه گوشزد میکند که تنها وظیفه خویش را در شکست دادن پسرعموهایش انجام دهد و در جنگیدن با ایشان دچار تردید نشود.
شاهنامه نیز مجموعه فراوانی از جنگها و نبردها را در دل خود جای داده است اما نسبت به خونریزی نگاهی سلبی دارد و جنگطلبان را نکوهیده است. از شخصیتهای منفی چون ضحاک و افراسیاب که بگذریم، میبینیم حتی کیکاووس که در وداها و اوستا شخصیتی ستوده دارد، در شاهنامه مورد نکوهش فراوان قرار گرفته است. در واقع فردوسی با وجود حفظ امانتداری در روایت داستانهای کهن ملی ایران، ضمن آن که چیزی را به تیغ سانسور نسپرده، داوری خویش را نیز بر محور داستان سوار کرده است. اعمال کیکاووس غیر اخلاقیاند، پس او که در اوستا شاهی مقدس است در شاهنامه تصویری منفی دارد.
میتوان چنین گفت که عنصر مرکزی شاهنامه نه قهرمانی و دلاوری، بلکه نیک و بد اخلاقی، انسانمداری، و به عبارت بهتر به رسمیت شناختن سوژه یا «فردیّت» است. برای این مدعا شاهد فراوان میتوان آورد. شاید منفورترین شخصیت شاهنامه ضحاک تازی باشد. کسی که در توصیف پدرش مرداس، چنین میخوانیم:
…که مرداس نامِ گرانمایه بود
به داد و دهش برترین پایه بود
پسر بُد مر آن پاکدل را یکی
کش از مهر بهره نبود اندکی
در اینجا به خوبی میبینیم که بد سرشتی ضحاک که در قامت فردی بیگانه ایرانیان را برای یک هزاره در بند کشیده، در داوری فردوسی نسبت به پدر او کوچکترین اثری نداشته و وی را از راه انصاف خارج نکرده است. گویا کسانی که فردوسی را به عربستیزی متهم میکنند حتی ابیات آغازین شاهنامه را نیز به درستی نخواندهاند.
شاهنامه از نخستین متونی است که حضور سوژه در آن پررنگ است. برخی صحنهها در شاهنامه به اندازهای وضوح تصویر دارند که گویا کارگردانی آنها را دکوپاژ کرده است و ما شاهد فیلمی سینمایی هستیم. او کاری میکند که ما با یکایک شخصیتهای فرعی داستان، و حتی ضد قهرمانان، همدلی کنیم و گاه اشک هم بریزیم. این نشان از حضور پررنگ سوژه در شاهنامه دارد.
این اندیشه نه تنها در نگاه پیرمردی زاده توس حضور دارد، بلکه در سراسر ایران با هر نوزادی از نو زاده میشود. هر ایرانی، حتی اگر خود نداند و حتی اگر یک بیت از شاهنامه نخوانده باشد، آن گونه میاندیشد و رفتار میکند که قهرمانان شاهنامه کردند. هر چند اگر در طول زندگی خود هرگز آنچنان رفتار نکند اما معیار عالی سنجش و داوری رفتار او از سوی جامعه همچنان از شاهنامه و داستانهای کهن ایران مایه میگیرد.
شاهنامه همچون آیینهای بازتابدهنده سرگذشت و چکیده ارزشها و حکمت عملی ملت ایران است. این کتاب نه تصویرکننده جنگآوریها و دلاوریهای قوم ایرانی در راستای توجیه ایدئولوژیهای قومی و ملی، بلکه وجدان بیدار و تجربه تاریخی ملتی کهن است. صرف «حماسه» خواندن شاهنامه آن را به چیزی فرو میکاهد که از آن بسیار فراتر است. این را نخبگان عرب به خوبی شناختهاند و به درستی شاهنامه را «قرآنالعجم» نامیدهاند. این عبارت نه یک لفاظی شاعرانه، بلکه نشان از درکی عمیق از ماهیت شاهنامه دارد. ایشان میفهمیدند که شاهنامه برای ایرانیها همان جایگاهی را دارد که قرآن نزد عرب.
[ادامه دارد…]
موسسه آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍37👎6
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
یک باور رایج اما گمراهکننده در مورد دولت دکتر مصدق ✍آرمینا حمزهپور: دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی 🔸۷۲ سال پس از سقوط دولت دکتر مصدق، همچنان این باور رایج است که دولت او در ۲۸ ماه زمامداری، با تکیه بر صادرات غیرنفتی مانند فرش، پسته و پنبه کشور را اداره…
منابع تکمیلی در مورد یادداشت:
یک باور رایج اما گمراه کننده در مورد دولت دکتر مصدق
🔸در پی انتشار یادداشتی تحلیلی درباره سیاستهای اقتصادی دولت مرحوم دکتر محمد مصدق، برخی دوستان این پرسش را مطرح کردند که آیا برای آن تحلیلها، منابع و اسناد معتبری وجود دارد یا خیر. هدف از این نوشتار، پاسخ به همین پرسش از طریق ارائه مستقیم اسناد و آمار رسمی دولتی است تا بحث از کلیات به جزئیات مستند منتقل شود.
🔸یادداشت پیشین این گزاره را مطرح کرد که برخلاف باور رایج، اقتصاد کشور در آن دوره نه با تکیه بر صادرات غیرنفتی، بلکه از طریق سه فاز مشخص مدیریت شد: ۱. مصرف ذخایر ملی، ۲. پنهانسازی کسری تجاری، و ۳. خلق پول تورمزا. در ادامه، اسناد مستند هر یک از این مراحل ارائه میشود.
🔸۱. تأمین مالی دولت از محل پساندازهای ملی، نه صادرات
با قطع درآمد نفت، اولین راهکار دولت برای تأمین بودجه، استفاده از ذخایر موجود بود. این اقدامات کاملاً مستند هستند:
🔸برداشت از پشتوانه اسکناس: بر اساس مصوبه جلسه ۶ مرداد ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی، به دولت اجازه داده شد مبلغ ۱۴ میلیون لیره استرلینگ از محل پشتوانه اسکناس برداشت نماید.
منابع تکمیلی: علاوه بر این، دولت بر اساس تصویبنامه شماره ۲۱۹۹۲ هیئت وزیران در آبان ۱۳۳۰، مبلغ ۸.۷۵ میلیون دلار از صندوق بینالمللی پول دریافت کرد و در اسفند( بر اساس تصویب نامه شماره ۲۶۷۵۸ هیئت وزیران)همان سال نیز ۱.۵ میلیون لیره از ذخایر ارزی بنگاه راهآهن برداشت نمود. این مصوبات رسمی نشان میدهند که راهکار اولیه، یک راه حل مبتنی بر درآمد جدید نبود، بلکه استفاده اضطراری از پساندازهای کشور بود.
🔸۲. واقعیت تراز تجاری در گزارش رسمی بانک ملی
در یادداشت اول اشاره شد که تراز تجاری مثبت، تنها یک تصویر دفتری بود که به دلیل استفاده از نرخ ارز رسمیِ غیرواقعی ایجاد شده بود. گزارش هیئت عامل بانک ملی ایران به بیست و پنجمین مجمع عمومی بانک، این تحلیل را کاملاً تأیید میکند:
🔸این گزارش تصریح میکند که به دلیل شکاف میان نرخ رسمی دلار (۳۲.۵ ریال) و نرخ واقعی بازار (که تا ۱۲۴ ریال هم رسید)، ارزش واقعی واردات در سال ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ بیش از دو برابر صادرات کشور بوده است. همین گزارش، کسری موازنه تجاری واقعی کشور در این دو سال را حدود ۸۶.۶ میلیون دلار اعلام میکند و دلیل آن را اشتباه بودن ارزیابی گمرک بر اساس نرخ رسمی دلار بوده است. بنابراین، ادعای کسری تجاری پنهان، نه یک تحلیل شخصی، بلکه یافته صریح گزارش رسمی بانک ملی در همان زمان است.
🔸۳. خلق پول گسترده: آمار رسمی از ترازنامه بانک ملی
با اتمام ذخایر، دولت به استقراض و چاپ پول روی آورد. این اقدام نیز به طور دقیق در اسناد بانک مرکزی وقت (بانک ملی ایران) ثبت شده است:
🔸 چاپ اسکناس: بر اساس جداول منتشر شده در مجله رسمی بانک ملی ایران، میزان اسکناسهای منتشر شده از ۷.۸ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۱، ظرف یک سال به ۱۰.۹۲ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۲ رسید. این به معنای چاپ ۳.۱۲ میلیارد ریال پول جدید است.
🔸استقراض از بانک ملی: ترازنامههای سالیانه بانک ملی نشان میدهد بدهی دولت و شرکتهای دولتی به این بانک از ۱.۳ میلیارد ریال در آغاز دولت مصدق، به ۴.۵۸ میلیارد ریال در پایان دوره او افزایش یافت. ین ارقام که از گزارشهای رسمی و سالانه بانک ملی استخراج شدهاند، به وضوح نشانگر تأمین بخش بزرگی از بودجه دولت از طریق خلق پول توسط نظام بانکی هستند.
🔸پیامد طبیعی این سیاستها، تورم و کاهش قدرت خرید مردم بود. قیمت سکه طلای پهلوی که در خرداد ۱۳۳۰ حدود ۵۴۴ ریال بود، در مرداد ۱۳۳۲ به ۱۰۰۶ ریال رسید. این رشد ۸۵ درصدی که در روزنامههای یومیه مانند «اطلاعات» و مجله بانک ملی نیز ثبت شده، سندی انکارناپذیر از تورم شدیدی است که مستقیماً معیشت مردم را هدف قرار داد.
🔸هدف از ارائه این اسناد، تأیید این نکته است که تحلیل ارائه شده در یادداشت اول، نه بر پایه نظر شخصی، بلکه بر مبنای گزارشهای رسمی دولت و بانک ملی ایران در همان دوره استوار است. تاریخ اقتصادی، فارغ از روایتهای احساسی، با آمار و ارقام نوشته میشود./ آرمینا حمرهپور (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی)
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
یک باور رایج اما گمراه کننده در مورد دولت دکتر مصدق
🔸در پی انتشار یادداشتی تحلیلی درباره سیاستهای اقتصادی دولت مرحوم دکتر محمد مصدق، برخی دوستان این پرسش را مطرح کردند که آیا برای آن تحلیلها، منابع و اسناد معتبری وجود دارد یا خیر. هدف از این نوشتار، پاسخ به همین پرسش از طریق ارائه مستقیم اسناد و آمار رسمی دولتی است تا بحث از کلیات به جزئیات مستند منتقل شود.
🔸یادداشت پیشین این گزاره را مطرح کرد که برخلاف باور رایج، اقتصاد کشور در آن دوره نه با تکیه بر صادرات غیرنفتی، بلکه از طریق سه فاز مشخص مدیریت شد: ۱. مصرف ذخایر ملی، ۲. پنهانسازی کسری تجاری، و ۳. خلق پول تورمزا. در ادامه، اسناد مستند هر یک از این مراحل ارائه میشود.
🔸۱. تأمین مالی دولت از محل پساندازهای ملی، نه صادرات
با قطع درآمد نفت، اولین راهکار دولت برای تأمین بودجه، استفاده از ذخایر موجود بود. این اقدامات کاملاً مستند هستند:
🔸برداشت از پشتوانه اسکناس: بر اساس مصوبه جلسه ۶ مرداد ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی، به دولت اجازه داده شد مبلغ ۱۴ میلیون لیره استرلینگ از محل پشتوانه اسکناس برداشت نماید.
منابع تکمیلی: علاوه بر این، دولت بر اساس تصویبنامه شماره ۲۱۹۹۲ هیئت وزیران در آبان ۱۳۳۰، مبلغ ۸.۷۵ میلیون دلار از صندوق بینالمللی پول دریافت کرد و در اسفند( بر اساس تصویب نامه شماره ۲۶۷۵۸ هیئت وزیران)همان سال نیز ۱.۵ میلیون لیره از ذخایر ارزی بنگاه راهآهن برداشت نمود. این مصوبات رسمی نشان میدهند که راهکار اولیه، یک راه حل مبتنی بر درآمد جدید نبود، بلکه استفاده اضطراری از پساندازهای کشور بود.
🔸۲. واقعیت تراز تجاری در گزارش رسمی بانک ملی
در یادداشت اول اشاره شد که تراز تجاری مثبت، تنها یک تصویر دفتری بود که به دلیل استفاده از نرخ ارز رسمیِ غیرواقعی ایجاد شده بود. گزارش هیئت عامل بانک ملی ایران به بیست و پنجمین مجمع عمومی بانک، این تحلیل را کاملاً تأیید میکند:
🔸این گزارش تصریح میکند که به دلیل شکاف میان نرخ رسمی دلار (۳۲.۵ ریال) و نرخ واقعی بازار (که تا ۱۲۴ ریال هم رسید)، ارزش واقعی واردات در سال ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ بیش از دو برابر صادرات کشور بوده است. همین گزارش، کسری موازنه تجاری واقعی کشور در این دو سال را حدود ۸۶.۶ میلیون دلار اعلام میکند و دلیل آن را اشتباه بودن ارزیابی گمرک بر اساس نرخ رسمی دلار بوده است. بنابراین، ادعای کسری تجاری پنهان، نه یک تحلیل شخصی، بلکه یافته صریح گزارش رسمی بانک ملی در همان زمان است.
🔸۳. خلق پول گسترده: آمار رسمی از ترازنامه بانک ملی
با اتمام ذخایر، دولت به استقراض و چاپ پول روی آورد. این اقدام نیز به طور دقیق در اسناد بانک مرکزی وقت (بانک ملی ایران) ثبت شده است:
🔸 چاپ اسکناس: بر اساس جداول منتشر شده در مجله رسمی بانک ملی ایران، میزان اسکناسهای منتشر شده از ۷.۸ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۱، ظرف یک سال به ۱۰.۹۲ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۲ رسید. این به معنای چاپ ۳.۱۲ میلیارد ریال پول جدید است.
🔸استقراض از بانک ملی: ترازنامههای سالیانه بانک ملی نشان میدهد بدهی دولت و شرکتهای دولتی به این بانک از ۱.۳ میلیارد ریال در آغاز دولت مصدق، به ۴.۵۸ میلیارد ریال در پایان دوره او افزایش یافت. ین ارقام که از گزارشهای رسمی و سالانه بانک ملی استخراج شدهاند، به وضوح نشانگر تأمین بخش بزرگی از بودجه دولت از طریق خلق پول توسط نظام بانکی هستند.
🔸پیامد طبیعی این سیاستها، تورم و کاهش قدرت خرید مردم بود. قیمت سکه طلای پهلوی که در خرداد ۱۳۳۰ حدود ۵۴۴ ریال بود، در مرداد ۱۳۳۲ به ۱۰۰۶ ریال رسید. این رشد ۸۵ درصدی که در روزنامههای یومیه مانند «اطلاعات» و مجله بانک ملی نیز ثبت شده، سندی انکارناپذیر از تورم شدیدی است که مستقیماً معیشت مردم را هدف قرار داد.
🔸هدف از ارائه این اسناد، تأیید این نکته است که تحلیل ارائه شده در یادداشت اول، نه بر پایه نظر شخصی، بلکه بر مبنای گزارشهای رسمی دولت و بانک ملی ایران در همان دوره استوار است. تاریخ اقتصادی، فارغ از روایتهای احساسی، با آمار و ارقام نوشته میشود./ آرمینا حمرهپور (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی)
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍27👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر احمد کسروی در مورد دین زرتشتی
🔸اردلان کوزهگر، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در مورد کسروی و زرتشت توضیح میدهد
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
🔸اردلان کوزهگر، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در مورد کسروی و زرتشت توضیح میدهد
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍19👎9
تفاوت تقویم زرتشتی و جلالی و اهمیت محاسبه درست جشنها
(تحولات فرهنگی)
✍مریم روشنبین: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
بخش نخست...
🔸حال که مهرگان نزدیک است یادداشتی درباره تقویم زرتشتی خالی از لطف نیست. حدود یک سال است که جشن مهرگان بهعنوان بیستوپنجمین عنصر میراثفرهنگی ناملموس ایران در یونسکو ثبت جهانی شده است. یکی از مسائل مهم در بازخوانی آیینهای ایرانی، توجه به تفاوت بنیادین میان تقویم زرتشتی و تقویم جلالی (خورشیدی) است.
🔸مقایسه تقویم زرتشتی و تقویم جلالی (خورشیدی)
تقویم زرتشتی که تقویمی کهن است دوازده ماه سیروزه دارد و برای تکمیل سال پنج روز که به پنجه دزدیده معروف است در پایان سال میافزاید. برای هماهنگی با گردش سال و فصل ها، هر چهار سال یک روز را به پنجه دزدیده اضافه میکند؛ البته این روش به دقت تقویم جلالی نیست. و اما تقویم جلالی در قرن پنجم هجری بهدست عمر خیام و همکارانش تنظیم شد. اساس آن رصد دقیق اعتدال بهاری است و کبیسهگیری با خطای بسیار اندک انجام میشود. آغاز سال همچون تقویم زرتشتی از نوروز است. در تقویم جلالی، ماههای نیمۀ نخست سال ۳۱ روز دارند. همین تفاوت ساختاری باعث میشود که تاریخ جشنها در دو تقویم، همواره یکسان نباشد. اما نام ماهها یکسان است. مثلاً جشن بزرگ مهرگان که برابر است با شانزدهم مهرماه در تقویم زرتشتی، در تقویم جلالی با دهم مهرماه همزمان است. همین قاعده دربارۀ دیگر جشنها مانند بهمنگان، سپندارمذگان، خردادگان، امردادگان و سایر «جشن ها» نیز صادق است.
🔸اهمیت دقت در محاسبه جشنها
برخی جشنهای ایرانی، مانند نوروز، سده و مهرگان که در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شدهاند، فاصله زمانی تعریف شدهای با دیگر جشنهایی که هنوز ثبت نشدهاند، دارند. بنابراین، هرگونه اشتباه در محاسبه و اشاعۀ نادرست تاریخها نهتنها خطایی پژوهشی است، بلکه میتواند در جایگاه بینالمللی و میراثی این آیینها نیز آسیبرسان باشد.
🔸نقش زرتشتیان در پاسداری از تقویم و آیینها
زرتشتیان عزیز حافظان واقعی این تقویم و جشنهای کهن هستند. شاید برای بسیاری از مردم، این جشنها تنها یادمانی ملی یا فرهنگی باشد، اما برای زرتشتیان آیینی مذهبی و بخشی از زیست دینی آنان است. احترام به تقویم و برگزاری آیینها در زمان درستش، احترام به یک جامعۀ زندۀ دینی و فرهنگی است.
🔸نتیجه:
همانطور که لازم است به سنتهای ایرانی احترام بگذاریم و اگر شیفتۀ ایران و فرهنگ غنی آن هستیم، این قواعد را رعایت کنیم؛ در برابر دیگر تحولات فرهنگی آن نیز باید حساس باشیم.
این یادداشت ادامه دارد...
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
(تحولات فرهنگی)
✍مریم روشنبین: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
بخش نخست...
🔸حال که مهرگان نزدیک است یادداشتی درباره تقویم زرتشتی خالی از لطف نیست. حدود یک سال است که جشن مهرگان بهعنوان بیستوپنجمین عنصر میراثفرهنگی ناملموس ایران در یونسکو ثبت جهانی شده است. یکی از مسائل مهم در بازخوانی آیینهای ایرانی، توجه به تفاوت بنیادین میان تقویم زرتشتی و تقویم جلالی (خورشیدی) است.
🔸مقایسه تقویم زرتشتی و تقویم جلالی (خورشیدی)
تقویم زرتشتی که تقویمی کهن است دوازده ماه سیروزه دارد و برای تکمیل سال پنج روز که به پنجه دزدیده معروف است در پایان سال میافزاید. برای هماهنگی با گردش سال و فصل ها، هر چهار سال یک روز را به پنجه دزدیده اضافه میکند؛ البته این روش به دقت تقویم جلالی نیست. و اما تقویم جلالی در قرن پنجم هجری بهدست عمر خیام و همکارانش تنظیم شد. اساس آن رصد دقیق اعتدال بهاری است و کبیسهگیری با خطای بسیار اندک انجام میشود. آغاز سال همچون تقویم زرتشتی از نوروز است. در تقویم جلالی، ماههای نیمۀ نخست سال ۳۱ روز دارند. همین تفاوت ساختاری باعث میشود که تاریخ جشنها در دو تقویم، همواره یکسان نباشد. اما نام ماهها یکسان است. مثلاً جشن بزرگ مهرگان که برابر است با شانزدهم مهرماه در تقویم زرتشتی، در تقویم جلالی با دهم مهرماه همزمان است. همین قاعده دربارۀ دیگر جشنها مانند بهمنگان، سپندارمذگان، خردادگان، امردادگان و سایر «جشن ها» نیز صادق است.
🔸اهمیت دقت در محاسبه جشنها
برخی جشنهای ایرانی، مانند نوروز، سده و مهرگان که در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شدهاند، فاصله زمانی تعریف شدهای با دیگر جشنهایی که هنوز ثبت نشدهاند، دارند. بنابراین، هرگونه اشتباه در محاسبه و اشاعۀ نادرست تاریخها نهتنها خطایی پژوهشی است، بلکه میتواند در جایگاه بینالمللی و میراثی این آیینها نیز آسیبرسان باشد.
🔸نقش زرتشتیان در پاسداری از تقویم و آیینها
زرتشتیان عزیز حافظان واقعی این تقویم و جشنهای کهن هستند. شاید برای بسیاری از مردم، این جشنها تنها یادمانی ملی یا فرهنگی باشد، اما برای زرتشتیان آیینی مذهبی و بخشی از زیست دینی آنان است. احترام به تقویم و برگزاری آیینها در زمان درستش، احترام به یک جامعۀ زندۀ دینی و فرهنگی است.
🔸نتیجه:
همانطور که لازم است به سنتهای ایرانی احترام بگذاریم و اگر شیفتۀ ایران و فرهنگ غنی آن هستیم، این قواعد را رعایت کنیم؛ در برابر دیگر تحولات فرهنگی آن نیز باید حساس باشیم.
این یادداشت ادامه دارد...
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍32👎4
زبانشناسی تاریخی به گواه فردوسی طوسی
(تحولات فرهنگی)
✍️مریم روشنبین: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
بخش دوم...
🔸همانطور که میدانیم، بر اساس قانون دگرگونیهای صوتی، واژگان در طی زمان از صورتی بهصورت دیگر متحول میشوند. این امر در بسیاری موارد ربطی بهمعنای واژه ندارد و تنها مسیر طبیعیِ تحول زبانی است که اهل آن زبان در گذر تاریخ برای آن واژه «بهصورت طبیعی انتخاب» کردهاند.
🔸گاه اسناد نشان میدهد که چند شیوۀ تحول همزمان وجود داشته، اما در نهایت یکی بر دیگری چیره شده است. این چیرگی و تثبیت، نه حاصل ذوق فردی یا گروهی، بلکه نتیجۀ طبیعت درونی زبان است. دگرگونی، زمانی نهایی میشود که واژه در ساختار نوشتاری با صورت تازهاش ثبت گردد و مردمان همان صورت را بشناسند و بهکار برند. این قانون همگانی است و در همۀ زبانهای جهان رخ میدهد، نه فقط در فارسی.
🔸بر پایۀ همین قاعده، نامهای ماههای ایرانی نیز از صورتهای باستانی خود فاصله گرفته و به شکلهای امروزی در تقویم جلالی (خورشیدی) رسیدهاند.
🔸خوشبختانه، فردوسی با صرف عمر گرانمایهاش در سرایش شاهنامه، این صورتها را _که در اصطلاح زبانشناسی تاریخی بهنجار شدهاند_به یادگار گذاشته است و در بخشهایی از داستان بیژن و منیژه، نام ماههای ایرانی را برمیشمارد. این گواه ارزشمند نشان میدهد که در روزگار او سنتهای زبانی و تقویمی کهن تحول نهایی خود را طی کردهاند تاجایی که اهل زبان در مواجهه با آن در صورت نوشتاری آن آشنا بودهاند:
چو آمد بر شاه کهترنواز نوان پیش او رفت و بردش نماز
ستایش کنان پیش خسرو دوید که مهر و ستایش مر او را سزید
برآورد سر آفرین کرد و گفت، مبادت جز از بخت پیروز جفت
چو هرمزد بادت بدین پایگاه چو بهمن نگهبان فرخ کلاه
همه ساله اردیبهشت هژیر نگهبان تو با هُش و رای پیر
چو شهریورت باد پیروزگر بنام بزرگی و فر و هنر
سفندارمذ پاسبان تو باد خرد جان روشن روان تو باد
چو خردادت از یاوران بر دهاد ز مرداد باش از بر و بوم شاد
دی و اورمزدت خجسته بواد در هر بدی بر تو بسته بواد
دیت آذر افروز و فرخنده روز تو شادان و تاج تو گیتی فروز…
🔸از جمله در این ابیات، نام ماهها چون: هرمزد یا اورمزد (احتمالا بجای فروردین)، اردیبهشت، خرداد، مرداد، شهریور، بهمن، مهر، آذر، دی و سفندارمذ بهروشنی یاد میشوند.
🔸پس همانطور که پایبندی به تقویم زرتشتی و اجرای جشنهای ایرانی در زمان درستشان بایسته است، حفظ حرمت تحول زبانی نیز که نه حاصل سلیقۀ گروهی، بلکه نتیجۀ طبیعی قاعدهای علمی در زبانشناسی است، وظیفهای مهم به شمار میآید. اسناد سترگی چون شاهنامه فردوسی بهترین گواه این دگرگونیها هستند.
🔸برای نمونه، نام پنجمین ماه در تقویم زرتشتی امرداد است و جشن آن «امردادگان»؛ اما در تقویم جلالی (خورشیدی) این نام در طی سدهها بهصورت سادهتر مرداد تحول یافته است. هر دو صورت درستاند:یکی یادگار سنت کهن دینی و دیگری ثمرۀ تحول طبیعی زبان فارسی است. این تحول آوایی هیچ ارتباطی با توجیه معنایی ندارد و پژوهشگران بسیاری این نکته را گوشزد کردهاند. این تحول برای واژگانی چون آشنا که بدل به شنا شده، ارشک به رشک، اسپندارمذ به سپندارمذ، اسوار به سوار، انوش به نوش، ابیدا به ویدا رخ داده است. مسئله نه معنی واژگان که افتادن «اَ» در ابتدای برخی از کلمات است که چون و چرایی آن در حوصله این یادداشت نیست.
🔸تفاوتها و تحولات، نه مایۀ ستیز، که نشانۀ زیبایی فرهنگی کهن و زندهاند. ایران نوین زیر سایۀ پذیرش این تفاوتها و احترام به فرهنگ و تحولات تاریخیاش، شکوهی دوچندان خواهد یافت.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
(تحولات فرهنگی)
✍️مریم روشنبین: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
بخش دوم...
🔸همانطور که میدانیم، بر اساس قانون دگرگونیهای صوتی، واژگان در طی زمان از صورتی بهصورت دیگر متحول میشوند. این امر در بسیاری موارد ربطی بهمعنای واژه ندارد و تنها مسیر طبیعیِ تحول زبانی است که اهل آن زبان در گذر تاریخ برای آن واژه «بهصورت طبیعی انتخاب» کردهاند.
🔸گاه اسناد نشان میدهد که چند شیوۀ تحول همزمان وجود داشته، اما در نهایت یکی بر دیگری چیره شده است. این چیرگی و تثبیت، نه حاصل ذوق فردی یا گروهی، بلکه نتیجۀ طبیعت درونی زبان است. دگرگونی، زمانی نهایی میشود که واژه در ساختار نوشتاری با صورت تازهاش ثبت گردد و مردمان همان صورت را بشناسند و بهکار برند. این قانون همگانی است و در همۀ زبانهای جهان رخ میدهد، نه فقط در فارسی.
🔸بر پایۀ همین قاعده، نامهای ماههای ایرانی نیز از صورتهای باستانی خود فاصله گرفته و به شکلهای امروزی در تقویم جلالی (خورشیدی) رسیدهاند.
🔸خوشبختانه، فردوسی با صرف عمر گرانمایهاش در سرایش شاهنامه، این صورتها را _که در اصطلاح زبانشناسی تاریخی بهنجار شدهاند_به یادگار گذاشته است و در بخشهایی از داستان بیژن و منیژه، نام ماههای ایرانی را برمیشمارد. این گواه ارزشمند نشان میدهد که در روزگار او سنتهای زبانی و تقویمی کهن تحول نهایی خود را طی کردهاند تاجایی که اهل زبان در مواجهه با آن در صورت نوشتاری آن آشنا بودهاند:
چو آمد بر شاه کهترنواز نوان پیش او رفت و بردش نماز
ستایش کنان پیش خسرو دوید که مهر و ستایش مر او را سزید
برآورد سر آفرین کرد و گفت، مبادت جز از بخت پیروز جفت
چو هرمزد بادت بدین پایگاه چو بهمن نگهبان فرخ کلاه
همه ساله اردیبهشت هژیر نگهبان تو با هُش و رای پیر
چو شهریورت باد پیروزگر بنام بزرگی و فر و هنر
سفندارمذ پاسبان تو باد خرد جان روشن روان تو باد
چو خردادت از یاوران بر دهاد ز مرداد باش از بر و بوم شاد
دی و اورمزدت خجسته بواد در هر بدی بر تو بسته بواد
دیت آذر افروز و فرخنده روز تو شادان و تاج تو گیتی فروز…
🔸از جمله در این ابیات، نام ماهها چون: هرمزد یا اورمزد (احتمالا بجای فروردین)، اردیبهشت، خرداد، مرداد، شهریور، بهمن، مهر، آذر، دی و سفندارمذ بهروشنی یاد میشوند.
🔸پس همانطور که پایبندی به تقویم زرتشتی و اجرای جشنهای ایرانی در زمان درستشان بایسته است، حفظ حرمت تحول زبانی نیز که نه حاصل سلیقۀ گروهی، بلکه نتیجۀ طبیعی قاعدهای علمی در زبانشناسی است، وظیفهای مهم به شمار میآید. اسناد سترگی چون شاهنامه فردوسی بهترین گواه این دگرگونیها هستند.
🔸برای نمونه، نام پنجمین ماه در تقویم زرتشتی امرداد است و جشن آن «امردادگان»؛ اما در تقویم جلالی (خورشیدی) این نام در طی سدهها بهصورت سادهتر مرداد تحول یافته است. هر دو صورت درستاند:یکی یادگار سنت کهن دینی و دیگری ثمرۀ تحول طبیعی زبان فارسی است. این تحول آوایی هیچ ارتباطی با توجیه معنایی ندارد و پژوهشگران بسیاری این نکته را گوشزد کردهاند. این تحول برای واژگانی چون آشنا که بدل به شنا شده، ارشک به رشک، اسپندارمذ به سپندارمذ، اسوار به سوار، انوش به نوش، ابیدا به ویدا رخ داده است. مسئله نه معنی واژگان که افتادن «اَ» در ابتدای برخی از کلمات است که چون و چرایی آن در حوصله این یادداشت نیست.
🔸تفاوتها و تحولات، نه مایۀ ستیز، که نشانۀ زیبایی فرهنگی کهن و زندهاند. ایران نوین زیر سایۀ پذیرش این تفاوتها و احترام به فرهنگ و تحولات تاریخیاش، شکوهی دوچندان خواهد یافت.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍24👎6
تأملاتی درباره شاهنامه
بخش دوم
آیا رستم سهراب را شناخته بود؟
✍شهروز طوسی: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
داستان رستم و سهراب همواره مورد مناقشه بسیار بوده است. افرادی با ارجاع به اهمیت این داستان فرهنگ ایران را پدرسالار و محافظهکار میپندارند که همواره نیروی جوان جامعه خویش را میکشد و امکان نوآوری و تغییر را مسدود میکند. به زعم ایشان در برابر فرهنگ یونان را داریم که داستان شاخص آن اُدیپوس است. او به عنوان شاهزادهای که نادانسته پدر خویش را میکشد الگوی پویایی اندیشه اروپایی شمرده میشود. پیش از آن که به بررسی این موضوع بپردازیم، اندکی در ماهیت خود داستان درنگ کنیم.
در اصل روایت شاهنامه رستم بدون اینکه پسرش سهراب را بشناسد با وی مبارزه کرده و او را بر خاک میافکند. اما در سالهای اخیر شاهدیم افرادی مدعی هستند که رستم در واقع پسر خویش را شناخته بود و سکوت او در برابر سهراب علت دیگری داشت. سهراب به عنوان سرداری بیگانه به ایرانزمین لشکر کشیده بود و سودای پادشاهی داشت، بنابراین رستم بین فرزند و وطن خویش دومی را برگزید.
اما این ادعا از هیچ شاهدی درون متن شاهنامه برخوردار نیست. حتی اگر سبک روایی فردوسی را نیز در نظر بگیریم، ابهامسازی با روش مسکوت گذاشتن بخشی از داستان و سپردن تفسیر آن به ذهن مخاطب که در فیلمهای سینمایی امروزی میبینیم در شاهنامه و متون مشابه جایی ندارد. حتی میتوان گفت سبک روایی فردوسی به صورت لفّ و نشر است، یعنی او در همان آغاز پایان داستان را میگوید و بعد به شرح و بسط آن میپردازد.
اگر تندبادی برآید ز کنج
به خاک افکند نارسیده ترنج
کنون رزم سهراب و رستم شنو
دگرها شنیدستی این هم شنو
افراد مدعی شواهدی چند برای فرضیه خود مطرح میکنند. از جمله اینکه رستم در شتافتن به نبرد اکراه دارد و درنگ میکند و یا اینکه اصرار بر ناشناس ماندن نزد سهراب دارد. اینها را نشانههای آگاهی رستم میدانند. اما استدلالهایی از این دست صرفا تفسیرهای شخصی سستاند و در متن شاهنامه چنین چیزی نمیبینیم.
فردوسی به روشنی علت تأخیر رستم را بیان میکند. کیکاووس تنها زمانی به یاد رستم میافتد که به دردسر افتاده است. به گاه بزم و خوشی خبری از دلجویی او نیست. بنابراین رستم چند روزی پس از فراخوانی بادهگساری میکند و بعد به میدان نبرد میشتابد.
اصرار رستم بر ناشناس ماندن نیز تدبیر او در برابر حریف نیرومند است. مصلحتاندیشیای که در چند جای دیگر، از جمله در برابر اشکبوس از آن بهره میبرد. زیرا بیم آن دارد که در صورت شکست روحیه ایرانیان شکسته شده، و دشمن که بر بهترین مدافع ایران پیروز گشته غره شود و نیرویی مضاعف بگیرد.
در طول تاریخ حضور شاهنامه بر سپهر فرهنگی ایران، کسی به کار رستم در فدا کردن فرزند خویش در راه وطن اشارهای نکرده است. نقل قولهایی این چنین یکسره نوظهورند. رسانه اصلی گسترش داستانهای شاهنامه در میان مردم نقالان بودهاند و گل سرسبدشان داستان رستم و سهراب است. یکی از دلایل محبوبیت ویژه این داستان تراژدی بودن آن است که به عنوان گرهای پیچیده در وجدان عمومی رخ نموده است.
مردمی که به دور نقال گرد میآمدند، اشک میریختند و التماس میکردند تا نقال سهراب را در پایان داستان نکشد. حتی عدهای که صاحب مال بودند به نقال پول بیشتری میدادند که داستان به گونهای دیگر پایان یابد. طومارهای نقالی در باب رستم و سهراب دو سه برابر شاهنامه حجم دارند و بدان آب و تاب بیشتری دادهاند. اما در پایان سهراب همیشه به دست پدرش کشته میشد و «داستان پرآب چشم» اشک از دیدگان شنوندگان جاری میساخت و دل نازک از رستم به خشم میآمد و در پایان کسی رستم را ستایش نمیکرد.
تفسیر شاهنامه به این شیوه غیرمعمول از سویی دیگر نیز مشکلساز است چرا که با روح شاهنامه در تضاد است. همانطور که در بخش نخست این نوشتار اشاره شد، عنصر اصلی شاهنامه «فردیّت» است. قربانی کردن فرد به بهانههای گوناگون، و از جمله برای مسائل سیاسی، نزد فردوسی توجیهی ندارد. این ایده، بیشتر به ایدئولوژیهای عصر جدید همچون ناسیونالیسم رمانتیک نزدیک است. چیزی که موضع شاهنامه دقیقا در مقابل آن است. تکتک جانها در شاهنامه ارزشمندند.
بیارزش بودن جان انسانها در برابر «مصلحت» و «خیر عمومی» ویژگی ایدئولوژیهای مدرن نظیر مارکسیسم و فاشیسم است که تمایل به نابودی فردیّت و شکل دادن جامعه تودهای و اتمیزه شده دارند. این دو پدیده را در گیومه آوردهام زیرا چیزی به نام مصلحت و خیر عمومی واقعا وجود دارد اما به شدت مورد سوءاستفاده اهل ایدئولوژی قرار میگیرد. هر نظام توتالیتر برای موفقیت پیش از هر چیز نیاز به لگدمال کردن فردیّت دارد. بنابراین در هنگام تفسیرهایی این چنین نخست باید هشیار بود که ایراندوستی دستمایه نابودی مهمترین ارزشهای فرهنگی و فکری ایران قرار نگیرد.
[ادامه دارد...]
موسسه آتوسا
@atusa_sbu
بخش دوم
آیا رستم سهراب را شناخته بود؟
✍شهروز طوسی: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
داستان رستم و سهراب همواره مورد مناقشه بسیار بوده است. افرادی با ارجاع به اهمیت این داستان فرهنگ ایران را پدرسالار و محافظهکار میپندارند که همواره نیروی جوان جامعه خویش را میکشد و امکان نوآوری و تغییر را مسدود میکند. به زعم ایشان در برابر فرهنگ یونان را داریم که داستان شاخص آن اُدیپوس است. او به عنوان شاهزادهای که نادانسته پدر خویش را میکشد الگوی پویایی اندیشه اروپایی شمرده میشود. پیش از آن که به بررسی این موضوع بپردازیم، اندکی در ماهیت خود داستان درنگ کنیم.
در اصل روایت شاهنامه رستم بدون اینکه پسرش سهراب را بشناسد با وی مبارزه کرده و او را بر خاک میافکند. اما در سالهای اخیر شاهدیم افرادی مدعی هستند که رستم در واقع پسر خویش را شناخته بود و سکوت او در برابر سهراب علت دیگری داشت. سهراب به عنوان سرداری بیگانه به ایرانزمین لشکر کشیده بود و سودای پادشاهی داشت، بنابراین رستم بین فرزند و وطن خویش دومی را برگزید.
اما این ادعا از هیچ شاهدی درون متن شاهنامه برخوردار نیست. حتی اگر سبک روایی فردوسی را نیز در نظر بگیریم، ابهامسازی با روش مسکوت گذاشتن بخشی از داستان و سپردن تفسیر آن به ذهن مخاطب که در فیلمهای سینمایی امروزی میبینیم در شاهنامه و متون مشابه جایی ندارد. حتی میتوان گفت سبک روایی فردوسی به صورت لفّ و نشر است، یعنی او در همان آغاز پایان داستان را میگوید و بعد به شرح و بسط آن میپردازد.
اگر تندبادی برآید ز کنج
به خاک افکند نارسیده ترنج
کنون رزم سهراب و رستم شنو
دگرها شنیدستی این هم شنو
افراد مدعی شواهدی چند برای فرضیه خود مطرح میکنند. از جمله اینکه رستم در شتافتن به نبرد اکراه دارد و درنگ میکند و یا اینکه اصرار بر ناشناس ماندن نزد سهراب دارد. اینها را نشانههای آگاهی رستم میدانند. اما استدلالهایی از این دست صرفا تفسیرهای شخصی سستاند و در متن شاهنامه چنین چیزی نمیبینیم.
فردوسی به روشنی علت تأخیر رستم را بیان میکند. کیکاووس تنها زمانی به یاد رستم میافتد که به دردسر افتاده است. به گاه بزم و خوشی خبری از دلجویی او نیست. بنابراین رستم چند روزی پس از فراخوانی بادهگساری میکند و بعد به میدان نبرد میشتابد.
اصرار رستم بر ناشناس ماندن نیز تدبیر او در برابر حریف نیرومند است. مصلحتاندیشیای که در چند جای دیگر، از جمله در برابر اشکبوس از آن بهره میبرد. زیرا بیم آن دارد که در صورت شکست روحیه ایرانیان شکسته شده، و دشمن که بر بهترین مدافع ایران پیروز گشته غره شود و نیرویی مضاعف بگیرد.
در طول تاریخ حضور شاهنامه بر سپهر فرهنگی ایران، کسی به کار رستم در فدا کردن فرزند خویش در راه وطن اشارهای نکرده است. نقل قولهایی این چنین یکسره نوظهورند. رسانه اصلی گسترش داستانهای شاهنامه در میان مردم نقالان بودهاند و گل سرسبدشان داستان رستم و سهراب است. یکی از دلایل محبوبیت ویژه این داستان تراژدی بودن آن است که به عنوان گرهای پیچیده در وجدان عمومی رخ نموده است.
مردمی که به دور نقال گرد میآمدند، اشک میریختند و التماس میکردند تا نقال سهراب را در پایان داستان نکشد. حتی عدهای که صاحب مال بودند به نقال پول بیشتری میدادند که داستان به گونهای دیگر پایان یابد. طومارهای نقالی در باب رستم و سهراب دو سه برابر شاهنامه حجم دارند و بدان آب و تاب بیشتری دادهاند. اما در پایان سهراب همیشه به دست پدرش کشته میشد و «داستان پرآب چشم» اشک از دیدگان شنوندگان جاری میساخت و دل نازک از رستم به خشم میآمد و در پایان کسی رستم را ستایش نمیکرد.
تفسیر شاهنامه به این شیوه غیرمعمول از سویی دیگر نیز مشکلساز است چرا که با روح شاهنامه در تضاد است. همانطور که در بخش نخست این نوشتار اشاره شد، عنصر اصلی شاهنامه «فردیّت» است. قربانی کردن فرد به بهانههای گوناگون، و از جمله برای مسائل سیاسی، نزد فردوسی توجیهی ندارد. این ایده، بیشتر به ایدئولوژیهای عصر جدید همچون ناسیونالیسم رمانتیک نزدیک است. چیزی که موضع شاهنامه دقیقا در مقابل آن است. تکتک جانها در شاهنامه ارزشمندند.
بیارزش بودن جان انسانها در برابر «مصلحت» و «خیر عمومی» ویژگی ایدئولوژیهای مدرن نظیر مارکسیسم و فاشیسم است که تمایل به نابودی فردیّت و شکل دادن جامعه تودهای و اتمیزه شده دارند. این دو پدیده را در گیومه آوردهام زیرا چیزی به نام مصلحت و خیر عمومی واقعا وجود دارد اما به شدت مورد سوءاستفاده اهل ایدئولوژی قرار میگیرد. هر نظام توتالیتر برای موفقیت پیش از هر چیز نیاز به لگدمال کردن فردیّت دارد. بنابراین در هنگام تفسیرهایی این چنین نخست باید هشیار بود که ایراندوستی دستمایه نابودی مهمترین ارزشهای فرهنگی و فکری ایران قرار نگیرد.
[ادامه دارد...]
موسسه آتوسا
@atusa_sbu
👍27👎9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناسیونالیسم و انقلاب ۵۷
فرهاد سلیماننژاد در گفتوگو با امین داودی بر این باور است که ناسیونالیسم، ایدئولوژی سومی در جریان انقلاب ۱۳۵۷ بود و نباید آن را با مفهوم میهندوستیِ حکومت پهلوی یکی دانست. به گفتهٔ او، پهلویها میهندوست (پاتریوت) بودند، نه ناسیونالیست.
لینک ویدیو کامل کلیک کنید
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
فرهاد سلیماننژاد در گفتوگو با امین داودی بر این باور است که ناسیونالیسم، ایدئولوژی سومی در جریان انقلاب ۱۳۵۷ بود و نباید آن را با مفهوم میهندوستیِ حکومت پهلوی یکی دانست. به گفتهٔ او، پهلویها میهندوست (پاتریوت) بودند، نه ناسیونالیست.
لینک ویدیو کامل کلیک کنید
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍22👎13
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کسروی و دغدغه تاریخ ایران
امین داودی در نشست علمی–تخصصی پیرامون احمد کسروی، به بررسی دغدغههای وی در حوزه تاریخنگاری پرداخت. بهاعتقاد داودی، مهمترین مسئله برای کسروی، تدوین تاریخ ایران بر پایه روشهای نوین تاریخنویسی بوده است و شیوه نگارش تاریخی او نیز در همین راستا شکل گرفته است.
لینک ویدیو کامل: کلیک کنید
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
امین داودی در نشست علمی–تخصصی پیرامون احمد کسروی، به بررسی دغدغههای وی در حوزه تاریخنگاری پرداخت. بهاعتقاد داودی، مهمترین مسئله برای کسروی، تدوین تاریخ ایران بر پایه روشهای نوین تاریخنویسی بوده است و شیوه نگارش تاریخی او نیز در همین راستا شکل گرفته است.
لینک ویدیو کامل: کلیک کنید
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍21👎8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ناسیونالیسم در غرب چگونه شکل گرفت؟
فرهاد سلیماننژاد در گفتوگوی خود با آتوسا و آسیانیوز به بررسی روند تاریخی شکلگیری مفهوم ناسیونالیسم در غرب میپردازد. او بر این باور است که ناسیونالیسم در پی فرایند فروپاشی و تجزیه امپراتوری روم به وجود آمده است.
لینک ویدیو کامل: کلیک کنید
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
فرهاد سلیماننژاد در گفتوگوی خود با آتوسا و آسیانیوز به بررسی روند تاریخی شکلگیری مفهوم ناسیونالیسم در غرب میپردازد. او بر این باور است که ناسیونالیسم در پی فرایند فروپاشی و تجزیه امپراتوری روم به وجود آمده است.
لینک ویدیو کامل: کلیک کنید
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍17👎7
دومین نشست از سلسله نشست ایده ایران
فایل صوتی برنامه زنده اینستاگرام از دومین نشست در سلسله نشستهای «ایده ایران»
با عنوان: ایده ایران در دوره ساسانیان
سخنران: دکتر شهرام جلیلیان
این نشست در سال ۲۰۲۱ میلادی، به همت برخی از انجمنهای علمی دانشجویی تاریخ (اعضای مؤسسه آتوسا کنونی)، در قالب سلسله نشستهای «ایده ایران» برگزار شد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
با عنوان: ایده ایران در دوره ساسانیان
سخنران: دکتر شهرام جلیلیان
این نشست در سال ۲۰۲۱ میلادی، به همت برخی از انجمنهای علمی دانشجویی تاریخ (اعضای مؤسسه آتوسا کنونی)، در قالب سلسله نشستهای «ایده ایران» برگزار شد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍16👎10
تبیین مفهوم ایران از نگاه سفرنامه ژان شاردن فرانسوی
امین داودی (عضو تیم علمی آتوسا) و قباد منصوربخت (استاد دانشگاه بهشتی) در این مقاله علمی-پژوهشی به تبیین مفهوم نام «ایران» از منظر سفرنامه شاردن پرداختهاند؛ اثری که به عنوان مهمترین سفرنامه غربیها در مورد ایران شناخته میشود.
در این مقاله آمده است که شاردن، ایران را کشوری باستانی میدانسته که دارای «تداوم تاریخی» است. از دیدگاه او، این کشور واجد یک «دولت مشخص»، «جغرافیای مشخص» و نشان «ملی معین» (مانند شیر و خورشید) بوده است.
شاردن همچنین بر این باور است که ایرانیها نام سرزمین خود را «ایران یا ایرون» مینامیدهاند و برخلاف آنچه غربیها رواج دادهاند، از عناوینی چون «پرشین» استفاده نمیشده است.
لینک دانلود مقاله از مجله جستارهای تاریخی، پژوهشگاه علوم انسانی:👇
https://share.google/2kUEUY5TQkc7v1WVo
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
امین داودی (عضو تیم علمی آتوسا) و قباد منصوربخت (استاد دانشگاه بهشتی) در این مقاله علمی-پژوهشی به تبیین مفهوم نام «ایران» از منظر سفرنامه شاردن پرداختهاند؛ اثری که به عنوان مهمترین سفرنامه غربیها در مورد ایران شناخته میشود.
در این مقاله آمده است که شاردن، ایران را کشوری باستانی میدانسته که دارای «تداوم تاریخی» است. از دیدگاه او، این کشور واجد یک «دولت مشخص»، «جغرافیای مشخص» و نشان «ملی معین» (مانند شیر و خورشید) بوده است.
شاردن همچنین بر این باور است که ایرانیها نام سرزمین خود را «ایران یا ایرون» مینامیدهاند و برخلاف آنچه غربیها رواج دادهاند، از عناوینی چون «پرشین» استفاده نمیشده است.
لینک دانلود مقاله از مجله جستارهای تاریخی، پژوهشگاه علوم انسانی:👇
https://share.google/2kUEUY5TQkc7v1WVo
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
historicalstudy.ihcs.ac.ir
تبیین مفهوم تاریخی ایران از نگاه سفرنامۀ ژان شاردن فرانسوی
با ورود سیاحان اروپایی به ایران، امکان شناختی عینی از ایران برای آنان فراهم شد. متعاقب آن، ارائۀ درکی مفهومی از موجودیت تاریخی ایران برای آنان به وجود آمد. ورود شاردن و اقامت طولانی وی در ایران به ارائه مفهومی تاریخی از ایران منجر شد که تحت تاثیر دوگانۀ برساختۀ…
👍23👎9
تأملاتی درباره شاهنامه
بخش سوم و پایانی
«چو ایران نباشد تن من مباد»؟
✍️ شهروز طوسی؛ عضو تیم علمی مؤسسه آتوسا
شاهنامه در جایگاه مهمترین میراث مکتوب در بازیابی و پایداری هویت فرهنگی قوم ایرانی شناخته میشود. در زمانهای که بیگانگان بر ایران چیره بودند و در ترکیب اندر میان ایشان همه سخنها به کردار بازی بود، نامه خردمند توس چون چراغی در تیرگی به سپهر فرهنگی ایران تابیدن گرفت.
این جایگاه یگانه سبب شد تا در دوره جدید و بهویژه با شکل گرفتن جنبش مشروطه که دولت-ملت ایران را نوآیین ساخت، ایدئولوژیهای نوینی چون ناسیونالیسم رمانتیک که در کنار آن به ایران وارد شده بودند بر دوش شاهنامه سوار شوند و ایدههای خود را از پی آن بجویند.
این روند تا بدانجا پیش رفت که افرادی چون حبیبالله نوبخت نماینده مجلس شاهنامه را ادامه دادند و از پایان ساسانیان تا دوره معاصر را به سبک شاهنامه سرودند. بدین ترتیب درکی نو از شاهنامه شکل گرفت و باعث رواج یافتن ابیاتی شد که در هیچکدام از نسخههای معتبر و حتی چاپهای جدید شاهنامه وجود ندارد.
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
این بیت جزو مشهورترین ابیاتی است که به غلط تصور میشود از آنِ فردوسیست. اما سراینده آن شناختهشده نیست و نخستین بار در مجله آینده به سال ۱۳۲۳ به همراه پنج بیت دیگر با عنوان «یا مرگ یا وطن» به نام فردوسی چاپ شده است. سراینده این ابیات را با تغییر در ابیات شاهنامه ساخته است. در داستان رستم و سهراب زمانی که هجیر به دست سهراب اسیر شده است در دل با خود چنین میگوید:
اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیه، روزِ چون آب جوی
چو گودرز و هفتاد پور گزین
همه پهلوانان با آفرین
به ایران نباشند تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد
در واقع هجیر به خود دلداری میدهد که پهلوانان برجسته ایران همچنان هستند و کشته شدن من پایان کارنیست.
بیت دیگر که در ادامه این یادداشت آورده شده این است:
گر همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
هر چند این بیت در شاهنامه حضور دارد اما ایران در مرکزیت آن نیست، بلکه از گفتوگوی افراسیاب با سردارانش برداشت شده است. پس از کشته شدن کاموس کشانی در رزم با رستم و پیشروی ایرانیان در خاک توران که افراسیاب روحیه خود را میبازد، سرداران تورانی چنین به او دلداری میدهند:
ز بهر بر و بوم و فرزند خویش
زن و کودک خرد و پیوند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
در واقع کشوری که قرار است برای آن سر به سر تن به کشتن دهند، نه ایران، بلکه توران است. اما با این تحریف صورت گرفته تصویری دیگرگون از شاهنامه در جامعه شکل گرفته که آن را همنوا با ایده ناسیونالیسم میسازد. ابیات جعلی شعاری و سست که بیشتر به درد چاپ کردن روی بیلبوردها به هنگام جنگ میخورد.
اما خود فردوسی ایران را در پایان شاهنامه از زبان خسرو پرویز چنین آهنگین تصویر میکند:
که ایران چو باغیست خرّم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپاه و سلیح است دیوار اوی
به پرچینش بر نیزهها خار اوی
اگر بفگنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریا چه راغ
نگر تا تو دیوار او نفگنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی
کز آن پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین آختن
زن و کودک و بوم ایرانیان
به اندیشه بد منه در میان
این نصیحت خسرو به پسرش شیرویه است که او را از تخت رانده و حال قصد کشتن او را دارد. این لحظه نه یک گفتوگو بین پدر و پسر بلکه نقطه پایان ایرانشهر است. خسرو میگوید که من اشتباهاتی داشتم، اما اکنون زمان شوریدن و غصب تاج و تخت نیست زیرا با مرگ من ایرانشهر سقوط میکند. و دریغ آنکه غرور شیرویه ناشنوایی او را سبب شده بود. مشروعیت سلسله ساسانی در همین جا با کشته شدن خسرو به پایان میرسد و اعراب بر ایران چیره میگردند. از آن روز گویی تاریخ ایران برای هزار و چهارصد سال در همین نقطه منجمد شده است
در اندیشه فردوسی، ایران نه از این جهت که تنها وطن اوست، بلکه از آن روی که پناهگاه مردمان آزاده، تجلیگاه اخلاق و گهواره اندیشههای نیک است شایسته ستایش و نگهبانی است و ویرانیاش دریغآور. کسانی که فردوسی را نماینده ناسیونالیسم ایرانی میدانند نه از متن شاهنامه، بلکه از روی تصویری که در ذهن خود برساختهاند چنین داوری میکنند. تصویری که با پیدایش ابیاتی چنین که در دوره معاصر رواج پیدا کرده و به فردوسی منسوب شدهاند شکل گرفته است
فردوسی آنقدر ناآگاه نبود که تصور کند بهترین جای زمین ایران است. کما اینکه فلات ایران مجموعهای از کوهها و کویرهاست. «باغ خرّم بهارِ» او باغ اندیشههاست. باغی که اخلاق و فردیّت را میپرورد. سرزمینی که در آن انسان، زندگی، داد و آزادی مهم است.
آتوسا، نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@Atusathinktank1
بخش سوم و پایانی
«چو ایران نباشد تن من مباد»؟
✍️ شهروز طوسی؛ عضو تیم علمی مؤسسه آتوسا
شاهنامه در جایگاه مهمترین میراث مکتوب در بازیابی و پایداری هویت فرهنگی قوم ایرانی شناخته میشود. در زمانهای که بیگانگان بر ایران چیره بودند و در ترکیب اندر میان ایشان همه سخنها به کردار بازی بود، نامه خردمند توس چون چراغی در تیرگی به سپهر فرهنگی ایران تابیدن گرفت.
این جایگاه یگانه سبب شد تا در دوره جدید و بهویژه با شکل گرفتن جنبش مشروطه که دولت-ملت ایران را نوآیین ساخت، ایدئولوژیهای نوینی چون ناسیونالیسم رمانتیک که در کنار آن به ایران وارد شده بودند بر دوش شاهنامه سوار شوند و ایدههای خود را از پی آن بجویند.
این روند تا بدانجا پیش رفت که افرادی چون حبیبالله نوبخت نماینده مجلس شاهنامه را ادامه دادند و از پایان ساسانیان تا دوره معاصر را به سبک شاهنامه سرودند. بدین ترتیب درکی نو از شاهنامه شکل گرفت و باعث رواج یافتن ابیاتی شد که در هیچکدام از نسخههای معتبر و حتی چاپهای جدید شاهنامه وجود ندارد.
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
این بیت جزو مشهورترین ابیاتی است که به غلط تصور میشود از آنِ فردوسیست. اما سراینده آن شناختهشده نیست و نخستین بار در مجله آینده به سال ۱۳۲۳ به همراه پنج بیت دیگر با عنوان «یا مرگ یا وطن» به نام فردوسی چاپ شده است. سراینده این ابیات را با تغییر در ابیات شاهنامه ساخته است. در داستان رستم و سهراب زمانی که هجیر به دست سهراب اسیر شده است در دل با خود چنین میگوید:
اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیه، روزِ چون آب جوی
چو گودرز و هفتاد پور گزین
همه پهلوانان با آفرین
به ایران نباشند تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد
در واقع هجیر به خود دلداری میدهد که پهلوانان برجسته ایران همچنان هستند و کشته شدن من پایان کارنیست.
بیت دیگر که در ادامه این یادداشت آورده شده این است:
گر همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
هر چند این بیت در شاهنامه حضور دارد اما ایران در مرکزیت آن نیست، بلکه از گفتوگوی افراسیاب با سردارانش برداشت شده است. پس از کشته شدن کاموس کشانی در رزم با رستم و پیشروی ایرانیان در خاک توران که افراسیاب روحیه خود را میبازد، سرداران تورانی چنین به او دلداری میدهند:
ز بهر بر و بوم و فرزند خویش
زن و کودک خرد و پیوند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
در واقع کشوری که قرار است برای آن سر به سر تن به کشتن دهند، نه ایران، بلکه توران است. اما با این تحریف صورت گرفته تصویری دیگرگون از شاهنامه در جامعه شکل گرفته که آن را همنوا با ایده ناسیونالیسم میسازد. ابیات جعلی شعاری و سست که بیشتر به درد چاپ کردن روی بیلبوردها به هنگام جنگ میخورد.
اما خود فردوسی ایران را در پایان شاهنامه از زبان خسرو پرویز چنین آهنگین تصویر میکند:
که ایران چو باغیست خرّم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپاه و سلیح است دیوار اوی
به پرچینش بر نیزهها خار اوی
اگر بفگنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریا چه راغ
نگر تا تو دیوار او نفگنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی
کز آن پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین آختن
زن و کودک و بوم ایرانیان
به اندیشه بد منه در میان
این نصیحت خسرو به پسرش شیرویه است که او را از تخت رانده و حال قصد کشتن او را دارد. این لحظه نه یک گفتوگو بین پدر و پسر بلکه نقطه پایان ایرانشهر است. خسرو میگوید که من اشتباهاتی داشتم، اما اکنون زمان شوریدن و غصب تاج و تخت نیست زیرا با مرگ من ایرانشهر سقوط میکند. و دریغ آنکه غرور شیرویه ناشنوایی او را سبب شده بود. مشروعیت سلسله ساسانی در همین جا با کشته شدن خسرو به پایان میرسد و اعراب بر ایران چیره میگردند. از آن روز گویی تاریخ ایران برای هزار و چهارصد سال در همین نقطه منجمد شده است
در اندیشه فردوسی، ایران نه از این جهت که تنها وطن اوست، بلکه از آن روی که پناهگاه مردمان آزاده، تجلیگاه اخلاق و گهواره اندیشههای نیک است شایسته ستایش و نگهبانی است و ویرانیاش دریغآور. کسانی که فردوسی را نماینده ناسیونالیسم ایرانی میدانند نه از متن شاهنامه، بلکه از روی تصویری که در ذهن خود برساختهاند چنین داوری میکنند. تصویری که با پیدایش ابیاتی چنین که در دوره معاصر رواج پیدا کرده و به فردوسی منسوب شدهاند شکل گرفته است
فردوسی آنقدر ناآگاه نبود که تصور کند بهترین جای زمین ایران است. کما اینکه فلات ایران مجموعهای از کوهها و کویرهاست. «باغ خرّم بهارِ» او باغ اندیشههاست. باغی که اخلاق و فردیّت را میپرورد. سرزمینی که در آن انسان، زندگی، داد و آزادی مهم است.
آتوسا، نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@Atusathinktank1
👍21👎12
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲۲ مهرماه سالروز درگذشت عبدالرحیم اسدپور
امین داودی، عضو موسسه علمی آتوسا، در تاریخ ۲۲ مهرماه ۱۴۰۰، طی سخنرانی در آیین تشییع زندهیاد عبدالرحیم اسدپور (معروف به عمو بلیطی)، در شهرستان ایذه، به تبیین جایگاه و نقش فرهنگی آن مرحوم پرداخت.
ایشان در این سخنرانی، ضمن ارجگذاری به شخصیت و خدمات اسدپور، به صورت ویژه به تحلیل موضوع حفاظت و صیانت از آثار باستانی محوطه کولفرح توسط مردم بومی منطقه پرداخت و چرایی این اقدام ارزشمند را تشریح کرد. این تحلیل بر اهمیت نقشآفرینی جوامع محلی در پاسداری از میراث فرهنگی تأکید داشت.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
امین داودی، عضو موسسه علمی آتوسا، در تاریخ ۲۲ مهرماه ۱۴۰۰، طی سخنرانی در آیین تشییع زندهیاد عبدالرحیم اسدپور (معروف به عمو بلیطی)، در شهرستان ایذه، به تبیین جایگاه و نقش فرهنگی آن مرحوم پرداخت.
ایشان در این سخنرانی، ضمن ارجگذاری به شخصیت و خدمات اسدپور، به صورت ویژه به تحلیل موضوع حفاظت و صیانت از آثار باستانی محوطه کولفرح توسط مردم بومی منطقه پرداخت و چرایی این اقدام ارزشمند را تشریح کرد. این تحلیل بر اهمیت نقشآفرینی جوامع محلی در پاسداری از میراث فرهنگی تأکید داشت.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
👍17👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایده ایران و دانش باستانشناسی
گفتگو با دکتر میثم لباف خانیکی
#تیزر_معرفی
با آغاز کاوشهای نظاممند باستانشناسی در پهنه سرزمینی ایران و متعاقباً تأسیس موزه ملی ایران در دوران رضاشاه پهلوی، منظر تاریخ و هنر ایران دستخوش تحولی بنیادین شد. این دانش نوین، ابزاری ضروری برای کاوش در چیستی، کیستی و تداوم تاریخی هویت ایرانی فراهم آورد. در همین راستا، گفتگویی با دکتر میثم لباف خانیکی، استاد برجسته باستانشناسی دانشگاه تهران، توسط امین داودی(عضو تیم علمی آتوسا) در «آسیا نیوز» انجام شده است که به تبیین ابعاد مختلف این رویکرد علمی میپردازد.
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
ویدیو کامل گفتگو در لینک زیر:
https://t.me/atusa_sbu/346
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی
🆔 @Atusathinktank1
گفتگو با دکتر میثم لباف خانیکی
#تیزر_معرفی
با آغاز کاوشهای نظاممند باستانشناسی در پهنه سرزمینی ایران و متعاقباً تأسیس موزه ملی ایران در دوران رضاشاه پهلوی، منظر تاریخ و هنر ایران دستخوش تحولی بنیادین شد. این دانش نوین، ابزاری ضروری برای کاوش در چیستی، کیستی و تداوم تاریخی هویت ایرانی فراهم آورد. در همین راستا، گفتگویی با دکتر میثم لباف خانیکی، استاد برجسته باستانشناسی دانشگاه تهران، توسط امین داودی(عضو تیم علمی آتوسا) در «آسیا نیوز» انجام شده است که به تبیین ابعاد مختلف این رویکرد علمی میپردازد.
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
ویدیو کامل گفتگو در لینک زیر:
https://t.me/atusa_sbu/346
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی
🆔 @Atusathinktank1
👍20👎8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایده ایران و دانش باستانشناسی
گفتگو با دکتر میثم لباف خانیکی
#ویدیو_کامل
🔸با آغاز کاوشهای نظاممند باستانشناسی در پهنه سرزمینی ایران و متعاقباً تأسیس موزه ملی ایران در دوران رضاشاه پهلوی، منظر تاریخ و هنر ایران دستخوش تحولی بنیادین شد. این دانش نوین، ابزاری ضروری برای کاوش در چیستی، کیستی و تداوم تاریخی هویت ایرانی فراهم آورد. در همین راستا، گفتگویی با دکتر میثم لباف خانیکی، استاد برجسته باستانشناسی دانشگاه تهران، توسط امین داودی در «آسیا نیوز» انجام شده است که به تبیین ابعاد مختلف این رویکرد علمی میپردازد.
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
گفتگو با دکتر میثم لباف خانیکی
#ویدیو_کامل
🔸با آغاز کاوشهای نظاممند باستانشناسی در پهنه سرزمینی ایران و متعاقباً تأسیس موزه ملی ایران در دوران رضاشاه پهلوی، منظر تاریخ و هنر ایران دستخوش تحولی بنیادین شد. این دانش نوین، ابزاری ضروری برای کاوش در چیستی، کیستی و تداوم تاریخی هویت ایرانی فراهم آورد. در همین راستا، گفتگویی با دکتر میثم لباف خانیکی، استاد برجسته باستانشناسی دانشگاه تهران، توسط امین داودی در «آسیا نیوز» انجام شده است که به تبیین ابعاد مختلف این رویکرد علمی میپردازد.
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
👍17👎8
Audio
🎙«نسخه شنیداری»
ایده ایران و دانش باستانشناسی
گفتگو با دکتر میثم لباف خانیکی
🔸با آغاز کاوشهای نظاممند باستانشناسی در پهنه سرزمینی ایران و متعاقباً تأسیس موزه ملی ایران در دوران رضاشاه پهلوی، منظر تاریخ و هنر ایران دستخوش تحولی بنیادین شد. این دانش نوین، ابزاری ضروری برای کاوش در چیستی، کیستی و تداوم تاریخی هویت ایرانی فراهم آورد. در همین راستا، گفتگویی با دکتر میثم لباف خانیکی، استاد برجسته باستانشناسی دانشگاه تهران، توسط امین داودی در «آسیا نیوز» انجام شده است که به تبیین ابعاد مختلف این رویکرد علمی میپردازد.
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
لینک ویدیو: آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@Atusathinktank1
ایده ایران و دانش باستانشناسی
گفتگو با دکتر میثم لباف خانیکی
🔸با آغاز کاوشهای نظاممند باستانشناسی در پهنه سرزمینی ایران و متعاقباً تأسیس موزه ملی ایران در دوران رضاشاه پهلوی، منظر تاریخ و هنر ایران دستخوش تحولی بنیادین شد. این دانش نوین، ابزاری ضروری برای کاوش در چیستی، کیستی و تداوم تاریخی هویت ایرانی فراهم آورد. در همین راستا، گفتگویی با دکتر میثم لباف خانیکی، استاد برجسته باستانشناسی دانشگاه تهران، توسط امین داودی در «آسیا نیوز» انجام شده است که به تبیین ابعاد مختلف این رویکرد علمی میپردازد.
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
لینک ویدیو: آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@Atusathinktank1
👍17👎9
تور کاخموزه نیاوران؛ شکوه و روزهای قدیم
تور بازدید از کاخموزه نیاوران با مدیریت امین داودی، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، برگزار میشود.
در این برنامه، ضمن روایت روند تاریخی شکلگیری کاخموزه نیاوران، بهصورت گروهی از بخشهای مختلف کاخ بازدید خواهیم کرد و جزییات تاریخی و معماری آن معرفی میشود.
برای ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، لطفاً از طریق پیام در تلگرام یا واتساپ با شماره زیر در تماس باشید.
با توجه به ظرفیت محدود، اولویت با افرادی است که زودتر اقدام کنند.
📅 زمان برگزاری: جمعه، ۹ آبان ۱۴۰۴
+989219892103
@Atusa_institute
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
تور بازدید از کاخموزه نیاوران با مدیریت امین داودی، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، برگزار میشود.
در این برنامه، ضمن روایت روند تاریخی شکلگیری کاخموزه نیاوران، بهصورت گروهی از بخشهای مختلف کاخ بازدید خواهیم کرد و جزییات تاریخی و معماری آن معرفی میشود.
برای ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، لطفاً از طریق پیام در تلگرام یا واتساپ با شماره زیر در تماس باشید.
با توجه به ظرفیت محدود، اولویت با افرادی است که زودتر اقدام کنند.
📅 زمان برگزاری: جمعه، ۹ آبان ۱۴۰۴
+989219892103
@Atusa_institute
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
👍23👎12
Forwarded from اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استوانه کوروش چگونه کشف شد
گفتوگو با دکتر شهرام جلیلیان
به مناسبت روز بزرگداشت کوروش بزرگ
🔸آسیانیوز ایران - ۷ آبان در تقویم غیررسمی ایرانیان روز کورش بزرگ نامیده شده و هر ساله ایرانیان در صدد بزرگداشت این روز هستند. طی سالهای اخیر، توجه و علاقه جوانان ایرانی به کورش بزرگ و برگزاری مراسم ۷ آبان افزایش یافته است. در این راستا، دکتر شهرام جلیلیان، استاد تاریخ ایران باستان دانشگاه شهید چمران اهواز، در گفتگو با آسیانیوز ایران به بررسی ۷ آبان و استوانه کورش بزرگ پرداخت.
ویدیو گفتگو امین داودی با شهرام جلیلیان را مشاهده بفرمایید و برای دوستان خود ارسال بفرمایید.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
گفتوگو با دکتر شهرام جلیلیان
به مناسبت روز بزرگداشت کوروش بزرگ
🔸آسیانیوز ایران - ۷ آبان در تقویم غیررسمی ایرانیان روز کورش بزرگ نامیده شده و هر ساله ایرانیان در صدد بزرگداشت این روز هستند. طی سالهای اخیر، توجه و علاقه جوانان ایرانی به کورش بزرگ و برگزاری مراسم ۷ آبان افزایش یافته است. در این راستا، دکتر شهرام جلیلیان، استاد تاریخ ایران باستان دانشگاه شهید چمران اهواز، در گفتگو با آسیانیوز ایران به بررسی ۷ آبان و استوانه کورش بزرگ پرداخت.
ویدیو گفتگو امین داودی با شهرام جلیلیان را مشاهده بفرمایید و برای دوستان خود ارسال بفرمایید.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍20👎10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تور کاخموزه نیاوران؛ شکوه و روزهای قدیم
تور بازدید از کاخموزه نیاوران با مدیریت امین داودی، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، برگزار میشود.
در این برنامه، ضمن روایت روند تاریخی شکلگیری کاخموزه نیاوران، بهصورت گروهی از بخشهای مختلف کاخ بازدید خواهیم کرد و جزییات تاریخی و معماری آن معرفی میشود.
برای ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، لطفاً از طریق پیام در تلگرام یا واتساپ با شماره زیر در تماس باشید.
با توجه به ظرفیت محدود، اولویت با افرادی است که زودتر اقدام کنند.
📅 زمان برگزاری: جمعه، ۹ آبان ۱۴۰۴
+989219892103
@Atusa_institute
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
تور بازدید از کاخموزه نیاوران با مدیریت امین داودی، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، برگزار میشود.
در این برنامه، ضمن روایت روند تاریخی شکلگیری کاخموزه نیاوران، بهصورت گروهی از بخشهای مختلف کاخ بازدید خواهیم کرد و جزییات تاریخی و معماری آن معرفی میشود.
برای ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، لطفاً از طریق پیام در تلگرام یا واتساپ با شماره زیر در تماس باشید.
با توجه به ظرفیت محدود، اولویت با افرادی است که زودتر اقدام کنند.
📅 زمان برگزاری: جمعه، ۹ آبان ۱۴۰۴
+989219892103
@Atusa_institute
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
👍16👎12
Forwarded from اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسکندر مقدونی زیر سایه کورش بزرگ
#تیزر_معرفی
🔸ایده و خاطره کوروش بزرگ تاکنون در جامعه ایران حفظ شده است. اما ایده کوروش در ایام سقوط هخامنشیان چه جایگاه و اهمیتی در جامعه ایران داشت؟ اسکندر مقدونی، به عنوان فاتح قلمرو هخامنشیان، چه نسبتی با ایده و خاطره کوروش بزرگ برقرار کرد؟
🔸در همین راستا، در سلسله نشستهای «ایران کجاست»، امین داودی گفتوگویی با عادل الهیاری، دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران، انجام داده است.
آسیانیوز ایران
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
🔸🔻ویدیو کامل گفتوگو در لینک زیر:
https://t.me/atusa_sbu/252
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
#تیزر_معرفی
🔸ایده و خاطره کوروش بزرگ تاکنون در جامعه ایران حفظ شده است. اما ایده کوروش در ایام سقوط هخامنشیان چه جایگاه و اهمیتی در جامعه ایران داشت؟ اسکندر مقدونی، به عنوان فاتح قلمرو هخامنشیان، چه نسبتی با ایده و خاطره کوروش بزرگ برقرار کرد؟
🔸در همین راستا، در سلسله نشستهای «ایران کجاست»، امین داودی گفتوگویی با عادل الهیاری، دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران، انجام داده است.
آسیانیوز ایران
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
🔸🔻ویدیو کامل گفتوگو در لینک زیر:
https://t.me/atusa_sbu/252
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍22👎20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی با دکتر حمید برنجی، عضو سابق ناسا
🔸دکتر حمید برنجی از جمله دانشمندان برجسته ایرانی است که در طول سالهای همکاری خود با ناسا، افتخارات و دستاوردهای علمی مهمی را به دست آورد. در این قسمت از گفتوگوی امین داودی (عضو تیم علمی موسسه آتوسا) در آسیانیوز با دکتر برنجی، ایشان به شرح فعالیتهای علمی خود در ناسا، جوایز علمی کسب شده، همکاری با ایستگاه بینالمللی فضایی و نیز همکاریهای خود با پروفسور محمد جمشیدی و دکتر فیروز نادری از دیگر دانشمندان ایرانی ناسا میپردازد.
متأسفانه پروفسور برنجی در سالهای اخیر به بیماری مبتلا شده و در حرکت بدن و تکلم با مشکلاتی روبهرو شدهاند. مؤسسه علمی آتوسا برای ایشان سلامتی و بهبودی کامل آرزو میکند.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
🔸دکتر حمید برنجی از جمله دانشمندان برجسته ایرانی است که در طول سالهای همکاری خود با ناسا، افتخارات و دستاوردهای علمی مهمی را به دست آورد. در این قسمت از گفتوگوی امین داودی (عضو تیم علمی موسسه آتوسا) در آسیانیوز با دکتر برنجی، ایشان به شرح فعالیتهای علمی خود در ناسا، جوایز علمی کسب شده، همکاری با ایستگاه بینالمللی فضایی و نیز همکاریهای خود با پروفسور محمد جمشیدی و دکتر فیروز نادری از دیگر دانشمندان ایرانی ناسا میپردازد.
متأسفانه پروفسور برنجی در سالهای اخیر به بیماری مبتلا شده و در حرکت بدن و تکلم با مشکلاتی روبهرو شدهاند. مؤسسه علمی آتوسا برای ایشان سلامتی و بهبودی کامل آرزو میکند.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusathinktank1
👍21👎11