Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شروین وکیلی و ناسیونالیسم غربستیز
«نمیدانم قدرتی که شما[اروپاییها] را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید حال آنکه ما در جهل غوطهور و بندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمیکنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم»
شاید پرسش عباس میرزا از ژوبر مهمترین پرسش معاصر ما درباره وضعیت اکنون باشد. نوع برخورد ما با این پرسش شکلدهنده آینده ماست. اما گاهی عواملی چون ناسیونالیسم رمانتیک و غربستیز که پشت «وطنپرستی» سنگر گرفته، مانعی بزرگ سر راه درک ما هستند.
یک نمونه شاخص که در این ویدئو آمده، گفتار کسانی چون شروین وکیلی است که هر چه بیشتر ما را از یافتن پاسخ دور میکند. اندیشیدن ایدئولوژیک ناگزیر به ضدیت با مدرنیته ختم میشود.
در این ویدئو به راستیآزمایی سخنان وکیلی پرداختهایم.
🆔 @Atusa_thinktank
«نمیدانم قدرتی که شما[اروپاییها] را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید حال آنکه ما در جهل غوطهور و بندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمیکنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم»
شاید پرسش عباس میرزا از ژوبر مهمترین پرسش معاصر ما درباره وضعیت اکنون باشد. نوع برخورد ما با این پرسش شکلدهنده آینده ماست. اما گاهی عواملی چون ناسیونالیسم رمانتیک و غربستیز که پشت «وطنپرستی» سنگر گرفته، مانعی بزرگ سر راه درک ما هستند.
یک نمونه شاخص که در این ویدئو آمده، گفتار کسانی چون شروین وکیلی است که هر چه بیشتر ما را از یافتن پاسخ دور میکند. اندیشیدن ایدئولوژیک ناگزیر به ضدیت با مدرنیته ختم میشود.
در این ویدئو به راستیآزمایی سخنان وکیلی پرداختهایم.
🆔 @Atusa_thinktank
👎23👍22
مائوئیستهای ایرانی: از سرخی ایدئولوژی تا واقعیتهای موجود
نویسنده: خشایار رضوی جیفانی (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس)
🔸گروههای چپ در دهه چهل با وجود آنکه اصلاحات ارضی تا حد زیادی زندگی کشاورزان را دگرگون کرده بود، اما از نگاه آنان تحولات ایران به دنبال اصلاحات ارضی، ارتجاعی و در راستای ادغام در سرمایهداری جهانی بود؛ چرا که از نظر آنان در ایران به دنبال اصلاحات ارضی نظام سرمایهداری وابسته به دولت یعنی بورژوازی کمپرادور ایجاد شده بود. با به حاشیه رفتن جبهه ملی از عرصه سیاسی، گروههای سیاسی - اجتماعی اعم از مارکسیست و اسلامی به گفتمانهای انقلابی و مبارزه مسلحانه و قهرآمیز متمایل شدند. بهگونهای که حتی بیشتر هواخواهان جبهه ملی دوم در اروپا و آمریکا مائوئیست شدند. اکثریت جوانان حزب توده در خارج از کشور نیز از این حزب که مواضع اصلاحطلبانهتری نسبت به دیگر گروههای چپ داشت انشعاب کردند و «سازمان (مائوئیستی) انقلابی حزب توده ایران» را تشکیل دادند که هوادار مبارزه مخفی و پشتیبان مبارزه چریکی بود. کار به جایی رسید که در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی کمتر کسی را میشد یافت که مارکسیست - لنینیست یا مائوئیست نباشد. چریکها سیاست «شکیبایی و انتظار» را انفعال سیاسی میدانستند. آنها بر این باور بودند که باید شرایط مبارزه سیاسی را به وجود آورد و نظام حاکم را وادار کرد از اعمال خشونت حکومتی عقب نشیند.
🔸از طرفی نیمه اول دهه ۴۰ آغاز اختلاف و انشعاب در گروههای چپگرا بود. اختلاف چین مائوئی و شوروی باعث انشعاب در احزاب چپ ایرانی نیز شد. مائو با علمکردن نظریه «سوسیال امپریالیست» بودن شوروی در واقع انشعابی فراگیر در جنبش جهانی کمونیستی به وجود آورد. بخشی از این اختلافنظری و برخی در روش بود. نورالدین کیانوری انشعاب مائوئیستی را بزرگترین انشعاب در تاریخ حزب توده میداند. از محورهای شدید اختلاف سازمان انقلابی و حزب توده بر سر بهکارگیری خشونت در مبارزه علیه حکومت پهلوی و جانشینی دیکتاتوری پرولتاریا بهجای حکومت سلطنتی پهلوی بود.
🔸سازمان انقلابی، حزب توده را متهم کرد که صرفاً شعار سرنگونی حکومت کودتا را میدهد و نه نظام سلطنتی را، پس نمیخواهد دیکتاتوری پرولتاریا را ایجاد کند. سازمان به مبارزه قهرآمیز اعتقاد داشت و حزب را متهم میکرد که به خشونت متوسل نمیشود. سازمان با پیروی از انقلاب مائو میگفتند باید دهقانها را مسلح کرد تا ارتش دهقانی ایجاد شود و شهرها از طریق دهاتها محاصره شود. مائوئیستها، چریکهای شهری مثل چریکهای فدایی خلق را نیز روشنفکرانی با رویه مبارزاتی خردهبورژوایی میدانستند و اعتقاد داشتند که مبارزه مسلحانه را باید از میان تودهها و با یاری پرولتاریا و دهقانان انقلابی و بر اساس الگوی چین آغاز کرد و با چریکهای فدایی خلق نیز بر سر شیوه مبارزه مسلحانه اختلافنظر داشتند.
ادامه یادداشت را در «مشاهده فوری» مطالعه بفرمایید:
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
https://B2n.ir/eb3025
🆔 @atusa_sbu
نویسنده: خشایار رضوی جیفانی (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس)
🔸گروههای چپ در دهه چهل با وجود آنکه اصلاحات ارضی تا حد زیادی زندگی کشاورزان را دگرگون کرده بود، اما از نگاه آنان تحولات ایران به دنبال اصلاحات ارضی، ارتجاعی و در راستای ادغام در سرمایهداری جهانی بود؛ چرا که از نظر آنان در ایران به دنبال اصلاحات ارضی نظام سرمایهداری وابسته به دولت یعنی بورژوازی کمپرادور ایجاد شده بود. با به حاشیه رفتن جبهه ملی از عرصه سیاسی، گروههای سیاسی - اجتماعی اعم از مارکسیست و اسلامی به گفتمانهای انقلابی و مبارزه مسلحانه و قهرآمیز متمایل شدند. بهگونهای که حتی بیشتر هواخواهان جبهه ملی دوم در اروپا و آمریکا مائوئیست شدند. اکثریت جوانان حزب توده در خارج از کشور نیز از این حزب که مواضع اصلاحطلبانهتری نسبت به دیگر گروههای چپ داشت انشعاب کردند و «سازمان (مائوئیستی) انقلابی حزب توده ایران» را تشکیل دادند که هوادار مبارزه مخفی و پشتیبان مبارزه چریکی بود. کار به جایی رسید که در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی کمتر کسی را میشد یافت که مارکسیست - لنینیست یا مائوئیست نباشد. چریکها سیاست «شکیبایی و انتظار» را انفعال سیاسی میدانستند. آنها بر این باور بودند که باید شرایط مبارزه سیاسی را به وجود آورد و نظام حاکم را وادار کرد از اعمال خشونت حکومتی عقب نشیند.
🔸از طرفی نیمه اول دهه ۴۰ آغاز اختلاف و انشعاب در گروههای چپگرا بود. اختلاف چین مائوئی و شوروی باعث انشعاب در احزاب چپ ایرانی نیز شد. مائو با علمکردن نظریه «سوسیال امپریالیست» بودن شوروی در واقع انشعابی فراگیر در جنبش جهانی کمونیستی به وجود آورد. بخشی از این اختلافنظری و برخی در روش بود. نورالدین کیانوری انشعاب مائوئیستی را بزرگترین انشعاب در تاریخ حزب توده میداند. از محورهای شدید اختلاف سازمان انقلابی و حزب توده بر سر بهکارگیری خشونت در مبارزه علیه حکومت پهلوی و جانشینی دیکتاتوری پرولتاریا بهجای حکومت سلطنتی پهلوی بود.
🔸سازمان انقلابی، حزب توده را متهم کرد که صرفاً شعار سرنگونی حکومت کودتا را میدهد و نه نظام سلطنتی را، پس نمیخواهد دیکتاتوری پرولتاریا را ایجاد کند. سازمان به مبارزه قهرآمیز اعتقاد داشت و حزب را متهم میکرد که به خشونت متوسل نمیشود. سازمان با پیروی از انقلاب مائو میگفتند باید دهقانها را مسلح کرد تا ارتش دهقانی ایجاد شود و شهرها از طریق دهاتها محاصره شود. مائوئیستها، چریکهای شهری مثل چریکهای فدایی خلق را نیز روشنفکرانی با رویه مبارزاتی خردهبورژوایی میدانستند و اعتقاد داشتند که مبارزه مسلحانه را باید از میان تودهها و با یاری پرولتاریا و دهقانان انقلابی و بر اساس الگوی چین آغاز کرد و با چریکهای فدایی خلق نیز بر سر شیوه مبارزه مسلحانه اختلافنظر داشتند.
ادامه یادداشت را در «مشاهده فوری» مطالعه بفرمایید:
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
https://B2n.ir/eb3025
🆔 @atusa_sbu
👍24👎3
«روایتهای ۲۸ مرداد؛ آسیبشناسی چهار بحران کلیدی»
✍محسن نورمحمد: عضو تیم علمی آتوسا و دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه ملی (بهشتی)
🔸در تاریخ هر کشور رخدادهایی وجود دارند که با مرور زمان از یادها میروند و آرامآرام جای خود را به حوادث بعدی میدهند و در مقابل آن، برخی وقایع نه تنها فراموش نمیشوند، بلکه به محل منازعه دائمی بدل میگردند و در حافظه جمعی بهعنوان نقطهعطفی سرنوشتساز باقی میمانند. در چنین مواردی، آنچه در گذشته رخ داده، صرفا به عنوان یک «حادثه تاریخی» باقی نمیماند، بلکه به بستری برای بازتعریف ارزشها، ائتلافها و مرزبندیهای سیاسی بدل میشود. بررسی چنین رخدادهایی بسیار دشوار است زیرا روایتها و تحلیلهای ارائه شده، ناگزیر در میان شبکهای از ایدهها، پیشفرضها و منافع سیاسی قرار میگیرد. علاوه بر آن، اهمیت چنین رخدادهایی، آنها را به سرعت از فضای آکادمیک خارج کرده و به فضاهای ژورنالیستی و عمومی وارد میکند؛ این جابهجایی، گرچه موجب زندهماندن واقعه در حافظهی جمعی میشود، اما در عین حال بحث علمی و استدلال منطقی پیرامون آن را بسیار دشوار میکند، زیرا اساس گفتوگو بیش از آنکه بر اسناد و شواهد متکی باشد، تحت تأثیر منازعات هویتی و سیاسی قرار میگیرد.
🔸۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حادثه رخداده در آن روز، نمونهای برجسته از این دست وقایع است که تا امروز، بیش از آنکه موضوعی برای مطالعه صرف تاریخ باشد، به میدان تقابل روایتهای مختلف بدل شده است. اگرچه روایتهای پیرامون این رخداد از فردای آن در حال شکلگیری بودهاست، اما در سالهای اخیر و با گسترش فضای مجازی، موجی از روایتهای تازه و عمدتاً غیرمستند بهوجود آمده است که اغلب بر پایه برداشتهای گزینشی یا تحلیلهای شتابزده ساخته میشود و سایهای سنگین بر پژوهشهای آکادمیک انداختهاست. رشد این روایتها در سالهای گذشته و رواج آنها حتی در برخی محافل دانشگاهی، ضرورت آسیبشناسی پژوهشهای مرتبط با این حوزه را دوچندان ساخته و از این رو، نوشتار حاضر میکوشد تا به طور خلاصه و در چهار بخش، آسیبهای مبتنی بر مطلقگرایی، تقلیلگرایی، زمانپریشی و نصگرایی در روایتهای فعلی مشخص کند.
🔸شایان ذکر است که با توجه به تلاش برای آسیبشناسی این موضوع، در این نوشتار به جای مفاهیمی مانند «کودتا»، «قیام ملی» و... از واژه «رخداد» برای اشاره به روز ۲۸ مرداد استفاده شده است؛ زیرا این اصطلاح، نسبت به ماهیت آن رویداد، خنثی بوده و از پیشداوریهای رایج دوری میکند.
🆔 @atusa_sbu
ادامه یادداشت را در INSTANT VIEW مطالعه بفرمایید
https://share.google/Vi30E51rIV7HGYXWu
✍محسن نورمحمد: عضو تیم علمی آتوسا و دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه ملی (بهشتی)
🔸در تاریخ هر کشور رخدادهایی وجود دارند که با مرور زمان از یادها میروند و آرامآرام جای خود را به حوادث بعدی میدهند و در مقابل آن، برخی وقایع نه تنها فراموش نمیشوند، بلکه به محل منازعه دائمی بدل میگردند و در حافظه جمعی بهعنوان نقطهعطفی سرنوشتساز باقی میمانند. در چنین مواردی، آنچه در گذشته رخ داده، صرفا به عنوان یک «حادثه تاریخی» باقی نمیماند، بلکه به بستری برای بازتعریف ارزشها، ائتلافها و مرزبندیهای سیاسی بدل میشود. بررسی چنین رخدادهایی بسیار دشوار است زیرا روایتها و تحلیلهای ارائه شده، ناگزیر در میان شبکهای از ایدهها، پیشفرضها و منافع سیاسی قرار میگیرد. علاوه بر آن، اهمیت چنین رخدادهایی، آنها را به سرعت از فضای آکادمیک خارج کرده و به فضاهای ژورنالیستی و عمومی وارد میکند؛ این جابهجایی، گرچه موجب زندهماندن واقعه در حافظهی جمعی میشود، اما در عین حال بحث علمی و استدلال منطقی پیرامون آن را بسیار دشوار میکند، زیرا اساس گفتوگو بیش از آنکه بر اسناد و شواهد متکی باشد، تحت تأثیر منازعات هویتی و سیاسی قرار میگیرد.
🔸۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حادثه رخداده در آن روز، نمونهای برجسته از این دست وقایع است که تا امروز، بیش از آنکه موضوعی برای مطالعه صرف تاریخ باشد، به میدان تقابل روایتهای مختلف بدل شده است. اگرچه روایتهای پیرامون این رخداد از فردای آن در حال شکلگیری بودهاست، اما در سالهای اخیر و با گسترش فضای مجازی، موجی از روایتهای تازه و عمدتاً غیرمستند بهوجود آمده است که اغلب بر پایه برداشتهای گزینشی یا تحلیلهای شتابزده ساخته میشود و سایهای سنگین بر پژوهشهای آکادمیک انداختهاست. رشد این روایتها در سالهای گذشته و رواج آنها حتی در برخی محافل دانشگاهی، ضرورت آسیبشناسی پژوهشهای مرتبط با این حوزه را دوچندان ساخته و از این رو، نوشتار حاضر میکوشد تا به طور خلاصه و در چهار بخش، آسیبهای مبتنی بر مطلقگرایی، تقلیلگرایی، زمانپریشی و نصگرایی در روایتهای فعلی مشخص کند.
🔸شایان ذکر است که با توجه به تلاش برای آسیبشناسی این موضوع، در این نوشتار به جای مفاهیمی مانند «کودتا»، «قیام ملی» و... از واژه «رخداد» برای اشاره به روز ۲۸ مرداد استفاده شده است؛ زیرا این اصطلاح، نسبت به ماهیت آن رویداد، خنثی بوده و از پیشداوریهای رایج دوری میکند.
🆔 @atusa_sbu
ادامه یادداشت را در INSTANT VIEW مطالعه بفرمایید
https://share.google/Vi30E51rIV7HGYXWu
Telegraph
روایتهای ۲۸ مرداد؛ آسیبشناسی چهار بحران کلیدی
🟡در تاریخ هر کشور رخدادهایی وجود دارند که با مرور زمان از یادها میروند و آرامآرام جای خود را به حوادث بعدی میدهند و در مقابل آن، برخی وقایع نه تنها فراموش نمیشوند، بلکه به محل منازعه دائمی بدل میگردند و در حافظه جمعی بهعنوان نقطهعطفی سرنوشتساز باقی…
👍16👎6
ایران چیست؟
جواد طباطبایی
ایران چیست؟
🔹فایل صوتی سخنرانیِ دکتر جواد طباطبایی در همایش بینالمللی تاریخ و فرهنگ جنوب ایران (فارس تاریخی) ۱۳۹۶
🔹پیرامون اندیشه ایرانشهری و تداوم تاریخی ایران
🔹بنبست کنونی شیوههای تاریخنگاری دربارۀ ایران
(عنوان دقیق سخنرانی در دست نیست)
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
🔹فایل صوتی سخنرانیِ دکتر جواد طباطبایی در همایش بینالمللی تاریخ و فرهنگ جنوب ایران (فارس تاریخی) ۱۳۹۶
🔹پیرامون اندیشه ایرانشهری و تداوم تاریخی ایران
🔹بنبست کنونی شیوههای تاریخنگاری دربارۀ ایران
(عنوان دقیق سخنرانی در دست نیست)
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍29👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محسن نورمحمد، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه ملی (بهشتی) در گفتگو با آتوسا و آسیانیوز ایران به نسبت مارکسیسم با ناسیونالیسم پرداخته است و ریشههای پیوند این دو ایدئولوژی را در اندیشههای مارکس و در پی آن جریان تاریخی کمونیست شوروی بررسی میکند.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍23👎4
چه کسی کودتا کرد؟
<unknown>
«چه کسی کودتا کرد؟ مصدق یا شاه و زاهدی؟»
در شب بیستوهشت مرداد، سعی کردم فرایند برکناری مصدق رو بررسی کنم.
داوری نهایی با شماست. این چیزی نیست که نتیجه را بتوان به کسی تحمیل کرد.
اما از نظر من این پروندۀ حقوقی همچنان بازه و باز هم خواهد موند. دعوت میکنم این فایل رو با اینکه طولانیه به مرور گوش کنید. داوری نهایی با خود شما ــ گرچه فکر میکنم نظر خودم حین بحث مشخص باشه. از نظر من، دعوای بیست و هشت مرداد دعوایی حقوقی است (نه نظامی) و جواب را هم باید در فرایند انحلال پارلمان و برگزاری رفراندوم توسط مصدق پیدا کرد. جزئیات در فایل...
دربارۀ مصدق دعوت میکنم بحثهای قبلی رو هم بشنوید:
▪️ «مصدق و راهآهن»
▪️«مصدق و رضاشاه»
▪️«ایران در خطر تجزیه ــ سال ۱۳۲۴»
▪️«مصدق، حزب توده و کمونیسم»
▪️«مصدق و پارلمان ــ قانون اختیارات
#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
در شب بیستوهشت مرداد، سعی کردم فرایند برکناری مصدق رو بررسی کنم.
داوری نهایی با شماست. این چیزی نیست که نتیجه را بتوان به کسی تحمیل کرد.
اما از نظر من این پروندۀ حقوقی همچنان بازه و باز هم خواهد موند. دعوت میکنم این فایل رو با اینکه طولانیه به مرور گوش کنید. داوری نهایی با خود شما ــ گرچه فکر میکنم نظر خودم حین بحث مشخص باشه. از نظر من، دعوای بیست و هشت مرداد دعوایی حقوقی است (نه نظامی) و جواب را هم باید در فرایند انحلال پارلمان و برگزاری رفراندوم توسط مصدق پیدا کرد. جزئیات در فایل...
دربارۀ مصدق دعوت میکنم بحثهای قبلی رو هم بشنوید:
▪️ «مصدق و راهآهن»
▪️«مصدق و رضاشاه»
▪️«ایران در خطر تجزیه ــ سال ۱۳۲۴»
▪️«مصدق، حزب توده و کمونیسم»
▪️«مصدق و پارلمان ــ قانون اختیارات
#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
👍34👎22
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایران کثیرالمله و ستم ملی
محسن نورمحمد، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی، (ملی) در گفتوگو با امین داودی از مؤسسه آتوسا، به بررسی و ریشهیابی مفاهیم «ایران کثیرالمله» و «ستم ملی» پرداخته است. این مفاهیم چگونه در تاریخ معاصر پدیدار شدند؟
محسن پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@atusa_sbu
محسن نورمحمد، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی، (ملی) در گفتوگو با امین داودی از مؤسسه آتوسا، به بررسی و ریشهیابی مفاهیم «ایران کثیرالمله» و «ستم ملی» پرداخته است. این مفاهیم چگونه در تاریخ معاصر پدیدار شدند؟
محسن پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@atusa_sbu
👍26👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جغرافیای سرزمینهای مشترک میان هند و ایران از پیشاهخامنشی تا پایان ساسانیان
آموزگار: مریم روشنبین
۶ نشست
سهشنبهها ساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰
شهریۀ کارگاه ۷۰۰ هزار تومان
(برای ایرانیان خارج از کشور، به شرط درآمدارزی ۱.۴۰۰.۰۰۰ هزار تومان)
گواهینامۀ دوزبانه به شرط قبولی (نمرۀ بالای ۱۲) در آزمون پایان دوره
در طول تاریخ کهن ایران، جغرافیای این سرزمین پهناور نقشی بیبدیل در شکلگیری تمدنها و قدرتهای سیاسی داشته است. اما کمتر به جغرافیای شرق ایران و اشتراکهای آن با هند باستان پرداخته شده است. این در جایی است که تحولات تاریخی و فرهنگی این حوزه تأثیر بسزایی بر شاهنشاهیهای ایران داشته است. این کارگاه تخصصی به بررسی این تأثیرات در قالب شش جلسه ۱.۵ ساعته میپردازد.
این دوره، با استفاده از نقشه، به پیوند میان جغرافیا و شکلگیری فرهنگها در حوزۀ هندوایرانی خواهد پرداخت.
موضوع جلسات:
بحث دربارۀ مبانی نظری و چارچوب جغرافیایی
بحث دربارۀ عصر ماد و آغاز نظم نوین
بحث دربارۀ اوج قدرت هخامنشیان
بحث دربارۀ دوران هلنیستی و تکوین پادشاهیهای مستقل
بحث دربارۀ عصر اشکانی-کوشانی
بحث دربارۀ عصر ساسانی و پایان دوران باستان
هزینه آزمون : ۵۰/۰۰۰ تومان
نامنویسی در تلگرام
http://t.me/+989392272028
https://t.me/AzhyarFoundation
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍17👎1
بنیاد پژوهشهای ایران باستان آژیار Azhyar Foundation for Ancient Iranian Studies
مریم روشنبین، مدرس «جغرافیای سرزمینهای مشترک میان هند و ایران از پیشاهخامنشی تا پایان ساسانیان»
عضو تیم علمی آتوسا
عضو تیم علمی آتوسا
👍18👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شاه چیست و این مفهوم چگونه پدید آمد؟
دکتر ابوالفضل رضوی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، در گفتگو با موسسه علمی و تاریخی آتوسا و روزنامه آسیا، به بررسی روند شکلگیری مفهوم «شاهنشاه»، «فرّ ایرانی» و «فرّ کیانی میپردازد. «شاه» و «شاهنشاه» چیستند و چگونه ایرانیان این مفهوم بنیادین را خلق کردهاند؟
دکتر رضوی پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusa_thinktank
دکتر ابوالفضل رضوی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، در گفتگو با موسسه علمی و تاریخی آتوسا و روزنامه آسیا، به بررسی روند شکلگیری مفهوم «شاهنشاه»، «فرّ ایرانی» و «فرّ کیانی میپردازد. «شاه» و «شاهنشاه» چیستند و چگونه ایرانیان این مفهوم بنیادین را خلق کردهاند؟
دکتر رضوی پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @Atusa_thinktank
👍22👎6
دیوار کوتاه هویت ایرانی
✍ اردلان کوزهگر: عضو تیم علمی آتوسا
🔸در جهان پادآرمانشهریِ ۱۹۸۴ جورج ارول، تابوی روابط میان دو جنس گرفتاریهای در آن جامعهٔ خیالی پدید آورده بود که دو جنس را به عدم درک از همدیگر، نفرت از جنس مخالف و در مواردی خطرپذیری برای رسیدن به یکدیگر و خاموشکردن نیازهای سرکوبشدهٔ درونی میکشاند. این پادآرمانشهر برای ما تنها جهانی فانتزی و زاییدهٔ ذهن داستاننویسی خلاق نیست، چه که در فضایی مشابهش زیستهایم. چنین سرکوبی ضمن همهٔ معضلاتی که به همراه دارد، بازار خوبی هم برای سوداگران بازارهای جنسی و شبهجنسی پدید میآورد. شوخیهای جنسی در سینما و تئاتر و انواع ژانرهای هزلگونه، انواع شوهای عاشقانه و ... و پدیدهای که در روزهای اخیر با نام طنز روان ایرانیان را خراشانده است: سیده زینب موسوی!
🔸در اینجا آهنگ پرداختن به طنز بیمایهٔ خانم موسوی را ندارم. او هم کاسبی است در این بازار که راه فروش جنس بیارزشش را یافته، ظاهری محجب و دهانی آلوده به واژگانی رکیک، تناقضی است که خوب میفروشد. بهعلاوه او چون داستان عامیانهٔ خاتم، برادر حاتم طایی، راه شهرت را خوب پیدا کرده، توهین به آنچه نزد ایرانیان گرامی است. و این یادداشت هم به همین موضوع خواهد پرداخت.
🔸نکوهش ملیت، حمله به بنیادهای ملی، تحقیر مفاخر، بیمهری به نمادهای ملی و ... چند دههای است که بر سرزمین ما سایه افکنده است و جز در روزهای کوتاهی که نیاز به اقبال عمومی میافتد در بر همین پاشنه میچرخد. البته از دید نگارنده، در جامعهای آرمانی هر کسی حق دارد به هر چهره، نماد یا اندیشهای بتازد. ولی در جامعهای که یک جمله به زبانی غیرفارسی در نشریهای آشوبها پدید میآورد، اشارتی به رابطهٔ یک خانواده با فلان قدرت خارجی در مجموعهای تلویزیونی به تظاهرات و تعطیلی آن مجموعه میآنجامد، نقد یک سنت زنستیزانه قبیلهای آتشها برپا میسازد، پرداختن به سیاستی و یا عقیدتی میتواند عواقبی ناگوار داشته باشد و ... آیا چنین آزادیای حاکم است که ما توقع خویشتنداری از ملت داشته باشیم؟ آیا آزادی تنها مشمول توهین به آبوخاک و فرهنگ ایرانی است؟
باز به دید نگارنده، آنان که خواهان تعقیب و مجازات خانم موسوی هستند نیز درک درستی از ایرانیگری و بنیادهای آزادی ندارند. چنین اندیشههایی زیانبارند و پایبندی بدانها بیش از آنکه سودی برای ایران داشته باشد، به گریز از جامعهٔ مدنیای میانجامد که آرزومند آنیم.
🔸 آرزوی برخوردی بهسان برخوردهای تکفیری با توهینکنندگان به فرهنگ و هویت ایرانی، نقض غرض است. امثال زینبموسویها امتداد راهی را میروند که دهههاست پیگیری میشود و آن تاختن به ایران و ایرانی است. خشم ایرانیان طبیعی است و حق مسلم هرکسی است که از چنین وهنی برآشفته شود. ولی تاختن بیش از حد بدو نیز نتیجهٔ نامطلوب خواهد داشت، نخست دیدهشدن بیشتر کسی که شاید سزاوار چنین توجهی نباشد و دودیگر زدن برچسب فاشیستی به دوستداران میهن.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
✍ اردلان کوزهگر: عضو تیم علمی آتوسا
🔸در جهان پادآرمانشهریِ ۱۹۸۴ جورج ارول، تابوی روابط میان دو جنس گرفتاریهای در آن جامعهٔ خیالی پدید آورده بود که دو جنس را به عدم درک از همدیگر، نفرت از جنس مخالف و در مواردی خطرپذیری برای رسیدن به یکدیگر و خاموشکردن نیازهای سرکوبشدهٔ درونی میکشاند. این پادآرمانشهر برای ما تنها جهانی فانتزی و زاییدهٔ ذهن داستاننویسی خلاق نیست، چه که در فضایی مشابهش زیستهایم. چنین سرکوبی ضمن همهٔ معضلاتی که به همراه دارد، بازار خوبی هم برای سوداگران بازارهای جنسی و شبهجنسی پدید میآورد. شوخیهای جنسی در سینما و تئاتر و انواع ژانرهای هزلگونه، انواع شوهای عاشقانه و ... و پدیدهای که در روزهای اخیر با نام طنز روان ایرانیان را خراشانده است: سیده زینب موسوی!
🔸در اینجا آهنگ پرداختن به طنز بیمایهٔ خانم موسوی را ندارم. او هم کاسبی است در این بازار که راه فروش جنس بیارزشش را یافته، ظاهری محجب و دهانی آلوده به واژگانی رکیک، تناقضی است که خوب میفروشد. بهعلاوه او چون داستان عامیانهٔ خاتم، برادر حاتم طایی، راه شهرت را خوب پیدا کرده، توهین به آنچه نزد ایرانیان گرامی است. و این یادداشت هم به همین موضوع خواهد پرداخت.
🔸نکوهش ملیت، حمله به بنیادهای ملی، تحقیر مفاخر، بیمهری به نمادهای ملی و ... چند دههای است که بر سرزمین ما سایه افکنده است و جز در روزهای کوتاهی که نیاز به اقبال عمومی میافتد در بر همین پاشنه میچرخد. البته از دید نگارنده، در جامعهای آرمانی هر کسی حق دارد به هر چهره، نماد یا اندیشهای بتازد. ولی در جامعهای که یک جمله به زبانی غیرفارسی در نشریهای آشوبها پدید میآورد، اشارتی به رابطهٔ یک خانواده با فلان قدرت خارجی در مجموعهای تلویزیونی به تظاهرات و تعطیلی آن مجموعه میآنجامد، نقد یک سنت زنستیزانه قبیلهای آتشها برپا میسازد، پرداختن به سیاستی و یا عقیدتی میتواند عواقبی ناگوار داشته باشد و ... آیا چنین آزادیای حاکم است که ما توقع خویشتنداری از ملت داشته باشیم؟ آیا آزادی تنها مشمول توهین به آبوخاک و فرهنگ ایرانی است؟
باز به دید نگارنده، آنان که خواهان تعقیب و مجازات خانم موسوی هستند نیز درک درستی از ایرانیگری و بنیادهای آزادی ندارند. چنین اندیشههایی زیانبارند و پایبندی بدانها بیش از آنکه سودی برای ایران داشته باشد، به گریز از جامعهٔ مدنیای میانجامد که آرزومند آنیم.
🔸 آرزوی برخوردی بهسان برخوردهای تکفیری با توهینکنندگان به فرهنگ و هویت ایرانی، نقض غرض است. امثال زینبموسویها امتداد راهی را میروند که دهههاست پیگیری میشود و آن تاختن به ایران و ایرانی است. خشم ایرانیان طبیعی است و حق مسلم هرکسی است که از چنین وهنی برآشفته شود. ولی تاختن بیش از حد بدو نیز نتیجهٔ نامطلوب خواهد داشت، نخست دیدهشدن بیشتر کسی که شاید سزاوار چنین توجهی نباشد و دودیگر زدن برچسب فاشیستی به دوستداران میهن.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍30👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اردلان کوزهگر، عضو تیم علمی آتوسا در مورد شخصیت احمد کسروی توضیح میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔@atusa_sbu
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔@atusa_sbu
👍22👎5
موسسه علمی آتوسا برگزار میکند:
کارگاه جذاب و گفتوگو محور ویژه نوجوانان:
هخامنشیان و راز کتیبه بیستون
در این کارگاه تعاملی، همراه با هم به دل تاریخ ایران باستان سفر میکنیم و با شگفتیهای شاهنشاهی هخامنشیان و اهمیت بینظیر کتیبه بیستون آشنا میشیم. تجربهای متفاوت از یادگیری تاریخ برای فرزندان و نوجوانان علاقهمند به تاریخ ایران!
«از والدین گرامی دعوت میکنیم این پوستر را برای فرزندان یا دوستان نوجوانشان که به آشنایی با تاریخ کهن ایران علاقه دارند، ارسال کنند.»
زمان: ۲۵ تا ۲۷ شهریور | ساعت ۱۵:۰۰ تا ۱۶:۳۰
به صورت آنلاین در گوگل میت
هزینه شرکت در این کارگاه: ۴۰۰ هزار تومان
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام، لطفا به شماره زیر در تلگرام یا واتساپ پیام دهید:
+989219892103
🆔 @atusa_sbu
کارگاه جذاب و گفتوگو محور ویژه نوجوانان:
هخامنشیان و راز کتیبه بیستون
در این کارگاه تعاملی، همراه با هم به دل تاریخ ایران باستان سفر میکنیم و با شگفتیهای شاهنشاهی هخامنشیان و اهمیت بینظیر کتیبه بیستون آشنا میشیم. تجربهای متفاوت از یادگیری تاریخ برای فرزندان و نوجوانان علاقهمند به تاریخ ایران!
«از والدین گرامی دعوت میکنیم این پوستر را برای فرزندان یا دوستان نوجوانشان که به آشنایی با تاریخ کهن ایران علاقه دارند، ارسال کنند.»
زمان: ۲۵ تا ۲۷ شهریور | ساعت ۱۵:۰۰ تا ۱۶:۳۰
به صورت آنلاین در گوگل میت
هزینه شرکت در این کارگاه: ۴۰۰ هزار تومان
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام، لطفا به شماره زیر در تلگرام یا واتساپ پیام دهید:
+989219892103
🆔 @atusa_sbu
👍17👎3
تجدد ایرانی یا احیا ایرانشهری؟ نقدی بر تفسیر میرسپاسی از اندیشه ایرانشهری جواد طباطبایی
✍امید غیاثی: عضو تیم علمی آتوسا
🔸 غیاثی در بخشی از این یادداشت نوشته است: به نظر میرسد که میرسپاسی یا آثار طباطبایی را دقیق نخوانده است و یا عامدانه قصد دارد تفسیر دلبخواهانه خود را به نام توضیح ایرانشهری طباطبایی به مخاطب عرضه کند.
متن کامل یادداشت در لینک زیر INSTANT VIEW👇
– Telegraph https://share.google/5ovXJda0AT23nyjom
✍امید غیاثی: عضو تیم علمی آتوسا
🔸 غیاثی در بخشی از این یادداشت نوشته است: به نظر میرسد که میرسپاسی یا آثار طباطبایی را دقیق نخوانده است و یا عامدانه قصد دارد تفسیر دلبخواهانه خود را به نام توضیح ایرانشهری طباطبایی به مخاطب عرضه کند.
متن کامل یادداشت در لینک زیر INSTANT VIEW👇
– Telegraph https://share.google/5ovXJda0AT23nyjom
Telegraph
تجدد ایرانی یا احیا ایرانشهری؟ نقدی بر تفسیر میرسپاسی از اندیشه ایرانشهری جواد طباطبایی
🟡علی میرسپاسی در سلسله ویدئوهایی در یوتیوب به نقد اندیشه ایرانشهری جواد طباطبایی پرداخته است. در آخرین ویدئو که لینکش در کانال تلگرامی ایشان قرار داده شده و نزدیک به یک ساعت شرح و توضیح است، مفروضاتی وجود دارد که با متن آثار طباطبایی فاصله بسیاری دارد. به…
👍22👎4
مرزِ زمینی ترکیه و نخجوان (قرهسو) را لنین به ترکیه داد، نه رضاشاه
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
در سالهای پس از فروپاشی شوروی و بویژه در سالهای اخیر که با ادامهٔ جنگِ قرهباغ بینِ «جمهوری آذربایجان» و ارمنستان، بحث کشیدنِ دالانِ موسوم به «زنگزور» بین نخجوان و «جمهوری آذربایجان» بالا گرفته است، در فضای مجازی و گفتهها و نوشتههای برخی تحلیلگرانِ ایرانی و رسانههای رسمی این موضوع، مطرح شده است که منطقهٔ کوچکِ قرهسو را که محلِّ اتصالِ نخجوان به ترکیه است، رضاشاه به ترکیه داده است و بنابراین او را باید مقصر شمرد و برای واگذاری خاکِ ایران به یک کشور خارجی مورد شماتت قرار داد.
این نکته به لحاظ تاریخی واقعیت ندارد، چون قرهسو و بخشهای دیگر منطقه در جنگهای دوّمِ ایران و روس (۱۸۲۶-۱۸۲۸) به موجب قطعنامهٔ ترکمانچای از ایران جدا شد و بر اساس پیمانِ ۱۳ اکتبر ۱۹۲۱ قارص از سوی لنین، رهبر اتحاد جماهیر شوروی به ترکیه داده شد و نه از سوی رضاشاه (که اصولاً آن زمان به پادشاهی ایران نرسیده بود). پیمانِ قارص از سوی ارمنستان و گرجستان هم امضا شد. با این همه در سالهای بعد در جریانِ قیام کُردها علیه ترکیه (موسوم به قیام آرارات)، کُردهای ترکیه برای فرار از حملاتِ هوایی ترکیه در منطقهٔ آراراتِ شرقی (آراراتِ کوچک) در ایران پناه میگرفتند. ترکیه برای سرکوب شورش آرارات، این منطقه را اشغال کرد و پس از روبهرو شدن با اعتراضِ ایران و در جریان مذاکرات ۴ بهمن سال ۱۳۱۰ (۲۳ ژانویه ۱۹۳۲) آرارات کوچک که در جنوبِ قرهسو قرار داشت به ترکیه و در برابر منطقهٔ قطور از سوی ترکیه به ایران واگذار شد. با این همه دیپلماتهای ایرانی بر این بودند که ایران نه تنها نباید این پیمان را امضا کند، بلکه باید منطقهٔ شمالی آن یعنی قرهسو را هم بهدلیلِ اهمیت استراتژیک آن و بهدلیلِ اینکه پیش از ترکمانچای بخشی از ایران بوده است، اشغال کند. رضاشاه هم مدتی در اندیشهٔ این امر بود اما در جریانِ دیدار از ترکیه در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۴)، برای استحکام روابط دو کشور و حُسنِ همجواری از این کار خودداری کرد.
بنابراین، منطقهٔ قرهسو که نقطهٔ ارتباطِ میانِ ترکیه و «جمهوری آذربایجان» از طریق نخجوان میباشد و امروز اهمیت استراتژیک پیدا کرده است، بر اساس قرارداد ترکمانچای ۱۸۲۸ بخشی از روسیه شده بود و در ۱۹۲۱ بر طبقِ پیمانِ قارص از سوی لنین به ترکیه واگذار شد و نه از سوی رضاشاه ( که ۴ سال بعد در ۱۹۲۵ پادشاه ایران شد). البته باید مشکل اصلی را در نبود دولتِ مقتدر در ایران پیش از ۱۹۲۱ (۱۲۹۹) دید که نتوانست پیش از اشغالِ منطقه به دست شورویها به درخواستِ اهالی نخجوان برای پیوستن به ایران، پاسخ مثبت دهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
مرزِ زمینی ترکیه و نخجوان (قرهسو) را لنین به ترکیه داد، نه رضاشاه
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
در سالهای پس از فروپاشی شوروی و بویژه در سالهای اخیر که با ادامهٔ جنگِ قرهباغ بینِ «جمهوری آذربایجان» و ارمنستان، بحث کشیدنِ دالانِ موسوم به «زنگزور» بین نخجوان و «جمهوری آذربایجان» بالا گرفته است، در فضای مجازی و گفتهها و نوشتههای برخی تحلیلگرانِ ایرانی و رسانههای رسمی این موضوع، مطرح شده است که منطقهٔ کوچکِ قرهسو را که محلِّ اتصالِ نخجوان به ترکیه است، رضاشاه به ترکیه داده است و بنابراین او را باید مقصر شمرد و برای واگذاری خاکِ ایران به یک کشور خارجی مورد شماتت قرار داد.
این نکته به لحاظ تاریخی واقعیت ندارد، چون قرهسو و بخشهای دیگر منطقه در جنگهای دوّمِ ایران و روس (۱۸۲۶-۱۸۲۸) به موجب قطعنامهٔ ترکمانچای از ایران جدا شد و بر اساس پیمانِ ۱۳ اکتبر ۱۹۲۱ قارص از سوی لنین، رهبر اتحاد جماهیر شوروی به ترکیه داده شد و نه از سوی رضاشاه (که اصولاً آن زمان به پادشاهی ایران نرسیده بود). پیمانِ قارص از سوی ارمنستان و گرجستان هم امضا شد. با این همه در سالهای بعد در جریانِ قیام کُردها علیه ترکیه (موسوم به قیام آرارات)، کُردهای ترکیه برای فرار از حملاتِ هوایی ترکیه در منطقهٔ آراراتِ شرقی (آراراتِ کوچک) در ایران پناه میگرفتند. ترکیه برای سرکوب شورش آرارات، این منطقه را اشغال کرد و پس از روبهرو شدن با اعتراضِ ایران و در جریان مذاکرات ۴ بهمن سال ۱۳۱۰ (۲۳ ژانویه ۱۹۳۲) آرارات کوچک که در جنوبِ قرهسو قرار داشت به ترکیه و در برابر منطقهٔ قطور از سوی ترکیه به ایران واگذار شد. با این همه دیپلماتهای ایرانی بر این بودند که ایران نه تنها نباید این پیمان را امضا کند، بلکه باید منطقهٔ شمالی آن یعنی قرهسو را هم بهدلیلِ اهمیت استراتژیک آن و بهدلیلِ اینکه پیش از ترکمانچای بخشی از ایران بوده است، اشغال کند. رضاشاه هم مدتی در اندیشهٔ این امر بود اما در جریانِ دیدار از ترکیه در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۴)، برای استحکام روابط دو کشور و حُسنِ همجواری از این کار خودداری کرد.
بنابراین، منطقهٔ قرهسو که نقطهٔ ارتباطِ میانِ ترکیه و «جمهوری آذربایجان» از طریق نخجوان میباشد و امروز اهمیت استراتژیک پیدا کرده است، بر اساس قرارداد ترکمانچای ۱۸۲۸ بخشی از روسیه شده بود و در ۱۹۲۱ بر طبقِ پیمانِ قارص از سوی لنین به ترکیه واگذار شد و نه از سوی رضاشاه ( که ۴ سال بعد در ۱۹۲۵ پادشاه ایران شد). البته باید مشکل اصلی را در نبود دولتِ مقتدر در ایران پیش از ۱۹۲۱ (۱۲۹۹) دید که نتوانست پیش از اشغالِ منطقه به دست شورویها به درخواستِ اهالی نخجوان برای پیوستن به ایران، پاسخ مثبت دهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍51👎14
ساختارشکنی در بستر موسیقی دستگاهی و آموزش کودک/ درباره نمایش موسیقایی «داستان شهریار» با آهنگسازی علی قمصری و کارگردانی گلاب آدینه
✍مریم روشنبین: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
🔸نمایش موسیقایی جدید علی قمصری در تالار وحدت، با کارگردانی گلاب آدینه، نمونهای برجسته از تجربهای نو در موسیقی ایرانی است که بهطرز ماهرانهای بین فرمهای سنتی و ترکیبات نو حرکت میکند. نقطه قوت این اثر، علاوه بر نوآوری در فرم و ملودی، بهرهگیری خلاقانه از صدای کودکان است که نقش مهمی در روایت و تجربه شنیداری اثر دارد. این رویکرد نه تنها تجربهای تازه و تأثیرگذار خلق میکند، بلکه اهمیت تربیت نسل آینده موسیقی ایرانی را نیز نشان میدهد.
🔸حضور کودکان در چنین اجراهایی فراتر از اجرایی موسیقایی است؛ این چشماندازی آموزشی است. آموزش موسیقی از سنین پایین، به ویژه موسیقی سنتی ایرانی، میتواند شنوندگان آگاه و هنرمندان آینده را پرورش دهد و سلیقه موسیقایی جامعه را از همان ابتدا شکل دهد. این امر در ایران امروز اهمیت مضاعفی دارد، چرا که نظام آموزش رسمی و بسیاری از مدارس مستقل، به جای تقویت هویت موسیقایی و فرهنگی ایرانی، رویکردهایی غیر ایرانی یا سطحی را ترویج میکنند که نه تنها سلیقه شنیداری کودکان و نوجوانان را شکل نمیدهد، بلکه در بسیاری موارد به تخریب آن کمک میکند.
🔸اثر علی قمصری، با تمرکز بر آموزش و مشارکت کودکان، پاسخی است به این خلأ فرهنگی. چنین پروژههایی میتوانند سطح سلیقه موسیقایی جامعه و درک هنری نسل آینده ایران را ارتقا دهند، هویت ایرانی را بازشناسی کنند و مخاطبی آشنا با زیباییها و ظرایف موسیقی سنتی پرورش دهند. حضور این رویکردها در عرصه موسیقی زنده، آموزش کودکان و تولید آثار ساختارشکنانه بر پایه موسیقی دستگاهی، آیندهای روشن برای موسیقی ایرانی فراهم خواهد آورد.
🔸این اثر همچنین پاسخی روشن به آن دسته از علاقهمندان و هنرمندانی است که صرفاً بر چارچوب خشک موسیقی دستگاهی پافشاری میکنند و نیز به آن گروه که بدون شناخت کافی، ساختارشکنی میکنند. در یکی از گفتگوهای کودکان با استاد شهریار (علی قمصری) به نکتهای اشاره شد: «میتوان به مرزها تاخت و فراتر رفت.» پاسخ استاد، دقیق و خردمندانه بود: «بله، ولی بشرط آنکه مرزها را خوب بشناسید.» این جمله، پیام روشن اثر بود که به هر دو گروه یادآوری میکند نوآوری و ساختارشکنی ارزشمند است اما زمانی که بر پایه شناخت و تسلط عمیق بر سنتها و قواعد شکل گیرد.
🔸این اصل نه تنها در آموزش موسیقی، بلکه در تمام حوزههایی که هویت ایرانی را میسازند، صادق است: تاریخ، ادبیات، پوشش، هنرهای سنتی و بهویژه زبان فارسی که یار همیشگی موسیقی ایرانی است. شناخت درست این حوزهها و انتقال آن به کودکان، همراه با احترام به آنها، پیششرطی اساسی برای هرگونه نوآوری و ساختارشکنی در هنر و فرهنگ ایران مدرن است.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
✍مریم روشنبین: عضو تیم علمی موسسه آتوسا
🔸نمایش موسیقایی جدید علی قمصری در تالار وحدت، با کارگردانی گلاب آدینه، نمونهای برجسته از تجربهای نو در موسیقی ایرانی است که بهطرز ماهرانهای بین فرمهای سنتی و ترکیبات نو حرکت میکند. نقطه قوت این اثر، علاوه بر نوآوری در فرم و ملودی، بهرهگیری خلاقانه از صدای کودکان است که نقش مهمی در روایت و تجربه شنیداری اثر دارد. این رویکرد نه تنها تجربهای تازه و تأثیرگذار خلق میکند، بلکه اهمیت تربیت نسل آینده موسیقی ایرانی را نیز نشان میدهد.
🔸حضور کودکان در چنین اجراهایی فراتر از اجرایی موسیقایی است؛ این چشماندازی آموزشی است. آموزش موسیقی از سنین پایین، به ویژه موسیقی سنتی ایرانی، میتواند شنوندگان آگاه و هنرمندان آینده را پرورش دهد و سلیقه موسیقایی جامعه را از همان ابتدا شکل دهد. این امر در ایران امروز اهمیت مضاعفی دارد، چرا که نظام آموزش رسمی و بسیاری از مدارس مستقل، به جای تقویت هویت موسیقایی و فرهنگی ایرانی، رویکردهایی غیر ایرانی یا سطحی را ترویج میکنند که نه تنها سلیقه شنیداری کودکان و نوجوانان را شکل نمیدهد، بلکه در بسیاری موارد به تخریب آن کمک میکند.
🔸اثر علی قمصری، با تمرکز بر آموزش و مشارکت کودکان، پاسخی است به این خلأ فرهنگی. چنین پروژههایی میتوانند سطح سلیقه موسیقایی جامعه و درک هنری نسل آینده ایران را ارتقا دهند، هویت ایرانی را بازشناسی کنند و مخاطبی آشنا با زیباییها و ظرایف موسیقی سنتی پرورش دهند. حضور این رویکردها در عرصه موسیقی زنده، آموزش کودکان و تولید آثار ساختارشکنانه بر پایه موسیقی دستگاهی، آیندهای روشن برای موسیقی ایرانی فراهم خواهد آورد.
🔸این اثر همچنین پاسخی روشن به آن دسته از علاقهمندان و هنرمندانی است که صرفاً بر چارچوب خشک موسیقی دستگاهی پافشاری میکنند و نیز به آن گروه که بدون شناخت کافی، ساختارشکنی میکنند. در یکی از گفتگوهای کودکان با استاد شهریار (علی قمصری) به نکتهای اشاره شد: «میتوان به مرزها تاخت و فراتر رفت.» پاسخ استاد، دقیق و خردمندانه بود: «بله، ولی بشرط آنکه مرزها را خوب بشناسید.» این جمله، پیام روشن اثر بود که به هر دو گروه یادآوری میکند نوآوری و ساختارشکنی ارزشمند است اما زمانی که بر پایه شناخت و تسلط عمیق بر سنتها و قواعد شکل گیرد.
🔸این اصل نه تنها در آموزش موسیقی، بلکه در تمام حوزههایی که هویت ایرانی را میسازند، صادق است: تاریخ، ادبیات، پوشش، هنرهای سنتی و بهویژه زبان فارسی که یار همیشگی موسیقی ایرانی است. شناخت درست این حوزهها و انتقال آن به کودکان، همراه با احترام به آنها، پیششرطی اساسی برای هرگونه نوآوری و ساختارشکنی در هنر و فرهنگ ایران مدرن است.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍13👎2
یک باور رایج اما گمراهکننده در مورد دولت دکتر مصدق
✍آرمینا حمزهپور: دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی
🔸۷۲ سال پس از سقوط دولت دکتر مصدق، همچنان این باور رایج است که دولت او در ۲۸ ماه زمامداری، با تکیه بر صادرات غیرنفتی مانند فرش، پسته و پنبه کشور را اداره کرد. این روایت که حس غرور ملی را تقویت میکند، در میان جامعه و حتی برخی مورخین پذیرفته شده است. اما آیا اسناد مالی نیز این روایت را تأیید میکنند؟ اما به نظر میرسد که واقعیت اقتصادی دولت مصدق، پیچیدهتر و به مراتب شکنندهتر بوده است.
🔸با اجرای قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس در بهار ۱۳۳۰، درآمد نفتی ۱۶ میلیون لیرهای دولت که شریان اصلی حیات اقتصادی کشور بود، به طور کامل قطع شد. دولت برای جبران این خلاء، به سرعت به منابع داخلی روی آورد:
در مرداد ۱۳۳۰، مجلس با تصویب مادهای واحده، به دولت اجازه داد ۱۴ میلیون لیره (تقریباً معادل درآمد یک سال نفت) از حساب ذخیره پشتوانه اسکناس برداشت کند.
در اوایل سال ۱۳۳۱، حدود ۴.۵ میلیون لیره دیگر از طریق دریافت وام از بانک بینالمللی پول و برداشت از صندوق ذخیره راهآهن تأمین شد.
🔸این اقدامات نشان میدهد که دولت در سال اول، عملاً از پساندازهای کشور برای پوشش هزینههای جاری استفاده کرد، نه از درآمد حاصل از صادرات.
🔸برخلاف تلاشها برای کاهش واردات و افزایش صادرات، تراز تجاری واقعی کشور در تمام سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ منفی بود. این واقعیت تلخ در آمارهای رسمی پنهان مانده بود، زیرا ارزش واردات با نرخ ارز رسمی (۳۲.۵ ریال برای هر دلار) محاسبه میشد، در حالی که نرخ واقعی دلار در بازار آزاد حدود ۱۲۴ ریال بود.
🔸 این نرخگذاری دستوری (شبیه به دلار ۴۲۰۰ تومانی در سالهای اخیر) باعث شد ارزش واقعی واردات تا یک سوم کمتر از واقعیت ثبت شود. در نتیجه، با وجود مثبت بودن تراز تجاری روی کاغذ، اسناد نشان میدهد که تنها در سالهای ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱، حدود ۸۶.۶ میلیون دلار تراز ارزی کشور منفی بوده است
با اتمام ذخایر و افزایش فشار هزینهها، دولت در سال ۱۳۳۱ به راهکارهای به مراتب خطرناکتری روی آورد. در مرداد ۱۳۳۱، مجلس شورای ملی به دولت اجازه داد تا برای تأمین مخارج خود، مستقیماً به چاپ اسکناس بدون پشتوانه اقدام کند. این تصمیم، نقطه عطفی در سیاستهای اقتصادی دولت بود:
طی تنها یک سال، از مرداد ۱۳۳۱ تا مرداد ۱۳۳۲، حجم اسکناسهای در گردش کشور از ۷۸۰ میلیون تومان به یک میلیارد و ۹۲ میلیون تومان افزایش یافت. این رشد ۴۰ درصدی، آن هم در شرایطی که بخش عمده پشتوانه پول قبلی نیز پیشتر مصرف شده بود، یک شوک پولی بزرگ به اقتصاد وارد کرد.
🔸همزمان، دولت برای پرداخت هزینههای جاری، به خصوص حقوق کارکنان شرکت ملی نفت که به دلیل تحریمها هیچ درآمدی نداشت، به استقراض سنگین از بانک ملی ایران (که در آن زمان وظایف بانک مرکزی را بر عهده داشت) روی آورد. این استقراض به مبلغ ۲۹۶ میلیون تومان رسید.
🔸در مجموع، مبلغ ۶۰۸ میلیون تومان از طریق چاپ پول و استقراض مستقیم به اقتصاد تزریق شد. برای درک ابعاد این رقم، کافی است بدانیم که این مبلغ معادل دو سوم کل بودجه ۹۰۰ میلیون تومانی دولت در آن سال بود. این به معنای تأمین بخش عمدهای از هزینهها از طریق خلق پول تورمزا بود.
🔸این سیاستهای پولی انبساطی، پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد و معیشت مردم داشت. شاخصهای کلیدی به وضوح نشانگر تورم افسارگسیخته و سقوط ارزش پول ملی بودند:
قیمت یک سکه طلای پهلوی که در بهار ۱۳۳۰ (قبل از اوجگیری بحران) ۵۴۴ ریال بود، در مرداد ۱۳۳۲ به ۱۰۰۰ ریال رسید. این به معنای رشد ۸۴ درصدی و تقریبا دو برابر شدن قیمت طلا در طول دو سال بود که قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داد.
فاصله گرفتن نرخ ارز رسمی (۳۲.۵ ریال) از نرخ بازار آزاد (۱۲۴ ریال) خود گویای سقوط ارزش واقعی پول ملی در برابر ارزهای خارجی بود.
این آمارها نشان میدهد که فشار اقتصادی ناشی از قطع درآمد نفت، مستقیماً از طریق تورم شدید به مردم منتقل شد.
🔸بررسی دقیق اسناد مالی نشان میدهد که روایت اداره کشور با فروش فرش و پسته، افسانهای بیش نیست. دولت مصدق برای بقا در برابر فشارهای خارجی، نه از طریق درآمد پایدار صادراتی، بلکه با مسیری پرهزینه اقتصاد را مدیریت کرد:
۱. در ابتدا با مصرف ذخایر و پساندازهای ملی.
۲. سپس با پنهان کردن کسری تجاری از طریق سیستم ارز چند نرخی.
۳. و در نهایت با روی آوردن به چاپ پول بدون پشتوانه و استقراض گسترده از بانک ملی.
این افزایش قیمت ارز و طلا، و مفاهیمی چون دلار رسمی و آزاد، استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول برای مردم ایران به شکلی تلخ تکراری است و سالهاست که با آن خو گرفتهاند. تاریخ اقتصادی دوره مصدق، بیش از آنکه داستان موفقیت اقتصاد بدون نفت باشد، روایتی از آغاز چرخهای از سیاستهای تورمزا برای مواجهه با بحرانهای درآمدی است.
🆔 @atusa_sbu
✍آرمینا حمزهپور: دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی
🔸۷۲ سال پس از سقوط دولت دکتر مصدق، همچنان این باور رایج است که دولت او در ۲۸ ماه زمامداری، با تکیه بر صادرات غیرنفتی مانند فرش، پسته و پنبه کشور را اداره کرد. این روایت که حس غرور ملی را تقویت میکند، در میان جامعه و حتی برخی مورخین پذیرفته شده است. اما آیا اسناد مالی نیز این روایت را تأیید میکنند؟ اما به نظر میرسد که واقعیت اقتصادی دولت مصدق، پیچیدهتر و به مراتب شکنندهتر بوده است.
🔸با اجرای قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس در بهار ۱۳۳۰، درآمد نفتی ۱۶ میلیون لیرهای دولت که شریان اصلی حیات اقتصادی کشور بود، به طور کامل قطع شد. دولت برای جبران این خلاء، به سرعت به منابع داخلی روی آورد:
در مرداد ۱۳۳۰، مجلس با تصویب مادهای واحده، به دولت اجازه داد ۱۴ میلیون لیره (تقریباً معادل درآمد یک سال نفت) از حساب ذخیره پشتوانه اسکناس برداشت کند.
در اوایل سال ۱۳۳۱، حدود ۴.۵ میلیون لیره دیگر از طریق دریافت وام از بانک بینالمللی پول و برداشت از صندوق ذخیره راهآهن تأمین شد.
🔸این اقدامات نشان میدهد که دولت در سال اول، عملاً از پساندازهای کشور برای پوشش هزینههای جاری استفاده کرد، نه از درآمد حاصل از صادرات.
🔸برخلاف تلاشها برای کاهش واردات و افزایش صادرات، تراز تجاری واقعی کشور در تمام سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ منفی بود. این واقعیت تلخ در آمارهای رسمی پنهان مانده بود، زیرا ارزش واردات با نرخ ارز رسمی (۳۲.۵ ریال برای هر دلار) محاسبه میشد، در حالی که نرخ واقعی دلار در بازار آزاد حدود ۱۲۴ ریال بود.
🔸 این نرخگذاری دستوری (شبیه به دلار ۴۲۰۰ تومانی در سالهای اخیر) باعث شد ارزش واقعی واردات تا یک سوم کمتر از واقعیت ثبت شود. در نتیجه، با وجود مثبت بودن تراز تجاری روی کاغذ، اسناد نشان میدهد که تنها در سالهای ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱، حدود ۸۶.۶ میلیون دلار تراز ارزی کشور منفی بوده است
با اتمام ذخایر و افزایش فشار هزینهها، دولت در سال ۱۳۳۱ به راهکارهای به مراتب خطرناکتری روی آورد. در مرداد ۱۳۳۱، مجلس شورای ملی به دولت اجازه داد تا برای تأمین مخارج خود، مستقیماً به چاپ اسکناس بدون پشتوانه اقدام کند. این تصمیم، نقطه عطفی در سیاستهای اقتصادی دولت بود:
طی تنها یک سال، از مرداد ۱۳۳۱ تا مرداد ۱۳۳۲، حجم اسکناسهای در گردش کشور از ۷۸۰ میلیون تومان به یک میلیارد و ۹۲ میلیون تومان افزایش یافت. این رشد ۴۰ درصدی، آن هم در شرایطی که بخش عمده پشتوانه پول قبلی نیز پیشتر مصرف شده بود، یک شوک پولی بزرگ به اقتصاد وارد کرد.
🔸همزمان، دولت برای پرداخت هزینههای جاری، به خصوص حقوق کارکنان شرکت ملی نفت که به دلیل تحریمها هیچ درآمدی نداشت، به استقراض سنگین از بانک ملی ایران (که در آن زمان وظایف بانک مرکزی را بر عهده داشت) روی آورد. این استقراض به مبلغ ۲۹۶ میلیون تومان رسید.
🔸در مجموع، مبلغ ۶۰۸ میلیون تومان از طریق چاپ پول و استقراض مستقیم به اقتصاد تزریق شد. برای درک ابعاد این رقم، کافی است بدانیم که این مبلغ معادل دو سوم کل بودجه ۹۰۰ میلیون تومانی دولت در آن سال بود. این به معنای تأمین بخش عمدهای از هزینهها از طریق خلق پول تورمزا بود.
🔸این سیاستهای پولی انبساطی، پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد و معیشت مردم داشت. شاخصهای کلیدی به وضوح نشانگر تورم افسارگسیخته و سقوط ارزش پول ملی بودند:
قیمت یک سکه طلای پهلوی که در بهار ۱۳۳۰ (قبل از اوجگیری بحران) ۵۴۴ ریال بود، در مرداد ۱۳۳۲ به ۱۰۰۰ ریال رسید. این به معنای رشد ۸۴ درصدی و تقریبا دو برابر شدن قیمت طلا در طول دو سال بود که قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داد.
فاصله گرفتن نرخ ارز رسمی (۳۲.۵ ریال) از نرخ بازار آزاد (۱۲۴ ریال) خود گویای سقوط ارزش واقعی پول ملی در برابر ارزهای خارجی بود.
این آمارها نشان میدهد که فشار اقتصادی ناشی از قطع درآمد نفت، مستقیماً از طریق تورم شدید به مردم منتقل شد.
🔸بررسی دقیق اسناد مالی نشان میدهد که روایت اداره کشور با فروش فرش و پسته، افسانهای بیش نیست. دولت مصدق برای بقا در برابر فشارهای خارجی، نه از طریق درآمد پایدار صادراتی، بلکه با مسیری پرهزینه اقتصاد را مدیریت کرد:
۱. در ابتدا با مصرف ذخایر و پساندازهای ملی.
۲. سپس با پنهان کردن کسری تجاری از طریق سیستم ارز چند نرخی.
۳. و در نهایت با روی آوردن به چاپ پول بدون پشتوانه و استقراض گسترده از بانک ملی.
این افزایش قیمت ارز و طلا، و مفاهیمی چون دلار رسمی و آزاد، استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول برای مردم ایران به شکلی تلخ تکراری است و سالهاست که با آن خو گرفتهاند. تاریخ اقتصادی دوره مصدق، بیش از آنکه داستان موفقیت اقتصاد بدون نفت باشد، روایتی از آغاز چرخهای از سیاستهای تورمزا برای مواجهه با بحرانهای درآمدی است.
🆔 @atusa_sbu
👍58👎16
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کسروی و کوشش برای آبادی میهن
کسروی چه درک و تلقی از مفهوم ناسیونالیسم و میهندوستی داشته است؟
اردلان کوزهگر، عضو تیم علمی آتوسا پاسخ میدهد
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
کسروی چه درک و تلقی از مفهوم ناسیونالیسم و میهندوستی داشته است؟
اردلان کوزهگر، عضو تیم علمی آتوسا پاسخ میدهد
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍24👎4
تأملاتی درباره شاهنامه
بخش نخست
آیا شاهنامه «حماسه» است؟
✍️ شهروز طوسی؛ عضو تیم علمی مؤسسه آتوسا
شاهنامه و فردوسی از جنبههای گوناگون مورد حملات و انتقادات شدیدی قرار گرفتهاند. اتهاماتی چون فاشیسم، نژادپرستی، بیگانههراسی، زنستیزی، پدرسالاری، جزماندیشی، ناسیونالیسم رمانتیک و… از این دستهاند.
نگارنده باور دارد که بیشینه این اتهامات نه از خوانش متن شاهنامه، بلکه از کلیشههای امروزین درباره آن سرچشمه میگیرد. به عبارت دیگر اغلب منتقدان متن شاهنامه را نخواندهاند، بلکه بر مبنای تصویری که از آن در ذهن خویش برساختهاند یا به عاریت گرفتهاند سخن میگویند. بسیاری دوستداران شاهنامه نیز از این قاعده مستثنی نیستند و این میتواند هیزمی بر آتش حملات منتقدان شاهنامه بیفکند. بنابراین بایسته است که ما امروز با دقت و آگاهی بیشتری به شناخت ماهیت شاهنامه بپردازیم.
شاهنامه را در کنار آثاری چون مهابهاراته و ایلیاد و ادیسه «حماسه» به شمار آوردهاند. هر چند در کلیت این باور درست است، اما شاهنامه تفاوتهایی با آنها دارد. حماسه را شرح قهرمانیها و دلاوریها خواندهاند. در این نوع روایت داوری اخلاقی درباره اعمال قهرمانان از جایگاه فرودستی برخوردار بوده و عملا به شمار نمیآید.
برای مثال جنگاورانی چون آگاممنون، ادیسئوس و آیاس که شهرها را ویران میکنند قهرمانان ایلیاد و ادیسهاند. نه هومر و نه کس دیگری ایشان را بابت اعمالشان به طور جدی بازخواست نمیکند. در مهابهاراته و کلا فرهنگ هندی نیز پدیده داوری اخلاقی دستکم به شکلی که ما میشناسیم غایب است و نظام ارزشی هندی ویژگیهای خاص خود را دارد. کریشنه به ارجونه گوشزد میکند که تنها وظیفه خویش را در شکست دادن پسرعموهایش انجام دهد و در جنگیدن با ایشان دچار تردید نشود.
شاهنامه نیز مجموعه فراوانی از جنگها و نبردها را در دل خود جای داده است اما نسبت به خونریزی نگاهی سلبی دارد و جنگطلبان را نکوهیده است. از شخصیتهای منفی چون ضحاک و افراسیاب که بگذریم، میبینیم حتی کیکاووس که در وداها و اوستا شخصیتی ستوده دارد، در شاهنامه مورد نکوهش فراوان قرار گرفته است. در واقع فردوسی با وجود حفظ امانتداری در روایت داستانهای کهن ملی ایران، ضمن آن که چیزی را به تیغ سانسور نسپرده، داوری خویش را نیز بر محور داستان سوار کرده است. اعمال کیکاووس غیر اخلاقیاند، پس او که در اوستا شاهی مقدس است در شاهنامه تصویری منفی دارد.
میتوان چنین گفت که عنصر مرکزی شاهنامه نه قهرمانی و دلاوری، بلکه نیک و بد اخلاقی، انسانمداری، و به عبارت بهتر به رسمیت شناختن سوژه یا «فردیّت» است. برای این مدعا شاهد فراوان میتوان آورد. شاید منفورترین شخصیت شاهنامه ضحاک تازی باشد. کسی که در توصیف پدرش مرداس، چنین میخوانیم:
…که مرداس نامِ گرانمایه بود
به داد و دهش برترین پایه بود
پسر بُد مر آن پاکدل را یکی
کش از مهر بهره نبود اندکی
در اینجا به خوبی میبینیم که بد سرشتی ضحاک که در قامت فردی بیگانه ایرانیان را برای یک هزاره در بند کشیده، در داوری فردوسی نسبت به پدر او کوچکترین اثری نداشته و وی را از راه انصاف خارج نکرده است. گویا کسانی که فردوسی را به عربستیزی متهم میکنند حتی ابیات آغازین شاهنامه را نیز به درستی نخواندهاند.
شاهنامه از نخستین متونی است که حضور سوژه در آن پررنگ است. برخی صحنهها در شاهنامه به اندازهای وضوح تصویر دارند که گویا کارگردانی آنها را دکوپاژ کرده است و ما شاهد فیلمی سینمایی هستیم. او کاری میکند که ما با یکایک شخصیتهای فرعی داستان، و حتی ضد قهرمانان، همدلی کنیم و گاه اشک هم بریزیم. این نشان از حضور پررنگ سوژه در شاهنامه دارد.
این اندیشه نه تنها در نگاه پیرمردی زاده توس حضور دارد، بلکه در سراسر ایران با هر نوزادی از نو زاده میشود. هر ایرانی، حتی اگر خود نداند و حتی اگر یک بیت از شاهنامه نخوانده باشد، آن گونه میاندیشد و رفتار میکند که قهرمانان شاهنامه کردند. هر چند اگر در طول زندگی خود هرگز آنچنان رفتار نکند اما معیار عالی سنجش و داوری رفتار او از سوی جامعه همچنان از شاهنامه و داستانهای کهن ایران مایه میگیرد.
شاهنامه همچون آیینهای بازتابدهنده سرگذشت و چکیده ارزشها و حکمت عملی ملت ایران است. این کتاب نه تصویرکننده جنگآوریها و دلاوریهای قوم ایرانی در راستای توجیه ایدئولوژیهای قومی و ملی، بلکه وجدان بیدار و تجربه تاریخی ملتی کهن است. صرف «حماسه» خواندن شاهنامه آن را به چیزی فرو میکاهد که از آن بسیار فراتر است. این را نخبگان عرب به خوبی شناختهاند و به درستی شاهنامه را «قرآنالعجم» نامیدهاند. این عبارت نه یک لفاظی شاعرانه، بلکه نشان از درکی عمیق از ماهیت شاهنامه دارد. ایشان میفهمیدند که شاهنامه برای ایرانیها همان جایگاهی را دارد که قرآن نزد عرب.
[ادامه دارد…]
موسسه آتوسا
🆔 @atusa_sbu
بخش نخست
آیا شاهنامه «حماسه» است؟
✍️ شهروز طوسی؛ عضو تیم علمی مؤسسه آتوسا
شاهنامه و فردوسی از جنبههای گوناگون مورد حملات و انتقادات شدیدی قرار گرفتهاند. اتهاماتی چون فاشیسم، نژادپرستی، بیگانههراسی، زنستیزی، پدرسالاری، جزماندیشی، ناسیونالیسم رمانتیک و… از این دستهاند.
نگارنده باور دارد که بیشینه این اتهامات نه از خوانش متن شاهنامه، بلکه از کلیشههای امروزین درباره آن سرچشمه میگیرد. به عبارت دیگر اغلب منتقدان متن شاهنامه را نخواندهاند، بلکه بر مبنای تصویری که از آن در ذهن خویش برساختهاند یا به عاریت گرفتهاند سخن میگویند. بسیاری دوستداران شاهنامه نیز از این قاعده مستثنی نیستند و این میتواند هیزمی بر آتش حملات منتقدان شاهنامه بیفکند. بنابراین بایسته است که ما امروز با دقت و آگاهی بیشتری به شناخت ماهیت شاهنامه بپردازیم.
شاهنامه را در کنار آثاری چون مهابهاراته و ایلیاد و ادیسه «حماسه» به شمار آوردهاند. هر چند در کلیت این باور درست است، اما شاهنامه تفاوتهایی با آنها دارد. حماسه را شرح قهرمانیها و دلاوریها خواندهاند. در این نوع روایت داوری اخلاقی درباره اعمال قهرمانان از جایگاه فرودستی برخوردار بوده و عملا به شمار نمیآید.
برای مثال جنگاورانی چون آگاممنون، ادیسئوس و آیاس که شهرها را ویران میکنند قهرمانان ایلیاد و ادیسهاند. نه هومر و نه کس دیگری ایشان را بابت اعمالشان به طور جدی بازخواست نمیکند. در مهابهاراته و کلا فرهنگ هندی نیز پدیده داوری اخلاقی دستکم به شکلی که ما میشناسیم غایب است و نظام ارزشی هندی ویژگیهای خاص خود را دارد. کریشنه به ارجونه گوشزد میکند که تنها وظیفه خویش را در شکست دادن پسرعموهایش انجام دهد و در جنگیدن با ایشان دچار تردید نشود.
شاهنامه نیز مجموعه فراوانی از جنگها و نبردها را در دل خود جای داده است اما نسبت به خونریزی نگاهی سلبی دارد و جنگطلبان را نکوهیده است. از شخصیتهای منفی چون ضحاک و افراسیاب که بگذریم، میبینیم حتی کیکاووس که در وداها و اوستا شخصیتی ستوده دارد، در شاهنامه مورد نکوهش فراوان قرار گرفته است. در واقع فردوسی با وجود حفظ امانتداری در روایت داستانهای کهن ملی ایران، ضمن آن که چیزی را به تیغ سانسور نسپرده، داوری خویش را نیز بر محور داستان سوار کرده است. اعمال کیکاووس غیر اخلاقیاند، پس او که در اوستا شاهی مقدس است در شاهنامه تصویری منفی دارد.
میتوان چنین گفت که عنصر مرکزی شاهنامه نه قهرمانی و دلاوری، بلکه نیک و بد اخلاقی، انسانمداری، و به عبارت بهتر به رسمیت شناختن سوژه یا «فردیّت» است. برای این مدعا شاهد فراوان میتوان آورد. شاید منفورترین شخصیت شاهنامه ضحاک تازی باشد. کسی که در توصیف پدرش مرداس، چنین میخوانیم:
…که مرداس نامِ گرانمایه بود
به داد و دهش برترین پایه بود
پسر بُد مر آن پاکدل را یکی
کش از مهر بهره نبود اندکی
در اینجا به خوبی میبینیم که بد سرشتی ضحاک که در قامت فردی بیگانه ایرانیان را برای یک هزاره در بند کشیده، در داوری فردوسی نسبت به پدر او کوچکترین اثری نداشته و وی را از راه انصاف خارج نکرده است. گویا کسانی که فردوسی را به عربستیزی متهم میکنند حتی ابیات آغازین شاهنامه را نیز به درستی نخواندهاند.
شاهنامه از نخستین متونی است که حضور سوژه در آن پررنگ است. برخی صحنهها در شاهنامه به اندازهای وضوح تصویر دارند که گویا کارگردانی آنها را دکوپاژ کرده است و ما شاهد فیلمی سینمایی هستیم. او کاری میکند که ما با یکایک شخصیتهای فرعی داستان، و حتی ضد قهرمانان، همدلی کنیم و گاه اشک هم بریزیم. این نشان از حضور پررنگ سوژه در شاهنامه دارد.
این اندیشه نه تنها در نگاه پیرمردی زاده توس حضور دارد، بلکه در سراسر ایران با هر نوزادی از نو زاده میشود. هر ایرانی، حتی اگر خود نداند و حتی اگر یک بیت از شاهنامه نخوانده باشد، آن گونه میاندیشد و رفتار میکند که قهرمانان شاهنامه کردند. هر چند اگر در طول زندگی خود هرگز آنچنان رفتار نکند اما معیار عالی سنجش و داوری رفتار او از سوی جامعه همچنان از شاهنامه و داستانهای کهن ایران مایه میگیرد.
شاهنامه همچون آیینهای بازتابدهنده سرگذشت و چکیده ارزشها و حکمت عملی ملت ایران است. این کتاب نه تصویرکننده جنگآوریها و دلاوریهای قوم ایرانی در راستای توجیه ایدئولوژیهای قومی و ملی، بلکه وجدان بیدار و تجربه تاریخی ملتی کهن است. صرف «حماسه» خواندن شاهنامه آن را به چیزی فرو میکاهد که از آن بسیار فراتر است. این را نخبگان عرب به خوبی شناختهاند و به درستی شاهنامه را «قرآنالعجم» نامیدهاند. این عبارت نه یک لفاظی شاعرانه، بلکه نشان از درکی عمیق از ماهیت شاهنامه دارد. ایشان میفهمیدند که شاهنامه برای ایرانیها همان جایگاهی را دارد که قرآن نزد عرب.
[ادامه دارد…]
موسسه آتوسا
🆔 @atusa_sbu
👍37👎6
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
یک باور رایج اما گمراهکننده در مورد دولت دکتر مصدق ✍آرمینا حمزهپور: دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی 🔸۷۲ سال پس از سقوط دولت دکتر مصدق، همچنان این باور رایج است که دولت او در ۲۸ ماه زمامداری، با تکیه بر صادرات غیرنفتی مانند فرش، پسته و پنبه کشور را اداره…
منابع تکمیلی در مورد یادداشت:
یک باور رایج اما گمراه کننده در مورد دولت دکتر مصدق
🔸در پی انتشار یادداشتی تحلیلی درباره سیاستهای اقتصادی دولت مرحوم دکتر محمد مصدق، برخی دوستان این پرسش را مطرح کردند که آیا برای آن تحلیلها، منابع و اسناد معتبری وجود دارد یا خیر. هدف از این نوشتار، پاسخ به همین پرسش از طریق ارائه مستقیم اسناد و آمار رسمی دولتی است تا بحث از کلیات به جزئیات مستند منتقل شود.
🔸یادداشت پیشین این گزاره را مطرح کرد که برخلاف باور رایج، اقتصاد کشور در آن دوره نه با تکیه بر صادرات غیرنفتی، بلکه از طریق سه فاز مشخص مدیریت شد: ۱. مصرف ذخایر ملی، ۲. پنهانسازی کسری تجاری، و ۳. خلق پول تورمزا. در ادامه، اسناد مستند هر یک از این مراحل ارائه میشود.
🔸۱. تأمین مالی دولت از محل پساندازهای ملی، نه صادرات
با قطع درآمد نفت، اولین راهکار دولت برای تأمین بودجه، استفاده از ذخایر موجود بود. این اقدامات کاملاً مستند هستند:
🔸برداشت از پشتوانه اسکناس: بر اساس مصوبه جلسه ۶ مرداد ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی، به دولت اجازه داده شد مبلغ ۱۴ میلیون لیره استرلینگ از محل پشتوانه اسکناس برداشت نماید.
منابع تکمیلی: علاوه بر این، دولت بر اساس تصویبنامه شماره ۲۱۹۹۲ هیئت وزیران در آبان ۱۳۳۰، مبلغ ۸.۷۵ میلیون دلار از صندوق بینالمللی پول دریافت کرد و در اسفند( بر اساس تصویب نامه شماره ۲۶۷۵۸ هیئت وزیران)همان سال نیز ۱.۵ میلیون لیره از ذخایر ارزی بنگاه راهآهن برداشت نمود. این مصوبات رسمی نشان میدهند که راهکار اولیه، یک راه حل مبتنی بر درآمد جدید نبود، بلکه استفاده اضطراری از پساندازهای کشور بود.
🔸۲. واقعیت تراز تجاری در گزارش رسمی بانک ملی
در یادداشت اول اشاره شد که تراز تجاری مثبت، تنها یک تصویر دفتری بود که به دلیل استفاده از نرخ ارز رسمیِ غیرواقعی ایجاد شده بود. گزارش هیئت عامل بانک ملی ایران به بیست و پنجمین مجمع عمومی بانک، این تحلیل را کاملاً تأیید میکند:
🔸این گزارش تصریح میکند که به دلیل شکاف میان نرخ رسمی دلار (۳۲.۵ ریال) و نرخ واقعی بازار (که تا ۱۲۴ ریال هم رسید)، ارزش واقعی واردات در سال ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ بیش از دو برابر صادرات کشور بوده است. همین گزارش، کسری موازنه تجاری واقعی کشور در این دو سال را حدود ۸۶.۶ میلیون دلار اعلام میکند و دلیل آن را اشتباه بودن ارزیابی گمرک بر اساس نرخ رسمی دلار بوده است. بنابراین، ادعای کسری تجاری پنهان، نه یک تحلیل شخصی، بلکه یافته صریح گزارش رسمی بانک ملی در همان زمان است.
🔸۳. خلق پول گسترده: آمار رسمی از ترازنامه بانک ملی
با اتمام ذخایر، دولت به استقراض و چاپ پول روی آورد. این اقدام نیز به طور دقیق در اسناد بانک مرکزی وقت (بانک ملی ایران) ثبت شده است:
🔸 چاپ اسکناس: بر اساس جداول منتشر شده در مجله رسمی بانک ملی ایران، میزان اسکناسهای منتشر شده از ۷.۸ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۱، ظرف یک سال به ۱۰.۹۲ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۲ رسید. این به معنای چاپ ۳.۱۲ میلیارد ریال پول جدید است.
🔸استقراض از بانک ملی: ترازنامههای سالیانه بانک ملی نشان میدهد بدهی دولت و شرکتهای دولتی به این بانک از ۱.۳ میلیارد ریال در آغاز دولت مصدق، به ۴.۵۸ میلیارد ریال در پایان دوره او افزایش یافت. ین ارقام که از گزارشهای رسمی و سالانه بانک ملی استخراج شدهاند، به وضوح نشانگر تأمین بخش بزرگی از بودجه دولت از طریق خلق پول توسط نظام بانکی هستند.
🔸پیامد طبیعی این سیاستها، تورم و کاهش قدرت خرید مردم بود. قیمت سکه طلای پهلوی که در خرداد ۱۳۳۰ حدود ۵۴۴ ریال بود، در مرداد ۱۳۳۲ به ۱۰۰۶ ریال رسید. این رشد ۸۵ درصدی که در روزنامههای یومیه مانند «اطلاعات» و مجله بانک ملی نیز ثبت شده، سندی انکارناپذیر از تورم شدیدی است که مستقیماً معیشت مردم را هدف قرار داد.
🔸هدف از ارائه این اسناد، تأیید این نکته است که تحلیل ارائه شده در یادداشت اول، نه بر پایه نظر شخصی، بلکه بر مبنای گزارشهای رسمی دولت و بانک ملی ایران در همان دوره استوار است. تاریخ اقتصادی، فارغ از روایتهای احساسی، با آمار و ارقام نوشته میشود./ آرمینا حمرهپور (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی)
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
یک باور رایج اما گمراه کننده در مورد دولت دکتر مصدق
🔸در پی انتشار یادداشتی تحلیلی درباره سیاستهای اقتصادی دولت مرحوم دکتر محمد مصدق، برخی دوستان این پرسش را مطرح کردند که آیا برای آن تحلیلها، منابع و اسناد معتبری وجود دارد یا خیر. هدف از این نوشتار، پاسخ به همین پرسش از طریق ارائه مستقیم اسناد و آمار رسمی دولتی است تا بحث از کلیات به جزئیات مستند منتقل شود.
🔸یادداشت پیشین این گزاره را مطرح کرد که برخلاف باور رایج، اقتصاد کشور در آن دوره نه با تکیه بر صادرات غیرنفتی، بلکه از طریق سه فاز مشخص مدیریت شد: ۱. مصرف ذخایر ملی، ۲. پنهانسازی کسری تجاری، و ۳. خلق پول تورمزا. در ادامه، اسناد مستند هر یک از این مراحل ارائه میشود.
🔸۱. تأمین مالی دولت از محل پساندازهای ملی، نه صادرات
با قطع درآمد نفت، اولین راهکار دولت برای تأمین بودجه، استفاده از ذخایر موجود بود. این اقدامات کاملاً مستند هستند:
🔸برداشت از پشتوانه اسکناس: بر اساس مصوبه جلسه ۶ مرداد ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی، به دولت اجازه داده شد مبلغ ۱۴ میلیون لیره استرلینگ از محل پشتوانه اسکناس برداشت نماید.
منابع تکمیلی: علاوه بر این، دولت بر اساس تصویبنامه شماره ۲۱۹۹۲ هیئت وزیران در آبان ۱۳۳۰، مبلغ ۸.۷۵ میلیون دلار از صندوق بینالمللی پول دریافت کرد و در اسفند( بر اساس تصویب نامه شماره ۲۶۷۵۸ هیئت وزیران)همان سال نیز ۱.۵ میلیون لیره از ذخایر ارزی بنگاه راهآهن برداشت نمود. این مصوبات رسمی نشان میدهند که راهکار اولیه، یک راه حل مبتنی بر درآمد جدید نبود، بلکه استفاده اضطراری از پساندازهای کشور بود.
🔸۲. واقعیت تراز تجاری در گزارش رسمی بانک ملی
در یادداشت اول اشاره شد که تراز تجاری مثبت، تنها یک تصویر دفتری بود که به دلیل استفاده از نرخ ارز رسمیِ غیرواقعی ایجاد شده بود. گزارش هیئت عامل بانک ملی ایران به بیست و پنجمین مجمع عمومی بانک، این تحلیل را کاملاً تأیید میکند:
🔸این گزارش تصریح میکند که به دلیل شکاف میان نرخ رسمی دلار (۳۲.۵ ریال) و نرخ واقعی بازار (که تا ۱۲۴ ریال هم رسید)، ارزش واقعی واردات در سال ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ بیش از دو برابر صادرات کشور بوده است. همین گزارش، کسری موازنه تجاری واقعی کشور در این دو سال را حدود ۸۶.۶ میلیون دلار اعلام میکند و دلیل آن را اشتباه بودن ارزیابی گمرک بر اساس نرخ رسمی دلار بوده است. بنابراین، ادعای کسری تجاری پنهان، نه یک تحلیل شخصی، بلکه یافته صریح گزارش رسمی بانک ملی در همان زمان است.
🔸۳. خلق پول گسترده: آمار رسمی از ترازنامه بانک ملی
با اتمام ذخایر، دولت به استقراض و چاپ پول روی آورد. این اقدام نیز به طور دقیق در اسناد بانک مرکزی وقت (بانک ملی ایران) ثبت شده است:
🔸 چاپ اسکناس: بر اساس جداول منتشر شده در مجله رسمی بانک ملی ایران، میزان اسکناسهای منتشر شده از ۷.۸ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۱، ظرف یک سال به ۱۰.۹۲ میلیارد ریال در مرداد ۱۳۳۲ رسید. این به معنای چاپ ۳.۱۲ میلیارد ریال پول جدید است.
🔸استقراض از بانک ملی: ترازنامههای سالیانه بانک ملی نشان میدهد بدهی دولت و شرکتهای دولتی به این بانک از ۱.۳ میلیارد ریال در آغاز دولت مصدق، به ۴.۵۸ میلیارد ریال در پایان دوره او افزایش یافت. ین ارقام که از گزارشهای رسمی و سالانه بانک ملی استخراج شدهاند، به وضوح نشانگر تأمین بخش بزرگی از بودجه دولت از طریق خلق پول توسط نظام بانکی هستند.
🔸پیامد طبیعی این سیاستها، تورم و کاهش قدرت خرید مردم بود. قیمت سکه طلای پهلوی که در خرداد ۱۳۳۰ حدود ۵۴۴ ریال بود، در مرداد ۱۳۳۲ به ۱۰۰۶ ریال رسید. این رشد ۸۵ درصدی که در روزنامههای یومیه مانند «اطلاعات» و مجله بانک ملی نیز ثبت شده، سندی انکارناپذیر از تورم شدیدی است که مستقیماً معیشت مردم را هدف قرار داد.
🔸هدف از ارائه این اسناد، تأیید این نکته است که تحلیل ارائه شده در یادداشت اول، نه بر پایه نظر شخصی، بلکه بر مبنای گزارشهای رسمی دولت و بانک ملی ایران در همان دوره استوار است. تاریخ اقتصادی، فارغ از روایتهای احساسی، با آمار و ارقام نوشته میشود./ آرمینا حمرهپور (دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بهشتی)
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍27👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر احمد کسروی در مورد دین زرتشتی
🔸اردلان کوزهگر، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در مورد کسروی و زرتشت توضیح میدهد
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
🔸اردلان کوزهگر، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در مورد کسروی و زرتشت توضیح میدهد
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍19👎9