درود دوستان، نشست علمی، :
از ایرانشهر تا ایرانزمین
با سخنرانی دکتر احمد فضلینژاد تا دقایقی دیگر (ساعت ۱۹) شروع خواهد شد.
برای شرکت در این نشست از طریق لینک زیر مراجعه نمایید.
گوگل میت
👇👇
https://meet.google.com/hie-hgcj-bgu
خدمت شما.
🆔️ @atusa_sbu
از ایرانشهر تا ایرانزمین
با سخنرانی دکتر احمد فضلینژاد تا دقایقی دیگر (ساعت ۱۹) شروع خواهد شد.
برای شرکت در این نشست از طریق لینک زیر مراجعه نمایید.
گوگل میت
👇👇
https://meet.google.com/hie-hgcj-bgu
خدمت شما.
🆔️ @atusa_sbu
Google
Real-time meetings by Google. Using your browser, share your video, desktop, and presentations with teammates and customers.
👍2
Audio
💠 سلسله نشستهای علمی-تخصصی «ایران کجاست؟» ( پانزدهمین نشست)
فایل صوتی ضبطشده
🔹از ایــرانـشهــر تـا ایـرانزمـیـن
🔸احـمد فــضـلـینـژاد «استاد تاریخ دانشگاه شیراز»
🔸این نشست بهصورت مجـازی در گوگل میت در تاریخ دوم آذرماه ۱۴۰۲ بـرگزار گردید.
🆔️ @atusa_sbu
فایل صوتی ضبطشده
🔹از ایــرانـشهــر تـا ایـرانزمـیـن
🔸احـمد فــضـلـینـژاد «استاد تاریخ دانشگاه شیراز»
🔸این نشست بهصورت مجـازی در گوگل میت در تاریخ دوم آذرماه ۱۴۰۲ بـرگزار گردید.
🆔️ @atusa_sbu
👍3
✅ مردمنامهِ ایرانگرا
۲۲ آذر ۱۴۰۲
✒️ امید غیاثی, دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران
🔽 در شب مردمنامه که به همّت مجله بخارا و به مناسبت هفتمین سال انتشار مردمنامه برگزار شد، سخنان داریوش رحمانیان به عنوان سردبیر و بنیانگذار این مجله نکات مهمی در بطن خود داشت.
🔽 کانونیترین نکته، تدقیق کردن خط و مشیِ داریوش رحمانیان و فهمش از ژانر مردمنامهنویسی بود. از زمانی که مردمنامه متولد شد، بحث بر سر تعریف این ژانر و حدود ثغور آن نیز شکل گرفت، چنانکه نگارنده نیز به عنوان شاگرد ایشان در چندین نوبت، به ویژه درباره مراد از «مردم» در این ژانر تاریخنگاری با رحمانیان به گفتگو نشسته و درباره مفهومی که از این واژه مراد میشود و ابهامات و نظرات خود به پرسش و پاسخ پرداخته است.
🔽اختلاف در اینکه اساساً ژانر تاریخ مردم چیست و کار مورخ این حوزه چه باید باشد، در سخنان استادانی که در این مراسم سخن گفتند نیز هویدا بود و مشخص گردید که تفسیر یکدستی از این ژانر تاریخنگاری وجود ندارد. سخنانی که دیشب در شب مردمنامه توسط داریوش رحمانیان ایراد شد، مراد خود او را از مجلهای که با همکاری جمعی از علاقهمندان و همراهان خود بنیاد گذاشته، مشخصتر نمود.
🔽هر چند که ایشان اشاره کردند که درِ مردمنامه به سوی تفسیرهای دیگر گشوده است، اما مراد خود ایشان از این ژانر با people’s History رایج متفاوت است. در تلقی رحمانیان، هرچند نسبتی میان این ژانر عام و جهانشمول (Global) با مردمنامهِ مدنظر او وجود دارد، اما مولفهای بومی (local) در آن نهفته است که مردمنامه را به ژانری خاص و ویژه برای فهم تاریخ ایران، و نسبت میان حال و گذشته جامعه و مردم ایران بدل میکند.
🔽مراد رحمانیان از مردمنامهنویسی، همزمان با دوقطب در تضاد است. از یکسو با آن سنخ از ناسیونالیسم تهاجمی که در پروژه nation سازی قرن نوزدهم به این سو نمایانگر است و به دنبال یکدستسازی و از بین بردن کثرتهاست، و از سوی دیگر با آن ژانر مردمگرای رادیکال چپ که هیچ نوع وحدتی را برنمیتابد و چنان در امر جزیی غرق شده است که جز انشقاق و تکهتکهسازیهای مدام حاصلی نداشته است. در این بین، منظورِ رحمانیان، در میانه میایستد!
🔼در اینجا یک نکته مهم وجود دارد. تفسیر نگارنده از سخنان داریوش رحمانیان، آن است که این میانه ایستادن را نباید به معنای صوری فهمید. به بیان دیگر، اینگونه نیست که گویی قرار است دو ژانر متضاد در اینجا با هم آشتی کنند و آن مفهوم عامیانه «وسط کار را گرفتن» از آن مستفاد شود. این میانه بودن ویژگی خاص تاریخ و جامعه ایران است.
🔼بر همین اساس است که رحمانیان به صراحت اعلام میکند: مردمنامه ایرانگراست. به چه معنا باید گفت این میانه بودن ویژگی تاریخ ایران است؟ به این معنا که شکلگیری دولت-ملت مدرن در ایران با الگوی عام دوران جدید یکسان نیست و به همین دلیل آن دو قطب نمیتوانند مهمترین ویژگی تاریخی-اجتماعی ایران را دریابند.
🆔 @atusa_sbu
ادامه در پست بعد 👇👇
۲۲ آذر ۱۴۰۲
✒️ امید غیاثی, دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران
🔽 در شب مردمنامه که به همّت مجله بخارا و به مناسبت هفتمین سال انتشار مردمنامه برگزار شد، سخنان داریوش رحمانیان به عنوان سردبیر و بنیانگذار این مجله نکات مهمی در بطن خود داشت.
🔽 کانونیترین نکته، تدقیق کردن خط و مشیِ داریوش رحمانیان و فهمش از ژانر مردمنامهنویسی بود. از زمانی که مردمنامه متولد شد، بحث بر سر تعریف این ژانر و حدود ثغور آن نیز شکل گرفت، چنانکه نگارنده نیز به عنوان شاگرد ایشان در چندین نوبت، به ویژه درباره مراد از «مردم» در این ژانر تاریخنگاری با رحمانیان به گفتگو نشسته و درباره مفهومی که از این واژه مراد میشود و ابهامات و نظرات خود به پرسش و پاسخ پرداخته است.
🔽اختلاف در اینکه اساساً ژانر تاریخ مردم چیست و کار مورخ این حوزه چه باید باشد، در سخنان استادانی که در این مراسم سخن گفتند نیز هویدا بود و مشخص گردید که تفسیر یکدستی از این ژانر تاریخنگاری وجود ندارد. سخنانی که دیشب در شب مردمنامه توسط داریوش رحمانیان ایراد شد، مراد خود او را از مجلهای که با همکاری جمعی از علاقهمندان و همراهان خود بنیاد گذاشته، مشخصتر نمود.
🔽هر چند که ایشان اشاره کردند که درِ مردمنامه به سوی تفسیرهای دیگر گشوده است، اما مراد خود ایشان از این ژانر با people’s History رایج متفاوت است. در تلقی رحمانیان، هرچند نسبتی میان این ژانر عام و جهانشمول (Global) با مردمنامهِ مدنظر او وجود دارد، اما مولفهای بومی (local) در آن نهفته است که مردمنامه را به ژانری خاص و ویژه برای فهم تاریخ ایران، و نسبت میان حال و گذشته جامعه و مردم ایران بدل میکند.
🔽مراد رحمانیان از مردمنامهنویسی، همزمان با دوقطب در تضاد است. از یکسو با آن سنخ از ناسیونالیسم تهاجمی که در پروژه nation سازی قرن نوزدهم به این سو نمایانگر است و به دنبال یکدستسازی و از بین بردن کثرتهاست، و از سوی دیگر با آن ژانر مردمگرای رادیکال چپ که هیچ نوع وحدتی را برنمیتابد و چنان در امر جزیی غرق شده است که جز انشقاق و تکهتکهسازیهای مدام حاصلی نداشته است. در این بین، منظورِ رحمانیان، در میانه میایستد!
🔼در اینجا یک نکته مهم وجود دارد. تفسیر نگارنده از سخنان داریوش رحمانیان، آن است که این میانه ایستادن را نباید به معنای صوری فهمید. به بیان دیگر، اینگونه نیست که گویی قرار است دو ژانر متضاد در اینجا با هم آشتی کنند و آن مفهوم عامیانه «وسط کار را گرفتن» از آن مستفاد شود. این میانه بودن ویژگی خاص تاریخ و جامعه ایران است.
🔼بر همین اساس است که رحمانیان به صراحت اعلام میکند: مردمنامه ایرانگراست. به چه معنا باید گفت این میانه بودن ویژگی تاریخ ایران است؟ به این معنا که شکلگیری دولت-ملت مدرن در ایران با الگوی عام دوران جدید یکسان نیست و به همین دلیل آن دو قطب نمیتوانند مهمترین ویژگی تاریخی-اجتماعی ایران را دریابند.
🆔 @atusa_sbu
ادامه در پست بعد 👇👇
👎2
🔼بخش دوم، ادامه پست قبل:
🔽خود مفهوم ایران، در تاریخ پیشامدرن ما و پیش از آنکه ژانرها و مفاهیم تاریخنگاری مدرن از گرایشات چپ و راست رایج شوند، مفهومی بوده است که همزمان در ذیل خود هم سران و حاکمان و هم مردم عادی را نمایندگی میکرده است.
🔼نمونه بارز آن، خردنامه فردوسی است که در آن، مراد از ایرانیان هم پادشاهان و حاکمان است(ستایش شده مانند فریدون و کیخسرو و نکوهش شده مانند کیکاووس)، هم پهلوانان و جنگاوران(مانند خود شخصیت رستم که همزمان با ویژگیهای مثبت و منفیاش روایت میشود) و هم مردمان عادی(چه نیک و ظلمستیز مانند کاوه آهنگر و چه شرّ مانند آن مردی که در داستان خسروپرویز مرزبان ری شد و با حکمرانی خود شهر را ویران کرد).
🔽در مفهوم ایران از این دیدگاه، به بیان هگلی، نه خدایگان از نقد مصوناند و نه بندگان. این فهم از ایران، در توضیحی که از گادامر میتوانیم وام بگیریم، همان امر میانه(zwischen) است که همواره و در هر نوشدگی به واسطه کارکردش از ورای گسستها و شکستها گذر کرده و افق ساخته است.
🔼میانهای که هم به کثرتها گشوده بوده و هم به عنوان وحدتبخش آنها عمل کرده است. بر این اساس میتوان گفت که اگر متفکری مانند کوزلک به دنبال نوشتن مفاهیم بنیادین تاریخی(Geschichtliche Grundbegriffe) در فهم مدرنیته بود، برای فهم ایران امروز، یک مفهوم بنیادین وجود دارد و آن خود ایران است و تمامی مفهومهای دیگر اگر ذیل آن قرار نگرفته و نسبت خود را با این مفهوم بنیادین مشخص نکنند، ره به جایی نخواهند برد.
🔼 نکته مهم دیگری که در سخنان داریوش رحمانیان به نظر نگارنده مهم است، در آنجا بود که از امید سخن گفت و هدف مردمنامه را نه امید دادنی واهی از سنخ اتوپیاهای آرمانی، بلکه سخن از امید به مثابه نقطه عزیمتی برای آینده در پیش رو دانست.
🔽در این مردمنامهنویسی ایرانگرا که بناست همواره نامه ایران و مردمانش نو بشود، امید کلیدواژه ایست که میخواهد تلاش کند تا به سهم خود، راهی،کورسوی نوری، نشانهای به آینده نشانمان دهد. نشانهای که بیراه نیست اگر آن را از میانه این کلمات بیژن الهی بخوانیم:
اما تو نشانهای
تو، که یعنی
رویایی وجود داشت...
منبع: وبسایت مردمنامه
🆔 @atusa_sbu
🔽خود مفهوم ایران، در تاریخ پیشامدرن ما و پیش از آنکه ژانرها و مفاهیم تاریخنگاری مدرن از گرایشات چپ و راست رایج شوند، مفهومی بوده است که همزمان در ذیل خود هم سران و حاکمان و هم مردم عادی را نمایندگی میکرده است.
🔼نمونه بارز آن، خردنامه فردوسی است که در آن، مراد از ایرانیان هم پادشاهان و حاکمان است(ستایش شده مانند فریدون و کیخسرو و نکوهش شده مانند کیکاووس)، هم پهلوانان و جنگاوران(مانند خود شخصیت رستم که همزمان با ویژگیهای مثبت و منفیاش روایت میشود) و هم مردمان عادی(چه نیک و ظلمستیز مانند کاوه آهنگر و چه شرّ مانند آن مردی که در داستان خسروپرویز مرزبان ری شد و با حکمرانی خود شهر را ویران کرد).
🔽در مفهوم ایران از این دیدگاه، به بیان هگلی، نه خدایگان از نقد مصوناند و نه بندگان. این فهم از ایران، در توضیحی که از گادامر میتوانیم وام بگیریم، همان امر میانه(zwischen) است که همواره و در هر نوشدگی به واسطه کارکردش از ورای گسستها و شکستها گذر کرده و افق ساخته است.
🔼میانهای که هم به کثرتها گشوده بوده و هم به عنوان وحدتبخش آنها عمل کرده است. بر این اساس میتوان گفت که اگر متفکری مانند کوزلک به دنبال نوشتن مفاهیم بنیادین تاریخی(Geschichtliche Grundbegriffe) در فهم مدرنیته بود، برای فهم ایران امروز، یک مفهوم بنیادین وجود دارد و آن خود ایران است و تمامی مفهومهای دیگر اگر ذیل آن قرار نگرفته و نسبت خود را با این مفهوم بنیادین مشخص نکنند، ره به جایی نخواهند برد.
🔼 نکته مهم دیگری که در سخنان داریوش رحمانیان به نظر نگارنده مهم است، در آنجا بود که از امید سخن گفت و هدف مردمنامه را نه امید دادنی واهی از سنخ اتوپیاهای آرمانی، بلکه سخن از امید به مثابه نقطه عزیمتی برای آینده در پیش رو دانست.
🔽در این مردمنامهنویسی ایرانگرا که بناست همواره نامه ایران و مردمانش نو بشود، امید کلیدواژه ایست که میخواهد تلاش کند تا به سهم خود، راهی،کورسوی نوری، نشانهای به آینده نشانمان دهد. نشانهای که بیراه نیست اگر آن را از میانه این کلمات بیژن الهی بخوانیم:
اما تو نشانهای
تو، که یعنی
رویایی وجود داشت...
منبع: وبسایت مردمنامه
🆔 @atusa_sbu
👎1
آیا کوروش و منشور کوروش را یهودیان برجسته کردند؟
هستی پودفروش
🔸#پادکست گنجنامه
🔸منشور کوروش نخستین منشور حقوق بشر دنیا نام گرفته است. به این دلیل که کوروش در این منشور از آزادی اقوام در اسارت پادشاه بابل سخن میگوید. یهودیان میگویند این قوم خودشان بودند. آیا اسناد تاریخی نیز گویای همین نکته است؟ آیا کوروش شخصیتی تاریخی است یا شخصیتی اسطورهای؟
🔸از طریق لینک زیر می توانید استوانه یا منشور کوروش را در موزه بریتانیا تماشا کنید:
https://www.britishmuseum.org/collection/object/W_1880-0617-1941
🆔 @atusa_sbu
🔸منشور کوروش نخستین منشور حقوق بشر دنیا نام گرفته است. به این دلیل که کوروش در این منشور از آزادی اقوام در اسارت پادشاه بابل سخن میگوید. یهودیان میگویند این قوم خودشان بودند. آیا اسناد تاریخی نیز گویای همین نکته است؟ آیا کوروش شخصیتی تاریخی است یا شخصیتی اسطورهای؟
🔸از طریق لینک زیر می توانید استوانه یا منشور کوروش را در موزه بریتانیا تماشا کنید:
https://www.britishmuseum.org/collection/object/W_1880-0617-1941
🆔 @atusa_sbu
👍4👎3
🔽 کشف تابوت زن اشکانی در موزه ملی ایران
🔅پایاننامه ارزشمند خانم مبینا سادات قریشی در مورد تابوت سفالی اشکانی موزه ملی ایران که یکی از آثار این موزه را زنده و احیا کردند.
🔅محسن ظهوری، مستند ساز حوزه تاریخ و باستانشناسی، این پایان نامه کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه تهران را در قالب مستند کوتاهی به تصویر کشیده است.
لینک مستند در یوتیوب محسن ظهوری:👇👇
https://youtu.be/HXA__HpaNc4?si=zfKx_WkkaZtT1oJW
🔅پایاننامه ارزشمند خانم مبینا سادات قریشی در مورد تابوت سفالی اشکانی موزه ملی ایران که یکی از آثار این موزه را زنده و احیا کردند.
🔅محسن ظهوری، مستند ساز حوزه تاریخ و باستانشناسی، این پایان نامه کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه تهران را در قالب مستند کوتاهی به تصویر کشیده است.
لینک مستند در یوتیوب محسن ظهوری:👇👇
https://youtu.be/HXA__HpaNc4?si=zfKx_WkkaZtT1oJW
YouTube
کشف تابوت زن اشکانی در مخزن موزه ملی ایران
متن، تدوین و گویندگی: محسن ظهوری
او را به گورستان میبرند. زن جوان اشکانی، خوابیده در تابوت، بر دوش اعضای خانوادهاش به سمت محلی میرود تا برای همیشه زیر خاک مدفون شود. البته نه برای همیشه. ۲۰۰۰ سال بعد، باستانشناسان او را مییابند؛ در میان تابوتهایی باستانی…
او را به گورستان میبرند. زن جوان اشکانی، خوابیده در تابوت، بر دوش اعضای خانوادهاش به سمت محلی میرود تا برای همیشه زیر خاک مدفون شود. البته نه برای همیشه. ۲۰۰۰ سال بعد، باستانشناسان او را مییابند؛ در میان تابوتهایی باستانی…
👍4
زبانهای رایج تمدنهای کهن
مانی پارسا
🔸#پادکست دینگو
🔸اجداد ما در فلات ایران به چه زبانی سخن می گفتند؟ آیا از آغاز، پارسی، زبان رایج این سرزمین بود؟ این پرسشی است که شاید به ذهن همه ما خطور کرده باشد. برای اینکه بدانیم ساکنان ایران باستان چه زبانهایی داشتند بهتر است بدانیم زبان چگونه در جامعه بشری ایجاد شد و در تمدنهای اولیه منطقه ما چه زبانهایی رایج بوده است. در قسمت اول پادکست «دینگو» به کنجکاویهای شما در این مورد پاسخ میدهیم.
🔸شاید کلمه دینگو را برای نام بردن گونهای از گرگ استرالیایی شنیده باشید اما در زبان هند و اروپایی اولیه، دینگو یعنی زبان. تهیه و اجرا: مانی پارسا با همراهی شهریار صیامی
پادکست #دینگو را میتوانید در تمام پادگیرها هم گوش کنید.
🆔 @atusa_sbu
🔸اجداد ما در فلات ایران به چه زبانی سخن می گفتند؟ آیا از آغاز، پارسی، زبان رایج این سرزمین بود؟ این پرسشی است که شاید به ذهن همه ما خطور کرده باشد. برای اینکه بدانیم ساکنان ایران باستان چه زبانهایی داشتند بهتر است بدانیم زبان چگونه در جامعه بشری ایجاد شد و در تمدنهای اولیه منطقه ما چه زبانهایی رایج بوده است. در قسمت اول پادکست «دینگو» به کنجکاویهای شما در این مورد پاسخ میدهیم.
🔸شاید کلمه دینگو را برای نام بردن گونهای از گرگ استرالیایی شنیده باشید اما در زبان هند و اروپایی اولیه، دینگو یعنی زبان. تهیه و اجرا: مانی پارسا با همراهی شهریار صیامی
پادکست #دینگو را میتوانید در تمام پادگیرها هم گوش کنید.
🆔 @atusa_sbu
👍2
کارگاه آنلاین در مورد کتاب دو قرن سکوت و تحولات سیاسی قرون اولیه اسلامی در ایران
در این کارگاه طی پنج جلسه به محورهای زیر پرداخته خواهد شد:
یک: معرفی منابع تاریخی دست اول این دوره
دو: جایگاه کتاب و کتابخانه در ایران و تاملی بر بحث کتابسوزی
سه: نقش ایرانیان در فتوحات
چهار: موضعگیری جامعه ایرانی در برابر مسلمانان
پنج: نقش دهقانان، پزشکان، دبیران و موبدان در انتقال فرهنگ ایران به عالم اسلامی
شهریه این دوره ۲۹۰ هزار تومان است و برای ایرانیان خارج از کشور یک میلیون تومان است.
(این پست را برای علاقمندان این حوزه ارسال بفرمایید تا در جریان این رویداد علمی قرار گیرند)
برای ثبتنام در تلگرام یا واتس اپ به شماره یا آیدی زیر پیامک دهید:
@Mobinaarchaeologist
(+98)9219892103
🆔 @atusa_sbu
در این کارگاه طی پنج جلسه به محورهای زیر پرداخته خواهد شد:
یک: معرفی منابع تاریخی دست اول این دوره
دو: جایگاه کتاب و کتابخانه در ایران و تاملی بر بحث کتابسوزی
سه: نقش ایرانیان در فتوحات
چهار: موضعگیری جامعه ایرانی در برابر مسلمانان
پنج: نقش دهقانان، پزشکان، دبیران و موبدان در انتقال فرهنگ ایران به عالم اسلامی
شهریه این دوره ۲۹۰ هزار تومان است و برای ایرانیان خارج از کشور یک میلیون تومان است.
(این پست را برای علاقمندان این حوزه ارسال بفرمایید تا در جریان این رویداد علمی قرار گیرند)
برای ثبتنام در تلگرام یا واتس اپ به شماره یا آیدی زیر پیامک دهید:
@Mobinaarchaeologist
(+98)9219892103
🆔 @atusa_sbu
👍5👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت بزرگداشت یعقوب لیث صفاری
یعقوب لیث صفاری در چه عصری ظهور کرد؟
تدوین کلیپ: حانیه رشیدی، دانشآموخته تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی)
گوینده و تهیه متن: شهرام عضدی: دانشجوی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی)
تهیهکننده: مؤسسه فرهنگی تاریخی آتوسا
#یعقوب_لیث_صفاری
#صفاریان
#ایرانیان
#فردوسی
#شاهنامه
#خلیفه_عباسی
#ایرانشهر
🆔 @atusa_sbu
یعقوب لیث صفاری در چه عصری ظهور کرد؟
تدوین کلیپ: حانیه رشیدی، دانشآموخته تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی)
گوینده و تهیه متن: شهرام عضدی: دانشجوی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی)
تهیهکننده: مؤسسه فرهنگی تاریخی آتوسا
#یعقوب_لیث_صفاری
#صفاریان
#ایرانیان
#فردوسی
#شاهنامه
#خلیفه_عباسی
#ایرانشهر
🆔 @atusa_sbu
👍6👎1
آتوسا، توس
بعضی دوستان خواستهاند که گاهی چیزی از اشتقاق نامهای خود یا فرزندانشان در این یادداشتها عرضه شود. به این سبب گاهی چیزهایی را که دربارهٔ این نامها خواندهام یا در دسترسم است یادداشت خواهم کرد. این یادداشتها ممکن است قدری دشوارخوان شود.
نام دختر کورش، که داریوش او را به زنی کرد و خشیارشا از او زاد، در تاریخ هرودوت و بعضی نوشتههای دیگر Atossa است. از دو قرنی قبل از این میدانیم که این همان نام است که در فروردین یشت و گوش یشت و رام یشتِ اوستا به شکل Hutaosā مذکور و مزبور است و در آن جا نام زن گشتاسپ است، و امروز میدانیم که نامی که به املای Xwdws در اسناد اشکانی هست نیز همان نام است.
این هُتَوسا که در اوستا هست مانند گشتاسپ از خاندان نوذر* (نَوتَرَه در اوستا) است. فرد دیگر که در سنّت بعدی از این خاندان به شمار رفته توس است که احتمالاً نامش با هُتَوسا از یک ریشه باشد به شرحی که خواهد آمد.
معادل نام Hutaosā در فارسی باستان یا بایست همین Hutausā باشد یا Hutauthā. این دو اختلاف لهجهای دارند و به نظر بعضی یکی را (صورت اول را) باید از لهجهٔ مادی دانست. چنین نامی را، در کنار نامهایی مانند پشوتن و اردشیر و جز آنها، دلیل گرفتهاند بر آشنایی هخامنشیان با سنن و روایات اوستایی و زردشتی.
اما در اشتقاق آن آنچه امروز در نزد محققان پذیرفتهتر است این است که آن را مشتقی از ریشهٔ taus بدانند که در هندی باستان صورت toś دارد و معنای آن شتافتن و به حرکت درآمدن است و اگر بتوان معنای متعدی نیز برای آن تصور کرد، شتابانیدن و به حرکت درآوردن. پس دو احتمال را میتوان در نظر آورد: الف. آنکه نیک شتابنده است (hu هم بر معنای "خوب" دلالت دارد هم بر مبالغه، مانند همین نیکدر فارسیِ ما)؛ ب. آنکه نیک به شتاب آورنده است. این احتمال دوم مخصوصاً از آن جهت بیوجه نیست که ریشهٔ toś در هندی باستان معمولاً در مورد اسبان و گاوان به کار میرود.**
همین را دربارهٔ نام tusa، یعنی توس***، نیز میتوان گفت. این نام احتمالاً صورت مرخّم tusāspa است که آن را به دو شکل میتوان تجزیه کرد: اول آنکه آن را ترکیبی ملکی (bahuvrīhi) بدانیم به معنای "دارای اسب شتابنده"؛ دوم آنکه آن را ترکیبی از نوع خشیارشا(xšaya-aršan) و barō.aspa به معنای "برندهٔ اسب؛ سوار" بشماریم که جزء دومش، بلحاظ روابط نحویِ اجزایِ ترکیب، وابسته است به جزء اول: "آنکه به شتاب آورنده است اسب را". این احتمال دوم مبنی است بر اینکه ریشهٔ taus را در آن متعدی فرض کنیم.
پس ظاهراً نام توس و هُتوس (صورت نام مورد بحث در کتابهای پهلوی) همریشهاند و مشتقاتی از ریشهٔ taus. آن Atossa صورت یونانی است و پرهیز از نهادن آن بر فرزندان ایرانیان (اگر چیزی از ایران باقی بماند) بهتر است.
نظر قدیمی که از جیمز دارمستتر است و میگوید هُتَوسا به معنای "دارای رانهای زیبا"ست امروز منسوخ است. مبدأ این تصور مقایسهٔ جزء دوم این نام با کلمات thigh در انگلیسی و dioh در آلمانیِ علیای کهن (به معنای "ران") بوده است.
اطلاعات نویسنده دربارهٔ این نام مأخوذ است از این کتاب:
U. Remmer, Frauennamen im Rigveda und im Avesta.
* گویا نامهایی مانند نوذر کمتر جلب نظر کسانی را کرده که دربارهٔ قواعد دال و ذال در فارسی تحقیق کردهاند. اینکه این نام نام خاص است مانع شده که صورت نودر را نیز یکی از اشکال احتمالی این نام در فارسی، و احتمالاً در شاهنامه، به شمار آورند.
** نام gh'wtws در سغدی را نیز میتوان این جا متذکر شد، اگر معنای آن "به حرکت درآورندهٔ گاوان" باشد. نیز مقایسه شود با این عبارت از کتاب وید:
átya ná tośate
یعنی "مانند اسبی میتازد (یا میشتابد)".
*** اینکه در اوستا مصوّت این کلمه کوتاه است و در فارسی بلند، از اشباع ضمه پیش از شین و سین ناشی شده که پیشتر به نمونههایی از آن (مانند فراموش و کاوس) در همین یادداشتها اشاره شده است.
**** مبنی را ما در چنین مواضعی معادل آن چیزی به کار میبریم که در فارسی معاصر مبتنی میگویند. مبتنی اسم فاعل است و ابتناء در عربی مصدر متعدی است، نه لازم آن طور که در فارسی معاصر معمول شده.
سید احمدرضا قائممقامی
🆔 @atusa_sbu
بعضی دوستان خواستهاند که گاهی چیزی از اشتقاق نامهای خود یا فرزندانشان در این یادداشتها عرضه شود. به این سبب گاهی چیزهایی را که دربارهٔ این نامها خواندهام یا در دسترسم است یادداشت خواهم کرد. این یادداشتها ممکن است قدری دشوارخوان شود.
نام دختر کورش، که داریوش او را به زنی کرد و خشیارشا از او زاد، در تاریخ هرودوت و بعضی نوشتههای دیگر Atossa است. از دو قرنی قبل از این میدانیم که این همان نام است که در فروردین یشت و گوش یشت و رام یشتِ اوستا به شکل Hutaosā مذکور و مزبور است و در آن جا نام زن گشتاسپ است، و امروز میدانیم که نامی که به املای Xwdws در اسناد اشکانی هست نیز همان نام است.
این هُتَوسا که در اوستا هست مانند گشتاسپ از خاندان نوذر* (نَوتَرَه در اوستا) است. فرد دیگر که در سنّت بعدی از این خاندان به شمار رفته توس است که احتمالاً نامش با هُتَوسا از یک ریشه باشد به شرحی که خواهد آمد.
معادل نام Hutaosā در فارسی باستان یا بایست همین Hutausā باشد یا Hutauthā. این دو اختلاف لهجهای دارند و به نظر بعضی یکی را (صورت اول را) باید از لهجهٔ مادی دانست. چنین نامی را، در کنار نامهایی مانند پشوتن و اردشیر و جز آنها، دلیل گرفتهاند بر آشنایی هخامنشیان با سنن و روایات اوستایی و زردشتی.
اما در اشتقاق آن آنچه امروز در نزد محققان پذیرفتهتر است این است که آن را مشتقی از ریشهٔ taus بدانند که در هندی باستان صورت toś دارد و معنای آن شتافتن و به حرکت درآمدن است و اگر بتوان معنای متعدی نیز برای آن تصور کرد، شتابانیدن و به حرکت درآوردن. پس دو احتمال را میتوان در نظر آورد: الف. آنکه نیک شتابنده است (hu هم بر معنای "خوب" دلالت دارد هم بر مبالغه، مانند همین نیکدر فارسیِ ما)؛ ب. آنکه نیک به شتاب آورنده است. این احتمال دوم مخصوصاً از آن جهت بیوجه نیست که ریشهٔ toś در هندی باستان معمولاً در مورد اسبان و گاوان به کار میرود.**
همین را دربارهٔ نام tusa، یعنی توس***، نیز میتوان گفت. این نام احتمالاً صورت مرخّم tusāspa است که آن را به دو شکل میتوان تجزیه کرد: اول آنکه آن را ترکیبی ملکی (bahuvrīhi) بدانیم به معنای "دارای اسب شتابنده"؛ دوم آنکه آن را ترکیبی از نوع خشیارشا(xšaya-aršan) و barō.aspa به معنای "برندهٔ اسب؛ سوار" بشماریم که جزء دومش، بلحاظ روابط نحویِ اجزایِ ترکیب، وابسته است به جزء اول: "آنکه به شتاب آورنده است اسب را". این احتمال دوم مبنی است بر اینکه ریشهٔ taus را در آن متعدی فرض کنیم.
پس ظاهراً نام توس و هُتوس (صورت نام مورد بحث در کتابهای پهلوی) همریشهاند و مشتقاتی از ریشهٔ taus. آن Atossa صورت یونانی است و پرهیز از نهادن آن بر فرزندان ایرانیان (اگر چیزی از ایران باقی بماند) بهتر است.
نظر قدیمی که از جیمز دارمستتر است و میگوید هُتَوسا به معنای "دارای رانهای زیبا"ست امروز منسوخ است. مبدأ این تصور مقایسهٔ جزء دوم این نام با کلمات thigh در انگلیسی و dioh در آلمانیِ علیای کهن (به معنای "ران") بوده است.
اطلاعات نویسنده دربارهٔ این نام مأخوذ است از این کتاب:
U. Remmer, Frauennamen im Rigveda und im Avesta.
* گویا نامهایی مانند نوذر کمتر جلب نظر کسانی را کرده که دربارهٔ قواعد دال و ذال در فارسی تحقیق کردهاند. اینکه این نام نام خاص است مانع شده که صورت نودر را نیز یکی از اشکال احتمالی این نام در فارسی، و احتمالاً در شاهنامه، به شمار آورند.
** نام gh'wtws در سغدی را نیز میتوان این جا متذکر شد، اگر معنای آن "به حرکت درآورندهٔ گاوان" باشد. نیز مقایسه شود با این عبارت از کتاب وید:
átya ná tośate
یعنی "مانند اسبی میتازد (یا میشتابد)".
*** اینکه در اوستا مصوّت این کلمه کوتاه است و در فارسی بلند، از اشباع ضمه پیش از شین و سین ناشی شده که پیشتر به نمونههایی از آن (مانند فراموش و کاوس) در همین یادداشتها اشاره شده است.
**** مبنی را ما در چنین مواضعی معادل آن چیزی به کار میبریم که در فارسی معاصر مبتنی میگویند. مبتنی اسم فاعل است و ابتناء در عربی مصدر متعدی است، نه لازم آن طور که در فارسی معاصر معمول شده.
سید احمدرضا قائممقامی
🆔 @atusa_sbu
👍8👎3
وحدت در کثرت، سرشتِ تاریخیِ ایرانیّت
▫️ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از «وحدتی» فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوان بخشی اساسی از «کثرتها» در همه شئون و اطوار قومی فهمیدهاند. ایرانیان یک زبان واحد را از میان زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد برگزیده و آن را زبان مشترک همه اقوام و زبان ملّی قرار دادهاند.
▫️بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از باب مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی شالوده خود را به عنوان زبان ملّی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلا «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی زبان و ادب فارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. این که این اتفاق در رم شرقی نیفتاد از طریق این مفهوم مخالف در تعارض با تحول تاریخی رُم شرقی و دلیلی بر این ویژگی استثنایی پدیدارهای قومی و فرهنگی ایرانیان است.
▫️تداوم طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است. همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبان واحدی را به عنوان زبان مشترک و ملّی برگزیده بودند به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدین سان توانستند در عین کثرت قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند.
▫️این وحدت در تاریخ ایران پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیات ایرانیان بوده است. چنان که در همه منابعی که از کهنترین روزگاران تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهم ترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزلی و عرفانی رواج داشته است «کسب جمعیّت از زلف پریشانی» بوده است. این دیالکتیک پریشانی و جمعیّت تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست بلکه یکی از اساسیترین درون مایههای همه ادب ایران نیز هست.
▫️این دیاکتیک، بازتاب روح وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرض وزیدن باد بینیازی خداوند» قرار داشت اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بر هم بزند. هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. اما مردمان آن میتوانند تسلیم باد بینیازی نشوند. اقوام بسیاری، توان آن را پیدا نکردند که در برابر این باد بینیازی پایداری کنند و نابود شدند. چنانکه کشورهای بسیاری در عربیّت خلافت زوال پیدا کردند.
باری، تاریخ ایران تاریخِ خلاف آمد عادت هاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خلاف آمد عادت و به نوعی «قافله سالار» باشد.
برگرفته از کتاب: ملّت، دولت و حکومت قانون، جواد طباطبایی
🆔 @atusa_sbu
▫️ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از «وحدتی» فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوان بخشی اساسی از «کثرتها» در همه شئون و اطوار قومی فهمیدهاند. ایرانیان یک زبان واحد را از میان زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد برگزیده و آن را زبان مشترک همه اقوام و زبان ملّی قرار دادهاند.
▫️بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از باب مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی شالوده خود را به عنوان زبان ملّی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلا «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی زبان و ادب فارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. این که این اتفاق در رم شرقی نیفتاد از طریق این مفهوم مخالف در تعارض با تحول تاریخی رُم شرقی و دلیلی بر این ویژگی استثنایی پدیدارهای قومی و فرهنگی ایرانیان است.
▫️تداوم طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است. همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبان واحدی را به عنوان زبان مشترک و ملّی برگزیده بودند به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدین سان توانستند در عین کثرت قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند.
▫️این وحدت در تاریخ ایران پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیات ایرانیان بوده است. چنان که در همه منابعی که از کهنترین روزگاران تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهم ترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزلی و عرفانی رواج داشته است «کسب جمعیّت از زلف پریشانی» بوده است. این دیالکتیک پریشانی و جمعیّت تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست بلکه یکی از اساسیترین درون مایههای همه ادب ایران نیز هست.
▫️این دیاکتیک، بازتاب روح وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرض وزیدن باد بینیازی خداوند» قرار داشت اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بر هم بزند. هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. اما مردمان آن میتوانند تسلیم باد بینیازی نشوند. اقوام بسیاری، توان آن را پیدا نکردند که در برابر این باد بینیازی پایداری کنند و نابود شدند. چنانکه کشورهای بسیاری در عربیّت خلافت زوال پیدا کردند.
باری، تاریخ ایران تاریخِ خلاف آمد عادت هاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خلاف آمد عادت و به نوعی «قافله سالار» باشد.
برگرفته از کتاب: ملّت، دولت و حکومت قانون، جواد طباطبایی
🆔 @atusa_sbu
👍9👎4
دکتر زاگرس زند در واکنش به انتشار کتابِ ایرانشناسی:هویت، فرهنگ و خلقیات ایرانی نوشته است:
سرانجام منتشر شد!
در نشر نگاه معاصر، بهمن ۱۴۰۲
این کتاب حاصل تأملات، دغدغهها و پژوهیدههای هفدهساله، از آغازِ ورود به رشتۀ ایرانشناسی است و گونهای اندیشهورزی است در جُستنِ ریشههایِ زوال و انحطاطِ فکر و تمدن ایرانی در فرهنگ، با امیدِ رهیافتی به جامعهای بسامان و بههنجار.
تکههایی از آن مقاله بوده و پارههایی سخنرانی و بخشی نیز پایاننامه، اما همه بههمپیوسته و مربوط و در حوزۀ هویت، فرهنگ یا خُلقیات ایرانی.
سیر تاریخی نیز رعایت شده و از ایران باستان تا ایران معاصر پیش آمده که در ذهنِ خواننده رَوَندِ تغییرات و تحولات در فرهنگ و هویت ایرانی بهتر درک شود.
بهگمانم تمدن و هویت ایرانی آنچنان بزرگ، کهن و پیچیده است که دعویِ فهم و توضیحِ آن بس گزافه است و تنها آرزو. پس این مشقِ ناچیز فهم انتقادی من است و تلاش و فراخوانی است برای بحث و اندیشهورزی در زوایایی و متونی و بُرشهایی تاریخی از تمدن ایرانی. همین!
#ایرانشناسی
#زاگرس_زند
#خلقیات_ایرانیان
#هویت
#هویت_ملی
#ایرانیان
#فرهنگ
🆔 @atusa_sbu
سرانجام منتشر شد!
در نشر نگاه معاصر، بهمن ۱۴۰۲
این کتاب حاصل تأملات، دغدغهها و پژوهیدههای هفدهساله، از آغازِ ورود به رشتۀ ایرانشناسی است و گونهای اندیشهورزی است در جُستنِ ریشههایِ زوال و انحطاطِ فکر و تمدن ایرانی در فرهنگ، با امیدِ رهیافتی به جامعهای بسامان و بههنجار.
تکههایی از آن مقاله بوده و پارههایی سخنرانی و بخشی نیز پایاننامه، اما همه بههمپیوسته و مربوط و در حوزۀ هویت، فرهنگ یا خُلقیات ایرانی.
سیر تاریخی نیز رعایت شده و از ایران باستان تا ایران معاصر پیش آمده که در ذهنِ خواننده رَوَندِ تغییرات و تحولات در فرهنگ و هویت ایرانی بهتر درک شود.
بهگمانم تمدن و هویت ایرانی آنچنان بزرگ، کهن و پیچیده است که دعویِ فهم و توضیحِ آن بس گزافه است و تنها آرزو. پس این مشقِ ناچیز فهم انتقادی من است و تلاش و فراخوانی است برای بحث و اندیشهورزی در زوایایی و متونی و بُرشهایی تاریخی از تمدن ایرانی. همین!
#ایرانشناسی
#زاگرس_زند
#خلقیات_ایرانیان
#هویت
#هویت_ملی
#ایرانیان
#فرهنگ
🆔 @atusa_sbu
👍8👎2