Forwarded from مردمنامه (تاریخ مردم)
♦️سخنی چند پیرامون اظهارات اخیر محسن رنانی دربارۀ زبان فارسی
از خدا خواهیم توفیق ادب
🔸نخست از آن روی که معلوم نیست با کدام تخصصی چنین ابراز نظری کردهاند. چه رشتۀ ایشان اقتصاد است و نسبتی با ادبیات فارسی ندارد. دیگر اینکه، اصل ادعاهای ایشان بویی از حقیقت ندارد و به کورهدهی راه نمیبرد. سخنان ایشان در این گفتوگو دربردارندۀ داوریهایی نادرست دربارۀ زبان و ادب فارسی و پیشنهادی ناصواب، بل خانمانسوز، برای از «بستگی و ایستایی» (بهزعم ایشان) درآوردن این زبان است همراه با تعبیر ناشایست «زبانبسته» دربارۀ زبان فارسی و چند چاشنی نادلچسب برای تمهید سخن.
🔸دیده شده بود که ایشان در میان سخنان درستشان، گریزهای نادرستی هم بزنند و غث و سمین را بههم بیامیزند، اما اینکه در یک گفتوگو سراپای ادعاهایشان ناصواب و ناروا باشد تازگی دارد و نصابی نو از پریشانگویی است. ازاینرو، لازم آمد چند نکته از سر دردمندی به آن فاضل محترم یادآوری شود. امید که از راست نرنجند. البته استادان زبان و ادب فارسی حتما نکاتی نغزتر خواهند داشت:
🔹اما نسبت ناروا اینکه: زبان فارسی زبانی بسته و ایستا است که در طول تاریخ تغییری چندان نداشته است. نشانهاش هم اینکه «من امروزه شاهنامه را بهآسانی میخوانم و میفهمم، درحالی که در زبانهای دیگر چنین نیست و نسل امروزشان زبان متون قدیم را نمیفهمند» (نقل به مضمون). پس این نشان از این است که زبان اجازۀ واژهسازی را نداده و فروبسته مانده است. این ادعای ایشان دربردارندۀ چند خطای فاحش است. نخست اینکه، زبان فارسی هم مانند بیشتر زبانهای اصلی و بزرگ دنیا کمابیش تحولات و تغییرات فراوانی در این نزدیک به هزار و دویست سال حیات پس از اسلام خود دیده و انواع سبکها در نظم و نثر را تجربه کرده است که هر ابجدخوان ادبیات کلیات این تغییرات را میداند. طبیعتا در این تحولات، واژهسازی یک امر حتمی است. بهگونهای که کمتر دورانی از دورانهای ادبی داریم که واژگان و اصطلاحهای نوپدید در آن بهفراوانی بهچشم نخورد. حتی در دوران معاصر، که از دیدگاه ایشان برای امر توسعه نیاز به توانمندی زبان در واژهسازی است و بهزعم ایشان زبان فارسی نتوانسته است چنین کاری کند، با همۀ کاستیهای نهادهای مسئول، زبان فارسی از بسیاری از زبانهای دیگر ازجمله زبانهای همسایۀ ایران در واژهسازی پیشروتر و موفقتر بوده است. کافیست واژگانی مانند دانشگاه، دانشکده، فرهنگ، مدرسه، کارخانه و بسیاری دیگر از واژگان و مفاهیم در پیوند با مدرنیته را با معادلهای آن مثلا در زبان ترکی استانبولی بسنجید که اتفاقا داعیۀ سرهسازی عمیق و مدرنیزم داشتهاند. خواهید دید بیشتر معادلها فرنگیست: اونیورسیته، فاکولته، کلتور، اوکول، فابریکا و... .
🔹اما با همۀ این تحولات، زبان فارسی از اصلی پیروی کرده است که میتوان آن را «تداوم در عین تحول» نامید. این تداوم عبارت است از پایبندی به چارچوبها و پذیرش هر تغییری در درون همین چارچوبها. اینکه امروزه، یک ایرانی غیرادیب زبان بسیاری از متون کهن فارسی را درمییابد ضمن اینکه برخلاف ادعای ایشان امتیازی بزرگ است، به این معناست که چارچوبهای آن زبان برایش مأنوس است نه اینکه همۀ واژگان را میفهمد و بهقول ایشان «تنها در یکیدو درصد» متنی مانند شاهنامه نیاز به لغتنامه دارد. ای بسا متون فارسی که خوانندۀ غیرحرفهای همچون آقای رنانی برای خواندن هر پاراگراف آن نیاز به بارها رجوع به لغتنامه داشته باشد.
🔹دیگر اینکه، زبان ایستا محکوم به زوال است نه اینکه قرنبهقرن طراوتی و رنگی نو به خود بگیرد. چگونه ممکن است زبانی بهقول ایشان ایستا در هر قرنی محمل ادبیاتی درخشان و نوبهنو باشد. اگر ایستا بود که پس از گویندگان اولیه، بعدیها میدانی برای سخنی نو آوردن نداشتند. درحالیکه قضیه کاملا عکس است و آثار هر عصری، بل هر شاعر و نویسندهای، رنگوبوی و حتی واژگان و اصطلاحهای خود را دارد و هیچیک قابل جایگزینی با دیگری نیست. مگر میشود با زبانی بسته و ایستا، هم شاهنامه داشت، هم خمسهچۀ نظامی، هم مثنوی معنوی، هم بوستان و گلستان سعدی، هم غزلیات حافظ، هم آثار جامی و صائب و شهریار و...، که هریک امتیازات و ویژگیهای زبانی خود را دارد. این زبان اگر ایستا بود در همان رودکی و عنصری و فرخی درجا میزد و حتی به فردوسی هم منتهی نمیشد، چه رسد به خیل گویندگان نامدار سدههای پس از او.
@mardomnameh
از خدا خواهیم توفیق ادب
بهتازگی کلیپی از گفتوگوی محسن رنانی، استاد محترم رشتۀ اقتصاد در دانشگاه اصفهان، دربارۀ زبان فارسی در فضای مجازی پراکنده شده است که مایۀ بسی شگفتی است.
🔸نخست از آن روی که معلوم نیست با کدام تخصصی چنین ابراز نظری کردهاند. چه رشتۀ ایشان اقتصاد است و نسبتی با ادبیات فارسی ندارد. دیگر اینکه، اصل ادعاهای ایشان بویی از حقیقت ندارد و به کورهدهی راه نمیبرد. سخنان ایشان در این گفتوگو دربردارندۀ داوریهایی نادرست دربارۀ زبان و ادب فارسی و پیشنهادی ناصواب، بل خانمانسوز، برای از «بستگی و ایستایی» (بهزعم ایشان) درآوردن این زبان است همراه با تعبیر ناشایست «زبانبسته» دربارۀ زبان فارسی و چند چاشنی نادلچسب برای تمهید سخن.
🔸دیده شده بود که ایشان در میان سخنان درستشان، گریزهای نادرستی هم بزنند و غث و سمین را بههم بیامیزند، اما اینکه در یک گفتوگو سراپای ادعاهایشان ناصواب و ناروا باشد تازگی دارد و نصابی نو از پریشانگویی است. ازاینرو، لازم آمد چند نکته از سر دردمندی به آن فاضل محترم یادآوری شود. امید که از راست نرنجند. البته استادان زبان و ادب فارسی حتما نکاتی نغزتر خواهند داشت:
🔹اما نسبت ناروا اینکه: زبان فارسی زبانی بسته و ایستا است که در طول تاریخ تغییری چندان نداشته است. نشانهاش هم اینکه «من امروزه شاهنامه را بهآسانی میخوانم و میفهمم، درحالی که در زبانهای دیگر چنین نیست و نسل امروزشان زبان متون قدیم را نمیفهمند» (نقل به مضمون). پس این نشان از این است که زبان اجازۀ واژهسازی را نداده و فروبسته مانده است. این ادعای ایشان دربردارندۀ چند خطای فاحش است. نخست اینکه، زبان فارسی هم مانند بیشتر زبانهای اصلی و بزرگ دنیا کمابیش تحولات و تغییرات فراوانی در این نزدیک به هزار و دویست سال حیات پس از اسلام خود دیده و انواع سبکها در نظم و نثر را تجربه کرده است که هر ابجدخوان ادبیات کلیات این تغییرات را میداند. طبیعتا در این تحولات، واژهسازی یک امر حتمی است. بهگونهای که کمتر دورانی از دورانهای ادبی داریم که واژگان و اصطلاحهای نوپدید در آن بهفراوانی بهچشم نخورد. حتی در دوران معاصر، که از دیدگاه ایشان برای امر توسعه نیاز به توانمندی زبان در واژهسازی است و بهزعم ایشان زبان فارسی نتوانسته است چنین کاری کند، با همۀ کاستیهای نهادهای مسئول، زبان فارسی از بسیاری از زبانهای دیگر ازجمله زبانهای همسایۀ ایران در واژهسازی پیشروتر و موفقتر بوده است. کافیست واژگانی مانند دانشگاه، دانشکده، فرهنگ، مدرسه، کارخانه و بسیاری دیگر از واژگان و مفاهیم در پیوند با مدرنیته را با معادلهای آن مثلا در زبان ترکی استانبولی بسنجید که اتفاقا داعیۀ سرهسازی عمیق و مدرنیزم داشتهاند. خواهید دید بیشتر معادلها فرنگیست: اونیورسیته، فاکولته، کلتور، اوکول، فابریکا و... .
🔹اما با همۀ این تحولات، زبان فارسی از اصلی پیروی کرده است که میتوان آن را «تداوم در عین تحول» نامید. این تداوم عبارت است از پایبندی به چارچوبها و پذیرش هر تغییری در درون همین چارچوبها. اینکه امروزه، یک ایرانی غیرادیب زبان بسیاری از متون کهن فارسی را درمییابد ضمن اینکه برخلاف ادعای ایشان امتیازی بزرگ است، به این معناست که چارچوبهای آن زبان برایش مأنوس است نه اینکه همۀ واژگان را میفهمد و بهقول ایشان «تنها در یکیدو درصد» متنی مانند شاهنامه نیاز به لغتنامه دارد. ای بسا متون فارسی که خوانندۀ غیرحرفهای همچون آقای رنانی برای خواندن هر پاراگراف آن نیاز به بارها رجوع به لغتنامه داشته باشد.
🔹دیگر اینکه، زبان ایستا محکوم به زوال است نه اینکه قرنبهقرن طراوتی و رنگی نو به خود بگیرد. چگونه ممکن است زبانی بهقول ایشان ایستا در هر قرنی محمل ادبیاتی درخشان و نوبهنو باشد. اگر ایستا بود که پس از گویندگان اولیه، بعدیها میدانی برای سخنی نو آوردن نداشتند. درحالیکه قضیه کاملا عکس است و آثار هر عصری، بل هر شاعر و نویسندهای، رنگوبوی و حتی واژگان و اصطلاحهای خود را دارد و هیچیک قابل جایگزینی با دیگری نیست. مگر میشود با زبانی بسته و ایستا، هم شاهنامه داشت، هم خمسهچۀ نظامی، هم مثنوی معنوی، هم بوستان و گلستان سعدی، هم غزلیات حافظ، هم آثار جامی و صائب و شهریار و...، که هریک امتیازات و ویژگیهای زبانی خود را دارد. این زبان اگر ایستا بود در همان رودکی و عنصری و فرخی درجا میزد و حتی به فردوسی هم منتهی نمیشد، چه رسد به خیل گویندگان نامدار سدههای پس از او.
@mardomnameh
👍21👎4
Forwarded from مردمنامه (تاریخ مردم)
🔸چنین نسبتهایی به زبانی که توانمندیش آن اندازه بود که در گذشتههایی نه چندان دور در گسترهای بزرگ، از شرق اروپا تا سراسر شبهقارۀ هند بهعنوان زبان علم، فرهنگ، سیاست و حتی دین پذیرفته شده بود شگفتانگیز است. بعید است مردمان پهنهای چنان عظیم با فرهنگ و تمدنهایی چنان غنی و قدیم نزدیک به یک هزاره زیر بار زبانی بروند با خصوصیاتی که آقای رنانی میگویند. بگذریم که اتفاقا امروزه زبان فارسی بهعنوان یکی از توانمندترین زبانهای جهان در حوزۀ واژهسازی شناخته میشود و این خود به مجالی فراختر برای بحث نیاز دارد.
🔸نقد زبان آنچنانکه به آسیبشناسی منجر شود نهتنها بد نیست، بلکه اتفاقا کاری ضروری است. اما سخن ایشان نه نقد، که تخریب، بلکه جاهایی هجو است. درحالیکه ما مسئول تکتک کلماتی هستیم که بهکار میبریم و هرچه مخاطبانمان بیشتر باشد این مسئولیت سنگینتر خواهد بود. بهویژه آنجاکه بیان ما در پیوند با مسائل مرتبط با وحدت ملی است. چه مانند سراسر تاریخ ایرانزمین، بلکه بیشتر از هر زمانی دیگر امروزه زبان فارسی و همبستگی ملی ایرانیان به هم گره خورده است. این نکته را بدخواهان این ملت بهخوبی دریافتهاند. ازاینرو، سهمگین و زهرآگینترین حملاتشان به همین رکن استوار وحدت ملی است: بر ما بسی کمان ملامت کشیدهاند.
🔸پس در عرصهای چنین خطیر باید مراقب کوچکترین اظهارنظر خود باشیم تا خدایناکرده سخن ما دستاویز صاحبان چنان افکاری شوم نشود. از قضا سخنان جناب رنانی بهسرعت مورد استقبال بخشی از همین بدخواهان ایرانستیز در فضای مجازی قرار گرفت:
🔸پیشنهاد ایشان برای از ایستایی و فروبستگی (بهزعم ایشان) درآمدن زبان فارسی خود حدیثی دیگر است که در اینجا مجالی برای پرداختن به خطرهای سهمگین آن نیست. نظر ایشان، مانند هر منتقدی دیگر تا زمانی که در حوزۀ تخصصیشان یا مسائل عمومی جامعه باشد درنگپذیر است، اما آنگاه که خارج از حوزۀ تخصصی خود اظهارنظر میکنند احتمال لغزش و خطای بسیار دارد. چنانکه در اظهارنظر پیشین دربارۀ پیشینۀ اصفهان و مردمانش هم، بیآنکه سررشتهای در دانش تاریخ داشته باشند، نوعی خودتخریبی مصداق ضربالمثل «برای دستمالی قیصریه را به آتشکشیدن» بود. اینها همه میتواند ناشی از توهم «جایگاه خود را فراتر از اندازۀ واقعی دیدن» و برخاسته از شهرتزدگی باشد. چه بزرگان گفتهاند: «الشهره آفه».
🔸واقعیت این است که حضور پررنگ در فضاهای رسانهای و دیدن توجهات بخشهایی از جامعه، چنانکه انسان مراقب خود نباشد، گاه او را دچار توهم «همهچیزدانی» و احساس مدارومحوربودن در همۀ امور میکند. بسیار باید خودساخته بود تا در برابر چنین آفتی خود را سالم نگاه داشت. ازاینرو، گاه شاید بهتر باشد انسان برای دور ماندن از چنین آفتی مدتی را از رسانه دل بر کند و خویشتن را خودخواسته از غوغای عام دور کند:
هر که داد او حسن خود را در مزاد
صد بلای بد سوی او رو نهاد
با احترام
مقصودعلی صادقی، معلم تاریخ در دانشگاه تربیت مدرس تهران، ۱۵ آذر ۱۴۰۳.
@mardomnameh
🔸نقد زبان آنچنانکه به آسیبشناسی منجر شود نهتنها بد نیست، بلکه اتفاقا کاری ضروری است. اما سخن ایشان نه نقد، که تخریب، بلکه جاهایی هجو است. درحالیکه ما مسئول تکتک کلماتی هستیم که بهکار میبریم و هرچه مخاطبانمان بیشتر باشد این مسئولیت سنگینتر خواهد بود. بهویژه آنجاکه بیان ما در پیوند با مسائل مرتبط با وحدت ملی است. چه مانند سراسر تاریخ ایرانزمین، بلکه بیشتر از هر زمانی دیگر امروزه زبان فارسی و همبستگی ملی ایرانیان به هم گره خورده است. این نکته را بدخواهان این ملت بهخوبی دریافتهاند. ازاینرو، سهمگین و زهرآگینترین حملاتشان به همین رکن استوار وحدت ملی است: بر ما بسی کمان ملامت کشیدهاند.
🔸پس در عرصهای چنین خطیر باید مراقب کوچکترین اظهارنظر خود باشیم تا خدایناکرده سخن ما دستاویز صاحبان چنان افکاری شوم نشود. از قضا سخنان جناب رنانی بهسرعت مورد استقبال بخشی از همین بدخواهان ایرانستیز در فضای مجازی قرار گرفت:
عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند
🔸پیشنهاد ایشان برای از ایستایی و فروبستگی (بهزعم ایشان) درآمدن زبان فارسی خود حدیثی دیگر است که در اینجا مجالی برای پرداختن به خطرهای سهمگین آن نیست. نظر ایشان، مانند هر منتقدی دیگر تا زمانی که در حوزۀ تخصصیشان یا مسائل عمومی جامعه باشد درنگپذیر است، اما آنگاه که خارج از حوزۀ تخصصی خود اظهارنظر میکنند احتمال لغزش و خطای بسیار دارد. چنانکه در اظهارنظر پیشین دربارۀ پیشینۀ اصفهان و مردمانش هم، بیآنکه سررشتهای در دانش تاریخ داشته باشند، نوعی خودتخریبی مصداق ضربالمثل «برای دستمالی قیصریه را به آتشکشیدن» بود. اینها همه میتواند ناشی از توهم «جایگاه خود را فراتر از اندازۀ واقعی دیدن» و برخاسته از شهرتزدگی باشد. چه بزرگان گفتهاند: «الشهره آفه».
🔸واقعیت این است که حضور پررنگ در فضاهای رسانهای و دیدن توجهات بخشهایی از جامعه، چنانکه انسان مراقب خود نباشد، گاه او را دچار توهم «همهچیزدانی» و احساس مدارومحوربودن در همۀ امور میکند. بسیار باید خودساخته بود تا در برابر چنین آفتی خود را سالم نگاه داشت. ازاینرو، گاه شاید بهتر باشد انسان برای دور ماندن از چنین آفتی مدتی را از رسانه دل بر کند و خویشتن را خودخواسته از غوغای عام دور کند:
هر که داد او حسن خود را در مزاد
صد بلای بد سوی او رو نهاد
با احترام
مقصودعلی صادقی، معلم تاریخ در دانشگاه تربیت مدرس تهران، ۱۵ آذر ۱۴۰۳.
@mardomnameh
👍17👎2
HCS_Volume 9_Issue 1_Pages 1-25 (1).pdf
211.6 KB
به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو
امین داودی، عضو موسسه علمی آتوسا، با بررسی اسناد تاریخی در مقالهای علمی-پژوهشی با عنوان «تاثیرِ فعالیتهایِ سیاسیِ دانشجویی بر روند استقلالِ دانشگاه در ایران» معتقد است که فعالیتِ سیاسیِ مخربِ دانشحویان در دهه بیست و سی شمسی عاملی مهم در تضعیف استقلال دانشگاه در ایران بود.
لازم به ذکر است که در ابتدای دهه ۲۰ شمسی دانشگاه در ایران ساختاری مستقل داشت اما به تدریج فعالیت مخرب دانشحویان تودهای در دانشگاه (بمبگذاری، چاقوکشی و...) زمینه را برای تغییر فضای سیاسی و علمی در فضای آکادمیک مهیا کرد.
آتوسا: نهاد ترویجی دانش تاریخی و اندیشه سیاسی در ایران
🆔 @atusa_sbu
امین داودی، عضو موسسه علمی آتوسا، با بررسی اسناد تاریخی در مقالهای علمی-پژوهشی با عنوان «تاثیرِ فعالیتهایِ سیاسیِ دانشجویی بر روند استقلالِ دانشگاه در ایران» معتقد است که فعالیتِ سیاسیِ مخربِ دانشحویان در دهه بیست و سی شمسی عاملی مهم در تضعیف استقلال دانشگاه در ایران بود.
لازم به ذکر است که در ابتدای دهه ۲۰ شمسی دانشگاه در ایران ساختاری مستقل داشت اما به تدریج فعالیت مخرب دانشحویان تودهای در دانشگاه (بمبگذاری، چاقوکشی و...) زمینه را برای تغییر فضای سیاسی و علمی در فضای آکادمیک مهیا کرد.
آتوسا: نهاد ترویجی دانش تاریخی و اندیشه سیاسی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👍15👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا زبان فارسی زبان رسمی ایران در دوره صفویه بود؟
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در این ویدیو در گفتگو با موسسه آتوسا و آسیانیوز ایران به این پرسش پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@atusa_sbu
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در این ویدیو در گفتگو با موسسه آتوسا و آسیانیوز ایران به این پرسش پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@atusa_sbu
👎58👍22
«نخستین مجوز حراج اموال تاریخی مجاز»
گزارش خانم سمیه حسنلو را در خبرگزاری ایسنا درباره «نخستین مجوز حراج اموال تاریخی مجاز در ایران» بخوانید. آثار این حراجی هماکنون در موزه فرش به نمایش گذاشته شده و قرار است اواخر ماه جاری (آذر ۱۴۰۳) در تهران، چکش زده شوند.
پیوند: isna.ir/xdSqSK
* چه دل بزرگ و خاطر جمعی دارد برگزارکننده که گفته است «درخواست مجوز را در مرداد ۱۴۰۳ ارائه کردیم که پس از گذراندن تمام مراحل قانونی و حقوقی... در نهایت، به این جمعبندی رسیدند که مجوز را برای مجموعه ما، که پروتکلهای وزارت میراث فرهنگی... را گذرانده و تأییدیهها را دریافت کرده است، صادر کنند»؛ یعنی، در آن حال و هوا که مجلس هنوز به وزرای دولت جدید رای اعتماد نداده بود به فکر درخواست مجوز بودند. نتیجه اینکه، «دستگاه میراث» در این ایام مثل ساعت کار میکرده است!/باستانپژوهی
@atusa_sbu
گزارش خانم سمیه حسنلو را در خبرگزاری ایسنا درباره «نخستین مجوز حراج اموال تاریخی مجاز در ایران» بخوانید. آثار این حراجی هماکنون در موزه فرش به نمایش گذاشته شده و قرار است اواخر ماه جاری (آذر ۱۴۰۳) در تهران، چکش زده شوند.
پیوند: isna.ir/xdSqSK
* چه دل بزرگ و خاطر جمعی دارد برگزارکننده که گفته است «درخواست مجوز را در مرداد ۱۴۰۳ ارائه کردیم که پس از گذراندن تمام مراحل قانونی و حقوقی... در نهایت، به این جمعبندی رسیدند که مجوز را برای مجموعه ما، که پروتکلهای وزارت میراث فرهنگی... را گذرانده و تأییدیهها را دریافت کرده است، صادر کنند»؛ یعنی، در آن حال و هوا که مجلس هنوز به وزرای دولت جدید رای اعتماد نداده بود به فکر درخواست مجوز بودند. نتیجه اینکه، «دستگاه میراث» در این ایام مثل ساعت کار میکرده است!/باستانپژوهی
@atusa_sbu
ایسنا
نخستین مجوز حراج اموال تاریخی مجاز در ایران صادر شد
کارگروه ملی تجارت اموال تاریخی و هنری منقول مجاز، نخستین مجوز «حراج اموال تاریخی و فرهنگی مجاز» را صادر کرد. آثار این حراجی هماکنون در موزه فرش به نمایش گذاشته شده و قرار است اواخر آذرماه در تهران، چکش زده شوند.
👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران یا پرس؟
شاردن صفوی در مورد «نام ایران» و معرفی ایران به فرانسویان چه گفته است؟
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس به این پرسش پاسخ میدهد.
آتوسا را به دوستان خود معرفی کنید.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@atusa_sbu
شاردن صفوی در مورد «نام ایران» و معرفی ایران به فرانسویان چه گفته است؟
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس به این پرسش پاسخ میدهد.
آتوسا را به دوستان خود معرفی کنید.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
@atusa_sbu
👎56👍20
Forwarded from پسینباستان _ بهرام روشنضمیر
کارگاه علمی تشریفات دینی آتش در کتاب مقدس و تلمود بابلی. پژوهشکده ادیان یکتاپرست فرانسه و مدرسه مطالعات عالی پاریس. ۱۱ دسامبر ۲۰۲۴
سخنرانان: جفری هرمان، میخاییل شنکار، دن شپیرا، بهرام روشنضمیر و دیگران.
سخنرانان: جفری هرمان، میخاییل شنکار، دن شپیرا، بهرام روشنضمیر و دیگران.
👍13
فعالان میراثفرهنگی برای جلوگیری از کوچکشدن حرائم و محدوده بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی دست به دامن رییس جمهوری شدند
جمعی از فعالان میراث فرهنگی در کارزاری از رییس جمهوری درخواست کردند برای جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران جلوی کوچکسازی حرائم و محدوده بافتهای تاریخی، بناها و محوطهها را بگیرد.
در متن این کارزار آمده است:
جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران
#نه_به_تخریب_میراث_فرهنگی_ایران
درخواست جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران
جناب آقای مسعود پزشکیان
رئیس محترم جمهور
با سلام و احترام؛
بیتردید میراث فرهنگی ایران، آیینه تمامنمای نبوغ و خلاقیت و صلحدوستی مردم این سرزمین است که در ادوار مختلف و در مواجهه با سهمگینترین حوادث روزگار، از یک سو قلب تپنده تمدن ما و از سوی دیگر بیانگر هنرپروری و تابآوری مردم این مرز و بوم بوده است.
شوربختانه در بزنگاه فعلی، این سرمایه بیمانند ایران، در معرض دستدرازی و تعرض منفعتطلبان و سودجویانی قرار گرفته که نه عرقی به این خاک و نام پاکش دارند و نه دغدغهای برای پاسداشت هویت کهن این سرزمین در سر میپرورانند.
متأسفانه بسیاری از این اتفاقات با سکوت وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به عنوان متولی قانونی میراث فرهنگی و طبیعی ایران، اتفاق میافتد. تعرض آشکار به بافتهای تاریخی کلانشهرهایی مانند شیراز، تهران، اصفهان، گرگان، اردبیل، تبریز، کاشان، باغ ۳۳ هکتاری رامسر مازندران، بافتهای تاریخی گیلان و بسیاری دیگر از شهرها و دستور تأسفبار وزیر میراث فرهنگی برای کوچک کردن حریم بافت تاریخی سبزوار و احتمالاً گرگان و نیز دستور عجیب استاندار اصفهان در واگذاری ابنیه تاریخی اصفهان، از جمله موارد این تراژدی تلخ هستند.
پرسش اصلی از جنابعالی و وزرای کابینه دولت چهاردهم این است که آیا اولویت شما عمل به وظایف حاکمیتی و قانونیتان است یا پاسخ دادن به مطالبات خارج از عرف و بر خلاف مصالح ملی کشور است؟ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای اخذ رأی اعتماد از نمایندگان مجلس، وعده کوچکسازی حریم بافتهای تاریخی ایران را داده؟ شوربختانه امروز مصرانه در همان مسیر حرکت میکند. این در شرایطی است که معاون میراث فرهنگی وزارت م.گ.ص نیز هیچ تخصص و پیشینه مرتبطی با این حوزه نداشته و فنیترین معاونت این وزارتخانه را با چالش روبهرو ساخته است.
وضعیت میراث طبیعی ایران نیز غمنامهای است که شرح آن بسیار مفصل میباشد و در وضعیت منفعلانه وزارتخانه مربوطه، تبدیل به عرصه تاخت و تاز بلاگرها، زمینخواران و سوداگران منابع طبیعی ایران شده است و در مقابل، ما شاهد تعقیب قضایی کنشگران واقعی میراث فرهنگی و طبیعی ایران هستیم.
ما امضا کنندگان این کارزار با هرگونه دخل و تصرف در حریم و عرصه بافتهای تاریخی و آثار طبیعی ایران و هرگونه اقدام حقیقی یا حقوقی برای تخریب میراث فرهنگی کشورمان مخالفیم؛ و بدینوسیله از شما خواستاریم که در راستای اصل ۱۲۷ قانون اساسی که تصمیمات فوق را در نهایت متوجه رئیسجمهور میداند و اصل ۱۳۶ قانون اساسی ایران که اختیار جابجایی مدیران اجرایی کشور را در اختیار شما قرار داده، عمل فرمایید و نسبت به وضعیت خطیر و نگرانکننده میراث فرهنگی و طبیعی ایران و ممانعت از تخریب آنها، دستورات لازم را صادر فرمایید.
در لینک زیر امضا کنید:👇👇👇👇👇
https://www.karzar.net/171627
جمعی از فعالان میراث فرهنگی در کارزاری از رییس جمهوری درخواست کردند برای جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران جلوی کوچکسازی حرائم و محدوده بافتهای تاریخی، بناها و محوطهها را بگیرد.
در متن این کارزار آمده است:
جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران
#نه_به_تخریب_میراث_فرهنگی_ایران
درخواست جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران
جناب آقای مسعود پزشکیان
رئیس محترم جمهور
با سلام و احترام؛
بیتردید میراث فرهنگی ایران، آیینه تمامنمای نبوغ و خلاقیت و صلحدوستی مردم این سرزمین است که در ادوار مختلف و در مواجهه با سهمگینترین حوادث روزگار، از یک سو قلب تپنده تمدن ما و از سوی دیگر بیانگر هنرپروری و تابآوری مردم این مرز و بوم بوده است.
شوربختانه در بزنگاه فعلی، این سرمایه بیمانند ایران، در معرض دستدرازی و تعرض منفعتطلبان و سودجویانی قرار گرفته که نه عرقی به این خاک و نام پاکش دارند و نه دغدغهای برای پاسداشت هویت کهن این سرزمین در سر میپرورانند.
متأسفانه بسیاری از این اتفاقات با سکوت وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به عنوان متولی قانونی میراث فرهنگی و طبیعی ایران، اتفاق میافتد. تعرض آشکار به بافتهای تاریخی کلانشهرهایی مانند شیراز، تهران، اصفهان، گرگان، اردبیل، تبریز، کاشان، باغ ۳۳ هکتاری رامسر مازندران، بافتهای تاریخی گیلان و بسیاری دیگر از شهرها و دستور تأسفبار وزیر میراث فرهنگی برای کوچک کردن حریم بافت تاریخی سبزوار و احتمالاً گرگان و نیز دستور عجیب استاندار اصفهان در واگذاری ابنیه تاریخی اصفهان، از جمله موارد این تراژدی تلخ هستند.
پرسش اصلی از جنابعالی و وزرای کابینه دولت چهاردهم این است که آیا اولویت شما عمل به وظایف حاکمیتی و قانونیتان است یا پاسخ دادن به مطالبات خارج از عرف و بر خلاف مصالح ملی کشور است؟ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای اخذ رأی اعتماد از نمایندگان مجلس، وعده کوچکسازی حریم بافتهای تاریخی ایران را داده؟ شوربختانه امروز مصرانه در همان مسیر حرکت میکند. این در شرایطی است که معاون میراث فرهنگی وزارت م.گ.ص نیز هیچ تخصص و پیشینه مرتبطی با این حوزه نداشته و فنیترین معاونت این وزارتخانه را با چالش روبهرو ساخته است.
وضعیت میراث طبیعی ایران نیز غمنامهای است که شرح آن بسیار مفصل میباشد و در وضعیت منفعلانه وزارتخانه مربوطه، تبدیل به عرصه تاخت و تاز بلاگرها، زمینخواران و سوداگران منابع طبیعی ایران شده است و در مقابل، ما شاهد تعقیب قضایی کنشگران واقعی میراث فرهنگی و طبیعی ایران هستیم.
ما امضا کنندگان این کارزار با هرگونه دخل و تصرف در حریم و عرصه بافتهای تاریخی و آثار طبیعی ایران و هرگونه اقدام حقیقی یا حقوقی برای تخریب میراث فرهنگی کشورمان مخالفیم؛ و بدینوسیله از شما خواستاریم که در راستای اصل ۱۲۷ قانون اساسی که تصمیمات فوق را در نهایت متوجه رئیسجمهور میداند و اصل ۱۳۶ قانون اساسی ایران که اختیار جابجایی مدیران اجرایی کشور را در اختیار شما قرار داده، عمل فرمایید و نسبت به وضعیت خطیر و نگرانکننده میراث فرهنگی و طبیعی ایران و ممانعت از تخریب آنها، دستورات لازم را صادر فرمایید.
در لینک زیر امضا کنید:👇👇👇👇👇
https://www.karzar.net/171627
www.karzar.net
امضا کنید: کارزار درخواست جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران
ما امضا کنندگان این کارزار با هرگونه دخل و تصرف در حریم و عرصه بافتهای تاریخی و آثار طبیعی ایران و هرگونه اقدام حقیقی یا حقوقی برای تخریب میراث فرهنگی کشورمان مخالفیم
👍9
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
فعالان میراثفرهنگی برای جلوگیری از کوچکشدن حرائم و محدوده بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی دست به دامن رییس جمهوری شدند جمعی از فعالان میراث فرهنگی در کارزاری از رییس جمهوری درخواست کردند برای جلوگیری از تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران جلوی کوچکسازی…
علاقهمند به ایران و میراث فرهنگی ایران حتما این نامه را امضا کنند.
متاسفانه وزارت نامیراث و نافرهنگ در پی نابودی میراث تاریخی و تمدنی ایران کهن است.
ما شهروندان ایرانی در این شرایط حساس و تاریخی میبایست هوشیار باشیم و مراقب میراث فرهنگی ایران باشیم. بیتفاوتی نسبت به میراث فرهنگی و محیط زیست یعنی مرگ ایران...
@atusa_sbu
متاسفانه وزارت نامیراث و نافرهنگ در پی نابودی میراث تاریخی و تمدنی ایران کهن است.
ما شهروندان ایرانی در این شرایط حساس و تاریخی میبایست هوشیار باشیم و مراقب میراث فرهنگی ایران باشیم. بیتفاوتی نسبت به میراث فرهنگی و محیط زیست یعنی مرگ ایران...
@atusa_sbu
👍13👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صائب تبریزی در دوره صفویه دوری از وطن را چگونه روایت کرده است؟
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در گفتگو با آسیانیوز ایران و موسسه آتوسا پاسخ میدهد.
آتوسا:نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در گفتگو با آسیانیوز ایران و موسسه آتوسا پاسخ میدهد.
آتوسا:نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👎56👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جشنِ ۲۱ آذر - روز ملّی نجاتِ آذربایجان - در تلویزیون ملّی ایران در سال ۱۳۵۵ خورشیدی/ایراندل
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
موسسه آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
موسسه آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
👍32👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم چه درک و فهمی از «نام ایران» در دوره صفویه داشتند؟
«شاهنشاه ایران» «ممالک ایران» «دیار ایران» «مردم ایران»
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با موسسه آتوسا و آسیانیوز ایران پاسخ میدهد.
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
«شاهنشاه ایران» «ممالک ایران» «دیار ایران» «مردم ایران»
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با موسسه آتوسا و آسیانیوز ایران پاسخ میدهد.
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
👎43👍22
برتولوت برشت شعری دارد با این مضمون که، "من در جنگلهای سیاه به دنیا آمدهام و سردی این جنگلهای سیاه تا پایان عمرم در جان من همچنان خواهد ماند". من هم در شبی متولد شدم در تبریز سردی که شوروی آذربایجان را تجزیه کرده بود و این خاطره همچنان موضوعی در افق دید من هست و کوشش میکنم آن را در خودم زنده نگهدارم(جواد طباطبایی، موسسه بهاران، حاشیه درسگفتار ایده آلیسم آلمانی،۲۳ آذر ۱۳۹۵).
۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایران، سید جواد طباطبایی، گرامی باد.
طرح از: Aramis_Artwork
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🔸@atusa_sbu
۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایران، سید جواد طباطبایی، گرامی باد.
طرح از: Aramis_Artwork
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🔸@atusa_sbu
👍29👎3
عکس: نوشتاری از خانم پروانه پورشریعتی.
____
اصطلاح خاورمیانه امپریالیستی است. اما هم مفهوم دارد و هم کار میکند. اما اصطلاح آسیای غربی و کلا آسیا نه مفهوم دارد و نه کار میکند. دانشجویان تاریخ (و لابد خانم پورشریعتی) میدانند که آسیا هم خودش یک درک یونانی از بخش شرقی جهان بود، همچون اروپا و آفریقا و آنان درکی واقعی از آنها نداشتند. اروپای فرهنگی هزار سال پیش با مسیحیت تشکیل شد و آفریقا در قرن بیستم پس از استقلال. اما آسیا هنوز هم به لحاظ فرهنگی وجود ندارد که در مطالعات علوم انسانی از اصطلاح آسیای غربی بهره بگیریم. و اصلا کاربردش چیست؟ خانم پورشریعتی از بهرهگیری ما از خاورمیانه تعجب میکند و ما از خانم پورشریعتی که چطور میخواهد تاریخ یهودیان در آسیای غربی بنویسد؟ یهودیان بدون مصر و شمال آفریقا؟ جلالخالق والمخلوق!/ بهرام روشنضمیر
🆔 @atusa_sbu
____
اصطلاح خاورمیانه امپریالیستی است. اما هم مفهوم دارد و هم کار میکند. اما اصطلاح آسیای غربی و کلا آسیا نه مفهوم دارد و نه کار میکند. دانشجویان تاریخ (و لابد خانم پورشریعتی) میدانند که آسیا هم خودش یک درک یونانی از بخش شرقی جهان بود، همچون اروپا و آفریقا و آنان درکی واقعی از آنها نداشتند. اروپای فرهنگی هزار سال پیش با مسیحیت تشکیل شد و آفریقا در قرن بیستم پس از استقلال. اما آسیا هنوز هم به لحاظ فرهنگی وجود ندارد که در مطالعات علوم انسانی از اصطلاح آسیای غربی بهره بگیریم. و اصلا کاربردش چیست؟ خانم پورشریعتی از بهرهگیری ما از خاورمیانه تعجب میکند و ما از خانم پورشریعتی که چطور میخواهد تاریخ یهودیان در آسیای غربی بنویسد؟ یهودیان بدون مصر و شمال آفریقا؟ جلالخالق والمخلوق!/ بهرام روشنضمیر
🆔 @atusa_sbu
👍11👎1
✅ «مردمِ، پُشت به فرهنگستان»
🩸 بهقلم مسعود هوشیار
♦️ مسخره کردن واژههای فرهنگستان دو علت دارد: ۱. یا از سر ناآگاهی است؛ ۲. یا ازروی کینۀ سیاسی داشتن به ساختار قدرت است.
تابهامروز سه فرهنگستان داشتهایم: فرهنگستان اول، زمان رضاشاه؛ فرهنگستان دوم، زمان محمدرضاشاه؛ فرهنگستان سوم، زمان جمهوری اسلامی.
♦️ ولی همیشه و از همان زمان پایهگذاری فرهنگستان اول، در دورۀ رضاشاه تا به امروز، واژهگزینی این سازمان را مردم و حتی بعضی روشنفکران دست انداختهاند؛ برای نمونه صادق هدایت، واژههای برساختۀ فرهنگستان را در مقالۀ «فرهنگ فرهنگستان» باد طنز گرفته است؛ ازجمله «انگل» (بهجای طفیلی) و «باشگاه» (بهجای کلوب) و «پایاننامه» (بهجای تِز) و «پزشک» (بهجای طبیب) را با چوب تمسخر کُتک میزند.
♦️ هدایت اگر امروز بود، شرمسار میشد از این مقاله و بیشک متنی عذرخواهانه مینوشت! چون ما الان داریم میبینیم که این برساختهها چهارزانو نشستهاند در زبان فارسی. این کلمههای برساخته آنگونه جا افتادهاند که اکنون بیشتر مردم نمیدانند این واژهها عمری هفتادهشتادساله دارند!
♦️ بخش دیگری از برساختههای فرهنگستان که آرامآرام جاافتادهاند ازاینقرارند: شهرداری (بلدیه)، دادگستری (عدالتخانه، محکمه)، دماسنج (بهجای میزانالحرارة)، هواپیما (Airplane)، یخچال (Refrigerator) و صدها واژۀ دیگر.
♦️ علت مخالف با لغتهای ساختۀ فرهنگستان، خُوکردگی به واژههای وِردِ زبان است. وقتی کلمهای در کَلۀ مردم جا خوش کرد، بیرون کردنش کار حضرت فیل است؛ زیرا مردم به عادتزدایی تن نمیدهند و در برابر جایگزینها میایستند؛ زیرا خو کردهاند و به سخن نصرالله منشی در کلیلهودمنه: «خوکردگی بدتر از عاشقی است!»
♦️ ولی ماجرای فرهنگستان سوم که پس از ۱۳۵۷ش راه افتاد، داستان دیگری هم دارد. سالهاست که مردم در برابر نهادهای قدرت، چَموشاند؛ بنابراین ازسَر لجبازی توی دهنِ واژههای تازۀ فرهنگستان میزنند و آن واژه را دست میاندازند؛ حتی بعضیها بهعمد، تن به کاربردِ واژههای فرهنگستان نمیدهند.
♦️ ولی ازقضا همین فرهنگستان کلمههایی پیشنهاد داده که سالهاست دارند از این دهان به دهانی دیگر میروند و زبانبهزبان میچرخند؛ مانند «داده» (data)، نرمافزار (Software)، سختافزار (Hardware)، روانشناسی (Psychology)، فرایند (Process)، پژوهش (Research)، «یارانه» (Subsidy)، «پایانه» (Terminal)، «سبد کالا» (Basket of goods)، «بازی جوانمردانه» (fair play)، «قهرمانی» (championship)، «پرورش اندام» (bodybuilding)، «شیرجه» (dive)، «نشانآور» (medalist)، «کرجیرانی» (rowing)، «شهرآورد» (derby)، »گُلپاک و مُهروموم» (clean sheet) و صدها واژۀ دیگر! ازاینمیان «گلپاک» و «مهروموم» و یکیدوتای دیگر هنوز دارند جای خودشان را باز میکنند.
♦️ بله. لغتهای بالا ساختۀ همین فرهنگستان است که «گرایه» را بهجای «ترند Trend» و «موجپز» را بهجای «ماکروویو Microwave» برگزیده است!
♦️ پس این فرایند، طبیعی است: واژهای که تازه میآید، برای ما ناآشناست و زمان میبرد تا جای خودش را در ذهن و دلمان باز کند؛ بنابراین مردم دستش میاندازند و سربهسرش میگذارند تا جا بیفتد و اتفاقاً هرچه بیشتر چوب لای چرخش بگذارند، زودتر از ناآشناییاش میکاهند و جا میاندازندش. یادتان بیاید به واژۀ «پیامک» (Message) که چقدر مردم به آن خندیدند؛ ولی حالا نهفقط خندهدار نیست؛ بلکه بخشی از واژههای زبان فارسی است!
مسعود هوشیار
جمعه ۲۳آذر۱۴۰۳
شیراز
🆔 @atusa_sbu
🩸 بهقلم مسعود هوشیار
♦️ مسخره کردن واژههای فرهنگستان دو علت دارد: ۱. یا از سر ناآگاهی است؛ ۲. یا ازروی کینۀ سیاسی داشتن به ساختار قدرت است.
تابهامروز سه فرهنگستان داشتهایم: فرهنگستان اول، زمان رضاشاه؛ فرهنگستان دوم، زمان محمدرضاشاه؛ فرهنگستان سوم، زمان جمهوری اسلامی.
♦️ ولی همیشه و از همان زمان پایهگذاری فرهنگستان اول، در دورۀ رضاشاه تا به امروز، واژهگزینی این سازمان را مردم و حتی بعضی روشنفکران دست انداختهاند؛ برای نمونه صادق هدایت، واژههای برساختۀ فرهنگستان را در مقالۀ «فرهنگ فرهنگستان» باد طنز گرفته است؛ ازجمله «انگل» (بهجای طفیلی) و «باشگاه» (بهجای کلوب) و «پایاننامه» (بهجای تِز) و «پزشک» (بهجای طبیب) را با چوب تمسخر کُتک میزند.
♦️ هدایت اگر امروز بود، شرمسار میشد از این مقاله و بیشک متنی عذرخواهانه مینوشت! چون ما الان داریم میبینیم که این برساختهها چهارزانو نشستهاند در زبان فارسی. این کلمههای برساخته آنگونه جا افتادهاند که اکنون بیشتر مردم نمیدانند این واژهها عمری هفتادهشتادساله دارند!
♦️ بخش دیگری از برساختههای فرهنگستان که آرامآرام جاافتادهاند ازاینقرارند: شهرداری (بلدیه)، دادگستری (عدالتخانه، محکمه)، دماسنج (بهجای میزانالحرارة)، هواپیما (Airplane)، یخچال (Refrigerator) و صدها واژۀ دیگر.
♦️ علت مخالف با لغتهای ساختۀ فرهنگستان، خُوکردگی به واژههای وِردِ زبان است. وقتی کلمهای در کَلۀ مردم جا خوش کرد، بیرون کردنش کار حضرت فیل است؛ زیرا مردم به عادتزدایی تن نمیدهند و در برابر جایگزینها میایستند؛ زیرا خو کردهاند و به سخن نصرالله منشی در کلیلهودمنه: «خوکردگی بدتر از عاشقی است!»
♦️ ولی ماجرای فرهنگستان سوم که پس از ۱۳۵۷ش راه افتاد، داستان دیگری هم دارد. سالهاست که مردم در برابر نهادهای قدرت، چَموشاند؛ بنابراین ازسَر لجبازی توی دهنِ واژههای تازۀ فرهنگستان میزنند و آن واژه را دست میاندازند؛ حتی بعضیها بهعمد، تن به کاربردِ واژههای فرهنگستان نمیدهند.
♦️ ولی ازقضا همین فرهنگستان کلمههایی پیشنهاد داده که سالهاست دارند از این دهان به دهانی دیگر میروند و زبانبهزبان میچرخند؛ مانند «داده» (data)، نرمافزار (Software)، سختافزار (Hardware)، روانشناسی (Psychology)، فرایند (Process)، پژوهش (Research)، «یارانه» (Subsidy)، «پایانه» (Terminal)، «سبد کالا» (Basket of goods)، «بازی جوانمردانه» (fair play)، «قهرمانی» (championship)، «پرورش اندام» (bodybuilding)، «شیرجه» (dive)، «نشانآور» (medalist)، «کرجیرانی» (rowing)، «شهرآورد» (derby)، »گُلپاک و مُهروموم» (clean sheet) و صدها واژۀ دیگر! ازاینمیان «گلپاک» و «مهروموم» و یکیدوتای دیگر هنوز دارند جای خودشان را باز میکنند.
♦️ بله. لغتهای بالا ساختۀ همین فرهنگستان است که «گرایه» را بهجای «ترند Trend» و «موجپز» را بهجای «ماکروویو Microwave» برگزیده است!
♦️ پس این فرایند، طبیعی است: واژهای که تازه میآید، برای ما ناآشناست و زمان میبرد تا جای خودش را در ذهن و دلمان باز کند؛ بنابراین مردم دستش میاندازند و سربهسرش میگذارند تا جا بیفتد و اتفاقاً هرچه بیشتر چوب لای چرخش بگذارند، زودتر از ناآشناییاش میکاهند و جا میاندازندش. یادتان بیاید به واژۀ «پیامک» (Message) که چقدر مردم به آن خندیدند؛ ولی حالا نهفقط خندهدار نیست؛ بلکه بخشی از واژههای زبان فارسی است!
مسعود هوشیار
جمعه ۲۳آذر۱۴۰۳
شیراز
🆔 @atusa_sbu
👍44👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاه طهماسب و شاه عباس صفوی چه درکی از «مفهوم ایران» داشتند؟
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس به این پرسش پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید.
🆔 @atusa_sbu
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس به این پرسش پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید.
🆔 @atusa_sbu
👎71👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک نفر به عنوان شاهنامهخوان در هیات سفارت و دیپلماسی ایران در دوره صفویه وجود داشت. ماموریت وی چه چیزی بود؟ فلسفه قرار گرفتن یک شاهنامهخوان در هیات دیپلماسی ایران در دوره صفویه چیست؟
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید.
🆔 @atusa_sbu
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید.
🆔 @atusa_sbu
👎46👍22
موسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران برگزار میکند:
سلسله نشستهای ایران کجاست
«ایده ایران»
استاد ابراهیم پورداوود: از مشروطهخواهی تا ترجمه اوستا
گفتوگو با دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور: استاد زبان و فرهنگ باستانی دانشگاه شهید بهشتی
به زودی از شبکه اینترنتی روزنامه آسیا و شبکههای اجتماعی آتوسا
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
سلسله نشستهای ایران کجاست
«ایده ایران»
استاد ابراهیم پورداوود: از مشروطهخواهی تا ترجمه اوستا
گفتوگو با دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور: استاد زبان و فرهنگ باستانی دانشگاه شهید بهشتی
به زودی از شبکه اینترنتی روزنامه آسیا و شبکههای اجتماعی آتوسا
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
👍19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابراهیم پورداود: از مشروطهخواهی تا ترجمه اوستا
#تیزر_معرفی
🔸گفتگو با ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی در مورد استاد ابراهیم پورداود
🔸 ایران در عصر مشروطه و پهلوی شاهد حضور شخصیتهای ایرانساز زیادی در حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و علمی بوده است که به نوعی بنیانهای ایران مدرن را ایجاد کردند. یکی از این شخصیتها "استاد ابراهیم پورداود" است که نقش مهمی در شکلگیری مطالعات زبانهای باستانی و مطالعات ایرانشناسی در ایران ایفا کرده است. او اولین مترجم ایرانی اوستا محسوب میشود و پژوهشهای وی در زمینه اوستا و زبانهای باستانی شهرتی ملی و جهانی برای او به ارمغان آورده است. در همین راستا، در سلسله نشستهای «ایران کجاست»، برگزار شده توسط مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران، گفتوگویی با دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی، داشتیم.
آسیانیوز ایران
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
#تیزر_معرفی
🔸گفتگو با ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی در مورد استاد ابراهیم پورداود
🔸 ایران در عصر مشروطه و پهلوی شاهد حضور شخصیتهای ایرانساز زیادی در حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و علمی بوده است که به نوعی بنیانهای ایران مدرن را ایجاد کردند. یکی از این شخصیتها "استاد ابراهیم پورداود" است که نقش مهمی در شکلگیری مطالعات زبانهای باستانی و مطالعات ایرانشناسی در ایران ایفا کرده است. او اولین مترجم ایرانی اوستا محسوب میشود و پژوهشهای وی در زمینه اوستا و زبانهای باستانی شهرتی ملی و جهانی برای او به ارمغان آورده است. در همین راستا، در سلسله نشستهای «ایران کجاست»، برگزار شده توسط مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران، گفتوگویی با دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی، داشتیم.
آسیانیوز ایران
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
👍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«نام ایران» و «ایده ایران» نزد مورخان دوره صفویه چگونه مطرح شده است؟
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
موسسه آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
دکتر صادقی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس پاسخ میدهد.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
موسسه آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
👎111👍21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابراهیم پورداود:
از مشروطهخواهی تا ترجمه اوستا
#نسخه_کامل
🔸گفتگو با ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی در مورد استاد ابراهیم پورداود
🔸 ایران در عصر مشروطه و پهلوی شاهد حضور شخصیتهای ایرانساز زیادی در حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و علمی بوده است که به نوعی بنیانهای ایران مدرن را ایجاد کردند. یکی از این شخصیتها "استاد ابراهیم پورداود" است که نقش مهمی در شکلگیری مطالعات زبانهای باستانی و مطالعات ایرانشناسی در ایران ایفا کرده است. او اولین مترجم ایرانی اوستا محسوب میشود و پژوهشهای وی در زمینه اوستا و زبانهای باستانی شهرتی ملی و جهانی برای او به ارمغان آورده است.
در همین راستا، در سلسله نشستهای «ایران کجاست»، برگزار شده توسط مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران، گفتوگویی با دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی، داشتیم.
آسیانیوز ایران
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
از مشروطهخواهی تا ترجمه اوستا
#نسخه_کامل
🔸گفتگو با ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی در مورد استاد ابراهیم پورداود
🔸 ایران در عصر مشروطه و پهلوی شاهد حضور شخصیتهای ایرانساز زیادی در حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و علمی بوده است که به نوعی بنیانهای ایران مدرن را ایجاد کردند. یکی از این شخصیتها "استاد ابراهیم پورداود" است که نقش مهمی در شکلگیری مطالعات زبانهای باستانی و مطالعات ایرانشناسی در ایران ایفا کرده است. او اولین مترجم ایرانی اوستا محسوب میشود و پژوهشهای وی در زمینه اوستا و زبانهای باستانی شهرتی ملی و جهانی برای او به ارمغان آورده است.
در همین راستا، در سلسله نشستهای «ایران کجاست»، برگزار شده توسط مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران، گفتوگویی با دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور، استاد زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی، داشتیم.
آسیانیوز ایران
موسسه علمی و تاریخی آتوسا
با مشارکت موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu
👍17