اینجا چهرههایی به ظاهر خوب بسیار است ولی کو آنی که دل و زبانش یکی باشد؟
😕
😕
👍3
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
🙂
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
🙂
❤3🔥1
کاش همه اینها فقط یک خواب باشد.
از آن خوابهای که وقتی بیدار میشویم چیزی از آن خواب به خاطر نداریم.
ای کاش!
#آرزو_احمدی
از آن خوابهای که وقتی بیدار میشویم چیزی از آن خواب به خاطر نداریم.
ای کاش!
#آرزو_احمدی
💔3
Forwarded from سطر های بیقرار🖌🕊
👏3
آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
آن جوانی که رهایش کرده بودی پیر شد
آفتاب انتظارت آنقدَر تابید که
پهنه ی دریای عشقم عاقبت تبخیر شد
من همانم که پر از شور رسیدن بود؟ نه
از تمام زندگی چشم و دل من سیر شد
شور و شوق زندگی بعد از تو افتاد از سرم
روزهای جمعه نه, هر روز من دلگیر شد
بد شدی با من, منم با کل دنیا بد شدم
بد شدن بعد از تو راحت, مسری و واگیر شد
گریه می کردم نشد جوری که باید خوب دید
چهره ای تار و پریشان آخرین تصویر شد
دورهایت را زدی و بعد از آن برگشته ای؟
جا ندارد قلب من, با بی کسی تسخیر شد
با ببخشید و غلط کردم چه جبران می شود؟
عمر من رفت و غرورم له شد و تحقیر شد
خارج از وقتش که باشد عشق هم بی ارزش است
نوش دارویی که آوردی تو بی تاثیر شد
حرف آخر... جانِ دل برگشتنت بی فایده ست
آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
آن جوانی که رهایش کرده بودی پیر شد
آفتاب انتظارت آنقدَر تابید که
پهنه ی دریای عشقم عاقبت تبخیر شد
من همانم که پر از شور رسیدن بود؟ نه
از تمام زندگی چشم و دل من سیر شد
شور و شوق زندگی بعد از تو افتاد از سرم
روزهای جمعه نه, هر روز من دلگیر شد
بد شدی با من, منم با کل دنیا بد شدم
بد شدن بعد از تو راحت, مسری و واگیر شد
گریه می کردم نشد جوری که باید خوب دید
چهره ای تار و پریشان آخرین تصویر شد
دورهایت را زدی و بعد از آن برگشته ای؟
جا ندارد قلب من, با بی کسی تسخیر شد
با ببخشید و غلط کردم چه جبران می شود؟
عمر من رفت و غرورم له شد و تحقیر شد
خارج از وقتش که باشد عشق هم بی ارزش است
نوش دارویی که آوردی تو بی تاثیر شد
حرف آخر... جانِ دل برگشتنت بی فایده ست
آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
👏3
Forwarded from سطر های بیقرار🖌🕊
و زندگی دوباره در تو جریان پیدا میکند...
نه وقتی که همهچیز بر وفق مراد است، بلکه درست از همان لحظهای که تصمیم میگیری گذشته را—با تمام خاطرات تلخ و شیرینش—رها کنی. نه اینکه فراموشش کنی، بلکه بپذیریاش، بگذاری سر جایش، و سبکتر قدم برداری به سمت حال و آیندهات.
شکرگزار باش، برای لحظاتی که لبخند بر لبانت نشاندند، برای روزهایی که گرچه کوتاه بودند اما در دلات روشن ماندهاند. برای آدمهایی که روزی کنار تو بودند، همراهت، و حالا شاید فقط در خاطرههایت زندگی میکنند. آنهایی که با بودنشان، فصلهایی از کتاب زندگیت را پر از عشق و معنا کردند.
و حتی برای آنهایی که باعث رنجت شدند، قدر بدان. نه از روی ضعف، بلکه از درک. چون اگر تلخی نبود، شیرینی اینچنین نمیچسبید. اگر سختی را تجربه نمیکردی، حالا نمیتوانستی به روشنیِ آرامش و خوشی برسی. آنها درسهایی بودند، گاهی سخت، اما ضروری.
زندگی همین است؛ پر از آمدنها و رفتنها، خندیدنها و گریهها. اما تو هر بار میتوانی انتخاب کنی: بایستی در گذشته یا قدم برداری به سوی فردایی که هنوز نرسیده، اما میتواند روشنتر باشد.
و این آغازِ دوبارهی توست.
#آرزو_احمدی
نه وقتی که همهچیز بر وفق مراد است، بلکه درست از همان لحظهای که تصمیم میگیری گذشته را—با تمام خاطرات تلخ و شیرینش—رها کنی. نه اینکه فراموشش کنی، بلکه بپذیریاش، بگذاری سر جایش، و سبکتر قدم برداری به سمت حال و آیندهات.
شکرگزار باش، برای لحظاتی که لبخند بر لبانت نشاندند، برای روزهایی که گرچه کوتاه بودند اما در دلات روشن ماندهاند. برای آدمهایی که روزی کنار تو بودند، همراهت، و حالا شاید فقط در خاطرههایت زندگی میکنند. آنهایی که با بودنشان، فصلهایی از کتاب زندگیت را پر از عشق و معنا کردند.
و حتی برای آنهایی که باعث رنجت شدند، قدر بدان. نه از روی ضعف، بلکه از درک. چون اگر تلخی نبود، شیرینی اینچنین نمیچسبید. اگر سختی را تجربه نمیکردی، حالا نمیتوانستی به روشنیِ آرامش و خوشی برسی. آنها درسهایی بودند، گاهی سخت، اما ضروری.
زندگی همین است؛ پر از آمدنها و رفتنها، خندیدنها و گریهها. اما تو هر بار میتوانی انتخاب کنی: بایستی در گذشته یا قدم برداری به سوی فردایی که هنوز نرسیده، اما میتواند روشنتر باشد.
و این آغازِ دوبارهی توست.
#آرزو_احمدی
👍1
✨🌈شهر شعر📖🖊🌈✨
Voice message
گیرم سواد خط و نوشتن نداشتی
چیزی بهنام عاطفه اصلن نداشتی
یک قریه را بهخاطر تو دوست داشتم
قدر مرا برابر سوزن نداشتی
آتش فشان و زلزله و رعد و برق را
ای کاش! چشم وحشی یک زن نداشتی
دنبال رد پای جنون مرا بگیر
وقتی که ترس لکهی دامن نداشتی
باید که اعتراف کنی رستمی گُل...
معشوقهیی به خوبی "سوسن" نداشتی.
محمد ظریف رستمی
🎙: آرزو_احمدی
چیزی بهنام عاطفه اصلن نداشتی
یک قریه را بهخاطر تو دوست داشتم
قدر مرا برابر سوزن نداشتی
آتش فشان و زلزله و رعد و برق را
ای کاش! چشم وحشی یک زن نداشتی
دنبال رد پای جنون مرا بگیر
وقتی که ترس لکهی دامن نداشتی
باید که اعتراف کنی رستمی گُل...
معشوقهیی به خوبی "سوسن" نداشتی.
محمد ظریف رستمی
🎙: آرزو_احمدی
❤5
اگر در دنیا یک چیز باشد که بتواند عشق مرا در یک لحظه نیست و نابود کند آن چیز ناسپاسیست
و این یعنی قدرشناسی یک خصوصیت نیک آدمهایِ پخته، جهان دیده و رنج کشیده است...
☝🏻🤍
و این یعنی قدرشناسی یک خصوصیت نیک آدمهایِ پخته، جهان دیده و رنج کشیده است...
☝🏻🤍
❤3
فرض کن....
فرض کن آتش به فرمانِ پرِ پروانه باشد
پاسبانها مِیفروش و پادگان میخانه باشد
فرض کن از آهِ ما آتش به ریشِ ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد، قصرِ او ویرانه باشد
روزگاری آرمانی را تصور کن که در آن
عهدها محکم بماند، قولها مردانه باشد...
🔥🤍
فرض کن آتش به فرمانِ پرِ پروانه باشد
پاسبانها مِیفروش و پادگان میخانه باشد
فرض کن از آهِ ما آتش به ریشِ ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد، قصرِ او ویرانه باشد
روزگاری آرمانی را تصور کن که در آن
عهدها محکم بماند، قولها مردانه باشد...
🔥🤍
❤3
آرام باش عزیز من ، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب ،
برق و بوی نمک ، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو میرویم
چشمهای مان را میبندیم
همه جا تاریکی است
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب را می بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری
طالع می شود
#شمس_لنگرودی
🌻
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب ،
برق و بوی نمک ، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو میرویم
چشمهای مان را میبندیم
همه جا تاریکی است
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب را می بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری
طالع می شود
#شمس_لنگرودی
🌻
❤2👍2
پايانى براى قصهها نيست
خستهام از جنس قلابى آدمها...
دار میزنم خاطرات كسى را كه مرا آزرده
حالم خوب است
اما، گذشتهام درد میكند...
- حسین پناهی!
خستهام از جنس قلابى آدمها...
دار میزنم خاطرات كسى را كه مرا آزرده
حالم خوب است
اما، گذشتهام درد میكند...
- حسین پناهی!
👍3❤1
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟
تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کن
ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟
مرِدم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟
مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!
در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟
خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانهی مردانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟
تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کن
ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟
مرِدم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟
مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!
در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟
خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانهی مردانه میخواهی چه کار؟
❤5