فرم تکتونیک در سنت مدرن
قسمت ششم: موزه هنرهای معاصر ریو – MAM-Rio
نویسنده: آیدا کیا
در میانهی قرن بیستم، و همزمان با رشد پروژههای فرهنگی در آمریکای لاتین، ریو دو ژانیرو شاهد خلق یکی از شاخصترین بیانهای تکتونیکی مدرنیسم شد: موزه هنرهای معاصر ریو (MAM-Rio). ساختمانی که در دهه ۱۹۵۰، در دل پارک فلامنگو و بر ساحل اقیانوس اطلس، پیوندی نو میان زبان سازهای مدرنیته و تجربهی اقلیمی و فرهنگی محلی برقرار کرد.
طراحی این پروژه بر عهدهی آفرانسیو ادواردو ریدی (Affonso Eduardo Reidy) بود، اما نقش کارمن پورتینیو (Carmen Portinho) در هدایت فنی و مدیریت اجرایی، از قالببندی بتن تا جزئیات سازه، نقشی محوری و تعیینکننده بود.
قلب مجموعه، بلوک نمایشگاه مستطیلی و معلقی است که بدون ستون میانی، میان زمین و آسمان شناور مینماید. این حجم، ترکیبی از عملکرد و بیان تکتونیک است؛ جایی که نیروها، فرم را تعریف میکنند. قابهای بتنی اصلی، علاوه بر پشتیبانی سازهای، ریتم فضایی و هویت بصری بنا را شکل میدهند و بیان سازه را به سطحی آشکار میآورند.
بتن اکسپوز، با رگههای قالب چوبی و جزئیات اجرایی دقیق، به مصالحی زنده و گویا بدل شده است. نور طبیعی، از دیوارههای طولی با شیدرهای متحرک، فضا را نرم و یکنواخت روشن میکند و تجربهی بازدید را بخشی از معماری میسازد.
فضاهای جانبی مانند مدرسه هنر، تئاتر و رستوران در پیوند آزاد با پارک و دریا قرار دارند، و تراسها و پلکانهای باز، مرز میان داخل و بیرون را محو میکنند. اینجا، موزه نهتنها محل نمایش آثار، بلکه خود به نمایش گذاشته میشود.
فرامپتون درباره اثر مینویسد:
"ریدی بهجای ساخت ظرفی خنثی برای آثار، نظمی تکتونیکی را بیان کرد که از فرایند ساخت بنا برمیخیزد. بلوک نمایشگاه میان دو ردیف ستون های بتنی عظیم معلق است که با وضوحی آموزشی، نظام سازهای را برملا میکنند. بتن نمایان، با رد قالبهای چوبی، فرآیند ساخت را به بیانی زیباشناختی بدل میسازد. این بنا نمونهای الگویی از بیان تکتونیک در مدرنیسم آمریکای لاتین است؛ مقاومتی در برابر بیهویتی سبک بین المللی"
قسمت ششم: موزه هنرهای معاصر ریو – MAM-Rio
نویسنده: آیدا کیا
در میانهی قرن بیستم، و همزمان با رشد پروژههای فرهنگی در آمریکای لاتین، ریو دو ژانیرو شاهد خلق یکی از شاخصترین بیانهای تکتونیکی مدرنیسم شد: موزه هنرهای معاصر ریو (MAM-Rio). ساختمانی که در دهه ۱۹۵۰، در دل پارک فلامنگو و بر ساحل اقیانوس اطلس، پیوندی نو میان زبان سازهای مدرنیته و تجربهی اقلیمی و فرهنگی محلی برقرار کرد.
طراحی این پروژه بر عهدهی آفرانسیو ادواردو ریدی (Affonso Eduardo Reidy) بود، اما نقش کارمن پورتینیو (Carmen Portinho) در هدایت فنی و مدیریت اجرایی، از قالببندی بتن تا جزئیات سازه، نقشی محوری و تعیینکننده بود.
قلب مجموعه، بلوک نمایشگاه مستطیلی و معلقی است که بدون ستون میانی، میان زمین و آسمان شناور مینماید. این حجم، ترکیبی از عملکرد و بیان تکتونیک است؛ جایی که نیروها، فرم را تعریف میکنند. قابهای بتنی اصلی، علاوه بر پشتیبانی سازهای، ریتم فضایی و هویت بصری بنا را شکل میدهند و بیان سازه را به سطحی آشکار میآورند.
بتن اکسپوز، با رگههای قالب چوبی و جزئیات اجرایی دقیق، به مصالحی زنده و گویا بدل شده است. نور طبیعی، از دیوارههای طولی با شیدرهای متحرک، فضا را نرم و یکنواخت روشن میکند و تجربهی بازدید را بخشی از معماری میسازد.
فضاهای جانبی مانند مدرسه هنر، تئاتر و رستوران در پیوند آزاد با پارک و دریا قرار دارند، و تراسها و پلکانهای باز، مرز میان داخل و بیرون را محو میکنند. اینجا، موزه نهتنها محل نمایش آثار، بلکه خود به نمایش گذاشته میشود.
فرامپتون درباره اثر مینویسد:
"ریدی بهجای ساخت ظرفی خنثی برای آثار، نظمی تکتونیکی را بیان کرد که از فرایند ساخت بنا برمیخیزد. بلوک نمایشگاه میان دو ردیف ستون های بتنی عظیم معلق است که با وضوحی آموزشی، نظام سازهای را برملا میکنند. بتن نمایان، با رد قالبهای چوبی، فرآیند ساخت را به بیانی زیباشناختی بدل میسازد. این بنا نمونهای الگویی از بیان تکتونیک در مدرنیسم آمریکای لاتین است؛ مقاومتی در برابر بیهویتی سبک بین المللی"
👍7
درباره یک جمله
۱-مقدمه
"معماری آنگاه آغاز می شود، که دو خشت بر هم می نهی، پرواگنانه" (۱)
گزین گویه ها به موجز بودن نیاز دارند تا بتوانند مفاهیم گسترده ای را با واژه های محدود برسانند. توفیق آن ها در این است که بتوانند از فشردگی به درآمده یعنی واژه هایشان به صورت جمله هایی درآیند، و به مدد تفسیر و واگشایی پذیرای معناهای جدید گردند.
در این نوشته با ژرف کاوی گزین-گویه معروف میس وندر روهه که در خط اول خواندیم، کوششی برای ترجمه آن نموده، مفهوم تازه ای از هر واژه اش پیش نظر گذاشته و معنای عمیق تری از آن را بسط می دهیم. معنایی که با ترجمه ساده واژه به واژه به دست نمی آید.
در این راه، روش و واژه شناسی مارتین هیدگر، فیلسوف هم عصر و هم زبان میس (۲) و به خصوص تفاسیر هیوبرت درایفوس(۳) و مارک راثال(۴) از هستی و زمان او را به عنوان سنگ بنای فکری انتخاب کرده ایم.
در این نوشته با تشریح و بندبند کردن گزین گویه در سه بخش "آنگاه آغاز می شود"، "دو خشت بر هم می نهی" و "پرواگنانه" می کوشیم معنای دقیق تری برای واژه نخست جمله یعنی "معماری" به دست آوریم.
----------------‐----------------------------------
1- Architecture starts when you carefully put two bricks together.
2- جالب اینکه مطرح ترین آثار این دو در فاصله زمانی اندکی خلق شد. هستی و زمان (۱۹۲۷) پاویون بارسلون (۱۹۲۹)
3- Hubert Dreyfus
4- Mark A. Wrathal
۱-مقدمه
"معماری آنگاه آغاز می شود، که دو خشت بر هم می نهی، پرواگنانه" (۱)
گزین گویه ها به موجز بودن نیاز دارند تا بتوانند مفاهیم گسترده ای را با واژه های محدود برسانند. توفیق آن ها در این است که بتوانند از فشردگی به درآمده یعنی واژه هایشان به صورت جمله هایی درآیند، و به مدد تفسیر و واگشایی پذیرای معناهای جدید گردند.
در این نوشته با ژرف کاوی گزین-گویه معروف میس وندر روهه که در خط اول خواندیم، کوششی برای ترجمه آن نموده، مفهوم تازه ای از هر واژه اش پیش نظر گذاشته و معنای عمیق تری از آن را بسط می دهیم. معنایی که با ترجمه ساده واژه به واژه به دست نمی آید.
در این راه، روش و واژه شناسی مارتین هیدگر، فیلسوف هم عصر و هم زبان میس (۲) و به خصوص تفاسیر هیوبرت درایفوس(۳) و مارک راثال(۴) از هستی و زمان او را به عنوان سنگ بنای فکری انتخاب کرده ایم.
در این نوشته با تشریح و بندبند کردن گزین گویه در سه بخش "آنگاه آغاز می شود"، "دو خشت بر هم می نهی" و "پرواگنانه" می کوشیم معنای دقیق تری برای واژه نخست جمله یعنی "معماری" به دست آوریم.
----------------‐----------------------------------
1- Architecture starts when you carefully put two bricks together.
2- جالب اینکه مطرح ترین آثار این دو در فاصله زمانی اندکی خلق شد. هستی و زمان (۱۹۲۷) پاویون بارسلون (۱۹۲۹)
3- Hubert Dreyfus
4- Mark A. Wrathal
👍4🙏1
درباره یک جمله
۲- آنگاه آغاز می شود
میس می گوید معماری آغاز می شود. زمان حال ساده فعل به ما می گوید منظور از این آغاز نقطه دوری از زمان به عنوان آغاز تاریخ معماری نیست. این آغاز، آغاز یک اثر معماری هم نیست که معمولا با طرح افکنی معمار آغاز می شود.
برای خوانش آغاز از یک دیدگاه هیدگری لازم است یک زمینه واژگانی (۱) گسترده را در نظر داشته باشیم که نزدیک ترین تعریف آن به بحث ما چنین است: فرایند یا رویدادی که با آن یک چیز از منشا یا سرچشمه خود بیرون می آید.(۲)
رابطه این رویداد آغازین با چیزی که آغاز شده است را باید همانند رابطه سرچشمه با رودخانه دانست. سرچشمه نیروی رود است اما جهت و سوی آن را مشخص نمی کند. رودخانه در راه پیچ و خم بر می دارد قبض و بسط پیدا می کند، به آبشار تبدیل یا به باتلاق ختم می شود، اما همه این ها به مدد سرچشمه ممکن است و از آن نیرو می گیرد.
معماری به عنوان یک پدیده، رویدادی آغازین دارد که پیش از طرح افکنی معمار رخ داده و اینک در دسترس اوست. معمار می تواند به آن جهت داده و شیب و فرازی در مسیرش تعیین کند.
حال سوال اینجاست که این رویداد آغازین معماری چیست؟
----------------‐-----------------------------------
1- Lexical Field
2- The process or event by which something springs from an origin or source///The Cambridge Heidegger Lexicon///p. 454
۲- آنگاه آغاز می شود
میس می گوید معماری آغاز می شود. زمان حال ساده فعل به ما می گوید منظور از این آغاز نقطه دوری از زمان به عنوان آغاز تاریخ معماری نیست. این آغاز، آغاز یک اثر معماری هم نیست که معمولا با طرح افکنی معمار آغاز می شود.
برای خوانش آغاز از یک دیدگاه هیدگری لازم است یک زمینه واژگانی (۱) گسترده را در نظر داشته باشیم که نزدیک ترین تعریف آن به بحث ما چنین است: فرایند یا رویدادی که با آن یک چیز از منشا یا سرچشمه خود بیرون می آید.(۲)
رابطه این رویداد آغازین با چیزی که آغاز شده است را باید همانند رابطه سرچشمه با رودخانه دانست. سرچشمه نیروی رود است اما جهت و سوی آن را مشخص نمی کند. رودخانه در راه پیچ و خم بر می دارد قبض و بسط پیدا می کند، به آبشار تبدیل یا به باتلاق ختم می شود، اما همه این ها به مدد سرچشمه ممکن است و از آن نیرو می گیرد.
معماری به عنوان یک پدیده، رویدادی آغازین دارد که پیش از طرح افکنی معمار رخ داده و اینک در دسترس اوست. معمار می تواند به آن جهت داده و شیب و فرازی در مسیرش تعیین کند.
حال سوال اینجاست که این رویداد آغازین معماری چیست؟
----------------‐-----------------------------------
1- Lexical Field
2- The process or event by which something springs from an origin or source///The Cambridge Heidegger Lexicon///p. 454
👍3
درباره یک جمله
۳- دو خشت بر هم می نهی(۱)
تصور کنید که نظام معنایی انسان از یک ساختار با سه تراز تشکیل شده است. در پایین ترین تراز، گفتار (۲) قرار دارد که حاوی معناهای پیشا-زبانی است که از مراوده ماهرانه (۳) ما با محیط اطراف ایجاد می شوند. کارهایی مانند آجر بر روی هم گذاشتن، چوب را به هم چفت و بست کردن. این کارها به خودی خود ایجاد معنا می کنند و وظیفه زبان، نامیدن این حیطه های معنایی و برجسته کردن آن هاست. پس زبان لایه میانی را تشکیل می دهد. سپس بر روی این ساختار زبانی، مفاهیم(۴) قرار می گیرند که آن نواحی معنایی نامیده شده را محدود و تک بعدی کرده و از زاویه خاصی آن را بررسی می کنند. (آنچه موضوع علم، فلسفه، مذهب و ... است.)
رویداد آغازین معماری از جنس گفتار و پیشا زبانی(۵) است. معماری با یک مراوده ماهرانه آغاز می شود، در زمانی که هنوز مفهوم سازی در کار نیست. نظام های دوریک و یونیک یا انواع گونه شناسی، برخی از روش های مفهوم سازی در معماری هستند که می کوشند تجربه های آغازین را به پیش فرض های اثبات شده تبدیل کنند. با از هم گشودن این سازه های مفهومی مفروض همیشه به سرآغازی از جنس کنش ماهرانه میرسیم.
حال باید پرسید اگر آجر بر روی آجر گذاشتن، تجربه آغازین معماری را ممکن می کند، آیا کارگران ساده ای که در سرتاسر دنیا هر روز به این کار مشغولند، آیا به این تجربه دسترسی دارند؟ جواب منفی است چرا که آنان این کار را "پرواگنانه" انجام نمی دهند.
----------------‐-----------------------------------
1- ترجمه این قسمت با اشاره به شعر آشنای "خشت اول گر نهد معمار کج" صورت گرفته است. البته گویا صورت اصلی شعر صائب بدین گونه است:
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج
پس می توان خشت یا آجر گذاشتن هم ترجمه کرد.
2- Discourse
3- Skillful Coping // Skillful Dealing
4- Concepts
5- Prelinguistic
۳- دو خشت بر هم می نهی(۱)
تصور کنید که نظام معنایی انسان از یک ساختار با سه تراز تشکیل شده است. در پایین ترین تراز، گفتار (۲) قرار دارد که حاوی معناهای پیشا-زبانی است که از مراوده ماهرانه (۳) ما با محیط اطراف ایجاد می شوند. کارهایی مانند آجر بر روی هم گذاشتن، چوب را به هم چفت و بست کردن. این کارها به خودی خود ایجاد معنا می کنند و وظیفه زبان، نامیدن این حیطه های معنایی و برجسته کردن آن هاست. پس زبان لایه میانی را تشکیل می دهد. سپس بر روی این ساختار زبانی، مفاهیم(۴) قرار می گیرند که آن نواحی معنایی نامیده شده را محدود و تک بعدی کرده و از زاویه خاصی آن را بررسی می کنند. (آنچه موضوع علم، فلسفه، مذهب و ... است.)
رویداد آغازین معماری از جنس گفتار و پیشا زبانی(۵) است. معماری با یک مراوده ماهرانه آغاز می شود، در زمانی که هنوز مفهوم سازی در کار نیست. نظام های دوریک و یونیک یا انواع گونه شناسی، برخی از روش های مفهوم سازی در معماری هستند که می کوشند تجربه های آغازین را به پیش فرض های اثبات شده تبدیل کنند. با از هم گشودن این سازه های مفهومی مفروض همیشه به سرآغازی از جنس کنش ماهرانه میرسیم.
حال باید پرسید اگر آجر بر روی آجر گذاشتن، تجربه آغازین معماری را ممکن می کند، آیا کارگران ساده ای که در سرتاسر دنیا هر روز به این کار مشغولند، آیا به این تجربه دسترسی دارند؟ جواب منفی است چرا که آنان این کار را "پرواگنانه" انجام نمی دهند.
----------------‐-----------------------------------
1- ترجمه این قسمت با اشاره به شعر آشنای "خشت اول گر نهد معمار کج" صورت گرفته است. البته گویا صورت اصلی شعر صائب بدین گونه است:
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج
پس می توان خشت یا آجر گذاشتن هم ترجمه کرد.
2- Discourse
3- Skillful Coping // Skillful Dealing
4- Concepts
5- Prelinguistic
👍4
درباره یک جمله
۴- پرواگنانه (۱)
هیدگر در انتهای بخش نخست هستی و زمان، به تشریح مفهوم "پروا" همچون یک اصطلاح فنی می پردازد. او پروا را یکی از ساختارهای اصلی هستی انسان و به شکل زیر تعریف می کند:
فراپیش خویش-پیشاپیش در جهان-در جوار هستندگان(۲)
این عبارت دشوار از سه بند تشکیل شده که لازم است جداگانه تشریح شوند:
۴-۱- فراپیش خویش
پروا فراپیش خویش است، به بیان دیگر پروا نگران آینده است. انسانی را بی پروا می نامیم که به عاقبت کار نمی اندیشد. پروا منشا طرح افکنی های انسان برای آینده است. چه میخواهیم بشویم و زندگی خود را وقف چه میخواهیم کنیم. افکندن و بریدن درخت برای کسی که به قصد افروختن آتش این کار را می کند، با کسی که میخواهد با چوب درخت چیزی بسازد تا بتواند مهارتش در نجاری را پرورده و استادکار شود، دو موضوع متفاوت خواهد بود. شخص دوم پروای نجاری دارد، انتخاب و بریدن چوب به مسئله هستی او تبدیل شده است.
۴-۲- پیشاپیش در جهان
ما در جهانی به دنیا می آییم که پیشاپیش وجود دارد و ریشه طرح افکنی های ما چیزی در گذشته است. نجاری پیش از اینکه به مسئله هستی ما شود، باید در جهان وجود داشته باشد. پیش از ما تاریخی از نجاری وجود دارد که ما می توانیم خود را در آینده آن تصور کنیم.
۴-۳- در جوار هستندگان(۳)
نجار شدن در عصر دیرینه سنگی یا کیمیاگر شدن در زمان ما ممکن نیست. طرح افکنی ما محدود به جهانی است که در آن درافتاده ایم. مهارت های ما وابسته به ابزارهایی است که در دستمان قرار دارد. خانه ساختنمان مستلزم آن است که کسی به خانه نیاز داشته باشد. مراوده با موقعیتمان در لحظه حال جنبه سوم ساختار پروا را تعیین می کند.
اکنون می توانیم جمله میس را دقیق تر بخوانیم: رویداد آغازین معماری کنشی از جنس یک مراوده ماهرانه مانند آجر بر هم گذاردن است مشروط بر آنکه این کنش، مسئله هستی تو باشد، در ارتباط و فهم تاریخ آن کنش انجام گیرد و بخشی از آن تاریخ شود، و با محدودیت های یک جهان حاضر (تکنولوژی، اقتصاد، محیط زیست ...) به شکل ماهرانه ای پردازش کند.
این تمامی آن چیزی است که از دست می دادیم اگر در ترجمه خود به جای پرواگنانه این معادل بدیهی را به کار می بردیم : "با دقت"
----------------‐-----------------------------------
1- سیاوش جمادی در ترجمه هستی و زمان، پروا را معادل Care در نظر گرفته اند. بدین ترتیب Careful به پرواگین، یعنی پُر و آکنده از پروا وCarefully به پرواگینانه یا به شکل خلاصه پرواگنانه ترجمه می شود. همانند خشم، خشمگین، خشمگینانه
2- ahead-of-itself-in-being-already-in-(the-world) as being-amidst (intraworldly encountering entities)
سیاوش جمادی این عبارت را به شکل زیر ترجمه کرده است:
فراپیش-خویش-بودن-پیشاپیش-در-(جهان)-در-جوار-(هستندگان درون جهانی ای که مورد مواجهه قرار می گیرند.)
که شکل خلاصه ای از آن در متن ما آورده شد.
3-Entities
هستندگان (هر آن چیزی که هست) دایره شمول وسیعی دارد: انسان ها، حیوانات، ابزارها، اعتقادات، افسانه ها، قوانین ...
۴- پرواگنانه (۱)
هیدگر در انتهای بخش نخست هستی و زمان، به تشریح مفهوم "پروا" همچون یک اصطلاح فنی می پردازد. او پروا را یکی از ساختارهای اصلی هستی انسان و به شکل زیر تعریف می کند:
فراپیش خویش-پیشاپیش در جهان-در جوار هستندگان(۲)
این عبارت دشوار از سه بند تشکیل شده که لازم است جداگانه تشریح شوند:
۴-۱- فراپیش خویش
پروا فراپیش خویش است، به بیان دیگر پروا نگران آینده است. انسانی را بی پروا می نامیم که به عاقبت کار نمی اندیشد. پروا منشا طرح افکنی های انسان برای آینده است. چه میخواهیم بشویم و زندگی خود را وقف چه میخواهیم کنیم. افکندن و بریدن درخت برای کسی که به قصد افروختن آتش این کار را می کند، با کسی که میخواهد با چوب درخت چیزی بسازد تا بتواند مهارتش در نجاری را پرورده و استادکار شود، دو موضوع متفاوت خواهد بود. شخص دوم پروای نجاری دارد، انتخاب و بریدن چوب به مسئله هستی او تبدیل شده است.
۴-۲- پیشاپیش در جهان
ما در جهانی به دنیا می آییم که پیشاپیش وجود دارد و ریشه طرح افکنی های ما چیزی در گذشته است. نجاری پیش از اینکه به مسئله هستی ما شود، باید در جهان وجود داشته باشد. پیش از ما تاریخی از نجاری وجود دارد که ما می توانیم خود را در آینده آن تصور کنیم.
۴-۳- در جوار هستندگان(۳)
نجار شدن در عصر دیرینه سنگی یا کیمیاگر شدن در زمان ما ممکن نیست. طرح افکنی ما محدود به جهانی است که در آن درافتاده ایم. مهارت های ما وابسته به ابزارهایی است که در دستمان قرار دارد. خانه ساختنمان مستلزم آن است که کسی به خانه نیاز داشته باشد. مراوده با موقعیتمان در لحظه حال جنبه سوم ساختار پروا را تعیین می کند.
اکنون می توانیم جمله میس را دقیق تر بخوانیم: رویداد آغازین معماری کنشی از جنس یک مراوده ماهرانه مانند آجر بر هم گذاردن است مشروط بر آنکه این کنش، مسئله هستی تو باشد، در ارتباط و فهم تاریخ آن کنش انجام گیرد و بخشی از آن تاریخ شود، و با محدودیت های یک جهان حاضر (تکنولوژی، اقتصاد، محیط زیست ...) به شکل ماهرانه ای پردازش کند.
این تمامی آن چیزی است که از دست می دادیم اگر در ترجمه خود به جای پرواگنانه این معادل بدیهی را به کار می بردیم : "با دقت"
----------------‐-----------------------------------
1- سیاوش جمادی در ترجمه هستی و زمان، پروا را معادل Care در نظر گرفته اند. بدین ترتیب Careful به پرواگین، یعنی پُر و آکنده از پروا وCarefully به پرواگینانه یا به شکل خلاصه پرواگنانه ترجمه می شود. همانند خشم، خشمگین، خشمگینانه
2- ahead-of-itself-in-being-already-in-(the-world) as being-amidst (intraworldly encountering entities)
سیاوش جمادی این عبارت را به شکل زیر ترجمه کرده است:
فراپیش-خویش-بودن-پیشاپیش-در-(جهان)-در-جوار-(هستندگان درون جهانی ای که مورد مواجهه قرار می گیرند.)
که شکل خلاصه ای از آن در متن ما آورده شد.
3-Entities
هستندگان (هر آن چیزی که هست) دایره شمول وسیعی دارد: انسان ها، حیوانات، ابزارها، اعتقادات، افسانه ها، قوانین ...
🙏3👍2❤1
درباره یک جمله
۵- جمع بندی
مراوده ماهرانه با سازمایه ها، ابزارها، انسان های دیگر یا همان هنر ساخت، چیزی است که باید پیشاپیش طرح افکنی معمارانه، به آن دست یافته باشیم. این دست یافتن می تواند توسط خود معمار حاصل شود (که اصیل ترین حالت است) یا مفروض گرفته شود (مثل بیشتر آپارتمان های شهری) یا فراداده و تغییر ناپذیر تلقی شود (مثل شیوه های سنتی ساخت و ساز). این دو حالت اخیر فاقد آن تجربه آغازینی است که از آن صحبت کردیم.
معماری آنگاه می توانند حقیقت خود را عیان کند که طرح افکنی و شیوه ساخت به درستی بر هم تطابق یافته و هر دو اصالت معمارانه داشته باشند.
۵- جمع بندی
مراوده ماهرانه با سازمایه ها، ابزارها، انسان های دیگر یا همان هنر ساخت، چیزی است که باید پیشاپیش طرح افکنی معمارانه، به آن دست یافته باشیم. این دست یافتن می تواند توسط خود معمار حاصل شود (که اصیل ترین حالت است) یا مفروض گرفته شود (مثل بیشتر آپارتمان های شهری) یا فراداده و تغییر ناپذیر تلقی شود (مثل شیوه های سنتی ساخت و ساز). این دو حالت اخیر فاقد آن تجربه آغازینی است که از آن صحبت کردیم.
معماری آنگاه می توانند حقیقت خود را عیان کند که طرح افکنی و شیوه ساخت به درستی بر هم تطابق یافته و هر دو اصالت معمارانه داشته باشند.
👍2❤1