آنچه که انکار میکنید شما را شکست میدهد و آنچه که میپذیرید شما را تغییر میدهد.
یونگ
یونگ
👍4❤2
نومید نشوی از دراز شدن ظلمت
که چون تاریکی دراز آید،
بعد از آن، روشنایی دراز آید.
•مقالات شمس
که چون تاریکی دراز آید،
بعد از آن، روشنایی دراز آید.
•مقالات شمس
❤3👏1
روان انسان میتونه رنجهای عظیمی رو تحملکنه،اما چیزی که اون رو از پا در میاره، چرخهی تکرارشوندهی « امیدهای واهی و ناامیدیهای پی در پی» هست.
👍3💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️سندرم گلام چیه؟
یکی از شخصیتهای کارتون سفرهای گالیور که چهرهی درهم داشت، منفیباف بود و با هر مسئلهی که رو به رو میشد میگفت: من میدونستم
گلامها تحت هیچ شرایطی اهل عمل، مبارزه، هزینه کردن نیستند
تو زندگی واقعی ما به وفور دیده میشوند،فقط مخالفت میکنند و مدام ناامیدی و یاس را به دیگران القا میکنند.
یکی از شخصیتهای کارتون سفرهای گالیور که چهرهی درهم داشت، منفیباف بود و با هر مسئلهی که رو به رو میشد میگفت: من میدونستم
گلامها تحت هیچ شرایطی اهل عمل، مبارزه، هزینه کردن نیستند
تو زندگی واقعی ما به وفور دیده میشوند،فقط مخالفت میکنند و مدام ناامیدی و یاس را به دیگران القا میکنند.
❤2👍2
✔️ویژگی های یک همسر خودشیفته
*دروغگوهای همیشگی
*سعی می کند تقصیر را گردن شما بیاندازد
*گناهکار بودن: سعی می کنند شما احساس بدی داشته باشید
*شنوندگان ضعیف
*خوشیفتگی در رابطه زناشویی
*احساسات شما را دست کم می گیرند
*به خوشحال کردن شما توجه نمی کنند
هرگز برای اولین بار عذرخواهی نمی کنند
*خیلی سرگرم رسیدن به هدف خود هستند
*آن ها سعی می کنند ضعف های شما را بزرگ تر نشان دهند در حالی مشکلات خودشان را کوچکتر می کنند.
*نمی توانند هر گونه انتقاد اندک یا درک شده را تحمل کنند.
*بهترین کارشان را می کنند تا رفتار شما را کنترل کنند.
*دروغگوهای همیشگی
*سعی می کند تقصیر را گردن شما بیاندازد
*گناهکار بودن: سعی می کنند شما احساس بدی داشته باشید
*شنوندگان ضعیف
*خوشیفتگی در رابطه زناشویی
*احساسات شما را دست کم می گیرند
*به خوشحال کردن شما توجه نمی کنند
هرگز برای اولین بار عذرخواهی نمی کنند
*خیلی سرگرم رسیدن به هدف خود هستند
*آن ها سعی می کنند ضعف های شما را بزرگ تر نشان دهند در حالی مشکلات خودشان را کوچکتر می کنند.
*نمی توانند هر گونه انتقاد اندک یا درک شده را تحمل کنند.
*بهترین کارشان را می کنند تا رفتار شما را کنترل کنند.
👌3❤1
قشنگترین دعایی که شنیدم این بود :
«وَ لاتُعَنِّنی بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لی فیهِ رِزْقاً.»
در جستجوی آنچه برایم مقدر نکردهای، خستهام مکن
«وَ لاتُعَنِّنی بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لی فیهِ رِزْقاً.»
در جستجوی آنچه برایم مقدر نکردهای، خستهام مکن
❤9👍2🥰1
_آری، آدمیان به آینهها شبیهاند !
آینهی زنگار بسته تو را کدر نشان میدهد،
و آینهی ترک خورده تو را شکسته..
و آینهی صیقلین یا مواج تو را صاف یا معوج؛
و این جز آن است که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگار بسته!
من گاهی آینهی دق بودهام...
و گاهی به تلنگری ترک برداشتهام...
من گاهی به کلی خرد شدهام...
و در هزار تکهی من،
هزار تصویرِ خرد شما پیدا بود...
به قلمِ بی بدیلِ بهرام بیضایی فقید
آینهی زنگار بسته تو را کدر نشان میدهد،
و آینهی ترک خورده تو را شکسته..
و آینهی صیقلین یا مواج تو را صاف یا معوج؛
و این جز آن است که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگار بسته!
من گاهی آینهی دق بودهام...
و گاهی به تلنگری ترک برداشتهام...
من گاهی به کلی خرد شدهام...
و در هزار تکهی من،
هزار تصویرِ خرد شما پیدا بود...
به قلمِ بی بدیلِ بهرام بیضایی فقید
👍1
«میدانی چه چیز بیشتر از همه مرا رنج میدهد؟ اینکه ما واقعا لایق خوشبختی و زندگی راحتی هستیم، اما دائم مجبوریم برای اندکی زندگی بجنگیم و بمیریم.»
👍5
وسوسهانگیزترین شیوهی گذراندن زندگی، ارضای بیحدومرز همهی نیازهاست.
اما معنای آن این است که آدمی لذت را برتر از واقعیت بداند و هیچ احتیاطی به خرج ندهد؛ در این صورت باید پس از چندی «تاوان لذت» را پس بدهد.
[ زیگموند فروید، کتاب: ناخوشیهای تمدن ]
اما معنای آن این است که آدمی لذت را برتر از واقعیت بداند و هیچ احتیاطی به خرج ندهد؛ در این صورت باید پس از چندی «تاوان لذت» را پس بدهد.
[ زیگموند فروید، کتاب: ناخوشیهای تمدن ]
👍2❤1
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید ، عکس تنهایی خود را در آب ،
آب در حوض نبود .
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست.
ظهر دم کرده تابستان بود ،
پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید ، آمد او را به هوا برد که برد.
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب.
برق از پولک ما رفت که رفت.
ولی آن نور درشت ،
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او ، پشت چین های تغافل می زد،
چشم ما بود.
روزنی بود به اقرار بهشت.
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن
و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است.
باد می رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا می رفتم.*
* سهراب سپهری
تا ببینم شاید ، عکس تنهایی خود را در آب ،
آب در حوض نبود .
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست.
ظهر دم کرده تابستان بود ،
پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید ، آمد او را به هوا برد که برد.
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب.
برق از پولک ما رفت که رفت.
ولی آن نور درشت ،
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او ، پشت چین های تغافل می زد،
چشم ما بود.
روزنی بود به اقرار بهشت.
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن
و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است.
باد می رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا می رفتم.*
* سهراب سپهری
❤1🥰1
کسی که احساس میکند گناهکار است ناخوداگاه مسیری را انتخاب میکند که تنبیه شود.
فروید
فروید
👍3❤1👏1👌1
#تکست
آلکاتراز اولین زندان آمریکا بود که اجازهی حمام آب گرم را به زندانیان داد، چون اطراف آن را آبهای سرد تشکیل داده بود و اگر به آب سرد عادت کنند برای فرار و شنا در آن آبها آماده میشوند.
>خوب به هوش باشید؛ شاید همیشه لطفی که به شما میشه در جهت منافعتون نباشه!
روزتون بخیر
آلکاتراز اولین زندان آمریکا بود که اجازهی حمام آب گرم را به زندانیان داد، چون اطراف آن را آبهای سرد تشکیل داده بود و اگر به آب سرد عادت کنند برای فرار و شنا در آن آبها آماده میشوند.
>خوب به هوش باشید؛ شاید همیشه لطفی که به شما میشه در جهت منافعتون نباشه!
روزتون بخیر
👍1
حضور تجهیزات نظامی آمریکا در نزدیکی ایران؛ روزی ۱۵ میلیون دلار برای آمریکا هزینه داره.
👎1
هَر چقدر
بیشتر به خدا تکیه کنیم
بیشتر میفهمیم
خدا تنها کسی است که
قابل تکیه ست.
طاعاتتون مقبول 🪷
بیشتر به خدا تکیه کنیم
بیشتر میفهمیم
خدا تنها کسی است که
قابل تکیه ست.
طاعاتتون مقبول 🪷
لحظات کوچک زندگی و دوام آوردن
در زندان آشویتس، در دل همان تاریکی و وحشت، زندگی همچنان پیدا میشد:
• بعضی زندانیان صورتشان را هر روز میشستند و مسواک میزدند
• بعضی موی دخترانشان را شانه میزدند
• بعضی چند ثانیه به خورشید نگاه میکردند یا در معرض نور قدم میزدند
• بعضی با نوشتن یا نفسهای آرام، یک تکه از زندگی را نگه میداشتند
این خودمراقبتیهای کوچک ابزار بقای آنها بود.
نه برای نادیده گرفتن غم، نه برای فراموش کردن فاجعه،
بلکه فقط برای اینکه زندگی، حتی به شکل بسیار ظریف، جریان داشته باشد.
💛 آن دسته از زندانیان که این کارها را انجام دادند، دوام آوردند.
اگر زندانیهای آشویتس با همین کارهای کوچک دوام آوردند،
امروز مغز و بدن ما هم به همین چیزهای کوچک نیاز دارند: خواب، دوش گرفتن، نوشتن، چند لحظه قدم زدن در نور خورشید.
شاید همین تکههای کوچک زندگی، کافی باشد.
در زندان آشویتس، در دل همان تاریکی و وحشت، زندگی همچنان پیدا میشد:
• بعضی زندانیان صورتشان را هر روز میشستند و مسواک میزدند
• بعضی موی دخترانشان را شانه میزدند
• بعضی چند ثانیه به خورشید نگاه میکردند یا در معرض نور قدم میزدند
• بعضی با نوشتن یا نفسهای آرام، یک تکه از زندگی را نگه میداشتند
این خودمراقبتیهای کوچک ابزار بقای آنها بود.
نه برای نادیده گرفتن غم، نه برای فراموش کردن فاجعه،
بلکه فقط برای اینکه زندگی، حتی به شکل بسیار ظریف، جریان داشته باشد.
💛 آن دسته از زندانیان که این کارها را انجام دادند، دوام آوردند.
اگر زندانیهای آشویتس با همین کارهای کوچک دوام آوردند،
امروز مغز و بدن ما هم به همین چیزهای کوچک نیاز دارند: خواب، دوش گرفتن، نوشتن، چند لحظه قدم زدن در نور خورشید.
شاید همین تکههای کوچک زندگی، کافی باشد.