باور کن که محدود شدی به بعد زمان! زمانی که تموم شده و توی این دنیا، جز خاطراتت ازش ردی باقی نمونده. ولی هنوز فرصت داری. فرصت داری آدم هایی که هستند، فرصتایی که داری رو به جایی برسونی که بعدها... از گذشته انقدر تلخ یاد نکنی.
من از حسرت خوردن خیلی می ترسم. به نظرم خیلی ترسناکه توی دنیایی که به عقب برنمیگرده، تو حسرت این که در گذشته طور دیگه ای می تونستی رفتار کنی رو بخوری .
بعضی وقتا توی زندگی درگیر حس هایی میشیم که مستقیما به خودمون مربوطن . از خودمون عصبی میشیم ، خودمون رو سرزنش می کنيم. از خودمون ناامید میشیم و در تمام این احوال ... داریم چیزی رو یاد می گیریم که متوجه نیستیم ، چیزی که بعدا به عنوان تجربه توی روز های آینده همراهیمون میکنه
به نظر من
قلب یا مغز هیچ آدمی پنجره برای دور انداختن لاشه ها ندارد،
نه که فراموشی و نخواستن نباشد، هست
اما ما آدم ها برای هر چیز در ذهن و قلبمان یک قبر میسازیم و این طور میشود وجود ما میشود
گورستان خاطره ها
گورستانی که هر بار به بهانه و دلیلی گذرمان به آن می افتد
بالاسر بعضی از قبرهایش فاتحه میخوانیم
اشک میریزیم
لبخند میزنیم
و از بعضی دیگر رد میشویم
فقط رد نمیشویم
حین گذر کردن نوشته روی قبر را میخوانیم
بغض میکنیم...
آه میکشیم و گاه نفرین...
ذهن و قلب ما آدم ها گورستان بزرگی است
- آخرین سرو
قلب یا مغز هیچ آدمی پنجره برای دور انداختن لاشه ها ندارد،
نه که فراموشی و نخواستن نباشد، هست
اما ما آدم ها برای هر چیز در ذهن و قلبمان یک قبر میسازیم و این طور میشود وجود ما میشود
گورستان خاطره ها
گورستانی که هر بار به بهانه و دلیلی گذرمان به آن می افتد
بالاسر بعضی از قبرهایش فاتحه میخوانیم
اشک میریزیم
لبخند میزنیم
و از بعضی دیگر رد میشویم
فقط رد نمیشویم
حین گذر کردن نوشته روی قبر را میخوانیم
بغض میکنیم...
آه میکشیم و گاه نفرین...
ذهن و قلب ما آدم ها گورستان بزرگی است
- آخرین سرو
نه فریادی، نه آهنگی، نه آوایی
نه دیروزی، نه امروزی، نه فردایی
جهان آرام و جان آرام
زمان در خواب بی فرجام
نه دیروزی، نه امروزی، نه فردایی
جهان آرام و جان آرام
زمان در خواب بی فرجام
عادت ها، خرده ریزهای رفتاری ما رو می سازند و میترسم روزی برسه که چهارچوب ها و خط قرمزهایی توی ذهنم تشکیل بشن که مجبور باشم فقط ازشون تبعیت کنم. بدون این که اصلا بدونم چقدر درستند و چقدر غلط!
بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشته ام
گویا او مرده در من کاین چنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
باورم ناید که عاقل گشته ام
گویا او مرده در من کاین چنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
💔3
غم ها انکار شدنی نیستند، وقتی که می آیند تا ریشه ی آدمی را نسوزانند، رهایش نمی کنند، پنهانی، درسکوت و با تمام قوا.
❤1
کوچیک کردن آدما که همه میدونن خوب نیس
اما از اون بدتر
بزرگ کردن و پر و بال دادن به آدمیه که جنبش رو نداره
ظرفیتش رو نداره
با هر کسی به اندازهی ظرفش
به قولی
دست به اندازهی آدما نزنید!!
اما از اون بدتر
بزرگ کردن و پر و بال دادن به آدمیه که جنبش رو نداره
ظرفیتش رو نداره
با هر کسی به اندازهی ظرفش
به قولی
دست به اندازهی آدما نزنید!!
❤3
مدام به خودم يادآوری میكنم كينه هدر دادن حال و قربانی كردن آينده، برای تسكين امری در گذشته است. تسكينی که هرگز رخ نخواهد داد.
_سمت آبی آتش ؛ اميرحسين كاميار
_سمت آبی آتش ؛ اميرحسين كاميار
❤3
-زندگی خیلی وقت ها زیر و رو میشه، ولی چرا همه به خاطرش غصه میخورن؟ شاید... شاید زیر زندگی خیلی بهتر از روش باشه.
❤3
-شازده کوچولو پرسید: آدمها کجان؟ گل جواب داد: آدم ها را نمی شه پیدا کرد باد به اینور و اون ور مي بردشان، اين بي ریشگی حسابی دردسر ساز شده.
❤4
-اگه یه روزي .... حتي براي فقط يك لحظه ي كوچيك... يه صداي آرومي توي ذهنت، قلبت، مغزت... بهت گفت که لیاقتت بیشتره بهش گوش کن... چون اگه گوش ندي مجبوری تا آخر خودتو بزنی به کري!
❤3