Nightwing, Vol. 1: Leaping Into the Light
3.75/5
✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ .
︶⊹︶︶୨୧︶︶⊹︶︶⊹︶︶୨୧︶︶⊹︶⊹︶︶
← والیوم اول شش پارت داره. همزمان که نایتوینگ رو نشون میده به گذشتهی این شخصیت به عنوان دیک گریسون و آدمهایی که تو زندگیش بودن تا حدودی میپردازه. نایتوینگ رو من بیشتر از انیمیشنهای دیسی میشناسم تا کامیکهاش و این اثر اولین چیزی بود که ازش خوندم. با اینکه فقط یه آشنایی کلی با بکاستوری این شخصیت داشتم و کامیکهای مربوط به بتمن و رابین رو نخونده بودم ولی مشکلی برای خوندن این سری از ایشوها نداشتم. اگرچه آشنایی کامل با همهی شخصیتهای دیسی برای خوندنش ضروری نیست ولی به نظرم اگه یه آشنایی کلی هم با شخصیتهای بتفمیلی مثل باربارا گوردون، تیم دریک، جیسون تاد و یا قهرمانهایی مثل سوپرمن و... داشته باشید خیلی بیشتر میتونید با داستان ارتباط برقرار کنید و وقتی تعامل شخصیتها رو ببینید براتون معنای متفاوتی خواهد داشت نسبت به وقتی که اونا فقط یسری چهره با اسمهای ناآشنا توی پنل باشن.
توی این والیوم چند تا سوپرهیرو و ویلنهای مختلف داریم اما تمرکز اصلی به صورت زیرپوستی روی شرور مرموزیه که به عنوان مردی که قلب نداره شناخته میشه. ویلن دیگهای که حضور پررنگی داشت بلاکباستر بود. تقابل بین نایتوینگ با اینها مثل تقابل خیر و شر بود و زمینهی آنچنان خاکستریای وجود نداشت.
← شروع خوبی داره، جذابیت داستان و وقایع به قدری هست که تا آخرش بخوای دنبال کنی. به قولی کشش داره. پایان هم جای مناسبی تموم شد و جوری هست که برای ادامه دادن تشویق بشی. پایانش کاملا بسته نیست و اگه میخواید کل داستان رو بدونید باید بقیهی کامیکهای نایتوینگ نوشتهی تام تیلور هم بخونید.
← برای من خوندنش تجربهی لذتبخشی بود. هم ریتم خوبی داشت و جریان اتفاقات منو دنبال خودش میکشوند و هم اینکه دیدن شخصیتهایی که برام آشنا بودن و تعامل بینشون رو دوست داشتم. همونقدر که بروس توی زندگی دیک اهمیت داره، آلفرد هم داره و یهجورایی پدرش محسوب میشه. توی چند پنل به خوبی این قضیه رو نشون داده بود. اینکه چطور آلفرد به دیک باور داشت و هواشو داشت. در کل بتفمیلی برای من واقعا داینامیک جذابی دارن و این موضوع توی این کامیک نشون داده شده بود، جوری که با همدیگه شوخی داشته ولی همزمان هم از همدیگه حمایت میکردن و...
دیدن سوپرمن و گفتگوش با نایتوینگ جذاب بود :))
پنلهای مربوط به آلفرد هم قشنگ بودن ㅠㅠ
نقش نسبتا پررنگ باربارا هم از نکات مثبت کامیکه.
هم لحظات احساسی داشت و هم لحظات اکشن. همونطور که از یه اثر سوپرهیرویی خوب انتظار میره، چندتایی صحنهی بزن بزن و فایت داشت.
← با وجود اتفاقات تلخ به طور کلی این کامیک به نظرم حالوهوای روشن و امیدوارکنندهای داره. شخصیت نایتوینگ به اندازهی بتمن جدی و بدخلق نیست و تیکههای طعنهآمیزی وسط فایت به دشمناش میاندازه که بامزهن. شوخیهای اعضای بتفمیلی با هم و رمنسی که دوباره داره شکل میگیره هم باعث شدن مود داستان دارک و تلخ نباشه. انگیزههای دیک گریسون و جوری که پایانش رقم خورد نوید آیندهی درخشانی رو میده :))
← داستان به نظرم ترکیبی از پلاتمحور و کرکترمحوره. همزمان که داستان مهمه، اینکه چه بلایی سر شخصیتها میآد هم اهمیت داره. نحوهی روایت به نظرم منطقی بود، جوری که به موضوع گذشتهی دیک و زندگی پدرومادرش پرداخت جالب بود. سرعتش متوسط رو به بالاست. پلاتتوییست جالبی هم داره. شخصیتها متنوعن و دوستداشتنی. آرت قشنگی داره. مدل تصویرسازی شخصیتها و پلت رنگی پنلها طبق سلیقهم بود. رشد شخصیتی به نظرم هنوز خیلی واضح نیست و باید بیشتر براش صبر کرد ولی نمیشه هم گفت نداریم چون به گذشتهی دیک تا حدودی پرداخته و میبینیم که از کجا به کجا رسیده.
← به کی پیشنهاد میدم بخونه؟
اگه شخصیت نایتوینگ رو دوست دارید و براتون جذابه :)
اگه از دیدن بتفمیلی کنار هم و این داینامیک جذاب لذت میبرید.
اگه در کل از دیدن قهرمانهایی که در برابر فساد میجنگن تا از آدمهای ضعیف و بیدفاع حمایت کنن لذت میبرید.
#AoiReviews
#مرور
3.75/5
✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ .
︶⊹︶︶୨୧︶︶⊹︶︶⊹︶︶୨୧︶︶⊹︶⊹︶︶
دیک گریسون حالا ساکن شهر بلادهیونه و به عنوان نایتوینگ، فرشتهی نگهبان این شهر فاسده. با روی کار اومدن شهردار جدید شهر، قدرت گرفتن مجرمای جدید و ارثیهی بزرگی که بهش رسیده دیک با چالشهای جدیدی برای نجات شهر روبهرو میشه.
← والیوم اول شش پارت داره. همزمان که نایتوینگ رو نشون میده به گذشتهی این شخصیت به عنوان دیک گریسون و آدمهایی که تو زندگیش بودن تا حدودی میپردازه. نایتوینگ رو من بیشتر از انیمیشنهای دیسی میشناسم تا کامیکهاش و این اثر اولین چیزی بود که ازش خوندم. با اینکه فقط یه آشنایی کلی با بکاستوری این شخصیت داشتم و کامیکهای مربوط به بتمن و رابین رو نخونده بودم ولی مشکلی برای خوندن این سری از ایشوها نداشتم. اگرچه آشنایی کامل با همهی شخصیتهای دیسی برای خوندنش ضروری نیست ولی به نظرم اگه یه آشنایی کلی هم با شخصیتهای بتفمیلی مثل باربارا گوردون، تیم دریک، جیسون تاد و یا قهرمانهایی مثل سوپرمن و... داشته باشید خیلی بیشتر میتونید با داستان ارتباط برقرار کنید و وقتی تعامل شخصیتها رو ببینید براتون معنای متفاوتی خواهد داشت نسبت به وقتی که اونا فقط یسری چهره با اسمهای ناآشنا توی پنل باشن.
توی این والیوم چند تا سوپرهیرو و ویلنهای مختلف داریم اما تمرکز اصلی به صورت زیرپوستی روی شرور مرموزیه که به عنوان مردی که قلب نداره شناخته میشه. ویلن دیگهای که حضور پررنگی داشت بلاکباستر بود. تقابل بین نایتوینگ با اینها مثل تقابل خیر و شر بود و زمینهی آنچنان خاکستریای وجود نداشت.
← شروع خوبی داره، جذابیت داستان و وقایع به قدری هست که تا آخرش بخوای دنبال کنی. به قولی کشش داره. پایان هم جای مناسبی تموم شد و جوری هست که برای ادامه دادن تشویق بشی. پایانش کاملا بسته نیست و اگه میخواید کل داستان رو بدونید باید بقیهی کامیکهای نایتوینگ نوشتهی تام تیلور هم بخونید.
← برای من خوندنش تجربهی لذتبخشی بود. هم ریتم خوبی داشت و جریان اتفاقات منو دنبال خودش میکشوند و هم اینکه دیدن شخصیتهایی که برام آشنا بودن و تعامل بینشون رو دوست داشتم. همونقدر که بروس توی زندگی دیک اهمیت داره، آلفرد هم داره و یهجورایی پدرش محسوب میشه. توی چند پنل به خوبی این قضیه رو نشون داده بود. اینکه چطور آلفرد به دیک باور داشت و هواشو داشت. در کل بتفمیلی برای من واقعا داینامیک جذابی دارن و این موضوع توی این کامیک نشون داده شده بود، جوری که با همدیگه شوخی داشته ولی همزمان هم از همدیگه حمایت میکردن و...
دیدن سوپرمن و گفتگوش با نایتوینگ جذاب بود :))
پنلهای مربوط به آلفرد هم قشنگ بودن ㅠㅠ
نقش نسبتا پررنگ باربارا هم از نکات مثبت کامیکه.
هم لحظات احساسی داشت و هم لحظات اکشن. همونطور که از یه اثر سوپرهیرویی خوب انتظار میره، چندتایی صحنهی بزن بزن و فایت داشت.
← با وجود اتفاقات تلخ به طور کلی این کامیک به نظرم حالوهوای روشن و امیدوارکنندهای داره. شخصیت نایتوینگ به اندازهی بتمن جدی و بدخلق نیست و تیکههای طعنهآمیزی وسط فایت به دشمناش میاندازه که بامزهن. شوخیهای اعضای بتفمیلی با هم و رمنسی که دوباره داره شکل میگیره هم باعث شدن مود داستان دارک و تلخ نباشه. انگیزههای دیک گریسون و جوری که پایانش رقم خورد نوید آیندهی درخشانی رو میده :))
← داستان به نظرم ترکیبی از پلاتمحور و کرکترمحوره. همزمان که داستان مهمه، اینکه چه بلایی سر شخصیتها میآد هم اهمیت داره. نحوهی روایت به نظرم منطقی بود، جوری که به موضوع گذشتهی دیک و زندگی پدرومادرش پرداخت جالب بود. سرعتش متوسط رو به بالاست. پلاتتوییست جالبی هم داره. شخصیتها متنوعن و دوستداشتنی. آرت قشنگی داره. مدل تصویرسازی شخصیتها و پلت رنگی پنلها طبق سلیقهم بود. رشد شخصیتی به نظرم هنوز خیلی واضح نیست و باید بیشتر براش صبر کرد ولی نمیشه هم گفت نداریم چون به گذشتهی دیک تا حدودی پرداخته و میبینیم که از کجا به کجا رسیده.
← به کی پیشنهاد میدم بخونه؟
اگه شخصیت نایتوینگ رو دوست دارید و براتون جذابه :)
اگه از دیدن بتفمیلی کنار هم و این داینامیک جذاب لذت میبرید.
اگه در کل از دیدن قهرمانهایی که در برابر فساد میجنگن تا از آدمهای ضعیف و بیدفاع حمایت کنن لذت میبرید.
#AoiReviews
#مرور
❤1
Oculus Dei
ꔫ Nightwing, Vol. 1: Leaping Into the Light ⊹ 𓄳Tom Taylor 𓄸Bruno Redondo #Blueisreading
امروز Fear State هم خوندم. تا اینجا ران تام تیلور خوب بوده و ادامه میدم ✨:)
Nightwing: Fear State
3.5/5
➴➵➶➴➵➶➴➵➶
خب این والیوم شامل سه داستان مختلفه که جدا بهشون میپردازم.
Nightwing 84–86
3.75/5
این سری به نظرم فضاش دارکتر از والیوم اول ران تام تیلور اومد. فکر نمیکردم گاتهام بدتر از چیزی که قبلا بود بتونه بشه ولی خب این شهر هیچوقت در زمینهی بدتر شدن ناامیدت نمیکنه :))
رابطهی دیک و باربارا و عمقش رو خوب نشون داده بود، شاید حتی بیشتر از والیوم قبلی بهش پرداخت. اینکه تا چه حد حاضرن به خاطر همدیگه پیش برن و...
داینامیک بتفمیلی هم خیلی قشنگ نشون داد. حضور استفنی و کَس واقعا از نقاط مثبتش بود. یکم بیشتر از والیوم اول دوستش داشتم، دارکتر بود و پیچیدگی بیشتری داشت و ویلنش هم جدید بود برام و دوست دارم بیشتر ازش بخونم، از اون ویلنهای اعصابخردکنی بود که منابع زیادی دارن و اورپاور به نظر میان :)) سرعتش بالا بود و ریتم خوبی داشت. رابطهی بروس و دیک هم گویا یهکوچولو بهتر از والیوم قبل شد. پنلهایی که با هم داشتن و بعدش حرف زدن رو دوست داشتم واقعا.
باربارا خیلی Badass بود تو این داستان کامیک و درخشید ✨
Blood Brothers
3.5/5
نوعی که این داستان بهشون پرداخت رو دوست داشتم، اینکه مشکل اصلی درواقع جوری بود که بتمن دربرابر هم قرارشون میداد و درواقع جیسون و دیک مشکل خاصی باهم نداشتن:))
آرتش رو کمتر از همه دوست داشتم وگرنه داستان خوب بود و پردازش نسبتا خوبی هم برای جیسون داشت. دز احساسی خوبی در کنار اکشن داشت (داستان اول هم همینطور، فقط از نوع رمنس بود بیشتر)
Batman: Urban Legends 10
3.25/5
شاید مشکل بیشتر این بود که پیامش خیلی مستقیم بود و اونقدر پیچیدگی نداشت و اجرا و لحنش هم اونطور که باید به دلم ننشستن. مطمئن نیستم چرا ولی یکم لوس بود برام.
⭐️ آرت داستان آخر و اول تقریبا در یه سطحن برام، پلت رنگی سومی رو شاید یکم بیشتر دوست داشتم و شبیهتر به والیوم اول بود برام، در نگاه اول تصویرسازی سومی از شخصیتها هم بهتر به نظرم امد ولی خب در نهایت دیدم خیلی فرقی ندارن برام که بخوام رتبهبندیشون کنم. آرت داستان دوم رو دوست نداشتم. به اندازهی کافی برای من زیبایی بصری نداشت. پلت رنگیش اوکی بود ولی (برای مثال کلی آتش و قرمز جالب به خاطر رد هود تو بعضی پنلها که چشم نواز بودن تاحدودی ^-^).
#AoiReviews
#مرور
3.5/5
➴➵➶➴➵➶➴➵➶
خب این والیوم شامل سه داستان مختلفه که جدا بهشون میپردازم.
Nightwing 84–86
3.75/5
سیستم اوراکل هک شده و اطلاعات غلط پخش میکنه، پای نایتوینگ درست بعد از شروع جدی دوبارهی کارش تو بلادهیون، به گاتهام باز میشه. گاتهامی که اوضاعش خیلی بدتر از چیزیه که قبلا بود. دیک و باربارا و تیم به همراه بتگرلها باید راهی پیدا کنن شهر رو نجات بدن.آرتیستهای این والیوم متفاوت از Leaping Into the Light بودن و در کل آرت Bruno Redondo رو ترجیح میدم.
این سری به نظرم فضاش دارکتر از والیوم اول ران تام تیلور اومد. فکر نمیکردم گاتهام بدتر از چیزی که قبلا بود بتونه بشه ولی خب این شهر هیچوقت در زمینهی بدتر شدن ناامیدت نمیکنه :))
رابطهی دیک و باربارا و عمقش رو خوب نشون داده بود، شاید حتی بیشتر از والیوم قبلی بهش پرداخت. اینکه تا چه حد حاضرن به خاطر همدیگه پیش برن و...
داینامیک بتفمیلی هم خیلی قشنگ نشون داد. حضور استفنی و کَس واقعا از نقاط مثبتش بود. یکم بیشتر از والیوم اول دوستش داشتم، دارکتر بود و پیچیدگی بیشتری داشت و ویلنش هم جدید بود برام و دوست دارم بیشتر ازش بخونم، از اون ویلنهای اعصابخردکنی بود که منابع زیادی دارن و اورپاور به نظر میان :)) سرعتش بالا بود و ریتم خوبی داشت. رابطهی بروس و دیک هم گویا یهکوچولو بهتر از والیوم قبل شد. پنلهایی که با هم داشتن و بعدش حرف زدن رو دوست داشتم واقعا.
باربارا خیلی Badass بود تو این داستان کامیک و درخشید ✨
Blood Brothers
3.5/5
یه فیلمی از جیسون پخش شده که چندان خوشایند نیست :)) دیک میره پی قضیه رو بگیره. یسری فلشبک هم داریم.خیلی خوب بود که رابطهی بین دیک و جیسون رو نشون داد. هم فلشبک و هم زمان حال. با هم کار کردنشون واقعا>>>
نوعی که این داستان بهشون پرداخت رو دوست داشتم، اینکه مشکل اصلی درواقع جوری بود که بتمن دربرابر هم قرارشون میداد و درواقع جیسون و دیک مشکل خاصی باهم نداشتن:))
آرتش رو کمتر از همه دوست داشتم وگرنه داستان خوب بود و پردازش نسبتا خوبی هم برای جیسون داشت. دز احساسی خوبی در کنار اکشن داشت (داستان اول هم همینطور، فقط از نوع رمنس بود بیشتر)
Batman: Urban Legends 10
3.25/5
کریسمسه و نایتوینگ جای اینکه پیش خانوادش باشه درگیر کاره، سه روح می رن تا بهش نشون بدن اگه این روند رو ادامه بده کار به کجا ختم میشه :))داستان اینو کمتر از همه دوست داشتم. یکم اون قسمت روح ها گیجکننده بود اولش ولی خب طبیعی بود چون خود کارکتر دیک هم به خاطر اتفاقات گیجه. حالوهوای کریسمسی داشت که من خیلی الان تو مودش نبودم و یکم داستانش برام meh بود. باربارا هم کمی pushy به نظرم اومد (با اینکه کاری که داشت میکرد درست و به جا بود). اینکه نشون میداد همشون دارن سعی میکنن چطور با قضیه کنار بیان و کنار هم باشن قشنگ بود و همینطور اینکه نشون میداد این قضایا چه تاثیری روی دیک داشتن.
شاید مشکل بیشتر این بود که پیامش خیلی مستقیم بود و اونقدر پیچیدگی نداشت و اجرا و لحنش هم اونطور که باید به دلم ننشستن. مطمئن نیستم چرا ولی یکم لوس بود برام.
⭐️ آرت داستان آخر و اول تقریبا در یه سطحن برام، پلت رنگی سومی رو شاید یکم بیشتر دوست داشتم و شبیهتر به والیوم اول بود برام، در نگاه اول تصویرسازی سومی از شخصیتها هم بهتر به نظرم امد ولی خب در نهایت دیدم خیلی فرقی ندارن برام که بخوام رتبهبندیشون کنم. آرت داستان دوم رو دوست نداشتم. به اندازهی کافی برای من زیبایی بصری نداشت. پلت رنگیش اوکی بود ولی (برای مثال کلی آتش و قرمز جالب به خاطر رد هود تو بعضی پنلها که چشم نواز بودن تاحدودی ^-^).
#AoiReviews
#مرور
80/248
این تیکه انقدر برام بامزه بود که حتی موقع هایلایت کردنش خندهم گرفت دستم کج رفت =))
#DiscWorld | The Color of Magic
☃2⚡1
Oculus Dei
امروز Fear State هم خوندم. تا اینجا ران تام تیلور خوب بوده و ادامه میدم ✨:)
به عنوام کسی که میگفت مجموعه پشت هم نمیخونه خیلی تخته گاز دارم پیش میرم
Get Grayson Done ✅
Get Grayson Done ✅
Nightwing, Vol. 2: Get Grayson
3.75/5
. . • ☆ . ° .• °:. *₊ ° . ☆
همچنان داینامیکهای جذاب گروهی رو داریم، این بار با حضور پررنگ تایتانها :))
قهرمانهای دیگه هم هستن البته، از جمله مستر تریفیک و... 🤌🏻✨
واقعا از پنلهایی که نایتوینگ و فلش با هم داشتن لذت بردم :))
دوستی ولی و دیک>>>
این وسط هم هی هینت میده به رابطهش با باربارا و اینکه اگرچه خودشون لیبلی نذاشتن ولی خب در این نقطه همه دیگه میدونن چه خبره جز خودشون =))
همچنان خوشریتم و روونه :))
یکم اینکه آرتیست از یه جایی به بعد تغییر کرد رو دوست نداشتم، با آرت Bruno Redondo بیشتر ارتباط میگیرم.
کراساورش با سوپرمن هم جالب بود. هرچند فعلا جان کنت جوان و جی رو چندان دوست ندارم. شاید بعد اینکه برم کمیکهای مربوط بهش و اینکه چه بلایی سرش اومد رو بخونم نظرم تغییر کنه. فعلا سعی میکنم اسپویل نشم :))
لوییس مثل اکثر مواقع>>
یکم لحن اون قسمتهایی که جان با ابعاد تاریک قهرمان بودن درگیره و با باباش حرف میزنه زیادی روشن بود برای سلیقهی من. البته خب میگم، هنوز زیاد از سوپرفمیلی چیزی نخوندم پس شاید دلیلی که چندان ارتباط نگرفتم اینه که هیستوریشون رو ندارم. یعنی خب اینکه یهو از جان کوچولو به این جان رسیدم چندان قابل ارتباط و جالب نبود در برخورد اول.
رشدی که اینجا در مورد دیک وجود دارهاینه که از اون حالت باید تنها کار کنم و نذارم اطرافیانم آسیب ببینن و با کمک نگرفتن ازشون بار روی دوششون نباشم؛ درمیاد و همین همکاری کردنه و کمک گرفتنه جونش رو نجات میده.
همچنان تنوع ویلنیش رو حفظ کرده ولی از اون ویلن مرموز اصلیه خیلی چیزی نداریم جز چند پنل محدود.
#AoiReviews
#مرور
3.75/5
. . • ☆ . ° .• °:. *₊ ° . ☆
اسمش دقیقا خلاصشه :)) دیک گریسون یه تارگت روی خودش گذاشته و حالا کلی آدمکُش دنبالشن :))خب بعد از Fear State که توی گاتهام بود دوباره برمیگردیم به بلادهیون.
همچنان داینامیکهای جذاب گروهی رو داریم، این بار با حضور پررنگ تایتانها :))
قهرمانهای دیگه هم هستن البته، از جمله مستر تریفیک و... 🤌🏻✨
واقعا از پنلهایی که نایتوینگ و فلش با هم داشتن لذت بردم :))
دوستی ولی و دیک>>>
این وسط هم هی هینت میده به رابطهش با باربارا و اینکه اگرچه خودشون لیبلی نذاشتن ولی خب در این نقطه همه دیگه میدونن چه خبره جز خودشون =))
همچنان خوشریتم و روونه :))
یکم اینکه آرتیست از یه جایی به بعد تغییر کرد رو دوست نداشتم، با آرت Bruno Redondo بیشتر ارتباط میگیرم.
کراساورش با سوپرمن هم جالب بود. هرچند فعلا جان کنت جوان و جی رو چندان دوست ندارم. شاید بعد اینکه برم کمیکهای مربوط بهش و اینکه چه بلایی سرش اومد رو بخونم نظرم تغییر کنه. فعلا سعی میکنم اسپویل نشم :))
لوییس مثل اکثر مواقع>>
یکم لحن اون قسمتهایی که جان با ابعاد تاریک قهرمان بودن درگیره و با باباش حرف میزنه زیادی روشن بود برای سلیقهی من. البته خب میگم، هنوز زیاد از سوپرفمیلی چیزی نخوندم پس شاید دلیلی که چندان ارتباط نگرفتم اینه که هیستوریشون رو ندارم. یعنی خب اینکه یهو از جان کوچولو به این جان رسیدم چندان قابل ارتباط و جالب نبود در برخورد اول.
رشدی که اینجا در مورد دیک وجود داره
همچنان تنوع ویلنیش رو حفظ کرده ولی از اون ویلن مرموز اصلیه خیلی چیزی نداریم جز چند پنل محدود.
#AoiReviews
#مرور