غزل پنهان شده در شعر بالا:
جمهوری سردار سپه مایهی ننگ است
اینصحبت اصلاحوطننیست کهجنگاست
از کار قشون حال خوش از ما چه توقع
کاینفرقه براینگله شباننیست پلنگاست
بیعلمی و آوازهی جمهوری ایران
اینحرفدر اینمملکت امروز جفنگاست
اموال تو برده است به یغما و تو خوابی
آن کس که پی حفظ تو دستش به تفنگ است
آزادی و مشروطیت افتاده به زحمت
این گوهر پر شعشعه در کام نهنگ است
در پردهی جمهوری کوبد در شاهی
ما بیخبر و دشمن طماع زرنگ است
تا تعزیهگردان بود آن هوچی بیدین
این قافله تا حشر در این بادیه لنگ است
افسانهی جمهوری ما ملت کودک
عیناً مثل ملعبهٔ شهر فرنگ است
در کیسهی ناهید بود لعل و زر و سیم
زین رو کلماتش همگی رنگبهرنگ است
🔥3❤1
لارنس_لاکهارت،_غلامرضا_افشار_نادری،_اسماعیل_افشار_نادری_نادرشاه.pdf
13.3 MB
نادرشاه اثر لارنس لاکهارت از پژوهشهای مهم درباره زندگی، لشکرکشیا و حکومت نادرشاه. لاکهارت با استناد بر منابع معاصر دوره آقا نادر، یه تصویر دقیق و انتقادی از دوران اونو بهما نشون میده و به شورشها، فتوحات، سیاستهای داخلی و سرانجام حکومت اون میپردازه.
این اثر با ترجمه دکتر غلامرضا افشارنادری و دکتر اسماعیل افشارنادری که متن ترجمه رو بدون سانسور و به بهترین شکل به ما ارائه دادن یکی از بهترین کتاب هاییه گه اگر به دوران آقانادر خونخوار علاقه دارید میتونید مطالعه کنید.
❤2
در سال ۱۷۴۴ میلادی (۱۱۵۷ق)، محمدتقیخان شیرازی علیه نادرشاه شورید و شیراز را به یکی از کانونهای مقاومت در برابر او تبدیل کرد. بعد از حدود چهار ماه و نیم محاصره، شهر سقوط کرد و نیروهای نادر شیراز رو بهشدت غارت کردند؛ بسیاری از مردم کشته شدند و به روایت لاکهارت، از سر کشتهشدگان دو مناره ساختن!
اما نادر صرفا به کشتن مردم راضی نبود، پس به سراغ تقی خان رفت. نادرشاه فرمان داد سه پسر تقیخان و یکی از برادرش کشته بشن و اعضای خانوادهاش به بردگی فروخته بشن! خود تقیخان هم اخته کردن و یکی از چشماشو درآوردن. لاکهارت مینویسه که نادر حتی همسر محبوب تقیخان رو جلو چشمای اون در اختیار سربازانش که اکثرا افغان ها و ترک ها تشکیل میدادن قرار داد تا ازش لذت ببرن!
روایتی هولناک از سرکوب شورشی که با سقوط شیراز به یکی از خونینترین فصلهای حکومت نادرشاه تبدیل شد، روایتی که کمتر از لشکر نجات دهنده نادر انتظار داریم.
📚 لارنس لاکهارت، نادرشاه، ترجمه غلامرضا افشارنادری و اسماعیل افشارنادری، تهران: انتشارات دستان، ۱۳۷۷، ص ۵۵۹–۵۶۰
❤1👍1
🗽مفهوم آزادی امروزی دقیقا از کجا شروع شد؟
در طول چند هزار سال حضور و تمدن سازی انسان، تقریبا همیشه انسان در یک ساختار قدرت زندگی کرده که آزادی فردی به معنای امروزی رو نداشته.
حتما نمیگم بردگی، منظورم این نیست که همه انسان های تاریخ برده بودن. منظورم اینه که انسان عادی هیچوقت این مجموعه تعاریف امروزی از حقوق و آزادی هایی که امروز بدیهی میدونیم رو نداشته.
مثل آزادی بیان، آزادی مذهب، آزادی انتخاب، آزادی اقتصادی و حق محدود کردن حکومت در زندگی خصوصی مردم؛ گرچه ما ایرانیای بدبخت زیاد اینو تجربه نکردیم، ولی درکل در بیشتر تاریخ یه تعریف واحد و جهانی از این نوع آزادی وجود نداشته.
مفهوم آزادی وجود داشت، ولی هر تمدنی یه تعریف جداگانه براش اون داشت.
یکی آزادی رو آزادی شهروند میدونست.
یکی آزادی رو رهایی از سلطه یه حکومت میدونست.
یکی آزادی رو رهایی از فقر میدونست.
یکی آزادی رو اطاعت از نظم الهی میدونست.
اصلا یه مفهوم واحد و جهانی از آزادی وجود نداشت.
بعد به دنیای مدرن رسیدیم. تو چند قرن اخیر، خصوصا با شکلگیری سنت لیبرال غربی، یه تعریف خاص از آزادی کمکم شکل گرفت و قدرتمند شد؛ همونی تعریف آزادی فردی، حقوق فرد مقابل حکومت، آزادی بیان، آزادی مذهب، مالکیت، حاکمیت قانون و محدود بودن دولت تو مرکز قدرت.
این مفهوم توسط آمریکا جهانی شد، توسط اون اختراع نشد ولی آمریکا مهم ترین نیرویی بود که اونو خصوصا بعد از ۱۹۴۵ جهانی کرد.
آمریکا تبدیل شد به قدرتمند ترین امپراتوری تاریخ بشریت؛ امپراتوری ای که نه فقط اقتصادی و نظامی، بلکه در تک تک ابعاد فرهنگی جهانی نفوذ کرد. با این قدرت مدل سیاسی و حقوقی خودش رو هم جهانی کرد.
مفهوم حقوق بشر جهانی شد.
مفهوم آزادی فردی جهانی شد.
و آزادی به یه زبون مشترک برای مشروعیت سیاسی تبدیل شد.
حتی دشمن های ایدئولوژیک آمریکا هم تحت تاثیر و فشار این موج قرار گرفتن.
ولی سعی کردن مفهوم دیگه ای براش پیاده کنن، شوروی آزادی رو رهایی از بند طبقاتی میدونست؛ جمهوری اسلامی آزادی رو رهایی از سلطه شرق غرب و... ولی درکل همگی از بخشی از همون مفهوم جهانی و تثبیت شده استقبال میکردن.
یعنی مفهوم آزادی آمریکایی اونقدر هژمونیک شده بود که حتی مخالفینش هم مجبور بودن با زبون خودش با اون مبارزه کنن! ساده ترین مثالش ایموجی اول متنه، هر جایی شما کلمه آزادی یا freedom رو بیاری چی میبینی؟ این : 🗽
👍2
اَنباشت
🗽مفهوم آزادی امروزی دقیقا از کجا شروع شد؟ در طول چند هزار سال حضور و تمدن سازی انسان، تقریبا همیشه انسان در یک ساختار قدرت زندگی کرده که آزادی فردی به معنای امروزی رو نداشته. حتما نمیگم بردگی، منظورم این نیست که همه انسان های تاریخ برده بودن. منظورم اینه…
🔔 پایان زنگ تفریح آزادی؟
اما سوال اصلی اینجاست :
آیا این دوره آزادیخواهی آمریکایی-لیبرال واقعا قراره ادامه پیدا کنه؟
چون چیزی که در چند دهه اخیر درحال تغییره صرفا سیاست نیست.
فناوری درحال تغییر رابطه انسان با قدرته، دقیقا دارم چی میگم؟ خب :
تا همین چند دهه پیش، حتی قدرتمندترین دولت های دنیا هم محدودیت های جدی روی نظارت بر تکتک مردم داشتن.
اما امروز دیگه این محدودیت ها نیست.
دوربین ها بیشتر شدن؛ تشخیص چهره اومده؛ موقعیت مکانی اومده؛ تحلیل های هوش مصنوعی اومده و...
سوال مدیا تقریبا هر چیزی رو از شما میدونه، اون هوش مصنوعی که باهاش حرف میزنی هم همینطوره.
خرید ها، سرچ ها، ارتباطات، علایق و رفتار های روزمره تو داره تبدیل به یه پایگاه داده برای تحلیل تو میشه.
و حالا هوش مصنوعی اومده که از این داده ها الگد استخراج کنه.
یعنی مسئله صرفا این نیست که امروز پورنی که دیدی چه پورنی بوده، مسئله اینه سیستم درحال درک اینه که چجور آدمی هستی با چه کسایی ارتباط میگیری و احتمالا در آینده چه خطری برای حاکمیت داری.
این یه تغییر تاریخیه، چون آزادی فردی تاحد زیادی وابسته به این بود که قدرت نتونه همه چیزو راجب تو بدونه.
اما حالا، از نظرفنی داریم به جهانی نزدیک میشیم که من اسمشو میزارم هژمونی چینی.
کلمه آزادی هنوز سرجاشه، صرفا تفاوت اینه که سیستم میتونه همیشه تورو ببینه، تحلیل کنه، و رصد کنه.
و این آغاز یه تغییربزرگتره، آغازی پر پایان زنگ تفریح آزادی فردی که اروپا خصوصا فرانسه با محدودیت های به ظاهر سنی برای شبکه های اجتماعی و احراز هویت های بی مورد داره ازش استفاده میکنه. شاید اون رمان ۱۹۸۴ و پلیس فکری که برای ما ایرانیا که تاحدی آشنا بود، الان قوی تر و مدرن تر توی جهان غرب و نزدیکانش به زنگ تفریح اونا زیر میزی پایان میده.
👍8
در درگیریهای سراسر جهان، نوعی سامانه تسلیحاتی روزبهروز رایجتر میشود که به فناوری بسیار اندکی نیاز دارد، نگهداریاش ساده است، انعطافپذیری نامحدودی دارد و ظرفیت شگفتانگیزی برای وفاداری و وحشیگری از خود نشان میدهد. در واقع، در میان ماشینهای جنگی، هیچ سامانهٔ تسلیحاتیای به اندازهٔ آن یکپارچه و کامل نیست. این سلاحهای ارزان، تجدیدپذیر، فراوان، پیچیده و مصرفشدنی چه هستند؟ کودکان!
📚 آنها مثل سربازان میجنگند، مثل کودکان میمیرند | رومئو دالر
💔4👍1
اَنباشت
اگر دلتان میخواهد، قوانین علم راخدا بنامید، اما این دیگرخدایی شخصی نیست که بتوانید ملاقات کنید و از او پرسش کنید
من به خدای اسپینوزا ایمان دارم؛ خدایی که خود را در هماهنگی منظم و نظم شگفتانگیزِ آنچه وجود دارد آشکار میکند، نه به خدایی که خود را در سرنوشت و اعمال انسانها دخیل میداند.تفاوت اصلی در پردازش به ایده ی خدا در ذهن انیشتین و هاوکینگ چنین چیزیه
🎙️ آلبرت اینشتین | در پاسخ به سوال خاخام هربرت اس
🥰2
فرض کنید من به شما بگویم در گاراژ من یک اژدهای آتشین زندگی میکند. شما احتمالاً میخواهید آن را ببینید، اما وقتی وارد گاراژ میشوید هیچ اژدهایی نمیبینید. من توضیح میدهم که اژدها نامرئی است. پیشنهاد میکنید روی زمین آرد بپاشیم تا رد پاهایش معلوم شود؛ میگویم ایدهٔ خوبی است، اما این اژدها در هوا شناور است. پیشنهاد میکنید از دوربین مادونقرمز استفاده کنیم؛ میگویم آتش او گرما تولید نمیکند. برای هر آزمایشی که پیشنهاد میکنید، توضیحی دارم که چرا نتیجه نمیدهد.
حالا تفاوت میان یک اژدهای نامرئی، نامادی و شناور که آتش بدون گرما بیرون میدهد و اصلاً اژدهایی وجود نداشته باشد چیست؟ اگر هیچ راهی برای رد کردن ادعای من وجود نداشته باشد، هیچ آزمایشی که بتواند علیه آن نتیجه بدهد، اصلاً چه معنایی دارد که بگوییم اژدهای من وجود دارد؟ ناتوانی شما در رد کردن فرضیهٔ من، به هیچوجه معادل اثبات درست بودن آن نیست.
📚 جهان تسخیرشده از شیاطین | کارل سیگن
❤3👍3🔥1
اَنباشت
در سال ۱۷۴۴ میلادی (۱۱۵۷ق)، محمدتقیخان شیرازی علیه نادرشاه شورید و شیراز را به یکی از کانونهای مقاومت در برابر او تبدیل کرد. بعد از حدود چهار ماه و نیم محاصره، شهر سقوط کرد و نیروهای نادر شیراز رو بهشدت غارت کردند؛ بسیاری از مردم کشته شدند و به روایت لاکهارت،…
زندگی_نادر_شاه_از_جونس_هنوی_ترجمه_اسماعیل_دولتشاهی.pdf
7.4 MB
یکی دیگه از کتاب هایی که یکی از دوستان عزیز لطف کرد و فرستاد دایرکت، همینه.
زندگی نادرشاه:جونسهنوی
تقریبا اکثر چیز هایی که گفته میشود لارنس هم گفته؛ ولی جزئیات بهتری از صحنه ها ارائه میدهد خصوصا بعد از نبرد ها.
👍3
یکی از نمونه جزئیات بیشتر؛ همین غارت شیراز هست.
در اینجا هم وقایعی مثل کورشدن تقی خان، اخته شدنش، تجاوز به همسرش در جلوی چشمش و کشته شدن برادرش گفته میشه.
ولی یک نکته حائز اهمیت اینه که نادر تقیخان رو دوست داشت(😭😭) و قسم خورده بود اونو نکشه و فرد لایقی میدونستش.
حتی بعد از اینکه اون همه بلا سر این بیچاره آورد اونو به عنوان حاکم به کابل فرستاد؛ و جالبه تقیخان باز زن میگیره در حین اینکه اخته بود و همین که به کابل میرسه باز شورش میکنه😂😂خودت به درک به فکر زن هات باش و بعدتر بخاطر کینه ای که از حاکمیت درون ایران داشت با احمدشاه درانی همراه میشه و یکی از فرمانده های احمدشاه درانی میشه و توی فتوحات همراهیش میکنه.
📚 نادرشاه | جونس هنوی با ترجمه اسماعیل دولتشاه صفحات ۳۰۰ تا ۳۰۵ PDF
🤣3
هنگامی که جنایات بشر متنوع و مختلف می شود و قاضی احساسات خصوصی خود را در قضیه دخالت میدهد، ملت دچار چه بدبختیهایی که نمی شود؟
بعضی از موارد بیدادگری نادر معلول این سیاست بود؛ ضمن عمل شجاعت آمیز و فراموش نشدنی او یعنی طرد افغانها از ایران، روزی که پیروزمندانه وارد اصفهان میشد، سربازی به یکی از زنان اشراف تجاوز کرد . شوهر آن زن به نزد نادر شکایت برد که پس از این ننگ دیگر نمی تواند زنده بماند . نادر در جواب او گفت : « آری ، نمیتوانی زنده بمانی» و سپس بی درنگ فرمان داد که او را خفه کنند. سپس رفتار خود را در نزد افسران توجیه کرد و گفت : « تردیدی ندارم که شما مرا آدم بسیار ظالمی می دانید که حرف آن مرد را تکرار کردم.
ولی در چنین مواقعی چه میتوانم بکنم ؟ جلو يك لشكر فاتح را همیشه نمی توان گرفت؛ اگر به داد این مرد رسیده بودم ، صدها نفر دیگر چنان شکایتی می کردند ، و وقت من به جای آنکه صرف شکست دادن دشمنان مملکتمان بشود مصروف تنبیه سربازانم میشد.
📚 نادرشاه | جونس هنوی با ترجمه اسماعیل دولتشاهی ص 336 PDF
👍1🤯1😐1
ایران_از_نفوذ_مسالمتآمیز_تا_تحتالحمایگی_ویلهلم_لیتن.pdf
4.8 MB
این کتاب یکی از منابع جالب درباره نفوذ روسیه و انگلیس در ایران قاجاره؛ لیتن با استفاده از قراردادها، امتیازها، اسناد اقتصادی و سیاسی، نشون میده قدرتهای خارجی چطور کمکم در بخشهای مختلف ایران نفوذ پیدا کردند.
❤5
نفوذ روسیه در ایران؛ از بانکداری تا ارتش و اقتصاد
📚 ویلهلم لیتن، ایران از نفوذ مسالمتآمیز تا تحتالحمایگی، ۱۹۲۰.
نفوذ روسیه در ایران قاجاری فقط با سیاست و قرارداد پیش نمیرفت؛ پول، تجارت و نیروی نظامی هم بخش مهمی از این نفوذ بودند.
یکی از مهمترین ابزارها، بانک استقراضی روسیه بود که از دهه ۱۸۹۰ در ایران فعالیت میکرد و بهتدریج در شهرهایی مثل تهران، تبریز، رشت و مشهد شعبه و نمایندگی پیدا کرد.
این بانک فقط یه موسسه تجاری معمولی نبود و در وامدهی به دولت و رجال ایرانی نقش پیدا کرد؛ بهطوری که ارتباطش با ساختار مالی ایران، آن را به یکی از ابزارهای مهم نفوذ روسیه تبدیل کرده بود.
صفحات ۹۳–۹۶
اما نفوذ فقط در بخش پول نیست!
در سال ۱۸۷۹، بریگاد قزاق ( همون نیرویی که رضاشاه پس از کودتا باهاش قاجار رو سرنگون کرد ) در ایران تشکیل شد؛ نیرویی که از نظر رسمی بخشی از نیروهای ایران بود، اما فرماندهی اون در اختیار افسران روسی قرار داشت.
جالب اینجاست که هزینه این نیرو هم از منابع ایران پرداخت میشد. ویلهلم لیتن مینویسه بخشی از درآمد گمرکات شمال ایران مستقیما برای پرداخت هزینههای بریگاد قزاق اختصاص پیدا میکرد.
این نیرو بعدها به یکی از مهمترین ابزارهای نظامی روسیه در ایران تبدیل شد؛ نیرویی که به دولت قاجار فشار میآورد و نمیذاشت حرکتی بر علیه دولت روسیه بزنه.
صفحات ۱۷۱–۱۷۳
از سال ۱۸۸۸، امتیاز بهرهبرداری از ماهیگیری در سواحل ایرانی دریای خزر و رودخانههای منتهی به آن، در محدوده آستارا تا اترک، به استپان لیانازوف، تاجر روس، واگذار شد و بعدها این امتیاز تمدید شد؛ چیزی که توجهم رو جلب کرد نقشه ای بود که این کتاب از سواحل ایرانی به ما نشون داد که افسانه ی ۵۰ درصد رو از ذهن ایرانی بیرون کنه.
در واقع نفوذ روسیه رو میشه در سه بخش مکمل هم دید :
بانک؛ نفوذ از مسیر پول
بریگاد قزاق؛ نفوذ از مسیر قدرت نظامی
شیلات خزر؛ نفوذ از مسیر اقتصاد و تجارت
و این دقیقا همون چیزیه که مفهوم «نفوذ مسالمتآمیز» در اسم کتاب رو توضیح میده.
📚 ویلهلم لیتن، ایران از نفوذ مسالمتآمیز تا تحتالحمایگی، ۱۹۲۰.
👍6
ترس از به زنجیر کشیده شدن فکر ایرانیان را متحجر کرده است!
آزادی بیان برای ایرانیان به کلی نا آشناست و این ضرب المثل که دیوار گوش دارد، ورد زبان همه است. ترس از به زنجیر کشیده شدن فکر آنها را متحجر کرده است. ایشان با بالا دستهای خود در نهایت خواری و غلام صفتی سخن میگویند و اما با زیر دستها با نخوت و تکبر رفتار میکنند.
📚مشاهدات سفر از بنگال به ایران ۱۷۹۷ | فرانكلين ويليام
💔4👍1
علم و دین نوشته برتراند راسل.pdf
5.4 MB
راسل تو این کتاب تعارض بین تفکر علمی و باورهای دینی را بررسی میکنه و توضیح میده که علم بر مشاهده، آزمون و امکان اصلاح خطا استواره، در حالی که دین اغلب بر ایمان و باورهای قطعی تکیه داره. درکل کتاب مناسبی برای درک تعارض میان دین و علمه.
توجه بشه که کتاب بیشتر یک نقد فلسفی و تاریخیه تا اثری صرفا ضد دین.
👍2
اَنباشت
علم و دین نوشته برتراند راسل.pdf
یک باور دینی با یک نظریه علمی تفاوت دارد؛ زیرا ادعا میکند حقیقتی ابدی و کاملا قطعی را در خود دارد، در حالی که علم همواره موقتی و آزمونپذیر است. روحیه علمی محتاط، موقتی و گامبهگام است؛ تصور نمیکند که تمام حقیقت را میداند، یا حتی بهترین دانستههایش کاملا درستاند.
به نظر من، دین در درجه اول و اساسا بر ترس بنا شده است؛ ترس زاینده خشونت است؛ بنابراین عجیب نیست که خشونت و دین در کنار یکدیگر حرکت کردهاند.
علم میتواند به ما کمک کند از این ترس بزدلانهای که بشر نسلهای بسیاری در آن زیسته است، عبور کنیم.
ترس از جهنم سرچشمه ژرفترین تشویشها بود ... بهانه نجات دادن دیگران از جهنم به دستاویزی برای موجه جلوه دادن آزار و اذیت دینی تبدیل شد.
📚 علم و دین | برتراند راسل
❤1👍1
از_بنگال_به_ایران_ویلیام_فرانکلین.PDF
2.5 MB
سفرنامهای از ویلیام فرانکلین، افسر و جهانگرد انگلیسی، درباره سفر خودش به ایران در اواخر قرن هجدهمه.
کتاب بیشتر از اینکه یه تاریخ رسمی باشه، مجموعهای از مشاهدات درباره شهرها، مردم، آدابورسوم، مذهب، حکومت، اقتصاد و زندگی اجتماعی ایرانه؛ بهویژه شیراز و شرایط دوره زندیه و آغاز قدرت قاجار.
نکته جالب کتاب اینه که در کنار توصیفهای مثبت، انتقادهای صریحی از جامعه اون زمان ما داره. مثل خرافات، تملق، دروغگویی، خشونت و محدودیت زنان هم مطرح میشه.
❤2
اَنباشت
از_بنگال_به_ایران_ویلیام_فرانکلین.PDF
ایرانیها از نظر رفتار ظاهری خود بدون شک پاریسیهای شرق هستند!
📚 مشاهدات سفر از بنگال به ایران ۱۷۹۷ | فرانكلين ويليام
در حالی که رفتار دور از نزاکت و خشن صفت بارز ترکها در مواجه با خارجی ها و عیسوی ها است ایرانی ها نسبت به مردم متمدن رفتاری احترام آمیز دارند و با افراد خارجی ،مهربان مؤدب با نزاکت و دوست هستند و رفتار ایشان عاری از تعصبات مذهبی است که در سایر کشورهای مسلمان به چشم می خورد.
📚 مشاهدات سفر از بنگال به ایران ۱۷۹۷ | فرانكلين ويليام
🤣3❤1