Forwarded from Radio Zamaneh
دانستن آنارشیسم در آستانۀ زندان
سهیل عربی، عکاس، کنشگر و زندانی سیاسی باسابقه، در فاصله میان دو جنگ ترجمه کتاب «تاریخ آنارشیسم: خواستن آنچه ناممکن پنداشتهاند» نوشته پیتر مارشال را به پایان میرساند؛ ترجمهای درباره تاریخی از اندیشه و مبارزه برای آزادی، از نقد دولت و اقتدار تا خودمدیریتی و نافرمانی. عربی که ۲۰ اسفند بار دیگر بازداشت شد، ۱۹ مرداد در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به زندان محکوم شد. آنچه میخوانید مقدمه این کتاب است که با ترجمه او در مجموعه «ایدهنگاری انقلاب» منتشر خواهد شد.
https://www.radiozamaneh.com/898117/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
سهیل عربی، عکاس، کنشگر و زندانی سیاسی باسابقه، در فاصله میان دو جنگ ترجمه کتاب «تاریخ آنارشیسم: خواستن آنچه ناممکن پنداشتهاند» نوشته پیتر مارشال را به پایان میرساند؛ ترجمهای درباره تاریخی از اندیشه و مبارزه برای آزادی، از نقد دولت و اقتدار تا خودمدیریتی و نافرمانی. عربی که ۲۰ اسفند بار دیگر بازداشت شد، ۱۹ مرداد در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به زندان محکوم شد. آنچه میخوانید مقدمه این کتاب است که با ترجمه او در مجموعه «ایدهنگاری انقلاب» منتشر خواهد شد.
https://www.radiozamaneh.com/898117/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
دانستن آنارشیسم در آستانۀ زندان
سهیل عربی، عکاس، کنشگر و زندانی سیاسی باسابقه، در فاصله میان دو جنگ ترجمه کتاب «تاریخ آنارشیسم: خواستن آنچه ناممکن پنداشتهاند» نوشته پیتر مارشال را به پایان میرساند؛ ترجمهای درباره تاریخی از اندیشه و مبارزه برای آزادی، از نقد دولت و اقتدار تا خودمدیریتی…
Forwarded from آموزشکده توانا
سهیل عربی به پنج سال حبس محکوم شد؛ «کمک به زندانیان، زخمیها و خانواده جانباختگان» در پرونده امنیتی
سهیل عربی، زندانی سیاسی سابق و فعال مدنی، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری به پنج سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در شبکههای اجتماعی محکوم شد. در پرونده او، ارتباط با افراد خارج از کشور، فعالیت در شبکههای اجتماعی و کمکرسانی به زندانیان، مجروحان اعتراضات و خانواده جانباختگان از جمله مصادیقی عنوان شده که دستگاه قضایی آنها را ذیل اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» قرار داده است.
بر اساس دادنامه صادرشده در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، سهیل عربی را با استناد به ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی و با لحاظ «تکرار جرم» به پنج سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده است.
دادگاه همچنین به عنوان مجازات تکمیلی، او را به مدت دو سال از «فعالیت در شبکههای اجتماعی» منع کرده است. این رأی ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
در متن حکم، گزارش ضابطان مبنی بر «ارتباطگیری با عناصر خارجنشین پیرامون قضایای ضد امنیت» و «تبادل نظر» با آنان از جمله مستندات پرونده ذکر شده و تصاویر و فعالیتهای سهیل عربی در شبکههای اجتماعی نیز به عنوان بخشی از ادله مورد استناد دادگاه آمده است.
سهیل عربی هفته گذشته، پس از برگزاری جلسه دادگاه خود، نوشته بود که روز محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، ایمان افشاری به او گفته است بر اساس گزارشهای «قرارگاه ثارالله سپاه»، کمک به زندانیان، زخمیهای اعتراضات دیماه و انتشار مطالب انتقادی در شبکههای اجتماعی، مبنای طرح اتهام «اجتماع و تبانی» علیه او قرار گرفته است.
عربی در آخرین دفاع خود تأکید کرده بود که هدف از این کمکها کاهش آسیب به خانوادهها، بهویژه کودکان و فرزندان زندانیان، مجروحان و جانباختگان بوده است.
او نوشته بود بیش از ۲۰۰ خانواده در شبکه کمکرسانی مورد اشاره قرار داشتهاند که بیش از نیمی از آنان اساساً سابقه بازداشت یا فعالیت سیاسی نداشتهاند و کمکها عمدتاً صرف هزینههای تحصیل، درمان و خوراک شده است.
سهیل عربی همچنین گفته بود که نقش او عمدتاً معرفی افراد نیازمند به کسانی بوده که امکان کمک داشتهاند و عقاید سیاسی دریافتکنندگان کمک برایش اهمیتی نداشته است.
او درباره نوشتههای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز تأکید کرده بود که مطالبش ماهیتی «تحلیلی، انتقادی و اعتراضی» داشته و بخش مهمی از اعتراض او متوجه اقتصاد سیاسی، شیوه توزیع منابع و فساد ساختاری در جمهوری اسلامی بوده است.
عربی در جلسه دادگاه نوشته بود: «به اینکه هر شکل از دادخواهی را عناد و جرم امنیتی میخوانید اعتراض دارم.»
این پرونده از یک تناقض قابل توجه نیز پرده برمیدارد. مقامهای جمهوری اسلامی پس از اعتراضات دیماه، در روایت رسمی خود بارها مدعی شدهاند که بخشی از معترضان و شهروندان کشته یا مجروحشده هدف تیراندازی عوامل وابسته به اسرائیل قرار گرفتهاند و حتی برای برخی از کشتهشدگان و مجروحان از عناوینی چون «شهید» و «جانباز» استفاده کردهاند.
با این وصف، این پرسش مطرح است که اگر حکومت خود این شهروندان را «شهید» و «جانباز» مینامد، چگونه کمک به مجروحان و خانوادههای کشتهشدگان همان اعتراضات میتواند در یک پرونده امنیتی علیه یک شهروند مورد استناد قرار گیرد؟
محکومیت سهیل عربی نشان میدهد در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، حتی کمک مالی و اجتماعی به خانوادههایی که با زندان، جراحت یا مرگ عزیزانشان روبهرو شدهاند، میتواند در کنار فعالیتهای انتقادی و ارتباطات اجتماعی، به عنوان بخشی از یک اتهام امنیتی تفسیر شود.
سهیل عربی پیشتر نیز بارها به دلیل فعالیتها و نوشتههای خود بازداشت و به حبسهای طولانیمدت محکوم شده است. در حکم تازه نیز دادگاه صراحتاً سوابق پیشین او را مبنایی برای تشدید مجازات قرار داده است.
#سهیل_عربی
@Tavaana_TavaanaTech
سهیل عربی، زندانی سیاسی سابق و فعال مدنی، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری به پنج سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در شبکههای اجتماعی محکوم شد. در پرونده او، ارتباط با افراد خارج از کشور، فعالیت در شبکههای اجتماعی و کمکرسانی به زندانیان، مجروحان اعتراضات و خانواده جانباختگان از جمله مصادیقی عنوان شده که دستگاه قضایی آنها را ذیل اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» قرار داده است.
بر اساس دادنامه صادرشده در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، سهیل عربی را با استناد به ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی و با لحاظ «تکرار جرم» به پنج سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده است.
دادگاه همچنین به عنوان مجازات تکمیلی، او را به مدت دو سال از «فعالیت در شبکههای اجتماعی» منع کرده است. این رأی ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
در متن حکم، گزارش ضابطان مبنی بر «ارتباطگیری با عناصر خارجنشین پیرامون قضایای ضد امنیت» و «تبادل نظر» با آنان از جمله مستندات پرونده ذکر شده و تصاویر و فعالیتهای سهیل عربی در شبکههای اجتماعی نیز به عنوان بخشی از ادله مورد استناد دادگاه آمده است.
سهیل عربی هفته گذشته، پس از برگزاری جلسه دادگاه خود، نوشته بود که روز محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، ایمان افشاری به او گفته است بر اساس گزارشهای «قرارگاه ثارالله سپاه»، کمک به زندانیان، زخمیهای اعتراضات دیماه و انتشار مطالب انتقادی در شبکههای اجتماعی، مبنای طرح اتهام «اجتماع و تبانی» علیه او قرار گرفته است.
عربی در آخرین دفاع خود تأکید کرده بود که هدف از این کمکها کاهش آسیب به خانوادهها، بهویژه کودکان و فرزندان زندانیان، مجروحان و جانباختگان بوده است.
او نوشته بود بیش از ۲۰۰ خانواده در شبکه کمکرسانی مورد اشاره قرار داشتهاند که بیش از نیمی از آنان اساساً سابقه بازداشت یا فعالیت سیاسی نداشتهاند و کمکها عمدتاً صرف هزینههای تحصیل، درمان و خوراک شده است.
سهیل عربی همچنین گفته بود که نقش او عمدتاً معرفی افراد نیازمند به کسانی بوده که امکان کمک داشتهاند و عقاید سیاسی دریافتکنندگان کمک برایش اهمیتی نداشته است.
او درباره نوشتههای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز تأکید کرده بود که مطالبش ماهیتی «تحلیلی، انتقادی و اعتراضی» داشته و بخش مهمی از اعتراض او متوجه اقتصاد سیاسی، شیوه توزیع منابع و فساد ساختاری در جمهوری اسلامی بوده است.
عربی در جلسه دادگاه نوشته بود: «به اینکه هر شکل از دادخواهی را عناد و جرم امنیتی میخوانید اعتراض دارم.»
این پرونده از یک تناقض قابل توجه نیز پرده برمیدارد. مقامهای جمهوری اسلامی پس از اعتراضات دیماه، در روایت رسمی خود بارها مدعی شدهاند که بخشی از معترضان و شهروندان کشته یا مجروحشده هدف تیراندازی عوامل وابسته به اسرائیل قرار گرفتهاند و حتی برای برخی از کشتهشدگان و مجروحان از عناوینی چون «شهید» و «جانباز» استفاده کردهاند.
با این وصف، این پرسش مطرح است که اگر حکومت خود این شهروندان را «شهید» و «جانباز» مینامد، چگونه کمک به مجروحان و خانوادههای کشتهشدگان همان اعتراضات میتواند در یک پرونده امنیتی علیه یک شهروند مورد استناد قرار گیرد؟
محکومیت سهیل عربی نشان میدهد در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، حتی کمک مالی و اجتماعی به خانوادههایی که با زندان، جراحت یا مرگ عزیزانشان روبهرو شدهاند، میتواند در کنار فعالیتهای انتقادی و ارتباطات اجتماعی، به عنوان بخشی از یک اتهام امنیتی تفسیر شود.
سهیل عربی پیشتر نیز بارها به دلیل فعالیتها و نوشتههای خود بازداشت و به حبسهای طولانیمدت محکوم شده است. در حکم تازه نیز دادگاه صراحتاً سوابق پیشین او را مبنایی برای تشدید مجازات قرار داده است.
#سهیل_عربی
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from دادخواهانِ دربند
سهیل عربی صدایی که پایه های حاکمیت را لرزاند!
سهیل عربی که بود و چرا بعد از اینکه بارها دستگیر شد، بارها بدترین شکنجهها را تجربه کرد و تا پای چوبهٔ دار رفت، اما باز هم تسلیم نشد و کوچکترین عقبنشینی نکرد؟
و مهمتر از آن، چه چیزی باعث شد حکومت از کسی که نه ارتشی داشت، نه سلاحی و نه حتی حمایت خارجی، تنها راه مقابلهاش صدایش بود، به این شدت بترسد؟
برای رسیدن به این پاسخ، اول باید ببینیم سهیل عربی به چه درکی رسیده بود که تا این حد مقاوم شده بود و چه چیزی واقعاً برای حکومت تا این حد ترس ایجاد میکرد.
اول از همه، برویم سراغ درکی که سهیل عربی از جامعه و مبارزه به دست آورده بود. سهیل عربی فهمیده بود که پایههای حکومت فقط بر پایهٔ سرکوب بنا نشده، بلکه سلطهٔ فرهنگی خیلی اوقات میتواند خطرناکتر از سلاح عمل کند. ترس و تردید میتواند صداهای حقخواهی زیادی را خاموش کند. سهیل عربی فهمیده بود اگر دربارهٔ حقیقت و صداهای حقطلبانهای که سالهاست خاموش شده حرف بزنی، نباید از عاقبت کار بترسی؛ چون میدانی که دربارهٔ حقیقت حرف میزنی و سرکوب نمیتواند حقیقت را تغییر دهد.
و وقتی که دولت نتواند با سرکوب و ارتباط دادن تو به دولتهای خارجی صدای تو را خاموش کند، اینجاست که ضعف حکومت آشکار میشود. و این ضعف تا جایی پیش میرود که کمک به مجروحان و حتی کمک مالی برای تحصیل و درمان به خانوادههایی که در اعتراضات عزیزی از دست دادند، یا کسانی که به دلیل زندانی شدن کارشان را از دست دادند، جرم شناخته میشود.
و اینجاست که پایههای حکومت به لرزه میافتد و حقیقت آشکار میشود؛ اینکه حکومتی که ادعا میکرد شما را به مقام انسانیت میرسانیم، امروز فردی را به جرم انسانیت به پنج سال حبس محکوم کرد. اینجاست که تضادهای حاکمیت آشکار میشود، پردهها کنار میروند و حقیقت آشکار میشود.
https://t.me/LaVoixDesPrisonniers
سهیل عربی که بود و چرا بعد از اینکه بارها دستگیر شد، بارها بدترین شکنجهها را تجربه کرد و تا پای چوبهٔ دار رفت، اما باز هم تسلیم نشد و کوچکترین عقبنشینی نکرد؟
و مهمتر از آن، چه چیزی باعث شد حکومت از کسی که نه ارتشی داشت، نه سلاحی و نه حتی حمایت خارجی، تنها راه مقابلهاش صدایش بود، به این شدت بترسد؟
برای رسیدن به این پاسخ، اول باید ببینیم سهیل عربی به چه درکی رسیده بود که تا این حد مقاوم شده بود و چه چیزی واقعاً برای حکومت تا این حد ترس ایجاد میکرد.
اول از همه، برویم سراغ درکی که سهیل عربی از جامعه و مبارزه به دست آورده بود. سهیل عربی فهمیده بود که پایههای حکومت فقط بر پایهٔ سرکوب بنا نشده، بلکه سلطهٔ فرهنگی خیلی اوقات میتواند خطرناکتر از سلاح عمل کند. ترس و تردید میتواند صداهای حقخواهی زیادی را خاموش کند. سهیل عربی فهمیده بود اگر دربارهٔ حقیقت و صداهای حقطلبانهای که سالهاست خاموش شده حرف بزنی، نباید از عاقبت کار بترسی؛ چون میدانی که دربارهٔ حقیقت حرف میزنی و سرکوب نمیتواند حقیقت را تغییر دهد.
و وقتی که دولت نتواند با سرکوب و ارتباط دادن تو به دولتهای خارجی صدای تو را خاموش کند، اینجاست که ضعف حکومت آشکار میشود. و این ضعف تا جایی پیش میرود که کمک به مجروحان و حتی کمک مالی برای تحصیل و درمان به خانوادههایی که در اعتراضات عزیزی از دست دادند، یا کسانی که به دلیل زندانی شدن کارشان را از دست دادند، جرم شناخته میشود.
و اینجاست که پایههای حکومت به لرزه میافتد و حقیقت آشکار میشود؛ اینکه حکومتی که ادعا میکرد شما را به مقام انسانیت میرسانیم، امروز فردی را به جرم انسانیت به پنج سال حبس محکوم کرد. اینجاست که تضادهای حاکمیت آشکار میشود، پردهها کنار میروند و حقیقت آشکار میشود.
https://t.me/LaVoixDesPrisonniers
جبههٔ آنارشیستی | Anarchist Front
Photo
بخش اول ۲۸ مرداد؛ وقتی قدرت علیه مردم ایستاد
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران بود.
دولت محمد مصدق، پس از ملیشدن صنعت نفت و درگیری شدید با بریتانیا، در ۱۹ اوت ۱۹۵۳ با کودتایی سرنگون شد.
اما ماجرا فقط بر سر سقوط یک نخستوزیر نبود؛
پشت این واقعه، رقابت بر سر قدرت سیاسی، نفت، استقلال اقتصادی و آینده جامعه ایران قرار داشت
بخش دوم نفت؛ ثروتی که از مردم دور بود
سالها بخش مهمی از صنعت نفت ایران تحت کنترل شرکت نفت انگلیس و ایران بود.
ملیشدن نفت در سال ۱۹۵۱ تلاشی بود برای پایان دادن به این وضعیت و قرار دادن کنترل منابع نفتی در اختیار ایران.
اما حتی ملیشدن نیز یک پرسش اساسی را حل نمیکرد:
آیا منابع یک جامعه باید فقط از دست یک قدرت خارجی به دست دولت مرکزی منتقل شوند، یا خود مردم باید در تصمیمگیری درباره ثروت و منابعشان نقش واقعی داشته باشند؟
بخش سوم نفت فقط نفت نبود
برای بریتانیا، مسئله فقط یک اختلاف حقوقی با دولت ایران نبود.
از دست دادن کنترل نفت ایران میتوانست الگوی خطرناکی برای دیگر کشورهای تحت نفوذ غرب ایجاد کند.
برای آمریکا نیز بحران نفت با نگرانیهای جنگ سرد و گسترش نفوذ شوروی درهم تنیده شد.
به همین دلیل، اختلافی که از نفت آغاز شده بود، به یک نبرد بزرگتر بر سر کنترل اقتصادی و سیاسی ایران تبدیل شد.
بخش چهارم قدرت خارجی وارد میشود
بریتانیا پیش از کودتای نهایی تلاشهای متعددی برای کنار زدن مصدق انجام داد.
پس از روی کار آمدن دولت آیزنهاور، آمریکا نیز به طرح براندازی پیوست.
طرحی با نام Operation Ajax شکل گرفت که CIA با همکاری MI6 آن را پیش برد.
هدف، برکناری مصدق و روی کار آوردن فضلالله زاهدی بود.
بخش پنجم کودتا فقط تانک و سرباز نیست
قدرت فقط زمانی عمل نمیکند که ارتش وارد خیابان شود.
پیش از ۲۸ مرداد، عملیات تبلیغاتی و سیاسی گستردهای علیه مصدق انجام شد:
روزنامهها، شایعات، تبلیغات، تحریک گروههای سیاسی و سازماندهی تجمعات ضد دولت.
حتی تلاشهایی برای ایجاد اختلاف در میان نیروهای سیاسی و تضعیف پایگاه اجتماعی دولت صورت گرفت.
کنترل افکار عمومی نیز میتواند بخشی از جنگ قدرت باشد.
بخش ششم مردم؛ میان چند قدرت
در خیابانهای تهران، همه کسانی که علیه مصدق حرکت کردند لزوماً انگیزه یکسانی نداشتند.
برخی سازماندهی و تأمین مالی شده بودند، برخی مخالف مصدق بودند و برخی نیز تحت تأثیر فضای سیاسی و آشوب قرار گرفتند.
در نهایت بخشی از نیروهای نظامی نیز به نیروهای طرفدار زاهدی پیوستند.
این ترکیب نشان میدهد که کودتا صرفاً یک عملیات مخفی خارجی نبود؛ با شبکهای از نیروهای داخلی، سیاسی و نظامی پیوند خورد.
بخش هفتم ۲۸ مرداد؛ شکست یک دولت یا شکست جامعه؟
با سقوط دولت مصدق، فقط یک کابینه تغییر نکرد.
تعادل قدرت در جامعه تغییر کرد.
شاه قدرت بیشتری پیدا کرد، ارتش جایگاه قدرتمندتری یافت و بعدها دستگاه امنیتی حکومت نیز گسترش پیدا کرد.
یعنی قدرتی که از بالا متمرکز شده بود، متمرکزتر شد.
بخش هشتم مسئله فقط مصدق نیست
مصدق را نمیتوان صرفاً یک «قهرمان بینقص» تصور کرد.
او نیز در چارچوب دولت، قانون اساسی و نهادهای رسمی قدرت عمل میکرد.
اما نقد اساسیتر اینجاست:
چرا سرنوشت میلیونها انسان باید به تصمیم چند سیاستمدار، ژنرال، دربار یا دولت خارجی وابسته باشد؟
وقتی قدرت در رأس هرم متمرکز شود، تغییر افراد در رأس هرم میتواند سرنوشت کل جامعه را تغییر دهد.
بخش نهم دولت، ارتش و مردم
در ۲۸ مرداد، مردم عادی شاهد درگیری نیروهایی بودند که قدرت سازمانیافته بسیار بیشتری از آنها داشتند:
دولت، ارتش، دربار، شبکههای سیاسی و قدرتهای خارجی.
این پرسش همچنان باقی میماند:
اگر مردم خودشان سازمانیافته و دارای نهادهای مستقل اجتماعی بودند، آیا سرنوشت جامعه تا این اندازه به تصمیم نهادهای قدرت وابسته میشد؟
بخش دهم استقلال فقط پرچم نیست
استقلال را نمیتوان فقط به معنای نداشتن دخالت خارجی تعریف کرد.
یک جامعه زمانی واقعاً مستقل است که مردمش بتوانند درباره کار، منابع، اقتصاد و زندگی روزمره خود نیز قدرت تصمیمگیری داشته باشند.
اگر منابع از کنترل یک شرکت خارجی خارج شوند اما تصمیمگیری درباره آنها کاملاً در اختیار دولت مرکزی قرار گیرد، بخشی از مسئله حل شده است؛ اما مسئله قدرت همچنان باقی میماند.
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران بود.
دولت محمد مصدق، پس از ملیشدن صنعت نفت و درگیری شدید با بریتانیا، در ۱۹ اوت ۱۹۵۳ با کودتایی سرنگون شد.
اما ماجرا فقط بر سر سقوط یک نخستوزیر نبود؛
پشت این واقعه، رقابت بر سر قدرت سیاسی، نفت، استقلال اقتصادی و آینده جامعه ایران قرار داشت
بخش دوم نفت؛ ثروتی که از مردم دور بود
سالها بخش مهمی از صنعت نفت ایران تحت کنترل شرکت نفت انگلیس و ایران بود.
ملیشدن نفت در سال ۱۹۵۱ تلاشی بود برای پایان دادن به این وضعیت و قرار دادن کنترل منابع نفتی در اختیار ایران.
اما حتی ملیشدن نیز یک پرسش اساسی را حل نمیکرد:
آیا منابع یک جامعه باید فقط از دست یک قدرت خارجی به دست دولت مرکزی منتقل شوند، یا خود مردم باید در تصمیمگیری درباره ثروت و منابعشان نقش واقعی داشته باشند؟
بخش سوم نفت فقط نفت نبود
برای بریتانیا، مسئله فقط یک اختلاف حقوقی با دولت ایران نبود.
از دست دادن کنترل نفت ایران میتوانست الگوی خطرناکی برای دیگر کشورهای تحت نفوذ غرب ایجاد کند.
برای آمریکا نیز بحران نفت با نگرانیهای جنگ سرد و گسترش نفوذ شوروی درهم تنیده شد.
به همین دلیل، اختلافی که از نفت آغاز شده بود، به یک نبرد بزرگتر بر سر کنترل اقتصادی و سیاسی ایران تبدیل شد.
بخش چهارم قدرت خارجی وارد میشود
بریتانیا پیش از کودتای نهایی تلاشهای متعددی برای کنار زدن مصدق انجام داد.
پس از روی کار آمدن دولت آیزنهاور، آمریکا نیز به طرح براندازی پیوست.
طرحی با نام Operation Ajax شکل گرفت که CIA با همکاری MI6 آن را پیش برد.
هدف، برکناری مصدق و روی کار آوردن فضلالله زاهدی بود.
بخش پنجم کودتا فقط تانک و سرباز نیست
قدرت فقط زمانی عمل نمیکند که ارتش وارد خیابان شود.
پیش از ۲۸ مرداد، عملیات تبلیغاتی و سیاسی گستردهای علیه مصدق انجام شد:
روزنامهها، شایعات، تبلیغات، تحریک گروههای سیاسی و سازماندهی تجمعات ضد دولت.
حتی تلاشهایی برای ایجاد اختلاف در میان نیروهای سیاسی و تضعیف پایگاه اجتماعی دولت صورت گرفت.
کنترل افکار عمومی نیز میتواند بخشی از جنگ قدرت باشد.
بخش ششم مردم؛ میان چند قدرت
در خیابانهای تهران، همه کسانی که علیه مصدق حرکت کردند لزوماً انگیزه یکسانی نداشتند.
برخی سازماندهی و تأمین مالی شده بودند، برخی مخالف مصدق بودند و برخی نیز تحت تأثیر فضای سیاسی و آشوب قرار گرفتند.
در نهایت بخشی از نیروهای نظامی نیز به نیروهای طرفدار زاهدی پیوستند.
این ترکیب نشان میدهد که کودتا صرفاً یک عملیات مخفی خارجی نبود؛ با شبکهای از نیروهای داخلی، سیاسی و نظامی پیوند خورد.
بخش هفتم ۲۸ مرداد؛ شکست یک دولت یا شکست جامعه؟
با سقوط دولت مصدق، فقط یک کابینه تغییر نکرد.
تعادل قدرت در جامعه تغییر کرد.
شاه قدرت بیشتری پیدا کرد، ارتش جایگاه قدرتمندتری یافت و بعدها دستگاه امنیتی حکومت نیز گسترش پیدا کرد.
یعنی قدرتی که از بالا متمرکز شده بود، متمرکزتر شد.
بخش هشتم مسئله فقط مصدق نیست
مصدق را نمیتوان صرفاً یک «قهرمان بینقص» تصور کرد.
او نیز در چارچوب دولت، قانون اساسی و نهادهای رسمی قدرت عمل میکرد.
اما نقد اساسیتر اینجاست:
چرا سرنوشت میلیونها انسان باید به تصمیم چند سیاستمدار، ژنرال، دربار یا دولت خارجی وابسته باشد؟
وقتی قدرت در رأس هرم متمرکز شود، تغییر افراد در رأس هرم میتواند سرنوشت کل جامعه را تغییر دهد.
بخش نهم دولت، ارتش و مردم
در ۲۸ مرداد، مردم عادی شاهد درگیری نیروهایی بودند که قدرت سازمانیافته بسیار بیشتری از آنها داشتند:
دولت، ارتش، دربار، شبکههای سیاسی و قدرتهای خارجی.
این پرسش همچنان باقی میماند:
اگر مردم خودشان سازمانیافته و دارای نهادهای مستقل اجتماعی بودند، آیا سرنوشت جامعه تا این اندازه به تصمیم نهادهای قدرت وابسته میشد؟
بخش دهم استقلال فقط پرچم نیست
استقلال را نمیتوان فقط به معنای نداشتن دخالت خارجی تعریف کرد.
یک جامعه زمانی واقعاً مستقل است که مردمش بتوانند درباره کار، منابع، اقتصاد و زندگی روزمره خود نیز قدرت تصمیمگیری داشته باشند.
اگر منابع از کنترل یک شرکت خارجی خارج شوند اما تصمیمگیری درباره آنها کاملاً در اختیار دولت مرکزی قرار گیرد، بخشی از مسئله حل شده است؛ اما مسئله قدرت همچنان باقی میماند.
جبههٔ آنارشیستی | Anarchist Front
بخش اول ۲۸ مرداد؛ وقتی قدرت علیه مردم ایستاد ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران بود. دولت محمد مصدق، پس از ملیشدن صنعت نفت و درگیری شدید با بریتانیا، در ۱۹ اوت ۱۹۵۳ با کودتایی سرنگون شد. اما ماجرا فقط بر سر سقوط یک نخستوزیر نبود؛…
بخش یازدهم قدرت از پایین
درس دیگری که میتوان از ۲۸ مرداد گرفت این است که جامعه برای دفاع از آزادی خود نمیتواند فقط به دولت و رهبران سیاسی وابسته باشد.
اتحادیههای مستقل، شوراها، انجمنهای محلی، شبکههای همیاری و رسانههای مستقل میتوانند قدرت اجتماعی را از انحصار دولت و نخبگان خارج کنند.
قدرتی که در جامعه پخش شده باشد، سختتر در یک نقطه متمرکز و تصاحب میشود.
این ایده با تأکید دیوید گریبر بر کنش مستقیم، دموکراسی مستقیم، خودسازماندهی و ساختن نهادهای بدیل از پایین همخوان است
بخش دوازدهم میراث ۲۸ مرداد
۲۸ مرداد فقط یک اتفاق در سال ۱۳۳۲ نیست.
یادآور این واقعیت است که قدرت سیاسی و اقتصادی وقتی بیش از حد متمرکز شود، جامعه را آسیبپذیر میکند.
قدرت خارجی میتواند در آن مداخله کند؛
دولت میتواند آن را سرکوبگر کند؛
نخبگان میتوانند آن را تصاحب کنند؛
و مردم میتوانند از تصمیمگیری درباره سرنوشت خود کنار گذاشته شوند.
بنابراین مسئله فقط این نیست که چه کسی حکومت کند؟
مسئله بنیادیتر این است:
چرا مردم نباید خودشان قدرت اداره زندگی و جامعهشان را در دست داشته باشند؟
https://t.me/AnarchistFront
درس دیگری که میتوان از ۲۸ مرداد گرفت این است که جامعه برای دفاع از آزادی خود نمیتواند فقط به دولت و رهبران سیاسی وابسته باشد.
اتحادیههای مستقل، شوراها، انجمنهای محلی، شبکههای همیاری و رسانههای مستقل میتوانند قدرت اجتماعی را از انحصار دولت و نخبگان خارج کنند.
قدرتی که در جامعه پخش شده باشد، سختتر در یک نقطه متمرکز و تصاحب میشود.
این ایده با تأکید دیوید گریبر بر کنش مستقیم، دموکراسی مستقیم، خودسازماندهی و ساختن نهادهای بدیل از پایین همخوان است
بخش دوازدهم میراث ۲۸ مرداد
۲۸ مرداد فقط یک اتفاق در سال ۱۳۳۲ نیست.
یادآور این واقعیت است که قدرت سیاسی و اقتصادی وقتی بیش از حد متمرکز شود، جامعه را آسیبپذیر میکند.
قدرت خارجی میتواند در آن مداخله کند؛
دولت میتواند آن را سرکوبگر کند؛
نخبگان میتوانند آن را تصاحب کنند؛
و مردم میتوانند از تصمیمگیری درباره سرنوشت خود کنار گذاشته شوند.
بنابراین مسئله فقط این نیست که چه کسی حکومت کند؟
مسئله بنیادیتر این است:
چرا مردم نباید خودشان قدرت اداره زندگی و جامعهشان را در دست داشته باشند؟
https://t.me/AnarchistFront
Telegram
جبههٔ آنارشیستی | Anarchist Front
جبهه آنارشیستی ( ایران و افغانستان)
Contact us
anarchistfront@riseup.net
@AnarchistFront1
link.kompektiva.org/@anarchistfront
https://anarchistfront.noblogs.org
https://t.me/anegofromworldgap
Contact us
anarchistfront@riseup.net
@AnarchistFront1
link.kompektiva.org/@anarchistfront
https://anarchistfront.noblogs.org
https://t.me/anegofromworldgap
Forwarded from Soheil Arabi | سهیل عربی (Sunny)
تماس با ادمین تا زمان بازگشت سهیل
@SolarPlanet645
لطفا فقط برای امور ضروری
با سپاس از همراهی و حمایتهای شما
تا پایان محکومیت #سهیل_عربی این کانال توسط ادمین مورد اعتماد ایشان به روز رسانی خواهد شد.
به امید آزادی همه دادخواهان در بند.
@SolarPlanet645
لطفا فقط برای امور ضروری
با سپاس از همراهی و حمایتهای شما
تا پایان محکومیت #سهیل_عربی این کانال توسط ادمین مورد اعتماد ایشان به روز رسانی خواهد شد.
به امید آزادی همه دادخواهان در بند.
Forwarded from Soheil Arabi | سهیل عربی (Sunny)
Telegram
Soheil_Arabii
سهیل عربی