جبههٔ آنارشیستی | Anarchist Front
747 subscribers
565 photos
134 videos
75 files
166 links
Download Telegram
گزارشی تکان دهنده از کشتار هزاران نفر از مردم در خیابان های ایران


سه شنبه ۲۳ دی ماه‌ ۱۴۰۴/ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
امروز ، هفدهمین روز مبارزات انقلابی مردم در ایران و ششمین روز قطعی کامل و سراسری اینترنت است،.

بر اساس یک گزارش غیر قابل تصور از تعداد کشته های مردم در جنگ حکومت اسلامی تا دندان مسلح با مردم بی دفاع پیام زیر را دریافت کردیم که به دلیل قطعی اینترنت نمی توان این خبر را مورد برررسی دقیق از منابع مختلف قرار داد.


«پیام اول:

تهران حداقل پنج هزار نفر کشته داده ، فقط از همکارانم ۵ نفر کشته شدن و بقیه همکارام هم در آشنا و فامیلاشون حداقل یک نفر کشته شده

محله سرچشمه پنجشنبه شب ۲۰۰ نفر کشته داده است .

سعادت آباد حدود ۱۵۰ نفر

محله خودمون پنجشنبه شب ۱۰ نفر و جمعه شب ۵۰ نفر کشته داده است.

دیشب تو محله فلاح بیشتر از ۱۰۰ نفر کشته شدن.



یکی از اقوام نزدیک همکارم تو قسمت تحویل اجساد بهشت زهرا کار میکنه جلو خودم باهاش صحبت کرد  طرف گفت با کامیون یخچال دار جسد میارن از پنجشنبه انقدر کامیون اومده که دیگه از دیروز تحویل نمیگیرن اجساد رو ، همه از سینه به بالا تیر خوردن اکثرأ جوون هستن متأسفانه .


یکی از همکارا گفت که یکی از فامیلاشون که از  قضا در محله ما مغازه داشته پنجشنبه ساعت ۷ عصر داشته کرکره مفازشو میبسته که از پشت تیر میخوره و کشته میشه  خانوادش فیلمهای مغازه رو چک میکنن میبینن یه هایلوکس مشکی از داخل کابین زده  و با سرعت رفته


یکی از همکارامون هم که کشته شده خانوادش برای تحویل جسد رفتن بیمارستان گفتن چون تیر خورده نمیتونن جسد رو تحویل بدن ،
یکی از پرستارا به خانوادش گفته شب اول بیشتر از ۳۰۰ نفر آوردن بیمارستانشون ولی چند تا لباس شخصی اومدن در اتاق عمل رو قفل کردن گفتن کسی حق عمل کردن و رسیدگی به مجروها رو نداره همه زخمی هارو ریختن روی هم تو یک اتاق مرده و زنده روی هم گفتن هر کی مرد مرد هرکی هم زنده موند خلاصش کنید ، بنده خدا ماه پیش بازنشست شده بود.

رژیم حتی از تحویل دادن جنازه کشته شدگان اعتراضات دارد پول می‌گیرد

رفیق اینجا اوضاع بدتر از چیزی است که فکرش را بکنید»
یک گزارش تکان دهنده دیگر از هزاران کشته و زخمی از مردم در خیابان های ایران


سه شنبه ۲۳ دی ماه‌ ۱۴۰۴/ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
امروز ، هفدهمین روز مبارزات انقلابی مردم در ایران و ششمین روز قطعی کامل و سراسری اینترنت است،.


پیام دوم :

بر طبق گزارش رفقای جبهه آنارشیستی پس از قطع شدن نت جمعیت بسیار زیادی به خیابان آمدند که با تمام تظاهرات های پیشین غیرقابل مقایسه است
و این جمعیت توسط گلوله های جنگی و به شکل گسترده سرکوب شدند.
به طوری که صدها نفر یکباره در شرق تهران به زمین افتادند.


وضعیت بیمارستان ها در تهران در روز شنبه به صورتی بود که حداقل در بیمارستان امام حسین ۱۲۰ نفر را به شکل قطعی کشته اعلام کردند و به کهریزک ارجاع دادند.


ما تقریبا هیچ راه امنی ارتباطی در داخل نداریم.
وتقریبا تمام وسایل ارتباطی تحت رصد ، سرکوب و شنود است.

در مدت اخیر بکی از رفقای جبهه آنارشیستی توسط گلوله غیر جنگی مورد اصابت قرار گرفته و مصدوم شده و همچین با قنداق تفنگ تحت ضرب و شتم قرار گرفته و زخمی است و اکنون حالش نسبتاً بهتر شده است .


تعداد آسیب دیدگان بسیار زیاد است اما آنها برای هزینه ‌های تشکیل جراحی احتیاج به پول دارند و ما در داخل برای تامین هزینه‌های تکمیلی برای  تامین مالی آنها هستیم.


شخصا در بین افرادیکه تحت هجوم و کور شدن قرار گرفتن کودکانی ۹ تا ۱۲ ساله را دیدم اما رسانه های جریان اصلی با این فرض که نباید مردم دچار وحشت شوند و نمیشود اخبار را تایید کرد و همچنان  در ارتباط با تعداد کشته شده‌ها و دستگیر شده ها و زخمی شده ها اخبار بسیار کمی را کار می‌کنند ولذا از شما میخواهیم که در این مورد اطلاع رسانی بکنید

ما در داخل برای پیگیری و اطلاع رسانی مجبورم از ابزار بسیار ناامنی استفاده بکنیم و به همین دلیل ممکن است در آینده با پرونده سازی های گسترده مواجه شویم.

در ارتباط با وضعیت فعلی وضعیت به این صورت است که در تهران تجمعات گسترده‌ای دیده نمی‌شود و تنها شعار دهی های شبانه جریان دارد

در مورد شهرهای دیگر و به ویژه شهرهای کوچک‌تر به نظر می‌رسد
که همچنان سطحی از پایداری اعتراضات در این شهرها وجود دارد.


در تهران نیروهای سرکوبگر در خیابان به خانه ها در محله های درگیر هجوم آورده و با بهانه‌ی جمع کردن ماهواره درها را می‌شکنند و خانه را مورد تفتیش قرار می‌دهند و ما در حال حاضر در این وضعیت هستیم .

توجه داشته باشید که حجم باز داشتی‌ها بسیار بالاست و همچنین یکی از افراد مرتبط که مستقیما از رفقا نیست ناپدید شده است.

خانواده ها به پلیس پیشگیری ارجاع داده می‌شوند و جمعیت بسیار زیادی در حال جستجوی خانواده هایشان هستند.


همچین یکی از دوستان که در این تظاهرات دخترش کشته شده است جنازه اش به کهریزک منتقل شده و برای دریافت جنازه از او خواسته اند که ۱۵۰ میلیون تومان پول بدهد و تعهد بدهد که در هیچ جا مصاحبه ندهد اطلاع این شخص در نزد ماست.


میخواهم تاکید کنید که عمده‌ی افراد کور شده؛ افرادی که فک و استخوان‌هایشان شکسته و به قتل رسیدند به شهادت یکی از سوپروایز های امام حسین ببین ۱۲ تا ۲۷ سال دارند و لذا این نه تنها جنايت علیه بشریت بلکه جنايت علیه کودکان است.


من در تظاهرات ها حاضر می‌شوم و صدای خودمان را نمایندگی میکنم و به دیگران کمک میکنم.

در داخل ایران مردم بسیار عزادار ، غمگین و خشمگین هستند
و هرکس شاهد صحنه های خون‌باری بوده است.

https://t.me/AnarchistFront
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت تکان دهنده یک شاهد عینی که از جنایات رژیم و مقاومت انقلابی مردم می گوید که دیروز یکشنبه 21 دیماه از ایران خارج شده است.
روایت تکان‌دهنده یک شاهد عینی از جنایات رژیم حاکم بر ایران و مقاومت انقلابی مردم + ویدئوکلیپ
#روایت_تکان‌دهنده #شاهد_عینی #جنایت_رژیم #مقاومت_انقلابی_مردم
این شاهد دیروز، یکشنبه ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴، ایران را ترک کرده است.
او می‌گوید:
این ویدیو برای کسانی است که خارج از ایران هستند.
من دیروز از ایران برگشتم و چیزی که داخل ایران دیدم باور نکردنی بود. با همه چیزهایی که از سال ۱۳۸۸ دیده‌ایم کاملاً متفاوت بود. این یک خیزش انقلابی است.
مرد و زن، کوچک و بزرگ، پیر و جوان، با حجاب و بی‌حجاب — همه، همه با هم به خیابان‌ها ریختند. و نمی‌توانم شجاعت آن‌ها را برایتان توصیف کنم.
تا آن روز، فکر می‌کردم خودم آدم شجاعی هستم، اما وقتی وارد جمعیت شدم و پیران و جوانان بسیار کوچکتر از خودم را دیدم، فهمیدم من به اندازه آن‌ها شجاع نیستم. تنها آن زمان فهمیدم که ایران واقعاً «سرزمین دلیران» است.
زن‌ها و مردان دلیر را دیدم — کسانی که جانشان را کف دستشان گرفته بودند و دیگر هیچ چیز برایشان مهم نبود. آن‌ها فقط برای ایران و ما می‌جنگیدند.
حتی کسانی که نتوانستند از خانه‌هایشان بیرون بیایند — بیماران و ناتوان‌ها — هر جا که می‌رفتی، در هر کوچه، در هر خانه، شعار می‌دادند. از پشت‌بام‌ها هم شعار داده می‌شد.
خواهر خودم با پای شکسته بیرون آمده بود، فقط به این دلیل که همه ما ایرانی هستیم و می‌خواهیم ایران آزاد شود و بتوانیم دوباره راحت در کشورمان زندگی کنیم.
مردم ایران کنار هم ایستاده بودند و با دست خالی، جانشان را کف دست گرفته بودند و پیش می‌رفتند، و به هم کمک می‌کردند.
در بلوار وکیل‌آباد، مردم در خانه‌هایشان را باز گذاشته بودند تا دیگران را پناه دهند. همه جا — پشت‌بام‌ها، کوچه‌ها، خانه‌ها — صدای شعار شنیده می‌شد. همه کنار هم ایستاده بودند.
خیلی خوشحال بودم که آن لحظات را با چشمان خودم دیدم، وقتی در خیابان بودم و با مردم پیش می‌رفتم. احساس می‌کردم چهل سال عقده و سرکوب درونم در حال خارج شدن است، انگار همه آن چیزهایی که یک عمر در بدنم مانده بود، بیرون می‌آید.
باورم نمی‌شد که دارم همه چیز را با چشم خودم می‌بینم.
حس عجیبی بود — مثل حس چهارشنبه‌سوری قبل از سال نو — شادی‌ای که هم ترسناک بود و هم مطمئن‌کننده. مطمئن بودی که این بار فرق دارد و این بار ممکن است موفق شود.
مردم داخل ایران همینقدر امید دارند. لطفاً برایشان انرژی مثبت بفرستید و استرس یا ترس ایجاد نکنید. مردم ما خیلی قوی هستند.
ما ایرانی هستیم. ما از سرزمین دلیرانیم. بسیار قوی هستیم و مطمئنم این بار موفق می‌شود.
چون برای مردمی که در خیابان‌ها هستند، همه چیز شدنی است.
و درباره تعداد کشته‌ها که می‌گویند ۲۰۰۰ نفر است — مطمئنم تعداد کشته‌ها بسیار بیشتر از دو هزار نفر است. در میدان پارک و هفت‌تیر، آنچه دیدم، مردم را با تفنگ ساچمه‌ای و جنگی می‌زدند.
ما دقیقاً وسط یک میدان نبرد بودیم. همه جا آتش بود. شهر نور نداشت، فقط دود و آتش همه جا را گرفته بود. مردم تیر می‌خوردند و زمین می‌افتادند. همه تلاش می‌کردند به هم کمک کنند.
نمی‌دانم چطور برایتان توضیح دهم، اما واقعاً وحشتناک بود.
اما وقتی مردم اینگونه می‌جنگند و مقاومت می‌کنند، کوچک‌ترین کاری که می‌توانید برایشان انجام دهید این است که صدایشان باشید.
به هر نحوی که می‌توانید — حتی اگر پیج شما صد دنبال‌کننده دارد — لطفاً پیجتان را عمومی کنید.
لطفاً صدای مردم باشید.
لطفاً صدای مردم ایران باشید.
«داده های شبکه نشان می‌دهد که ایران⁩ اکنون وارد هفتمین روز از قطعی تقریباً کامل ارتباطات شده است و این حادثه از مرز ۱۴۵ ساعت گذشته است؛ این اختلال در زمره طولانی‌ترین قطعی‌های ثبت‌شده قرار می‌گیرد و همچنان بیش از نود میلیون ایرانی را از جهان خارج جدا می‌کند.»

این قطعی کامل اینترنت نشان می دهد که مبارزات انقلابی همچنان در جریان است و جنایت علیه بشریت توسط رژیم تروریستی - اسلامی شیعه ادامه دارد.

امروز چهارشنبه ۲۴ دی ماه ۱۴۰۴ روز هجدهم اعتراضات انقلابی مردم در جغرافیای ایران است
چشم‌اندازِ سیاسی-تحلیلیِ ایران از دیدگاهِ آنارکوسندیکالیستی
#ایران #چشم‌انداز #سیاسی_تحلیلی #دیدگاه_آنارکوسندیکالیستی
پژوهشگر: هاسّه-نیما گُلکار
جُنبش انقلابی مردم ایران که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ مُجددَن آغاز گردید با خشونتِ باورنکردنیِ دولت اسلامی-فاشیستی حاکم بر جغرافیای ایران روبه رو شُد. گفته می شود که این جنایتِ وحشتناک تا کنون دستکم ۱۲۰۰۰ کُشته از بزرگسال و کودک از خود بجای گذاشته و احتمال می رود که تعداد کشته شدگان از این هم بسیار بیشتر باشد.
واقعیت این است که از یک سو، مردم بی دفاع با دستان خالی حریف این رژیم تا دندان مُسلّح نمی شوند و از جانب دیگر نیروهای سیاسی چپ به واسطه ی َروَند حرکتِ بسیار سریع و رُشد یابنده ی جنبش انقلابی کنونی برای سازماندهی رادیکال و عملی طبقه ی کارگر و دیگر فرودستان اجتماعی بسیار عقب مانده اند و متأسفانه تا کنون کاری تأثیر گذار از دستشان بر نیامده است.
نیروهای سیاسی راستگرا به ویژه سَلطنت طلبان و پیروان خشونت طلب و بخشن فاشیست «رضا پهلوی» بسیار فعال شده اند و برای به قدرت رسیدن، این امکان وجود دارد که از یک طرف، ائتلاف با بخشی از ارتش-سپاه پاسداران-اصلاح طلبان و از طرف دیگر با کومک گرفتن سیاسی- نظامی نیروهای غربی از جمله آمریکا-اسرائیل و برخی دولت های اُروپائی موفق به "سرنگونی" جمهوری اسلامی بشوند.
البته می دانیم که شرائط بسیار پیچیده ای در منطقه ی خاورمیانه از جمله ایران حاکم است و امکان پیشگوئی چگونگی آینده نزدیک به صفر و یا بسیار دُشوار می باشد. امّا با این حال، آیا می توان با داده هائی که تا کنون وجود دارد:۱- جنگی توسط آمریکا-اسرائیل علیه حکومت اسلامی به وقوع بپیوندد؟ ۲- چشم اندازی برای آینده ی سیاسی ایران و خاورمیانه قابل تصوّر می باشد؟
در رابطه با جنبش اعتراضی سراسری در ایران، گزارش و تحلیل‌های مُتعددی منتشر شده‌اند که چشم‌اندازی روشن‌تر از وضعیت کنونی و احتمالات آینده را به‌ ما می‌دهند — هرچند، پیش‌بینی دقیقی درباره آینده ی ایران و منطقه ی خاورمیانه در این مقطع تقریبن نامُمکن است.
۱- واقعیّت وضعیت اعتراضات و سَرکوب
از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ اعتراضات سراسری آغاز گردید و تا کنون تمامی ۳۱ اُستان را زیر پوشش خود قرار داده که در بَرخی مناطق با خشونت بسیار شدید امنیتی-نظامی روبروگردیده است.
رسانه‌های بین‌المللی و شبکه های اجتماعی گزارشی از چندین هزار کُشته ما بین ۳۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ انسان (بُزرگسال و خُردسال) و ده‌ها هزار بازداشت‌شده ارائه داده‌اند. با این حال، ارقام دقیق به‌دلیل قطع کامل اینترنت، سانسور شدید و آگاهی رسانی مُتناقض همچنان نامُشخص و نامُمکن می باشد؛ هر چند تلاش‌هائی برای پراکندن اطلاعات از راهِ ارتباطات ماهواره‌ای صورت می گیرد.
دولت حاکم بر ایران تاکنون با مُتهم کردن معترضان به “تروریست بودن” و اتهام دخالت خارجی، به سرکوب بسیار خَشنی، از جمله شلیک مستقیم، استفاده از مُهمات جنگی و برنامه برای دادگاه‌های سریع و اعدام‌ها ادامه داده است.
علاوه بر اعتراضات اقتصادی و سیاسی گُسترده، اخبار نشان‌دهنده‌ی آثار شدید مجروحیّت، از جمله آسیب‌های چشم و سَر با گلوله‌های واقعی و ساچمه‌ای می باشد.
۲- احتمال مُداخله نظامی آمریکا و اسرائیل
تا امروز هیچ حمله ی نظامی گسترده آمریکائی یا اسرائیلی علیه حاکمانِ ایران رُخ نداده است. با این حال؛ دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا هُشدار داده «اقدامات قوی‌تری» در صورت ادامه ی کُشتارها / اعدام‌ها یا سرکوبِ شدید ممکن است اِتخاذ شود.
برخی تحلیل‌ها اشاره می‌کنند که گُزینه‌های نظامی، اقدامات سایبری، فشارهای اقتصادی یا اَبزارهای غیرمستقیم در سطح بحث قرار دارد، امّا هیچ تصمیم قطعی برای حمله ی مستقیم هنوز اِعلام نشده است.
کشورهای اُروپائی و هم‌پیمانان با ایالات متحده آمریکا عمومَن نظامی‌گری مستقیم را رَد یا از آن با احتیاط یاد کرده‌اند و بیشتر به تحریم‌ها و فشار سیاسی بَسنده می نمایند.
در مقابل، حکومت ایران نیز تهدید کرده در صورت حمله، به نیروها و منافع آمریکا و اسرائیل پاسخ خواهد داد.
در نتیجه؛ احتمال وقوع جنگ مستقیم آمریکا/اسرائیل علیه "جمهوری اسلامی" هر چند ممکن اما تا این لحظه، قطعی نیست و بیشتر در سطوح تهدید، سناریوهای فشار حَداکثری و گُسترده ی اقتصادی و گُزینه‌های غیرمستقیم نظامی مورد بحث بوده است.
۳- چشم‌انداز سیاسی ایران از منظر تحوّلات فعلی
در این مرحله، چند سناریوی بالقوّه وجود دارد که هیچ‌کدام قَطعی نیستند:
الف) ادامه ی بُحران و سرکوبِ نظامی-امنیتی
دولت حاکم بر ایران ممکن است با کومک نیروهای امنیتی از جمله «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» و بسیج» تا حدّ زیادی اعتراضات را، هرچند با هزینه‌های انسانی و سیاسی بسیار بالا فروکِش دهَد. و تداوم قطعِ اینترنت‌ و تلفن (در بیشتر اوقات)، سرکوب، و فشار بین‌المللی می‌تواند تا مُدت‌ها اِلتهاب ایجاد کُند.
ب) بحران سیاسی و فروپاشی آهسته و تدریجی نظام
اگر شکاف‌های جدّی‌تر در درون نیروهای امنیتی یا میان نُخبگان حاکم پدید آید، ممکن است بحران به شکستِ ساختاری سیستم حکومتی مُنجر شود، چیزی که تحلیل‌گران آن‌را مُحتمل، ولی نَه حتمی می‌دانند.
ج) نقش بازیگرانِ خارجی
دخالتِ مُستقیم نظامی کم‌احتمال است، امّا فشار اقتصادی، تحریم‌ها، تلاش‌های دیپلماتیک و حمایت‌های رسانه‌ای می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند.
"پُشتیبانی سیاسی" برخی دولت‌ها (از جمله آمریکا یا اسرائیل) از اعتراضات می‌تواند تأثیری در فشار بر حکومت داشته باشد اما لزومَن به تغییر فوریِ قدرت نمی‌اَنجامد.
۴- چشم‌انداز سیاسی ایران
جنبش های گوناگون اجتماعی همراه با ساختارهای اُفقی (بدون سِلسله مَراتبِ حزبی) هنوز در شکلِ خودسازمان‌یافتگی و خودمُدیریتیِ طبقه‌ی کارگر (اعَم از تولیدی، خدماتی و ...) مُشاهده نمی شود. اعتراضات همچنان بیشتر بر پایه‌ی تجمُعات محلّی و اعتراضات خیابانیِ پَراکنده و نَه به صورتِ اعتصابات کارخانه های صنعتی شکل گرفته است.
این نوع جنبش‌ها اگر بخواهند و اِراده کُنند که برای تغییر ساختاری اقدام نمایند، لزومن به ایجاد شبکه های محلی و منطقه ای نیرومندتری از اتحادیه های کارگری و شوراهای خودمدیریتی دمکراتیک و اُفقی نیازمند می باشند، تا بتوانند پروژه‌های عملی برای اداره‌ی جامعه ی پس از بُحران را به عُهده بگیرند. بدون چنین نهادهای از پیش شکل‌گرفته، هر جنبشی ممکن است به سُرعت فروکِش کند یا به سَمت بازیگرانِ سیاسیِ راستگرا سوق پیدا نماید.
به‌طور کُلی، هرگونه تحوّل انقلابی و پیدایش جنبش های اجتماعیِ نوین بدون ساختارهای اُفقیِ جمعی و شبکه‌های ارتباطی پایدار به‌ویژه با توجه به نقش پیچیده ی قدرت‌های خارجی و ساختارِ أمنیتی داخلی به نتیجه ی مطلوب و پیروزیِ قطعی و نهائی نخواهد رسید.
۵- سناریوهای احتمالی کوتاه مدت و میان مدت
بر پایه ی داده‌های موجود و بدون اِدّعای پیش‌گویانه قطعی، می توان سناریوها را در سه اُفقِ زمانی (کوتاه‌مدت، میان‌مدت، بُلندمدت) و در سه سطحِ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی تفکیک نمود.
الف) سیاسی در کوتاه مدت
- سناریوی غالب: تداوم سرکوب + مانورِ قُدرت‌های خارجی.
- حکومت می‌کوشد با خشونتِ عُریان (دستگیری، شکنجه، اعتراف های تلویزیونی و اعدام، نوعی حکومت نظامی پنهان و قطعِ ارتباطات، جنبش را خَسته و فرسوده کُند.
- شکاف در بالای هِرم قدرت هنوز به حدّ فروپاشی نرسیده است.
- به دلیل عدم توانائیِ سازماندهی و تأثیرگذاریِ نیروهای آنارشیست و چپ گرا؛ نیروهای راستگرا (سلطنت‌طلبان، ناسیونالیست‌های نظامی، لیبرال‌های وابسته به سیستم سرمایه داری غرب) فعّال‌ترین نیروهای سازمان‌یافته در خارج و بخشن در داخل کشور حضور داشته و قدرت نمائی خواهند نمود.
- احتمال حمله ی مستقیم نظامی آمریکا و اسرائیل کَم (امّا مُمکن)، جنگِ نیابتی، سایبری، ترورهای هدفمند، فشارِ اقتصادی و حمایتِ اطلاعاتی از اپوزیسیون راست مُحتمل است.
- خطر اصلی در این مرحله «سِرقت انقلاب» توسط نیروهای فاشیستنی و اقتدارگرا چِه در قالبِ نظامیان «مُنجی»، چِه رضا پهلوی و چِه نوعی دولتِ موقّت تکنوکرات می تواند باشد.
ب) اقتصادی در کوتاه مدت
- فلج شُدن زنجیره ی تولید، اعتصاب‌های پراکنده کارگری، سقوطِ بیشتراَرزش پول، کمبودِ انرژی و غذا در برخی از منطقه ها.
- پُتانسیل های آنارشیستی:
آغاز ایجاد هَسته‌های خودیاری، توزیع محلی غذا و دارو، شبکه‌های همیاریِ مُتقابل محله‌ای برای بَقاء و نَه مُدیریت جامعه.
ج) اجتماعی در کوتاه مدت
- رادیکالیزه‌شدن توده‌ها.
- فروپاشی مقبولیّت اخلاقی کاملِ «جمهوری اسلامی».
- گُسترش همبستگیِ اُفقی در خانواده، محله، محیط های آموزشی و کار، بدون وجود شبکه سراسری خودگردان و شوراهای پایدار.
ب – سیاسی در میان مدت
سه مَسیر مُحتمل:
مسیر ۱
- فروپاشی/سرنگونی از بالا، ائتلاف سلطنت طلبان با بخشی از سپاه پاسداران، ارتش و حمایتِ غَرب.
- تشکیل دولتِ انتقالی اِقتدارگرا.
- بازتولید سیستم سرمایه داری: دولت، پارلمان، ناسیونالیسم، پولیس أمنیتی-نظامی
- سرکوب شدیدِ آنارشیست ها و تمامی نیروهای چپگرای مُخالف زیرِ نام «برقراری نظم».
مسیر ۲
بُن‌بستِ سوری‌سازی‌شده:
- تجزیه ی عملی شِبه نظامیان
- مداخله ی منطقه‌ای
- فاجعه انسانی
مسیر ۳
گُسترش خودسازماندهی و خودمدیریت توده‌ای (کم‌احتمال امّا تاریخی)، ایجاد شبکه‌های فدرالیستی اُفقی با تشکیلِ شوراهای دمکراتیک در محله ها، کارخانه ها، مراکز آموزشی.
پ) اقتصادی در میان مدت
- خصوصی‌سازی نئولیبرالی با مُشت آهنین، یا اقتصادِ جنگی-رانتی.
- در سناریوی رَهای‌بخش: مُصادره سرمایه های بُزرگ، اقتصاد تَعاونی و مُدیریت شورائیِ تولید.
ج) اجتماعی در میان مدت
- بُحران هویّت ملی.
- مسئله فدرالیسم و اِتنیک ها.
- نقشِ زنان و نَسل جوان در بازتعریف روابطِ قدرت.
- احتمال رُشد میلیشیای راست یا تشکیل شوراهای مردمی.
از دید آنارشیستی؛ نَبرد اَصلی نَه فقط با رژیم حاکم، بلکه با خودِ مَنطق دولت-ملت، مَرز، اَرتش، رَهبر، و هر آنچه که مُقدّس می باشد.
۶- سناریوهای احتمالی بُلندمدت در سطح منطقه ای (خاورمیانه) با سه چشم‌انداز:
الف) نظم امپریالیستی جدید
- هژمون نظامی اسرائیل
- دولت‌های اَمنیتی عَربی
- ایران پَسا-اسلامی امّا نظامی‌ـ‌ملی‌گرا
- قُربانی شدن طبقه ی کارگر، اَقلیت های اِتنیکی و جنسی-جنسیتی، پناهندگان.
ب) آشوبِ مُزمِن
- جنگ‌های داخلی ُمتوالی.
- دولت‌های شِکست‌خورده.
- مافیاهای نظامی-دینی
ج) اُفقِ رَهائی‌بخش (آنارشیستی ـ کنفدرالیستی) با الهام از:
- کمون‌های روژئاوا (شمال و شرق سوریّه).
- فدرالیسم آزاد مردمی.
- شوراهای کارگری و ...
- اقتصاد همیارانه و تعاونی.
- اِلغای دولت-ملت.
- الغای ارتش دائمی.
- برابری جنسیتی.
- خودمدیریت زیست‌محیطی.
در نتیجه:
- ایران بدون یک دولت مُتمرکز، و شبکه‌ای از کُمون‌ها، شوراهای دمکراتیک و کُنفدراسیون‌های آزاد خواهد بود.
- مرزها نَرم می‌شوند.
- نیروهای نظامی جایِ خود را به دفاعِ مردمی می‌دهند.
- سرمایه های بزرگ اجتماعی می‌شوند.
دین و دولت کاملن از قدرت سیاسی-اجتماعی حذف می‌شوند.
۷- جمع‌بندی آنارکوسندیکالیستی
مسئله فقط «سقوط جمهوری اسلامی» نیست، بلکه مسئله ی اصلی این است که آیا چرخه ی تاریخیِ سرکوب جدید > دولت جدید > انقلاب > دولت
شکسته می‌شود یا نه؟
زیرا اگر: شوراهای واقعی شکل نگیرند، سِلاح برای دفاع ازخود در دَست مَردم سازمان‌یافته نباشد، اقتصاد خودگردان نشود، سیاست اُفقی نشود؛ آن‌گاه حتا اگر هم «جمهوری اسلامی» سقوط بکُند، فقط استبداد و استثمار تغییر پوشش می دهد.
اما اگر: شبکه‌های همبستگی اُفقی، فدراسیون شوراها، خودمدیریتی تولید و فرهنگِ ضداقتدار رُشد و توسعه یابد؛ آنگاه در درونِ همین فاجعه می‌تواند جنینی از ایرانِ بی‌دولت، بی‌رَهبر، بی‌اَرتش، بی‌سَرمایه‌دار و بی‌پدرسالاری زائیده شود.
در کلام پایانی: به یاد داشته باشیم که در چنین زمانه‌ی پُررَنج و پرآشوبی، اَندیشیدنِ جمعی و نَقد ریشه‌ایِ اِقتدار خود نوعی مُقاومت آنارشیستی می باشد.
زن-زندگی-آزادی
براساس داده‌های نت بلاکس، قطع اینترنت در ایران از مرز ۱۸۸ ساعت گذشت.
این وبسایت که محدودیت دسترسی به اینترنت در جهان را رصد می‌کند، یک‌ روز پیش اعلام کرد: "در همین حال، نبود اطلاعات آنلاین منجر به تقویت حساب‌های طرفدار حکومت، مطالب جعلی هوش مصنوعی و سایر برنامه‌ها شده است."
بازنَشر
پرچم سه ‌رنگ ‌اسلامی-شیعی، تمام مردم ایران را نمایندگی نمی کُند!
پژوهشگر: هاسّه-نیما گُلکار
پیشگفتار
پرچم سه‌رنگ (سبز- سفید- سُرخ) با نماد شیر و خورشید، بازتاب‌دهنده ی دیدگاه‌های بیشتر مردم ایران از طبقه کارگر تا شاخه‌های مختلف جُنبش چپ‌گرا نیست و ادّعای خَلاف آن، گُمراه‌کننده است. زیرا چنین وانمود می‌ شود که این پرچم توسط اکثریت ساکنان مرزهای سیاسی ایران کنونی پُشتیبانی می‌شود. شواهد تاریخی در طول حدود ۲۰۰ سال گذشته نشان می‌دهد که این پرچم هرگز نماینده ی تمام مردم ایران نبوده است، و این حقیقت، تا امروز همچنان به قوّت خود باقی مانده است.
به‌زبان ساده: این پرچم تاکنون عُمدتن توسط گروه‌های بزرگی از اُپوزیسیون پراکنده و ضعیف، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از جمله سلطنت‌طلب ها، ناسیونالیست ها، و اسلام‌گرایانِ شیعی نمایندگی و حمایت شده است.
از زمان پیدایش پرچم سه‌رنگ با شیرهای مختلف نَرینه — که برخی از ایرانیان حاضرند “جان خود را برای آن فدا کنند” — آشکارا نمادِ پادشاهان مَردسالار (زن‌ستیز)، طبقه ی حاکم استثمارگر، فئودال‌ها، مُستبدّان و دیکتاتوری سرمایه‌داری بوده است. این پرچم همواره مورد پُشتیبانی نمایندگان سیاسی آنان و مُدافعان‌شان در پارلمان های غیرمردمی بوده است. ادّعای این که این پادشاهان و مجالس‌شان آزادی‌خواه، برابری طلب و دموکراتیک بودند و قوانین و تصمیمات‌شان (از جمله پرچم) بازتاب اراده ی زحمتکشان ستمدیده بوده، به‌سادگی نادُرست است.
آشکاراست که افراد و گروه‌ها می‌توانند پرچم‌ها و نمادهای خود را داشته باشند، اما انتخاب پرچمی برای نمایندگی اکثریّت قاطع مردم ایران باید در آینده، پس از سرنگونی دولت فاشیستی قرون‌وسطائی فعلی – جمهوری اسلامی – صورت گیرد. هر تصمیمی — از جمله پرچم — باید با مشارکت تمام مردم زحمتکش، از طریق ایجاد “شوراهای خودمدیریّت کُنفدرال دموکراتیک” بررسی، بحث و تبادل نظر، پیشنهاد و سپس مورد تصویب و تآیید قرار گیرد. هیچ راه و رَوِش دیگری در این مورد برای جنبش آنارشیستی جوان و رو به رُشد ایران قابل پذیرش نیست.
از زمان به قدرت رسیدن آیت‌الله خمینیِ فریبکار و دروغگو در سال ۱۳۵۷(1979)، هیچ یک از این پرچم‌ها در جریان اعتراضات در داخل ایران، به ویژه در جریان آخرین قیام انقلابی «زن-زندگی-آزادی» در سال ۲۰۲۲، برافراشته نشده‌اند.
چندین سَند در مورد تاریخچه پرچم سه رنگ با نماد شیر و خورشید موجود است. امّا می تواند این مطلب پژوهشیِ کوتاه، به حقیقت نزدیک‌تر باشد.
پرچم در دوران ناصرالدین شاه قاجار
میرزا محمدتقی‌خان فراهانی (۱۸۰۷–۱۸۵۲ میلادی)، نخستین صدر اعظم ایران با لقب “امیرکبیر”، در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (۱۸۴۸–۱۸۹۶ میلادی)، علاقه ویژه‌ای به نادرشاه افشار (۱۶۸۸–۱۷۴۷ میلادی) داشت. او همیشه به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد که زندگی‌نامهٔ نادرشاه را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادرشاه را پذیرفت، امّا دستور داد شکل پرچم که در دوران نادرشاه مُثلثی بود، مُستطیلی باشد.
پرچم در دوران مظفرالدین شاه قاجار
با پیروزی جنبش مشروطه در ایران (۱۹۰۵–۱۹۱۱ میلادی)، مظفرالدین شاه ناگزیر به پذیرش تشکیل مجلس شد، جایی که “نمایندگان مردم” شروع به تدوین قانون اساسی و مُتمّم آن در دوره‌های اول و دوم مجلس کردند. اصل پنجم متمم قانون اساسی تصریح می‌کرد: «رنگ‌های رسمی پرچم ایران، سبز، سفید و سُرخ با نماد شیر و خورشید است».
به‌وضوح پیداست که نمایندگان با شتاب‌زدگی این اصل را تصویب کرده‌اند، زیرا هیچ اشاره‌ای به ترتیب رنگ‌ها و این که اُفقی باشند یا عمودی، و شیر و خورشید روی کدام رنگ قرار گیرد، نشده بود. همچنین مُشخّص نشده بود که آیا شیر باید شمشیر هم داشته باشد یا نه. این شتاب‌زدگی یه نظر می رسد تا حدودی به‌دلیل حضور چند روحانی اسلام‌گرا در مجلس بود که استفاده از تصویر را مَمنوع (حَرام) می‌دانستند.
نمایندگان نوگرا (اصلاح طلب) مجلس با استفاده از اِستدلال‌های دینی، رنگ‌های پرچم را توجیه کردند. رنگ سبز، به‌دلیل اینکه رنگ محبوب پیامبر اسلام و نمادِ دین اسلام است، باید در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. رنگ سفید، به‌دلیل اینکه رنگ محبوب زَرتشتیان است (که هزاران سال در ایران زندگی کرده‌اند) و نماد صُلح، آشتی و پاکی است، باید زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سُرخ، با اشاره به خون شهیدان اسلام، به‌ویژه امام سوّم شیعیان – حُسین – و کسانی که جان خود را برای انقلاب مشروطه فدا کردند، گفته شد که رنگ سرخ باید در پائین باقی بماند تا نمادی از خون شُهدا باشد.
هنگامی که نمایندگان اسلام‌گرای شیعی قانع شدند، فضا برای نوگرایان اصلاح طلب فراهم شد تا موضوع اضافه‌کردن شیر و خورشید به پرچم را مَطرح نمایند. از یک سو، پیروزی انقلاب مشروطه در ماه مُرداد (آگوست ۱۹۰۶) رُخ داد — که بُرج فلکی آن “اسد” (شیر) است. از جانب دیگر، چون بیشتر ایرانیان شیعه هستند و پیرو علی امام اوّل، با لَقبِ “اسدالله” (شیر خُدا) می باشد، شیر می‌توانست هم‌زمان به ماهِ مرداد و نیز به امام علی اشاره داشته باشد.
در مورد خورشید، گفته شد که چون پیروزی انقلاب در میانه ی مُرداد رخ داده – زمانی که خورشید در اوج قُدرت و گرمای خود است – بایستی خورشید را بر پُشت شیر قرار داد تا این شیر و خورشید، هم نماد امام علی باشد و هم نماد چهاردهم مرداد، روز پیروزی مشروطه‌خواهان. و البته، وقتی شیر به‌عنوان نماد امام علی دیده شود، شمشیر (ذوالفقار) او نیز باید همراهش باشد. بدین‌گونه، برای نخستین‌بار “پرچم ملی ایران” به‌طور رسمی در قانون اساسی به‌عنوان نماد “استقلال ملی و حاکمّیت” مُعرفی گردید.
پرچم در دوران محمدرضا شاه پهلوی
در سال ۱۳۳۶ اسلامی-خورشیدی ( ۱۹۵۷میلادی)، منوچهر اِقبال، نخست‌وزیر وقت، بنا بر پیشنهاد هیأتی از نمایندگان وزارت خارجه، آموزش و پرورش، و جنگ، اَبعاد پرچم و جُزئیات دیگر آن از جمله شیر، خورشید و تاج را مشخّص نمود.