دوکسا
294 subscribers
517 photos
26 videos
39 files
153 links
رخدادها، تأملات و تقریرات فرهنگی - اجتماعی بهروز سپیدنامه (دانشیار جامعه شناسی فرهنگی دانشگاه ایلام)
Download Telegram
🔹 بهروز سپیدنامه

سلام بر دکتر سلیمان بیگی ، دکتر ملابهرامی و آقای نوروزی عزیز و بزرگوار

ممنونم از التفاتی که به متن داشتید

بنده با استفاده از تکنولوژی هیچ مخالفتی ندارم ، اتفاقاً «گی روشه» در کتاب «تغییرات اجتماعی» اذعان کرده که «تکنولوژی» یکی از عوامل مهم تغییرات اجتماعی است. مخالفت با تکنولوژی حکایت اصرار بر شخم زدن با خیش و مقاومت در برابر تراکتور است. تکنولوژی پیشران توسعه در تمام ابعاد آن به شمار می رود (البته با صرف نظر از دیالکتیک روشنگری به مفهوم آدرنویی و هورکهایمری آن و عقلانیت ابزاری به مفهوم وبری و از خودبیگانگی به مفهوم مارکسی آن).

بحث بنده، بحث اصالت اثر و شنیده شدن صدای مؤلف در هیاهوی مطالب اقتباسی است. مطالبی که فرد هیچ تلاشی برای آن ها نکرده و فقط با درخواست از هوش مصنوعی تدوین نموده اما اسم خود را بالای آن به عنوان جامعه شناس، روان شناس ، اقتصاددان و ... گذاشته است. چنین عملی توهین صریح به مخاطب است.

فرد می تواند هوش مصنوعی را به عنوان مشاوری امین (با ضریب خطا) برای خود در نظر گرفته و از توان آن برای مشخص شدن مسیر، انتخاب کوتاه ترین و مطمئن ترین راه ها، معرفی منابع، آشنایی با ایده های جدید و .... بهره گیرد نه این که هوش مصنوعی، میرزا بنویس او شود.

همان گونه که می دانیم یکی از شاخص های اعتباریابی متون ، ارجاعات درون متنی و کتابنامه است . ما در ارجاع نویسی حق نداریم مطالب دیگران را به نام خودمان مصادره کنیم. یعنی اگر بنده به مقاله ای از فراستخواه (1399) مراجعه کردم و ایشان به فاضلی (1398) ارجاع داده باشند بنده در متن خود اجازه ندارم بنویسم (فاضلی، 1398) مگر این که به منبع فاضلی مراجعه کرده باشم لذا شیوه درست ارجاع چنین خواهد بود (فاضلی، 1398 به نقل از فراستخواه، 1399)

وقتی که شاخص وجود دارد چگونه می توان به نام هوش مصنوعی آن ها را دور زد. آیا اگر یکی از همکاران کتابی را با کمک هوش مصنوعی تدوین کرد هیئت ممیزه از او خواهد پذیرفت؟

پس سخن در خصوص اصالت اثر است. به نظر شما آیا قطعه ای نستعلق که «استاد غلامحسین امیرخانی» آفریده با همان قطعه که با نرم افزارهای خوشنویسی تهیه شده برابرند؟
این نرم افزار می تواند بسیاری از نیازهای ما را در نوشتن اطلاعیه ها، آگاهی های ترحیم و پوسترها مرتفع کند اما کسی حق ندارد امضای خود را پای خطی که توسط این نرم افزار تهیه شده بگذارد و آن را مصادره به مطلوب کند. ضمناً ارزش تابلویی که استاد امیرخانی خلق کرده قابل قیاس با مورد یاد شده نیست.

مارکس در مفهوم هنرمندانۀ کار اعتقاد دارد: بدترین معمار، از بهترین زنبور عسل برتر است زیرا پیش تر از آن که بنای خود را بسازد، آن را در ذهن خود ساخته است.
🔹دکتر احمد ملا بهرامی

دکترجان من در این چند نکته‌ای که فرمودید کاملاً با شما هم نظرم که چه بسا برخی اشخاص ممکن است توانمندی‌ها و آثار تماماً تولید شده توسط هوشی مصنوعی را به ناتوانی‌های خود ضمیمه کنند و احیاناً بهره‌مندی‌هایی هم نصیب‌شان گردد.
ولی واقعیت این است که چالشی بزرگ در مواجهه با بکارگیری توانایی‌های هوش مصنوعی، که روز به روز هم غنی‌تر، دقیق‌تر، ارزان‌تر و ... می‌شود، در راه است! تقریباً در تمام زمینه‌ها این چالش بروز خواهد کرد و سنتی‌ها قوانینی خودپسند وضع خواهند کرد تا حریم‌شان را در امان بدارند! همچنین امیدوارم ذهن و فکر خلاق بشر همچنان به تولید آثار بی‌بدیل و اصیل در حوزه‌های مختلف ادامه دهد.

ولی آنچه که مسلم است و چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، این است که انجام امور بصورت سنتیِ پر هزینه و گاهاً آلوده به نقص‌های ناپیدا، در سال‌های پیش‌رو به حاشیه خواهند روند. به عنوان نمونه، معلم‌های توانمندِ بدون نقصِ همیشه در دسترسِ کم هزینه AI، آینده آموزش را کاملاً دگرگون خواهند کرد و آموزش‌های پُر نقصِ طولانیِ پُر هزینه را به چالش خواهند کشید!
امیدوارم اخلاق، که لازمه‌ی یک زندگی سالم و با طراوت است آسیب جدی نبیند.
🔹هادی نوروزی

سپاس از پاسخ منطقی شما با این حال در مرز بین این نقطه عطف در عمل سردرگرمی ها بسیار است به نظر میاد بسیاری از مفاهیم زبانی در دنیای جدید ناکارامد باشند و نیاز به بازتعریف داشته باشند مثلا اصالت، تالیف، و....

تلاش برای یک اثر در توسعه فردی کاملا کارامد است اما اگر هدف گشایشی در مسائل باشد چه فرد و چه هوش مصنوعی تفاوتی ندارد و از طرفی اصالت خواننده هم باید در نظر گرفته شود البته بدیهاتی مثل صرف مقاله نوشتن یا ناتوانی در پیوستگی و فهم مطالب و مصادره و... صرفا با عنوان مطرح شدن را که مشخصا درست نیست

گرچه به درستی اشاره کردین باید به شاخص ها با پایند بود، اما کتابی عمیق و دقیق با هوش مصنوعی نوشته شده اشکالی هم دارد؟
هر چند در اثرهای هنری فرایند ذهنی مهم است. این فرایند در ارتباط با خالق اثر است نه مخاطب، اما اگر هوش مصنوعی بتواند موسیقی، خط، و.... فوق العاده ای بسازد به نظر مشکلی ندارد. مرز بین مشاوره و دیگر کارکردها هوش مصنوعی عملا قابل تفکیک نیست

علاوه بر این استعدادها متفاوت اند، فردی ممکن است بسیار تحلیگر اما عملا ناتوان در نوشتن یا صحبت و.... حالا با کمک ابزار این نقاط را پوشش میدهد. در اینده نیز ممکن است کلا کار تحصیل و تلاش به معنی امروز از بین برود و یک تراشه الکترونی همه این کارها را انجام دهد.

البته این موضوع یک مثال از یک سوال کلی هست به این صورت که به نظر می‌رسد بخشی زیادی از لذت ما از خلق یک اثر، به این خاطر است که آن اثر به ما نسبت داده می‌شود. آیا ممکن است این حس خوشایند، بیشتر از آن‌که ناشی از خودِ اثر باشد، نتیجه‌ی نوعی نیاز ذهنی به داشتن هویتی مشخص باشد(مشخصا این جمله بار ارزشی ندارد تکامل مغز در همین جهت بوده)؟

اگر روزی این وابستگی ذهنی به «مالکیت فکری» یا «نسبت داشتن» کم‌رنگ شود، آیا نگاه ما به خود، معنا، و جهان تغییر نخواهد کرد؟

شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که لازم است با دقت بیشتری به این پرسش بیندیشیم، به‌ویژه وقتی می‌دانیم مغز ما بیش از آن‌که برای حقیقت‌جویی طراحی شده باشد، برای بقا ساخته شده است.
🔹بهروز سپیدنامه

سلام بر آقای نوروزی عزیز

سؤالات قابل تأملی مطرح نمودید که باید به آن ها اندیشید
🔹دکتر رحمت اعظمی

کسی حرف درستی در ارتباط با هوش مصنوعی و وضعیت شغلی آینده بیان کرده بود:

شرکتها برخی از ما را با هوش مصنوعی جایگزین میکنند، نه به این دلیل که هوش مصنوعی مانند ما خوب است، بلکه به این دلیل که میتواند چیزهای را که به اندازه کافی برای کسب درآمد خوب هستند را بسازد و بیرون دهد
🔹 دکتر محمود روشنی
سلام خدمت دوستان و همکاران گرامی؛ مقالات یا کتابی که با هوش مصنوعی نوشته شده باشند توسط یک نرم افزار قابل تشخیص هستند که این نرم افزار بزودی همانند iThenticate در دسترس پژوهشگران قرار می‌گیرد و دانشگاه ایلام هم انشالله این سامانه خریداری می‌کند.
🔹 دکتر حبیب الله بخشوده

سلام بهروز جان نوشته ی شما نوشته ای منقح و علمی بود.اشاره به موضوعی که در حال حاضر آفت قلم نو آمدگان است و می تواند ابزاری در جهت ترویج متون بی ریشه و کم عمق باشد.

بازی تازه ای که ابزارهای جدید به راه انداخته اند.تا از مایه ای که نیست،هستی بی وجود به جلوه و در پس رباتی تربیت شده ،کلمات در اندامواره ای بی مفصل شائبه ی دانایی را تلقین کنند.

هوش مصنوعی هیچ ناهوشیاری را هوشمند نمی سازد و پرده قلم های ناکوک را به شکل فالش به گوش هوشمندان طریق دانایی افشا می کند.به حساسیت شما در این مقطع زمانی متن زیبا و پربارتان را خواندم.به وجود تان افتخار می کنم و قلم تان را می ستایم.
🔹 هادی موحدی
استاد گرامی جناب آقای دکتر سپیدنامه

با سلام و احترام

متن عمیق و تأمل‌برانگیزتان را با دقت خواندم. واژگان سنجیده، ارجاعات وزین و نثر درخشان شما، هم مایه‌ی آموختن بود و هم دعوتی برای مکث در برابر پرسشی بنیادین: «مرز میان اندیشه اصیل و مونتاژ کلام کجاست؟»

نکته‌ی نخست آن‌که بی‌تردید، ساحت اندیشه و خلق معنا، برخاسته از سال‌ها مراقبه، مطالعه، زیست اجتماعی و سلوک نظری است. هیچ هوش مصنوعی، نمی‌تواند به جای این تجربه‌زیسته و تامل‌پرورده بنشیند. همان‌طور که حافظ، نه در پرتو ته‌مانده‌ی شراب ملائک، که از مسیر مشق و ممارست، صاحب سبک شد، هر نوشته‌ی وزینی نیز، باید ریشه در زمین آزمون و اندیشه داشته باشد.

اما در عین حال، نمی‌توان انکار کرد که ابزارها، نحوه‌ی نوشتن و حتی «آستانه‌ی ورود به نوشتن» را دگرگون کرده‌اند. هوش مصنوعی (اگر درست و با تأمل استفاده شود) می‌تواند برای نویسنده‌ای نوپا، همچون آیینه‌ای باشد که تاریکی لکنت را روشن می‌کند، نه آنکه به جای او بیندیشد. مشکل آن‌گاه آغاز می‌شود که ابزار، جای اندیشه را بگیرد؛ که متأسفانه گاه می‌گیرد.

از قضا، دغدغه‌ی شما در خصوص تمییز میان «اندیشه‌ی اصیل» و «نوشته‌ی مونتاژی» دغدغه‌ای مهم و کاملاً به‌جاست. ولی آیا راه حل، نفی مطلق نویسندگان نوپا یا به محاق بردن حضور آن‌هاست؟ یا آن‌که باید همان‌گونه که فرمودید، آنان را در میدان گفت‌و‌گوی علمی، محک زد؟ شاید بتوان گفت عصر ما، بیش از آنکه دوران وقوعی شدن اندیشه‌ها باشد، عصر وقوعی شدن «امکان نوشتن» است؛ که البته فرق بسیار دارد.

اگر «تخم کفتر» همان هوش مصنوعی است که بر لبان خاموش، زبان گشوده، پس بر دوش ما نیز هست که از این ابزار، همچون شمس، راهی به درون خویش بگشاییم، نه که نقش شمس را به او واگذاریم.

با احترام

🔸هادی موحدی

کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی
🙏🙏🙏🙏
Forwarded from عکس نگار
‍ 🔹بهروز سپیدنامه

🔸صدا و سیمای ایلام و بازگشت به دوران فیلم صامت

تاریخ فیلم های صامت به قبل از سال 1920 بر می گردد. امروزه با گذشت حدود 105 سال از دوران انتقال از فیلم صامت  به فیلم گویا،  بازگشت ارتجاعی به آن جای بسی تأمل و تأسف دارد.

شامگاه چهارشنبه 21 خرداد 1404 جلسه ای با حضور  فعالان سیاسی و اجتماعی و رئیس محترم جمهور جناب آقای دکتر پزشکیان برگزار شد. در این نشست چند تن از فعالان صاحب نام سیاسی و اجتماعی ایلام مباحث، دیدگاه ها و مطالبات خود را تقدیم ریاست محترم جمهور نمودند.

به همین مناسبت  صدا و سیمای مرکز ایلام برنامه پخش زنده ای تدارک دیده بود که در کادر تصویر آن دو قاب قرار داشت، قاب اول مختص مجریان و میهمان برنامه و قاب دوم مختص پخش زنده جلسه دیدار فعالان سیاسی و اجتماعی با رئیس محترم جمهور. در قاب دوم، شاهد پخش فیلم صامت بودیم. (تصویر سخنرانان بدون پخش صدا بود). بینندگان برای فهم سخنان سخنرانان باید لب خوانی می کردند. ضمناً مجری برنامه چندین بار تکرار نمود که به محض این که سخنرانی رئیس محترم جمهور آغاز شود آن را پخش خواهند نمود (یعنی به محض این که صحبت های فعالان سیاسی اجتماعی تمام شود) گویا تمامی صحبت های این عزیزان حاشیه و سخنان رئیس محترم جمهور متن اصلی است و جلسه فقط برای شنیده شدن صدای ایشان تدارک دیده شده است.  این شیوه پخش،  هم توهین به سخنرانان و حاضرین در مجلس بود و هم توهین به بینندگان. بهتر آن است که تصویری از جلسه پخش نمی شد و بینندگان را جریحه دار نمی کردند.  انتظار می رود رئیس محترم صدا و سیمای مرکز ایلام در سیاست های خود بازاندیشی نماید.

@allisdata
جوابیه صداوسیما مرکز ایلام

تمام تلاش رسانه استانی پوشش مطلوب سفر رئیس جمهور  به استان ایلام است.
صداوسیمای استان ایلام از زمان اعلام رسمی سفر رییس جمهور محترم به ایلام کار اطلاع رسانی  و برنامه سازی  در  معاونت های محتوایی را از چندین روز قبل شروع کرده و حسب وظیفه در خدمت مردم شریف استان و  اعضای محترم دولت خواهد بود.‌

به اطلاع می رساند تمام برنامه های رسانه ای سفر رئیس جمهور محترم تحت نظر تیم رسانه ای و اطلاع رسانی نهاد ریاست جمهوری بوده و این تیم بر تمام فرایند ها نظارت دارند؛ بر این اساس نحوه چگونگی پخش نشست با فعالان سیاسی و اجتماعی تصمیم تیم رسانه ای نهاد ریاست جمهوری بود.
ضمنا بازپخش این برنامه  در اسرع وقت   انجام می گیرد .

روابط‌ عمومی صدا و سیمای ایلام

@ilamiiyan
✅ متن فارسی نامۀ مشترک انجمن جامعه‌شناسی ایران و اتحادیه انجمن‌های علوم اجتماعی ایران به انجمن‌های جامعه‌شناسی جهان با درخواست همبستگی و حمایت فوری جهانی در پی حملۀ اسراییل به ایران

مخاطبان: روسای 
1. انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی
2. کمیته حقوق بشر انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی
3. انجمن جامعه‌شناسی اروپا
4. انجمن مطالعات خاورمیانه
5. انجمن جامعه‌شناسی امریکا
6. انجمن شوراهای تحقیقات علوم اجتماعی آسیا

با سلام و احترام،
ما اعضای انجمن جامعه‌شناسی و اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران، با نگرانی بسیار، تغییراتی را در جهان امروز نظاره و بررسی می‌کنیم که موجب سلب کرامت انسان‌ها و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به بنیان‌های زیستی هستند و نامحتمل نیست که نقطه عطفی در روند آسیب‌زایی دورۀ آنتروپوسین و سرنوشت زیستکره باشند؛ در همین حال ما با نگرانی مضاعف تغییرات خونین اخیر را در خاورمیانه دنبال می‌کنیم؛ به‌ویژه حملۀ شبانه دولت اسرائیل به سرزمین و بوم ایران و تداوم آن که نقض آشکار حقوق بین‌الملل، منشور ملل متحد و اصل عدم توسل به زور در روابط بین‌الملل است.
جامعه‌شناسان ایران هم‌اکنون نیز گرفتار مشکلات و محدودیت‌های بسیاری هستند که موجب شده امکان حضور و همراهی با کنفرانس رباط را از دست بدهند. این جنگ علاوه بر آثار زیانبار، موجب ایزوله شدن بیش از پیش جامعه‌شناسان ایران و آسیب شدید به رشد جامعه‌شناسی در ایران خواهد شد؛ همچنان‌که تداوم و گسترش این جنگ در خاورمیانه تمامی این کنفرانس را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
این حمله نه‌تنها به تمامیت سرزمینی ایران، بل‌که به ثبات منطقه و فراتر از آن به بنیان‌های صلح جهانی آسیب زده است. ما این اقدام را مصداقی از امپریالیسم نظامی‌گرا، بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای و بی‌توجهی به حق حیات و امنیت انسان‌ها می‌دانیم.
در شرایط بسیار وخیم اجتماعی و اقتصادی خاورمیانه و ایران، هر اقدام نظامی، صرف‌نظر از موضع سیاسی کشورها، جریان‌ها و افراد، خطری جدی برای جان، روان، معیشت و همبستگی اجتماعی ضروری میلیون‌ها انسان است.
شما و ما از آثار زیانبار سکوت برخی از روشنفکران و دانشمندان در برابر وقایعی مانند ظهور  نازیسم و فاشیسم و بروز جنگ جهانی مطلع هستیم. سکوت ما در چنین لحظاتی به معنای پذیرش و عادی‌سازی خشونت و سلطه‌طلبی و آثار زیانبار آن، از یک سو بر زیستکره و افول خرد و سرنوشت نوع انسان، و از سوی دیگر بر جامعه‌شناسی ایران، خواهد بود.
بر این اساس، ما از شما، به‌عنوان نهادهای معتبر جهانی در حوزه جامعه‌شناسی، می‌خواهیم:
۱. رسما حملات نظامی علیه ایران را محکوم و نسبت به تهدید صلح جهانی هشدار دهید؛
۲. از جامعه‌ مدنی و دانشمندان علوم اجتماعی در ایران حمایت اخلاقی و حرفه‌ای اعلام کنید؛
۳. با صدور بیانیه‌ها، نشست‌ها و همکاری‌های علمی، زمینۀ دیالوگ بین‌المللی برای صلح و عدالت اجتماعی را فراهم کنید؛
۴. در برابر روندهای فزایندۀ نظامی‌گری، خشونت ساختاری، نقض حقوق بشر و بی‌ثبات‌سازی جهانی، همبستگی اجتماعی علمی نشان دهید؛
۵. در کنفرانس‌های رباط و دهلی، به‌طور ویژه تشدید جنگ و نظامی‌گری در خاورمیانه و تهدیدهای صلح و جان و زندگی ساکنان این منطقه را مورد تامل و بررسی قرار دهید.
در پایان، تأکید می‌کنیم که دفاع از صلح و کرامت انسانی نه محدود به مرزهاست، نه به دولت‌ها. دفاع از مردم، جامعه، و ارزش‌های انسانی وظیفه‌ای است مشترک میان همه‌ ما. ما آماده‌ایم برای هرگونه گفت‌وگو، تبادل علمی، و همیاری مشترک گام برداریم.

با احترام و امید به صلح،

انجمن جامعه‌شناسی ایران
اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران
بیانیه شماری از دانشگاهیان (۱)

حمله اسرائیل به ایران، نامشروع، خلاف حقوق بین‌المللی، جنگ‌طلبانه و ناسازگار با هر گونه ادعای صلح‌طلبی، و با ادعاها درباره یافتن راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز برای اطمینان از صلح‌آمیز بودن برنامه‌ای هسته‌ای ایران، متناقض است. این حمله درست در زمانی رخ می‌دهد که دولت ایران به صورت جدی و بر اساس خواست ملی ایرانیان در مذاکرات برای حل مسالمت‌آمیز پرونده هسته‌ای با آمریکا شرکت کرده است.

این حمله به تمامیت سرزمینی میهن، به دنبال رقم زدن چشم‌اندازی تاریک برای ایران و ایرانیان است. ما شاهد حمله از سوی دشمنی هستیم که عملکرد خشونت‌بار و بی‌احترامی‌اش نسبت به هر نوع حقوق و هنجار بین‌المللی، اخلاقی و انسانی را از 7 اکتبر 2023 به بعد شاهد بوده‌ایم. این حمله نیز به مانند آن‌چه عملکرد گذشته اسرائیل نشان می‌دهد، نقض بدیهی‌ترین حقوق بین‌المللی است.

این حمله، به مانند عملکردهای گذشته اسرائیل، تضعیف کردن زیرساخت نظم‌های امنیتی منطقه‌ای و جهانی با هدف تنش‌زایی، نابود کردن امکان همکاری‌های بین‌المللی برای ایجاد امنیت و توسعه، و در این مورد خاص ممانعت کردن از شکل‌گیری هر گونه همکاری میان ایران و سایر کشورهاست. اسرائیل آشکارا خواهان حل نشدن پرونده هسته‌ای ایران، باقی ماندن تحریم‌ها و مانع شدن در مسیر توسعه همکاری‌های بین‌المللی ایران است. اسرائیل حداقل در سه‌ونیم دهه گذشته خواهان امنیتی‌سازی ایران و جلوگیری از هر گونه عادی‌شدن روابط ایران در جهان بوده و هست. این چنین رفتارهای نظم‌ستیزانه‌ای هیچ ثمره‌ای برای ایران و ملت‌های خاورمیانه ندارد و جز عقب‌ماندگی چیزی به بار نمی‌اورد.

اگرچه می‌توان به سایر کشورها و متولیان ساختارهای حقوقی و نهادهای بین‌المللی توصیه کرد که فعالانه مانع این گونه رفتارهای اسرائیل شوند تا شاهد فروپاشی اعتماد بین‌المللی به این ساختارها و نهادها نباشند، اما سابقه نشان می‌دهد ایران نمی‌تواند امنیت و صلاح خود را به این ساختارها، نهادها و سازمان‌های بین‌المللی متکی کند. از ظرفیت آن‌ها باید استفاده کرد اما ساختار قدرت بین‌المللی به گونه‌ای نیست که در زمان حاضر بتوان برای حفاظت از ایران به آن‌ها امید داشت و از این‌رو باید به توانایی‌های داخلی، انسجام ملی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و امنیت و قدرت درون‌زای ایران تکیه کرد.

عموم ایرانیان آگاه و میهن‌دوست، روشن‌اندیش و کسانی که دل در گرو امنیت، توسعه، سربلندی و بزرگی ایران دارند؛ و بالاخص صاحبان فکر و اندیشه که با حساسیت و تخصص بیشتری مسائل ایران را بررسی کرده و تاریخ تحولات ایران عزیز را می‌شناسند، امروز مسئولیت بزرگی بر عهده دارند. مسلم است که بسیاری از مردم، و شمار زیادی از اهل اندیشه، دانشگاهیان و فعالان اجتماعی و سیاسی، فعالان اقتصادی و تحلیل‌گران روندهای حکمرانی و اداره کشور، منتقد جوانب مختلف عملکردهای سیاسی و سیاستی جمهوری اسلامی ایران در عرصه داخلی و خارجی هستند. این انتقادات و بی‌توجهی به آن‌ها، سال‌هاست به حد دل‌آزردگی، رنج و دردمندی هم رسیده است. منتقدان بارها به صورت مداوم با ناشنوایی، بی‌مهری و بی‌توجهی صاحبان قدرت نیز مواجه شده‌اند که اگر چنین نشده بود، وضعیت انواع بحران‌ها و مسائل در کشور به شکل حاضر درنمی‌آمد. اما ما معتقدیم حساب این انتقادات درون‌میهنی، وطن‌دوستانه، خیرخواهانه و دلسوزانه، و بی‌توجهی دردسرساز حاکمان به آن‌ها، از حمله دشمن خارجی – هر که باشد - جداست. بالاخص آن‌که در این مورد با حمله دشمنی مواجهیم که در سابقه‌اش جز بی‌توجهی به حقوق ملت‌ها، ویرانگری و خشونت بی‌سابقه چیزی نیست.

ماهیت و غایت حمله کنونی اسرائیل به گونه‌ای است که ما را بر آن داشت تا برای پاسداری از ایران - جانِ جانِ هر ایرانی میهن‌دوست - و به منظور جلوگیری از کامیابی متجاوزان در اجرای نقشه‌های شوم خود بر ضد تمامیت سرزمینی‌مان، رنجش‌ها، نقد‌ها و گلایه‌مندی‌ها را به آینده مؤکول کرده و با پشتیبانی از مدافعان تمامیت ایران عزیز، فرزند زمان خویش باشیم و سهم خویش را در ماندگاری ایران‌ عزیز ادا کنیم.
مردم آگاه ایران نیک می‌دانند که ایران تاریخی و کهنسال ما در طول تاریخ و پیش از این حمله، بارها از سوی متجاوزان رنگارنگ دیگر مورد هجوم‌های وحشیانه قرار گرفته است؛ اما به گواهی تاریخ، ققنوس‌وار سر از خاک و خاکستر برداشته و رویش و زایشی دیگر را تجربه کرده است. ما ایرانیان با هر گرایش و سوگیری سیاسی و فکری را فرامی‌خوانیم که محکم‌تر از گذشته نسبت به حفظ تمامیت سرزمینی، ماندگاری و پایداری ایران حساس باشیم، و در مقابل دشمن خارجی منسجم بمانیم..
ما هم‌چنین همه حاکمان و تصمیم‌گیرندگان در این وضعیت کشور (و در آینده) را به عقلانیت حداکثری، هوشمندی، خردورزی اتخاذ بینش و کنش راهبردی و پرهیز از شعارزدگی و کنش‌های احساسی و سطحی در برخورد با متجاوز فرامی‌خوانیم. توصیه می‌کنیم همه امکانات خردمن دانه از نظامی تا دیپلماسی را برای گذر دادن ایران از وضعیت خطرناک فعلی به‌کار گیرند. در ضمن، دردمندانه از همه شهروندان استدعا داریم با همبستگی ملی، بردباری و حمایت از نیروهای نظامی و سیاسی حافظ این سرزمین، به گذار کم‌هزینه‌تر از این وضعیت کمک کنند.

ما در فردایی که امنیت فراهم شود و جای بحث و عمل عقلانی و فارغ از تهدید دشمن خارجی مهیا گردد، هم‌چون گذشته و بیش از آن به کاستی‌های حکومت، اشتباهات آن و راه‌های ساختن ایران بهتر می‌پردازیم و در کنار مردم عزیز ایران، مطالبه داشتن کشوری بهتر با امنیت و توسعه قابل اطمینان و پایدار را پی‌ خواهیم گرفت. اکنون وقت منسجم ماندن و ایستادگی بر حفظ ایران در برابر دشمنی خونخوار و رهانیدن آن از هر گزندی است.


@uissa1400
#اتحادیه_انجمن‌های_علوم_اجتماعی_ایران
Forwarded from بخوان ای همسفر با من (بهروز سپیدنامه)
و دشمن در این رزم  ایمن مباد
شب و روز او جز به شیون مباد
به جز خشم در کوی و برزن مباد
«چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»


به ایوان شب ماه روشن دهیم
سر خویش در راه میهن دهیم
و درس صلابت به آهن دهیم
«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم»


زمین عرصه ی رزم شیران شود
زمان جلوه گاه دلیران شود
شبستان روشن ضمیران شود
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود»

(بهروز سپیدنامه)

https://t.me/behrooz_sepidnameh
Forwarded from بخوان ای همسفر با من (بهروز سپیدنامه)
استاد عباس حیدری پور ازجمله صاحب نظرانی است که دارای تحصیلات دانشگاهی در زمینه مهندسی الکترونیک از دانشگاه صنعتی اصفهان و تحصیلات حوزوی است. او در حوزه فرهنگ و مباحث جامعه شناختی آن با رویکردی میان رشته ای و با استدلالی که ریشه در مطالعات عمیق فلسفی او دارد وارد میدان شده و همراه با صاحب نظران این ساحت به تفکر و تعمق پرداخته و فعالیت ها و تولیدات قابل تأملی در زمینه مطالعات اجتماعی تمدنی انجام داده اند. یادداشت زیر ابراز لطف ایشان به تضمینی بود که از شعر فردوسی بزرگ داشتم. از ایشان ممنون و سپاسگزارم: