دوکسا
295 subscribers
517 photos
26 videos
39 files
153 links
رخدادها، تأملات و تقریرات فرهنگی - اجتماعی بهروز سپیدنامه (دانشیار جامعه شناسی فرهنگی دانشگاه ایلام)
Download Telegram
(بهروز سپیدنامه)

نفی تحقیرآمیز

(ادیب نظریه پرداز و نظریۀ ادبی: امکان یا امتناع)

👇👇👇

https://t.me/AllisData
🔷بهروز سپیدنامه

🔶نفی تحقیرآمیز
🔹(ادیب نظریه پرداز و نظریۀ ادبی: امکان یا امتناع)

روز چهارشنبه 10 اردیبهشت 1404، به صورت تصادفی تصویر دکتر محمود اکرامی فر و استاد یوسفعلی میرشکاک را در کادر شبکه نسیم دیدم . برنامه ای بود با عنوان «خانه جلال» که در آن، میرشکاک مجری و اکرامی فر مهمان برنامه بود. محمود اکرامی فر شاعری است که از سال های دور او را می شناسم و همین امر سبب شد تا درنگ کرده و حرف هایش را بشنوم. کاری به مطالبی که در خصوص جوان و جوانی و خوانش هایی که از این مقوله داشت و نسخه هایی که پیچید ندارم اما گزاره جزمی و اثبات گرایانه ای که در خصوص ادبیات گفت ، نظرم را جلب کرد و انگیزۀ نوشتن این یادداشت شد. و آن گزاره این بود که: در ادبیات فقط نظر داریم و نظریه نداریم...

اکرامی فر اظهار داشت: «ما در حوزۀ ادبیات نظریه نداریم، نظر داریم و جالب این است، این نظرها را همه به عنوان نظریه می پذیرند. این حرف در ظرف زمانی خودش قابل احترام بوده، شاید قابل اعتنا نبوده. بسیاری از حرف ها قابل احترام اند اما قابل اعتنا نیستند».

میرشکاک در نقد سخن اکرامی فر به درستی به فردوسی اشاره کرد و گفت از دل شاهنامه می توان نظریه بیرون کشید [نظیر کتاب جامعه شناسی خودکامگی : تحلیل جامعه شناختی اسطوره ضحاک ماردوش، اثر علی رضا قلی] و اکرامی فر با شنیدن این سخن از موضع جزمی خود عدول کرده و گفت البته فردوسی حکیم بوده و به علوم زمانه خود آگاه بوده و حساب او با بقیه فرق دارد. در این موضع، اکرامی فر شاخص صاحب نظریه بودن صاحب اثر را حکیم بودن مؤلف و احاطۀ او به علوم زمان خود دانست. صفتی که بر بسیاری از شاعران و نویسندگان متقدم و‌متأخری که صاحب یا راوی نظریه اند صادق و قابل انطباق نیست.

به هر حال، گزارۀ جزمی محمود اکرامی فر بهانه ای برای طرح امکان یا امتناع نظریه در ساحت ادبیات شد، بر این اساس این ادعا را از دو منظر مطرح ساخته و به نادرستی هر دو منظر پرداخته ایم:

👈الف) منظر اول: شناسا یا مؤلف (شاعر / نویسنده) در ادبیات (متون نظم و نثر) در مقام نظریه پرداز نیست لذا متون ادبی، ساحت ظهور نظرات شخصی قابل احترام اما غیر قابل اعتنای این افراد است.

👈ب) منظر دوم: در ساحت ادبیات و مطالعات ادبی، مباحث نظری (تئوریک) موضوعیت و مدخلیتی ندارند.

در خصوص ادعای اول باید عنوان نمود که هر پارادایم بر سه رکن هستی (وجود) شناسی، شناخت (معرفت) شناسی و روش شناسی استوار است. اگر متون نظم و نثر را مطالعه کنیم، با بنیان های هستی شناسی و معرفت شناسی مؤلفین (شاعران و نویسندگان) متقدم و متأخر صاحب نام، مواجه خواهیم شد. به عبارتی دیگر، هرکدام از مؤلفین، دارای موضع پارادایمی خاصی هستند که از دل آن‌ها به ساحت نظریه نیز راه یافته اند.

موضع نظری و دستگاه منسجم مفهومی شاعران و نویسندگان در متون، گاه به صورت صریح عرضه شده اند. به عنوان مثال در متون نظم و نثر، نظریات متعددی نظیر: نظریه تغییر، توسعه، اصلاح و انسجام اجتماعی و سایر موارد عنوان شده‌اند که در خصوص آن ها مطالب زیادی نوشته شده است. و گاه این موضع نظری (تئوریک) به صورت ضمنی ارائه و توسط پژوهشگران بازنمایی شده اند. «نظیر رهیافت نظری لویی اشتروس در مواجهه با اساطیر که تلاش می نمود تا مفاهیم را از بطن روایت بیرون بکشد تا ساختار مسلط بر داستان کشف شود» (رک: اسمیت و رایلی، 1396: 326). یا پژوهش ولادیمیر پراپ در ساحت «ریخت شناسی داستان‌های عامه که در آن به استخراج ساختار نظری داستان‌ها (دگرگونی قصه پریان) پرداخته است. و نیز پژوهش نورتروپ فرای در کتاب «کالبد شکافی نقد» که در آن، پیام کانونی داستان‌ها را «یکپارچگی جامعه» ذکر کرده است (همان: 330).

ادعای دوم مبتنی بر این پیش فرض است که در ساحت ادبیات و مطالعات ادبی (به تعبیر بوردیو میدان ادبیات و تولید ادبی) مباحث نظری (تئوریک) موضوعیت و مدخلیتی ندارند . این ادعا بنا به استدلال زیر نیز نادرست است:

در سرفصل درسی دانشجویان کارشناسی جامعه شناسی و ادبیات انگلیسی و زبان شناسی و سایر رشته های مرتبط، دروسی با عنوان جامعه شناسی ادبیات، نظریات ادبی، مکاتب ادبی و نظایر آن وجود دارد. در سطوح بالاتر تحصیلی نیز، دانشجویان این رشته‌ها، تخصصی تر با پاردایم های تفسیری و نظریاتی که برایند برساخت و بازنمایی معنا از دل متن و روایت اند و به روش‌هایی نظیر نشانه شناسی، تحلیل محتوای کیفی، هرمنوتیک، پدیدارشناسی و ... ختم شده اند آشنا خواهند شد. لذا انکار فقر نظری متون ادبی و مستغنی بودن آن ها از رهیافت نظری به تعبیر «سلدن» نوع «نفی تحقیر آمیز نظریه» است. سلدن در این مورد اظهار داشته:
«من عمدتاً به این دلیل تصمیم گرفتم وظیفۀ خطیر نوشتن کتاب راهنمای خواننده در بارۀ این موضوع (نظریۀ ادبی) را بر عهده بگیرم که اعتقاد دارم مسائل مطرح شده در نظریۀ ادبی مدرن آن قدر اهمیت دارند که کوشش برای روشن کردن آن‌ها اقدامی موجه باشد. اکنون دیگر، بسیاری از خوانندگان احساس می کنند که روش نفی تحقیر آمیز نظریه راه به جایی نمی‌برد» (سلدن، 1372: 5).

با مراجعه به کتاب‌های نظریات ادبی، با تاریخچۀ پیدایش نظریات و نظریه پردازان ادبی مواجه خواهیم شد. «هدر دوبرو، پیشینۀ نظریۀ انواع ادبی را از ارسطو تا آرنولد و تا نظریۀ ادبی سدۀ بیستم دانسته است (رک: دوبرو،1400). ایگلتون اعتقاد دارد « تاریخ نظریۀ ادبی جدید را می توان به طور تقریبی به سه مرحله تقسیم کرد: پرداختن به مؤلف (رمانتیسم و سدۀ نوزدهم)، توجه انحصاری به متن (نقد جدید) و چرخش بارز کانون توجه به سوی خواننده (برای نمونه نظریه دریافت) (ایگلتون، 1380: 103 به نقل از ارشاد، 1391: 123).

با مراجعه به آراء نظریه پردازان حوزۀ جامعه‌شناسی ادبیات، با مواضع متنوعی مواجه خواهیم شد که هر کدام از آن‌ها از منظر خاصی به متون نظم و نثر نگریسته‌اند. به عنوان مثال: «پل ریکور از پدیدارشناسی و نظریۀ ادبی می گوید (رک: ریکور، 1386)» ، دریدا از پساساختارگرایی واسازی (شالوده شکنی)، گلدمن از ساختارگرایی تکوینی، بوریس آیخن باوم از نظریۀ نثر، لوکاچ از رابطه ادبیات و جامعه و ده ها مورد دیگر.

در مباحث حوزۀ «فرهنگ به مثابه متن/ روایت و هرمنوتیک» نیز با رویارویی نظری اندیشمندان با متون ادبی مواجهیم: شعرپردازی ساختارگرا به تحلیل روایت، به ویژه داستان و نوشته‌های متعارف می پردازد (اسمیت و رایلی، 1394: 326). میخاییل باختین بحث مرکزگرایی و مرکزگریزی متون نظم و نثر را عنوان نموده است. اومبراتو اکو بر نقش خوانندگان متون تأکید دارد، ویکتور ترنر بر داستان‌های اجتماعی و کلیفورد گیزتز به توصیف ضخیم در درون فهمی متون پرداخته است.

🔹ادبیات و بازتولید نظریهٔ سلطه:

ادوارد سعید در کتاب «شرق شناسی» بر نقش ادبیات و داستان‌های امپرتوری در بازتولید سلطه تأکید نموده است. «وی با استفاده از «ناخودآگاه جمعی» جیمسون و «رمان و کنترل» دیوید میلر نشان می‌دهد که رمان‌ها به طور عام و داستان به طور خاص نوعی حضور نظارتی در جوامع غربی دارند (کریمی، 1402: 120) و ادامه می‌دهد که ادامۀ امپراتوری بریتانیا در قرن نوزدهم به صورتی فعال با رشد رمان ارتباط دارد (همان: 122) و می‌گوید امپریالیسم و رمان چنان همدست‌اند که خوانش یکی بدون دیگری دشوار است (همان). از نظر سعید، ادبیات سرزنش، ادبیاتی است که اغلب از سوی فرودستان، اقلیت‌ها، صداهای فروخفته و محروم پدید آمده و تک گویی (مونولوگ) اروپایی را به مبارزه طلبیده است (همان: 123).

امروزه یکی از حوزه های مهم «مطالعات پسا استعماری»، مطالعۀ نقش ادبیات در سلطه و استعمار فرهنگی است. در این ساحت، متون ادبی، متونی خنثی نیستند بلکه سرشار از مفاهیم و نظریاتی هستند که به هژمونی مدد می رسانند.

پ ن: دکتر محمود اکرامی فر، شاعر ، اهل اسفراین و فارغ التحصیل رشته مردم شناسی از تاجیکستان است

🔸منابع:
ارشاد، فرهنگ. (1391)، کندوکاوی در جامعه‌شناسی ادبیات، تهران: آگه
اسمیت، فیلیپ؛ رایلی، الگزاندر. (1396)، نظریۀ فرهنگی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی
تووروف، تزوتان. (1401)، نظریۀ ادبیات: متن‌هایی ازفرمالیست‌های روس، ترجمه: عاطفه طاهایی، تهران: نشر دات
دوبرو، هدر . (1400)، ژانر (نوع ادبی)، ترجمه: فرزانه طاهری، تهران: مرکز
ریکور، پل.(1386)، زندگی در دنیای متن: شش گفتگو، یک بحث، ترجمه: بابک احمدی، تهران: مرکز
سلدن، رامان. (1372)، راهنمای نظریۀ ادبی، ترجمه: عباس مخبر، تهران: طرح نو
کریمی، جلیل. (1402)، نظریۀ پسا استعماری و کردشناسی، تهران: نی
دکتر محمود اکرامی فر
دکتر خلیل کمربیگی به مناسبت روز معلم در گرامی داشت یاد و خاطرهٔ معلم دوران ابتدایی اش در گروه تلگرامی «معلمان مؤلف و پژوهشگر» یادداشتی نوشت و دکتر مهدی مؤمنی ضمن تشکر از ایشان سئوالاتی در خصوص چرایی تفاوت منش رفتاری نسل جدید با نسل سال های دور مطرح نمود. بنده نیز به احترام وقتی که ایشان گذاشته بودند و اهمیتی که برای متن قایل شده بودند و این که آموزش و پرورش را همواره خانهٔ پدری خود می دانم وارد گفت و‌‌ گو با دکتر مؤمنی شدم که به مکالمه زیر انجامید که تقدیم عزیران می دارم
👇👇👇
@allisdata

👇👇👇
https://t.me/+QWn_WNkPIdtAYN_n
🔸 مومنی:

درود خلیل جان وسپاس کە ما رو دریادآوری این خاطرە قشنگ شریک وهمراە کردی❤️❤️

من خیلی وقتا فکر میکنم کە چە عواملی باعث شد کە ما بچەهای دهه ی پنجاە از تاب آوری و عزت نفس  وابراز وجود بیشتری برخوردار باشیم در مقایسە با بچەهاێ دهە هفتاد وهشتاد، نە والدین اگاە وپیگیری داشتیم درحوزە تحصیل واصول والدگری، نە اقتصادخانوادە خیلی حمایت کنندە بود، نە اموزش وپرورش پیشرو وموثری( خشونت وتنبیە وتحقیر درمدارس نسل ما بیداد میکرد بعد هم باشروع جنگ عملا مدرسە واموزشی دیگە وجود،نداشت)جنگ وتبعات وتروماها واضطرابهای فلج کنندە جنگ،هراسهای وکابوسهای مکرر فقدان وازدست دادن....چطور دروسط اینهمە اسیب ساختاری ونهادی وفردی ماها تونستیم خیلی مقتدر بالا بیاییم؟ این توانایی مدیریت بحرانها وحل مسالە وقدرت مواجهە با اینهمە رنج فردی واجتماعی رو کی بە ما یاد داد؟
🔹 سپیدنامه:

با تشکر از دکتر مهدی بزرگوار

بخشی از پاسخ سئوال در دل متن سئوال است.

گروه مرجع و کارگزاران فرایند اجتماعی شدن نسل‌های گذشته، خانواده، مدرسه و شرایط طبیعی و اجتماعی است که همنوا و هم صدا با هم یک شیوه را ارائه می کردند.
تمامی مسایل و‌ مصائب برای ما آموزگار بودند
به قول رودکی:

اندر بلای سخت پدید آید
فضل و بزرگمردی و سالاری

و به قول سهراب سپهری در شعر «صدای پای آب»:
گاه زخمی که به پا داشتم
زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من
حجم گل، چند برابر شده است
و فزون تر شده است
قطر نارنج شعاع فانوس

مرجع پاسخگویی به سئوالات نسل ما، محدود و حرف آن ها برای ما فصل الخطاب بود. چنین امری کنش های اقتضایی را به حداقل ممکن کاهش داده و نوعی هم شکلی در سیره و رفتارمان ایجاد کرده بود.

نسل امروز با تکثر گروه های مرجعی مواجه است که خانواده و سایر کارگزاران اجتماعی شدن را در فرایند «غیریت سازی» به «دیگری» تبدیل کرده اند.  این دیگری برای این نسل از مشروعیت و مقبولیت چندانی  برخوردار نیست. نسل طلبکاری که قناعت را به افزون طبی و رفاه زدگی پیوند زده است و رسانه های مجازی دایهٔ دلسوزتر از مادری هستند که جامعه پذیری آن ها را به عهده گرفته اند. رسانه هایی که مشروعیت زدایی می کنند تا خود مشروعیت یابند. رسانه هایی که نسل فعلی را به «همه چیز خواران» ی مبدل ساخته  که  ذائقهٔ راستین خود را گم کرده است.

البته نباید از عملکرد نامناسب ساختار که نظم اندام وارهٔ خرده نظامها را به هم ریخته است غافل ماند. ساختاری که سبب فرسایش و فروپاشی سرمایهٔ اجتماعی شده و امید به آینده را به حداقل ممکن رسانده است. ساختاری که با منطق تک صدایی، گفتگو در حوزه های عمومی را بر نمی تابد. ساختاری که به جای فهم دلالت های معنایی نسل جوان از جهان و تفسیر کنش های آنان بر اساس برساخت معنایی که از پدیده ها دارند، دستوری برخورد می کند.

برای نسل ما، جهان به مثابهٔ متن بود. به ما آموخته بودند که از برگ درختان سبز به معرفت کردگار پی ببریم. به ما یاد داده بودند که کتاب یار مهربان است و ...

متن برای ما پدر و مادر -هر چند که بیسواد باشند- شرایط طبیعی و اجتماعی و رخدادهای تلخ و شیرینی بودند که معلم روزگار در اختیارمان نهاده بود.

ما با متون یک دستی مواجه بودیم که کنش های میان ذهنیتی ما را منسجم ساخته بود و نسل امروز با متون متکثر و متعارضی مواجه است که ازدحام صداها رهاورد آن است. در این ازدحام آنچه البته به جایی نمی رسد، فریاد است.
🔸 مؤمنی:

درود وسپاس دکتر جان بجهت پاسخ وتوجهتان درخصوص سوال بندە..🙏🙏

من معتقدم زمان ما هم یک صدایی اگاهانەای بر شرایط زیست روانی اجتماعی ما حاکم نبود، ما یک پدر سنتی مذهبی داشتیم ومثلا یک برادڕ مارکسیست چپ، یک خواهر رمان خوان تحصیلکردە یک خواهر بیسواد دعا خوان، یک دبیر چپی یک مربی پرورشی ولایتی....اتفاقا جامعە ایران بین سالهای ۵۰تا۷۰ کە کودکی و نوجوانی ما رو شامل میشە بسیار متشنج ودستخوش تغییرات زیادیە هرچند کە موافقم بە اندازە الان درمعرض انفجار اطلاعات ورسانە نبودیم ولی شرایط درون وبرون خانوادە هم کاملا یکدست وهم صدا نبود...
🔹 سپیدنامه:

موافقم دکتر جان

نسل ما نیز با تعارضات فراوانی مواجه بود اما شخصیت او به گونه ای شکل یافته بود که به تعبیر فروید بین سه جز نهاد (id)، خود (ego) و فراخود (super ego) هماهنگی و همکاری وجود داشت . سیستم گزارش دهی و تشخیص و تمیز آن به انسجام رفتاری ما منجر می شد. تضادها برای نسل ما (به تعبیر مارکس) منشا آگاهی و حرکت بودند. اما این نسل با ناترازمندی ابعاد سه گانه شخصیت مواجه است و تضادها برای آن منشا بی هنجاری (آنومی) است . چون نسلی خود مرجع است.

ببخشید تخصص حضرتعالی روان شناسی است و مطلب بنده نوعی درس پس دادن است.
🔸 مؤمنی:

مهدی مومنی..:
ارە ما انگار با یک id فربە وتهاجمی و یک ego مستاصل روبروئیم هرچند خوشحالم کە super ego  این نسل در مقایسە با نسل ما چندان سرزنشگر و تنبیەگر نیست وغلبە خودمحوری این نسل بر خانوادە محوری کە درنسل ما پررنگتر بود لزوما چیز بدی نیست ولی ما اون انسجام رفتاری وکیفیت عملکردی رو درکنار تاب اوری و خودارزشمندی بالا رو چطور بدست اوردیم؟ من الان خانوادە هایی رو میبینم کە والدین خیلی اهل مطالعە هستن وکارگاههای فرزند پروری میان و مرتب مشاورە میرن با بچە هاشون ارتباط میگیرن، فضای گفتگو ایجاد کردن و....ولی بچەی نوجوانشون اصلا پختگی هیجانی وشناختی ورفتاری ندارە ،پدر ومادرهای ما چە میدونستن سبک والدگری یعنی چە، تروما بە چی میگن، اختلال چیە...الان والدین طبقە متوسط وتحصیلکردە وکارمند جامعە خیلی با مسائل بچەهاشون درگیرن ودغدغە دارن ولی انگار نتیجە عکس دادە این نیروی نامرئی کە انگار نوجوانان رو بسمت کاهلی و مسئولیت گریزی وشکنندگی روانی واجتماعی بردە ازکجا میاد؟

آیا نهاد اقتصاد وایدئولوژی وحاکمیت فرهنگی این شرایط رو ایجاد کردە؟ ایا سپر دفاعی جامعە دربرابر هجوم تکنولوژی سیل آسا فرو ریختە ومارو بە اینجا کشوندە، آیا این یک جبر تاریخی است کە بر جامعە ایران عارض شدە وباید فقط نظارەگر بود کە دورەش بگذرە وارگانیسم اجتماعی بیمار وارد دورە نقاهت بشە، آیا نهاد خانوادە درایران دچار بن بست معنایی وهدفمندی شدە واقعا چە اتفاقی دارە میفتە؟
🔹 سپیدنامه:
دکتر مهدی عزیز
تمام گزاره های استفهامی ات پاسخی به سئوال در هیئت پرسش است.
اما دو نکته در خصوص نظام تربیتی ما و نسل حاضر

فرایند جامعه پذیری ما اگر نگویم پیش از تولد رعایت می شد (اخلاق محوری والدین)  که بعد از تولد با لالایی مادران آغاز می گشت. اگر متن لالایی ها را تحلیل محتوا کنیم به دستورالعملی غنی تر از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و آموزش عالی خواهیم رسید.

در لالایی ها تمامی موقعیت هایی که فرزند ممکن است در آینده با آنها مواجه شود ترسیم و راهکارهای حل مسئله ارائه می شد. لالایی ها بر تاب آوری و رواداری استوار بودند. بر ارزش ها و هنجارهای فردی و اجتماعی.

نمی خواهم فرایند جامعه پذیری را به لالایی تقلیل دهم اما امروزه کدام مادر برای فرزندش لالایی می خواند؟ اصولا مادران لالایی بلدند؟ خاله شاهدونه بچه های ما را می خواباند

فضای خانواده در روزگار ما،  گفت و گو محور بود . بنده یادم هست که در ایلام قدیم در محله ما یک تلویزیون وجود داشت و تمامی اهل محل شب ها برای دیدن سریال هایی مثل مرد شش میلیون دلاری، باراتا، توما، غریبه، تلخ و شیرین، مرد اول، دایی جان ناپلئون، دلیران تنگستان، آتش بدون دود، دود اسلحه، خانه کوچک و برنامه هایی مثل پنجره ها و ... دور هم جمع می شدند و صاحب تلویزیون از این دورهمی بسیار خوشحال می شد.

یادم هست، مردم به محمد علی کلی به خاطر این که مسلمان شده بود علاقه و  تعصب خاصی داشتند. مسابقات بوکس محمد علی کلی به دلیل اختلاف ساعت حدود ساعت سه و چهار بامداد پخش می شد و مردم محله در آن ساعت به منزل فرد صاحب تلویزیون می رفتند تا مسابقه را ببینند و برای محمد علی دعا کنند.

الان موبایل و تا حدودی تلویزیون، فضای گفت و‌ گو محوری خانواده را به سکوت و ذره ای  (اتمیزه) و ایزوله شدن سوق داده است. میزان محاوره ها در خانواده به حداقل مقدار ممکن کاهش یافته است. در شرایط گفت و گو فرایند تبادل اندیشه و احساس انجام خواهد پذیرفت. در این شرایط جدید، روابط همسری و خانوادگی به روابط «هم سقفی» تبدیل شده است.

علت دیگری که از بین انبوه علل می توان به آن اشاره کرد ، «رها شدگی» تربیت و «نیابتی شدن» آن است. خانواده به هوای این که در مدرسه مربی و معاون پرورشی وجود دارد، تربیت اخلاقی و دینی فرزند را به مدرسه واگذار می کند، مربی و معاون پرورشی نیز به دلیل انبوه عظیم فرم هایی که هر روزه برای او می فرستند که تکمیل کند و گزارش فعالیت دهد و به دلیل فعالیت های مختلفی نظیر مسابقات فرهنگی و هنری که در آن ها تخصص چندانی ندارد و ده ها برنامه و فعالیت دیگر ، تربیت دینی و اخلاقی دانش آموزان را به هوای اینکه خانواده ایفا گر آن است به  ساحت مناسک نیم بند کشانده است.  در این خلا ایجاد شده بی شک رسانه ها عهده دار تربیت فرزندانمان خواهند شد. البته نباید  کاهش و حتی زوال مشروعیت مرجعیت والدین و اولیاء مدرسه نزد نسل امروز را فراموش نمود.

ما نسلی بودیم که در فضای گفت و گو رشد کردیم. هم جامعه برای ما به مثابه متن بود و هم این که  همیشه با متون شفاهی  (داستان ها، افسانه ها، متل ها، شعرها و ...) و کتبی ( کتاب ها) در مواجهه بودیم.

ما نسلی پاستوریزه نبودیم. روی زخم خود خاک می ریختم. مادرانمان تا آرنج دست در تنور آتشبن می کردند تا به ما بیاموزند که احساس درد امری اجتماعی و حاصل یادگیری است. و باید تاب آوری را آموخت

نسل امروز نسلی به تعبیر شاملو «بی چرا زنده» است. ( ما بی چرا زندگانیم). در جامعه ای که  عیار پرسش و گفت و گو کاهش می یابد درد بی دردی شیوع خواهد یافت.

بزرگوارا

تمامی مواردی که فرمودید در شکل گیری وضعیت فعلی و پیش رو دخیل اند زیر جامعه یک کل اندام‌واره‌ است و به درد آمدن یک عضو باعث اختلال نظم تمام سیستم و ارگانیسم‌ خواهد شد.
Forwarded from عکس نگار
‍ برای مهران و نخل‌هایش
✍ عبدالصاحب ناصری

🔻نخل را دوست می‌دارم، بسیار! حس و حال من در مواجههٔ با نخیل و فَسیل (درخت کوچک خرما‌ ) همچون فرزندی برگشته از سفری بعید و غریب است که خود را در آغوش مادر می‌یابد.
کودک که بودم از درختان خرمای سر به فلک کشیدهٔ خستاوی و اشرفی و برمیل و زاهدی جد بزرگم مرحوم کربلایی جاسم ـ ره ـ بالا می‌رفتم،  پابرهنه و بی‌هیچ تجهیز ایمنی!
🔻ارتفاع درختان بماند، تقابل اصلی من به وقت رسیدن به خوشه‌های خرما با نیش زنبوران درشت سرخی بود که کامشان از شهد رطب، شیرین گشته و در این کامیابی به مقام استئثار و انحصار رسیده و رضایتی به شراکت هیچ عامل مزاحمی نداشتند، حتی مالکی که در ذهن تنگ زنبور، مزاحم تلقی می‌گشت!
🔻 با وصف این مخاطرات، دستان کوچکم را به دور کمر نخل حلقه کرده و سر و صدر را به آغوشش چسبانده، خود را به دانه‌های درشت و درخشان رطب می‌رساندم و در آن میانهٔ زمین و آسمان، به حلاوت کام می‌گرفتم.
🔻من خاطرات دور رهگذران قریب و غریبی را که می‌آمدند و میهمان باغ و خانهٔ کاهگلی ما می‌شدند و مورد پذیرایی بی‌تکلف خانواده قرار می‌گرفتند،  چون نقش بر سنگ در قاب قلب و ذهن کودکی‌ام دارم.
خانه و خانوادهٔ ما در «دو ئاو»؛ فیروزآباد مستقر بود که بعدها به جاسم‌آباد اشتهار یافت و «دو ئاو» محل تلاقی دو رودخانهٔ کودره و گاوی بود و فاصلهٔ مزارع ما با کشور عراق فقط به اندازهٔ عرض رودخانه!
🔻طبیعی بود که بسیاری از رهگذران که رنج و خستگی سفر به عراق یا از عراق را بر دوش می‌کشیدند، برای لحظاتی هم که شده، در مقام حبیب خدا میهمان خانواده‌های ما باشند.
عموم مردمان آن عصر مهران در نگاه و نظر من نخل بودند و مهران نخلستان!
همهٔ مهرانی‌ها چون نخل هم سایه داشتند و هم ثمر و بَر!
🔻تصور کنید درب منزل مردمانی کشاورز در حاشیه‌ترین نقطهٔ مرز چنین بر روی مسافران و مهمانان گشوده باشد، خانه و خانوادهٔ بزرگان و سفره‌داران این شهر از اهالی مکرم زه‌ڔووش شه‌که‌ر و زه‌رووش عه‌ڤده و سه‌یفی و مه‌ڶخه‌تای و بزرگان شووهان و مه‌لووشای مقیم مهران در میزبانی رهگذران چه شور و حالی داشته است؟
حیفم می‌آید و عذاب وجدانی و اخلاقی دارم در این زمینه نامی به نیکی از بزرگ سفره‌دار کریم دیار و حاتمی طایی شهرمان، میرِ مباهات و سرمایهٔ سرافرازی جاودانهٔ هر مهرانی مرحوم حاج شنبه عربصیفی
  ـ ره ـ نرود. بردن نام دهها بزرگ‌مرد و شیرزن مهرانی برای این کمترین نه مقدور است و نه ممکن،  لیکن آوردن همین یک گواه بی‌بدیل، مرا از زحمت شمردن نام دیگر اعاظم و اکابر دیارم در سفره‌داری و میهمان‌نوازی کفایت می‌کند.
🔻سنگ‌نوشته‌ای که در مدخل سرای امامزاده سیدحسن ـ ع ـ نصب است و سند تأمین هزینه‌های روشنایی حرم ائمه طاهرین و بقاع نورانی آن مناره‌های هدایت در کشور عراق، ماندگارترین سند در اصالت، شرافت، سخاوت و نجابت و بلند همتی اهالی شریف مهران می‌باشد که ریشه در این خاک پاک دارند.
🔻مهرانی‌ها در هموارهٔ تاریخ خود، با همبستگی و پیوستگی ناگسستنی در برابر تندر ناملایمات عدیده قامت افراشته‌اند، بی‌وجه نیست اگر بر آنان نام بلند
« نخل‌های ایستاده در طوفان»
نهاده شود.
قصهٔ جنگ و آوارگی و بازسازی و زائرنوازی این مردمان هر کدام حکایت‌های مفصل دارد.
🔻مقصود از بیان این مقدمهٔ مطول آن است که در گروه‌های فضای مجازی، فرزندان این سامان انتظارات به حقی را برای بازگشت مهران به مجد و شکوه گذشته‌اش از همشهریان خود که در گوشه گوشهٔ ایران عزیز پراکنده‌اند، مطرح می‌نمایند.
قریب دو دههٔ پیش که نوشتن را زحمت و مکافات فراوان بود و نمّامی را مُد و مزد به وفور، این کمترین که بسیاری از دغدغه‌های مهران چون آتش در جانش زبانه می‌کشید، از «حمالی و شوفری تمام سهم ما از این موهبت» پیرامون گشایش مرز مهران و «تیول موهوب» در خصوص زمین‌های آباد و چاه‌های آب هبه شده، نوشت و مؤاخذه شد!
🔻این روزها که همان آتش در جان بسیاری از ما جان گرفته، به همراه و در هم‌اندیشی با برادر فرهیخته و دغدغه‌مندم جناب یدالله جایدری و دیگر عزیزان، مدت‌هاست پیرامون طرحی انسجام‌بخش که بتواند در میان مردم مهران چه ساکنان شریف مهران و نیز آنانکه فرزند این خاک‌اند اما ضرورت‌های زندگی آنان را از موطن خویش به لحاظ‌ جغرافیایی جدا نموده و همچنان دل‌های بزرگشان را به شاخه‌های «دِرِگه‌ی سه‌ی حه‌سه‌ن»آویزان نموده‌اند، عزمی جدی برای همدلی پیرامون توسعهٔ همه جانبهٔ مهران ایجاد نماید، به کوشش و کنکاش پرداخته‌ایم. به فضل پروردگار به زودی این طرح به عنوان ادای بخشی از دَین، به ساحت عموم مردم شریف مهران تقدیم و به اشتراک گذاشته خواهد شد.
🔹بهروز سپیدنامه

🔸بحران آفرینی ستاد بحران
👇👇👇
@allisdata
🔹بهروز سپیدنامه

🔸بحران آفرینی ستاد بحران

«گی روشه» در کتاب «تغییرات اجتماعی» بین دو مفهوم «پیش گویی» و «پیش بینی» تمایز قایل شده است. از نظر او «پیش گویی» مبنای علمی نداشته و بیشتر کار رمال‌ها و کف بین‌هاست، اما «پیش بینی» بر اساس داده ها، مقدمات علمی و تجربه پذیر انجام می‌شود. مثلاً اگر آتش را به پنبه نزدیک کنیم، پنبه شعله ور خواهد شد. این استنتاج ازجنس پیش بینی است چون مبتنی بر آگاهی ازخواص و رفتار مواد است. پدیده های اقلیمی نیز دارای رفتاری مشاهده پذیرند که می توان بر اساس خواص آن ها، ، احتمال بروز رخ دادهای طبیعی را با اطمینان بالا اعلام نمود.

رشته «اقلیم شناسی» و «آب و هواشناسی» از رشته‌های علمی و دانشگاهی به شمار می روند که یکی از مهم ترین کارکردهای آن، پیش بینی وضعیت آب و هوایی مناطق بر اساس داده های تجربی است. به عبارتی دیگر، با مشاهدات و داده های موجود و نقشه های آب و هوایی، می توان در زمینه پیش بینی های کوتاه مدت و بلند مدت هوا و اقلیم ، مدل سازی و شناسایی و پیش بینی برخی مخاطرات جوی مانند سیل، یخبندان های فراگیر، امواج گرما و سرما جهت آمادگی مدیریت بحران و مدیریت ریسک، پدافند غیر عامل به منظور جلوگیری و کاهش خطرات ناشی از خطرات و بلایای طبیعی و زیست محیطی اقدام نمود.

داده های تجربی و امکانات و تجهیزات ، این فرصت را برای کارشناسان اداره هواشناسی استان فراهم ساخته است که وضعیت آب و هوایی استان را رصد نموده و در صورت احتمال خطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی ، وضعیت مخاطره آمیز را به ستاد بحران گزارش نمایند. این پیش بینی خلق الساعه نیست.

سردرگمی ستاد بحران استان ایلام، بلاتکلیفی آن، تصمیم گیری های آنی، لغو تصمیمات قبلی و اتخاذ تصمیمات جدید، بیانگر نداشتن گزارشی روشن از وضعیت آب و هوای استان است. در استان ایلام، لحظه ورود توده های گرد و غبار و میزان ماندگاری آن ، برای اتخاذ تصمیم، نظیر رؤیت هلال ماه شوال با چشم غیر مسلح شده است. به جای پیش بینی علمی باید روی بام ایستاد و به تماشا نشست که آیا گرد و غبار هنوز در شهر ایلام رحل اقامت گزیده یا بار سفر بسته است. در خصوص بارش نزولات جوی نیز وضعیت بر این منوال است.

علت نگارش این مطلب، مشاهده رنج و سختی هایی است که برای شهروندان ایلامی و غیر ایلامی بر اثر تصمیمات آنی ستاد بحران ایجاد شده است. به عنوان مثال، برخی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی که اهل استان های دیگرند، روز قبل از برگزاری کلاس در خوابگاه مستقر شده یا سحرگاه روز برگزاری کلاس سوار وسیله نقلیه شده و عازم ایلام می شوند اما با اطلاعیه تعطیلی کلاس های دانشگاه که ساعاتی قبل از برگزاری کلاس توسط ستاد بحران صادر شده، مواجه می شوند. اگر ستاد بحران بر اساس پیش بینی صائب اداره هواشناسی حداقل در یک بازۀ زمانی مناسب اطلاع رسانی می کرد، بسیاری از هزینه های مالی و جانی ناشی از عبور و مرور در جاده ها که بحران آفرین اند کاهش می یافت. هم استانی های عزیزی که از شهرستان های مختلف برای انجام کار اداری عازم مرکز استان می شدند ، سفر خود را به دلیل تعطیلی ادارات لغو می کردند و به سایر امور خود می پرداختند.

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار مُلک است این که تدبیر و تأمل بایدش (حافظ)

@alliddata
برگزاری پیش نشست دوم ، دومین همایش وضعیت اجتماعی ایران با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران -دفتر دانشگاه ایلام ، انجمن مددکاری اجتماعی و کانون آسیب شناسی دانشگاه ایلام روز دوشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۲۲ ساعت ۹ صبح  در دانشگاه ایلام
👇👇👇

https://t.me/ilamsociologicalapproach
پیش نشست دوم ، دومین همایش وضعیت اجتماعی ایران با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران -دفتر دانشگاه ایلام ، انجمن مددکاری اجتماعی و کانون آسیب شناسی دانشگاه ایلام روز دوشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۲۲ ساعت ۹ صبح  با حضورجمعی از اساتید گروه جامعه شناسی و حقوق (جرم شناسی)، دانشجویان دانشگاه ایلام، اعضای هیئت مدیره دفتردانشگاهی انجمن جامعه شناسی ایران – دفتر دانشگاه ایلام و سایر علاقمندان  در محل سالن اجتماعات دانشکده ادبیات (سالن شادروان مهندس بیژن جوهری) برگزار گردید.

در آغاز این نشست، دکتر سیدمحمد طاهری مقدم به نیابت از رئیس محترم دانشگاه ایلام دکتر همایون مرادنژادی که به دلیل مأموریت اداری خارج از استان امکان حضور در این نشست تخصصی را نیافته بودند ضمن خیر مقدم به حاضرین و تشکر از برگزاری چنین نشست هایی، در خصوص ارتباط جامعه شناسی و تاریخ و کارکردهای هر کدام ازاین دو علم در بررسی مسایل و رخدادهای گذشته و حال توضیحات تخصصی مفیدی ارائه نمودند.

دکتر ابوالحسن مهدوی مدیرکل دفتر اجتماعی فرهنگی استانداری ایلام، ضمن ارائه آماری از فعالیت تشکل های حوزه آسیب های اجتماعی ، به اقدامات مفید دفتر اجتماعی و فرهنگی استانداری ایلام در راستای شناسایی آسیب های اجتماعی و اقدامات پیشگیرانه، پرداختند.

اولین سخنران این نشست تخصصی دکتر یارمحمد قاسمی – استاد تمام گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام- بودند. ایشان ضمن ارائه تعاریفی از مدرن، مدرنیته و مدرنیسم و وجه تمایز آن ها مبحثی تحت عنوان بخش سخت افزاری و نرم افزاری مدرنیته ارائه کرده و به آسیب شناسی ناهمترازی این دوبخش و نقش مدرنیته بدقواره در پیدایش آسیب های اجتماعی از جمله خشونت اشاره نمودند. دکتر قاسمی در ادامه، نظریۀ ای با عنوان «خوانشی بوم‌آور از پدیدۀ خودکشی در ایلام» که حاصل مطالعۀ کیفی و عمیق ایشان از آسیب مذکور است  را به صورت مختصر بیان نمودند.

سخنران دوم برنامه، خانم دکتر زهرا رضایی نسب – دانشیار گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی و مدرس دروس تخصصی حوزه آسیبهای اجتماعی از جمله جامعه شناسی انحرافات و آسیب های اجتماعی و درس توانمند سازی و مداخله اجتماعی دانشگاه ایلام بودند. خانم دکتر رضایی نسب که به گونه ای تخصصی روی پدیدۀ خودکشی در چهار استان پرخطر پژوهش میدانی ملی انجام داده اند اظهار نمودند: خودکشی به عنوان مسأله اجتماعی در بین گروه های سنی مختلف شایع است. شیوع افکار خودکشی نیز در حد نسبت بالایی در جامعه وجود دارد و قبح خودکشی در بین افراد جامعه شکسته شده است. ایشان در ادامه به علل و عوامل بروز این آسیب اجتماعی پرداختند و راهکارهای برون رفت از وضعیت موجود را بیان نمودند.

سخنران سوم این نشست تخصصی دکتر علی ایار فوق دکترای جامعه شناسی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ایلام و مدرس مدعو گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام بودند. دکتر ایار از منظر«پرتره نگاری»، وضعیت استان ایلام را در سه پرتره پیشا مداخله، حین مداخله و پسا مداخله توسعه،  به زیبایی ترسیم نمودند و با مفصل بندی بحث خود با تحلیل گفتمان فوکو و مفاهیم هابرماسی نظیر زیست جهان، نظام و حوزۀ عمومی به تبارشناسی آسیب های اجتماعی در استان ایلام پرداختند.

پایان بخش این برنامه،  سخنرانی خانم دکتر زهرا عبداللهی استاد مدعو گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام بودند. موضوع بحث خانم دکتر عبداللهی، خشونت خانگی علیه زنان بود. ایشان نتایج پژوهش گستردۀ خود را که با روش گراندد تئوری انجام پذیرفته بود را ارائه نموده و ضمن بیان شرایط سبب ساز، زمینه ساز، مداخله گر این آسیب و راهبردها و پیامدهای آن، اظهار داشتند:  یکی از ویژگی های خانواده های مدرن و شکننده در ایلام رشد خشونت‌های نمادین است به عبارتی دیگر زنان در معرض خشونت های غیر مستقیم و پنهان از طریق زبان و نظام های فرهنگی قرار می گیرند.

حضور گستردۀ دانشجویان و استقبال آنان از این نشست تخصصی در خور توجه و تأمل بود. در کنار دانشجویان رشته های جامعه شناسی و مددکاری اجتماعی حضور دانشجویان رشته حقوق گرایش جرم شناسی به همراه اساتید خود قابل تقدیر است. این نشست های تخصصی نوعی به اشتراک گذاشتن آخرین دستاوردهای علمی به مخاطبان  و در معرض نقد و بررسی قرار دادن این یافته هاست و چنین اقداماتی به پویایی نظام متصلب مقاله محور و نقد هراس و نقد گریز نهاد علم و ارائه تعریفی جدید از هنجارهای علمی یاری خواهد رساند.
https://t.me/ilamsociologicalapproach
انجمن علمی جامعه شناسی و انجمن علمی مددکاری دانشگاه ایلام برگزار می کند:

🔹اکران و تحلیل نشانه شناختی فیلم « زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»

🔸با حضور: دکتر بهروز سپیدنامه

👈زمان: سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

👈مکان: سالن اجتماعات دانشکده ادبیات و علوم انسانی (سالن مهندس بیژن جوهری)

https://t.me/AllisData
♦️بازدید دانشجویان رشته مددکاری اجتماعی از شرکت پتروشیمی استان ایلام ♦️

🔆در این بازدید به بررسی حرفه مددکاری در حوزه صنعتی پرداخته شد
همچین از بخش مددکاری پتروشیمی بازدید به عمل آمد و فرایند مددکاری در حل چالش ها و مسائل کارکنان توضیح داده شد.

🔺31اردیبهشت 1404🔺

https://t.me/socialworkofuniversityofilam