Forwarded from پرستو وحیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from پرستو وحیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from پرستو وحیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from عکس نگار
در روزگار شتاب زدهٔ فست فودی، که حوصله ها تنگ شده و قلم ها سر در گریبانند و سلامت را نمی خواهند و فوروارد کردن و همه چیزخواری، نظام ترجیحات افراد را تسخیر کرده و در دورانی که مخاطب تخصصی خواسته یا ناخواسته حوصلهٔ تأیید (لایک) یا رد متن - حتی به اندازهٔ گذاشتن یک نشانه (ایموجی)- را ندارد. و در زمانی که برخی افراد نه تنها متن را نمی خوانند بلکه برای لحظاتی کوتاه، آن را بر نمی تابند و به شیوه های مختلف، از نظر دور می سازند تا خوانده نشود، وجود عزیزانی که متن را می خوانند و دگرباره می خوانند و ابهاماتش را از شما می پرسند، در حکم کیمیاست. و مهرداد خدارحمی از خیل این بزرگواران است.
مهرداد خدا رحمی، معلمی است فرهیخته که علم ، عمل و اخلاق را با هم آمیخته تا از او شخصیتی محبوب و محل رجوع برساخته شود. به قول معروف: آن چه خوبان همه دارند مهرداد یک جا دارد.
صرف نظر از تمام خوبی های مهرداد ، یک صفت او همیشه برایم قابل ستایش بوده و آن احترام به متن برخاسته از ذهن و اندیشه دوستان است. او در مواجههٔ با متن، نه بی تفاوت است، نه غافل و نه خود را به تغافل می زند. نظیر مهرداد، دوستان انگشت شمار دیگری نیز وجود دارند اما مهرداد چاووش خوان و قافله سالار آنان است.
کمترین وظیفهٔ بنده در قبال این همه محبت و مسئولیت پذیری، گذاشتن آیینهٔ توصیف در برابر آیینه گی مهرداد است تا از او ابدیتی ساخته شود.
برای مهرداد ارجمند که ما را به ادامهٔ مسیر امیدوار و باورمند ساخته، آرزوی سربلندی و موفقیت دارم
@allisdata
مهرداد خدا رحمی، معلمی است فرهیخته که علم ، عمل و اخلاق را با هم آمیخته تا از او شخصیتی محبوب و محل رجوع برساخته شود. به قول معروف: آن چه خوبان همه دارند مهرداد یک جا دارد.
صرف نظر از تمام خوبی های مهرداد ، یک صفت او همیشه برایم قابل ستایش بوده و آن احترام به متن برخاسته از ذهن و اندیشه دوستان است. او در مواجههٔ با متن، نه بی تفاوت است، نه غافل و نه خود را به تغافل می زند. نظیر مهرداد، دوستان انگشت شمار دیگری نیز وجود دارند اما مهرداد چاووش خوان و قافله سالار آنان است.
کمترین وظیفهٔ بنده در قبال این همه محبت و مسئولیت پذیری، گذاشتن آیینهٔ توصیف در برابر آیینه گی مهرداد است تا از او ابدیتی ساخته شود.
برای مهرداد ارجمند که ما را به ادامهٔ مسیر امیدوار و باورمند ساخته، آرزوی سربلندی و موفقیت دارم
@allisdata
کانال تلگرامی دره شهر توسعه توسط دکتر عزیز کلانتری تأسیس شده است. در اهداف این کانال آمده:
"درهشهر توسعه" با فرضِ «توسعه محصول عملکرد نظام سیاسی و کل جامعه است و همهٔ ما در این فرآیند مسئولیت داریم»
میکوشد در کنارِ نقد عملکرد توسعهایِ دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی راهکارهایی نیز برای بهبود و پیشبرد آن ارائه نماید.
دکتر کلانتری از معدود تحصیلکردگان جامعه شناسی است که جامعه شناسی را به خوبی خوانده، به درستی فهمیده و پژوهشگرانه به کاربسته است و به ایفای کنش تاریخی خود در حوزه توسعه همچنان وفادار مانده است.
از دکتر عزیز کلانتری بابت انتشار سخنرانی«چرخش فرهنگی» در نشست تخصصی «یلدا در آیینه هنر و فرهنگ» ممنون و سپاسگزارم👇
https://t.me/Darrehshar_Development
"درهشهر توسعه" با فرضِ «توسعه محصول عملکرد نظام سیاسی و کل جامعه است و همهٔ ما در این فرآیند مسئولیت داریم»
میکوشد در کنارِ نقد عملکرد توسعهایِ دولت و جامعه در ابعاد ملی و محلی راهکارهایی نیز برای بهبود و پیشبرد آن ارائه نماید.
دکتر کلانتری از معدود تحصیلکردگان جامعه شناسی است که جامعه شناسی را به خوبی خوانده، به درستی فهمیده و پژوهشگرانه به کاربسته است و به ایفای کنش تاریخی خود در حوزه توسعه همچنان وفادار مانده است.
از دکتر عزیز کلانتری بابت انتشار سخنرانی«چرخش فرهنگی» در نشست تخصصی «یلدا در آیینه هنر و فرهنگ» ممنون و سپاسگزارم👇
https://t.me/Darrehshar_Development
🔹بهروز سپیدنامه
🔸بنویس مادر، بخوان اندوه
در جوامع سنتی و بلاتکلیفی مثل ما، که نسبتمان با سنت و مدرنیته هنوز مشخص نیست و حرکتمان، بین این دو وضعیت، به جای سیر خطی، پاندولی است. برخی از نقش ها هنوز در ابهام اند و یکی از این نقش ها، «نقش مادری» است.
نقش همسر (صرف نظر از موفقیت یا شکست در ایفای آن) به دلیل وجود دو بازیگر زن و شوهر بر روی صحنه، جزء نقش های تفکیک یافته است و بازی این دو نقش (زن و شوهر) بر این صحنه، جزء بازی های فردی و ساده است. زن و شوهری، نقشی تمایز، تفکیک یافته و کم ابهام است. (هر چند نمی توان منکر ابهام مفهوم «شراکت» و مشکلات آن بود)
اما نقش مادری، نقشی است پر ابهام و ایهام. «نقش مادری» از یک سو، حامل بار معنایی در دنیای نمادها، نشانه ها، افسانه ها و اساطیر است و از سویی دیگر، این نقش در دنیای خارج از متن (جهان عین) ، تنها با بازی در مقابل نقشی به نام «فرزند» معنا نمی یابد (البته باید این گونه باشد چون نقش یک بازی دو طرفه است) و «مادری کردن در حق دیگران» حتی شوهر، گویای کثیر الاضلاع بودن این نقش و قرار گرفتن آن در ساحت بازی های پیچیده است. و این پیچیدگی در کنار قرار گرفتن زن در شبکه ای از نقش های دیگر نظیر همسر، خواهر و ... و انتظارات نقشی که از او می رود، برای او بسیار طاقت فرساست.
در دنیای سرشار از فقر و تنگدستی و تورم امروز ،که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا نان از دست مادران و پدران بستانند، نه تنها شاهد ابهام نقش مادری و پدری که باید ناظر دگردیسی و اضمحلال آن بود. زیرا فقر، پدید آورندهٔ آسیب هایی است که ابتلای به آن ها و ایفای آن ها، در تعارض با نقش مادری و پدری است. و این مسئله، بار ترازو شکن مسئولیت سیاست گذارانی که بر طبل تحکیم بنیان خانواده می کوبند بسیار سنگین ساخته است.
فقر و تنگدستی علاوه بر «نقش مادری»، بار مسئولیت و تکالیف «پدران غایب» را نیز بر دوش مادران افکنده است و تحمل این بار، برای مادران، چون تحمل رنج جاودان «پرومته» است.
در کنار فقر و مصائب آن، لازم است به نقش دگرگون شدهٔ «فرزندی» پرداخت که خوانشی جدید از «نقش مادری» و همچنین «پدری» ارائه داده است. امروزه پدران و مادران، انتظار «فرزندی کردن» از نسلی دارند که هیچ قاعده ای را به رسمیت نمی شناسد و تنها قاعدهٔ مورد قبول آن، بی قاعدگی است. نسلی که خود بنیاد و اقتضایی عمل می کند. نسل افسارگسیخته ای که هیچ رام و آرامی را بر نمی تابد.
در چنین وضعیتی، مادران سرزمینم، غمگین ترین ناله، در شامگاه بعد از کوچ اند.
👈پ ن: پرومته یکی از تیتان های اساطیر یونان است که آتش را از بارگاه زئوس برای انسان دزدید و زئوس او را به خاطر این گناه، به رنجی ابدی مجازات کرد. زئوس دستور داد پرومته را با زنجیر بر صخره ای از کوه قفقاز ببندند و هر روز عقابی را مامور کرد که سینه پرومته را شکافته و جگر او را بخورد و شبانگاه دوباره بدن به وضعیت قبلی بر می گشت و روز بعد حکایت عقاب و سینه درانی های او تکرار می شد. پرومته نماد رنج بی کران آدمی است.
🔸بنویس مادر، بخوان اندوه
در جوامع سنتی و بلاتکلیفی مثل ما، که نسبتمان با سنت و مدرنیته هنوز مشخص نیست و حرکتمان، بین این دو وضعیت، به جای سیر خطی، پاندولی است. برخی از نقش ها هنوز در ابهام اند و یکی از این نقش ها، «نقش مادری» است.
نقش همسر (صرف نظر از موفقیت یا شکست در ایفای آن) به دلیل وجود دو بازیگر زن و شوهر بر روی صحنه، جزء نقش های تفکیک یافته است و بازی این دو نقش (زن و شوهر) بر این صحنه، جزء بازی های فردی و ساده است. زن و شوهری، نقشی تمایز، تفکیک یافته و کم ابهام است. (هر چند نمی توان منکر ابهام مفهوم «شراکت» و مشکلات آن بود)
اما نقش مادری، نقشی است پر ابهام و ایهام. «نقش مادری» از یک سو، حامل بار معنایی در دنیای نمادها، نشانه ها، افسانه ها و اساطیر است و از سویی دیگر، این نقش در دنیای خارج از متن (جهان عین) ، تنها با بازی در مقابل نقشی به نام «فرزند» معنا نمی یابد (البته باید این گونه باشد چون نقش یک بازی دو طرفه است) و «مادری کردن در حق دیگران» حتی شوهر، گویای کثیر الاضلاع بودن این نقش و قرار گرفتن آن در ساحت بازی های پیچیده است. و این پیچیدگی در کنار قرار گرفتن زن در شبکه ای از نقش های دیگر نظیر همسر، خواهر و ... و انتظارات نقشی که از او می رود، برای او بسیار طاقت فرساست.
در دنیای سرشار از فقر و تنگدستی و تورم امروز ،که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا نان از دست مادران و پدران بستانند، نه تنها شاهد ابهام نقش مادری و پدری که باید ناظر دگردیسی و اضمحلال آن بود. زیرا فقر، پدید آورندهٔ آسیب هایی است که ابتلای به آن ها و ایفای آن ها، در تعارض با نقش مادری و پدری است. و این مسئله، بار ترازو شکن مسئولیت سیاست گذارانی که بر طبل تحکیم بنیان خانواده می کوبند بسیار سنگین ساخته است.
فقر و تنگدستی علاوه بر «نقش مادری»، بار مسئولیت و تکالیف «پدران غایب» را نیز بر دوش مادران افکنده است و تحمل این بار، برای مادران، چون تحمل رنج جاودان «پرومته» است.
در کنار فقر و مصائب آن، لازم است به نقش دگرگون شدهٔ «فرزندی» پرداخت که خوانشی جدید از «نقش مادری» و همچنین «پدری» ارائه داده است. امروزه پدران و مادران، انتظار «فرزندی کردن» از نسلی دارند که هیچ قاعده ای را به رسمیت نمی شناسد و تنها قاعدهٔ مورد قبول آن، بی قاعدگی است. نسلی که خود بنیاد و اقتضایی عمل می کند. نسل افسارگسیخته ای که هیچ رام و آرامی را بر نمی تابد.
در چنین وضعیتی، مادران سرزمینم، غمگین ترین ناله، در شامگاه بعد از کوچ اند.
👈پ ن: پرومته یکی از تیتان های اساطیر یونان است که آتش را از بارگاه زئوس برای انسان دزدید و زئوس او را به خاطر این گناه، به رنجی ابدی مجازات کرد. زئوس دستور داد پرومته را با زنجیر بر صخره ای از کوه قفقاز ببندند و هر روز عقابی را مامور کرد که سینه پرومته را شکافته و جگر او را بخورد و شبانگاه دوباره بدن به وضعیت قبلی بر می گشت و روز بعد حکایت عقاب و سینه درانی های او تکرار می شد. پرومته نماد رنج بی کران آدمی است.
رسول خادم با انتشار این عکس نوشت:
عکسها حرف میزنند؛ شناسنامه ندارند و در زمستان هم سهمیه نفت به آنها تعلق نمیگیرد!
۱۱ دیماه ۱۴۰۳ خورشیدی … روستاهای کپرنشین اطراف زاهدان بخش سرجنگل…
هوا هم بس ناجوانمردانه سرد بود …!
#فرهیختگان راهی به رهایی
عکسها حرف میزنند؛ شناسنامه ندارند و در زمستان هم سهمیه نفت به آنها تعلق نمیگیرد!
۱۱ دیماه ۱۴۰۳ خورشیدی … روستاهای کپرنشین اطراف زاهدان بخش سرجنگل…
هوا هم بس ناجوانمردانه سرد بود …!
#فرهیختگان راهی به رهایی
Forwarded from دەروەچ// دريچه
✔️نشر زانا منتشر کرد:
🔸"یادنوشتهای محلی"
🔸تالیف: خداداد ابراهیمی
"یادنوشت های محلی" عنوان کتاب جدید خداداد ابراهیمی نویسنده و روزنامه نگار ایلامی است که اخیراً انتشارات زانا آن را منتشر کرده است.
این کتاب گزیدهای از یادداشتهای انتقادی، فرهنگی و اجتماعی دهه هشتاد نویسنده است.
از خداداد ابراهیمی پیش از این کتابهای متعددی منتشر شده است.
@darwachdariche
🔸"یادنوشتهای محلی"
🔸تالیف: خداداد ابراهیمی
"یادنوشت های محلی" عنوان کتاب جدید خداداد ابراهیمی نویسنده و روزنامه نگار ایلامی است که اخیراً انتشارات زانا آن را منتشر کرده است.
این کتاب گزیدهای از یادداشتهای انتقادی، فرهنگی و اجتماعی دهه هشتاد نویسنده است.
از خداداد ابراهیمی پیش از این کتابهای متعددی منتشر شده است.
@darwachdariche