دوکسا
294 subscribers
517 photos
26 videos
39 files
153 links
رخدادها، تأملات و تقریرات فرهنگی - اجتماعی بهروز سپیدنامه (دانشیار جامعه شناسی فرهنگی دانشگاه ایلام)
Download Telegram
خبرِ جانگداز، فقط مربوط به درگذشت عزیزان نیست. ربودن تفنگ سربازی که برای مام میهن می جنگد؛ می تواند جانگدازتر از آن باشد. سرقت وسایل اطفای حریق جنگل‌های در حال سوختن می تواند خانمان براندازتر باشد و دزدیدن دوربین های مستندسازی که برای روایت و نگه داشت، گونه های مختلف گیاهی و جانوری این مرز و بوم ، قرار را به بی قراری پیوند زده و تمامی خطرات را به جان خریده، جانگدازتر و خانمان‌براندازتر است.

استاد مهدی نورمحمدی ، مستند سازی است که آوازۀ آثار ماندگارش، مرزهای ملی و بین المللی را درنوردیده . سخن گفتن در بارۀ او، مجالی به وسعت طبیعت این دیار می طلبد. طبیعتی که عاشقانه برای حفظ آن ، سال هاست که خالصانه تلاش می کند.

مهدی نورمحمدی، روایتگر زندگی گیاهان و جانورانی است که بخشی از هویت طبیعی این زیست بوم به شمار می روند. او سال هاست که بار سنگین دغدغه ی حفظ و احیای محیط زیست را در کوه و کمر، دشت و جنگل با خود حمل می کند.

سرقت دوربین های مهدی نورمحمدی، تنها دزدیدن یک وسیله نیست ، ربودن اعتماد عمومی است. از بین بردن رسم فتوت و جوانمردی است. دزدیدن صدایی است که سرایندۀ نادیده ها و ناشنیده هاست. سرقت سال ها صبوری و خون دل خوردن است. زخمی است بر پیکر تمامی درختانی که ملتمسانه بقای خویش را فریاد می کشند. سیلی سیلابی است که خاک را می شوید و کوه را عریان می سازد. تازیانۀ طوفان است بر آشیان پرندگان مضطرب و خاموش کردن چشمانی است که نگران زاگرس و آیندۀ آنند.

بهروز سپیدنامه ، 28 مرداد 1405
https://t.me/AllisData
Forwarded from لیکوپیک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لطفا کپشن را بخوانید

🌿 یک درخواست از همه دوستداران طبیعت...

اگر این پست به دست شما رسیده، لطفاً چند ثانیه برای کمک به طبیعت زاگرس وقت بگذارید.

چند روز پیش سه دوربین تله‌ای ما که برای ثبت و پایش حیات‌وحش زاگرس نصب شده بودند، در منطقه ی دالاو در حد فاصل شهرستان چوار و شهرستان ایوان در استان ایلام به سرقت رفتند! این دوربین‌ها ابزار شخصی نبودند؛ آن‌ها وسیله‌ای برای شناخت، مستندسازی و حفاظت از حیات‌وحش این سرزمین بودند.

در صورت امکان این پست را بازنشر کنید تا شاید به دست کسی برسد که از سرنوشت این دوربین‌ها خبری دارد.

اگر هرگونه اطلاعاتی درباره این دوربین‌ها دارید، لطفاً با ما تماس بگیرید. برای اطلاعاتی که به پیدا شدن و بازگشت دوربین‌ها منجر شود، پاداش مناسبی در نظر گرفته‌ایم و در صورت تمایل، هویت اطلاع‌دهنده کاملاً محرمانه خواهد ماند.


📞 شماره تماس: ۰۹۱۸۳۴۱۳۴۴۰

همچنین می‌توانید از طریق لینک‌ صفحه ی اینستاگرام مهدی نورمحمدی درج‌شده در زیر این پست با ما در ارتباط باشید.
https://www.instagram.com/mehdi_nourmohammadi1?igsh=MTZzNmtuenM5cXZhNg==

از همراهی و بازنشر شما صمیمانه سپاسگزاریم. 🌿🙏
انجمن جامعه شناسی ایران شعبه دانشگاه ایلام برگزار می کند:

نشست تخصصی

طرح و تحلیل آسیب های اجتماعی نوظهور در ایلام

ارائه دهنده:

خانم دکتر طاهره فرازمند
(استاد مدعو دانشگاه ایلام)

زمان: سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷
مکان: کتابسرای هامون
نشانی: ایلام، بلوار آزادی، ابتدای بلوار اصناف
انجمن جامعه شناسی ایران
شعبه استان ایلام

برگزار می کند

Social Fact
واقعه یا واقعیت اجتماعی

(از سری نشست های تخصصی، فصاحت در ترجمه اصطلاحات جامعه شناسی)

سخنران: بهروز سپیدنامه

(دانشیار گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام)

زمان: شنبه 7 شهریور 1405

ساعت: 17

مکان: کتابسرای هامون

نشانی: ایلام، بلوار آزادی، ابتدای بلوار اصناف
نشست تخصصی فصاحت در ترجمه اصطلاحات جامعه شناسی با عنوان واقعه یا واقعیت اجتماعی برگزار شد
 
عصر روز شنبه 7 شهریور 1405 با حضور اعضای هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی شعبه استان ایلام و جمعی از علاقمندان و صاحب نظران، نشست تخصصی فصاحت در ترجمه اصطلاحات جامعه شناسی با عنوان «واقعه یا واقعیت اجتماعی» در «کتابسرای هامون» برگزار شد.
 
در آغاز این نشست، دکتر یارمحمد قاسمی -استاد  جامعه شناسی دانشگاه ایلام و مدیر انجمن جامعه شناسی ایران شعبه استان ایلام-، ضمن  خوش آمدگویی به حاضران و تشکر از مدیریت کتابسرای هامون ، پیش درآمدی در خصوص جایگاه عقلانیت در کنش ورزی اجتماعی و نیز ضرورت مواجهه علمی و دقیق با متون جامعه شناختی ارائه نمودند.
 
در ادامه، بهروز سپیدنامه – دانشیار گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام- به عنوان سخنران اصلی این نشست، مباحثی را تقدیم حاضران کردند.
 
سپیدنامه ابتدا در خصوص مفهوم «فصاحت و بلاغت» در علم بیان توضیحاتی را ارئه نموده آنگاه به جایگاه  و اولویت فصاحت و بلاغت  در ترجمه متون از زبان مبداء به زبان مقصد اشاره کردند.  وی، اشراف مترجم به زبان مبدأ و مقصد را یکی از الزامات مهم ترجمه دانستند و در این خصوص با اشاره به نهضت ترجمه در دورۀ عباسیان به سخن «شیخ ابوالخیر حسن ابن سوار» استناد کردند که در کتاب «تاریخ فلسفه در جهان اسلامی» اظهار کرده اند: مترجم نیازمند است تا آنچه را که به زبان خود ترجمه می کند آنچنان نیکو دریافته باشد که تصور او از معنی، درست مانند تصور نویسندۀ اصلی باشد. و برای درک این مقصود باید به دو زبان، یکی زبانی که از آن ترجمه می کند [زبان مبداء] و دیگر زبانی که بدان ترجمه می کند [زبان مقصد] نیک آگاه باشد.
 
سپیدنامه اظهار کرد: مطابقت متون زبان مبداء با زبان مقصد یکی از الزامات و ضروریات ترجمه از عهد نهضت ترجمه بوده است. سپیدنامه ادامه داد که «علی صلح جو» در کتاب «گفتمان و ترجمه» بر این مورد تاکید نموده و اظهار داشته که حوالی سال 1341 «موسسه انتشاراتی فرانکلین» در تهران دارای دو بخش «نمونه خوانی» و «ویرایش بود» که در آن زمان به  بخش ویرایش «ادیتوریال» می گفتند و این دو بخش بر درستی ترجمه ها نظارت می کردند. ترجمه ها در آن روزگار فارغ از هرگونه شتابزدگی بود و تا درستی ترجمه  اثری مورد اجماع قرار نمی گرفت منتشر نمی شد. سپیدنامه گفت : با این وصف از دهه 80 در ایران شاهد نوعی مسابقه درترجمه متون جامعه شناختی هستیم. این شتابزدگی در کنار خودبسندگی مترجمین باعث شده که ترجمه متون جامعه شناسی گاه با کژتابی های فراوانی مواجه شوند.
 
 دانشیار دانشگاه ایلام ضمن ارائه تاریخ مختصری از  نحوه شکل گیری حوزه جامعه شناسی در ایران اظهار نمود در این خصوص دو دیدگاه وجود دارد یک دیدگاه نظیر «سیدجواد میری» که قایل به این امرند که اگر خاستگاه و روند تکوین جامعه‌شناسی در ایران را با تأکید بر مفهوم تخیل جامعه‌شناسی ارزیابی کنیم، در خصوص زمینه های تاریخی شکل گیری دانش جامعه شناسی می توان به تغییر پارادایم در دوره ناصری، انجمن های زیر زمینی و پیامدهای آن در جامعه ایران، ظهور جنبش‌های اجتماعیِ دینی و ایده‌های جامعه شناختی، ژورنالیسم ایرانی و مفاهیم جامعه شناختی در قرن نوزدهم اشاره کرد. اما گروهی دیگری که نگاهی نهادی به شکل گیری جامعه شناسی در ایران دارند، حضور رسمی جامعه‌شناسی را مصادف با تدریس درسی با عنوان «علم الاجتماع» در سال 1313 توسط «ویل هاوس» - جامعه‌شناس آلمانی-  و پس از آن «اسد الله بیژن» در دانشسرای عالی و آن گاه تدریس درس «اجتماعیات در ادبیات فارسی» توسط «دکتر غلامحسین صدیقی» در سال  1324 در دانشگاه تهران و وضع اصطلاح «جامعه شناسی» معادل «Sociology» توسط ایشان می دانند.
 
بهروز سپیدنامه ادامه داد: نخستین کتاب‌های جامعه‌شناسی، تألیفاتی اقتباسی بودند لذا شاهد ترجمه‌ای مستقل از متون جامعه شناسی نیستیم. در این ساحت می توان به نخستین کتاب تألیفی با عنوان «علم الاجتماع» توسط یحیی مهدوی در سال 1322 و جامعه شناسی چیست؟ اثر  احسان طبری در سال 1326  اشاره کرد.
 
سپیدنامه در خصوص نخستین ترجمه های متون تخصصی جامعه شناسی در ایران اظهار داشت: تعیین نخستین ترجمه های مستقل در ایران دشوار است اما معمولاً کتاب «جامعه شناسی» اثر «ساموئل کینگ» ترجمه «مشفق همدانی» در سال 1341 و کتاب «قواعد روش جامعه شناسی» ، اثر «امیل دورکیم»، ترجمه «علی محمد کاردان» در سال 1343و کتاب «زمینه جامعه‌شناسی»  ، اثر «اگ برن و نیم کوف»، ترجمه «امیر حسین آریان‌پور» در سال 1344 را جزء اولین ترجمه‌های مستقل متون جامعه‌شناسی دانسته‌اند.
https://t.me/ilamsociologicalapproach
عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام اذعان داشت که نخستین ترجمه ها ابتدا از زبان فرانسوی به زبان فارسی ترجمه شدند و «امیل دورکیم» و «ژرژ گورویج» از اولین جامعه‌شناسانی هستند که متون آن‌ها به فارسی ترجمه شد. وی ادامه داد: با توجه به رسوخ اندیشه‌های چپ در بین روشنفکران آن دوران و نفوذ حزب توده، التفات به «کارل مارکس» نیز بیشتر شده و موضوع «طبقات اجتماعی» مد نظر مترجمین قرار گرفت.
 
بهروز سپیدنامه ادامه داد: تک ساحتی بودن مترجمین و التفات اندک آنان به متون ادبی سبب شده که خزینه ی لغات آنان به اندازۀ کافی سرشار نباشد از سوی دیگر استیلای زبان عربی از قرن‌های دور تا کنون باعث شد که معادل بیشتر اصطلاحات ترجمه شده عربی باشند. هرچند که برخی اعتقاد دارند که ظرفیت اشتقاق پذیری واژه‌ها در عربی باعث این التفات شده است.  
 
سپیدنامه عدم وجود یک مرکز مشخص جهت واژه گزینی و جعل واژگان مناسب برای اصطلاحات زبان‌های دیگر و خودبسندگی مترجمین و اجتهاد شخصی آنان را از عوامل وضع و جعل واژگان نامناسب در ترجمه ها دانست. سپیدنامه به این موضوع اشاره داشت که دکتر «غلامعباس توسلی» در یکی از مصاحبه اظهار داشته که در دوره فعالیت «مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» جلساتی عصرهای یکشنبه در دفتر «غلامحسین صدیقی» و در چارچوب «انجمن علوم اجتماعی» برای انتخاب واژگان و اصطلاحات برگزار می‌کردیم. و در آن جلسات حدود 200 واژه وضع شد. سپیدنامه خلاء چنین جلساتی را در فضای جامعه شناسی امروز گوشزد نمود. وی اضافه کرد که صرف وضع و به گزینی واژگان کفایت نمی کند، التزام مترجمین و نیز مؤلفین و پژوهشگران به بهره گیری از این واژه ها و درونی سازی آن ها گام دیگری است که در صورت تحقق می تواند به یکدستی و همنوایی متون یاری رساند نظیر اصطلاح «نهاداجتماعی» که مورد اجماع است. وی اظهار کرد هم اکنون بیش از 17 معادل فارسی متنوع برای «گراندد تئوری» وضع شده است که برخی از این معادل‌ها نسبتی با این اصطلاح ندارند.
 
سپیدنامه، عدم رجوع مترجمین به متن اصلی را یکی دیگر از عوامل درک نادرست از اصطلاحات و مفاهیم دانست. وی به عنوان مثال به کتاب «تمایز» بوردیو اشاره کرد و اظهار داشت این کتاب  از زبان فرانسه به انگلیسی ترجمه شده و «حسن چاوشیان» آن را از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است لذا اگر لغزشی در ترجمه وجود دارد حاصل مراجعه به متن دست دوم است.
 
عضو هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی استان ایلام در استمرار جلسه با اشاره به موضوع اصلی این نشست تخصصی اذعان کرد، یک اصطلاح جامعه شناختی را باید طبق جایگاه و معنای آن در جغرافیای مفهومی اندیشمند مورد نظر به فارسی برگرداند. ترجمه نادرست یک اصطلاح ممکن است باعث انتقال یک اندیشمند از پارادایمی که بدان باورمند است به پارادایمی است که سنخیتی با آن ندارد.  و یکی از این اصطلاحات «Social Fact» است که «دورکیم» در کتاب «قواعد روش جامعه شناسی» آن را مطرح نموده و توضیح داده است.
 
سپیدنامه گفت: مناسبت ترین ترجمه برای اصطلاح یاد شده، «واقعیت اجتماعی» است. دورکیم واقعیت اجتماعی را بیرونی، جمعی و توأم با اجبار می داند. او در مطالعه واقعیت اجتماعی قایل به این است که باید مانند شیء بدان نگریسته شود. نگاه دورکیم به واقعیت اجتماعی نگاه اثبات‌گرایانه است بر این اساس وقتی مترجمی «واقعیت» را به «حقیقت» ترجمه می کند، وجهی برساختی به آن می بخشد که در تعارض با تعریف دورکیم است.
 
بهروز سپیدنامه اظهار داشت، در مواجهه با برگردان فارسی اصطلاح Social Fact   شاهد چهار سنخ از مترجمین هستیم:
1.     کسانی که این اصطلاح را به درستی «واقعیت اجتماعی» ترجمه کرده اند
2.     کسانی که این اصطلاح را «واقعه اجتماعی» و جمع آن را «وقایع اجتماعی» دانسته‌اند. و این ترجمه دقیقی نیست چون «واقعه» به مفهوم «رخداد» است و «رخداد» در ادبیات «آلن بدیو» قابل توصیف است و مراد دورکیم از واقعیت اجتماعی، رخداد نبوده است.
3.     کسانی که این اصطلاح را معادل «امر و امور اجتماعی» ، «پدیده ، پدیده های اجتماعی» و «حقیقت و حقایق اجتماعی» دانسته اند.
4.     مترجمینی که این اصطلاح را به درستی ، «واقعیت» ترجمه کرده اما این واژه عربی را با «ها» فارسی جمع بسته‌اند و اصطلاح «واقعیت ها» را ساخته‌اند در حالی جمع واژه «واقعیّه» در عربی «واقعیّات» است.
 
سپیدنامه ضمن توضیح هرکدام از معادل های ذکر شده اظهار داشت:  طبق تعریفی که از هر کدام از  اصطلاحات وضع شده در فرهنگ های علوم اجتماعی و نیز در گستره جغرافیای مفهومی دورکیم وجود دارد،  مترجمین -به استثنای گروه اول-،  در به گزینی معادل Social Fact موفق عمل نکرده اند.
https://t.me/ilamsociologicalapproach
در ادامه این نشست تخصصی هر کدام از اعضای حاضر در جلسه ضمن طرح سئوالاتی به مرز ظریف بین اصطلاحات ترجمه شده و نسبت منطقی بین آن ها و نیز  قضاوت در باره «این همانی» آن ها و نیز ناچاری بهره گیری از اصطلاحات عربی به بحث و تبادل نظر پرداختند.
https://t.me/ilamsociologicalapproach
بهروز سپیدنامه
 
تساهل محققین و تسامح مسئولین
(نیم نگاهی به آسیب‌شناسی مطالعات خودکشی در استان ایلام)
(اصلاح و باز نشر به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی)
بهروز سپیدنامه
 
تساهل محققین و تسامح مسئولین
(نیم نگاهی به آسیب‌شناسی مطالعات خودکشی در استان ایلام)
(اصلاح و باز نشر به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی)
 
سالیان مدیدی است که آسیب‌های اجتماعی – به مفهوم عام کلمه – و خودکشی – به مفهوم خاص کلمه – مد نظر مسئولین و محققین استان ایلام قرار گرفته است و چنین التفاتی، قابل تقدیر و ستایش است. مسئولین در راستای بررسی آسیب‌های اجتماعی، جلسات فراوانی برگزار نموده و محققین، پژوهش‌های متعدد و متنوعی در قالب اولویت‌های پژوهشی و پایان‌نامه‌ها دانشگاهی انجام داده‌اند. بی‌شک انتظار می‌رود که خروجی چنین اهتمامی، حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب باشد اما داده‌های تجربی چندان مؤید این امر نیستند. برخورد اداری مسئولین با آسیب‌های اجتماعی و سطحی‌نگری محققین در مطالعه‌های آن‌ها، مهم‌ترین کاستی‌های مقابله و مواجهه با آسیب‌های اجتماعی به شمار می‌روند. در این یادداشت  - با ارج نهادن به زحمات معدود محققین مجرب و مولد معنا و مفهوم - به برخی از خطاهای مسئولین و محققین در مواجهه با آسیب خودکشی و مطالعه‌ی رفتار خودکشانه  اشاره شده است:
 
 
 
1.     برخورد اداری با آسیب (دیوان زدگی)
 
حافظ – علیه الرحمه – می‌فرماید:
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم، نامکرر است
 
وی دلیل نامکرر بودن روایت‌های واحد و یکسان عشق را، از یک سو، مهارت راوی در بیان روایت دانسته که به تنوع و تکثّر آن انجامیده و از سویی دیگر، مهارت مخاطب در شنیدن مطالب می‌داند که موجبات شگفتی شاعر را فراهم ساخته‌اند.
حکایت برخورد اداری با آسیب اجتماعی – به مفهوم عام کلمه- و خودکشی – به مفهوم خاص کلمه – در استان ایلام و احتمالاً سایر استان‌های کشور، حکایت، روایت قصه‌ای است که از هر زبان و در هر جلسه‌ای که می‌شنویم تکراری و ملال‌آور است. زیرا نه سخن بدیعی گفته می‌شود و نه اشتیاقی به شنیدن سخن وجود دارد و تنها به منظور ادای تکلیفی اداری، آسیبی را روی دایره می‌ریزند و در فرصتی محدود در خصوص آن به بحث تکراری می‌پردازند. جلساتی که تنها وجه تمایز آن‌، جا‌به‌جایی نقش‌ها است. به عنوان مثال، در جلسه‌ای شخص A رییس جلسه است و B و C و ... در نقش مدعوین و صاحب‌نظران ظاهر می‌شوند و در جلسه‌ای دیگر، B مدیر جلسه است و A و C و ...  ایفاگر نقش مدعو وصاحب‌نظرند و قس علی هذا.
 
2.      تقلیل‌گرایی (Reductionism)
یکی از مشکلات اندیشه‌ی بشری در طول زمان، تقلیل تمام ابعاد پدیده به یک بُعد و قضاوت بر اساس آن بُعد می‌باشد. سعدی - علیه الرحمه – می‌فرماید:
 
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشا کنان بستانیم
 
تقلیل پدیده‌ی خودکشی به ابعاد روان‌شناختی و علت العلل تلقی کردن متغیرهای روان‌شناسانه در پیدایش این آسیب و غفلت از سایر ابعاد این پدیده‌ی اجتماعی، غفلت یا تغافلی است که محققین و صاحب‌نظران، بارها مرتکب آن شده‌اند. اندیشمندان بر این یاورند که پدیده‌ی اجتماعی، ساختار پیاز مانند دارد و از لایه‌‌های متعددی تشکیل شده است. نظیر لایه‌ی مورفولوژی، فیزیولوژی و رفتارهای گروهی و جمعی. لایه‌ی مورفولوژی شامل خصوصیاتی است که مربوط به ساخت و ترکیب مادی‌اند نظیر محل سکونت. لایه‌ی فیزیولوژی مربوط به کارکرد و روابط و نهادهای درون جامعه است. رفتارهای گروهی و جمعی نیز شامل رویدادها، افکار، هیجانات، احساسات یا دیگر جنبه‌هایی است که یک گروه، طبقه یا حتی در ملت خاصی ممکن است وجود داشته باشند (محسنی، 1374: 15).
 
ژرژ گورویچ (Georges Gurvitch) در نقد  رویکرد تقلیل‌گرایانه در تحلیل پدیده‌های اجتماعی از چنین صورت‌های نادرستی تحت عنوان «اشکال کاذب» یا «دوگرایی کاذب» (False Dichotomy) یاد می‌کند. نظیر دوگرایی‌های زیر:
 
1.      دوگرایی کاذب فرهنگ‌گرایی و ساخت‌گرایی
2.      دوگرایی کاذب فرد و جامعه
3.      دوگرایی کاذب روان‌شناسی و جامعه‌شناسی
4.      بطلان باور عامل مسلط
5.      دوگرایی کاذب نظم و پیشرفت
6.      بطلان تکامل و فلسفه تاریخ
7.      بطلان قانون‌گرایی
 
بر اساس باور گورویچ، هیچ ساختی بدون فرهنگ شکل نمی‌گیرد و هیچ فرهنگی بدون ساخت متبلور نمی‌شود. فرد و جامعه دو عنصر غیر قابل تفکیک‌اند که بدون یکدیگر وجودی خارجی نخواهند داشت. روان‌شناسی و جامعه‌شناسی از لحاظ قلمرو مطالعه با یکدیگر متفاوت‌اند اما بررسی تمامیت جامعه هم بررسی ساخت اجتماعی «من»‌ها و «ما» ها را می‌طلبد و هم مطالعه‌ی ارواح و روان‌های آن‌ها. بر این اساس به جای دوگرایی باید رابطه‌ای دیالکتیکی بین روان‌شناسی و جامعه‌شناسی برقرار شود. ضمناً هیچکدام از عناصر، ابعاد و عوامل را به تنهایی و مجزا از دیگر عوامل، نبایستی به عنوان عامل مسلط فرض نمود (ابوالحسن‌تنهایی، 1374: 562-560).
آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) نیز اعتقاد دارد: در مطالعه‌ی انسان‌ها، وجود تنوع  و گوناگونی در نظریه‌ها ما را از جزم‌اندیشی نجات می‌دهد. رفتار انسان، پدیده‌ی پیچیده‌ای است که جنبه‌های بسیار متعددی دارد و بعید است که دیدگاه و نظر واحدی بتواند تمامی جنبه‌های آن را در نظر بگیرد (گبدنز، 1391: 194). گیدنز تقلیل‌گرایی در تفکر نظری جامعه‌شناختی را مورد انتقاد قرار داده و چنین آسیبی را تحت عنوان «دو راهی‌های نظری» عنوان نموده است که عبارتند از:
 
1.      ساختار و کنش
2.      وفاق و تضاد
3.      مسأله‌ی جنسیت
4.      مسأله‌ی توسعه‌ی اجتماعی مدرن
5.       
وی با طرح سئوالاتی، جنبه‌های دوگانه‌ی تفکر نظری را بدین‌صورت بیان نموده است:
1.      آیا انسان‌ها به عنوان کنش‌گران خلاق، شرایط زندگی خود را کنترل می‌کنند یا نیروهای اجتماعی که بیرون از  اراده و اختیارند؟
2.      نظم و هماهنگی ویژگی جوامع است یا تضاد اجتماعی؟
3.      آیا جنسیت، مقوله‌ای عام و کلی است یا توسط زمینه‌های اجتماعی برساخت می‌شود؟
4.      توسعه‌ی جوامع مدرن آیا متأثر از عوامل اقتصادی است یا عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی؟
 
از نظر گیدنز، تفکر نظری زمانی می‌تواند به درک تمامیّت پدیده‌ی اجتماعی نایل شود که قایل به دیالکتیک بین دو سر طیف دوراهی‌های نظری باشد و هر گونه تقلیل‌گرایی منجر به ارائه‌ی نظریه‌ای تک‌ساحتی خواهد شد (رک: همان 199-198).
 
جرج ریتزر (George Ritzer)  نیز اعتقاد دارد، تقلیل پدیده‌های اجتماعی به ابعاد خُرد و کلان و عین و ذهن، به درک نادرست آن خواهد انجامید. لذا در مطالعه‌ی پدیده‌های اجتماعی می‌‌توان به این سطوح چهارگانه توجه نمود. وی چنین ترکیبی را «فرانظریه» (Meta Theory) نام نهاد (رک: ریتزر، 1374: 644).
مطالعات خودکشی در استان ایلام نیازمند نوعی فرانظریه است که در آن شاهد ترکیب بین سطوح مختلف زیر باشیم تا به درک درستی از واقعیت اجتماعی نایل شویم:
 
الف) سطح کلان – سطح عینی
ب) سطح کلان – سطح ذهنی
ج) سطح خُرد – سطح عینی
د) سطح خُرد – سطح ذهنی
 
همانگونه که تقلیل پدیده خودکشی به ابعاد روان شناختی آن اقدامی غیر علمی است، غفلت از سایر سطوح نظیر سطح روان شناختی خودکشی در تحلیل های جامعه شناختی نیز خطای بزرگتری است که تنها نیم رخی از واقعیت را نمایان خواهد ساخت.
 
3.     خطای تحمیل  (تحمیل روش بر پدیده)
 
فلسفه‌ی هر علم به چرایی بهره‌گیری از آن می‌پردازد و فلسفه‌ی روش تحقیق نیز از این قاعده مستثنی نیست. بر تمامی پژوهشگرانی که چند واحد درسی روش تحقیق در دانشگاه می‌گذرانند واجب است که در خصوص فلسفه‌ی روش نیز مطالعه داشته باشند تا از «تحمیل روش بر پدیده» اجتناب ورزند.
می‌گویند فردی در گرمای تابستان پالتو پوشیده بود. وقتی علت امر را از او جویا شدند، گفت: در مغازه ای که معمولاً به صورت نسیه از آن خرید می‌کنم لباسی غیر از این پالتو پیدا نکردم. این تمثیل، زبان حال پژوهشگرانی است که تنها در فضای پارادایم پوزیتویستی نفس کشیده‌اند و از این پارادایم جز چند روش محدود و چند آزمون آماری دم دستی چیزی نمی‌دانند.
محقق لازم است که پیش از ورود به بحث و مشخص کردن  پارادایم و روش تحقیق و به طور کلی حوزه‌ی روش‌شناسی(Methodology) به دو سئوال یا دو پیش فرض زیر پاسخ دهد:
 
الف) پیش‌فرض هستی شناسی (Ontology)
مطالعه‌ی فلسفی ماهیت وجود اعم از مطالعه‌ی علت خود وجود است (میرزایی، 1393: 1129). وجود‌شناسی به مطالعه‌ی ماهیت پدیده‌ی مورد بررسی می‌پردازد. اگر پدیده و واقعیت مورد مطالعه،  متکثر و خوانش‌پذیر باشد، ماهیت آن برساختی (Constructured Reality) است و اگر عینی، ماهیت آن اثباتی (Positive Riality). مطالعه‌ی واقعیت و پدیده‌ی اثباتی  مستلزم بهره‌گیری از روش‌های تحقیق کمی (Quantitative Method) است و برای مطالعه‌ی پدیده‌های برساختی باید از روش‌های تحقیق کیفی (Qualitative Method) استفاده نمود. و هر گونه تحمیل روش به پدیده بدون توجه به ماهیت اثباتی یا برساختی آن به خطاهای فاحشی منجر خواهد شد که باعث نامعتبر شدن یافته‌های پژوهشی می‌گردد.