🔹 کابیلی ها
امروزه آوازۀ نام «پی یر بوردیو» - اندیشمند جامع الاطراف – بر کسی پوشیده نیست.بوردیو پس از فراغت از تحصیل از «اکول نرمال سوبریور» در رشته فلسفه در سال 1956 به خدمت سربازی فراخوانده شده و دوسال در الجزایر در خدمت ارتش فرانسه بود و بعد از آن دو سال در دانشگاه الجزایر تدریس نمود. حضور او در الجزایر فرصت مغتنمی برای مطالعات انسانشناختی و جامعهشناختی او فراهم ساخت و او توانست در آن مدت کتاب «جامعه شناسی الجزایر» و کتابی در خصوص قبایل «کابیلی» الجزایر بنویسد که در نوع خود بسیار ارزشمندند.
کابیلیها یکی از اقوام بربر (آمازیغ) ساکن شمال شرقی الجزایر، بهویژه در منطقه کوهستانی کابیلیا هستند. آنها به زبان کابیلی (شاخهای از زبانهای آمازیغی) صحبت میکنند و دارای فرهنگی غنی و هویتی مستقلاند که با وجود قرنها عربسازی، همچنان حفظ شده است. زبان، موسیقی، لباسهای سنتی و ساختار قبیلهای از شاخصههای برجسته فرهنگی آنهاست. بسیاری از کابیلیها به زبانهای عربی و فرانسوی نیز مسلطاند و در تاریخ الجزایر، بهویژه در مبارزه با استعمار فرانسه، نقش مهمی داشتهاند.
پس از استقلال الجزایر، دولت برای دههها سیاست یکسانسازی عربی را اجرا کرد، اما کابیلیها با مقاومت فرهنگی و سیاسی توانستند در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۱۶ بهترتیب زبان آمازیغی را به عنوان زبان ملی و رسمی کشور به ثبت برسانند. با این حال، تنشهای فرهنگی و سیاسی بین کابیلیها و دولت مرکزی همچنان پابرجاست و برخی از گروههای کابیلی خواهان خودمختاری بیشتر یا حتی استقلال منطقه کابیلیا هستند. کابیلیها امروز نماد مقاومت زبانی و فرهنگی در برابر همگونسازی فرهنگی در شمال آفریقا بهشمار میروند.
پیر بوردیو چند کار مهم دربارهی کابیلیها انجام داده است، معروفترین آنها به صورت مجموعهای با عنوان «Trois études d’ethnologie kabyle» منتشر شده است.
در این مجموعه، بوردیو به مطالعهٔ دقیق جامعهٔ کابیلیها میپردازد و به موضوعاتی مانند حس افتخار (honour)، ساختار خانگی کابیلی (La maison kabyle ou le monde renversé) و مناسک و روابط قبیلهای توجه میکند. این متون تا حدی سنگبنای نظریهٔ «پیش درآمدی بر نظریهٔ کنش» (Esquisse d’une théorie de la pratique) هستند؛ یعنی بوردیو پس از انجام تحقیق میدانی در کابیلیا، مفاهیم بنیادینی مانند هابیتوس، میدان اجتماعی و سرمایهٔ نمادین را توسعه داد. به طوز مختصر میتوان مطالعات بوردیو در خصوص کابلیها را در موارد زیر بیان نمود:
1. خانهی کابیلی یا جهان واژگون (La maison kabyle ou le monde renversé)
در این مطالعه، بوردیو نشان میدهد که خانهی سنتی کابیلیها تنها یک فضای فیزیکی نیست، بلکه بازتابی از جهانبینی آنهاست. او توضیح میدهد که چگونه ساختار فضایی خانه (مثلاً تقسیم به بخش زنانه/مردانه، روشن/تاریک، بالا/پایین) بازتابی از تقابلهای نمادین (مثل زندگی/مرگ، فرهنگ/طبیعت) است. این تحلیل به بوردیو کمک کرد تا مفهوم ساختارهای نمادین در زندگی روزمره را توسعه دهد.
2. بدن و مناسک افتخار در جامعهی قبیلهای (Le sens de l'honneur)
در این مقاله، بوردیو به مفهوم افتخار (honour) و نقش آن در روابط اجتماعی کابیلیها میپردازد. او نشان میدهد که چگونه رفتار، زبان بدن، سکوت، یا حتی نگاه در بافت اجتماعی معنا دارد و باعث حفظ یا از دست رفتن افتخار یک فرد یا خانواده میشود. اینجا بوردیو اولین بار شروع به تحلیل چیزی میکند که بعدها به مفهوم هابیتوس (habitus) تبدیل میشود: الگوهای رفتاری نهادینهشده که ناخودآگاه عمل میکنند.
۳. نقد اقتصاد تبادلات نمادین
در این تحلیل، بوردیو به چگونگی تبادل هدایا، احترام، و خدمات اجتماعی در بین کابیلیها میپردازد. برخلاف دیدگاههای کلاسیکی مانند مارسل موس، او نشان میدهد که این تبادلات صرفاً احساسی یا اخلاقی نیستند، بلکه دارای سرمایه و استراتژیاند. او در اینجا مفهوم سرمایه نمادین (symbolic capital) را مطرح میکند: اعتبار و احترام اجتماعیای که میتواند تبدیل به قدرت واقعی شود.
منبع: ویکیپدیا
امروزه آوازۀ نام «پی یر بوردیو» - اندیشمند جامع الاطراف – بر کسی پوشیده نیست.بوردیو پس از فراغت از تحصیل از «اکول نرمال سوبریور» در رشته فلسفه در سال 1956 به خدمت سربازی فراخوانده شده و دوسال در الجزایر در خدمت ارتش فرانسه بود و بعد از آن دو سال در دانشگاه الجزایر تدریس نمود. حضور او در الجزایر فرصت مغتنمی برای مطالعات انسانشناختی و جامعهشناختی او فراهم ساخت و او توانست در آن مدت کتاب «جامعه شناسی الجزایر» و کتابی در خصوص قبایل «کابیلی» الجزایر بنویسد که در نوع خود بسیار ارزشمندند.
کابیلیها یکی از اقوام بربر (آمازیغ) ساکن شمال شرقی الجزایر، بهویژه در منطقه کوهستانی کابیلیا هستند. آنها به زبان کابیلی (شاخهای از زبانهای آمازیغی) صحبت میکنند و دارای فرهنگی غنی و هویتی مستقلاند که با وجود قرنها عربسازی، همچنان حفظ شده است. زبان، موسیقی، لباسهای سنتی و ساختار قبیلهای از شاخصههای برجسته فرهنگی آنهاست. بسیاری از کابیلیها به زبانهای عربی و فرانسوی نیز مسلطاند و در تاریخ الجزایر، بهویژه در مبارزه با استعمار فرانسه، نقش مهمی داشتهاند.
پس از استقلال الجزایر، دولت برای دههها سیاست یکسانسازی عربی را اجرا کرد، اما کابیلیها با مقاومت فرهنگی و سیاسی توانستند در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۱۶ بهترتیب زبان آمازیغی را به عنوان زبان ملی و رسمی کشور به ثبت برسانند. با این حال، تنشهای فرهنگی و سیاسی بین کابیلیها و دولت مرکزی همچنان پابرجاست و برخی از گروههای کابیلی خواهان خودمختاری بیشتر یا حتی استقلال منطقه کابیلیا هستند. کابیلیها امروز نماد مقاومت زبانی و فرهنگی در برابر همگونسازی فرهنگی در شمال آفریقا بهشمار میروند.
پیر بوردیو چند کار مهم دربارهی کابیلیها انجام داده است، معروفترین آنها به صورت مجموعهای با عنوان «Trois études d’ethnologie kabyle» منتشر شده است.
در این مجموعه، بوردیو به مطالعهٔ دقیق جامعهٔ کابیلیها میپردازد و به موضوعاتی مانند حس افتخار (honour)، ساختار خانگی کابیلی (La maison kabyle ou le monde renversé) و مناسک و روابط قبیلهای توجه میکند. این متون تا حدی سنگبنای نظریهٔ «پیش درآمدی بر نظریهٔ کنش» (Esquisse d’une théorie de la pratique) هستند؛ یعنی بوردیو پس از انجام تحقیق میدانی در کابیلیا، مفاهیم بنیادینی مانند هابیتوس، میدان اجتماعی و سرمایهٔ نمادین را توسعه داد. به طوز مختصر میتوان مطالعات بوردیو در خصوص کابلیها را در موارد زیر بیان نمود:
1. خانهی کابیلی یا جهان واژگون (La maison kabyle ou le monde renversé)
در این مطالعه، بوردیو نشان میدهد که خانهی سنتی کابیلیها تنها یک فضای فیزیکی نیست، بلکه بازتابی از جهانبینی آنهاست. او توضیح میدهد که چگونه ساختار فضایی خانه (مثلاً تقسیم به بخش زنانه/مردانه، روشن/تاریک، بالا/پایین) بازتابی از تقابلهای نمادین (مثل زندگی/مرگ، فرهنگ/طبیعت) است. این تحلیل به بوردیو کمک کرد تا مفهوم ساختارهای نمادین در زندگی روزمره را توسعه دهد.
2. بدن و مناسک افتخار در جامعهی قبیلهای (Le sens de l'honneur)
در این مقاله، بوردیو به مفهوم افتخار (honour) و نقش آن در روابط اجتماعی کابیلیها میپردازد. او نشان میدهد که چگونه رفتار، زبان بدن، سکوت، یا حتی نگاه در بافت اجتماعی معنا دارد و باعث حفظ یا از دست رفتن افتخار یک فرد یا خانواده میشود. اینجا بوردیو اولین بار شروع به تحلیل چیزی میکند که بعدها به مفهوم هابیتوس (habitus) تبدیل میشود: الگوهای رفتاری نهادینهشده که ناخودآگاه عمل میکنند.
۳. نقد اقتصاد تبادلات نمادین
در این تحلیل، بوردیو به چگونگی تبادل هدایا، احترام، و خدمات اجتماعی در بین کابیلیها میپردازد. برخلاف دیدگاههای کلاسیکی مانند مارسل موس، او نشان میدهد که این تبادلات صرفاً احساسی یا اخلاقی نیستند، بلکه دارای سرمایه و استراتژیاند. او در اینجا مفهوم سرمایه نمادین (symbolic capital) را مطرح میکند: اعتبار و احترام اجتماعیای که میتواند تبدیل به قدرت واقعی شود.
منبع: ویکیپدیا
Forwarded from ایل خزل (سعیــد شـــــرفی)
استان ایلام؛ رکورددار کمترین آمار طلاق در کشور
بر اساس جدیدترین گزارشهای رسمی ثبت احوال کشور، استان ایلام موفق شده است عنوان کمترین میزان طلاق در میان استانهای ایران را به خود اختصاص دهد.
@ilkhezell
بر اساس جدیدترین گزارشهای رسمی ثبت احوال کشور، استان ایلام موفق شده است عنوان کمترین میزان طلاق در میان استانهای ایران را به خود اختصاص دهد.
@ilkhezell
🔸بهروز سپیدنامه
🔹مست و تیر چراغ برق
👈(آمار را چنان به کار میگیرد که مرد مست تیر چراغ را ، نه برای استفاده از روشنایی آن، بلکه به خاطر تکیه دادن بر آن)
پدیدههای اجتماعی دارای ابعاد، لایهها و سطوح مختلفی هستند که درک آنها با تقلیلگرایی و تکیه بر دادههای منفرد امکان پذیر نیست.
«شناخت عمیق» پدیدههای اجتماعی وامدار «درون فهمی» و «ذوب افق» های بین محقق و پدیده است که از طریق پارادایم کیفی و روشهای تفهمی و تفسیری امکان پذیر است.
«شناخت دقیق» پدیدههای اجتماعی متکی بر آمار و دادههای کمی است که از طریق آنها امکان مقایسه و تعمیم فراهم میشود. اما بهرهگیری از آمار باید به صورت ضربدری انجام پذیرد زیرا تکیه بر دادههای منفرد، نیم رخی از پدیدۀ اجتماعی را به ما نشان میدهد.
طلاق یکی از «آسیب های اجتماعی» است که کارکرد نامناسب آن به گسست و حتی فروپاشی روابط خانوادگی منجر خواهد شد اما این آسیب میتواند کارکردهای مثبتی نیز در پی داشته باشد. زیرا اگر به طلاق به عنوان «راه حلی» برای خروج از بحران و حتی پیشگیری از جرم نگریسته شود ، تلقی ما از آن تغییر خواهد کرد.
«تابو» شدن طلاق در جوامع ، کارکرد «راه حلی» آن را از بین خواهد برد. این که با توجه به شرایط فرهنگی و مقتضیات مختلف باید با یک فرد «نامتناسب» تا زمانی نا معلوم زندگی کرد و شرایط بسیار دشوار زیستن با او را تحمل کرد و این که هیچ راه برون رفتی از بحران ایجاد شده وجود ندارد، ممکن است «خودکشی» و «دیگر کشی» (قتل) را به عنوان تنها راه ممکن برای خروج از بحران در دستورالعمل افراد قرار دهد.
لذا همیشه آمار پایین طلاق را نمی توان به عنوان شاخصی برای «استحکام نظام خانواده» در نظر گرفت. این آمار باید در کنار نرخ «خودکشی» و «دیگر کشی» های خانوادگی تفسیر نمود.
🔶پی نوشت:
استان ایلام؛ رکورددار کمترین آمار طلاق در کشور است. بر اساس جدیدترین گزارشهای رسمی ثبت احوال کشور، استان ایلام موفق شده است عنوان کمترین میزان طلاق در میان استانهای ایران را به خود اختصاص دهد.
@ilkhezell
🔹مست و تیر چراغ برق
👈(آمار را چنان به کار میگیرد که مرد مست تیر چراغ را ، نه برای استفاده از روشنایی آن، بلکه به خاطر تکیه دادن بر آن)
پدیدههای اجتماعی دارای ابعاد، لایهها و سطوح مختلفی هستند که درک آنها با تقلیلگرایی و تکیه بر دادههای منفرد امکان پذیر نیست.
«شناخت عمیق» پدیدههای اجتماعی وامدار «درون فهمی» و «ذوب افق» های بین محقق و پدیده است که از طریق پارادایم کیفی و روشهای تفهمی و تفسیری امکان پذیر است.
«شناخت دقیق» پدیدههای اجتماعی متکی بر آمار و دادههای کمی است که از طریق آنها امکان مقایسه و تعمیم فراهم میشود. اما بهرهگیری از آمار باید به صورت ضربدری انجام پذیرد زیرا تکیه بر دادههای منفرد، نیم رخی از پدیدۀ اجتماعی را به ما نشان میدهد.
طلاق یکی از «آسیب های اجتماعی» است که کارکرد نامناسب آن به گسست و حتی فروپاشی روابط خانوادگی منجر خواهد شد اما این آسیب میتواند کارکردهای مثبتی نیز در پی داشته باشد. زیرا اگر به طلاق به عنوان «راه حلی» برای خروج از بحران و حتی پیشگیری از جرم نگریسته شود ، تلقی ما از آن تغییر خواهد کرد.
«تابو» شدن طلاق در جوامع ، کارکرد «راه حلی» آن را از بین خواهد برد. این که با توجه به شرایط فرهنگی و مقتضیات مختلف باید با یک فرد «نامتناسب» تا زمانی نا معلوم زندگی کرد و شرایط بسیار دشوار زیستن با او را تحمل کرد و این که هیچ راه برون رفتی از بحران ایجاد شده وجود ندارد، ممکن است «خودکشی» و «دیگر کشی» (قتل) را به عنوان تنها راه ممکن برای خروج از بحران در دستورالعمل افراد قرار دهد.
لذا همیشه آمار پایین طلاق را نمی توان به عنوان شاخصی برای «استحکام نظام خانواده» در نظر گرفت. این آمار باید در کنار نرخ «خودکشی» و «دیگر کشی» های خانوادگی تفسیر نمود.
🔶پی نوشت:
استان ایلام؛ رکورددار کمترین آمار طلاق در کشور است. بر اساس جدیدترین گزارشهای رسمی ثبت احوال کشور، استان ایلام موفق شده است عنوان کمترین میزان طلاق در میان استانهای ایران را به خود اختصاص دهد.
@ilkhezell
در غیاب شناخت درست از مشکلات اساسی جامعه و چارهاندیشی بههنگام برای حلکردن آنها، استفادهٔ بیرویه از شبهعلم [به جای علم] برای ترمیم و اصلاح جامعه طی سالیان اخیر شدت گرفته؛ در پی این فرایند، بهقدری از واقعیتهای عینی و منطق حاکم بر آنها فاصله گرفتهایم که تصور هرگونه راهحل کارشناسانهٔ قابل اجرا برای غلبه بر انبوه مشکلات کنونی، امری نسبتاً بعید و انجامناشدنی به نظر میرسد.
✍عزیز کلانتری- ۱۳مهر۴۰۴
https://t.me/Darrehshar_Development
✍عزیز کلانتری- ۱۳مهر۴۰۴
https://t.me/Darrehshar_Development
Forwarded from بخوان ای همسفر با من (بهروز سپیدنامه)
به همت استاد محمد علی قاسمی، شماره جدید ماهنامه رووژگار (ویژه نامه بهروز سپیدنامه) چاپ و منتشر شد
Forwarded from بخوان ای همسفر با من (بهروز سپیدنامه)
شماره جدید ماهنامه رووژگار چاپ و منتشر شد .
در این شماره که ویژه نامه دکتر بهروز سپید نامه جامعه شناس،شاعر،منتقد و مترجم معاصر است ،به کارنامه ادبی و هنری این شاعر پرداخته شده است. عناوین مطالب خواندنی این شماره به شرح زیر است:
پارادایم عشق در جهان شعری بهروز سپید نامه/محمد علی قاسمی
شعر معاصر کردی و ادبیات اقوام/استاد حسین شکر بیگی
بهروز ی که من می شناسم /استاد ظاهر سارایی
چشمه ها در گفتگو /دکتر حبیب الله بخشوده
آفتاب بی دریغ/استاد جلیل صفربیگی
شاعری شبیه شعر هایش / ا دکتر محمد رضا رستم پور
حجم صمیمیت/پرفسور رضا خانی
شارح زیبایی/استاد شکرالله شیرخانی
طراح مفاهیم/دکتر امید محمد زاده
در آنجا بودن/دکتر علی ایار
مرد مهر و مدارا/استاد وحید اسدی
حضور خوب بودن/دکتر حمید حیدر پناه
بازخوانی یک خاطره/مهدی رجبی
طعم ترجمه/دکتر مالک عبدی
دفتر روشن یک استاد/دکتر وحید اسلامی
ایده پرداز /استاد حشمت الله آقایی
تحلیلگر/دکتر سیروس لطیفیان
ماهنامه کوردی-فارسی رووژگار
در این شماره که ویژه نامه دکتر بهروز سپید نامه جامعه شناس،شاعر،منتقد و مترجم معاصر است ،به کارنامه ادبی و هنری این شاعر پرداخته شده است. عناوین مطالب خواندنی این شماره به شرح زیر است:
پارادایم عشق در جهان شعری بهروز سپید نامه/محمد علی قاسمی
شعر معاصر کردی و ادبیات اقوام/استاد حسین شکر بیگی
بهروز ی که من می شناسم /استاد ظاهر سارایی
چشمه ها در گفتگو /دکتر حبیب الله بخشوده
آفتاب بی دریغ/استاد جلیل صفربیگی
شاعری شبیه شعر هایش / ا دکتر محمد رضا رستم پور
حجم صمیمیت/پرفسور رضا خانی
شارح زیبایی/استاد شکرالله شیرخانی
طراح مفاهیم/دکتر امید محمد زاده
در آنجا بودن/دکتر علی ایار
مرد مهر و مدارا/استاد وحید اسدی
حضور خوب بودن/دکتر حمید حیدر پناه
بازخوانی یک خاطره/مهدی رجبی
طعم ترجمه/دکتر مالک عبدی
دفتر روشن یک استاد/دکتر وحید اسلامی
ایده پرداز /استاد حشمت الله آقایی
تحلیلگر/دکتر سیروس لطیفیان
ماهنامه کوردی-فارسی رووژگار
🔹دکتر محمود اسماعیل نیا
مقاله «جامعه شناسی برون آکادمی در ایران» اشاره ای است به تنگنای علوم انسانی و علوم اجتماعی دانشگاهی در دوران پس از انقلاب است. تنگنایی که موجب گسترش این دانش ها در حوزه عمومی گشت. این مقاله برگرفته از رسالۀ دکتری دکتر محمود اسماعیل نیا است که با تأکید بر یک دوره ده ساله (1396-1386) و تمرکز بر دو مؤسسه پرسش و رخداد تازه و دو مجله مهرنامه و اندیشه پویا انجام شده است.
دکتر اسماعیل نیا بخشی از این مقاله را در «ششمین همایش کنکاش های مفهومی و نظری در باره جامعه ایران» ارائه دادند.
با تشکر از دکتر اسماعیل نیا،متن مقاله، فایل سخنرانی و پاور ارائه آن تقدیم عزیزان می گردد.
مقاله «جامعه شناسی برون آکادمی در ایران» اشاره ای است به تنگنای علوم انسانی و علوم اجتماعی دانشگاهی در دوران پس از انقلاب است. تنگنایی که موجب گسترش این دانش ها در حوزه عمومی گشت. این مقاله برگرفته از رسالۀ دکتری دکتر محمود اسماعیل نیا است که با تأکید بر یک دوره ده ساله (1396-1386) و تمرکز بر دو مؤسسه پرسش و رخداد تازه و دو مجله مهرنامه و اندیشه پویا انجام شده است.
دکتر اسماعیل نیا بخشی از این مقاله را در «ششمین همایش کنکاش های مفهومی و نظری در باره جامعه ایران» ارائه دادند.
با تشکر از دکتر اسماعیل نیا،متن مقاله، فایل سخنرانی و پاور ارائه آن تقدیم عزیزان می گردد.
4_6026177246178318895.pdf
501.2 KB
مقاله "جامعه شناسی برون آکادمی: پیشینه ها، پویایی ها و چشم اندازها"
🔹دکتر محمود اسماعیل نیا
🔹دکتر محمود اسماعیل نیا
Forwarded from seymare
✅در حاشیهی مجادلات مجازی بیانتها بین مدعیان تاریخدانی محلی
✍️عزیز کلانتری
«ز دانش چو جانِ تو را مایه نیست/ به از خامشی هیچ پیرایه نیست» فردوسی
مرور یادداشتها و روایتهای تاریخ محلی موجود در کانالهای تلگرامی -بهویژه مناطق ایلی-عشیرهای و دارای سابقهی ارباب-رعیتی- طی سالیان اخیر و انبوه این یادداشتها در نشریات زرد و همچنین کتابنویسیهای مرتبط توسط نویسندهناشرها و ناشران غیرمعتبر، موجب تلنبار اطلاعات موازی، پراکنده، بهدردنخور و گاهی متناقض و بدون هرگونه نتیجهگيریِ قابل استناد در فضای ذهنی و عینی جامعهی مخاطب شده و ایرادات مبنایی، موضوعی و روششناختی زیادی بر بسیاری از آنها مترتب است. مدعیانِ بحث در این حوزه، قبل از آنکه دغدغه و دلمشغولیِ طرح سوالاتِ راهگشا به قصدِ توصیف، تبیین و بازسازیِ روشمند قطعات گمشدهی تاریخیِ ناب و روشنسازی نقش عِلی کنشهای اجتماعی تاثیرگذار در دورههای تاریخی پیشین در پیشرفت یا پسرفت دورهی کنونی، و آگاهیبخشی جهتِ برونرفت از مشکلات پیشرو با نگاهِ تکاملی را داشته باشند، بیشتر در بندِ نمایشِ «مصرف متظاهرانهی» پستنویسی در فضای مجازی، از طریق بهرخکشیدن برخی تمایزاتِ منسوخ و موهوم پیشین و بازتولید آن در قالب عناوین موجهنما و گاهی شبهمدرنیستی، به منظور بازآفرینی هویتهایِ قومی-طایفهای گاهی ساختگی و ناسازگار با نیازمندیهای زمانه، بدون کمترین اطلاع از مبنای کار خویش؛ یعنی مبانی اولیهی تاریخنگاری هستند.
بر این قِسم تاریخنگاری ایراداتی اساسی وارد است:
۱- طرح موضوعات بیاهمیت:
بیان اینکه فلان شخص، فلان هوز، تیره، طایفه، ایل و یا دودمان در قشربندیِ اجتماعی و ساختار قدرتِ محلی عهدِ خویش در فلان مقطع تاریخی در رأس هرم قدرت بوده، روابط موافق و یا مخالف با حکام محلی و یا ملی داشته و جزو بزرگان قوم محسوب میشده، با فلان شخص حکومتی عکس یادگاری گرفته و یا از فلان ویژگیهای جنگاورانه و کاریزماتیک برخوردار بوده، پس ما فرزندان آن دودمان نیز چنین و چنانیم، در رویکردهای متأخر تاریخنگاری (که بُعدِ اجتماعی در آن وجه غالب است) چندان مطرح نیست. مهم این است هنگامی که شخص یا جماعت مورد نظر ایشان از قدرت و نفوذ بهرهمند بودهاند، چه کار مفید و عامالمنفعهای با مشخصهی توسعهای-تمدنی به نفعِ اجتماع محلی در پیوستگی با جامعهی ملی و رفع محرومیتهایِ وقت انجام دادهاند؟ چه میزان با مردم روزگار خویش مدارای اجتماعی و روابط خردمندانه داشتهاند؟ نتیجهی دورهی حاکمیت آنها بر ارتقای اندیشه و عمل جامعهی محلی چه بوده است؟ مدیریت سنتی آنها تا چه اندازه خیرخواهانه و در تعامل با اجتماع محلی و به نفعِ گشایش در زندگی عامهی مردم و یا ظالمانه و در تضاد با منافع مردم بومی و در تبانی با حکام ملی و محلیِ غارتگر بوده است؟ به عبارت دیگر آنچه ما در حال حاضر در بیان تاریخ محلی (با فرض بههمپیوستگی تاریخ محلی و خردهفرهنگ اقوام ایرانی و نقش و کارکرد آن در ساخت فرهنگ ملی) سخت بدان نیازمندیم و میتواند به عنوان اساس نظریهپردازی علوم انسانی برای بازسازی تاریخی کلاننگرانه از منظر توسعه به کارمان آید، بیان وجوه اجتماعیِ تأثیرگذار (اعم از وجوه عاملیتی یا مانعیتی) عامل یا عوامل مورد بررسی در بستر تاریخی مورد مطالعه است؛ و نه دمیدن در اوصاف شخصی-دودمانی ایلوتبار خویش که نهتنها موجب هیچ منفعت اجتماعی چشمگیری نیست بلکه منجر به تبلیغ و تثبیت گفتمان خاصگرایانه، ارتجاعی(بازگشت به عقب)، نیاکانپرستی، کیش شخصیت، تطهیر برخی مناسبات ظالمانه و به تاخیرانداختن روندِ مستحکمسازی تشکیلِ دولت-ملت برای ورود به چرخهی تکاملیِ پیشرفت، میشود.
۲-عدم ارجاع به منابع معتبر:
همانطور که اهل فن به خوبی واقفاند، یکی از مهمترین ویژگیهای یک کار تاریخی خوب، ارجاع به منابع و اسناد دستاول و معتبر است. این ویژگی آنقدر مهم است که مورخین مشهور ترجیح میدهند مقدمهی نوشتهی خود را به معرفی و نقد منابع مورد استفاده اختصاص دهند.
مرور متون تاریخنویسان محلی در فضای مجازی نشان میدهد که عمدهی منابع مورد استنادِ آنها روایتهای شفاهی، کتابها، اسنادِ درجهچند و نقلوقولهای گزینششده و سوگیرانهای است که بیشتر با جهتگیریهای نوستالژیک، طایفهگرایانه و با چاشنی خاطرهنویسی نوشته شدهاست.
@seymareweekly
متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇
https://avayeseymare.ir/?p=30593
✍️عزیز کلانتری
«ز دانش چو جانِ تو را مایه نیست/ به از خامشی هیچ پیرایه نیست» فردوسی
مرور یادداشتها و روایتهای تاریخ محلی موجود در کانالهای تلگرامی -بهویژه مناطق ایلی-عشیرهای و دارای سابقهی ارباب-رعیتی- طی سالیان اخیر و انبوه این یادداشتها در نشریات زرد و همچنین کتابنویسیهای مرتبط توسط نویسندهناشرها و ناشران غیرمعتبر، موجب تلنبار اطلاعات موازی، پراکنده، بهدردنخور و گاهی متناقض و بدون هرگونه نتیجهگيریِ قابل استناد در فضای ذهنی و عینی جامعهی مخاطب شده و ایرادات مبنایی، موضوعی و روششناختی زیادی بر بسیاری از آنها مترتب است. مدعیانِ بحث در این حوزه، قبل از آنکه دغدغه و دلمشغولیِ طرح سوالاتِ راهگشا به قصدِ توصیف، تبیین و بازسازیِ روشمند قطعات گمشدهی تاریخیِ ناب و روشنسازی نقش عِلی کنشهای اجتماعی تاثیرگذار در دورههای تاریخی پیشین در پیشرفت یا پسرفت دورهی کنونی، و آگاهیبخشی جهتِ برونرفت از مشکلات پیشرو با نگاهِ تکاملی را داشته باشند، بیشتر در بندِ نمایشِ «مصرف متظاهرانهی» پستنویسی در فضای مجازی، از طریق بهرخکشیدن برخی تمایزاتِ منسوخ و موهوم پیشین و بازتولید آن در قالب عناوین موجهنما و گاهی شبهمدرنیستی، به منظور بازآفرینی هویتهایِ قومی-طایفهای گاهی ساختگی و ناسازگار با نیازمندیهای زمانه، بدون کمترین اطلاع از مبنای کار خویش؛ یعنی مبانی اولیهی تاریخنگاری هستند.
بر این قِسم تاریخنگاری ایراداتی اساسی وارد است:
۱- طرح موضوعات بیاهمیت:
بیان اینکه فلان شخص، فلان هوز، تیره، طایفه، ایل و یا دودمان در قشربندیِ اجتماعی و ساختار قدرتِ محلی عهدِ خویش در فلان مقطع تاریخی در رأس هرم قدرت بوده، روابط موافق و یا مخالف با حکام محلی و یا ملی داشته و جزو بزرگان قوم محسوب میشده، با فلان شخص حکومتی عکس یادگاری گرفته و یا از فلان ویژگیهای جنگاورانه و کاریزماتیک برخوردار بوده، پس ما فرزندان آن دودمان نیز چنین و چنانیم، در رویکردهای متأخر تاریخنگاری (که بُعدِ اجتماعی در آن وجه غالب است) چندان مطرح نیست. مهم این است هنگامی که شخص یا جماعت مورد نظر ایشان از قدرت و نفوذ بهرهمند بودهاند، چه کار مفید و عامالمنفعهای با مشخصهی توسعهای-تمدنی به نفعِ اجتماع محلی در پیوستگی با جامعهی ملی و رفع محرومیتهایِ وقت انجام دادهاند؟ چه میزان با مردم روزگار خویش مدارای اجتماعی و روابط خردمندانه داشتهاند؟ نتیجهی دورهی حاکمیت آنها بر ارتقای اندیشه و عمل جامعهی محلی چه بوده است؟ مدیریت سنتی آنها تا چه اندازه خیرخواهانه و در تعامل با اجتماع محلی و به نفعِ گشایش در زندگی عامهی مردم و یا ظالمانه و در تضاد با منافع مردم بومی و در تبانی با حکام ملی و محلیِ غارتگر بوده است؟ به عبارت دیگر آنچه ما در حال حاضر در بیان تاریخ محلی (با فرض بههمپیوستگی تاریخ محلی و خردهفرهنگ اقوام ایرانی و نقش و کارکرد آن در ساخت فرهنگ ملی) سخت بدان نیازمندیم و میتواند به عنوان اساس نظریهپردازی علوم انسانی برای بازسازی تاریخی کلاننگرانه از منظر توسعه به کارمان آید، بیان وجوه اجتماعیِ تأثیرگذار (اعم از وجوه عاملیتی یا مانعیتی) عامل یا عوامل مورد بررسی در بستر تاریخی مورد مطالعه است؛ و نه دمیدن در اوصاف شخصی-دودمانی ایلوتبار خویش که نهتنها موجب هیچ منفعت اجتماعی چشمگیری نیست بلکه منجر به تبلیغ و تثبیت گفتمان خاصگرایانه، ارتجاعی(بازگشت به عقب)، نیاکانپرستی، کیش شخصیت، تطهیر برخی مناسبات ظالمانه و به تاخیرانداختن روندِ مستحکمسازی تشکیلِ دولت-ملت برای ورود به چرخهی تکاملیِ پیشرفت، میشود.
۲-عدم ارجاع به منابع معتبر:
همانطور که اهل فن به خوبی واقفاند، یکی از مهمترین ویژگیهای یک کار تاریخی خوب، ارجاع به منابع و اسناد دستاول و معتبر است. این ویژگی آنقدر مهم است که مورخین مشهور ترجیح میدهند مقدمهی نوشتهی خود را به معرفی و نقد منابع مورد استفاده اختصاص دهند.
مرور متون تاریخنویسان محلی در فضای مجازی نشان میدهد که عمدهی منابع مورد استنادِ آنها روایتهای شفاهی، کتابها، اسنادِ درجهچند و نقلوقولهای گزینششده و سوگیرانهای است که بیشتر با جهتگیریهای نوستالژیک، طایفهگرایانه و با چاشنی خاطرهنویسی نوشته شدهاست.
@seymareweekly
متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇
https://avayeseymare.ir/?p=30593
پایگاه خبری تحلیلی آوای سیمره
در حاشیهی مجادلات مجازی بیانتها بین مدعیان تاریخدانی محلی - پایگاه خبری تحلیلی آوای سیمره
مرور یادداشتها و روایتهای تاریخ محلی موجود در کانالهای تلگرامی -بهویژه مناطق ایلی-عشیرهای و دارای سابقهی ارباب-رعیتی- طی سالیان اخیر و انبوه این یادداشتها در نشریات زرد و همچنین کتابنویسیهای مرتبط توسط نویسندهناشرها و ناشران غیرمعتبر، موجب تلنبار…
Forwarded from پیشگیری از خودکشی | دکتر بهرامی
به زودی منشتر می شود:
کتاب " رویکرد جامعه شناختی به مسائل شهری تهران: زخم هایی بر پیکره اجتماعی شهر"
نویسنده: اردشیر بهرامی
انتشارات: فراهم
صفحات: ۲۴۰
نوبت چاپ: چاپ اول
#رویکرد_جامعه_شناختی_به_مسایل_شهری_تهران
#زخم_هایی_بر_پیکره_اجتماعی_شهر
#انتشارات_فراهم
https://t.me/farahampub
#جامعه_شناسی_پیشگیری_از_خودکشی
https://t.me/ardeshir3bahrami
کتاب " رویکرد جامعه شناختی به مسائل شهری تهران: زخم هایی بر پیکره اجتماعی شهر"
نویسنده: اردشیر بهرامی
انتشارات: فراهم
صفحات: ۲۴۰
نوبت چاپ: چاپ اول
#رویکرد_جامعه_شناختی_به_مسایل_شهری_تهران
#زخم_هایی_بر_پیکره_اجتماعی_شهر
#انتشارات_فراهم
https://t.me/farahampub
#جامعه_شناسی_پیشگیری_از_خودکشی
https://t.me/ardeshir3bahrami
Forwarded from ارکوازی تیتر ایلام
متأسفانه در دنیای امروز، که دادهها در کوتاهترین زمان ممکن در سطح جهان مخابره و دستبهدست میشوند، پدیدهای تلخ در میان ما ریشه دوانده است؛ پدیدهای که میتوان نام آن را «تخریبگری درونی» یا شاید دقیقتر، نخبهکشی مدرن گذاشت.
در استان ما، در هر عرصهای که حرکتی مثبت، سازنده یا نوآورانه آغاز میشود، عدهای بلافاصله با تهمت، تحریف و تخریب به استقبال آن میروند.
گویی پیشرفت دیگری تهدیدی است برای دیده شدن خودشان. گویی موفقیت همکار، بهجای الهامبخش بودن، زنگ خطر حسادت را در گوششان به صدا درمیآورد. ما دیگر نیازی به دشمن بیرونی نداریم؛ کافی است نگاهی به درون صنفها، نهادها و جمعهای حرفهای خود بیندازیم تا ببینیم چگونه با دستان خود، پیکر امید را قطعهقطعه میکنیم. چگونه هر روز در سکوت، با یک قضاوت عجولانه، یک شایعه، یک پست در فضای مجازی، یا یک لبخند تمسخرآمیز، همصنف خود را میکشیم.
فعالیت های مدنی فعالان فرهنگی و هنری در استان ایلام در قالب نشست های مختلف در سازمان های مردم نهاد و کافه کتاب ها، حضور کنشگران مرزی در جلسات اداری آسیب های اجتماعی و فرهنگی استان و سایر اقدامات همواره از طرف یک عده «تخریب گر درونی» مورد هجمه واقع می شوند. این گروه از تخریب گران نه سواد نوشتن مطلب دارند و نه جرأت آفتابی شدن لذا تهمت های خود را از طریق سخنگوهای کم سواد و قلم به مزدهایشان انتشار می دهند.
بسیاری از افراد حتی رحم به توسعهی استان و آیندهی فرزندان خود ندارند. حرکتهای خیرخواهانه و اندیشههای روشن، هنوز از زمین برنخاسته،
در آتش بدبینی، حسادت و تهمت خاکستر میشوند. هر جا نوری میتابد، دستی سایهای میکشد تا روشنی دیده نشود. چه تلخ است وقتی روشنفکر، با قلم خودش، امید را میکُشد. وقتی هنرمند، با زبان هنر، دل هنرمند دیگری را میشکند. وقتی معمار، بنای اعتبار همصنفش را فرو میریزد. و وقتی دلسوز، قربانی دلسوزیاش میشود.
این، تنها یک تراژدی شخصی نیست؛ این، فاجعهای جمعی است. فروپاشی اخلاقی آرام و بیصدا که هیچ رسانهای تیترش نمیکند. ما در ظاهر با گوشیهای هوشمند زندگی میکنیم، اما در درون، هنوز در قبیلههای کوچک خود، به جان یکدیگر افتادهایم.
وقت آن است که بایستیم و به خودمان اعتراف کنیم: پیش از آنکه دیگری ما را شکست دهد، ما خودمان، خودمان را شکست دادهایم. پیش از آنکه رقیبمان را از میدان بیرون کنیم، باید بیندیشیم که آیا اصلاً میدان را با هم میسازیم یا با هم ویران میکنیم؟
توسعهی واقعی، نه با پروژههای عمرانی و نه با شعارهای پرزرقوبرق بهدست میآید؛ توسعه از لحظهای آغاز میشود که انسان، درون خودش را از حسادت، کینه و قضاوت نجات دهد. از لحظهای که بهجای حذف دیگری، به رشد جمعی بیندیشیم. تا وقتی یاد نگرفتهایم از دیدن موفقیت دیگری خوشحال شویم،
تا وقتی تشویق را با چاپلوسی و نقد را با دشمنی اشتباه میگیریم، تا وقتی یاد نگرفتهایم که احترام، بزرگترین سرمایهی هر صنف است،
راهی به سوی رشد نخواهیم داشت.
باشد که روزی برسد که وقتی نام همصنفمان را میشنویم، بهجای زهر حسادت، لبخند رضایت بر لبمان بنشیند. شاید آن روز تازه بتوانیم بگوییم:
«دیگر همصنف خودم را نکشتم.»
+ پوستر ضمیمه:
از آثار گرافیست و نابغهی طراحی جهان،
شیگئو فوکودا (Shigeo Fukuda)
از کشور ژاپن
@Arkavazii
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM