خلاصه جلد اول :
در زمان های بسیار دور جایی که هنوز دنیا به دست انسان ها گل آلود پر از کینه نشده بود....
موجوداتی میزیستند که از سرشت روشنایی بودند. موجوداتی که با روشنای و غرور زاده شده بودند و از تمام موجودات روی زمین تا اون زمان آگاه تر و نجیب تر هوشمند تر و به ستاره جاویدان نزدیک تر بودند.
انسان های بال دار
انسان های با بال های به رنگ اشعه های خورشید
در جایگاه اول موجودات زنده
ولی ناگهان در شرق چشمه تاریکی شروع به جوشش کرد.
``خاک شور شد``
آسمان سیاه شد و دیگر نبارید.
موجوداتی از جنس خشم و کینه از دل سیاه و لزج چشمه نفرت شروع به بیرون آمدن کردن موجوداتی با پنجه های تیز و دندان های تیز....
تمام موجودات به هم پیوسته آن تا شاید بتوان در برابر این تاریکی از سرزمین شان محافظت کنند
آویدوریان
محل زاده شدن اول تمدن غیر انسانی....
#جلد_اول
در زمان های بسیار دور جایی که هنوز دنیا به دست انسان ها گل آلود پر از کینه نشده بود....
موجوداتی میزیستند که از سرشت روشنایی بودند. موجوداتی که با روشنای و غرور زاده شده بودند و از تمام موجودات روی زمین تا اون زمان آگاه تر و نجیب تر هوشمند تر و به ستاره جاویدان نزدیک تر بودند.
انسان های بال دار
انسان های با بال های به رنگ اشعه های خورشید
در جایگاه اول موجودات زنده
ولی ناگهان در شرق چشمه تاریکی شروع به جوشش کرد.
``خاک شور شد``
آسمان سیاه شد و دیگر نبارید.
موجوداتی از جنس خشم و کینه از دل سیاه و لزج چشمه نفرت شروع به بیرون آمدن کردن موجوداتی با پنجه های تیز و دندان های تیز....
تمام موجودات به هم پیوسته آن تا شاید بتوان در برابر این تاریکی از سرزمین شان محافظت کنند
آویدوریان
محل زاده شدن اول تمدن غیر انسانی....
#جلد_اول
