AghayedNet
🌷سلیمان خان افشار و وقف نامه وی برای زمین هایی در خدمت انتشار آثار مکتب (1) یکی از شخصيت های بزرگی که از اوایل سلسله قاجار بر منطقه افشار حکمرانی می کرده مرحوم سلیمان خان افشار ملقب به صاحب اختيار (پسر شمخال خان) بوده است. وی که از مقتدرترین و با شکوه ترین…
یکی از کتاب هایی که از محل وقف سلیمان خان افشار به چاپ رسیده است
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷تأملاتی بر عید فطر و ماه شوال؛
با اشاره ای به موقعیت ماه های سال
شب عيد فطر، گزارش دوره و مقاماتی است كه اهل بهشت بايد طی كنند تا برسند به بهشت رضوان، و وقتی كه وارد بهشت رضوان می شوند اول صبح عيد است برای ايشان. اين شب و روز عيد فطر حكايت همان اوقات است برای ما. وقتی كه وارد بهشت رضوان می گردند، هر كسی به حسب مقام و منزلتش به او اعلام می گردد كه ديگر هميشه برای شما روز است كه شب نيست و نور است كه ظلمت نيست و نعمت است كه بلا و نقمت نيست. در هر صورت خلود است و خروجی نيست و هميشه برای ايشان عيد است.
و روز عيد گزارش آن دوره است به آن مواقع و آن اوقات.
اين به حسب آمدن ماه مبارك رمضان است كه هر سال تجديد آن دوره هاست برای اهل ايمان. و اهل بصيرت لحظات ماه مبارك رمضان را عين همان لحظات آخرت می دانند اگرچه برای تقريب به ذهن ما تعبير می آورند به اينكه ماه رمضان برای ما آن دوره را حكايت می كند. و اما وقتی كه ماه رمضان بر بنده ای می گذرد و خداوند به او عمر می دهد و ماه رمضان تمام می شود و وارد می شود در ماه شوال، بايد متذكر باشد كه باز ماه رمضان نقش ديگری دارد و موقعيت ديگری و گزارش امر ديگری را دارد. در گذشتنش بر ما، خبر می دهد به اينكه دوره ذرّ بر ما گذشت و ما دوره ذرّ را طی كرديم و وارد دوره دنيايی شده ايم. چون دوره ذرّ همان دوره آخرت است؛ وقتی كه قبل از دنيا ملاحظه می شود به حسب رتبه نه به حسب زمان، به حسب رتبه و موقعيت وقتی كه ملاحظه می شود قبل از دوره دنيايی، می شود دوره ذرّ. و وقتی كه ملاحظه می شود بعد از دوره دنيايی می شود دوره آخرت. لذا همان دوره است به دو لحاظ و عرض شده بارها كه معاد را كه معاد گفته اند از همين جهت است، كه عود است و برگشت به جايی كه بوده ايم و از آنجا آمده ايم.
حال ماه مبارك رمضان در گذشتنش از ما و تمام شدنش گويا دوره ذرّ را حكايت كرد بر ما، اين تعبيرِ «گويا» هم كه می گویيم باز برای مدارا و تقريب ذهن است و گرنه همين است و جز اين نيست. دوره ذرّ بر ما گذشت و ما با وارد شدن در ماه شوال وارد دوره دنيايی شده ايم.
با فرارسيدن ماه شوال بنده ای كه موفق می شود و خدا به او عمر كرامت می كند، بعد از ماه مبارك رمضان بايد متذكر اين باشد كه از دوره ذرّ آمده و وارد دوره دنيايی شده است. خداوند اين ماه ها را رمز دوره دنيايی قرار داده. ماه شوال تا ماه رجب، اين ماه ها رمز دوره دنيايی هستند. ماه رجب كه می آيد رمز دوره ظهور است، ماه شعبان كه می آيد رمز دوره رجعت است، باز ماه رمضانی را كه بنده درك كند بعد از اين ماه ها رمز دوره آخرت است. ازاین رو ماه رمضان شهر خدا، شهر اللّه الحرام، ماه محترم و با احترام خداوند ناميده شد. ماه شعبان به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت پيدا كرد و گزارش رجعت آن حضرت و اهل بيت او علیهم السلام است كه از رجعت حضرت سيدالشهدا شروع می شود تا رجعت رسول خدا. و ماه رجب منسوب است به اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه از جهتی و منسوب است به حضرت مهدی صلوات اللّه عليه و عجل اللّه تعالی له الفرج به اعتباری (از جهت آنكه ماه ولايت است نسبت دارد به اميرالمؤمنين كه آن بزرگوار مظهر كلی ولايت است و از جهت اينكه استقرار حكومت مهدی صلوات اللّه عليه در ماه رجب خواهد بود نسبت پيدا كرده ماه رجب به حضرت مهدی صلوات اللّه و سلامه عليه.) از جهت شرافتِ آن سه دوره كه در اين سه ماه حكايت می شود، دوره ظهور و دوره رجعت و دوره آخرت، آن دوره ها «ايام اللّه» ناميده شدند.
@AghayedNet
با اشاره ای به موقعیت ماه های سال
شب عيد فطر، گزارش دوره و مقاماتی است كه اهل بهشت بايد طی كنند تا برسند به بهشت رضوان، و وقتی كه وارد بهشت رضوان می شوند اول صبح عيد است برای ايشان. اين شب و روز عيد فطر حكايت همان اوقات است برای ما. وقتی كه وارد بهشت رضوان می گردند، هر كسی به حسب مقام و منزلتش به او اعلام می گردد كه ديگر هميشه برای شما روز است كه شب نيست و نور است كه ظلمت نيست و نعمت است كه بلا و نقمت نيست. در هر صورت خلود است و خروجی نيست و هميشه برای ايشان عيد است.
و روز عيد گزارش آن دوره است به آن مواقع و آن اوقات.
اين به حسب آمدن ماه مبارك رمضان است كه هر سال تجديد آن دوره هاست برای اهل ايمان. و اهل بصيرت لحظات ماه مبارك رمضان را عين همان لحظات آخرت می دانند اگرچه برای تقريب به ذهن ما تعبير می آورند به اينكه ماه رمضان برای ما آن دوره را حكايت می كند. و اما وقتی كه ماه رمضان بر بنده ای می گذرد و خداوند به او عمر می دهد و ماه رمضان تمام می شود و وارد می شود در ماه شوال، بايد متذكر باشد كه باز ماه رمضان نقش ديگری دارد و موقعيت ديگری و گزارش امر ديگری را دارد. در گذشتنش بر ما، خبر می دهد به اينكه دوره ذرّ بر ما گذشت و ما دوره ذرّ را طی كرديم و وارد دوره دنيايی شده ايم. چون دوره ذرّ همان دوره آخرت است؛ وقتی كه قبل از دنيا ملاحظه می شود به حسب رتبه نه به حسب زمان، به حسب رتبه و موقعيت وقتی كه ملاحظه می شود قبل از دوره دنيايی، می شود دوره ذرّ. و وقتی كه ملاحظه می شود بعد از دوره دنيايی می شود دوره آخرت. لذا همان دوره است به دو لحاظ و عرض شده بارها كه معاد را كه معاد گفته اند از همين جهت است، كه عود است و برگشت به جايی كه بوده ايم و از آنجا آمده ايم.
حال ماه مبارك رمضان در گذشتنش از ما و تمام شدنش گويا دوره ذرّ را حكايت كرد بر ما، اين تعبيرِ «گويا» هم كه می گویيم باز برای مدارا و تقريب ذهن است و گرنه همين است و جز اين نيست. دوره ذرّ بر ما گذشت و ما با وارد شدن در ماه شوال وارد دوره دنيايی شده ايم.
با فرارسيدن ماه شوال بنده ای كه موفق می شود و خدا به او عمر كرامت می كند، بعد از ماه مبارك رمضان بايد متذكر اين باشد كه از دوره ذرّ آمده و وارد دوره دنيايی شده است. خداوند اين ماه ها را رمز دوره دنيايی قرار داده. ماه شوال تا ماه رجب، اين ماه ها رمز دوره دنيايی هستند. ماه رجب كه می آيد رمز دوره ظهور است، ماه شعبان كه می آيد رمز دوره رجعت است، باز ماه رمضانی را كه بنده درك كند بعد از اين ماه ها رمز دوره آخرت است. ازاین رو ماه رمضان شهر خدا، شهر اللّه الحرام، ماه محترم و با احترام خداوند ناميده شد. ماه شعبان به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت پيدا كرد و گزارش رجعت آن حضرت و اهل بيت او علیهم السلام است كه از رجعت حضرت سيدالشهدا شروع می شود تا رجعت رسول خدا. و ماه رجب منسوب است به اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه از جهتی و منسوب است به حضرت مهدی صلوات اللّه عليه و عجل اللّه تعالی له الفرج به اعتباری (از جهت آنكه ماه ولايت است نسبت دارد به اميرالمؤمنين كه آن بزرگوار مظهر كلی ولايت است و از جهت اينكه استقرار حكومت مهدی صلوات اللّه عليه در ماه رجب خواهد بود نسبت پيدا كرده ماه رجب به حضرت مهدی صلوات اللّه و سلامه عليه.) از جهت شرافتِ آن سه دوره كه در اين سه ماه حكايت می شود، دوره ظهور و دوره رجعت و دوره آخرت، آن دوره ها «ايام اللّه» ناميده شدند.
@AghayedNet
⚡️سالروز واقعه همدان (عیدِ فطرِ 1315ق)
دشمنی ها با شیخیه همدان، روز به روز بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال 1315ق، مصادق با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینه ها و حِقدها و حسدها شعله ور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخی های ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربه ای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع و دوستان ایشان به کار می بردند. مختصری از وقایع این سه روز، با توجه به کتاب «عبرة لمن اعتبر» که مهم ترین مأخذِ جزئیات این ماجراست، ارائه می گردد.
@AghayedNet
دشمنی ها با شیخیه همدان، روز به روز بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال 1315ق، مصادق با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینه ها و حِقدها و حسدها شعله ور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخی های ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربه ای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع و دوستان ایشان به کار می بردند. مختصری از وقایع این سه روز، با توجه به کتاب «عبرة لمن اعتبر» که مهم ترین مأخذِ جزئیات این ماجراست، ارائه می گردد.
@AghayedNet
⚡️گزارش مختصری از وقایع روز اول
روز سهشنبه، ۱ شوال۱۳۱۵
- تبریک عید به آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه. صبح عید فطر دوستداران مکتب برای تبریک عید به مجلس خانه این بزرگوار مشرف شدند
- دو ساعت مانده به ظهر خود را برای نماز جماعت با آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه آماده کردند
- نماز ظهر و عصر را در مسجد به جماعت خواندند
- پس از نماز به سمت خانههای خود متفرق شدند
- در راه برگشت به خانه، آقای شریف طباطبایی به ملاعبدالعلی، یکی از اشرار، برخورد کردند ولی او را نشناختند و ندانستند که کیست و کجا میرود…
- حرکت جمعی از اشرار به سرکردگی ملاعبدالعلی و دستگیری چند نفر از شیخیه که به سمت خانه خود میرفتند و آزار و اذیت ایشان…
- باخبر شدن آقای شریف طباطبایی از ماجرا…
- چند نفر از شیخیه به مقر حکومت رفتند و از بیکفایتی فخرالملک در دفع اشرار آزرده خاطر گشتند
- اشرار اطراف منزل آقای شریف طباطبایی جمع شدند. چند نفر از شیخیه به کمک آمدند و اجتماع اشرار متفرق شد و به سمت میدان و قبرستان حرکت کردند
مراجعت دوباره میرزا کریم کرمانی به مقر حکومت و طلب کمک. گماشتگان حکومت اجتماع میدان و قبرستان را نتواستند به طور کامل متفرق کنند
- نائب احمد، از گماشتگان حکومت به منزل آقای شریف طباطبایی آمد و به ایشان آرامش خاطر داد که غائله تمام است
ارائه فتوای سیدعباسی در اجتماع میدان و قبرستان: خون و مال شیخیه هدر و حلال است
- شیخیه با شنیدن سر و صداها، برای بار سوم به حکومت مراجعه کردند (میرزا کریم کرمانی و برادر کوچکش میرزاحسن)
- حاج سید محمود با اشراری که جمع شده بودند سخن گفت و نصیحت کرد؛ ولی فایده نبخشید و شاطر غلامعلی به او حمله کرده و زخمیش کرد
- سیدابوالقاسم کردستانی گلولهای در دالان منزل آقای شریف طباطبایی خالی کرد
- شیخیه که در منزل آقای شریف طباطبایی منتظر حکومت بودند، چون خبری نشد و حاجی سید محمد زخمی شده بود، دروازه خانه را بستند
- اشرار مغازههای اطراف محوطه و متعلق به خانه را غارت کردند
- شیخیه صلاح ندیدند آقای شریف طباطبایی را از این ماجرا باخبر کنند؛ چراکه ایشان به استحمام رفته بودند
- دوستان آقای شریف طباطبایی چند تفنگ به دست آوردند و بالای بام رفتند. اشرار با دیدن ایشان عقبنشینی کردند و زبان به طعن و لعن گشودند
- میرزا علی محمد نائینی، قرآن به دست، نزدیک به یک ساعت با ایشان سخن گفت و محاجه کرد و فایدهای نبخشید
- از کوچه و اطراف بر آن بام که شیخیه قرار داشتند، سنگها انداختند
- سوارهای محمودخانی با تفنگها و فشنگها روی بام مسجد میرزا تقی سنگر گرفتند و تلاش کردند که هر یک از شیخیه که روی بام مقابل حرکتی کرد، او را از پای درآورند
- ابوالقاسم نامی با چند نفر به سمت دروازه خانه آقای شریف طباطبایی حرکت کرد. شیخیه دفاع کردند و گلولهای به سمت ابوالقاسم انداختند که گلوله به دیوار نشست
- سوارهای محمودخانی از پشت سنگر خود اطراف خانه آقای شریف طباطبایی را شکافشکاف کردند
- اشرار با هلهله و انداختن چند گلوله به بام و مجروح کردن نصرالله علی آبادی به ضرب گلوله، به سمت خانه حرکت کردند
شیخیه باز هم ایشان را از بام نصیحت کردند
- گلولهاندازی سواران محمودخانی از بام مسجد و شیخیه ادامه یافت و در این میان چند نفر کشته شدند
- آقای شریف طباطبایی را از ماجرا خبر کرده و ایشان فورا از حمام خارج شدند
- شیخیه تلگرافی به تهران نگاشتند و اوضاع را شرح دادند و همچنین به سالارالدوله تلگرافی فرستادند
- نوشتن تلگرافی به حسام الملک و شرح احوال. این تلگرافها را از روی بام به خانه میرزا کریم برده و از جا به تلگرافخانه منتقل کردند
- تلگرافها به تهران رسید و حکومت، حسامالملک و منصورالدوله را به علت آسودهخاطری در این فتنه سرزنش کرد
- اشرار به نیرنگ وارد خانه میرزا کریم شدند و خانه را غارت کردند و اهل و عیال و زنان میهمان را حیران و سرگردان کردند
محل عبور شیخیه را اکرادِ محمودخانی گلولهریزان کردند
- شیخیه با چند گلوله دفاع کردند و اشرار از معبر عقبنشینی کردند. شیخیه این فرج بعد از شدت را غنیمت شمرده خود را از بام به منزل میرزا کریم رسانیدند
- شیخیه دفاع کردند و اشرار از منزل میرزا کریم عقبنشینی کردند
- غروب آفتاب و سردی جانگزای هوا...
- شیخیه از بام به داخل منزل میرزا کریم آمده و درهای خانه را محکم کردند و عیال و اطفال حیران را ساماندهی کردند
- اشرار در چند محل جمع شدند و اموال غارتی را تقسیم کردند. (اموال غارتی از خانه میرزا کریم و بستگانش، کربلایی اسحاق، حاجی علی، حاجی تقی…)
- اختلاف در تقسیم اموال چند نفر از اشرار را به کشتن داد
- خانواده آقای شریف طباطبایی که از بعدازظهر در منزل میرزاسید باقر پناهنده شده بودند، شبهنگام به منزل حسین آقا نامی که در محله کبابیان بود منتقل شدند
روز سهشنبه، ۱ شوال۱۳۱۵
- تبریک عید به آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه. صبح عید فطر دوستداران مکتب برای تبریک عید به مجلس خانه این بزرگوار مشرف شدند
- دو ساعت مانده به ظهر خود را برای نماز جماعت با آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه آماده کردند
- نماز ظهر و عصر را در مسجد به جماعت خواندند
- پس از نماز به سمت خانههای خود متفرق شدند
- در راه برگشت به خانه، آقای شریف طباطبایی به ملاعبدالعلی، یکی از اشرار، برخورد کردند ولی او را نشناختند و ندانستند که کیست و کجا میرود…
- حرکت جمعی از اشرار به سرکردگی ملاعبدالعلی و دستگیری چند نفر از شیخیه که به سمت خانه خود میرفتند و آزار و اذیت ایشان…
- باخبر شدن آقای شریف طباطبایی از ماجرا…
- چند نفر از شیخیه به مقر حکومت رفتند و از بیکفایتی فخرالملک در دفع اشرار آزرده خاطر گشتند
- اشرار اطراف منزل آقای شریف طباطبایی جمع شدند. چند نفر از شیخیه به کمک آمدند و اجتماع اشرار متفرق شد و به سمت میدان و قبرستان حرکت کردند
مراجعت دوباره میرزا کریم کرمانی به مقر حکومت و طلب کمک. گماشتگان حکومت اجتماع میدان و قبرستان را نتواستند به طور کامل متفرق کنند
- نائب احمد، از گماشتگان حکومت به منزل آقای شریف طباطبایی آمد و به ایشان آرامش خاطر داد که غائله تمام است
ارائه فتوای سیدعباسی در اجتماع میدان و قبرستان: خون و مال شیخیه هدر و حلال است
- شیخیه با شنیدن سر و صداها، برای بار سوم به حکومت مراجعه کردند (میرزا کریم کرمانی و برادر کوچکش میرزاحسن)
- حاج سید محمود با اشراری که جمع شده بودند سخن گفت و نصیحت کرد؛ ولی فایده نبخشید و شاطر غلامعلی به او حمله کرده و زخمیش کرد
- سیدابوالقاسم کردستانی گلولهای در دالان منزل آقای شریف طباطبایی خالی کرد
- شیخیه که در منزل آقای شریف طباطبایی منتظر حکومت بودند، چون خبری نشد و حاجی سید محمد زخمی شده بود، دروازه خانه را بستند
- اشرار مغازههای اطراف محوطه و متعلق به خانه را غارت کردند
- شیخیه صلاح ندیدند آقای شریف طباطبایی را از این ماجرا باخبر کنند؛ چراکه ایشان به استحمام رفته بودند
- دوستان آقای شریف طباطبایی چند تفنگ به دست آوردند و بالای بام رفتند. اشرار با دیدن ایشان عقبنشینی کردند و زبان به طعن و لعن گشودند
- میرزا علی محمد نائینی، قرآن به دست، نزدیک به یک ساعت با ایشان سخن گفت و محاجه کرد و فایدهای نبخشید
- از کوچه و اطراف بر آن بام که شیخیه قرار داشتند، سنگها انداختند
- سوارهای محمودخانی با تفنگها و فشنگها روی بام مسجد میرزا تقی سنگر گرفتند و تلاش کردند که هر یک از شیخیه که روی بام مقابل حرکتی کرد، او را از پای درآورند
- ابوالقاسم نامی با چند نفر به سمت دروازه خانه آقای شریف طباطبایی حرکت کرد. شیخیه دفاع کردند و گلولهای به سمت ابوالقاسم انداختند که گلوله به دیوار نشست
- سوارهای محمودخانی از پشت سنگر خود اطراف خانه آقای شریف طباطبایی را شکافشکاف کردند
- اشرار با هلهله و انداختن چند گلوله به بام و مجروح کردن نصرالله علی آبادی به ضرب گلوله، به سمت خانه حرکت کردند
شیخیه باز هم ایشان را از بام نصیحت کردند
- گلولهاندازی سواران محمودخانی از بام مسجد و شیخیه ادامه یافت و در این میان چند نفر کشته شدند
- آقای شریف طباطبایی را از ماجرا خبر کرده و ایشان فورا از حمام خارج شدند
- شیخیه تلگرافی به تهران نگاشتند و اوضاع را شرح دادند و همچنین به سالارالدوله تلگرافی فرستادند
- نوشتن تلگرافی به حسام الملک و شرح احوال. این تلگرافها را از روی بام به خانه میرزا کریم برده و از جا به تلگرافخانه منتقل کردند
- تلگرافها به تهران رسید و حکومت، حسامالملک و منصورالدوله را به علت آسودهخاطری در این فتنه سرزنش کرد
- اشرار به نیرنگ وارد خانه میرزا کریم شدند و خانه را غارت کردند و اهل و عیال و زنان میهمان را حیران و سرگردان کردند
محل عبور شیخیه را اکرادِ محمودخانی گلولهریزان کردند
- شیخیه با چند گلوله دفاع کردند و اشرار از معبر عقبنشینی کردند. شیخیه این فرج بعد از شدت را غنیمت شمرده خود را از بام به منزل میرزا کریم رسانیدند
- شیخیه دفاع کردند و اشرار از منزل میرزا کریم عقبنشینی کردند
- غروب آفتاب و سردی جانگزای هوا...
- شیخیه از بام به داخل منزل میرزا کریم آمده و درهای خانه را محکم کردند و عیال و اطفال حیران را ساماندهی کردند
- اشرار در چند محل جمع شدند و اموال غارتی را تقسیم کردند. (اموال غارتی از خانه میرزا کریم و بستگانش، کربلایی اسحاق، حاجی علی، حاجی تقی…)
- اختلاف در تقسیم اموال چند نفر از اشرار را به کشتن داد
- خانواده آقای شریف طباطبایی که از بعدازظهر در منزل میرزاسید باقر پناهنده شده بودند، شبهنگام به منزل حسین آقا نامی که در محله کبابیان بود منتقل شدند
- آقای شریف طباطبایی با دوستان خود شورا کردند و در پایان فرمودند: خانواده که از مهلکه بیرون است، خود نیز شبانه به سمت شِوِرین حرکت میکنم. میرزا کریم کرمانی را وصیت کردند که پیگیر کار حکومت باشد و به دوستان دیگر وصیت فرمودند که جان سلامت از این مهلکه بیرون ببرند که اگر فردا شما را به دست آورند، پاره پاره خواهند کرد
- آن بزرگوار اعلی الله مقامه، دو ساعت مانده به صبح، در آن سردی و سختی برف و یخبندان همدان به سمت شوِرین حرکت کردند.
@AghayedNet
- آن بزرگوار اعلی الله مقامه، دو ساعت مانده به صبح، در آن سردی و سختی برف و یخبندان همدان به سمت شوِرین حرکت کردند.
@AghayedNet
⚡️گزارش مختصری از روز دوم واقعه
واقعه همدان – چهارشنبه، ۲شوال۱۳۱۵
- آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه نماز صبح را در شورین خواندند و به منزل حسامالملک رفتند. و چون موقعیتی برای توقف نبود، طلوع آفتاب از شورین حرکت کرده و در برف سنگین راه، خود را به دولتگاه رسانیده و اندکی استراحت کردند. پس از آن به طرف تهران و ری حرکت کردند و در مسیر مشکلات فراوان و سختیهای زیادی بر آن بزرگوار وارد آمد.
در همدان:
- میرزا حسین مؤذن و کربلایی عبدالحسین دروازه منزل آقای شریف طباطبایی را بسته و همانجا توقف کردند و اصرار میرزاکریم برای بردن ایشان، فایدهای نبخشید
- میرزا کریم از راه بام به سرکشی بستگانش رفت
- اشرار شب را در خانه سید عباسی اجتماع کردند. وی حکم کرد که اموال غارتی را به عدالت تقسیم کنند
- حکم دیگر سید محمد عباسی: هر کسی از شیخیه را به دست آوردید، به بدترین عقوبات به قتل برسانید
- و حکم کرد اطراف منزل آقای شریف طباطبایی را محاصره کرده و آن بزرگوار را به دست آورده و خون ایشان و عیالشان هدر و اموالشان حلال است
به حکم سید عباسی به دهات اطراف خبر دادند که همگی برای جهاد و قتل و غارت شیخیه در شهر حاضر گردند
- میرزا محمد، مجتهد محله جولان، با اینکه شیخی نبود رؤسای اشرار را احضار کرد و ایشان را نصیحت کرد و فتوای سید عباسی را هوا و هوس و قیاس خواند
- میرزا محمد در محافظت از شیخیه محله خود ایستادگی کرد و دل برخی از اشرار را از تصمیمات خود منصرف کرد؛ اما اشرار به خانههای شیخیه در محلههای دیگر حمله کردند
- وقتی اشرار از رفتن آقای شریف طباطبایی با خبر شدند به سرپرستی سید هاشم و سید جعفر و سید سلیمان با خیال آسوده به منازل شیخیه حمله کرده و به غارت مشغول شدند
دکانها و حجرههای تجارتی و انبارهای جنسهای قیمتی شیخیه را غارت کردند
به اموال تجارتی شیخیه که خارج از همدان بود حمله کردند و به همدان برگرداندند. از جمله اموال تجارتی شیخیه در حوالی کبودرآهنگ
در این روز به کشتار شیخیه مشغول شدند و درباره شهادت هر یک از این بزرگواران آمده است که شهادات اسلامیه و ایمانیه را میگفتند و شهید میشدند (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا و الائمة من ولده و فاطمة الصدیقة اولیاء الله)
شهدای شیخیه در روز دوم واقعه:
- شهید حاجی میرزا علی محمد – پس از وارد کردن جراحات بسیار در حالی که قرآنی بر بازوی ایشان بود با نفت او را سوزانیدند و بدنش را در محوطه کنا بوعلیسینا انداختند و یک روز روی خاکها بود تا آنکه شخصی او را دفن کرد
- شهید حاجی عبدالرحیم اصفهانی – صبح زود در منزل در حال استراحت بود که همسایهاش، پسر ملاعبدالله بروجردی به همراه چند نفر بر او حمله کرده و با حربهها، شهیدش کردند
- شهید حاجی تقی همدانی – ایشان به مشورت یکی از دوستان در محل چشمهای عمیق و تاریک مخفی شد؛ اما اشرار ایشان را یافته و با ضربت حربهها شهید کردند
- شهید کربلائی عبدالحسین همدانی – ایشان شب را در منزل آقای شریف طباطبایی به سر برده بود و هنگامی که اشرار به منزل این بزرگوار حمله کردند، خواست که از راه بام فرار کند که دو نفر به ایشان حمله کرده و زخمیش کردند و مدهوش افتاد. مدتی بعد چند نفر او را گهواره وار حرکت داده و از بام به داخل حیاط خانه انداختند
- شهید کربلائی هادی عصار – ایشان را وقتی یافتند، دستور دادند مشایخت را لعنت کن و چون اِبا کرد، او را زخمی کرده و وقتی اظهار تشنگی کرد، شیشه نفتی به گلویش ریخته و آتش زدند. شخصی مریانجی بدن نیمسوخته او را که بر زمین افتاده بود، پایمال اسبش کرد و یهودیزادهای که باقرسمسار نام داشت، قلاب دلوکشی را به پای او بسته و در کوچههای سنگفرش کشانکشان میبرد (مَریانَج: امروزه نام یکی از شهرهای استان همدان است و در قدیم، نام روستایی بود در غرب شهر همدان)
شهید حسین علی مجریساز (مِجری: صندوقچه)
- شهید حاجی اسد الله
- شهید کربلائی محمد ساغریچی
- شهید آقا محمد اسماعیل.
@AghayedNet
واقعه همدان – چهارشنبه، ۲شوال۱۳۱۵
- آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه نماز صبح را در شورین خواندند و به منزل حسامالملک رفتند. و چون موقعیتی برای توقف نبود، طلوع آفتاب از شورین حرکت کرده و در برف سنگین راه، خود را به دولتگاه رسانیده و اندکی استراحت کردند. پس از آن به طرف تهران و ری حرکت کردند و در مسیر مشکلات فراوان و سختیهای زیادی بر آن بزرگوار وارد آمد.
در همدان:
- میرزا حسین مؤذن و کربلایی عبدالحسین دروازه منزل آقای شریف طباطبایی را بسته و همانجا توقف کردند و اصرار میرزاکریم برای بردن ایشان، فایدهای نبخشید
- میرزا کریم از راه بام به سرکشی بستگانش رفت
- اشرار شب را در خانه سید عباسی اجتماع کردند. وی حکم کرد که اموال غارتی را به عدالت تقسیم کنند
- حکم دیگر سید محمد عباسی: هر کسی از شیخیه را به دست آوردید، به بدترین عقوبات به قتل برسانید
- و حکم کرد اطراف منزل آقای شریف طباطبایی را محاصره کرده و آن بزرگوار را به دست آورده و خون ایشان و عیالشان هدر و اموالشان حلال است
به حکم سید عباسی به دهات اطراف خبر دادند که همگی برای جهاد و قتل و غارت شیخیه در شهر حاضر گردند
- میرزا محمد، مجتهد محله جولان، با اینکه شیخی نبود رؤسای اشرار را احضار کرد و ایشان را نصیحت کرد و فتوای سید عباسی را هوا و هوس و قیاس خواند
- میرزا محمد در محافظت از شیخیه محله خود ایستادگی کرد و دل برخی از اشرار را از تصمیمات خود منصرف کرد؛ اما اشرار به خانههای شیخیه در محلههای دیگر حمله کردند
- وقتی اشرار از رفتن آقای شریف طباطبایی با خبر شدند به سرپرستی سید هاشم و سید جعفر و سید سلیمان با خیال آسوده به منازل شیخیه حمله کرده و به غارت مشغول شدند
دکانها و حجرههای تجارتی و انبارهای جنسهای قیمتی شیخیه را غارت کردند
به اموال تجارتی شیخیه که خارج از همدان بود حمله کردند و به همدان برگرداندند. از جمله اموال تجارتی شیخیه در حوالی کبودرآهنگ
در این روز به کشتار شیخیه مشغول شدند و درباره شهادت هر یک از این بزرگواران آمده است که شهادات اسلامیه و ایمانیه را میگفتند و شهید میشدند (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا و الائمة من ولده و فاطمة الصدیقة اولیاء الله)
شهدای شیخیه در روز دوم واقعه:
- شهید حاجی میرزا علی محمد – پس از وارد کردن جراحات بسیار در حالی که قرآنی بر بازوی ایشان بود با نفت او را سوزانیدند و بدنش را در محوطه کنا بوعلیسینا انداختند و یک روز روی خاکها بود تا آنکه شخصی او را دفن کرد
- شهید حاجی عبدالرحیم اصفهانی – صبح زود در منزل در حال استراحت بود که همسایهاش، پسر ملاعبدالله بروجردی به همراه چند نفر بر او حمله کرده و با حربهها، شهیدش کردند
- شهید حاجی تقی همدانی – ایشان به مشورت یکی از دوستان در محل چشمهای عمیق و تاریک مخفی شد؛ اما اشرار ایشان را یافته و با ضربت حربهها شهید کردند
- شهید کربلائی عبدالحسین همدانی – ایشان شب را در منزل آقای شریف طباطبایی به سر برده بود و هنگامی که اشرار به منزل این بزرگوار حمله کردند، خواست که از راه بام فرار کند که دو نفر به ایشان حمله کرده و زخمیش کردند و مدهوش افتاد. مدتی بعد چند نفر او را گهواره وار حرکت داده و از بام به داخل حیاط خانه انداختند
- شهید کربلائی هادی عصار – ایشان را وقتی یافتند، دستور دادند مشایخت را لعنت کن و چون اِبا کرد، او را زخمی کرده و وقتی اظهار تشنگی کرد، شیشه نفتی به گلویش ریخته و آتش زدند. شخصی مریانجی بدن نیمسوخته او را که بر زمین افتاده بود، پایمال اسبش کرد و یهودیزادهای که باقرسمسار نام داشت، قلاب دلوکشی را به پای او بسته و در کوچههای سنگفرش کشانکشان میبرد (مَریانَج: امروزه نام یکی از شهرهای استان همدان است و در قدیم، نام روستایی بود در غرب شهر همدان)
شهید حسین علی مجریساز (مِجری: صندوقچه)
- شهید حاجی اسد الله
- شهید کربلائی محمد ساغریچی
- شهید آقا محمد اسماعیل.
@AghayedNet
⚡️گزارش مختصری از روز سوم واقعه
پنجشنبه، ۳شوال۱۳۱۵
- سید محمد عباسی به درخواست چند نفر از اشراری که ظاهراً دلشان به رحم آمده بود، دستور داد که کشتن شیخیه را متوقف کنید و هر یک از شیخیه را که به دست آوردید به حضور آورید تا اسلام را بر آنها عرضه کنیم تا مسلمان شوند
- عرضه اسلام به همراه اذیتهای فراوان بود…
- برای احضار در مجلس عباسی، بر سر هر گذر ایشان را نگاه داشته و تماشاگران از مرد و زن ایشان را لعنت میکردند
- گاهی ایشان را تهدید به مرگ میکردند و وقتی شهادات اسلامیه را بر زبان جاری میکردند، حرکتشان داده و به گذری دیگر میبردند
- این اسیران، آرزو می کردند که دیروز کشته می شدند…
- از جمله مرحوم محمدصادق تاجر خوانساری و پسرش
- مرحوم حاج صادق تاجر همدانی
- مرحوم میرزا محمدعلی (فرزند مرحوم سیدمحمدباقر جندقی) و…
- حسامالملک و سایر مأمورین که به مسامحه میگذراندند، با شنیدن وقایع همدان و رسیدن تلگرافهای پی در پی از مرکز، به خود آمده و برای دستگیری اشرار و سید عباسی قبل از ظهر پنجشنبه، سوم شوال از شوِرین به همدان آمدند و اقداماتی علیه اشرار انجام دادند…
- آتشزدن خانه های غارت شده در شب جمعه… در منزل آقای شریف طباطبایی مکرّر آتش افروختند
- روشنایی این آتش ها تلّ مصلّی و شهر را روشن کرد و تا سه ساعت می سوخت… در آخر شب برفی بارید و آتش را خاموش کرد و اهل فتنه را به خواب برد.
منبع: کتاب «عبرة لمن اعتبر» نگاشته مرحوم میرزا محمدکریم کرمانی.
@AghayedNet
پنجشنبه، ۳شوال۱۳۱۵
- سید محمد عباسی به درخواست چند نفر از اشراری که ظاهراً دلشان به رحم آمده بود، دستور داد که کشتن شیخیه را متوقف کنید و هر یک از شیخیه را که به دست آوردید به حضور آورید تا اسلام را بر آنها عرضه کنیم تا مسلمان شوند
- عرضه اسلام به همراه اذیتهای فراوان بود…
- برای احضار در مجلس عباسی، بر سر هر گذر ایشان را نگاه داشته و تماشاگران از مرد و زن ایشان را لعنت میکردند
- گاهی ایشان را تهدید به مرگ میکردند و وقتی شهادات اسلامیه را بر زبان جاری میکردند، حرکتشان داده و به گذری دیگر میبردند
- این اسیران، آرزو می کردند که دیروز کشته می شدند…
- از جمله مرحوم محمدصادق تاجر خوانساری و پسرش
- مرحوم حاج صادق تاجر همدانی
- مرحوم میرزا محمدعلی (فرزند مرحوم سیدمحمدباقر جندقی) و…
- حسامالملک و سایر مأمورین که به مسامحه میگذراندند، با شنیدن وقایع همدان و رسیدن تلگرافهای پی در پی از مرکز، به خود آمده و برای دستگیری اشرار و سید عباسی قبل از ظهر پنجشنبه، سوم شوال از شوِرین به همدان آمدند و اقداماتی علیه اشرار انجام دادند…
- آتشزدن خانه های غارت شده در شب جمعه… در منزل آقای شریف طباطبایی مکرّر آتش افروختند
- روشنایی این آتش ها تلّ مصلّی و شهر را روشن کرد و تا سه ساعت می سوخت… در آخر شب برفی بارید و آتش را خاموش کرد و اهل فتنه را به خواب برد.
منبع: کتاب «عبرة لمن اعتبر» نگاشته مرحوم میرزا محمدکریم کرمانی.
@AghayedNet
عبرة لمن اعتبر.pdf
20.4 MB
🔺نسخه خطیِ کتاب عبرة لمن اعتبر نگاشته میرزا کریم کرمانی، نسخه کتابخانه مجلس (کتابت نسخه: ۱۳۲۱ ق.)
@AghayedNet
@AghayedNet
⚡️نسخه خطیِ کتاب «عبرة لمن اعتبر» نگاشته میرزا کریم کرمانی در تاریخ 1318ق؛ نسخه کتابخانه مجلس (کتابت نسخه: 1321ق.)
موضوع: تاریخِ واقعه همدان در سال 1315ق (بررسی علت های ماجرا و تفصیلِ حوادثِ سه روز واقعه، به ضمیمه شرح حالی از مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی و فهرست مختصری از تألیفات ایشان.)
@AghayedNet
موضوع: تاریخِ واقعه همدان در سال 1315ق (بررسی علت های ماجرا و تفصیلِ حوادثِ سه روز واقعه، به ضمیمه شرح حالی از مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی و فهرست مختصری از تألیفات ایشان.)
@AghayedNet
تاريخ عبرة لمن اعتبر.pdf
1.9 MB
🔺فایل تایپیِ کتاب عبرة لمن اعتبر نگاشته میرزا کریم کرمانی
با موضوع واقعه همدان ۱۳۱۵ ق
#کتاب
@AghayedNet
با موضوع واقعه همدان ۱۳۱۵ ق
#کتاب
@AghayedNet
AghayedNet
Photo
🌷پیش از این درباره کتاب «ارض ملکوت» نگاشته بودیم. معرفی مقاله ای در این باره:
کتاب «ارض ملکوت» از مبناییترین آثار هانری کُربن برای فهم جهان فکری و معنوی ایران زمین و پیوستگی فرهنگی ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام است. این کتاب را میتوان مقدمه لازمی برای فهم بسیاری از مطالبی که در دیگر کتابهای این متفکر مطرح شده است، در نظر گرفت؛ زیرا موضوع «عالم مثال» از کلیدواژههایی است که او در مقام تحلیل وجوه مختلف تفکر ایرانی ـ چه در ایران باستان و چه در ایران اسلامی تا به امروزـ فراوان از آن بهره میبرد.
پیکار در راه جان جهان / دکتر انشاءالله رحمتی- بخش نخست
http://www.cgie.org.ir/fa/news/129542
@AghayedNet
کتاب «ارض ملکوت» از مبناییترین آثار هانری کُربن برای فهم جهان فکری و معنوی ایران زمین و پیوستگی فرهنگی ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام است. این کتاب را میتوان مقدمه لازمی برای فهم بسیاری از مطالبی که در دیگر کتابهای این متفکر مطرح شده است، در نظر گرفت؛ زیرا موضوع «عالم مثال» از کلیدواژههایی است که او در مقام تحلیل وجوه مختلف تفکر ایرانی ـ چه در ایران باستان و چه در ایران اسلامی تا به امروزـ فراوان از آن بهره میبرد.
پیکار در راه جان جهان / دکتر انشاءالله رحمتی- بخش نخست
http://www.cgie.org.ir/fa/news/129542
@AghayedNet
AghayedNet
⚡️گزارش مختصری از روز سوم واقعه پنجشنبه، ۳شوال۱۳۱۵ - سید محمد عباسی به درخواست چند نفر از اشراری که ظاهراً دلشان به رحم آمده بود، دستور داد که کشتن شیخیه را متوقف کنید و هر یک از شیخیه را که به دست آوردید به حضور آورید تا اسلام را بر آنها عرضه کنیم تا مسلمان…
نمای بیرونی مسجد میرزا تقی در همدان؛ که تا قبل از واقعه همدان (1315ق) محل نماز و موعظه مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع بوده است
@AghayedNet
@AghayedNet
حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. وی به عنوان استاد مهمان با رتبه پروفسور در دانشگاه پرینستون، بخش خاور نزدیک تدریس می کند.
@AghayedNet
@AghayedNet