AghayedNet
@AghayedNet
🌷توضیح طرح
با توجه به احادیث اهل البیت علیهم السلام، شب های 15شعبان، 19 و 21 و 23 ماه مبارک رمضان، شب های قدر نامیده شده است.
از طرفی بحث مقدّر شدن تقدیرات، یکی از برنامه های شب های قدر است که در سوره دخان به آن اشاره شده
و نیز مراتب استوار و برقرار شدن یک تقدیر، در احادیث مطرح است که کلیات مراتب، مرحله مشیت، اراده، قدر، قضاء و امضاء است.
در مواعظی که عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه در یزد بیان فرموده اند، تطبیق هایی را میان این موضوعات بیان کرده اند و مطلب را در مثال نجار و ساختن منبر، پیاده کرده اند. این طرح، چکیده ای از آن مباحث است.
سطر اول، تیترهای کلی این تطبیق است و سطرهای بعد، به ترتیب، مراحل استوار شدن یک تقدیر ذکر شده و به بحث «بداء» که از مباحث مهم اسلامی است، اشاره شده است. مطالعه جدول به صورت افقی و عمودی، هر دو، برای واضح شدن محتوا مفید است. بدیهی است «سخن را روی با صاحبدلان است.»
@AghayedNet
با توجه به احادیث اهل البیت علیهم السلام، شب های 15شعبان، 19 و 21 و 23 ماه مبارک رمضان، شب های قدر نامیده شده است.
از طرفی بحث مقدّر شدن تقدیرات، یکی از برنامه های شب های قدر است که در سوره دخان به آن اشاره شده
و نیز مراتب استوار و برقرار شدن یک تقدیر، در احادیث مطرح است که کلیات مراتب، مرحله مشیت، اراده، قدر، قضاء و امضاء است.
در مواعظی که عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه در یزد بیان فرموده اند، تطبیق هایی را میان این موضوعات بیان کرده اند و مطلب را در مثال نجار و ساختن منبر، پیاده کرده اند. این طرح، چکیده ای از آن مباحث است.
سطر اول، تیترهای کلی این تطبیق است و سطرهای بعد، به ترتیب، مراحل استوار شدن یک تقدیر ذکر شده و به بحث «بداء» که از مباحث مهم اسلامی است، اشاره شده است. مطالعه جدول به صورت افقی و عمودی، هر دو، برای واضح شدن محتوا مفید است. بدیهی است «سخن را روی با صاحبدلان است.»
@AghayedNet
کتابی با موضوع پاسخگویی به شبهات
وقتی در تصویر مرحوم شیخ أحمد أحسائی أع تغییراتی می دهند...
@AghayedNet
وقتی در تصویر مرحوم شیخ أحمد أحسائی أع تغییراتی می دهند...
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
🌷توضیح تصویر
نسخه ای از کتاب شرح العرشیة، نگاشته عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه، در کتابخانه دانشگاه نجف اشرف.
در صفحه نخست این نسخه، وقف نامه ای است مزیّن به مُهر عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی أعلی الله مقامه (سجع خاتم: عبده الراجی محمدکاظم الحسیني.) در متن وقف نامه به متولیان وقف نیز اشاره شده است.
@AghayedNet
نسخه ای از کتاب شرح العرشیة، نگاشته عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه، در کتابخانه دانشگاه نجف اشرف.
در صفحه نخست این نسخه، وقف نامه ای است مزیّن به مُهر عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی أعلی الله مقامه (سجع خاتم: عبده الراجی محمدکاظم الحسیني.) در متن وقف نامه به متولیان وقف نیز اشاره شده است.
@AghayedNet
من محاضرات المرحوم السید کاظم الرشتی أع التی عثرنا علیها أخیرا
از مواعظ عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی أع
@AghayedNet
از مواعظ عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی أع
@AghayedNet
AghayedNet
من محاضرات المرحوم السید کاظم الرشتی أع التی عثرنا علیها أخیرا از مواعظ عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی أع @AghayedNet
🌷حکایتی درباره اندیشه و تفکر در عالَم
مرحوم سید کاظم رشتی أع می فرمایند:
نقل است که مرحوم شيخ اعلی الله مقامه می فرمود که ما سه نفر از علماء احساء در جايی نشسته بوديم. صحبت شد که هرگاه خدا به ما بهشت را روزی کند در آنجا چه کار کنيم.
پس يکی از سه نفر گفت من در دنيا بد گذرانيده ام پس قصر و حوری و طعام های خوب و لباس های فاخر می خواهم.
و يکی ديگر گفت و اين کس قاضي و حاکم شرع و مرجع بود که من از خدا می خواهم که مرا خدمتکار آل محمد بگرداند که آنی غافل نباشم و ديگر چيزی نمی خواهم. جناب شيخ [أع] فرمود که به قاضی گفتم اين کار از برای تو زياد است چه به اين اعمال خود کجا به آن مقام می رسی زيرا که اين کار با آن عمل نمی سازد به جهت آنکه آن کس که چنين باشد اين مردم را نمی شناسد. و فرمود اعلی لله مقامه چون اين سخن را گفتم متغير شد و ناخوشش آمد.
پس از من پرسيدند که تو چه می خواهی فرمود که من گفتم اين دنيا بر من تنگ شده است پس من در بهشت مکان واسعی می خواهم که مرا روزی کند و لازال فکر نمايم إنتهی.
پس ببين که اين بزرگوار با اين مقام از فکر چه ديده است که در آن عالم اين را تمنا نمايد.
بالجمله فرمود جناب شيخ چون شب شد قاضی که بدش آمده بود در خواب شد حضرت صادق عليه السلام را ملاقات کرد و عرض کرد که شيخ احمد به من چنين کلامی گفته است. حضرت در جواب او فرموده بود که راست گفته است؛ اين عمل تو با اين ادعا و خواهش تو نمی سازد.
جناب شيخ فرمود که آن قاضی عالِم دست از کار برداشت و بنا به خدمتگزاری می نمود و يک سال يک دفعه به کربلا مشرف می شد و يک سال به مشهد امام رضا عليه السلام مشرف می شد تا آنکه او را وفات در رسيد. پس تفکری که با ذکر باشد اعظم نعمتهای الهی است و آن سبب ازاله اَغطيه نورِ علم است [=کنار زدن حجاب هایی که مانع نورِ علم است.] اللهم وفقنا.
(به نقل از مواعظ نویافته مرحوم سید کاظم رشتی أع.)
@AghayedNet
مرحوم سید کاظم رشتی أع می فرمایند:
نقل است که مرحوم شيخ اعلی الله مقامه می فرمود که ما سه نفر از علماء احساء در جايی نشسته بوديم. صحبت شد که هرگاه خدا به ما بهشت را روزی کند در آنجا چه کار کنيم.
پس يکی از سه نفر گفت من در دنيا بد گذرانيده ام پس قصر و حوری و طعام های خوب و لباس های فاخر می خواهم.
و يکی ديگر گفت و اين کس قاضي و حاکم شرع و مرجع بود که من از خدا می خواهم که مرا خدمتکار آل محمد بگرداند که آنی غافل نباشم و ديگر چيزی نمی خواهم. جناب شيخ [أع] فرمود که به قاضی گفتم اين کار از برای تو زياد است چه به اين اعمال خود کجا به آن مقام می رسی زيرا که اين کار با آن عمل نمی سازد به جهت آنکه آن کس که چنين باشد اين مردم را نمی شناسد. و فرمود اعلی لله مقامه چون اين سخن را گفتم متغير شد و ناخوشش آمد.
پس از من پرسيدند که تو چه می خواهی فرمود که من گفتم اين دنيا بر من تنگ شده است پس من در بهشت مکان واسعی می خواهم که مرا روزی کند و لازال فکر نمايم إنتهی.
پس ببين که اين بزرگوار با اين مقام از فکر چه ديده است که در آن عالم اين را تمنا نمايد.
بالجمله فرمود جناب شيخ چون شب شد قاضی که بدش آمده بود در خواب شد حضرت صادق عليه السلام را ملاقات کرد و عرض کرد که شيخ احمد به من چنين کلامی گفته است. حضرت در جواب او فرموده بود که راست گفته است؛ اين عمل تو با اين ادعا و خواهش تو نمی سازد.
جناب شيخ فرمود که آن قاضی عالِم دست از کار برداشت و بنا به خدمتگزاری می نمود و يک سال يک دفعه به کربلا مشرف می شد و يک سال به مشهد امام رضا عليه السلام مشرف می شد تا آنکه او را وفات در رسيد. پس تفکری که با ذکر باشد اعظم نعمتهای الهی است و آن سبب ازاله اَغطيه نورِ علم است [=کنار زدن حجاب هایی که مانع نورِ علم است.] اللهم وفقنا.
(به نقل از مواعظ نویافته مرحوم سید کاظم رشتی أع.)
@AghayedNet
🌷رساله ای به زبان فارسی در مسئله طیّ الأرض نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع؛ نسخه کتابخانه مجلس. (فایل zip)
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
http://www.aghayed.net/غلغل-اندر-ملکوت-افتد-از-آه-سحرم-2/
🌷تأملی بر فرمایشی از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام پس از ضربت خوردن
هنگامی که ضربت خورده بودند، فرمودند: افرشوا لي فی صحن داري لعلي انظر في ملکوت السموات (بستر مرا در حیاط خانهام بیندازید تا به ملکوت آسمانها نظر کنم.) آیا جز در حیاط خانه، ملکوت از او پنهان است؟ معنای این سخن چیست؟
بدان همه عالَم کتاب علم است و صفحه ها دارد. خداوند سبحان در آن قرار داده است علوم خود را و امور غیبی و اسرارِ صفات و اسماءِ خود را و جلال و جمال و احکام مُلک و ملکوت خود را؛ همانگونه که میفرماید: «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق» به ایشان نشان خواهیم داد آیات خود را در آفاق و در نفْسهای ایشان تا ظاهر شود بر ایشان که آن حق است.
و از بزرگترین آن صفحهها، آسمانهاست که علم های با جلالت و پیچیده و اسرار و حقایق آن علوم را در بردارد و این، به علت شرافت و بلندی آن و صفا و لطافت و نورانیت آن است. گذشته از آنکه خداوند آسمان را محل فرودِ فیضها، مرکزی برای خیرات، چشمه ای برای شکل های مختلفِ فیض رسانیدن ها، محلِ سکونتی برای ملائکه رحمت و ملائکه حاملان ماده هایِ علوم و رسوم و حقایق و صفات قرار داده است. و چون قلب امام علیه السلام ظرفِ علم الله و سِرّ الله و حافظ غیب الله است، در نتیجه همه آن احوال برابر او گشوده و حاضر است.
و چون واجب است مطابقت میان مشاهده ملکوتِ آسمان های باطنی و مشاهده ملکوتِ آسمان های شهودی؛ و اولی برای آن حضرت ظاهر بود، خواستند که دومی را هم ظاهر فرمایند و ملکوتِ آسمان هایِ شهودی هم برای حواسّ ظاهریِ حضرت منکشف گردد و باطن با ظاهر و سرّ با آشکارا مطابق شود و در نتیجه از همه وجوه اختلاف برطرف گردد.
و از همین رو بود که حضرت علیه السلام قرآن را از روی قرآن تلاوت می فرمود؛ اگرچه آن را به ظهرِ غیب (در درون و حقیقت خود) می دانست.
از این جهت بود که حضرت فرمود بستر مرا در حیاط خانهام بیندازید تا به ملکوت آسمان ها نظر کنم. و نظاره می کرد آن علومی را که نگاشته شده بود در آسمان ها و با ملائکه ملاقات می کرد به انحاءِ فیض رسانی ها تا زاد و توشه برگیرند از دیدار حضرتش علیه السلام؛ چراکه ملائکه او را بعد از انتقال به عالم دیگر، نمی بینند زیرا از محل ها و مرکزهای خود منتقل نمی شوند همانگونه که خدا از قول ایشان حکایت کرده است: «و ما منا الا له مقام معلوم» و هیچ کس از aما نیست مگر آنکه مقام و رتبه معینی دارد...
@AghayedNet
دانلود کاملِ مقاله👇
هنگامی که ضربت خورده بودند، فرمودند: افرشوا لي فی صحن داري لعلي انظر في ملکوت السموات (بستر مرا در حیاط خانهام بیندازید تا به ملکوت آسمانها نظر کنم.) آیا جز در حیاط خانه، ملکوت از او پنهان است؟ معنای این سخن چیست؟
بدان همه عالَم کتاب علم است و صفحه ها دارد. خداوند سبحان در آن قرار داده است علوم خود را و امور غیبی و اسرارِ صفات و اسماءِ خود را و جلال و جمال و احکام مُلک و ملکوت خود را؛ همانگونه که میفرماید: «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق» به ایشان نشان خواهیم داد آیات خود را در آفاق و در نفْسهای ایشان تا ظاهر شود بر ایشان که آن حق است.
و از بزرگترین آن صفحهها، آسمانهاست که علم های با جلالت و پیچیده و اسرار و حقایق آن علوم را در بردارد و این، به علت شرافت و بلندی آن و صفا و لطافت و نورانیت آن است. گذشته از آنکه خداوند آسمان را محل فرودِ فیضها، مرکزی برای خیرات، چشمه ای برای شکل های مختلفِ فیض رسانیدن ها، محلِ سکونتی برای ملائکه رحمت و ملائکه حاملان ماده هایِ علوم و رسوم و حقایق و صفات قرار داده است. و چون قلب امام علیه السلام ظرفِ علم الله و سِرّ الله و حافظ غیب الله است، در نتیجه همه آن احوال برابر او گشوده و حاضر است.
و چون واجب است مطابقت میان مشاهده ملکوتِ آسمان های باطنی و مشاهده ملکوتِ آسمان های شهودی؛ و اولی برای آن حضرت ظاهر بود، خواستند که دومی را هم ظاهر فرمایند و ملکوتِ آسمان هایِ شهودی هم برای حواسّ ظاهریِ حضرت منکشف گردد و باطن با ظاهر و سرّ با آشکارا مطابق شود و در نتیجه از همه وجوه اختلاف برطرف گردد.
و از همین رو بود که حضرت علیه السلام قرآن را از روی قرآن تلاوت می فرمود؛ اگرچه آن را به ظهرِ غیب (در درون و حقیقت خود) می دانست.
از این جهت بود که حضرت فرمود بستر مرا در حیاط خانهام بیندازید تا به ملکوت آسمان ها نظر کنم. و نظاره می کرد آن علومی را که نگاشته شده بود در آسمان ها و با ملائکه ملاقات می کرد به انحاءِ فیض رسانی ها تا زاد و توشه برگیرند از دیدار حضرتش علیه السلام؛ چراکه ملائکه او را بعد از انتقال به عالم دیگر، نمی بینند زیرا از محل ها و مرکزهای خود منتقل نمی شوند همانگونه که خدا از قول ایشان حکایت کرده است: «و ما منا الا له مقام معلوم» و هیچ کس از aما نیست مگر آنکه مقام و رتبه معینی دارد...
@AghayedNet
دانلود کاملِ مقاله👇
🌷سلیمان خان افشار و وقف نامه وی برای زمین هایی در خدمت انتشار آثار مکتب (1)
یکی از شخصيت های بزرگی که از اوایل سلسله قاجار بر منطقه افشار حکمرانی می کرده مرحوم سلیمان خان افشار ملقب به صاحب اختيار (پسر شمخال خان) بوده است. وی که از مقتدرترین و با شکوه ترین رجال منطقه بوده است و روستاها و املاک بسیاری را در تیول (=مِلک) خود داشته است. قلمرو حکومت سلیمان خان به حدّی بزرگ بوده است که مردم عامّی وی را سلیمان شاه می خوانده اند؛ اما متاسفانه سرگذشت این شخص از نظر مورخان به دور مانده است.
سلیمان خان داماد فتحعليشاه قاجار بوده و تا جایی که قدرت حکومت و اداره امور منطقه را داشته، از هر جهت برای حفظ و حراست آن می کوشیده، به طوری که چپاول گران و یاغیان و سرکشان و دزدان به هیچ عنوان از خشم او در امان نبوده اند. لیکن چون در اواخر عمر وی نوادگانش با سوء استفاده از ضعف پیری و ناتوانی وی سر به شورش برداشته و با ایجاد ناامنی واعمال ظلم و بی عدالتی موجب نارضایتی دولت را فراهم آورده و سرانجام به دست امیر نظام (حسنعلی خان گروسی) دستگیر و از حکومت خلع می شود. وی مرکز فرمانروایی خود را روستای یولقون آغاج قرار داده بوده است.
براساس نوشته های امیر نظام گروسی و یادداشت های ارفع الدوله، سلیمان خان افشار مردی غیرتمند و وطن پرست بوده که در سن هشتاد سالگی به ریاست کمسیون حل اختلاف که کارش بررسی ورفع اختلافات سرحدی بین ایران و روس بود برگزیده شد و وی در این ماموریت حاضرنشد حتی با سفارش های شخصی ناصرالدین شاه قسمتی ازخاک ایران یعنی لطف آباد را ضمیمه قلمرو روس نماید، و بر اثر ایستادگی و شجاعت وی، دوباره لطف آباد به ایران بازگشت. سلیمان خان از محبّان اهل بیت علیهم السلام و از عاشقان حضرت ابی عبدالله علیه السلام و مقلد عالم ربانی و حکيم صمدانی مرحوم سيد کاظم رشتی اعلی الله مقامه بود و تکان تپه و چند قریه منطقه را برای تعزیه داری حضرت سید الشهداء وقف منصوص نموده است. و علاوه بر موقوفات این منطقه، در تبريز مدرسه علميه بزرگ و مسجد و حسينيه وسيع، و در کربلا قطعه زمین وسیعی را بنام الوند وقف کرده است.
موقوفه سیلمان خان افشار در تکاب یکی از موقوفات مهم است که چهار دانگ شهر تکاب و شش دانگ از هشت روستای این شهرستان (از جمله یولقون آغاج، سبیل، دلدل بلاغی و کوسه پیری) را شامل می شود. موقوفات خاص سلیمان خان: آباديهاي حسن آباد – انگورد - امین آباد - زینهار و قازان کندی. وی این آبادیها را به عنوان کمک معاش اولاد سید کاظم رشتی، وقف کرده است. موقوفات عام سلیمان خان: چهار دانگ (حدود 65 درصد) از شهرستان تکاب، شش دانگ روستاهای یولقون آغاج – سبیل - دلدل بلاغی - کوسه پیری و ...
@AghayedNet
یکی از شخصيت های بزرگی که از اوایل سلسله قاجار بر منطقه افشار حکمرانی می کرده مرحوم سلیمان خان افشار ملقب به صاحب اختيار (پسر شمخال خان) بوده است. وی که از مقتدرترین و با شکوه ترین رجال منطقه بوده است و روستاها و املاک بسیاری را در تیول (=مِلک) خود داشته است. قلمرو حکومت سلیمان خان به حدّی بزرگ بوده است که مردم عامّی وی را سلیمان شاه می خوانده اند؛ اما متاسفانه سرگذشت این شخص از نظر مورخان به دور مانده است.
سلیمان خان داماد فتحعليشاه قاجار بوده و تا جایی که قدرت حکومت و اداره امور منطقه را داشته، از هر جهت برای حفظ و حراست آن می کوشیده، به طوری که چپاول گران و یاغیان و سرکشان و دزدان به هیچ عنوان از خشم او در امان نبوده اند. لیکن چون در اواخر عمر وی نوادگانش با سوء استفاده از ضعف پیری و ناتوانی وی سر به شورش برداشته و با ایجاد ناامنی واعمال ظلم و بی عدالتی موجب نارضایتی دولت را فراهم آورده و سرانجام به دست امیر نظام (حسنعلی خان گروسی) دستگیر و از حکومت خلع می شود. وی مرکز فرمانروایی خود را روستای یولقون آغاج قرار داده بوده است.
براساس نوشته های امیر نظام گروسی و یادداشت های ارفع الدوله، سلیمان خان افشار مردی غیرتمند و وطن پرست بوده که در سن هشتاد سالگی به ریاست کمسیون حل اختلاف که کارش بررسی ورفع اختلافات سرحدی بین ایران و روس بود برگزیده شد و وی در این ماموریت حاضرنشد حتی با سفارش های شخصی ناصرالدین شاه قسمتی ازخاک ایران یعنی لطف آباد را ضمیمه قلمرو روس نماید، و بر اثر ایستادگی و شجاعت وی، دوباره لطف آباد به ایران بازگشت. سلیمان خان از محبّان اهل بیت علیهم السلام و از عاشقان حضرت ابی عبدالله علیه السلام و مقلد عالم ربانی و حکيم صمدانی مرحوم سيد کاظم رشتی اعلی الله مقامه بود و تکان تپه و چند قریه منطقه را برای تعزیه داری حضرت سید الشهداء وقف منصوص نموده است. و علاوه بر موقوفات این منطقه، در تبريز مدرسه علميه بزرگ و مسجد و حسينيه وسيع، و در کربلا قطعه زمین وسیعی را بنام الوند وقف کرده است.
موقوفه سیلمان خان افشار در تکاب یکی از موقوفات مهم است که چهار دانگ شهر تکاب و شش دانگ از هشت روستای این شهرستان (از جمله یولقون آغاج، سبیل، دلدل بلاغی و کوسه پیری) را شامل می شود. موقوفات خاص سلیمان خان: آباديهاي حسن آباد – انگورد - امین آباد - زینهار و قازان کندی. وی این آبادیها را به عنوان کمک معاش اولاد سید کاظم رشتی، وقف کرده است. موقوفات عام سلیمان خان: چهار دانگ (حدود 65 درصد) از شهرستان تکاب، شش دانگ روستاهای یولقون آغاج – سبیل - دلدل بلاغی - کوسه پیری و ...
@AghayedNet
🌷مفاد وقف نامه سلیمان خان افشار
بسم الله الرحمن الرحیم
و لله مقالید السموات والارض، وهوالواقف علی الضمائروالعالم بالسرائر وله الحمد فی الاول والاخر بعد الحمد والصلوة موجب بر تحریر وباعث بر تسطیر این کلمات واضحة الدلالات وشرعیه النیات اینست که چون توفیقات ربانی وتاییدات سبحانی شامل حال خجسته مآل سرکار عالیجاه معلی جایگاه عظمت و جلالت دستگاه مقرب الخاقان سلیمان خان حاکم صائین قلعه افشارگردید که دراسعد ازمنه مقرونه بالخیر والبرکة وقف موید شرعی وحبس مخلد ملی اسلامی نمود چند قریه مفصله واقعه در حوالی بلد مزبور را مع مزارع ومضاقات وما یتعلق بها بر هریک از موقوف علیهم که در جزوه دگر هریک از آن دهات اسامی هریک مبسوط ومشروح و مبین می گردد و تفصیل موقوفه و موقوفه علیهم بدین تفصیل است .
قریتین یولقون آغاج وتکان تپه ده دانگ.ششدانگ قریه یولقون آغاج ومنافع آن صرف مخارج مرمط کاری (مرمت) تکیه حسینیه واقعه در قریه مزبور میشود.
چهاردانگ قریه تکان تپه وقف مصارف ومخارج تعزیه داری حضرت سید الشهداءعلیه السلام که در حسینیه برپا میشود.
👈 قریه کوسه پری، و سبیل دوازده دانگ وقف مخارج انطباع و چاپ زدن کتب حقه من تصانیف عالمین عاملین ...ین کاشفین اسرار ائمه الطاهرین المبرورین المرحومین جناب شیخ احمد احسائی واشرف السادات الحاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامها ورفع فی الدارین اعلامهما. 👈و بعد از اتمام آنها وقف انطباع کتب احادیث ائمه اطهار سلام الله علیهم و سایر رسائل و مصنفات علمای راشدین از سلسله علیّه شیخیه که در شرح کلمات شیخ و سید تصنیف شده باشد، میباشد.
👈قریه حسن آباد ومضاقات آن، تمام ششدانگ، وقف مخارج شمع و چراغ قبر مبارک مرحوم حاج سید کاظم اعلی الله مقامه و وقف قاریان قرآن در سر آن مرقد به این نحو، هرساله سی تومان صرف روشنائی و سی تومان نیز مخازج قرّاء که جملتها شصت تومان وجه اشرفی هیجده نخود وزن می باشد. و دیگر منافع آن ایضاً هرساله بالاستمرار وقف مدد معاش اولاد مرحوم سید است بطناً بعد بطن و العیاذ بالله بعد از انقراض، منتقل است به اعلم علمای سلسله علیه شیخیه، و مادام الحیات تولیت موقوفات مزبوره با نفس نفيس واقف معظم الیه است پس از آن مفوّض نمودند تولیت آنها را به عالیجاه نتیجه الخوانین ذوالفقارخان حفظ الله تعالی نوه پسر زاده و بعد از آن به اصلح اولاد خود که از شیخیه باشند و بعد از انقراض ایشان خدای ناخواسته، مفوض است به اعلم علمای سلسله مزبوره کثرالله امثالهم، وقفاً صحیحاً شرعیاً موبداً، فمن بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه علی الذین یبدّلونه والحمدالله اولاً وآخرا والصلوة والسلام علی خیر خلقه محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین وکان وقع ذلک قبل هذا التاریخ: 1277.
وصورت مزارع ومضاقات متعلقه بقرای مفصله فوق مع حدود اربعه آنهااز قرار تفصیل ذیل است:
(در این بخش از وقفنامه صورت ریز صحاری، باغات ومراتع، محلات و قریه های تابعه حسن آباد که جمعًا نه منطقه وبالغ بر پنجاه و چهار دانگ می باشد، که حدود اربعه آنان را ذکر کرده و به تفصیل بیان داشته، که به دلیل ناخوانا بودن برخی اسامی و اصطلاحات محلی از ذکر کامل متن پرهیز میشود).
حدود اربعه کوسه پری به انضمام مزارع ومضاقات: (دراین بخش واقف حدود اربعه و سرحدات قریه کوسه پری را تبیین نموده است).
و حدود اربعه قریه سبیل به قرار زیر است که در قبالتی اصل قریه مزبور مندرج است.
وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطيبین الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین. حرر ذلک فی شهر صفر المظفر من شهور سنه 1277. (معادل 1236هجری شمسی در عهد ناصر الدین شاه قاجار)
@AghayedNet
بسم الله الرحمن الرحیم
و لله مقالید السموات والارض، وهوالواقف علی الضمائروالعالم بالسرائر وله الحمد فی الاول والاخر بعد الحمد والصلوة موجب بر تحریر وباعث بر تسطیر این کلمات واضحة الدلالات وشرعیه النیات اینست که چون توفیقات ربانی وتاییدات سبحانی شامل حال خجسته مآل سرکار عالیجاه معلی جایگاه عظمت و جلالت دستگاه مقرب الخاقان سلیمان خان حاکم صائین قلعه افشارگردید که دراسعد ازمنه مقرونه بالخیر والبرکة وقف موید شرعی وحبس مخلد ملی اسلامی نمود چند قریه مفصله واقعه در حوالی بلد مزبور را مع مزارع ومضاقات وما یتعلق بها بر هریک از موقوف علیهم که در جزوه دگر هریک از آن دهات اسامی هریک مبسوط ومشروح و مبین می گردد و تفصیل موقوفه و موقوفه علیهم بدین تفصیل است .
قریتین یولقون آغاج وتکان تپه ده دانگ.ششدانگ قریه یولقون آغاج ومنافع آن صرف مخارج مرمط کاری (مرمت) تکیه حسینیه واقعه در قریه مزبور میشود.
چهاردانگ قریه تکان تپه وقف مصارف ومخارج تعزیه داری حضرت سید الشهداءعلیه السلام که در حسینیه برپا میشود.
👈 قریه کوسه پری، و سبیل دوازده دانگ وقف مخارج انطباع و چاپ زدن کتب حقه من تصانیف عالمین عاملین ...ین کاشفین اسرار ائمه الطاهرین المبرورین المرحومین جناب شیخ احمد احسائی واشرف السادات الحاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامها ورفع فی الدارین اعلامهما. 👈و بعد از اتمام آنها وقف انطباع کتب احادیث ائمه اطهار سلام الله علیهم و سایر رسائل و مصنفات علمای راشدین از سلسله علیّه شیخیه که در شرح کلمات شیخ و سید تصنیف شده باشد، میباشد.
👈قریه حسن آباد ومضاقات آن، تمام ششدانگ، وقف مخارج شمع و چراغ قبر مبارک مرحوم حاج سید کاظم اعلی الله مقامه و وقف قاریان قرآن در سر آن مرقد به این نحو، هرساله سی تومان صرف روشنائی و سی تومان نیز مخازج قرّاء که جملتها شصت تومان وجه اشرفی هیجده نخود وزن می باشد. و دیگر منافع آن ایضاً هرساله بالاستمرار وقف مدد معاش اولاد مرحوم سید است بطناً بعد بطن و العیاذ بالله بعد از انقراض، منتقل است به اعلم علمای سلسله علیه شیخیه، و مادام الحیات تولیت موقوفات مزبوره با نفس نفيس واقف معظم الیه است پس از آن مفوّض نمودند تولیت آنها را به عالیجاه نتیجه الخوانین ذوالفقارخان حفظ الله تعالی نوه پسر زاده و بعد از آن به اصلح اولاد خود که از شیخیه باشند و بعد از انقراض ایشان خدای ناخواسته، مفوض است به اعلم علمای سلسله مزبوره کثرالله امثالهم، وقفاً صحیحاً شرعیاً موبداً، فمن بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه علی الذین یبدّلونه والحمدالله اولاً وآخرا والصلوة والسلام علی خیر خلقه محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین وکان وقع ذلک قبل هذا التاریخ: 1277.
وصورت مزارع ومضاقات متعلقه بقرای مفصله فوق مع حدود اربعه آنهااز قرار تفصیل ذیل است:
(در این بخش از وقفنامه صورت ریز صحاری، باغات ومراتع، محلات و قریه های تابعه حسن آباد که جمعًا نه منطقه وبالغ بر پنجاه و چهار دانگ می باشد، که حدود اربعه آنان را ذکر کرده و به تفصیل بیان داشته، که به دلیل ناخوانا بودن برخی اسامی و اصطلاحات محلی از ذکر کامل متن پرهیز میشود).
حدود اربعه کوسه پری به انضمام مزارع ومضاقات: (دراین بخش واقف حدود اربعه و سرحدات قریه کوسه پری را تبیین نموده است).
و حدود اربعه قریه سبیل به قرار زیر است که در قبالتی اصل قریه مزبور مندرج است.
وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطيبین الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین. حرر ذلک فی شهر صفر المظفر من شهور سنه 1277. (معادل 1236هجری شمسی در عهد ناصر الدین شاه قاجار)
@AghayedNet
🌷سلیمان خان افشار و وقف نامه وی برای زمین هایی در خدمت انتشار آثار مکتب (2)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الواقف علی الضمائر، المطلع علی ما فی السرائر، من وقف رحمته علی عباده الأخیار و جزاهم بما فعلوا جنات تجری من تحتها الانهار.
و الصلوة و السلام علی محمد و علی آله خیر آل و عترته المیامین الأبدال، من احث علی فعل الخیرات و ندب إلی إجراء القربات و الصدقات و جعلها خیر عدة و أسی ذخیرة لیوم المعاد، سیما اذا کانت علی العباد و الزهاد و أهالی التقوی و السداد.
اما بعد فانه لما وفق الله سبحانه و تعالی فخر الأقران الفخام و زبدة الخواتین العظام، صاحب الرفعة و علو القدر و المقام، الکریم الذی لایُجازی و السخی الذی لایبادی، صاحب المواهب السنیة و الأخلاق الکریمة المرضیة، مَن ساد فجاد، و سما ذُری الأطواد، جناب فرید الزمان، جناب الأفخم المحترم: سلیمان خان أفشار (أدام الله حیاته و بقاءه) إلی التفکر بصافی الفکر، إلی انقلاب هذه الدنیا و تصرفها بأهلها، و ان المغرور من رَکَنَ الیها، و اعتمد فی النائبات علیها، و دراها أنها مکاثرة و مفاخرة غیر أنها مزرعة للآخرة، و وقف علی ما ورد من صحیحات الأخبار و زواهر الآثار من الآیات و الروایات من انه “لیس للانسان الا ما سعی” و من أنه إذا کان یوم القیامة المؤمنون یستظلون بظل صدقاتهم التی قدموها فی هذه الدنیا. و علی ما ورد عن خیر البشر: «اذا مات ابنُ آدم انقطع عنه منها کل شی، ما عدی علم ینتفع به بعد الممات أو ولد صالح یدعو له غب الوفاة أو صدقة جاریة یغادیه خیرها و یماسیه» و قد تقدم منه بنیة صادقة و طویة رائعة و وقفَ و سبَلَ و تصدق و صرف و خلدَ و ابدَ قربة الی الله تعالی و طلباً لمرضاته و راجاءاً للفوز بجنانه و ذلک بعض القری الواقعة فی مملکة أفشار علی أراضی صائن قلعته.
فمن ذلک القریة المسماة بلفون آقاج مع کافة توابعها و عامة لواحقها المبین ذکر حدودها علی وجه التحقیق فی الوقفیة المکتوبة بالفارسی.
علی أن یُصرف نماء القریة المذکورة سنة فسنة علی تعمیرات التکیة الحسینیة الواقعة فی القریة المزبورة.
و من ذلک من القریة المسماة تبکان تبه الثلثان التامان منها جمیعا المذکور حدودها و قیودها فی الوقفیة بالفارسیة المذکورة.
👈علی أنیُصرف نماء هذین الثلثین سنة فسنة فی أیام عاشوراء فی تعزیة سید الشهداء و خامس أصحاب الکساء أبی عبد الله الحسین علیه السلام.
و من أوقافه من القری المذکورة الواقعة علی الأرض المذکورة القریتین المسماتین أحدهما بکوسبربری و الاخری: سبیل المعلومتی الحدود و الآرکان مفصلاً فی الوقفیة الفارسیة السالف ذکرها علی أنیُصرف العائد من نمائها سنة فسنة فی طبع مصنفات و مؤلفات 👈جناب الشیخ العلامة الرفیع قدره و مقامه، الفائق بما حاز من موارد الإعجاز، جامع الکمالات، فرید المصنفات، الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی رفع الله مقامه.
👈و مصنفات و مؤلفات السید الهمام و الأسد القمقام علامة العلماء و فرید النبلاء السید المغوار و خیر المنان المرحوم السید کاظم الرشتی و علی من یتعرض لشرح مصنفاتهما من یسلک مسلکهما من فرقة الشیخیة و ذلک دائماً مستمراً مادام یحصل من الوقف نماء من دون تغیر فی البین.
@AghayedNet
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الواقف علی الضمائر، المطلع علی ما فی السرائر، من وقف رحمته علی عباده الأخیار و جزاهم بما فعلوا جنات تجری من تحتها الانهار.
و الصلوة و السلام علی محمد و علی آله خیر آل و عترته المیامین الأبدال، من احث علی فعل الخیرات و ندب إلی إجراء القربات و الصدقات و جعلها خیر عدة و أسی ذخیرة لیوم المعاد، سیما اذا کانت علی العباد و الزهاد و أهالی التقوی و السداد.
اما بعد فانه لما وفق الله سبحانه و تعالی فخر الأقران الفخام و زبدة الخواتین العظام، صاحب الرفعة و علو القدر و المقام، الکریم الذی لایُجازی و السخی الذی لایبادی، صاحب المواهب السنیة و الأخلاق الکریمة المرضیة، مَن ساد فجاد، و سما ذُری الأطواد، جناب فرید الزمان، جناب الأفخم المحترم: سلیمان خان أفشار (أدام الله حیاته و بقاءه) إلی التفکر بصافی الفکر، إلی انقلاب هذه الدنیا و تصرفها بأهلها، و ان المغرور من رَکَنَ الیها، و اعتمد فی النائبات علیها، و دراها أنها مکاثرة و مفاخرة غیر أنها مزرعة للآخرة، و وقف علی ما ورد من صحیحات الأخبار و زواهر الآثار من الآیات و الروایات من انه “لیس للانسان الا ما سعی” و من أنه إذا کان یوم القیامة المؤمنون یستظلون بظل صدقاتهم التی قدموها فی هذه الدنیا. و علی ما ورد عن خیر البشر: «اذا مات ابنُ آدم انقطع عنه منها کل شی، ما عدی علم ینتفع به بعد الممات أو ولد صالح یدعو له غب الوفاة أو صدقة جاریة یغادیه خیرها و یماسیه» و قد تقدم منه بنیة صادقة و طویة رائعة و وقفَ و سبَلَ و تصدق و صرف و خلدَ و ابدَ قربة الی الله تعالی و طلباً لمرضاته و راجاءاً للفوز بجنانه و ذلک بعض القری الواقعة فی مملکة أفشار علی أراضی صائن قلعته.
فمن ذلک القریة المسماة بلفون آقاج مع کافة توابعها و عامة لواحقها المبین ذکر حدودها علی وجه التحقیق فی الوقفیة المکتوبة بالفارسی.
علی أن یُصرف نماء القریة المذکورة سنة فسنة علی تعمیرات التکیة الحسینیة الواقعة فی القریة المزبورة.
و من ذلک من القریة المسماة تبکان تبه الثلثان التامان منها جمیعا المذکور حدودها و قیودها فی الوقفیة بالفارسیة المذکورة.
👈علی أنیُصرف نماء هذین الثلثین سنة فسنة فی أیام عاشوراء فی تعزیة سید الشهداء و خامس أصحاب الکساء أبی عبد الله الحسین علیه السلام.
و من أوقافه من القری المذکورة الواقعة علی الأرض المذکورة القریتین المسماتین أحدهما بکوسبربری و الاخری: سبیل المعلومتی الحدود و الآرکان مفصلاً فی الوقفیة الفارسیة السالف ذکرها علی أنیُصرف العائد من نمائها سنة فسنة فی طبع مصنفات و مؤلفات 👈جناب الشیخ العلامة الرفیع قدره و مقامه، الفائق بما حاز من موارد الإعجاز، جامع الکمالات، فرید المصنفات، الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی رفع الله مقامه.
👈و مصنفات و مؤلفات السید الهمام و الأسد القمقام علامة العلماء و فرید النبلاء السید المغوار و خیر المنان المرحوم السید کاظم الرشتی و علی من یتعرض لشرح مصنفاتهما من یسلک مسلکهما من فرقة الشیخیة و ذلک دائماً مستمراً مادام یحصل من الوقف نماء من دون تغیر فی البین.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
🌷توضیح تصویر
در پایان نسخه ای خطی، اشعاری منتسب به مرحوم امان الله خان والی کردستان از محبین بزرگان دین و مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامهم آمده است که شبیه وصیت است: مرا در ورودی منزل سید مرحوم أع دفن کنید
خواهید پس از مرگ گرَم بنوازید
در درگه باب علم دفنم سازید
بسپاریدم آنجا که فی «أمان اللّهم»
سگ را به نمکزار خدا اندازید.
@AghayedNet
در پایان نسخه ای خطی، اشعاری منتسب به مرحوم امان الله خان والی کردستان از محبین بزرگان دین و مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامهم آمده است که شبیه وصیت است: مرا در ورودی منزل سید مرحوم أع دفن کنید
خواهید پس از مرگ گرَم بنوازید
در درگه باب علم دفنم سازید
بسپاریدم آنجا که فی «أمان اللّهم»
سگ را به نمکزار خدا اندازید.
@AghayedNet
AghayedNet
انابت نامه ای نویافته از یغمای جندقی @AghayedNet
🌷انابت نامه نویسی در ادب فارسی، پیشینه ای دراز دارد، ظاهراً نخستین متن از این نوع، همان مناجات نامه مشهور خواجه عبدالله انصاری است که شهرت و معروفیت بسیار یافته و افزون بر درج در مجموعه آثار وی، مکرر در مکرر در قطع های متفاوت به چاپ رسیده و نزد همگان شناخته شده و مشهور است.
از یغمای جندقی منظومه ای مرکب از رباعیات متوالی در دست است که خود نام رباعیات انابیه بر آن نهاده و در اکثر نسخه های خطی آثار او نیز آورده شده است و سید علی آل داود در بخش رباعیات مجلد سوم مجموعه آثار او که در دست تدوین و تصحیح است، متن کامل آن را به دست داده است. اخیراً انابت نامه کوتاهی به نظم و نثر از یغما به دست آمد که کاملاً به سبک مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری است. صورت کامل این نوشته که تاکنون در جایی به طبع نرسیده و متنی کوتاه است نقل میشود.
متن کامل مقاله سید علی آل داود و ارائه متن کامل این انابت نامه؛ که در نامه فرهنگستان شماره 57 منتشر شده است👇
از یغمای جندقی منظومه ای مرکب از رباعیات متوالی در دست است که خود نام رباعیات انابیه بر آن نهاده و در اکثر نسخه های خطی آثار او نیز آورده شده است و سید علی آل داود در بخش رباعیات مجلد سوم مجموعه آثار او که در دست تدوین و تصحیح است، متن کامل آن را به دست داده است. اخیراً انابت نامه کوتاهی به نظم و نثر از یغما به دست آمد که کاملاً به سبک مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری است. صورت کامل این نوشته که تاکنون در جایی به طبع نرسیده و متنی کوتاه است نقل میشود.
متن کامل مقاله سید علی آل داود و ارائه متن کامل این انابت نامه؛ که در نامه فرهنگستان شماره 57 منتشر شده است👇