🌷جوازِ خواندن نمازِ مستحبى بعد از نماز صبح و عصر

اهل سنت، خواندن نماز مستحبى بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب و بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب را جايز نمى‏دانند و مستند آنان رواياتى است از رسول خدا به اين مضمون: «هنگام طلوع و غروب خورشيد نماز نخوانيد زيرا آفتاب بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مى‏كند».

در ميان شيعه رواياتى است كه در بعضى خواندن نماز جايز شمرده شده است و بعضى عدم جواز را مى‏رساند.
ادامه دارد...👇👇
👆با توجه به اعتقاد مشهور بر ممنوع بودن نماز در اين دو وقت (بعد از نماز صبح و عصر)، يكى از شيعيان از محضر امام زمان در مورد نمازخواندن هنگام طلوع و غروب خورشيد سؤال مى‏كند و امام در جواب مى‏نويسند:
«اما ما سألت عنه من الصلاة عند طلوع الشمس و عند غروبها فلئن كان كمايقولون: ان الشمس تطلع بين قرنى الشيطان و تغرب بين قرنى الشيطان، فما ارغم انف الشيطان شى‏ء افضل من الصلاة فصلّها و ارغم الشيطان انفه».
من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 498

حاصل معنی: «و اما سؤال از نماز هنگام طلوع و غروب خورشيد، پس اگر آن‏چنان باشد كه مى‏گويند: خورشيد بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مى‏كند، پس بدان هيچ چيز مانند «نماز» بينى شيطان را به خاك نمى‏مالد. پس در آن دو وقت هم نماز بگذار و بينى شيطان را به خاك بمال.»
اهل سنت اين دو وقت را تعميم داده‏اند و بعد از اداى نماز صبح تا طلوع آفتاب و همچنين بعد از اداى نماز عصر تا غروب آفتاب، نماز نافله را جايز نمى‏دانند.

ما بنا بر فرمايش‌ها، نماز نافله را بعد از نماز صبح و عصر جايز مى‏دانيم و هنگام طلوع و يا غروب خورشيد هم نافله‏ى ابتدائى را مكروه مى‏دانيم (نافله ابتدائى يعنى دفعةً نماز مستحبى را به جا آوردن).
ادامه دارد...👇👇
👆فرمايشى از شيخ مرحوم - رفع اللّه مقامه - در دست است كه مى‏فرمايند: «اگر تمام دنيا را پر از طلا و نقره بكنند و به من بدهند كه ثواب يك حج خود را در عوض او بدهم، نمى‏دهم اما اگر كسى دو ركعت نماز براى من بخواند، من ثواب يك حج و عمره به او مى‏دهم».

از اين رو ما بعد از نماز عصر، دو ركعت نماز خوانده و هديه به پيشگاه شيخ مرحوم مى‏كنيم. با اين كار، هم به ثوابى كه شيخ مرحوم وعده داده‏اند نائل مى‏شويم و هم مخالفت اهل سنت كرده‏ايم كه با توجه به فرمایش‌ها، رشد و ترقى، در تخلف از سيره اهل سنت است (الرشد فی خلافهم.)
اجازه شیخ مرحوم اع به ملا علی بن عبدالله سمنانی
👆👆اجازه، در اصطلاح محدثان، معنای خاصی افاده می‌کند. درباره طُرُقِ نقلِ حدیث نوشته‌اند:
ان التحمل یعنی تلقی الراوي للحدیث من الراوي الآخر الذي القاه الیه ثم الحفظ له من قبل الراوي المتقلي سواء کان ذلک الحفظ إستظهاراً و عن ظهر القلب أو کتابة و تدوینا.

تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد، نیاز به مراسمی داشته است و به شَکل‌های مختلفی انجام می‌شده:
1- السماع (که خودْ به دو صورت است: الإملاء، التحدث)
2ـ القرائة
3- المناولة: أن یناول [=یعطی] الشیخ تلمیذه أو الشخص الذی یرید أن یروي عنه یناوله کتابه في الحدیث. (و به دو صورت است: المناولة المقرونة‌ بالإجازة، المناولة المجردة عن الإجازة)
4- الکتابة (به دو صورت است: الکتابة المقرونة بالإجازة، الکتابة المجردة عن الإجازة)
5- الإعلام
6- الوصیة
7- الوجادة (به دو صورت است: شفهیة [=شفاهاً]، تحریریة
8- الإجازة
شماره هشتمِ راه‌های نقل و تحمل حدیث، «إجازه» است.
اجازه، خودْ انواعی دارد:
الإجازة الصغیرة ــــ لفظ اجازه در آن مذکور است
الإجازة المتوسطة ــــ در آن اسانید موجود است
الإجازة الکبیرة ــــ نام همه مشایخِ اجازه و اسانید ایشان تا معصومین علیهم‌السلام در آن نقل شده و البته شرح حال یک یا چند نفر از مشایخ اجازه نیز در آن مذکور است.
👇👇
👆شیخ مرحوم اع به افراد زیادی «اجازه» داده‌اند و از افرادی «اجازه» دریافت فرموده‌اند.
برای آشنایی کامل با فهرست تفصیلیِ اجازات صادره از شیخ مرحوم اع مراجعه نمایید به مقاله «مستجیزین و مجازین از شیخ احمد احسائی» نگاشته محققِ مدقق آقای هادی مکارم، چاپ‌شده در جشن‌نامه آیت الله رضا استادی (به کوشش رسول جعفریان، قم: نشر مورخ با همکاری کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران،چ اول،1393)
مقدمه مقاله، ذیلاً تقدیم می‌شود:👇👇
🌷عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی ـ رفع اللهُ شأنَه - و اهمیتِ خانواده (همسر و فرزندان)
شیخ مرحوم اع، درسال 1222 به زیارتِ آقا علی بن موسی الرضا - علیه‌السلام مشرف شدند.
در نزدیکی طبس، قصیده‌ای سرودند. مَطلعِ قصیده چنین است:
إِلَیْکَ مَسیرِى یَابْنَ مُوسَى مِنَ البُعدِ
یُقَلْقِلُنِى شَوْقِى وَ یُزْعِجُنِى وَجْدِى
ای پور موسی! از راه دور به سوی تو می‌آیم در حالیکه آتش عشق، و شور اشتیاق تاب و قرار را از من ربوده است.
در ادامه، در چند بیت، اهمیت خانواده و همسر و فرزندان را بیان می‌فرمایند.
ا👇👇
👆اهل بصیرت در این ابیات تأمل نمایند و بیابند اُسوه ایشان شیخ مرحوم اع چگونه محبت و ارتباط خود را با خانواده‌اش به تصویر می‌کشد.
چنان سوز دل را از دوری ایشان بیان می‌فرماید و چنان زیبا محبت خود را به ایشان نشان می‌دهد، که جایی برای توضیح بیشتر باقی نمی‌ماند
و از طرفی چنان به محبتِ خود به اهل بیت - علیهم‌السلام - تصریح می‌فرمایند که: از شدت محبت به اهل بیت و در راه اهل بیت، دوریِ از خانواده را برگزیدم؛ با اینکه بسیار طاقت‌فرساست.
این اشعار، از جهت‌های گوناگون شایان تأمل و تدبر است:

وَ لِى صِبْیَةٌ یَا لَهْفَ نَفْسِى وَ نِسْوَةٌ
إِذا غِبْتُ عَنْهُم لاَیَقِرّوُنَ مِنْ بَعْدِ

وَ کُنْتُ إِذا مَا عَنَّ لِلْقَلْبِ ذِکْرُهُم
تَقَطَّعَ أَفْلاذٌ عَلَیْهِمْ مِنَ الْکَبْدِ

وَ لَمَّا دَعَوْتُمْ لَذَّ عِنْدِى فِرَاقُهُم
وَ لَمَّا أَبُلْ مَا هُمْ عَلَیْهِ مِنَ الْجَهْدِ

وَ لَذَّتْ لِىَ الْأَزمَاتُ وَ الْبَیْنُ وَ السُّرَى
وَ هَانَتْ بِقَلْبِى شِدَّةُ الحَرِّ وَ الْبَرْدِ

👈من همسر و دخترکانی دارم که جانم فدایشان باد؛ هرگاه آهنگ جدایی از ایشان می‌کنم، آرامش از ایشان سلب می‌شود. و هرگاه آیینه‌ دلم رو به سوی ایشان می‌کند، جگرم پاره پاره می‌شود.
اما مولای من چون بانگ دعوت شما را شنیدم، دوری از ایشان لذت‌بخش شد و دیگر از امواج خروشان بلا که بر ایشان وارد آید پروایی ندارم. طوفان مشکلات، آتش فراق و سختی سفر گوارا شد و ناملایمات برایم هموار گشت.🌷
👆👆امروز 20 ربیع الآخر 1437

عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی رفع الله درجاته، در تاریخ 20 ربیع الآخر 1279 رساله‌ای تصنیف فرمودند. این رساله پاسخی است به دو پرسشِ عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبایی اعلی الله شانه و نفعنا بعلومه.
در آن تاریخ مرحوم آقای کرمانی حدود 54 سال و مرحوم آقای شریف طباطبایی حدود 40 از عمر مبارکشان گذشته بود؛ اعلی الله مقامهما.
ظاهراً در آن تاریخ، آقای شریف طباطبایی اع در همدان سُکنی نگزیده بودند.
از آن زمان تاکنون 158 سال می گذرد.

این رساله به زبان عربی است و در مجموعة‌الرسائل 65 به طبع رسیده است (از صفحه108 تا صفحه120)

از این رساله نسخه‌ای خطی به شماره 173/6 (س123) در دست است.

بعضی از عبارات رساله:

آقای مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه رساله را چنین شروع می فرمایند :
یقول العبد الاثیم کریم بن ابرهیم انه قد سألنی جناب السید الولی و السند الصفی صاحب المآثر و قرین المفاخر مولانا المیرزا محمد باقر بن المرحوم الحاج ملاجعفر القهی الاصفهانی عن مسئلتین اشکلتا علیه و انا فی تبلبل البال و اختلال الحال من شر الاشرار و کید الفجار فلم استطع من جوابه الی ان هدأت الفورة و انکسرت السورة منهم قلیلا فتنفست قلیلا و غنثت رویدا فتذکرت تأخیر جوابه فبادرت الی حلّ مشکلاته و اغتنمت الفرصة من الزمان و انتهزت الفراق من طوارق الحدثان ...👇
👆ـــــ لو کان الانبیا السابقون الیوم لما کان یوحی الیهم علی الاستقلال و انما یأتی الوحی الی النبی ثم یبلغهم النبی ذلک الوحی و کذلک الیوم الخضر علیه السلام موجوداً حیاً و کان نبیاً قبل النبي و ليس بنبي مستقل الان و كذلك ادريس و الياس و عيسی و يأتي عيسی مع بقية الله وزيرا و ليس بنبي مستقل و لايعمل بانجيله و له نفس صالحة للنبوة و لكن لايوحی اليه بالاستقلال ...
ـــــ ان الخلق الاول اربعة عشر نفسا لم يجعل الله في مثل الذي خلقهم منه نصيبا فكيف يكون سلمان من جنس الائمة و كون سلمان من العلماء و انه من اهل البيت لايوجب ان يكون من جنس ذواتهم بل من جنس صفاتهم ... .
22 ربیع الثانی 1437

عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه در تاریخ 22 ربیع الثانی 1262 از تحریر رساله‌ای فراغت جستند . این رساله، پاسخی است به سؤالات ملا محمد جواد قزوینی.

آقای مرحوم رفع الله شأنه تاریخ نگارش را چنین مرقوم می‌فرمایند :
قد کتبه العبد الاثیم کریم بن ابرهیم و فرغ من تسویده فی اول لیلة الاثنین الثانی و العشرین من شهر ربیع الثانی من شهور سنة 1262 فی قرية لنگر من قری كرمان حامداً مصلياً مستغفراً .

در آن تاریخ مرحوم آقای کرمانی حدود 37 سال از عمر شریفشان گذشته بود. این رساله در لنگر (روستایی در کرمان) به پایان رسیده است . از آن تاریخ تاکنون 175 سال می گذرد .

این رساله به زبان عربی است و در مجموعه الرسائل 68 به طبع رسیده است. ( از صفحه 167 تا صفحه 277)

از این رساله دو نسخه در کتابخانه موجود است :
شماره نسخه : 67/2 ( ع-55)
شماره نسخه : 71/3 (ع -36)👇👇
نسخه1
نسخه2
👆👆چند نمونه از پرسش‌هایی که در این رساله پاسخ فرموده‌اند:
ـــ فرق بین قیاس منصوص العلة و مستنبط العلة در حجیت چیست؟
ـــ حقیقت غیر منصرف که در السنه نُحاة شایع است در عالم تکوین چیست و اسباب منع صرف را در عالم کبیر و انسان صغیر و وسیط بیان فرمایید.
ـــ حقیقت طی الأرض را به طوری که عالم و جاهل بفهمند بیان فرمایید.