🌷چند سال پیش کنفرانسی (المؤتمر) درباره شخصیت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع برگزار شد و پس از مدتی مقالات آن تنظیم گردید. مدتی پس از آن دومین کنفرانس برگزار شد.
با بررسی مقاله های ارائه شده در این نشست ها، تکرار موضوعی در بعضی مقالات به چشم می خورد و همچنین در بعضی نوشته ها، مطالبی نوین ارائه نشده است و به تکرار بسنده شده.
نکته دیگر اینکه اشاره مکرر به زندگی شیخ مرحوم اع بخش معتنی بهی را فرا گرفته است؛ با اینکه بارها و بارها زندگی ایشان در کتب متعدد به چاپ رسیده (حداقل به طور خلاصه و کلیات زندگی ایشان) با این حال باز هم تکرار می شود. بله، اگر مواردی ناب و نویافته از زندگی ایشان باشد، بجاست و سزاوار؛ اما تکرار آنچه بارها گفته شده، در شأن مقالات علمی پژوهشی آن هم در نشستی به نام این بزرگوار نیست.
همچنین این مسئله را در کتاب هایی که از این بزرگوار به چاپ می رسد، به کرّات می بینیم که بخش مفصلی از ابتدای کتاب را به زندگی نامه ایشان اختصاص می دهند و تکرار مطالب می شود و اصل تحقیق و پژوهش و تصحیح متن، مختصر است.
نکته دیگر اینکه در این مقالات، بحث رکن رابع و مسئله اختلافی میان احقاقی ها و پیروان مرحوم حاج محمدکریم کرمانی به چشم نمی خورد. با اینکه صاحب کتاب احقاق الحق، در نقد رکن رابع از پیش قدمان است و باید در این باره نگاشته ای ارائه می شد و این اختلاف را از منظر تاریخی و عقیدتی واکاوی می کرد؛ ولی به عللی - گویا - این کار انجام نشده است. سخن درباره کتاب «کلمات و بحوث» فراوان است؛ به کلیاتی اکتفا شد.
@AghayedNet
با بررسی مقاله های ارائه شده در این نشست ها، تکرار موضوعی در بعضی مقالات به چشم می خورد و همچنین در بعضی نوشته ها، مطالبی نوین ارائه نشده است و به تکرار بسنده شده.
نکته دیگر اینکه اشاره مکرر به زندگی شیخ مرحوم اع بخش معتنی بهی را فرا گرفته است؛ با اینکه بارها و بارها زندگی ایشان در کتب متعدد به چاپ رسیده (حداقل به طور خلاصه و کلیات زندگی ایشان) با این حال باز هم تکرار می شود. بله، اگر مواردی ناب و نویافته از زندگی ایشان باشد، بجاست و سزاوار؛ اما تکرار آنچه بارها گفته شده، در شأن مقالات علمی پژوهشی آن هم در نشستی به نام این بزرگوار نیست.
همچنین این مسئله را در کتاب هایی که از این بزرگوار به چاپ می رسد، به کرّات می بینیم که بخش مفصلی از ابتدای کتاب را به زندگی نامه ایشان اختصاص می دهند و تکرار مطالب می شود و اصل تحقیق و پژوهش و تصحیح متن، مختصر است.
نکته دیگر اینکه در این مقالات، بحث رکن رابع و مسئله اختلافی میان احقاقی ها و پیروان مرحوم حاج محمدکریم کرمانی به چشم نمی خورد. با اینکه صاحب کتاب احقاق الحق، در نقد رکن رابع از پیش قدمان است و باید در این باره نگاشته ای ارائه می شد و این اختلاف را از منظر تاریخی و عقیدتی واکاوی می کرد؛ ولی به عللی - گویا - این کار انجام نشده است. سخن درباره کتاب «کلمات و بحوث» فراوان است؛ به کلیاتی اکتفا شد.
@AghayedNet
🌷کتاب الفوائد به خط مصنف؛ عالِم شهیرِ شیعی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع. استنساخی از نسخه اصل، از کتابخانه ای شخصی.
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷برخورد بابیه و بهائیه لعنة الله علیهم با علماء شیعه؛ به ویژه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع
آنها به علماء توهین کرده و به آقای کرمانی لقب تراب و زاغ و کلاغ داده اند (نعوذ بالله.) شوقی افندی در لوح قرن آن بزرگوار را هائم در هیماء جهل و عمی خوانده و عبدالحمید اشراقی خاوری، نویسنده مشهور بهائی و ابوالفضل گلپایگانی در مقدمه کشف الغطاء توهین کرده اند. میرزا بهاء الله آقای کرمانی را دجال نامید و دشمن ظهور باب و بهاء می دانست. گذشته از الواح باب و رساله قره العین بر ضد آقای کرمانی باید به الواح و آثار متعدد حسینعلی بهاء در رد ایشان اشاره کرد؛ همچون لوح قناع (با مطلع :یا ایها المعروف بالعلم ) و نیز لوح دیگر (با مطلع : هو القهار یا کریم اسمع نداء ربک الابهی ) که در آنها به ایشان طعن زده و در کتاب اقدس نیز ایشان را مستکبری هوا پرست خوانده است : «اذکروا الکریم اذ دعوناه الی الله انه استکبر بما اتبع هویه... .»
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می شد، ایران بابی می شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه های باب نقش بر آب شد.
@AghayedNet
آنها به علماء توهین کرده و به آقای کرمانی لقب تراب و زاغ و کلاغ داده اند (نعوذ بالله.) شوقی افندی در لوح قرن آن بزرگوار را هائم در هیماء جهل و عمی خوانده و عبدالحمید اشراقی خاوری، نویسنده مشهور بهائی و ابوالفضل گلپایگانی در مقدمه کشف الغطاء توهین کرده اند. میرزا بهاء الله آقای کرمانی را دجال نامید و دشمن ظهور باب و بهاء می دانست. گذشته از الواح باب و رساله قره العین بر ضد آقای کرمانی باید به الواح و آثار متعدد حسینعلی بهاء در رد ایشان اشاره کرد؛ همچون لوح قناع (با مطلع :یا ایها المعروف بالعلم ) و نیز لوح دیگر (با مطلع : هو القهار یا کریم اسمع نداء ربک الابهی ) که در آنها به ایشان طعن زده و در کتاب اقدس نیز ایشان را مستکبری هوا پرست خوانده است : «اذکروا الکریم اذ دعوناه الی الله انه استکبر بما اتبع هویه... .»
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می شد، ایران بابی می شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه های باب نقش بر آب شد.
@AghayedNet
🌷قضاوتی درباره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛ از جانب میرزا حسینعلی نوری در کتاب ایقان؛ نمونه ای از دشمنی بابیه و بهائیه با شیخیه و جداییِ کامل شیخیه از بابیه و اشاره به دلخوری آنها از مرحوم آقای کرمانی و تهمت ها و نارواهای آنها به مرحوم آقای کرمانی:
مثلاً در کتاب يکی از عباد [=مرحوم آقای کرمانی اع] که مشهور به علم و فضل است و خود را از صناديد قوم شمرده و جميع علمای راشدين را ردّ و سبّ نموده [؟!] چنانچه در همه جای از کتاب او تلويحاً و تصريحاً مشهود است. و اين بنده چون ذکر او را بسيار شنيده بودم اراده نمودم که از رسائل او قدری ملاحظه نمايم. هر چند اين بنده اقبال به ملاحظه کلمات غير نداشته و ندارم [؟!] و ليکن چون جمعی از احوال ايشان سؤال نموده و مستفسر شده بودند لهذا لازم گشت که قدری در کتب او ملاحظه رود و جواب سائلين بعد از معرفت و بصيرت داده شود. باری، کتب عربيّه او بدست نيفتاد تااينکه شخصی روزی ذکر نمود کتابی از ايشان که مسمّی به «ارشاد العوام» ست در اين بلد يافت می شود.
@AghayedNet
متن کاملِ این بخش از کتاب ایقان👇
مثلاً در کتاب يکی از عباد [=مرحوم آقای کرمانی اع] که مشهور به علم و فضل است و خود را از صناديد قوم شمرده و جميع علمای راشدين را ردّ و سبّ نموده [؟!] چنانچه در همه جای از کتاب او تلويحاً و تصريحاً مشهود است. و اين بنده چون ذکر او را بسيار شنيده بودم اراده نمودم که از رسائل او قدری ملاحظه نمايم. هر چند اين بنده اقبال به ملاحظه کلمات غير نداشته و ندارم [؟!] و ليکن چون جمعی از احوال ايشان سؤال نموده و مستفسر شده بودند لهذا لازم گشت که قدری در کتب او ملاحظه رود و جواب سائلين بعد از معرفت و بصيرت داده شود. باری، کتب عربيّه او بدست نيفتاد تااينکه شخصی روزی ذکر نمود کتابی از ايشان که مسمّی به «ارشاد العوام» ست در اين بلد يافت می شود.
@AghayedNet
متن کاملِ این بخش از کتاب ایقان👇
🌷امروز، سالروز کشته شدن جناب مختار ثقفی در راه انتقام از اعداء و کشندگان سیدالشهداء علیه السلام.
سید مرحوم، سید کاظم رشتی اع روایاتی که در مَدح مختار است ترجیح داده و می فرمایند روایاتی که در مذمت اوست، بر تقیه حمل می شود و همین عمل او و قیام او ضد اعداء، بزرگ ترین شاهد است بر محبت و اخلاص او به اهل بیت علیهم السلام. همچنین کیسانی بودن او ( به معنای قائل بودن به امامت محمد حنفیه) را رد می فرمایند و دعاء حضرت سجاد علیه السلام در حق او را، شاهدی دیگر بر موافقت وی با طریق اهل البیت می دانند و می فرمایند: سزاوار نیست شک در جلالت شأن مختار. (جواهر الحِکَم، ج10)
متن کامل فرمایش:
قال العالم الربانی المرحوم السیدکاظم الرشتی أعلی الله مقامه:
...و اما المختار فله حق عظيم علی رسول الله صلی الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و فاطمة و الحسن و الحسين و الائمة عليهم السلام و علی الشهداء و الصالحين و علی الملائکة المقربين بل علی کل المؤمنين و الخلق اجمعين و حاشاهم ان لايعرفوا حقه و يترکوه في اليم العذاب و جسيم العقاب و کل ما نسب اليه من المساوي کلها من مفتريات المخالفين و موضوعاتهم و الروايات الواردة في ذمه کلها ضعيفة السند و لو صحت تحمل علی التقية و الروايات في مدحه کثيرة معتبرة و فعله الحسن الجميل الممدوح اعظم شاهد علی اخلاصه و محبته لاهل البيت عليهم السلام.
و اما انه يذهب الی امامة محمد بن الحنفية فحاشاه من ذلک و انما هو من المخلصين لمولانا زين العابدين عليه السلام نعم ربما يظهر تبعيته لمحمد لرواج امره لا لانه امام مفترض الطاعة بل لانه کبير عظيم من اولاد اميرالمؤمنين عليه السلام فله شأن و مقام عند الناس و الامام عليه السلام ترحم عليه و اظهر الرضا عنه و شکر سعيه و لايظهر الرضا عمن هو مخالف لطريقتهم عليهم السلام و مباين لشريعتهم مع مخالفته للتقية لان ذمه و الوقيعة فيه من مذهب المخالفين و ما ذکره الشهرستاني في الملل و النحل من عدة (عده خ ل) من الکيسانية القائلين بامامة محمد بن الحنفية غلط فاحش لا اعتبار بقوله هنا لانه مشی علی مذهبه و طريقته المعروفة و بالجملة لاينبغي الشک في جلالة شأن المختار فلولا ضيق الوقت و استعجال السائل لبسطت القول في هذا المقام و لذکرت فيه رضی الله عنه ما يشفي العليل و يبرد الغليل و فيما ذکرنا کفاية.
@AghayedNet
سید مرحوم، سید کاظم رشتی اع روایاتی که در مَدح مختار است ترجیح داده و می فرمایند روایاتی که در مذمت اوست، بر تقیه حمل می شود و همین عمل او و قیام او ضد اعداء، بزرگ ترین شاهد است بر محبت و اخلاص او به اهل بیت علیهم السلام. همچنین کیسانی بودن او ( به معنای قائل بودن به امامت محمد حنفیه) را رد می فرمایند و دعاء حضرت سجاد علیه السلام در حق او را، شاهدی دیگر بر موافقت وی با طریق اهل البیت می دانند و می فرمایند: سزاوار نیست شک در جلالت شأن مختار. (جواهر الحِکَم، ج10)
متن کامل فرمایش:
قال العالم الربانی المرحوم السیدکاظم الرشتی أعلی الله مقامه:
...و اما المختار فله حق عظيم علی رسول الله صلی الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و فاطمة و الحسن و الحسين و الائمة عليهم السلام و علی الشهداء و الصالحين و علی الملائکة المقربين بل علی کل المؤمنين و الخلق اجمعين و حاشاهم ان لايعرفوا حقه و يترکوه في اليم العذاب و جسيم العقاب و کل ما نسب اليه من المساوي کلها من مفتريات المخالفين و موضوعاتهم و الروايات الواردة في ذمه کلها ضعيفة السند و لو صحت تحمل علی التقية و الروايات في مدحه کثيرة معتبرة و فعله الحسن الجميل الممدوح اعظم شاهد علی اخلاصه و محبته لاهل البيت عليهم السلام.
و اما انه يذهب الی امامة محمد بن الحنفية فحاشاه من ذلک و انما هو من المخلصين لمولانا زين العابدين عليه السلام نعم ربما يظهر تبعيته لمحمد لرواج امره لا لانه امام مفترض الطاعة بل لانه کبير عظيم من اولاد اميرالمؤمنين عليه السلام فله شأن و مقام عند الناس و الامام عليه السلام ترحم عليه و اظهر الرضا عنه و شکر سعيه و لايظهر الرضا عمن هو مخالف لطريقتهم عليهم السلام و مباين لشريعتهم مع مخالفته للتقية لان ذمه و الوقيعة فيه من مذهب المخالفين و ما ذکره الشهرستاني في الملل و النحل من عدة (عده خ ل) من الکيسانية القائلين بامامة محمد بن الحنفية غلط فاحش لا اعتبار بقوله هنا لانه مشی علی مذهبه و طريقته المعروفة و بالجملة لاينبغي الشک في جلالة شأن المختار فلولا ضيق الوقت و استعجال السائل لبسطت القول في هذا المقام و لذکرت فيه رضی الله عنه ما يشفي العليل و يبرد الغليل و فيما ذکرنا کفاية.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
مرحوم شیخ احمد أحسائی اع اگرچه رؤیاهایی صادقه دیده است و در زندگی نامه خود نقل فرموده؛ ولی در هیچ یک از استدلال های خود نفرموده است مطلب چنین است و چنان به دلیل خوابی که دیده ام؛ بلکه با دلایل عقلی و نقلی مسئله را ثابت فرموده اند. با این حال، مخالفان این بزرگوار بر ایشان ایراد گرفته اند که چرا بر خواب تکیه کرده ای! از آن سو، برخی مخالفان ایشان، چگونه خواب را دست مایه خود برای برخی برنامه ها قرار داده اند... .
توضیح تصویر: سید محمدحسین طهرانی (از منتقدان شیخ مرحوم) می گوید در خواب به من «علامه آیت الله» خطاب شد؛ از آن پس این لقب را بر کتاب هایم می نویسم.
@AghayedNet
توضیح تصویر: سید محمدحسین طهرانی (از منتقدان شیخ مرحوم) می گوید در خواب به من «علامه آیت الله» خطاب شد؛ از آن پس این لقب را بر کتاب هایم می نویسم.
@AghayedNet
🌷متن کتاب فوائد به خط مصنف؛ مرحوم شیخ احمد احسائی أع؛ نسخه ای با کیفیت بهتر و حجم کمتر.
با تشکر از بزرگواری که این فایل را به اشتراک گذاردند؛ جزاه الله خیرا.
@AghayedNet
با تشکر از بزرگواری که این فایل را به اشتراک گذاردند؛ جزاه الله خیرا.
@AghayedNet
AghayedNet
🌷متن کتاب فوائد به خط مصنف؛ مرحوم شیخ احمد احسائی أع؛ نسخه ای با کیفیت بهتر و حجم کمتر. با تشکر از بزرگواری که این فایل را به اشتراک گذاردند؛ جزاه الله خیرا. @AghayedNet
صفحه نخست فوائدِ حِکمی مرحوم شیخ احمد أحسائی أع
@AghayedNet
@AghayedNet
مقاله «مظاهر عالم هورقلیا در فلسفه اشراق و مکتب شیخیه» صرف نظر از نقدهایی که بر آن وارد است تقدیم می شود
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷تأملاتی درباره روز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
1.برخی از علماء همچون شیخ طوسی رحمة الله علیه طبق روایاتی ولادت سیدالشهداءعلیه السلام را سوم شعبان گفته اند و نقل صحیح تر، همین است؛ (1)
2. با توجه به روایات، سیدالشهداء شش ماه در بَطن مادر بوده اند (2) و آیه شریفه «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا» درباره ایشان است؛ (3)
3. در بعضی نقل ها رسیده است فاصله سنّی امام حسن و امام حسین علیهما السلام شش ماه و ده روز بوده است؛ (4)
4. با احتساب ولادت سیدالشهداء در سوم شعبان و تقویت احادیثِ «شش ماه و ده روز» فاصله، ولادت امام مجتبی علیه السلام، نَه در نیمه ماه رمضان که شش ماه و ده روز قبل از سوم شعبان خواهد بود. شایان ذکر است مرحوم آقای کرمانی در رساله «خلاصة التقویم»، ضمن وقایع نیمه ماه رمضان، به ولادت این بزرگوار علیه السلام اشاره ای نفرموده اند. (5)
—---
منابع و مآخذ:
1. شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 828، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق؛ ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص 399، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق؛ کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح(جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، ص 543، قم، دار الرضی (زاهدی)، چاپ دوم، 1405ق؛ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعة، ج 1، ص 578، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403ق.
2. ابن ابى الثلج بغدادى، محمد بن احمد، تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم(ع)، ص 74، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1410ق.
3. و منها قوله: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، مع قوله: و فصاله فی عامین، علم منها ان أقل مدة الحمل ستة أشهر (الرسائل مع رسائل أخر، محقق خوانساری، ص45) مرحوم آقای کرمانی در توضیح این آیه، با توجه به حدیث شش ماه حمل سیدالشهداء علیه السلام می فرمایند: «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، منها سنتان للرضاع و مدة الحمل ستة أشهر و هی مدة حمل الحسین علیه السلام.» (تفسیر مرحوم آقای کرمانی، تفسیر سوره احقاف، آیه 15)
4. عن أبی عبد الله علیه السلام، قال کان بین الحسن و الحسین علیهما السلام طُهر و کان بینهما فی المیلاد ستة أشهر و عشرا. الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها، انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، ج5، ص71، بحارالأنوار، ج43، ص258 عن الکافی (الکافی علی ما فی البحار)، إحقاق الحق، ج19، ص361، المعجم الکبیر للطبرانی، ص142، تاریخ دمشق، ج14، ص26، ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على، مناقب آل أبیطالب(ع)، ج 4، ص 76، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق.
5. خلاصة التقویم (أحسن التقویم)، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، ص8
@AghayedNet
1.برخی از علماء همچون شیخ طوسی رحمة الله علیه طبق روایاتی ولادت سیدالشهداءعلیه السلام را سوم شعبان گفته اند و نقل صحیح تر، همین است؛ (1)
2. با توجه به روایات، سیدالشهداء شش ماه در بَطن مادر بوده اند (2) و آیه شریفه «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا» درباره ایشان است؛ (3)
3. در بعضی نقل ها رسیده است فاصله سنّی امام حسن و امام حسین علیهما السلام شش ماه و ده روز بوده است؛ (4)
4. با احتساب ولادت سیدالشهداء در سوم شعبان و تقویت احادیثِ «شش ماه و ده روز» فاصله، ولادت امام مجتبی علیه السلام، نَه در نیمه ماه رمضان که شش ماه و ده روز قبل از سوم شعبان خواهد بود. شایان ذکر است مرحوم آقای کرمانی در رساله «خلاصة التقویم»، ضمن وقایع نیمه ماه رمضان، به ولادت این بزرگوار علیه السلام اشاره ای نفرموده اند. (5)
—---
منابع و مآخذ:
1. شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 828، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق؛ ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص 399، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق؛ کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح(جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، ص 543، قم، دار الرضی (زاهدی)، چاپ دوم، 1405ق؛ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعة، ج 1، ص 578، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403ق.
2. ابن ابى الثلج بغدادى، محمد بن احمد، تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم(ع)، ص 74، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1410ق.
3. و منها قوله: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، مع قوله: و فصاله فی عامین، علم منها ان أقل مدة الحمل ستة أشهر (الرسائل مع رسائل أخر، محقق خوانساری، ص45) مرحوم آقای کرمانی در توضیح این آیه، با توجه به حدیث شش ماه حمل سیدالشهداء علیه السلام می فرمایند: «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، منها سنتان للرضاع و مدة الحمل ستة أشهر و هی مدة حمل الحسین علیه السلام.» (تفسیر مرحوم آقای کرمانی، تفسیر سوره احقاف، آیه 15)
4. عن أبی عبد الله علیه السلام، قال کان بین الحسن و الحسین علیهما السلام طُهر و کان بینهما فی المیلاد ستة أشهر و عشرا. الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها، انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، ج5، ص71، بحارالأنوار، ج43، ص258 عن الکافی (الکافی علی ما فی البحار)، إحقاق الحق، ج19، ص361، المعجم الکبیر للطبرانی، ص142، تاریخ دمشق، ج14، ص26، ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على، مناقب آل أبیطالب(ع)، ج 4، ص 76، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق.
5. خلاصة التقویم (أحسن التقویم)، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، ص8
@AghayedNet
🌷نسخه خطی رساله اصول الدین، نگاشته مرحوم سید کاظم رشتی أع؛ نسخه کتابخانه مجلس
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷گزارش مناظره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی با فرستاده علی محمد باب در سال 1261ق
علی محمد باب طلبه ای به نام ملاصادق را به کرمان فرستاد (صادق مقدس خراساني ملقب به اسم الله الاقدس).
وی خدمت مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه رسید و در صبح یکشنبه 23صفر سال1261مجلس مناظره ای تشکیل شد. قریب به دویست نفر از اهل حل و عقد و علماء در آن مجلس حاضر بودند. زین العابدین بن جعفر کرمانی اتفاقات آن مجلس را یادداشت کرده است.
مجلس با پرسش های آقای کرمانی از رسول باب آغاز می شود. اینکه از کجاست و نزد باب چه سِمَتی دارد. از وی اقرار می گیرند که سخنان باب را نمی فهمد. کتابی را که رسول باب آورده، گشوده و الفاظ رکیک و خلاف عربیت آن را بلندبلند قرائت کرده و می فرمایند: «کتابی از شیخ محمد مکی سنّی در نزد من است که در علم اعداد تصنیف کرده و بر سبک قرآن گفته و موافق زبان عرب تکلم کرده. پس چرا تصدیق میرزا علی محمد را می کنی و تصدیق او را نمی کنی؟» ملاصادق پاسخی ندارد و مصرانه تکرار می کند که این کتاب، قرآن باب است و معجزه.
آقای کرمانی (اع) فرمایش های سید مرحوم (اع) را در حق خودشان بیان می فرمایند و رسول باب تصدیق می کند و حتی می گوید: «من می دانم که شما اعلم از کلّ شاگردان سید می باشید.» و در قسمتی از مناظره می گوید: «من نیز شنیدم چندین مرتبه تعریف شما را از سید و تصریح او را به اینکه شما نائب آن بزرگوار هستید.» آقای کرمانی با توجه به مقام علمی خود بارها می فرمایند که من و حاضران در جمع کتاب او را باطل و خلاف عربیت مید انیم و این قرآن را خلاف آیه «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه» می دانیم چرا که قرآن باب به لسان عربی مشهور و متعارف نیست و حتی به لسان عرب های بدوی بیابانی هم نیست. در اینجا رسول باب می گوید: «من تا حالا غافل بوده ام و الحال متذکر شدم.» و آقای کرمانی (اع) به او دستور می دهند که: «برو به مسجد و در ملأ عام بگو من تا حال از روی غفلت به راه باطل رفته بودم و حال توبه کردم و این کتاب های میرزا علی محمد باب همه کفر و زندقه است و باید آنها را سوزانید.» آن رسول عرض کرد: «می ترسم از مجلس شما بیرون بروم مرا سنگسار کنند.»
نویسنده این مجلس یعنی زینالعابدین بن جعفر شگفتی خود را از حال این رسول اظهار می کند که این ملاصادق «وقت ورود به کرمان در کجاوه نشسته بود و عوام کالانعام او را تعظیم و تجلیل می کردند و دسترسی به او نداشتند کجاوه او را و شتر او را می بوسیدند و خاک پای شتر او را برای تیمن و تبرک می بردند و آب دستش را برای شفاء می خوردند» و امروز کار این رسول به اینجا کشیده است.
در ادامه باز هم مکرراً آقای کرمانی به فرمایش های سید مرحوم اعلی الله مقامه در حقّ خودشان تصریح فرموده و می فرمایند «تفضیح کردید شیخیه را و شیخ مرحوم را و سید مرحوم را به اینکه می گویید ما شیخی هستیم و تفضیح کردید شیعه اثنی عشری را به اینکه می گویید ما اثنیعشری هستیم و افترا بر خدا و رسول و ائمه علیهم السلام بستید که این مزخرفات را به هم بافتید و نام آن را قرآن گذاردید.»
در این هنگام ملاصادق عرض می کند: «من در خلوت با شما عرضی دارم.» و ایشان می فرمایند: «در خلوت یک دقیقه با تو نمی نشینم و به نجوا و آهستگی یک کلمه با تو تکلم نمی کنم اگر برهانی داری بر اثبات حقیت میرزا علی محمد و کتاب او، علانیه و در ملأ عام بیاور. و الا پس تصدیق کن مرا یا تکذیب کن تا جاری شود بر تو آنچه باید جاری شود.» باز هم به فرمایش های سید مرحوم درباره جایگاه خودشان اشاره فرمودند و در ادامه اجازه نامه ملاصادق از سید مرحوم را توجیه فرمودند.
ملاصادق گفت: از کرمان می روم. فرمودند: «من می نویسم به تمام شهرها که تو را طعن و لعن کنند و تو را و امثال تو را در ولایات راه ندهند... .» نهایت ملاصادق اخلاق خوش علیمحمد باب را علت گرویدن به او عنوان می کند و آقای کرمانی این بهانه را نیز پاسخ می دهند.
در آن مجلس نائب الحکومه حاضر بود و در پایان مناظره گفت: «اتمام حجت بهتر از این نمی شود معلوم شد که این مرد و کسی که او را فرستاده است و کتاب های آنها همه بر باطلند و کفر اینها بر عامّ و خاص مبرهن است او را امان بدهید و بفرمایید اصحاب او را سنگسار نکنند و امشب تا فردا نزد من باشد، آن را اخراج بلد می کنم یا می آید خدمت سرکار و به طوری که فرمایش فرمودید توبه می کند.»
زینالعابدین بن جعفر کرمانی می نویسد: «[آقای کرمانی] از مجلس تشریف بردند و همان شب او [=ملاصادق] را از کرمان بیرون کردند. بعد از آن چهار جلد در ردّ این طایفه ضاله بابیه نوشتند و به اطراف، مرقومات در باب ابطال باب خسران مآب مرقوم فرمودند و بطلان آنها را بر همه کس واضح و مبَرهَن ساختند. و السلام.»
@AghayedNet
علی محمد باب طلبه ای به نام ملاصادق را به کرمان فرستاد (صادق مقدس خراساني ملقب به اسم الله الاقدس).
وی خدمت مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه رسید و در صبح یکشنبه 23صفر سال1261مجلس مناظره ای تشکیل شد. قریب به دویست نفر از اهل حل و عقد و علماء در آن مجلس حاضر بودند. زین العابدین بن جعفر کرمانی اتفاقات آن مجلس را یادداشت کرده است.
مجلس با پرسش های آقای کرمانی از رسول باب آغاز می شود. اینکه از کجاست و نزد باب چه سِمَتی دارد. از وی اقرار می گیرند که سخنان باب را نمی فهمد. کتابی را که رسول باب آورده، گشوده و الفاظ رکیک و خلاف عربیت آن را بلندبلند قرائت کرده و می فرمایند: «کتابی از شیخ محمد مکی سنّی در نزد من است که در علم اعداد تصنیف کرده و بر سبک قرآن گفته و موافق زبان عرب تکلم کرده. پس چرا تصدیق میرزا علی محمد را می کنی و تصدیق او را نمی کنی؟» ملاصادق پاسخی ندارد و مصرانه تکرار می کند که این کتاب، قرآن باب است و معجزه.
آقای کرمانی (اع) فرمایش های سید مرحوم (اع) را در حق خودشان بیان می فرمایند و رسول باب تصدیق می کند و حتی می گوید: «من می دانم که شما اعلم از کلّ شاگردان سید می باشید.» و در قسمتی از مناظره می گوید: «من نیز شنیدم چندین مرتبه تعریف شما را از سید و تصریح او را به اینکه شما نائب آن بزرگوار هستید.» آقای کرمانی با توجه به مقام علمی خود بارها می فرمایند که من و حاضران در جمع کتاب او را باطل و خلاف عربیت مید انیم و این قرآن را خلاف آیه «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه» می دانیم چرا که قرآن باب به لسان عربی مشهور و متعارف نیست و حتی به لسان عرب های بدوی بیابانی هم نیست. در اینجا رسول باب می گوید: «من تا حالا غافل بوده ام و الحال متذکر شدم.» و آقای کرمانی (اع) به او دستور می دهند که: «برو به مسجد و در ملأ عام بگو من تا حال از روی غفلت به راه باطل رفته بودم و حال توبه کردم و این کتاب های میرزا علی محمد باب همه کفر و زندقه است و باید آنها را سوزانید.» آن رسول عرض کرد: «می ترسم از مجلس شما بیرون بروم مرا سنگسار کنند.»
نویسنده این مجلس یعنی زینالعابدین بن جعفر شگفتی خود را از حال این رسول اظهار می کند که این ملاصادق «وقت ورود به کرمان در کجاوه نشسته بود و عوام کالانعام او را تعظیم و تجلیل می کردند و دسترسی به او نداشتند کجاوه او را و شتر او را می بوسیدند و خاک پای شتر او را برای تیمن و تبرک می بردند و آب دستش را برای شفاء می خوردند» و امروز کار این رسول به اینجا کشیده است.
در ادامه باز هم مکرراً آقای کرمانی به فرمایش های سید مرحوم اعلی الله مقامه در حقّ خودشان تصریح فرموده و می فرمایند «تفضیح کردید شیخیه را و شیخ مرحوم را و سید مرحوم را به اینکه می گویید ما شیخی هستیم و تفضیح کردید شیعه اثنی عشری را به اینکه می گویید ما اثنیعشری هستیم و افترا بر خدا و رسول و ائمه علیهم السلام بستید که این مزخرفات را به هم بافتید و نام آن را قرآن گذاردید.»
در این هنگام ملاصادق عرض می کند: «من در خلوت با شما عرضی دارم.» و ایشان می فرمایند: «در خلوت یک دقیقه با تو نمی نشینم و به نجوا و آهستگی یک کلمه با تو تکلم نمی کنم اگر برهانی داری بر اثبات حقیت میرزا علی محمد و کتاب او، علانیه و در ملأ عام بیاور. و الا پس تصدیق کن مرا یا تکذیب کن تا جاری شود بر تو آنچه باید جاری شود.» باز هم به فرمایش های سید مرحوم درباره جایگاه خودشان اشاره فرمودند و در ادامه اجازه نامه ملاصادق از سید مرحوم را توجیه فرمودند.
ملاصادق گفت: از کرمان می روم. فرمودند: «من می نویسم به تمام شهرها که تو را طعن و لعن کنند و تو را و امثال تو را در ولایات راه ندهند... .» نهایت ملاصادق اخلاق خوش علیمحمد باب را علت گرویدن به او عنوان می کند و آقای کرمانی این بهانه را نیز پاسخ می دهند.
در آن مجلس نائب الحکومه حاضر بود و در پایان مناظره گفت: «اتمام حجت بهتر از این نمی شود معلوم شد که این مرد و کسی که او را فرستاده است و کتاب های آنها همه بر باطلند و کفر اینها بر عامّ و خاص مبرهن است او را امان بدهید و بفرمایید اصحاب او را سنگسار نکنند و امشب تا فردا نزد من باشد، آن را اخراج بلد می کنم یا می آید خدمت سرکار و به طوری که فرمایش فرمودید توبه می کند.»
زینالعابدین بن جعفر کرمانی می نویسد: «[آقای کرمانی] از مجلس تشریف بردند و همان شب او [=ملاصادق] را از کرمان بیرون کردند. بعد از آن چهار جلد در ردّ این طایفه ضاله بابیه نوشتند و به اطراف، مرقومات در باب ابطال باب خسران مآب مرقوم فرمودند و بطلان آنها را بر همه کس واضح و مبَرهَن ساختند. و السلام.»
@AghayedNet
صورت مناظره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع با فرستاده باب (رئیس بابیه)؛ نسخه کتابخانه مرکز احیاء تراث اسلامی
@AghayedNet
@AghayedNet