🌷مخطوط مناقب أهل البیت علیهم السلام، لمؤلف مجهول.
نسخه خطی رساله مناقب اهل البیت (مجموعه روایات)، مؤلف: نامعلوم.
نسخه کتابخانه ملی
@AghayedNet
و أب, اصل است از برای تراب و هر اصل را أب اطلاق شود. پس به این جهت است که امیرالمؤمنین علیه السلام را ابوتراب گویند و گفته شده.
(مرحوم سید کاظم رشتی أع در مباحث اصول دین)
@AghayedNet
با چراغ و آینه، شفیعی کدکنی، ص 74
آقای بروجردی، فلسفیِ واعظ را برای بحث با شیخیه به کرمان فرستاد و گفت و گوهایی با شیخیه کرمان(=ناطقیه)انجام شد.رساله ای درپاسخ به سوالات وی نوشته شده/نسخه کتابخانه «آیت الله بروجردی.»
@AghayedNet
🌷چند سال پیش کنفرانسی (المؤتمر) درباره شخصیت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع برگزار شد و پس از مدتی مقالات آن تنظیم گردید. مدتی پس از آن دومین کنفرانس برگزار شد.
با بررسی مقاله های ارائه شده در این نشست ها، تکرار موضوعی در بعضی مقالات به چشم می خورد و همچنین در بعضی نوشته ها، مطالبی نوین ارائه نشده است و به تکرار بسنده شده.
نکته دیگر اینکه اشاره مکرر به زندگی شیخ مرحوم اع بخش معتنی بهی را فرا گرفته است؛ با اینکه بارها و بارها زندگی ایشان در کتب متعدد به چاپ رسیده (حداقل به طور خلاصه و کلیات زندگی ایشان) با این حال باز هم تکرار می شود. بله، اگر مواردی ناب و نویافته از زندگی ایشان باشد، بجاست و سزاوار؛ اما تکرار آنچه بارها گفته شده، در شأن مقالات علمی پژوهشی آن هم در نشستی به نام این بزرگوار نیست.
همچنین این مسئله را در کتاب هایی که از این بزرگوار به چاپ می رسد، به کرّات می بینیم که بخش مفصلی از ابتدای کتاب را به زندگی نامه ایشان اختصاص می دهند و تکرار مطالب می شود و اصل تحقیق و پژوهش و تصحیح متن، مختصر است.
نکته دیگر اینکه در این مقالات، بحث رکن رابع و مسئله اختلافی میان احقاقی ها و پیروان مرحوم حاج محمدکریم کرمانی به چشم نمی خورد. با اینکه صاحب کتاب احقاق الحق، در نقد رکن رابع از پیش قدمان است و باید در این باره نگاشته ای ارائه می شد و این اختلاف را از منظر تاریخی و عقیدتی واکاوی می کرد؛ ولی به عللی - گویا - این کار انجام نشده است. سخن درباره کتاب «کلمات و بحوث» فراوان است؛ به کلیاتی اکتفا شد.
@AghayedNet
🌷کتاب الفوائد به خط مصنف؛ عالِم شهیرِ شیعی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع. استنساخی از نسخه اصل، از کتابخانه ای شخصی.
@AghayedNet
🌷برخورد بابیه و بهائیه لعنة الله علیهم با علماء شیعه؛ به ویژه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع

آنها به علماء توهین کرده و به آقای کرمانی لقب تراب و زاغ و کلاغ داده‌ اند (نعوذ بالله.) شوقی‌ افندی در لوح قرن آن بزرگوار را هائم در هیماء جهل و عمی خوانده و عبدالحمید اشراقی خاوری، نویسنده مشهور بهائی و ابوالفضل گلپایگانی در مقدمه کشف الغطاء توهین کرده‌ اند. میرزا بهاء الله آقای کرمانی را دجال نامید و دشمن ظهور باب و بهاء می‌ دانست. گذشته از الواح باب و رساله قره العین بر ضد آقای کرمانی باید به الواح و آثار متعدد حسینعلی بهاء در رد ایشان اشاره کرد؛ همچون لوح قناع (با مطلع :یا ایها المعروف بالعلم ) و نیز لوح دیگر (با مطلع : هو القهار یا کریم اسمع نداء ربک الابهی ) که در آنها به ایشان طعن زده و در کتاب اقدس نیز ایشان را مستکبری هوا پرست خوانده است : «اذکروا الکریم اذ دعوناه الی الله انه استکبر بما اتبع هویه... .»

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی‌ محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب‌ ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می‌ شد، ایران بابی می‌ شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه‌ های باب نقش بر آب شد.
@AghayedNet
🌷قضاوتی درباره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛ از جانب میرزا حسینعلی نوری در کتاب ایقان؛ نمونه ای از دشمنی بابیه و بهائیه با شیخیه و جداییِ کامل شیخیه از بابیه و اشاره به دلخوری آنها از مرحوم آقای کرمانی و تهمت ها و نارواهای آنها به مرحوم آقای کرمانی:

مثلاً در کتاب يکی از عباد [=مرحوم آقای کرمانی اع] که مشهور به علم و فضل است و خود را از صناديد قوم شمرده و جميع علمای راشدين را ردّ و سبّ نموده [؟!] چنانچه در همه جای از کتاب او تلويحاً و تصريحاً مشهود است. و اين بنده چون ذکر او را بسيار شنيده بودم اراده نمودم که از رسائل او قدری ملاحظه نمايم. هر چند اين بنده اقبال به ملاحظه کلمات غير نداشته و ندارم [؟!] و ليکن چون جمعی از احوال ايشان سؤال نموده و مستفسر شده بودند لهذا لازم گشت که قدری در کتب او ملاحظه رود و جواب سائلين بعد از معرفت و بصيرت داده شود. باری، کتب عربيّه او بدست نيفتاد تااينکه شخصی روزی ذکر نمود کتابی از ايشان که مسمّی به «ارشاد العوام» ست در اين بلد يافت می شود.
@AghayedNet
متن کاملِ این بخش از کتاب ایقان👇
🌷امروز، سالروز کشته شدن جناب مختار ثقفی در راه انتقام از اعداء و کشندگان سیدالشهداء علیه السلام.
سید مرحوم، سید کاظم رشتی اع روایاتی که در مَدح مختار است ترجیح داده و می فرمایند روایاتی که در مذمت اوست، بر تقیه حمل می شود و همین عمل او و قیام او ضد اعداء، بزرگ ترین شاهد است بر محبت و اخلاص او به اهل بیت علیهم السلام. همچنین کیسانی بودن او ( به معنای قائل بودن به امامت محمد حنفیه) را رد می فرمایند و دعاء حضرت سجاد علیه السلام در حق او را، شاهدی دیگر بر موافقت وی با طریق اهل البیت می دانند و می‌ فرمایند: سزاوار نیست شک در جلالت شأن مختار. (جواهر الحِکَم، ج10)

متن کامل فرمایش:

قال العالم الربانی المرحوم السیدکاظم الرشتی أعلی الله مقامه:

...و اما المختار فله حق عظيم علی رسول الله صلی الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و فاطمة و الحسن و الحسين و الائمة عليهم السلام و علی الشهداء و الصالحين و علی الملائکة المقربين بل علی کل المؤمنين و الخلق اجمعين و حاشاهم ان لايعرفوا حقه و يترکوه في اليم العذاب و جسيم العقاب و کل ما نسب اليه من المساوي کلها من مفتريات المخالفين و موضوعاتهم و الروايات الواردة في ذمه کلها ضعيفة السند و لو صحت تحمل علی التقية و الروايات في مدحه کثيرة معتبرة و فعله الحسن الجميل الممدوح اعظم شاهد علی اخلاصه و محبته لاهل البيت عليهم السلام.
و اما انه يذهب الی امامة محمد بن الحنفية فحاشاه من ذلک و انما هو من المخلصين لمولانا زين العابدين عليه السلام نعم ربما يظهر تبعيته لمحمد لرواج امره لا لانه امام مفترض الطاعة بل لانه کبير عظيم من اولاد اميرالمؤمنين عليه السلام فله شأن و مقام عند الناس و الامام عليه السلام ترحم عليه و اظهر الرضا عنه و شکر سعيه و لايظهر الرضا عمن هو مخالف لطريقتهم عليهم السلام و مباين لشريعتهم مع مخالفته للتقية لان ذمه و الوقيعة فيه من مذهب المخالفين و ما ذکره الشهرستاني في الملل و النحل من عدة (عده خ ل) من الکيسانية القائلين بامامة محمد بن الحنفية غلط فاحش لا اعتبار بقوله هنا لانه مشی علی مذهبه و طريقته المعروفة و بالجملة لاينبغي الشک في جلالة شأن المختار فلولا ضيق الوقت و استعجال السائل لبسطت القول في هذا المقام و لذکرت فيه رضی الله عنه ما يشفي العليل و يبرد الغليل و فيما ذکرنا کفاية.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
مرحوم شیخ احمد أحسائی اع اگرچه رؤیاهایی صادقه دیده است و در زندگی نامه خود نقل فرموده؛ ولی در هیچ یک از استدلال های خود نفرموده است مطلب چنین است و چنان به دلیل خوابی که دیده ام؛ بلکه با دلایل عقلی و نقلی مسئله را ثابت فرموده اند. با این حال، مخالفان این بزرگوار بر ایشان ایراد گرفته اند که چرا بر خواب تکیه کرده ای! از آن سو، برخی مخالفان ایشان، چگونه خواب را دست مایه خود برای برخی برنامه ها قرار داده اند... .

توضیح تصویر: سید محمدحسین طهرانی (از منتقدان شیخ مرحوم) می گوید در خواب به من «علامه آیت الله» خطاب شد؛ از آن پس این لقب را بر کتاب هایم می نویسم.
@AghayedNet
🌷متن کتاب فوائد به خط مصنف؛ مرحوم شیخ احمد احسائی أع؛ نسخه ای با کیفیت بهتر و حجم کمتر.
با تشکر از بزرگواری که این فایل را به اشتراک گذاردند؛ جزاه الله خیرا.
@AghayedNet
مقاله «مظاهر عالم هورقلیا در فلسفه اشراق و مکتب شیخیه» صرف نظر از نقدهایی که بر آن وارد است تقدیم می شود
@AghayedNet
مشخصات شهر کرمان در حاشیه نسخه ای خطی
@AghayedNet
🌷تأملاتی درباره روز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

1.برخی از علماء همچون شیخ طوسی رحمة الله علیه طبق روایاتی ولادت سیدالشهداء‌علیه السلام را سوم شعبان گفته اند و نقل صحیح تر، همین است؛ (1)

2. با توجه به روایات، سیدالشهداء شش ماه در بَطن مادر بوده اند (2) و آیه شریفه «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا» درباره ایشان است؛ (3)

3. در بعضی نقل ها رسیده است فاصله سنّی امام حسن و امام حسین علیهما السلام شش ماه و ده روز بوده است؛ (4)

4. با احتساب ولادت سیدالشهداء در سوم شعبان و تقویت احادیثِ «شش ماه و ده روز» فاصله، ولادت امام مجتبی علیه السلام، نَه در نیمه ماه رمضان که شش ماه و ده روز قبل از سوم شعبان خواهد بود. شایان ذکر است مرحوم آقای کرمانی در رساله «خلاصة التقویم»، ضمن وقایع نیمه ماه رمضان، به ولادت این بزرگوار علیه السلام اشاره ای نفرموده اند. (5)

—---
منابع و مآخذ:

1. شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، ج ‏2، ص 828، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق؛ ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص 399، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق؛ کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح(جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، ص 543، قم، دار الرضی (زاهدی)، چاپ دوم، 1405ق؛ امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعة، ج ‏1، ص 578، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏، 1403ق.

2. ابن ابى الثلج بغدادى، محمد بن احمد، تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم(ع)، ص 74، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1410ق.

3. و منها قوله: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، مع قوله: و فصاله فی عامین، علم منها ان أقل مدة الحمل ستة أشهر (الرسائل مع رسائل أخر، محقق خوانساری، ص45) مرحوم آقای کرمانی در توضیح این آیه، با توجه به حدیث شش ماه حمل سیدالشهداء علیه السلام می فرمایند: «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، منها سنتان للرضاع و مدة الحمل ستة أشهر و هی مدة حمل الحسین علیه السلام.» (تفسیر مرحوم آقای کرمانی، تفسیر سوره احقاف، آیه 15)

4. عن أبی عبد الله علیه السلام، قال کان بین الحسن و الحسین علیهما السلام طُهر و کان بینهما فی المیلاد ستة أشهر و عشرا. الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها، انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، ج5، ص71، بحارالأنوار، ج43، ص258 عن الکافی (الکافی علی ما فی البحار)، إحقاق الحق، ج19، ص361، المعجم الکبیر للطبرانی، ص142، تاریخ دمشق، ج14، ص26، ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج 4، ص 76، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق.

5. خلاصة التقویم (أحسن التقویم)، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، ص8
@AghayedNet