معرفی و چکیده پژوهشی در مقطع دکترا درباره نظریاتِ حِکمیِ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی (اع)
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ

ـــــ باتوجه به اين دو مسئله كه در كتاب هاي كفاية المسائل و الجامع آمده:
مسأله ـ هرگاه به شهادت عدلين يا به شياع يا به ساير علائم، علم عادي حاصل شود از براي اهل بلدي كه اهل بلدي ديگر ماه نو را ديده ‏اند ـ چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال ـ بايد روزه بدارند از اول ماه رمضان و عيد كنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذكور ماه نو را نديده باشند .
[الجامع]يا: حكم جميع البلدان في الهلال واحد فاذا رئي في مصر و ثبت في آخر بالشهود اخذ بقولهم.

آيا مقصود از تعبيرات «جميع البلدان» و «بلد» و «مصر» عام است چون ظاهرا قرينه‌ اي در اين دو مسئله و يا احاديث وارده نيست كه آن‌ها را تخصيص زند، يا اين‌كه بلاد هم افق مقصود است به دليل ديگر (مثلاً گفته‌ اند كه نوع فقهای متقدمين كه اينگونه تعبيرات را در احاديث، عام گرفته‌ اند، قائل به مسطح بودن زمين بوده‌اند، نه كرويت آن)؟
ـــ پاسخ: مراد بلاد هم افق است به دليل سيره مستمره فقهاء گذشته و معاصر و اهل شرع در همه زمان‌ها.

ـــــ در صورت دوم از مسئله بالا، مقصود از هم افق بودن چيست؟
الف) بلاد هم عرض جغرافيايي و در اين‌صورت: 1) آيا به طور مطلق؟ 2) با قيد حجت بودن رؤيت در بلاد شرقي نسبت به غربي نه بالعكس؟ 3) با قيد درك كردن اهل هر بلد، شب يكديگر را اگرچه چند دقيقه؟
ـــ پاسخ: ظاهرا مقصود اين است که اگر موانع رؤيت هلال در فضا نباشد، هلال براي اهل اين‌گونه شهرها قابل رؤيت است، گرچه اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس در رؤيت ماه و عدم آن مؤثر است، از فرمايش شيخ مرحوم اعلی الله مقامه استفاده مي‌ شود که بلاد هم‌ افق بلاد متقاربه هستند که در مطالع و مغارب اختلافي نداشته باشند و مثال مي‌ زنند به بغداد و بصره و تأييد مي‌ فرمايند مطلب را به بيان شيخ طوسي.
ب) بلاد هم طول جغرافيايي و در اين صورت مطلقا يا با محدوديتي مثل نيمكره شمالي و جنوبي؟
ـــ پاسخ: طول در اصطلاح علم هيئت و نجوم مقصود است و مي‌ گويند ملاک هم‌ افق بودن داراي خط طولي يکسان با هم باشند.
ج) آن‌طور كه معمولا تعريف مي‌شود (كه اگر در شهر الف ماه رؤيت شود در شهر ب هم رؤيت شود) كه ظاهرا دور پيش مي‌آيد و عملا منتج نتيجه‌اي نيست.
ـــ پاسخ: شايد مراد اين باشد که رؤيت هلال در شهر الف ملازم رؤيت آن است در شهر ب و اين تلازم هميشه و در همه‌ جا تحقق نمي‌ يابد زيرا اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس متفاوت و در رؤيت و عدم آن مؤثر است.

ـــــ آيا آنچه موجب شرعي براي آغاز يا انجام ماه مبارك مي‌باشد، «رؤيت» هلال است يا «امكان رؤيت» آن؟
ـــ پاسخ: رؤيت هلال است با چشم غير مسلح.

ـــــ در یک كشور با وجود پهناوري سطح آن و فاصله زياد ميان شهرهاي غربي و شرقي و شمالي و جنوبي آن رؤيت در يك بلد كفايت از ساير بلاد مي‌كند؟
ـــ پاسخ: ظاهر عبارت اين است که کفايت نمي‌ کند زيرا اختلاف بين افق برخي و ديگري به اندازه‌ اي است که در يکي هلال قابل رؤيت است و در ديگري قابل رؤيت نيست.

ـــــ در حال حاضر كه در اكثر مواقع حلول ماه نو از طريق رسانه‌ هاي جمعي گزارش مي‌ شود وظيفه چيست؟ آيا حكم شياع را دارد؟ و آيا يك منبع رسانه‌ اي كفايت مي‌كند؟ يا منابع مستقل متعدد حكم شياع را دارد؟
ـــ‌ پاسخ: با توجه به اختلاف فقهاء در چگونگي آغاز شهور قمري نمي‌ توان تنها به گزارش رسانه‌ هاي جمعي اکتفاء نمود و مقصود از شياع، شيوع يافتن رؤيت و مشاهده هلال است.

ــــــ آيا رؤيت هلال فقط با چشم غيرمسلح معتبر است؟ يا مسلح هم معتبر است؟ و در صورت دوم تا چه حد از تسليح؟ عينك؟ دوربين دو چشمي(شكاري)؟ تلسكوپ؟ يا حتي تلسكوپ ‌هاي هوشمند(كه پرتوهاي منعكس از سطح ماه را رجحان داده و از پرتوهاي مستقيم خورشيد تفكيك مي‌كند، به طوري كه گاهي قبل از غروب آفتاب ماه رؤيت مي شود و در دو سال اخير بعضي از رؤيتها به اين وسيله بوده است).
ـــ‌ پاسخ: ظاهر فرمايش اکثر فقهاء رؤيت با چشم غيرمسلح است.
@AghayedNet
🌷مقاله ای درباره اینکه فرزند شیخ مرحوم أع با آن بزرگوار مخالف بوده است یا خیر.
در زمینه پژوهش های مکتبی گاهی موازی کاری هایی رخ می دهد به عللی؛ البته بحثی است در خور تأمل و شاید برخی محسناتی برای آن برشمرند.
به هر روی پیش از این از انتشار مقاله ای در مجموعه مقالات همایش بین المللی میراث مشترک ایران و عراق نام بردیم که در مقدمه آن به همین موضوع اشاره شده است و به طور مفصل مطالبی ارائه شده. با این حال تصاویر این مقاله مجله ساحل، ذیلا تقدیم می شود.
@AghayedNet
🌷مخطوط مناقب أهل البیت علیهم السلام، لمؤلف مجهول.
نسخه خطی رساله مناقب اهل البیت (مجموعه روایات)، مؤلف: نامعلوم.
نسخه کتابخانه ملی
@AghayedNet
و أب, اصل است از برای تراب و هر اصل را أب اطلاق شود. پس به این جهت است که امیرالمؤمنین علیه السلام را ابوتراب گویند و گفته شده.
(مرحوم سید کاظم رشتی أع در مباحث اصول دین)
@AghayedNet
با چراغ و آینه، شفیعی کدکنی، ص 74
آقای بروجردی، فلسفیِ واعظ را برای بحث با شیخیه به کرمان فرستاد و گفت و گوهایی با شیخیه کرمان(=ناطقیه)انجام شد.رساله ای درپاسخ به سوالات وی نوشته شده/نسخه کتابخانه «آیت الله بروجردی.»
@AghayedNet
🌷چند سال پیش کنفرانسی (المؤتمر) درباره شخصیت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع برگزار شد و پس از مدتی مقالات آن تنظیم گردید. مدتی پس از آن دومین کنفرانس برگزار شد.
با بررسی مقاله های ارائه شده در این نشست ها، تکرار موضوعی در بعضی مقالات به چشم می خورد و همچنین در بعضی نوشته ها، مطالبی نوین ارائه نشده است و به تکرار بسنده شده.
نکته دیگر اینکه اشاره مکرر به زندگی شیخ مرحوم اع بخش معتنی بهی را فرا گرفته است؛ با اینکه بارها و بارها زندگی ایشان در کتب متعدد به چاپ رسیده (حداقل به طور خلاصه و کلیات زندگی ایشان) با این حال باز هم تکرار می شود. بله، اگر مواردی ناب و نویافته از زندگی ایشان باشد، بجاست و سزاوار؛ اما تکرار آنچه بارها گفته شده، در شأن مقالات علمی پژوهشی آن هم در نشستی به نام این بزرگوار نیست.
همچنین این مسئله را در کتاب هایی که از این بزرگوار به چاپ می رسد، به کرّات می بینیم که بخش مفصلی از ابتدای کتاب را به زندگی نامه ایشان اختصاص می دهند و تکرار مطالب می شود و اصل تحقیق و پژوهش و تصحیح متن، مختصر است.
نکته دیگر اینکه در این مقالات، بحث رکن رابع و مسئله اختلافی میان احقاقی ها و پیروان مرحوم حاج محمدکریم کرمانی به چشم نمی خورد. با اینکه صاحب کتاب احقاق الحق، در نقد رکن رابع از پیش قدمان است و باید در این باره نگاشته ای ارائه می شد و این اختلاف را از منظر تاریخی و عقیدتی واکاوی می کرد؛ ولی به عللی - گویا - این کار انجام نشده است. سخن درباره کتاب «کلمات و بحوث» فراوان است؛ به کلیاتی اکتفا شد.
@AghayedNet
🌷کتاب الفوائد به خط مصنف؛ عالِم شهیرِ شیعی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع. استنساخی از نسخه اصل، از کتابخانه ای شخصی.
@AghayedNet
🌷برخورد بابیه و بهائیه لعنة الله علیهم با علماء شیعه؛ به ویژه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع

آنها به علماء توهین کرده و به آقای کرمانی لقب تراب و زاغ و کلاغ داده‌ اند (نعوذ بالله.) شوقی‌ افندی در لوح قرن آن بزرگوار را هائم در هیماء جهل و عمی خوانده و عبدالحمید اشراقی خاوری، نویسنده مشهور بهائی و ابوالفضل گلپایگانی در مقدمه کشف الغطاء توهین کرده‌ اند. میرزا بهاء الله آقای کرمانی را دجال نامید و دشمن ظهور باب و بهاء می‌ دانست. گذشته از الواح باب و رساله قره العین بر ضد آقای کرمانی باید به الواح و آثار متعدد حسینعلی بهاء در رد ایشان اشاره کرد؛ همچون لوح قناع (با مطلع :یا ایها المعروف بالعلم ) و نیز لوح دیگر (با مطلع : هو القهار یا کریم اسمع نداء ربک الابهی ) که در آنها به ایشان طعن زده و در کتاب اقدس نیز ایشان را مستکبری هوا پرست خوانده است : «اذکروا الکریم اذ دعوناه الی الله انه استکبر بما اتبع هویه... .»

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی‌ محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب‌ ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می‌ شد، ایران بابی می‌ شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه‌ های باب نقش بر آب شد.
@AghayedNet
🌷قضاوتی درباره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛ از جانب میرزا حسینعلی نوری در کتاب ایقان؛ نمونه ای از دشمنی بابیه و بهائیه با شیخیه و جداییِ کامل شیخیه از بابیه و اشاره به دلخوری آنها از مرحوم آقای کرمانی و تهمت ها و نارواهای آنها به مرحوم آقای کرمانی:

مثلاً در کتاب يکی از عباد [=مرحوم آقای کرمانی اع] که مشهور به علم و فضل است و خود را از صناديد قوم شمرده و جميع علمای راشدين را ردّ و سبّ نموده [؟!] چنانچه در همه جای از کتاب او تلويحاً و تصريحاً مشهود است. و اين بنده چون ذکر او را بسيار شنيده بودم اراده نمودم که از رسائل او قدری ملاحظه نمايم. هر چند اين بنده اقبال به ملاحظه کلمات غير نداشته و ندارم [؟!] و ليکن چون جمعی از احوال ايشان سؤال نموده و مستفسر شده بودند لهذا لازم گشت که قدری در کتب او ملاحظه رود و جواب سائلين بعد از معرفت و بصيرت داده شود. باری، کتب عربيّه او بدست نيفتاد تااينکه شخصی روزی ذکر نمود کتابی از ايشان که مسمّی به «ارشاد العوام» ست در اين بلد يافت می شود.
@AghayedNet
متن کاملِ این بخش از کتاب ایقان👇
🌷امروز، سالروز کشته شدن جناب مختار ثقفی در راه انتقام از اعداء و کشندگان سیدالشهداء علیه السلام.
سید مرحوم، سید کاظم رشتی اع روایاتی که در مَدح مختار است ترجیح داده و می فرمایند روایاتی که در مذمت اوست، بر تقیه حمل می شود و همین عمل او و قیام او ضد اعداء، بزرگ ترین شاهد است بر محبت و اخلاص او به اهل بیت علیهم السلام. همچنین کیسانی بودن او ( به معنای قائل بودن به امامت محمد حنفیه) را رد می فرمایند و دعاء حضرت سجاد علیه السلام در حق او را، شاهدی دیگر بر موافقت وی با طریق اهل البیت می دانند و می‌ فرمایند: سزاوار نیست شک در جلالت شأن مختار. (جواهر الحِکَم، ج10)

متن کامل فرمایش:

قال العالم الربانی المرحوم السیدکاظم الرشتی أعلی الله مقامه:

...و اما المختار فله حق عظيم علی رسول الله صلی الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و فاطمة و الحسن و الحسين و الائمة عليهم السلام و علی الشهداء و الصالحين و علی الملائکة المقربين بل علی کل المؤمنين و الخلق اجمعين و حاشاهم ان لايعرفوا حقه و يترکوه في اليم العذاب و جسيم العقاب و کل ما نسب اليه من المساوي کلها من مفتريات المخالفين و موضوعاتهم و الروايات الواردة في ذمه کلها ضعيفة السند و لو صحت تحمل علی التقية و الروايات في مدحه کثيرة معتبرة و فعله الحسن الجميل الممدوح اعظم شاهد علی اخلاصه و محبته لاهل البيت عليهم السلام.
و اما انه يذهب الی امامة محمد بن الحنفية فحاشاه من ذلک و انما هو من المخلصين لمولانا زين العابدين عليه السلام نعم ربما يظهر تبعيته لمحمد لرواج امره لا لانه امام مفترض الطاعة بل لانه کبير عظيم من اولاد اميرالمؤمنين عليه السلام فله شأن و مقام عند الناس و الامام عليه السلام ترحم عليه و اظهر الرضا عنه و شکر سعيه و لايظهر الرضا عمن هو مخالف لطريقتهم عليهم السلام و مباين لشريعتهم مع مخالفته للتقية لان ذمه و الوقيعة فيه من مذهب المخالفين و ما ذکره الشهرستاني في الملل و النحل من عدة (عده خ ل) من الکيسانية القائلين بامامة محمد بن الحنفية غلط فاحش لا اعتبار بقوله هنا لانه مشی علی مذهبه و طريقته المعروفة و بالجملة لاينبغي الشک في جلالة شأن المختار فلولا ضيق الوقت و استعجال السائل لبسطت القول في هذا المقام و لذکرت فيه رضی الله عنه ما يشفي العليل و يبرد الغليل و فيما ذکرنا کفاية.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
مرحوم شیخ احمد أحسائی اع اگرچه رؤیاهایی صادقه دیده است و در زندگی نامه خود نقل فرموده؛ ولی در هیچ یک از استدلال های خود نفرموده است مطلب چنین است و چنان به دلیل خوابی که دیده ام؛ بلکه با دلایل عقلی و نقلی مسئله را ثابت فرموده اند. با این حال، مخالفان این بزرگوار بر ایشان ایراد گرفته اند که چرا بر خواب تکیه کرده ای! از آن سو، برخی مخالفان ایشان، چگونه خواب را دست مایه خود برای برخی برنامه ها قرار داده اند... .

توضیح تصویر: سید محمدحسین طهرانی (از منتقدان شیخ مرحوم) می گوید در خواب به من «علامه آیت الله» خطاب شد؛ از آن پس این لقب را بر کتاب هایم می نویسم.
@AghayedNet