🌷 پس بايد كوشش و تلاش كنيد و قدر و ارزش اين سالهاي از عمر و زندگاني را دريابيد و اين فرصت بزرگ طبيعي را كه خداي متعال در نظام آفرينش قرار داده به رايگان از دست ندهيد. 👇
🌷 بزرگترين كاري كه شما در اين سالهاي از عمر بايد به آن بپردازيد و كوشش در راه آن و تلاش مداوم در مسير آن را سرلوحه همه كارهاي زندگي قرار دهيد، تحصيل بينش صحيح [=بصیرت] در امر دين و دينداري است.🌷
از توصیههای کتاب شریفِ «آموزشهای دینی در مکتب استبصار»
از توصیههای کتاب شریفِ «آموزشهای دینی در مکتب استبصار»
🌷چند روزی است کتابی در قم مقدسه به چاپ رسیده است. در این کتاب که همچون دیگر کتابهای دستِ دوم و سوم به نقدِ کورکورانه شیخیه پرداخته شده، - و شاید در آینده این کتاب را معرفی کنیم -، در پاورقی صفحه54 چنین نگاشته شده است:
«گروه بالاسریها در مقابل پایینسریها بودند. پشت سریها طرفداران شیخ احمد احسائی محسوب میشدند و نمازخواندن در بالای سر امام معصوم را حرام میدانستند.»
در مقدمه ناشر بر این کتاب ادعا شده است: «تهیه پیشنویس متن اصلی... حدود چهار سال به طول انجامید... برای غنای علمی و بهروز بودن متن... بارها مورد بررسی و بازبینی اساتید برجسته موضوع فِرَق قرار گرفت...» الخ
این ادعای اول کتاب (به روز بودن، غنای علمی، چهار سال تلاش...)
و این، نمونهای از عدم علمیتِ کتاب.
ما پایاننامه ای که در دانشکده ادیان و مذاهب در سال 1393 دفاع شده بود را نقد کردیم و در آنجا به این موضوع اشاره کردیم.
نقد را برای مؤلف پایاننامه نیز فرستادیم و در فضای مجازی منتشر ساختیم. پس ادعای «به روز بودنِ» کتاب مشارالیه - و بررسی آراء و نقدها و طبق آن تنظیم نوشتار - چگونه معنا مییابد...؟
اینک پاسخ این ادعا:
👇👇
«گروه بالاسریها در مقابل پایینسریها بودند. پشت سریها طرفداران شیخ احمد احسائی محسوب میشدند و نمازخواندن در بالای سر امام معصوم را حرام میدانستند.»
در مقدمه ناشر بر این کتاب ادعا شده است: «تهیه پیشنویس متن اصلی... حدود چهار سال به طول انجامید... برای غنای علمی و بهروز بودن متن... بارها مورد بررسی و بازبینی اساتید برجسته موضوع فِرَق قرار گرفت...» الخ
این ادعای اول کتاب (به روز بودن، غنای علمی، چهار سال تلاش...)
و این، نمونهای از عدم علمیتِ کتاب.
ما پایاننامه ای که در دانشکده ادیان و مذاهب در سال 1393 دفاع شده بود را نقد کردیم و در آنجا به این موضوع اشاره کردیم.
نقد را برای مؤلف پایاننامه نیز فرستادیم و در فضای مجازی منتشر ساختیم. پس ادعای «به روز بودنِ» کتاب مشارالیه - و بررسی آراء و نقدها و طبق آن تنظیم نوشتار - چگونه معنا مییابد...؟
اینک پاسخ این ادعا:
👇👇
در فصل اولِ پایاننامه مذکور، پس از تعریف اصطلاحیِ واژه شیخیه، بدون ارجاع به منبعی، چنین آمده است:
«...در مقابل، به سایر شیعیان بالاسری میگفتند و این نام از آنجا نشأت گرفته بود که شیعه نمازخواندن در بالاسر قبور مطهر معصومین علیهمالسلام را جایز میشمارد در حالی که پیروان شیخ احمد آن را حرام میدانند و لازم میدانند نمازگزار در پشت سر قبر، بهگونهای که قبر مطهر را در پیش رو دارد، نماز بخواند و اقامه نماز در بالای سر قبور مطهر معصومین علیهمالسلام را حرام میدانند.» (ص13)
برداشت اشتباهی است از اصطلاح «بالا سَریّه»؛ چراکه نتیجه این عبارات، استحباب نمازخواندن در قسمت بالای سر ائمه علیهمالسلام را زیر سؤال میبرد و حال آنکه آشنایان با بزرگان مکتب استبصار (مکتب شیخ اع)، اهمیت خاصی به این مستحب میدهند و همانگونه که نویسنده محترم اشاره داشتند و خودْ به نتیجه رسیدهاند، شیخیه باقری به انجام مستحبات و مسائل کلی و جزئی شریعت شهرت دارند (ص39) در موضعی دیگر، همین برداشت اشتباه تکرار شده است:
«...یا حکم بر حرمت اقامه نماز بالای سر مراقد شریف ائمه اطهار علیهمالسلام بواسطه اینکه این عمل بیحرمتی به ایشان است و باید پشت سر ائمه علیهمالسلام نماز گزارد [کذا] برخلاف نظر مشهور شیعه که نمازخواندن بالای سر ائمه علیهمالسلام را نه تنها جایز بلکه بر انجام آن در بالای سر تأکید نمودهاند و آن را مستحب میدانند.» (ص50)
پس مسئله چیز دیگری است. اینک اصل قضیه را از قلم محمدحسن آلطعمه نقل میکنیم. وی در کتاب «مدینةالحسین علیهالسلام» نگاشته است:
«ان المتعارف کان عند الفقهاء قدیماً قبول مبدأ – عدم جواز إمامة الغیر في محل الراتب إلا بإذنه و رضاه رغم الخلاف الذي کان موجوداً عندهم حول هذه المسئله و هی – هل یجوز تقدم المصلي علی قبر الإمام المعصوم في محاذاة الرأس الشریف – و قد کان ذلک موضع جدل و خلاف بینهم...» (کربلا:مطبعة تموز، 1391ق، چ1، ص193.)
پس مهم در بحث بالاسریه، «مقدّم شدن بر قبر امام علیهالسلام از طرف سر یا پا» است؛ نه اینکه در قسمت بالای سر نماز خوانده شود. شیخیه نیز در قسمت بالای سر نماز میخوانند؛ اما مساوی قبر مطهر یا مقدم بر آن نمیایستند. و حتماً لازم هم نیست که قبر، قبله ایشان باشد و کاملاً پشت ضریح اقامه نماز کنند.
ادامه دارد...
👇👇
«...در مقابل، به سایر شیعیان بالاسری میگفتند و این نام از آنجا نشأت گرفته بود که شیعه نمازخواندن در بالاسر قبور مطهر معصومین علیهمالسلام را جایز میشمارد در حالی که پیروان شیخ احمد آن را حرام میدانند و لازم میدانند نمازگزار در پشت سر قبر، بهگونهای که قبر مطهر را در پیش رو دارد، نماز بخواند و اقامه نماز در بالای سر قبور مطهر معصومین علیهمالسلام را حرام میدانند.» (ص13)
برداشت اشتباهی است از اصطلاح «بالا سَریّه»؛ چراکه نتیجه این عبارات، استحباب نمازخواندن در قسمت بالای سر ائمه علیهمالسلام را زیر سؤال میبرد و حال آنکه آشنایان با بزرگان مکتب استبصار (مکتب شیخ اع)، اهمیت خاصی به این مستحب میدهند و همانگونه که نویسنده محترم اشاره داشتند و خودْ به نتیجه رسیدهاند، شیخیه باقری به انجام مستحبات و مسائل کلی و جزئی شریعت شهرت دارند (ص39) در موضعی دیگر، همین برداشت اشتباه تکرار شده است:
«...یا حکم بر حرمت اقامه نماز بالای سر مراقد شریف ائمه اطهار علیهمالسلام بواسطه اینکه این عمل بیحرمتی به ایشان است و باید پشت سر ائمه علیهمالسلام نماز گزارد [کذا] برخلاف نظر مشهور شیعه که نمازخواندن بالای سر ائمه علیهمالسلام را نه تنها جایز بلکه بر انجام آن در بالای سر تأکید نمودهاند و آن را مستحب میدانند.» (ص50)
پس مسئله چیز دیگری است. اینک اصل قضیه را از قلم محمدحسن آلطعمه نقل میکنیم. وی در کتاب «مدینةالحسین علیهالسلام» نگاشته است:
«ان المتعارف کان عند الفقهاء قدیماً قبول مبدأ – عدم جواز إمامة الغیر في محل الراتب إلا بإذنه و رضاه رغم الخلاف الذي کان موجوداً عندهم حول هذه المسئله و هی – هل یجوز تقدم المصلي علی قبر الإمام المعصوم في محاذاة الرأس الشریف – و قد کان ذلک موضع جدل و خلاف بینهم...» (کربلا:مطبعة تموز، 1391ق، چ1، ص193.)
پس مهم در بحث بالاسریه، «مقدّم شدن بر قبر امام علیهالسلام از طرف سر یا پا» است؛ نه اینکه در قسمت بالای سر نماز خوانده شود. شیخیه نیز در قسمت بالای سر نماز میخوانند؛ اما مساوی قبر مطهر یا مقدم بر آن نمیایستند. و حتماً لازم هم نیست که قبر، قبله ایشان باشد و کاملاً پشت ضریح اقامه نماز کنند.
ادامه دارد...
👇👇
چنانکه اشاره کردیم و تأکید میکنیم، در قسمت بالای سر نیز میتوان نماز خواند و مستحب است و نکته، مساوی نشدن با قبر یا تقدم بر آن است.
به این موضوع در کتاب هدایة الطالبین نیز اشاره شده است. (ر.ک: فصل: در بیان اعتقاد سلسله جلیله شیخیه)
و چون بحث روایی و استدلالی و تاریخیِ این مسئله، تکنگاری مستقلی را میطلبد بیش از این متعرض آن نمیشویم و به برداشت نادرست نویسنده محترم از این قضیه اکتفا میکنیم
و اضافه میکنیم که در کتاب کفایة المسائل که طبق تصریح پایاننامه (ص38) از کتب مرجع در زمینه مباحث فقه عملی است، به جواز نمازخواندن بالای سر اشاره شده است و این، نمونه دیگری برای اثبات ناصحیحبودن برداشت نویسنده محترم است:
«مسئله – مستحب است نمازکردن در حایر سیدالشهدا علیهالسلام و در حرم آن بزرگوار در پشت سر، و در حرم سایر ائمه طاهرین علیهمالسلام خصوص در پشت سر ایشان علیهمالسلام. و جایز نیست نمازکردن در مشاهد ائمه طاهرین علیهمالسلام در پیش روی ایشان به طوری که قبور مقدسه ایشان در پشت سر واقع شود، و جایز است نمازکردن در بالای سر و پایین پای ایشان به شرط آنکه قبور مقدسه ایشان مقدم باشد و نمازکننده مقدم بر قبور ایشان و مساوی قبور ایشان واقع نشود. چنانکه از امام زمان عجل الله فرجه سؤال شده در این باب و جواب فرمودهاند که الإمام لایقدّم و لایساوی.»
(کفایة المسائل، ج 1، کتاب الصلوة، فصل: در مکانهایی است که مستحب است در آنها نماز کردن و امور متعلقه به آنها.)
اللهم فقّهنا فی الدین و حَبّبنا إلی المسلمین.
به این موضوع در کتاب هدایة الطالبین نیز اشاره شده است. (ر.ک: فصل: در بیان اعتقاد سلسله جلیله شیخیه)
و چون بحث روایی و استدلالی و تاریخیِ این مسئله، تکنگاری مستقلی را میطلبد بیش از این متعرض آن نمیشویم و به برداشت نادرست نویسنده محترم از این قضیه اکتفا میکنیم
و اضافه میکنیم که در کتاب کفایة المسائل که طبق تصریح پایاننامه (ص38) از کتب مرجع در زمینه مباحث فقه عملی است، به جواز نمازخواندن بالای سر اشاره شده است و این، نمونه دیگری برای اثبات ناصحیحبودن برداشت نویسنده محترم است:
«مسئله – مستحب است نمازکردن در حایر سیدالشهدا علیهالسلام و در حرم آن بزرگوار در پشت سر، و در حرم سایر ائمه طاهرین علیهمالسلام خصوص در پشت سر ایشان علیهمالسلام. و جایز نیست نمازکردن در مشاهد ائمه طاهرین علیهمالسلام در پیش روی ایشان به طوری که قبور مقدسه ایشان در پشت سر واقع شود، و جایز است نمازکردن در بالای سر و پایین پای ایشان به شرط آنکه قبور مقدسه ایشان مقدم باشد و نمازکننده مقدم بر قبور ایشان و مساوی قبور ایشان واقع نشود. چنانکه از امام زمان عجل الله فرجه سؤال شده در این باب و جواب فرمودهاند که الإمام لایقدّم و لایساوی.»
(کفایة المسائل، ج 1، کتاب الصلوة، فصل: در مکانهایی است که مستحب است در آنها نماز کردن و امور متعلقه به آنها.)
اللهم فقّهنا فی الدین و حَبّبنا إلی المسلمین.
جاء رجل إلی نبینا - صلی الله علیه و آله - و قال: أنت قلت إن علیاً أفضل من جبرئیل؟ قال - علیهالسلام - ما قلت هکذا؛ ولکن قلت: له - علیهالسلام - شیعة و هو سلمان و هو أفضل من جبرئیل!
- من محاضرات سیدنا المرحوم أعلی الله مقاماتِه التی عثرنا علیها أخیرا.
- من محاضرات سیدنا المرحوم أعلی الله مقاماتِه التی عثرنا علیها أخیرا.
🌷جوازِ خواندن نمازِ مستحبى بعد از نماز صبح و عصر
اهل سنت، خواندن نماز مستحبى بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب و بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب را جايز نمىدانند و مستند آنان رواياتى است از رسول خدا به اين مضمون: «هنگام طلوع و غروب خورشيد نماز نخوانيد زيرا آفتاب بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مىكند».
در ميان شيعه رواياتى است كه در بعضى خواندن نماز جايز شمرده شده است و بعضى عدم جواز را مىرساند.
ادامه دارد...👇👇
اهل سنت، خواندن نماز مستحبى بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب و بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب را جايز نمىدانند و مستند آنان رواياتى است از رسول خدا به اين مضمون: «هنگام طلوع و غروب خورشيد نماز نخوانيد زيرا آفتاب بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مىكند».
در ميان شيعه رواياتى است كه در بعضى خواندن نماز جايز شمرده شده است و بعضى عدم جواز را مىرساند.
ادامه دارد...👇👇
👆با توجه به اعتقاد مشهور بر ممنوع بودن نماز در اين دو وقت (بعد از نماز صبح و عصر)، يكى از شيعيان از محضر امام زمان در مورد نمازخواندن هنگام طلوع و غروب خورشيد سؤال مىكند و امام در جواب مىنويسند:
«اما ما سألت عنه من الصلاة عند طلوع الشمس و عند غروبها فلئن كان كمايقولون: ان الشمس تطلع بين قرنى الشيطان و تغرب بين قرنى الشيطان، فما ارغم انف الشيطان شىء افضل من الصلاة فصلّها و ارغم الشيطان انفه».
من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 498
حاصل معنی: «و اما سؤال از نماز هنگام طلوع و غروب خورشيد، پس اگر آنچنان باشد كه مىگويند: خورشيد بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مىكند، پس بدان هيچ چيز مانند «نماز» بينى شيطان را به خاك نمىمالد. پس در آن دو وقت هم نماز بگذار و بينى شيطان را به خاك بمال.»
اهل سنت اين دو وقت را تعميم دادهاند و بعد از اداى نماز صبح تا طلوع آفتاب و همچنين بعد از اداى نماز عصر تا غروب آفتاب، نماز نافله را جايز نمىدانند.
ما بنا بر فرمايشها، نماز نافله را بعد از نماز صبح و عصر جايز مىدانيم و هنگام طلوع و يا غروب خورشيد هم نافلهى ابتدائى را مكروه مىدانيم (نافله ابتدائى يعنى دفعةً نماز مستحبى را به جا آوردن).
ادامه دارد...👇👇
«اما ما سألت عنه من الصلاة عند طلوع الشمس و عند غروبها فلئن كان كمايقولون: ان الشمس تطلع بين قرنى الشيطان و تغرب بين قرنى الشيطان، فما ارغم انف الشيطان شىء افضل من الصلاة فصلّها و ارغم الشيطان انفه».
من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 498
حاصل معنی: «و اما سؤال از نماز هنگام طلوع و غروب خورشيد، پس اگر آنچنان باشد كه مىگويند: خورشيد بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مىكند، پس بدان هيچ چيز مانند «نماز» بينى شيطان را به خاك نمىمالد. پس در آن دو وقت هم نماز بگذار و بينى شيطان را به خاك بمال.»
اهل سنت اين دو وقت را تعميم دادهاند و بعد از اداى نماز صبح تا طلوع آفتاب و همچنين بعد از اداى نماز عصر تا غروب آفتاب، نماز نافله را جايز نمىدانند.
ما بنا بر فرمايشها، نماز نافله را بعد از نماز صبح و عصر جايز مىدانيم و هنگام طلوع و يا غروب خورشيد هم نافلهى ابتدائى را مكروه مىدانيم (نافله ابتدائى يعنى دفعةً نماز مستحبى را به جا آوردن).
ادامه دارد...👇👇
👆فرمايشى از شيخ مرحوم - رفع اللّه مقامه - در دست است كه مىفرمايند: «اگر تمام دنيا را پر از طلا و نقره بكنند و به من بدهند كه ثواب يك حج خود را در عوض او بدهم، نمىدهم اما اگر كسى دو ركعت نماز براى من بخواند، من ثواب يك حج و عمره به او مىدهم».
از اين رو ما بعد از نماز عصر، دو ركعت نماز خوانده و هديه به پيشگاه شيخ مرحوم مىكنيم. با اين كار، هم به ثوابى كه شيخ مرحوم وعده دادهاند نائل مىشويم و هم مخالفت اهل سنت كردهايم كه با توجه به فرمایشها، رشد و ترقى، در تخلف از سيره اهل سنت است (الرشد فی خلافهم.)
از اين رو ما بعد از نماز عصر، دو ركعت نماز خوانده و هديه به پيشگاه شيخ مرحوم مىكنيم. با اين كار، هم به ثوابى كه شيخ مرحوم وعده دادهاند نائل مىشويم و هم مخالفت اهل سنت كردهايم كه با توجه به فرمایشها، رشد و ترقى، در تخلف از سيره اهل سنت است (الرشد فی خلافهم.)
👆👆اجازه، در اصطلاح محدثان، معنای خاصی افاده میکند. درباره طُرُقِ نقلِ حدیث نوشتهاند:
ان التحمل یعنی تلقی الراوي للحدیث من الراوي الآخر الذي القاه الیه ثم الحفظ له من قبل الراوي المتقلي سواء کان ذلک الحفظ إستظهاراً و عن ظهر القلب أو کتابة و تدوینا.
تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد، نیاز به مراسمی داشته است و به شَکلهای مختلفی انجام میشده:
1- السماع (که خودْ به دو صورت است: الإملاء، التحدث)
2ـ القرائة
3- المناولة: أن یناول [=یعطی] الشیخ تلمیذه أو الشخص الذی یرید أن یروي عنه یناوله کتابه في الحدیث. (و به دو صورت است: المناولة المقرونة بالإجازة، المناولة المجردة عن الإجازة)
4- الکتابة (به دو صورت است: الکتابة المقرونة بالإجازة، الکتابة المجردة عن الإجازة)
5- الإعلام
6- الوصیة
7- الوجادة (به دو صورت است: شفهیة [=شفاهاً]، تحریریة
8- الإجازة
شماره هشتمِ راههای نقل و تحمل حدیث، «إجازه» است.
اجازه، خودْ انواعی دارد:
الإجازة الصغیرة ــــ لفظ اجازه در آن مذکور است
الإجازة المتوسطة ــــ در آن اسانید موجود است
الإجازة الکبیرة ــــ نام همه مشایخِ اجازه و اسانید ایشان تا معصومین علیهمالسلام در آن نقل شده و البته شرح حال یک یا چند نفر از مشایخ اجازه نیز در آن مذکور است.
👇👇
ان التحمل یعنی تلقی الراوي للحدیث من الراوي الآخر الذي القاه الیه ثم الحفظ له من قبل الراوي المتقلي سواء کان ذلک الحفظ إستظهاراً و عن ظهر القلب أو کتابة و تدوینا.
تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد، نیاز به مراسمی داشته است و به شَکلهای مختلفی انجام میشده:
1- السماع (که خودْ به دو صورت است: الإملاء، التحدث)
2ـ القرائة
3- المناولة: أن یناول [=یعطی] الشیخ تلمیذه أو الشخص الذی یرید أن یروي عنه یناوله کتابه في الحدیث. (و به دو صورت است: المناولة المقرونة بالإجازة، المناولة المجردة عن الإجازة)
4- الکتابة (به دو صورت است: الکتابة المقرونة بالإجازة، الکتابة المجردة عن الإجازة)
5- الإعلام
6- الوصیة
7- الوجادة (به دو صورت است: شفهیة [=شفاهاً]، تحریریة
8- الإجازة
شماره هشتمِ راههای نقل و تحمل حدیث، «إجازه» است.
اجازه، خودْ انواعی دارد:
الإجازة الصغیرة ــــ لفظ اجازه در آن مذکور است
الإجازة المتوسطة ــــ در آن اسانید موجود است
الإجازة الکبیرة ــــ نام همه مشایخِ اجازه و اسانید ایشان تا معصومین علیهمالسلام در آن نقل شده و البته شرح حال یک یا چند نفر از مشایخ اجازه نیز در آن مذکور است.
👇👇
👆شیخ مرحوم اع به افراد زیادی «اجازه» دادهاند و از افرادی «اجازه» دریافت فرمودهاند.
برای آشنایی کامل با فهرست تفصیلیِ اجازات صادره از شیخ مرحوم اع مراجعه نمایید به مقاله «مستجیزین و مجازین از شیخ احمد احسائی» نگاشته محققِ مدقق آقای هادی مکارم، چاپشده در جشننامه آیت الله رضا استادی (به کوشش رسول جعفریان، قم: نشر مورخ با همکاری کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران،چ اول،1393)
مقدمه مقاله، ذیلاً تقدیم میشود:👇👇
برای آشنایی کامل با فهرست تفصیلیِ اجازات صادره از شیخ مرحوم اع مراجعه نمایید به مقاله «مستجیزین و مجازین از شیخ احمد احسائی» نگاشته محققِ مدقق آقای هادی مکارم، چاپشده در جشننامه آیت الله رضا استادی (به کوشش رسول جعفریان، قم: نشر مورخ با همکاری کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران،چ اول،1393)
مقدمه مقاله، ذیلاً تقدیم میشود:👇👇
🌷عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی ـ رفع اللهُ شأنَه - و اهمیتِ خانواده (همسر و فرزندان)
شیخ مرحوم اع، درسال 1222 به زیارتِ آقا علی بن موسی الرضا - علیهالسلام مشرف شدند.
در نزدیکی طبس، قصیدهای سرودند. مَطلعِ قصیده چنین است:
إِلَیْکَ مَسیرِى یَابْنَ مُوسَى مِنَ البُعدِ
یُقَلْقِلُنِى شَوْقِى وَ یُزْعِجُنِى وَجْدِى
ای پور موسی! از راه دور به سوی تو میآیم در حالیکه آتش عشق، و شور اشتیاق تاب و قرار را از من ربوده است.
در ادامه، در چند بیت، اهمیت خانواده و همسر و فرزندان را بیان میفرمایند.
ا👇👇
شیخ مرحوم اع، درسال 1222 به زیارتِ آقا علی بن موسی الرضا - علیهالسلام مشرف شدند.
در نزدیکی طبس، قصیدهای سرودند. مَطلعِ قصیده چنین است:
إِلَیْکَ مَسیرِى یَابْنَ مُوسَى مِنَ البُعدِ
یُقَلْقِلُنِى شَوْقِى وَ یُزْعِجُنِى وَجْدِى
ای پور موسی! از راه دور به سوی تو میآیم در حالیکه آتش عشق، و شور اشتیاق تاب و قرار را از من ربوده است.
در ادامه، در چند بیت، اهمیت خانواده و همسر و فرزندان را بیان میفرمایند.
ا👇👇
👆اهل بصیرت در این ابیات تأمل نمایند و بیابند اُسوه ایشان شیخ مرحوم اع چگونه محبت و ارتباط خود را با خانوادهاش به تصویر میکشد.
چنان سوز دل را از دوری ایشان بیان میفرماید و چنان زیبا محبت خود را به ایشان نشان میدهد، که جایی برای توضیح بیشتر باقی نمیماند
و از طرفی چنان به محبتِ خود به اهل بیت - علیهمالسلام - تصریح میفرمایند که: از شدت محبت به اهل بیت و در راه اهل بیت، دوریِ از خانواده را برگزیدم؛ با اینکه بسیار طاقتفرساست.
این اشعار، از جهتهای گوناگون شایان تأمل و تدبر است:
وَ لِى صِبْیَةٌ یَا لَهْفَ نَفْسِى وَ نِسْوَةٌ
إِذا غِبْتُ عَنْهُم لاَیَقِرّوُنَ مِنْ بَعْدِ
وَ کُنْتُ إِذا مَا عَنَّ لِلْقَلْبِ ذِکْرُهُم
تَقَطَّعَ أَفْلاذٌ عَلَیْهِمْ مِنَ الْکَبْدِ
وَ لَمَّا دَعَوْتُمْ لَذَّ عِنْدِى فِرَاقُهُم
وَ لَمَّا أَبُلْ مَا هُمْ عَلَیْهِ مِنَ الْجَهْدِ
وَ لَذَّتْ لِىَ الْأَزمَاتُ وَ الْبَیْنُ وَ السُّرَى
وَ هَانَتْ بِقَلْبِى شِدَّةُ الحَرِّ وَ الْبَرْدِ
👈من همسر و دخترکانی دارم که جانم فدایشان باد؛ هرگاه آهنگ جدایی از ایشان میکنم، آرامش از ایشان سلب میشود. و هرگاه آیینه دلم رو به سوی ایشان میکند، جگرم پاره پاره میشود.
اما مولای من چون بانگ دعوت شما را شنیدم، دوری از ایشان لذتبخش شد و دیگر از امواج خروشان بلا که بر ایشان وارد آید پروایی ندارم. طوفان مشکلات، آتش فراق و سختی سفر گوارا شد و ناملایمات برایم هموار گشت.🌷
چنان سوز دل را از دوری ایشان بیان میفرماید و چنان زیبا محبت خود را به ایشان نشان میدهد، که جایی برای توضیح بیشتر باقی نمیماند
و از طرفی چنان به محبتِ خود به اهل بیت - علیهمالسلام - تصریح میفرمایند که: از شدت محبت به اهل بیت و در راه اهل بیت، دوریِ از خانواده را برگزیدم؛ با اینکه بسیار طاقتفرساست.
این اشعار، از جهتهای گوناگون شایان تأمل و تدبر است:
وَ لِى صِبْیَةٌ یَا لَهْفَ نَفْسِى وَ نِسْوَةٌ
إِذا غِبْتُ عَنْهُم لاَیَقِرّوُنَ مِنْ بَعْدِ
وَ کُنْتُ إِذا مَا عَنَّ لِلْقَلْبِ ذِکْرُهُم
تَقَطَّعَ أَفْلاذٌ عَلَیْهِمْ مِنَ الْکَبْدِ
وَ لَمَّا دَعَوْتُمْ لَذَّ عِنْدِى فِرَاقُهُم
وَ لَمَّا أَبُلْ مَا هُمْ عَلَیْهِ مِنَ الْجَهْدِ
وَ لَذَّتْ لِىَ الْأَزمَاتُ وَ الْبَیْنُ وَ السُّرَى
وَ هَانَتْ بِقَلْبِى شِدَّةُ الحَرِّ وَ الْبَرْدِ
👈من همسر و دخترکانی دارم که جانم فدایشان باد؛ هرگاه آهنگ جدایی از ایشان میکنم، آرامش از ایشان سلب میشود. و هرگاه آیینه دلم رو به سوی ایشان میکند، جگرم پاره پاره میشود.
اما مولای من چون بانگ دعوت شما را شنیدم، دوری از ایشان لذتبخش شد و دیگر از امواج خروشان بلا که بر ایشان وارد آید پروایی ندارم. طوفان مشکلات، آتش فراق و سختی سفر گوارا شد و ناملایمات برایم هموار گشت.🌷
👆👆امروز 20 ربیع الآخر 1437
عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی رفع الله درجاته، در تاریخ 20 ربیع الآخر 1279 رسالهای تصنیف فرمودند. این رساله پاسخی است به دو پرسشِ عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبایی اعلی الله شانه و نفعنا بعلومه.
در آن تاریخ مرحوم آقای کرمانی حدود 54 سال و مرحوم آقای شریف طباطبایی حدود 40 از عمر مبارکشان گذشته بود؛ اعلی الله مقامهما.
ظاهراً در آن تاریخ، آقای شریف طباطبایی اع در همدان سُکنی نگزیده بودند.
از آن زمان تاکنون 158 سال می گذرد.
این رساله به زبان عربی است و در مجموعةالرسائل 65 به طبع رسیده است (از صفحه108 تا صفحه120)
از این رساله نسخهای خطی به شماره 173/6 (س123) در دست است.
بعضی از عبارات رساله:
آقای مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه رساله را چنین شروع می فرمایند :
یقول العبد الاثیم کریم بن ابرهیم انه قد سألنی جناب السید الولی و السند الصفی صاحب المآثر و قرین المفاخر مولانا المیرزا محمد باقر بن المرحوم الحاج ملاجعفر القهی الاصفهانی عن مسئلتین اشکلتا علیه و انا فی تبلبل البال و اختلال الحال من شر الاشرار و کید الفجار فلم استطع من جوابه الی ان هدأت الفورة و انکسرت السورة منهم قلیلا فتنفست قلیلا و غنثت رویدا فتذکرت تأخیر جوابه فبادرت الی حلّ مشکلاته و اغتنمت الفرصة من الزمان و انتهزت الفراق من طوارق الحدثان ...👇
عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی رفع الله درجاته، در تاریخ 20 ربیع الآخر 1279 رسالهای تصنیف فرمودند. این رساله پاسخی است به دو پرسشِ عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبایی اعلی الله شانه و نفعنا بعلومه.
در آن تاریخ مرحوم آقای کرمانی حدود 54 سال و مرحوم آقای شریف طباطبایی حدود 40 از عمر مبارکشان گذشته بود؛ اعلی الله مقامهما.
ظاهراً در آن تاریخ، آقای شریف طباطبایی اع در همدان سُکنی نگزیده بودند.
از آن زمان تاکنون 158 سال می گذرد.
این رساله به زبان عربی است و در مجموعةالرسائل 65 به طبع رسیده است (از صفحه108 تا صفحه120)
از این رساله نسخهای خطی به شماره 173/6 (س123) در دست است.
بعضی از عبارات رساله:
آقای مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه رساله را چنین شروع می فرمایند :
یقول العبد الاثیم کریم بن ابرهیم انه قد سألنی جناب السید الولی و السند الصفی صاحب المآثر و قرین المفاخر مولانا المیرزا محمد باقر بن المرحوم الحاج ملاجعفر القهی الاصفهانی عن مسئلتین اشکلتا علیه و انا فی تبلبل البال و اختلال الحال من شر الاشرار و کید الفجار فلم استطع من جوابه الی ان هدأت الفورة و انکسرت السورة منهم قلیلا فتنفست قلیلا و غنثت رویدا فتذکرت تأخیر جوابه فبادرت الی حلّ مشکلاته و اغتنمت الفرصة من الزمان و انتهزت الفراق من طوارق الحدثان ...👇