بدون شرح... وقتی نویسنده کتاب، از یک اتّجاه عقیدتی است و مصحّح کتاب، از اتجاهی دیگر
@AghayedNet
@AghayedNet
سندی از سال 1198ق؛ نام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أع به عنوان شاهد، در ذیل سند مذکور است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷بحث رؤیت و عدد (آیا باید به عدد عمل کرد یا به رؤیت؟آیا ماه رمضان کمتر از سی روز هم میشود؟)
يکي از مباحث فقهي درباره روزهای ماهها که هر ماهي چند روز است، مربوط مي شود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سي روز است يا اينکه بيست و نه روز هم مي شود باشد. در روايات ما از ائمه هدي سلام الله عليهم اجمعين دودسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات بهظاهر با يکديگر اختلاف دارد؛ دستهاي از روايات است که ماه رمضان سي روز است نه کم مي شود و نه زياد. دسته اي از روايات ما هم اين مطلب را بيان ميکند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماه هاي سال است کم مي شود و زياد مي شود. معني زياد شدنش يعني تمام سي روز است، يا کم مي شود بيست و نه روز هم مي شود باشد. رواياتي است که رسول خدا صلی الله عليه و آله روزه نگرفته اند براي ماه رمضان مگر سي روز و هيچ وقت کمتر از سي روز روزه نگرفته اند. بعضي از روايات است که رسول خدا براي ماه مبارک رمضان بيست و نه روز هم روزه گرفته اند. روايات در اين مورد اختلاف دارد. بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا مي شود ماه رمضان بيست و نه روز شود يا نه؟ عده اي از فقهاء که البته از متقدمين بوده اند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيست و نه روز نمي شود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سي روز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابنطاوس، صاحب مجمع البحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را مي بَرَند و فتواهايشان را هم ذکر مي فرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سي روز است کمتر نمي شود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعني حتما سي روز روزه گرفت.
دسته اي از علماء و فقهاء هستند که مي گويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلي که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهي است، به شکل يک اصل است، يعني از اصول کليه است و از قواعد کلي فقه است که ائمه عليهمالسلام فرمودهاند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع مي کني با رؤيت هلال شروع کن؛ يعني تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمي تواني نيت ماه مبارک رمضان داشته باشي و همچنين افطر للرؤية تا نديدي و هلال ماه شوال را رؤيت نکردي، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشي، اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سيام يا در شب سيام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيست و نه روزه شود، مي شود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.
آنچه که بين اين دودسته روايات را جمع ميکند و هر دو دسته از روايات در جاي خودش به آن عمل ميشود که هيچ کدام طَرح نشود، چون يکي از هنرها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهاي فقيه که نشان مي دهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوي است اين است که به طوري بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.
آن گونه که در فرمایش های مکتبی بیان شده است، آن رواياتي که مي فرمايد ماه مبارک رمضان نه از سي روز کمتر است و نه از سي روز بيشتر، اين بهحسب واقع است. به حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتي که خلقش کرده سي روز خلقش کرده و هميشه هم سي روز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفي شدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کمشدن يک روز در دوران سال در هر چندسال است و ائمه عليهمالسلام اين را در اثر تقيه مخفي فرمودند ــ در اثر مخفيشدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال ها تفاوت مي کند و حساب ها تفاوت مي کند؛ از اين جهت به حسب ظاهر، ائمه عليهم السلام رؤيت را دستور فرموده اند که به رؤيت هلال عمل کنيد ولي کساني که متوجه اين نکته هستند، (اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيست و نه روزه شد و در شب سی ام،هلال ماه شوال رؤيت شود) يک روز را احتياطاً قضاء مي گيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان براي آنها حساب مي کند. به اين طور اين دو دسته روايات حل ميشود.
@AghayedNet
يکي از مباحث فقهي درباره روزهای ماهها که هر ماهي چند روز است، مربوط مي شود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سي روز است يا اينکه بيست و نه روز هم مي شود باشد. در روايات ما از ائمه هدي سلام الله عليهم اجمعين دودسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات بهظاهر با يکديگر اختلاف دارد؛ دستهاي از روايات است که ماه رمضان سي روز است نه کم مي شود و نه زياد. دسته اي از روايات ما هم اين مطلب را بيان ميکند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماه هاي سال است کم مي شود و زياد مي شود. معني زياد شدنش يعني تمام سي روز است، يا کم مي شود بيست و نه روز هم مي شود باشد. رواياتي است که رسول خدا صلی الله عليه و آله روزه نگرفته اند براي ماه رمضان مگر سي روز و هيچ وقت کمتر از سي روز روزه نگرفته اند. بعضي از روايات است که رسول خدا براي ماه مبارک رمضان بيست و نه روز هم روزه گرفته اند. روايات در اين مورد اختلاف دارد. بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا مي شود ماه رمضان بيست و نه روز شود يا نه؟ عده اي از فقهاء که البته از متقدمين بوده اند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيست و نه روز نمي شود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سي روز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابنطاوس، صاحب مجمع البحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را مي بَرَند و فتواهايشان را هم ذکر مي فرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سي روز است کمتر نمي شود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعني حتما سي روز روزه گرفت.
دسته اي از علماء و فقهاء هستند که مي گويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلي که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهي است، به شکل يک اصل است، يعني از اصول کليه است و از قواعد کلي فقه است که ائمه عليهمالسلام فرمودهاند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع مي کني با رؤيت هلال شروع کن؛ يعني تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمي تواني نيت ماه مبارک رمضان داشته باشي و همچنين افطر للرؤية تا نديدي و هلال ماه شوال را رؤيت نکردي، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشي، اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سيام يا در شب سيام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيست و نه روزه شود، مي شود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.
آنچه که بين اين دودسته روايات را جمع ميکند و هر دو دسته از روايات در جاي خودش به آن عمل ميشود که هيچ کدام طَرح نشود، چون يکي از هنرها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهاي فقيه که نشان مي دهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوي است اين است که به طوري بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.
آن گونه که در فرمایش های مکتبی بیان شده است، آن رواياتي که مي فرمايد ماه مبارک رمضان نه از سي روز کمتر است و نه از سي روز بيشتر، اين بهحسب واقع است. به حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتي که خلقش کرده سي روز خلقش کرده و هميشه هم سي روز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفي شدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کمشدن يک روز در دوران سال در هر چندسال است و ائمه عليهمالسلام اين را در اثر تقيه مخفي فرمودند ــ در اثر مخفيشدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال ها تفاوت مي کند و حساب ها تفاوت مي کند؛ از اين جهت به حسب ظاهر، ائمه عليهم السلام رؤيت را دستور فرموده اند که به رؤيت هلال عمل کنيد ولي کساني که متوجه اين نکته هستند، (اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيست و نه روزه شد و در شب سی ام،هلال ماه شوال رؤيت شود) يک روز را احتياطاً قضاء مي گيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان براي آنها حساب مي کند. به اين طور اين دو دسته روايات حل ميشود.
@AghayedNet
دست نوشته و مُهر مرحوم سید احمد، فرزند مرحوم سیدکاظم رشتی أع؛ ابتدای نسخه از کتاب الحجة البالغة
@AghayedNet
@AghayedNet
یادداشتی ابتداء نسخه ای خطی از شرح دعاء سحرِ مرحوم آقای کرمانی أع؛...سنة 1353
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ مقصود از اين فرمايش چيست؟ قال الصادق عليه السلام: «لما ضرب الحسين بن علي عليهماالسلام... نادی مناد من قبل رب العزة: الا ايتها الامة المتحيرة الظالمة بعد نبيها لا وفقكم الله لأضحی و لا فطر ثم قال ابوعبدالله عليه السلام: لاجرم والله ماوفقوا و لايوفقون ابدا حتی يقوم ثائر الحسين عليهالسلام.»
ـــ پاسخ: در بيان مراد از فقره «لا وفقکم الله لاضحی و لا فطر» در اين حديث شريف اختلاف است ظاهر عبارت اين است که به واسطه موانع جوّی از رؤيت هلال در ماه رمضان و ذي الحجة از انجام مراسم دو عيد فطر و اضحی محروم مي شوند. و البته مراد مخالفان شيعه هستند که اين نفرين شامل آنها است، و اگر شيعه هم به حسب ظاهر موفق نشود از باب شمول آن نفرين نيست بلکه از باب يؤتکم کفلين من رحمته است؛ لعنة الله علی الظالمين.
@AghayedNet
ـــــ مقصود از اين فرمايش چيست؟ قال الصادق عليه السلام: «لما ضرب الحسين بن علي عليهماالسلام... نادی مناد من قبل رب العزة: الا ايتها الامة المتحيرة الظالمة بعد نبيها لا وفقكم الله لأضحی و لا فطر ثم قال ابوعبدالله عليه السلام: لاجرم والله ماوفقوا و لايوفقون ابدا حتی يقوم ثائر الحسين عليهالسلام.»
ـــ پاسخ: در بيان مراد از فقره «لا وفقکم الله لاضحی و لا فطر» در اين حديث شريف اختلاف است ظاهر عبارت اين است که به واسطه موانع جوّی از رؤيت هلال در ماه رمضان و ذي الحجة از انجام مراسم دو عيد فطر و اضحی محروم مي شوند. و البته مراد مخالفان شيعه هستند که اين نفرين شامل آنها است، و اگر شيعه هم به حسب ظاهر موفق نشود از باب شمول آن نفرين نيست بلکه از باب يؤتکم کفلين من رحمته است؛ لعنة الله علی الظالمين.
@AghayedNet
نمونه ای از برداشت های ناصحیح از «رکن رابع» و معنای آن!/ وقتی در مثنوی موش و گربه، از رکن رابع سخن به میان می آید... آن هم با اغلاط املایی (توضیح:👇)
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🌷مقایسه ترتیب اصول دین، میان نظر شیخیه و کلام شیخ مفید رحمة الله علیه میدانیم یکی از تعریف ها و مصداق های رکن رابع، مسئله تولی و تبری است و بزرگان مکتب استبصار اعلی الله مقامهم درباره تولی و تبری ژرف و دقیق سخن فرموده اند؛ ولی باید تصریح کرد میان علمای…
در یک مثنوی به مناسبت مباحث اجتماعی، به مرحوم آقای کرمانی أع تعریض هایی دارد و نقدهایی به مسئله رکن رابع وارد کرده است. پیش از این درباره مفاد رکن رابع اشاره هایی کرده ایم و در پیوند ضمیمه این مطلب، مطالبی موجود است.
معرفی نامه این مثنوی را نقل می کنیم از کتاب «طنزنامه: کتابشناسی محاضرات ادبی» نگاشته محقق مدقق جناب آقای حسین متقی سلمه الله؛ کتابی که هنوز چاپ نشده است.
—---------------
[1870] هميان = موش و گربه (فارسي و عربي)
از: ميرزا ابوالقاسم بن علي اکبر بيدآبادي اصفهاني متخلّص به حيران (درگذشته: 1301ه)
منظومه اي در 5000 بيت به شيوه موش و گربه عبيد زاکاني انتقادي و طنزآلود بر برخي ظواهر اجتماعي و نيز نقد موضوعاتي ديگر مانند: صداها، لحن ها در تجويد و همچنين قواعد وقف و وصل سجاوندي است که به نام فرزندش حسين (در 18 سالگي فوت کرده) موافق مصراع «رفته موشان بجوف هميانا» در سال 1285ه به نظم کشيده است.
ضمناً نقدهایی هم در ميان اشعار و ابيات به محمدکريم کرماني ديده مي شود:
«گفته در صفحه ثمان عشر
دگرم صفحه تسع عشرانا
که منم رکن رابع الله
هر تغيّر بود ز فعلانا ...
که نبُد رکن در زمان قديم
تازه گرديد او هويدانا»
گفتني است اين ابيات که در برخي نسخ (1027) بيت موجود است:
«عدد بيت يک هزار بود
بعد عشرين و نيز سبعانا»
در شعبان 1280، 1285 يا 1286ه بنابر ماده نظم: «رفته موشان به جوف هميانا»، به انجام رسيده است.
با عنوان هاي:
درآمد صحبت عبا، صحبت گربه با موش و موش با گربه، حال و حکايت حاج کريم خان، وقايع يزد، فتواهاي او، اخبار کردن گربه حکايت تهران را، احوال طاووس، اوصاف کرمان، اوصاف و تماشاگه هاي اصفهان، در نصيحت وعّاظ، حکايت قرّة العين، اقسام صوفيه، گرفتاري موش به دست گربه، نسبت دادن موش گربه را به اهل سنّت!، در حمام رفتن نسوان، عقايد نسوان، هداياي موش، عروسي شاه موشان، تلگراف موشان، سان ديدن موش، گرفتاري گربه، خلاصي گربه، اقسام صوفيّه، حکايت اهل قلم، در رثاي فرزند مؤلّف و ... .
نسخه هايي دستنويس از اين اثر در کتابخانه مدرسه عالي شهيد مطهري (سپهسالار) در تهران، به شماره <7197> (کتابت 1290هـ، 59برگ) (ميکروفيلم آن در دانشگاه تهران به شماره 3596)؛ کتابخانه مجلس شوراي اسلامي در تهران به شماره <2/7405> ؛ کتابخانه آستان قدس رضوي در مشهد، به شماره <1063 ادبيات (6570)> (کتابت 1310هـ، 178برگ)؛ کتابخانه مدرسه غرب (آخوند) همدان، به شماره <4788> (کتابت 1289هـ)؛ کتابخانه شخصي دکتر حسين مفتاح در تهران به شمارهي 1235 (ميکروفيلم آن در دانشگاه تهران به شمارهي 3611)؛ کتابخانه مدرسه آيت الله گلپايگاني در قم، به شماره <41> (175 برگ)؛ کتابخانه مجموعه فرانسيس هوفر در دانشگاه هاروارد در آمريکا نگهداري ميگردد.
آغاز: <بسمله، الحمدلله ربّ العالمين، ... اما بعد فهذا هميان مطروس لاقوال المخالفين و فيه تنبيه الغافلين و تذکرة للمريدين المنصفين ...
اي خردمند عاقل و دانا
قصه موش و گربه بر خوانا
قصه موش و گربه را تو بنظم
بشنو از من چه در مکنونا
گربه اي بود شهر اصفهان
عاقل و فاضل و بسي دانا»
انجام:
کرد سايل ز نام نسخه سؤال
گفتمش در جواب هميانا
نام راقمش صفاهاني
و ز محلات شاه شاهانا...
ليک چون شاعران همي دانند
بيشعوران چو من حيرانا»
رک. الذريعة: ج7، ص52 و ج23، ص265 و ج25، ص245؛ موسوعة مؤلّفي الاماميّة: ج2، صص457-458؛ فهرست نسخههاي خطي آستان قدس رضوي: ج7، ص894 ؛ نشريه نسخههاي خطّي: س4، (1344ش)، صص11-12 و س5، (1346ش)، ص365 و س7، 1353ش، صص309-315؛ فهرست نسخههاي خطي مدرسه سپهسالار: ج5، ص765 ؛ فهرست نسخههاي خطي فارسي (منزوي): ج1، ص497 و ج4، ص3327؛ فهرست نسخههاي خطي کتابخانهي آيت الله گلپايگاني: ج1، ص47؛ فهرستواره کتابهاي فارسي: ج1، صص480 و 497؛ فهرست ميکروفيلم ها: ج2، صص195 و 197؛ فهرست کتابخانه مدرسه غرب همدان: صص51-52.»
@AghayedNet
معرفی نامه این مثنوی را نقل می کنیم از کتاب «طنزنامه: کتابشناسی محاضرات ادبی» نگاشته محقق مدقق جناب آقای حسین متقی سلمه الله؛ کتابی که هنوز چاپ نشده است.
—---------------
[1870] هميان = موش و گربه (فارسي و عربي)
از: ميرزا ابوالقاسم بن علي اکبر بيدآبادي اصفهاني متخلّص به حيران (درگذشته: 1301ه)
منظومه اي در 5000 بيت به شيوه موش و گربه عبيد زاکاني انتقادي و طنزآلود بر برخي ظواهر اجتماعي و نيز نقد موضوعاتي ديگر مانند: صداها، لحن ها در تجويد و همچنين قواعد وقف و وصل سجاوندي است که به نام فرزندش حسين (در 18 سالگي فوت کرده) موافق مصراع «رفته موشان بجوف هميانا» در سال 1285ه به نظم کشيده است.
ضمناً نقدهایی هم در ميان اشعار و ابيات به محمدکريم کرماني ديده مي شود:
«گفته در صفحه ثمان عشر
دگرم صفحه تسع عشرانا
که منم رکن رابع الله
هر تغيّر بود ز فعلانا ...
که نبُد رکن در زمان قديم
تازه گرديد او هويدانا»
گفتني است اين ابيات که در برخي نسخ (1027) بيت موجود است:
«عدد بيت يک هزار بود
بعد عشرين و نيز سبعانا»
در شعبان 1280، 1285 يا 1286ه بنابر ماده نظم: «رفته موشان به جوف هميانا»، به انجام رسيده است.
با عنوان هاي:
درآمد صحبت عبا، صحبت گربه با موش و موش با گربه، حال و حکايت حاج کريم خان، وقايع يزد، فتواهاي او، اخبار کردن گربه حکايت تهران را، احوال طاووس، اوصاف کرمان، اوصاف و تماشاگه هاي اصفهان، در نصيحت وعّاظ، حکايت قرّة العين، اقسام صوفيه، گرفتاري موش به دست گربه، نسبت دادن موش گربه را به اهل سنّت!، در حمام رفتن نسوان، عقايد نسوان، هداياي موش، عروسي شاه موشان، تلگراف موشان، سان ديدن موش، گرفتاري گربه، خلاصي گربه، اقسام صوفيّه، حکايت اهل قلم، در رثاي فرزند مؤلّف و ... .
نسخه هايي دستنويس از اين اثر در کتابخانه مدرسه عالي شهيد مطهري (سپهسالار) در تهران، به شماره <7197> (کتابت 1290هـ، 59برگ) (ميکروفيلم آن در دانشگاه تهران به شماره 3596)؛ کتابخانه مجلس شوراي اسلامي در تهران به شماره <2/7405> ؛ کتابخانه آستان قدس رضوي در مشهد، به شماره <1063 ادبيات (6570)> (کتابت 1310هـ، 178برگ)؛ کتابخانه مدرسه غرب (آخوند) همدان، به شماره <4788> (کتابت 1289هـ)؛ کتابخانه شخصي دکتر حسين مفتاح در تهران به شمارهي 1235 (ميکروفيلم آن در دانشگاه تهران به شمارهي 3611)؛ کتابخانه مدرسه آيت الله گلپايگاني در قم، به شماره <41> (175 برگ)؛ کتابخانه مجموعه فرانسيس هوفر در دانشگاه هاروارد در آمريکا نگهداري ميگردد.
آغاز: <بسمله، الحمدلله ربّ العالمين، ... اما بعد فهذا هميان مطروس لاقوال المخالفين و فيه تنبيه الغافلين و تذکرة للمريدين المنصفين ...
اي خردمند عاقل و دانا
قصه موش و گربه بر خوانا
قصه موش و گربه را تو بنظم
بشنو از من چه در مکنونا
گربه اي بود شهر اصفهان
عاقل و فاضل و بسي دانا»
انجام:
کرد سايل ز نام نسخه سؤال
گفتمش در جواب هميانا
نام راقمش صفاهاني
و ز محلات شاه شاهانا...
ليک چون شاعران همي دانند
بيشعوران چو من حيرانا»
رک. الذريعة: ج7، ص52 و ج23، ص265 و ج25، ص245؛ موسوعة مؤلّفي الاماميّة: ج2، صص457-458؛ فهرست نسخههاي خطي آستان قدس رضوي: ج7، ص894 ؛ نشريه نسخههاي خطّي: س4، (1344ش)، صص11-12 و س5، (1346ش)، ص365 و س7، 1353ش، صص309-315؛ فهرست نسخههاي خطي مدرسه سپهسالار: ج5، ص765 ؛ فهرست نسخههاي خطي فارسي (منزوي): ج1، ص497 و ج4، ص3327؛ فهرست نسخههاي خطي کتابخانهي آيت الله گلپايگاني: ج1، ص47؛ فهرستواره کتابهاي فارسي: ج1، صص480 و 497؛ فهرست ميکروفيلم ها: ج2، صص195 و 197؛ فهرست کتابخانه مدرسه غرب همدان: صص51-52.»
@AghayedNet
بدون شرح...
مکتوب سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی صاحب کتاب العروةالوثقى درباره شیخیه؛ صرف اظهار نظر بدون بیان استدلال (منبع: نشريه کتاب شيعه)
@AghayedNet
مکتوب سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی صاحب کتاب العروةالوثقى درباره شیخیه؛ صرف اظهار نظر بدون بیان استدلال (منبع: نشريه کتاب شيعه)
@AghayedNet
ترجمه ترکی رسالة في تحقیق الکلیات(عرضه شده درنمایشگاه بزرگ کتاب که به مناسبت ماه رمضان درمیدان بایزید استانبول برگزاراست)این رساله را مرحوم آقای حاج محمدباقرشریف طباطبایی أع شرح فرموده اند
@AghayedNet
@AghayedNet
در بابِ نسب مرحوم شیخ احمد أحسائی أع به نقل از مرحوم سید کاظم رشتی أع؛ در مواعظی نویافته از سید مرحوم
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷👆في نسب المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أع
یقول تلمیذه المرحوم السید کاظم الرشتی أع:
قال الشیخ: رأیت في المنام سلیمان بن داود و هو خاطبنی یابن خلیفة رسول الله. علمت أن مراده لیس من جهة العلم؛ فتفحصت و وجدت أن جدّ أمی کان من السادات. إنتهی (من مواعظ السید أع التی عثرنا علیها أخیرا.)
از اين بود که جناب شيخ فرمود که من در خواب ديدم سليمان بن داود را که خطاب کرد به من يابن خليفة رسول الله و دانستم که حضرت سليمان مرادش از جهت علم نبود پس چون بيدار شدم تفحص کردم ديدم که جد مادرم از سادات بوده است انتهی.
@AghayedNet
یقول تلمیذه المرحوم السید کاظم الرشتی أع:
قال الشیخ: رأیت في المنام سلیمان بن داود و هو خاطبنی یابن خلیفة رسول الله. علمت أن مراده لیس من جهة العلم؛ فتفحصت و وجدت أن جدّ أمی کان من السادات. إنتهی (من مواعظ السید أع التی عثرنا علیها أخیرا.)
از اين بود که جناب شيخ فرمود که من در خواب ديدم سليمان بن داود را که خطاب کرد به من يابن خليفة رسول الله و دانستم که حضرت سليمان مرادش از جهت علم نبود پس چون بيدار شدم تفحص کردم ديدم که جد مادرم از سادات بوده است انتهی.
@AghayedNet
نسخه ای از کتاب الفوائدِ مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه؛ کتابت شده در زمان حیات مصنف (1228ق)
@AghayedNet
@AghayedNet
عباراتی از مرحوم سید کاظم رشتی أع ابتداء کتاب اللوامع الحسینیة
@AghayedNet
@AghayedNet
معرفی و چکیده پژوهشی در مقطع دکترا درباره نظریاتِ حِکمیِ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی (اع)
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ باتوجه به اين دو مسئله كه در كتاب هاي كفاية المسائل و الجامع آمده:
مسأله ـ هرگاه به شهادت عدلين يا به شياع يا به ساير علائم، علم عادي حاصل شود از براي اهل بلدي كه اهل بلدي ديگر ماه نو را ديده اند ـ چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال ـ بايد روزه بدارند از اول ماه رمضان و عيد كنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذكور ماه نو را نديده باشند .
[الجامع]يا: حكم جميع البلدان في الهلال واحد فاذا رئي في مصر و ثبت في آخر بالشهود اخذ بقولهم.
آيا مقصود از تعبيرات «جميع البلدان» و «بلد» و «مصر» عام است چون ظاهرا قرينه اي در اين دو مسئله و يا احاديث وارده نيست كه آنها را تخصيص زند، يا اينكه بلاد هم افق مقصود است به دليل ديگر (مثلاً گفته اند كه نوع فقهای متقدمين كه اينگونه تعبيرات را در احاديث، عام گرفته اند، قائل به مسطح بودن زمين بودهاند، نه كرويت آن)؟
ـــ پاسخ: مراد بلاد هم افق است به دليل سيره مستمره فقهاء گذشته و معاصر و اهل شرع در همه زمانها.
ـــــ در صورت دوم از مسئله بالا، مقصود از هم افق بودن چيست؟
الف) بلاد هم عرض جغرافيايي و در اينصورت: 1) آيا به طور مطلق؟ 2) با قيد حجت بودن رؤيت در بلاد شرقي نسبت به غربي نه بالعكس؟ 3) با قيد درك كردن اهل هر بلد، شب يكديگر را اگرچه چند دقيقه؟
ـــ پاسخ: ظاهرا مقصود اين است که اگر موانع رؤيت هلال در فضا نباشد، هلال براي اهل اينگونه شهرها قابل رؤيت است، گرچه اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس در رؤيت ماه و عدم آن مؤثر است، از فرمايش شيخ مرحوم اعلی الله مقامه استفاده مي شود که بلاد هم افق بلاد متقاربه هستند که در مطالع و مغارب اختلافي نداشته باشند و مثال مي زنند به بغداد و بصره و تأييد مي فرمايند مطلب را به بيان شيخ طوسي.
ب) بلاد هم طول جغرافيايي و در اين صورت مطلقا يا با محدوديتي مثل نيمكره شمالي و جنوبي؟
ـــ پاسخ: طول در اصطلاح علم هيئت و نجوم مقصود است و مي گويند ملاک هم افق بودن داراي خط طولي يکسان با هم باشند.
ج) آنطور كه معمولا تعريف ميشود (كه اگر در شهر الف ماه رؤيت شود در شهر ب هم رؤيت شود) كه ظاهرا دور پيش ميآيد و عملا منتج نتيجهاي نيست.
ـــ پاسخ: شايد مراد اين باشد که رؤيت هلال در شهر الف ملازم رؤيت آن است در شهر ب و اين تلازم هميشه و در همه جا تحقق نمي يابد زيرا اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس متفاوت و در رؤيت و عدم آن مؤثر است.
ـــــ آيا آنچه موجب شرعي براي آغاز يا انجام ماه مبارك ميباشد، «رؤيت» هلال است يا «امكان رؤيت» آن؟
ـــ پاسخ: رؤيت هلال است با چشم غير مسلح.
ـــــ در یک كشور با وجود پهناوري سطح آن و فاصله زياد ميان شهرهاي غربي و شرقي و شمالي و جنوبي آن رؤيت در يك بلد كفايت از ساير بلاد ميكند؟
ـــ پاسخ: ظاهر عبارت اين است که کفايت نمي کند زيرا اختلاف بين افق برخي و ديگري به اندازه اي است که در يکي هلال قابل رؤيت است و در ديگري قابل رؤيت نيست.
ـــــ در حال حاضر كه در اكثر مواقع حلول ماه نو از طريق رسانه هاي جمعي گزارش مي شود وظيفه چيست؟ آيا حكم شياع را دارد؟ و آيا يك منبع رسانه اي كفايت ميكند؟ يا منابع مستقل متعدد حكم شياع را دارد؟
ـــ پاسخ: با توجه به اختلاف فقهاء در چگونگي آغاز شهور قمري نمي توان تنها به گزارش رسانه هاي جمعي اکتفاء نمود و مقصود از شياع، شيوع يافتن رؤيت و مشاهده هلال است.
ــــــ آيا رؤيت هلال فقط با چشم غيرمسلح معتبر است؟ يا مسلح هم معتبر است؟ و در صورت دوم تا چه حد از تسليح؟ عينك؟ دوربين دو چشمي(شكاري)؟ تلسكوپ؟ يا حتي تلسكوپ هاي هوشمند(كه پرتوهاي منعكس از سطح ماه را رجحان داده و از پرتوهاي مستقيم خورشيد تفكيك ميكند، به طوري كه گاهي قبل از غروب آفتاب ماه رؤيت مي شود و در دو سال اخير بعضي از رؤيتها به اين وسيله بوده است).
ـــ پاسخ: ظاهر فرمايش اکثر فقهاء رؤيت با چشم غيرمسلح است.
@AghayedNet
ـــــ باتوجه به اين دو مسئله كه در كتاب هاي كفاية المسائل و الجامع آمده:
مسأله ـ هرگاه به شهادت عدلين يا به شياع يا به ساير علائم، علم عادي حاصل شود از براي اهل بلدي كه اهل بلدي ديگر ماه نو را ديده اند ـ چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال ـ بايد روزه بدارند از اول ماه رمضان و عيد كنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذكور ماه نو را نديده باشند .
[الجامع]يا: حكم جميع البلدان في الهلال واحد فاذا رئي في مصر و ثبت في آخر بالشهود اخذ بقولهم.
آيا مقصود از تعبيرات «جميع البلدان» و «بلد» و «مصر» عام است چون ظاهرا قرينه اي در اين دو مسئله و يا احاديث وارده نيست كه آنها را تخصيص زند، يا اينكه بلاد هم افق مقصود است به دليل ديگر (مثلاً گفته اند كه نوع فقهای متقدمين كه اينگونه تعبيرات را در احاديث، عام گرفته اند، قائل به مسطح بودن زمين بودهاند، نه كرويت آن)؟
ـــ پاسخ: مراد بلاد هم افق است به دليل سيره مستمره فقهاء گذشته و معاصر و اهل شرع در همه زمانها.
ـــــ در صورت دوم از مسئله بالا، مقصود از هم افق بودن چيست؟
الف) بلاد هم عرض جغرافيايي و در اينصورت: 1) آيا به طور مطلق؟ 2) با قيد حجت بودن رؤيت در بلاد شرقي نسبت به غربي نه بالعكس؟ 3) با قيد درك كردن اهل هر بلد، شب يكديگر را اگرچه چند دقيقه؟
ـــ پاسخ: ظاهرا مقصود اين است که اگر موانع رؤيت هلال در فضا نباشد، هلال براي اهل اينگونه شهرها قابل رؤيت است، گرچه اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس در رؤيت ماه و عدم آن مؤثر است، از فرمايش شيخ مرحوم اعلی الله مقامه استفاده مي شود که بلاد هم افق بلاد متقاربه هستند که در مطالع و مغارب اختلافي نداشته باشند و مثال مي زنند به بغداد و بصره و تأييد مي فرمايند مطلب را به بيان شيخ طوسي.
ب) بلاد هم طول جغرافيايي و در اين صورت مطلقا يا با محدوديتي مثل نيمكره شمالي و جنوبي؟
ـــ پاسخ: طول در اصطلاح علم هيئت و نجوم مقصود است و مي گويند ملاک هم افق بودن داراي خط طولي يکسان با هم باشند.
ج) آنطور كه معمولا تعريف ميشود (كه اگر در شهر الف ماه رؤيت شود در شهر ب هم رؤيت شود) كه ظاهرا دور پيش ميآيد و عملا منتج نتيجهاي نيست.
ـــ پاسخ: شايد مراد اين باشد که رؤيت هلال در شهر الف ملازم رؤيت آن است در شهر ب و اين تلازم هميشه و در همه جا تحقق نمي يابد زيرا اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس متفاوت و در رؤيت و عدم آن مؤثر است.
ـــــ آيا آنچه موجب شرعي براي آغاز يا انجام ماه مبارك ميباشد، «رؤيت» هلال است يا «امكان رؤيت» آن؟
ـــ پاسخ: رؤيت هلال است با چشم غير مسلح.
ـــــ در یک كشور با وجود پهناوري سطح آن و فاصله زياد ميان شهرهاي غربي و شرقي و شمالي و جنوبي آن رؤيت در يك بلد كفايت از ساير بلاد ميكند؟
ـــ پاسخ: ظاهر عبارت اين است که کفايت نمي کند زيرا اختلاف بين افق برخي و ديگري به اندازه اي است که در يکي هلال قابل رؤيت است و در ديگري قابل رؤيت نيست.
ـــــ در حال حاضر كه در اكثر مواقع حلول ماه نو از طريق رسانه هاي جمعي گزارش مي شود وظيفه چيست؟ آيا حكم شياع را دارد؟ و آيا يك منبع رسانه اي كفايت ميكند؟ يا منابع مستقل متعدد حكم شياع را دارد؟
ـــ پاسخ: با توجه به اختلاف فقهاء در چگونگي آغاز شهور قمري نمي توان تنها به گزارش رسانه هاي جمعي اکتفاء نمود و مقصود از شياع، شيوع يافتن رؤيت و مشاهده هلال است.
ــــــ آيا رؤيت هلال فقط با چشم غيرمسلح معتبر است؟ يا مسلح هم معتبر است؟ و در صورت دوم تا چه حد از تسليح؟ عينك؟ دوربين دو چشمي(شكاري)؟ تلسكوپ؟ يا حتي تلسكوپ هاي هوشمند(كه پرتوهاي منعكس از سطح ماه را رجحان داده و از پرتوهاي مستقيم خورشيد تفكيك ميكند، به طوري كه گاهي قبل از غروب آفتاب ماه رؤيت مي شود و در دو سال اخير بعضي از رؤيتها به اين وسيله بوده است).
ـــ پاسخ: ظاهر فرمايش اکثر فقهاء رؤيت با چشم غيرمسلح است.
@AghayedNet