👆حاصل معنی:
محمدکریم کرمانی (1288ق)
شیخی، عالم، فاضل، متکلم، محدّث و حدیث شناس، با فضایل بسیار، و صاحب کتاب هایی نیکو از جمله: علم الیقین (درباره اصول فقه)، کتابی چاپ شده در رد بابیه، کتاب مباحثاتی با [نظریات] اصولیین، ارشادالعوام (در عقاید.) [و... .]
در کرمان از دنیا رحلت کرد و [پس از یک سال و اندی] بدنش به کربلا منتقل شد و در رواق شرقی از حرم حسینی، نزدیک قبر سید کاظم رشتی دفن گردید. ماده تاریخ وفات ایشان «و هو الحی الذی لایموت» است. [أعلی الله مقامه.]
@AghayedNet
محمدکریم کرمانی (1288ق)
شیخی، عالم، فاضل، متکلم، محدّث و حدیث شناس، با فضایل بسیار، و صاحب کتاب هایی نیکو از جمله: علم الیقین (درباره اصول فقه)، کتابی چاپ شده در رد بابیه، کتاب مباحثاتی با [نظریات] اصولیین، ارشادالعوام (در عقاید.) [و... .]
در کرمان از دنیا رحلت کرد و [پس از یک سال و اندی] بدنش به کربلا منتقل شد و در رواق شرقی از حرم حسینی، نزدیک قبر سید کاظم رشتی دفن گردید. ماده تاریخ وفات ایشان «و هو الحی الذی لایموت» است. [أعلی الله مقامه.]
@AghayedNet
👇حاصل معنی:
کاظم رشتی (متوفای 1259ق)
فقیهی است شیعی، در زمان خود سرپرست گروه کشفیه [=شیخیه.] او سید کاظم بن سید قاسم حسینی رشتی حائری است و از شاگردان شیخ احمد بن زین الدین احسائی. سید رشتی متمرکز بر شیخ احسائی شد و متأثر از آراء و رَوِشش؛ تا اینکه پس از وفات احسائی به شهرت زیادی رسید. افرادی همچون محمدشریف کرمانی و حسن مرندی و ملا محیط و... شاگردان وی بودند.
نوشته های زیادی دارد، بعضی کتاب است و بعضی رساله و بیشتر آنها چاپ شده است: اصول العقاید، دلیل المتحیرین، اللوامِع الحسینیة، شرح الخطبة التطنجیة، اسرار العبادة، رساله ای درعلم الهیئة، شرح کلمات منسوب به رازی، شرح قصیده لامیه عبدالباقی عمری در مدح حضرت کاظم علیه السلام، تحقیقی در امر جبر و تفویض، بیان ناسخ و منسوخ، اسرار الشهادة [و.... .]
در کربلا از دنیا رحلت کرده و در رواق شرقی از حرم حسینی دفن گردید. [أعلی الله مقامه.]👇
@AghayedNet
کاظم رشتی (متوفای 1259ق)
فقیهی است شیعی، در زمان خود سرپرست گروه کشفیه [=شیخیه.] او سید کاظم بن سید قاسم حسینی رشتی حائری است و از شاگردان شیخ احمد بن زین الدین احسائی. سید رشتی متمرکز بر شیخ احسائی شد و متأثر از آراء و رَوِشش؛ تا اینکه پس از وفات احسائی به شهرت زیادی رسید. افرادی همچون محمدشریف کرمانی و حسن مرندی و ملا محیط و... شاگردان وی بودند.
نوشته های زیادی دارد، بعضی کتاب است و بعضی رساله و بیشتر آنها چاپ شده است: اصول العقاید، دلیل المتحیرین، اللوامِع الحسینیة، شرح الخطبة التطنجیة، اسرار العبادة، رساله ای درعلم الهیئة، شرح کلمات منسوب به رازی، شرح قصیده لامیه عبدالباقی عمری در مدح حضرت کاظم علیه السلام، تحقیقی در امر جبر و تفویض، بیان ناسخ و منسوخ، اسرار الشهادة [و.... .]
در کربلا از دنیا رحلت کرده و در رواق شرقی از حرم حسینی دفن گردید. [أعلی الله مقامه.]👇
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ در نمازهای واجب خصوصاً در قنوت، خواندن زیارت یا طلب مغفرت برای اشخاص معمولی یا لعن افراد مشخص مثل اولی و دومی جایز است یا خیر ؟ و آیا محدودیتی دارد یا خیر ؟
ـــ پاسخ: قنُوت، مناجات با حق متعال است و باید به شكل دعا برگزار گردد بنابراین زیارت خواندن معنی ندارد. آری می توان پاره ای از زیارات را كه به صورت صلوات است به نیت دعا خواند مانند : اللّهمّ صلّ علی علی بن موسیالرضا تا آخر. و جایز است طلب مغفرت برای دوستان محمّد و آل محمّد علیهم السلام و نام بردن ایشان مانند پدر و مادر و برادران و خواهران و خویشان و دوستان و همسایگان و هركس كه التماس دعا كرده است. و نیز جایز است طلب لعنت از حق متعال برای اعداء دین و اعداء محمّد و آل محمّد علیهم السلام و اعداء شیعیان ایشان و نام بردن آنها و روایت شده كه امیرالمؤمنین علیه السلام در قنوت نماز، دشمنان خود را نام بردند و از خدای متعال برای آنها طلب لعنت فرمودند.
@AghayedNet
ـــــ در نمازهای واجب خصوصاً در قنوت، خواندن زیارت یا طلب مغفرت برای اشخاص معمولی یا لعن افراد مشخص مثل اولی و دومی جایز است یا خیر ؟ و آیا محدودیتی دارد یا خیر ؟
ـــ پاسخ: قنُوت، مناجات با حق متعال است و باید به شكل دعا برگزار گردد بنابراین زیارت خواندن معنی ندارد. آری می توان پاره ای از زیارات را كه به صورت صلوات است به نیت دعا خواند مانند : اللّهمّ صلّ علی علی بن موسیالرضا تا آخر. و جایز است طلب مغفرت برای دوستان محمّد و آل محمّد علیهم السلام و نام بردن ایشان مانند پدر و مادر و برادران و خواهران و خویشان و دوستان و همسایگان و هركس كه التماس دعا كرده است. و نیز جایز است طلب لعنت از حق متعال برای اعداء دین و اعداء محمّد و آل محمّد علیهم السلام و اعداء شیعیان ایشان و نام بردن آنها و روایت شده كه امیرالمؤمنین علیه السلام در قنوت نماز، دشمنان خود را نام بردند و از خدای متعال برای آنها طلب لعنت فرمودند.
@AghayedNet
یادداشتی از قدیم،روی نسخه چاپ سنگی کتاب نصرة الدین نگاشته مرحوم کرمانی اع
در یوم 12ذوالحجة الحرام از خواندن این کتاب مبارک فراغت حاصل شد حقیقتاً گنجی است بس عظیم...اما صد حیف طالب ندارد...
@AghayedNet
در یوم 12ذوالحجة الحرام از خواندن این کتاب مبارک فراغت حاصل شد حقیقتاً گنجی است بس عظیم...اما صد حیف طالب ندارد...
@AghayedNet
کتاب تشیع امامی در بستر تحول، مکتب ها و باورها در ایران و اسلام (دفتر یکم) نگاشته جناب آقای حسن انصاری، در 360 صفحه به تازگی منتشر شده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
فهرست این کتاب، به ضمیمه گفتاری که درباره شیخیه در این کتاب آمده، تقدیم می شود.
@AghyedNet
@AghyedNet
🌷👆سيد عبد الله شُبَّر و شيخيه
می دانيم که سيد عبد الله شبر از شيخ أحمد أحسايی، پيشوای طريقه شيخيه اجازه ای در حديث داشته است. در مورد مناسبات علمای عتبات و ايران با شيخ أحسايی، تاکنون تحقيقات متعددی صورت پذيرفته، اما در ارتباط با مناسبات سيد عبد الله شبر با شيخيان تاکنون توجهی از سوی محققان ابراز نشده است. ما در رابطه با مناسبات او با شيخ أحسايی چيز زيادی نمی دانيم، اما به هر حال موضوعات متعددی علاقه مشترک اين دو تن را تشکيل می داده است. به طور نمونه اينکه هر دو تن شرحی بر زيارت جامعه نوشته اند و نيز اين موضوع که شبر نيز همانند أحسايي به تأويل و تفسير احاديث مشکل و با مضامينی باطنی و يا غاليانه شيعی علاقمند بوده است.
از ديگر سو می دانيم که شبر، اجازه روايتی به سيد کاظم رشتی داده بوده است و سيد کاظم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره می کرده است[۱]. در اجازه ای از سيد کاظم رشتی، وی از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی که حاکی از عمق اعتقاد او به سيد عبدالله شبر است، ياد می کند[۲]. از گفتار سيد کاظم در دليل المتحيرين، چنين بر می آيد که روابط شبر و پدرش با شيخ أحمد أحسايی بسيار خوب بوده است. سيد کاظم رشتی در اين کتاب از او و پدرش ستايش بليغی کرده و آن دو را از جمله کسانی دانسته که با شيخ أحمد أحسايي مراودت داشته اند[۳]. رشتی همچنين از فرزند شبر، سيد حسن و از پسر عموی شبر به عنوان کسانی که از دوستداران شيخ أحسايی بوده اند، ياد می کند[۴].
بر اساس اسناد موجود، ما از روابط شبر و خاندانش با شيخيان بعدی اطلاع ويژه ای در اختيار نداريم؛ اما می دانيم که وی مورد ستايش بليغ محمدکريم خان کرمانی، پيشوای شيخيان کرمانی نيز قرار گرفته بوده است. در کتاب فصل الخطاب[۵]، کريم خان ضمن يادآوری اين نکته که سيد کاظم رشتی از شبر اجازه حديث داشته، به مراتب علمی و بلندی مرتبت شبر در درک معارف امامان توجه داده که خود اين امر نشان از جايگاه شبر نزد شيخيان است[۶].
نکته مهم ديگری که می بايست در اين ميان مورد توجه قرار گيرد، اين است که بخشی از نسخه های کتابهای شبر، با قلم خود او هم اينک در کتابخانه شيخيان کرمان نگهداری می شود. نويسنده اين سطور، در ميان سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ ش در طی سه سفر به کرمان، توانست فهرستی مختصر از تمامی نسخه های خطی اين کتابخانه تهيه و به سفارش مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی در تهران، مقدمات عکسبرداری از تمامی اين مجموعه را فراهم کند. در ميان نسخه های خطی اين مجموعه گرانقدر، تعدادی از نسخه های اصل کتاب جامع المعارف و الأحکام و شماری ديگر از آثار شبر به خط او، موجود است. بنابر اظهارات شفاهی آقای ابراهيمی، دليل وجود نسخه های اصل کتابهای شبر، مناسبات و روابطی است که ميان شبر و برخی از فرزندانش[۷] با سيد کاظم رشتی و شيخيان وجود داشته است. ما درباره جزييات اين روابط اطلاع دقيقی نداريم؛ شايد بررسی بيشتر اين نسخه ها، که هم اينک عکسی از همه آنها در کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی موجود است، بتواند پرتوی بر اين موضوع بيافکند. از ديگر سو با توجه به اينکه از خاندان شبر، شماری از عالمان و تحصيل کردگان علوم دينی تاکنون در شهرهای مختلف عراق زندگی می کنند، شايد دسترسی به برخی از اطلاعات خانوادگی در اين مورد مفيد باشد. در هر صورت به نظر می رسد، وجود اين روابط ميان شبر با شيخيان که به هر حال به گرايش اخباری و دست کم غير اصولی شناخته می شوند و در عين حال عقايد ويژه ای در مورد مسائل اعتقادی و کلامی و فلسفی دارند، با توجه به شناختی که از شبر در اين زمينه ها داريم، خود حائز اهميت است. به دليل مناسبات خصمانه و يا دست کم بدبينانه فقيهان اصولی با شيخيان، جای اين پرسش باقی است که چه اموری شبر را با شيخ أحسايي و به ويژه سيد کاظم رشتي مرتبط می کرده است؟
—------------------------------------------------------
[۱] برای اجازات سيد کاظم رشتی از شبر و از فرزندش سيد جعفر شبر نک: ابراهيمی، فهرست، ص ۱۱۷، ۱۲۶
[۲] نک: کريم خان کرماني، فصل الخطاب، ص ۶
[۳]، ۱۴۲ نک: سيد کاظم رشتي، دليل المتحيرين، ص ۴۶
[۴] همو، ص ۱۴۲
[۵] کتاب فصل الخطاب نمونه ای است از يکی از مهمترين نمايندگان مکتب شيخی در گردآوری احاديث که چند دهه ای پس از جامع المعارف شبر نوشته شده است.
[۶] نک: کريم خان کرماني، فصل الخطاب، ۱۳۰۲ق، ص ۱۰
[۷]برای فرزندان شبر، نک: محمد بن معصوم، ص ۳۹- ۴۱ ؛ برای خاندان او پس از وی، نک: آقابزرگ طهراني، ۲/ ۲۷۸؛ کحاله، معجم المؤلفين، ۹/۱۵۳ ؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴(۱)/ ۵۱۵-۵۱۶ ؛ امين، أعيان الشيعة، ۹/۲۰۴؛ مدرس، ريحانة، ۳/۱۷۷؛ معلم حبيب آبادي، مکارم الآثار، ۴/۱۱۶۵ و ۱۱۶۸.
@AghayedNet
می دانيم که سيد عبد الله شبر از شيخ أحمد أحسايی، پيشوای طريقه شيخيه اجازه ای در حديث داشته است. در مورد مناسبات علمای عتبات و ايران با شيخ أحسايی، تاکنون تحقيقات متعددی صورت پذيرفته، اما در ارتباط با مناسبات سيد عبد الله شبر با شيخيان تاکنون توجهی از سوی محققان ابراز نشده است. ما در رابطه با مناسبات او با شيخ أحسايی چيز زيادی نمی دانيم، اما به هر حال موضوعات متعددی علاقه مشترک اين دو تن را تشکيل می داده است. به طور نمونه اينکه هر دو تن شرحی بر زيارت جامعه نوشته اند و نيز اين موضوع که شبر نيز همانند أحسايي به تأويل و تفسير احاديث مشکل و با مضامينی باطنی و يا غاليانه شيعی علاقمند بوده است.
از ديگر سو می دانيم که شبر، اجازه روايتی به سيد کاظم رشتی داده بوده است و سيد کاظم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره می کرده است[۱]. در اجازه ای از سيد کاظم رشتی، وی از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی که حاکی از عمق اعتقاد او به سيد عبدالله شبر است، ياد می کند[۲]. از گفتار سيد کاظم در دليل المتحيرين، چنين بر می آيد که روابط شبر و پدرش با شيخ أحمد أحسايی بسيار خوب بوده است. سيد کاظم رشتی در اين کتاب از او و پدرش ستايش بليغی کرده و آن دو را از جمله کسانی دانسته که با شيخ أحمد أحسايي مراودت داشته اند[۳]. رشتی همچنين از فرزند شبر، سيد حسن و از پسر عموی شبر به عنوان کسانی که از دوستداران شيخ أحسايی بوده اند، ياد می کند[۴].
بر اساس اسناد موجود، ما از روابط شبر و خاندانش با شيخيان بعدی اطلاع ويژه ای در اختيار نداريم؛ اما می دانيم که وی مورد ستايش بليغ محمدکريم خان کرمانی، پيشوای شيخيان کرمانی نيز قرار گرفته بوده است. در کتاب فصل الخطاب[۵]، کريم خان ضمن يادآوری اين نکته که سيد کاظم رشتی از شبر اجازه حديث داشته، به مراتب علمی و بلندی مرتبت شبر در درک معارف امامان توجه داده که خود اين امر نشان از جايگاه شبر نزد شيخيان است[۶].
نکته مهم ديگری که می بايست در اين ميان مورد توجه قرار گيرد، اين است که بخشی از نسخه های کتابهای شبر، با قلم خود او هم اينک در کتابخانه شيخيان کرمان نگهداری می شود. نويسنده اين سطور، در ميان سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ ش در طی سه سفر به کرمان، توانست فهرستی مختصر از تمامی نسخه های خطی اين کتابخانه تهيه و به سفارش مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی در تهران، مقدمات عکسبرداری از تمامی اين مجموعه را فراهم کند. در ميان نسخه های خطی اين مجموعه گرانقدر، تعدادی از نسخه های اصل کتاب جامع المعارف و الأحکام و شماری ديگر از آثار شبر به خط او، موجود است. بنابر اظهارات شفاهی آقای ابراهيمی، دليل وجود نسخه های اصل کتابهای شبر، مناسبات و روابطی است که ميان شبر و برخی از فرزندانش[۷] با سيد کاظم رشتی و شيخيان وجود داشته است. ما درباره جزييات اين روابط اطلاع دقيقی نداريم؛ شايد بررسی بيشتر اين نسخه ها، که هم اينک عکسی از همه آنها در کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی موجود است، بتواند پرتوی بر اين موضوع بيافکند. از ديگر سو با توجه به اينکه از خاندان شبر، شماری از عالمان و تحصيل کردگان علوم دينی تاکنون در شهرهای مختلف عراق زندگی می کنند، شايد دسترسی به برخی از اطلاعات خانوادگی در اين مورد مفيد باشد. در هر صورت به نظر می رسد، وجود اين روابط ميان شبر با شيخيان که به هر حال به گرايش اخباری و دست کم غير اصولی شناخته می شوند و در عين حال عقايد ويژه ای در مورد مسائل اعتقادی و کلامی و فلسفی دارند، با توجه به شناختی که از شبر در اين زمينه ها داريم، خود حائز اهميت است. به دليل مناسبات خصمانه و يا دست کم بدبينانه فقيهان اصولی با شيخيان، جای اين پرسش باقی است که چه اموری شبر را با شيخ أحسايي و به ويژه سيد کاظم رشتي مرتبط می کرده است؟
—------------------------------------------------------
[۱] برای اجازات سيد کاظم رشتی از شبر و از فرزندش سيد جعفر شبر نک: ابراهيمی، فهرست، ص ۱۱۷، ۱۲۶
[۲] نک: کريم خان کرماني، فصل الخطاب، ص ۶
[۳]، ۱۴۲ نک: سيد کاظم رشتي، دليل المتحيرين، ص ۴۶
[۴] همو، ص ۱۴۲
[۵] کتاب فصل الخطاب نمونه ای است از يکی از مهمترين نمايندگان مکتب شيخی در گردآوری احاديث که چند دهه ای پس از جامع المعارف شبر نوشته شده است.
[۶] نک: کريم خان کرماني، فصل الخطاب، ۱۳۰۲ق، ص ۱۰
[۷]برای فرزندان شبر، نک: محمد بن معصوم، ص ۳۹- ۴۱ ؛ برای خاندان او پس از وی، نک: آقابزرگ طهراني، ۲/ ۲۷۸؛ کحاله، معجم المؤلفين، ۹/۱۵۳ ؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴(۱)/ ۵۱۵-۵۱۶ ؛ امين، أعيان الشيعة، ۹/۲۰۴؛ مدرس، ريحانة، ۳/۱۷۷؛ معلم حبيب آبادي، مکارم الآثار، ۴/۱۱۶۵ و ۱۱۶۸.
@AghayedNet
رساله عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در پاسخ به پرسش های طهمورث میرزا
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷امروز، اتمام نگارش رساله مرحوم آقای شریف طباطبایی اع در پاسخ به طهمورث میرزا
آغاز رساله:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمد للّه رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمّد و آله الطاهرين و اللعنة علي اعدائهم اجمعين.
و بعد چون مسائلي چند رسيد از جانب سنيّ الجوانب نواب مستطاب عمدة الاساطين و سلالة السلاطين ايده اللّه بتأييداته في العالمين و سدده بتسديداته في مسائل الشرع المتين و الدين المبين و مرا امر فرموده بودند به جواب از آن خطاب مستطاب پس مبادرت نمود به اقدام و مسارعت پيمود به اقدام اقلام و مصدر ساخت هر فقره اي از آن خطاب را و در تلو هريك به جوابي پرداخت اميد كه موافق طبع مستقيم و عقل قويم گردد.
انجام رساله:
عرض مي شود: كه در كتاب خصال و ساير كتب اصحاب احاديث به اين مضمون رسيده كه فرموده اند زائد الخلقه و ناقص الخلقه دشمن ما اهل بيت است و او را لعنت و نفرين فرموده اند و لهم عذاب جهنم و لهم عذاب الحريق فرموده اند. و مؤمنان به ائمه علیهم السلام به اين اعتقادند كه نفرين ائمه علیهم السلام مثل دعاي ايشان مستجاب است و مستجاب الدعوه بودن ايشان علیهم السلام داخل ضروريات مذهب شيعه اثني عشري است كه شكي در آن راهبر نيست پس البته به جهنم خواهند رفت و عذاب حريق را خواهند چشيد از براي شيعه شكي در آن نيست. اما اگر در حال طفوليت واصل شد او را به نار فلق امتحان خواهند كرد و تخلف از دخول آن خواهد كرد و به جهنم واصل خواهد شد به اتمام حجتي كه در نار فلق بر او كرده اند چنانكه جميع مستضعفين از اشقياء را به نار فلق امتحان مي كنند و بعد از اتمام حجت آنها را به جهنم مي برند اما اگر ايمان آورد و مرد ايمان او ايمان حقيقي نخواهد بود و خدا و رسول و ائمه هدی علیهم السلام اولی به تصديقند و ايشان فرموده اند و خبر از باطن و ضميری داده اند كه بر ساير مردم ظاهر نبوده و مخفي بوده پس اظهار ايمان از براي غير مطَّلعين به غيب نفاق ظاهر است از براي مطلعين به غيب. ان المنافقين في الدرك الاسفل من النار و درك اسفل پايين تر از جميع دركات است.
دگر زياده از اين نزد عاقلان بي جا است،برآر دست تضرع كه وقت، وقت دعا است
يا اللّه يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبِّت قلبي علي دينك و لاتفرق بيني و بين محمّد و آله صلواتك عليهم في الدنيا و الاخرة يا ارحم الراحمين.
تاریخ پایان نگارش:
و تمت المسائل في عصر يوم الاحد الخامس و العشرين من شهر شعبان المعظم من شهور سنة 1303 حامداً مصلّياً مستغفراً.
بخشی از فهرست سؤالات:
1. توالد و تناسل فرزندان حضرت آدم و حوا علیهما السلام به چه نوع بوده است و آمدن حوریه از بهشت برای شیث و جنیه برای قابیل به چه صورت انجام شده است؟
2. آیا فرعون موسی علیه السلام، همان عزیز مصر است که معاصر با یوسف علیه السلام بود و در اواخر سلطنت خود که مصادف با زمان نبوت موسی علیه السلام بوده، ادعای الوهیت کرده است؟
3. سِرّ اینکه امام باید پست تر از مأمومین یا مساوی با ایشان بایستد، چیست؟
4. نظر سرکار و مشایخ عظام اعلی الله مقامهم درباره مذهب مولوی چیست؟
5. کسی که به همان دین آباء و اجدادی خود بوده و مدتی مقلد مجتهدی بوده و با امام عادلی نماز می گذارده و بعد، نفاق آن مجتهد و فسق آن امام ظاهر گردیده و به دیگری رجوع کرده و با دیگری نماز می گذارده و بعد از مدتی باز نفاق و فسق انها آشکار شده تا پس از تفحص به مجتهد جامع الشرایطی که شایسته تقلید است بر می خورد. آیا اعمال گذشته را باید اعاده کند؟ و تکلیف او در مسائل اختلافی چیست؟
6. تقلید از مجتهدی که شخص از سوابق سوء و معاصی کبیره گذشته او باخبر است ولی اکنون علماء بر علم و تدین او اعتراف دارند و نمازگذاردن با او در صورتی که در حال حاضر از او معصیتی مشاهده نمی کند، جایز است؟ و آیا افشاء گناهان گذشته او میان مقلدین و مأمومین او گناه است؟
7. زائد الخلقه و ناقص الخلقه که ناصب است، اگر قبل از تکلیف بمیرد، خداوند با او چطور معامله خواهد کرد.
و... .
نسخه شناسی:
دو نسخه خطی به شماره های 288 و 70 در کتابخانه شخصی موجود است.
@AghayedNet
آغاز رساله:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمد للّه رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمّد و آله الطاهرين و اللعنة علي اعدائهم اجمعين.
و بعد چون مسائلي چند رسيد از جانب سنيّ الجوانب نواب مستطاب عمدة الاساطين و سلالة السلاطين ايده اللّه بتأييداته في العالمين و سدده بتسديداته في مسائل الشرع المتين و الدين المبين و مرا امر فرموده بودند به جواب از آن خطاب مستطاب پس مبادرت نمود به اقدام و مسارعت پيمود به اقدام اقلام و مصدر ساخت هر فقره اي از آن خطاب را و در تلو هريك به جوابي پرداخت اميد كه موافق طبع مستقيم و عقل قويم گردد.
انجام رساله:
عرض مي شود: كه در كتاب خصال و ساير كتب اصحاب احاديث به اين مضمون رسيده كه فرموده اند زائد الخلقه و ناقص الخلقه دشمن ما اهل بيت است و او را لعنت و نفرين فرموده اند و لهم عذاب جهنم و لهم عذاب الحريق فرموده اند. و مؤمنان به ائمه علیهم السلام به اين اعتقادند كه نفرين ائمه علیهم السلام مثل دعاي ايشان مستجاب است و مستجاب الدعوه بودن ايشان علیهم السلام داخل ضروريات مذهب شيعه اثني عشري است كه شكي در آن راهبر نيست پس البته به جهنم خواهند رفت و عذاب حريق را خواهند چشيد از براي شيعه شكي در آن نيست. اما اگر در حال طفوليت واصل شد او را به نار فلق امتحان خواهند كرد و تخلف از دخول آن خواهد كرد و به جهنم واصل خواهد شد به اتمام حجتي كه در نار فلق بر او كرده اند چنانكه جميع مستضعفين از اشقياء را به نار فلق امتحان مي كنند و بعد از اتمام حجت آنها را به جهنم مي برند اما اگر ايمان آورد و مرد ايمان او ايمان حقيقي نخواهد بود و خدا و رسول و ائمه هدی علیهم السلام اولی به تصديقند و ايشان فرموده اند و خبر از باطن و ضميری داده اند كه بر ساير مردم ظاهر نبوده و مخفي بوده پس اظهار ايمان از براي غير مطَّلعين به غيب نفاق ظاهر است از براي مطلعين به غيب. ان المنافقين في الدرك الاسفل من النار و درك اسفل پايين تر از جميع دركات است.
دگر زياده از اين نزد عاقلان بي جا است،برآر دست تضرع كه وقت، وقت دعا است
يا اللّه يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبِّت قلبي علي دينك و لاتفرق بيني و بين محمّد و آله صلواتك عليهم في الدنيا و الاخرة يا ارحم الراحمين.
تاریخ پایان نگارش:
و تمت المسائل في عصر يوم الاحد الخامس و العشرين من شهر شعبان المعظم من شهور سنة 1303 حامداً مصلّياً مستغفراً.
بخشی از فهرست سؤالات:
1. توالد و تناسل فرزندان حضرت آدم و حوا علیهما السلام به چه نوع بوده است و آمدن حوریه از بهشت برای شیث و جنیه برای قابیل به چه صورت انجام شده است؟
2. آیا فرعون موسی علیه السلام، همان عزیز مصر است که معاصر با یوسف علیه السلام بود و در اواخر سلطنت خود که مصادف با زمان نبوت موسی علیه السلام بوده، ادعای الوهیت کرده است؟
3. سِرّ اینکه امام باید پست تر از مأمومین یا مساوی با ایشان بایستد، چیست؟
4. نظر سرکار و مشایخ عظام اعلی الله مقامهم درباره مذهب مولوی چیست؟
5. کسی که به همان دین آباء و اجدادی خود بوده و مدتی مقلد مجتهدی بوده و با امام عادلی نماز می گذارده و بعد، نفاق آن مجتهد و فسق آن امام ظاهر گردیده و به دیگری رجوع کرده و با دیگری نماز می گذارده و بعد از مدتی باز نفاق و فسق انها آشکار شده تا پس از تفحص به مجتهد جامع الشرایطی که شایسته تقلید است بر می خورد. آیا اعمال گذشته را باید اعاده کند؟ و تکلیف او در مسائل اختلافی چیست؟
6. تقلید از مجتهدی که شخص از سوابق سوء و معاصی کبیره گذشته او باخبر است ولی اکنون علماء بر علم و تدین او اعتراف دارند و نمازگذاردن با او در صورتی که در حال حاضر از او معصیتی مشاهده نمی کند، جایز است؟ و آیا افشاء گناهان گذشته او میان مقلدین و مأمومین او گناه است؟
7. زائد الخلقه و ناقص الخلقه که ناصب است، اگر قبل از تکلیف بمیرد، خداوند با او چطور معامله خواهد کرد.
و... .
نسخه شناسی:
دو نسخه خطی به شماره های 288 و 70 در کتابخانه شخصی موجود است.
@AghayedNet
کتابی تازه منتشر شده درباره اجازه ای از شیخ محمد آل عبدالجبار به ضمیمه شرح احوال مفصل وی
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷شیخ محمد آل عبدالجبار
ایام غدیر نزدیک شده بود. زائران از هر سو، از دور و نزدیک و از کشورهای مختلف خود را به نجف اشرف می رساندند. مرحوم سید کاظم رشتی اع هم برای زیارت غدیریه به نجف مشرف شدند و سه روز توقف کردند. در روز دوم قاصدی از طرف یکی از آقایان آمد و خدمت این بزرگوار عرض کرد که ما آماده مذاکره و اجتماعیم. سید مرحوم فرمودند: ای قاصد، تو بگو؛ آیا من و این شخصی که از جانب او آمدهای موافقیم یا مخالف؟ گفت: مخالفید. فرمود: اگر مخالفیم، نشستن ما و گفتوگوی ما بدون وجود حَکَمی آگاه، غیر از زیادشدن درگیریها فایدهای نخواهد داشت. باید حاکمی مشخص شود و هرچه حُکم کرد، همان اجرا شود. و این حاکم باید از علمای کشورهای دیگر باشد نه از کشور عراق؛ چراکه علمای عراق به طرفداری از من یا این شخص متهمند.
سید مرحوم به نام سه نفر از این علما تصریح فرمودند که یکی از ایشان، شیخ محمد آل عبدالجبار بود، دیگری مرحوم سید حسن عبدالقاهر بحرینی و سومین نفر مرحوم احمد بن شیخ خلف آل عصفور.
ادامه جریان در کتاب دلیل المتحیرین مذکور است.
در کتاب «انوار البدرین فی تراجم علماء القطیف و الأحساء و البحرین» نگاشته علی بن حسن بحرانی در شرح حال مرحوم شیخ محمد آل جبار به این جریان اشاره شده است: «و کان هذا الشیخ قدس سره من اساطین علماء الامامیة و اکابر فقهاء الشیعة الحقیة… و قد ارتضاه علماء النجف الاشرف للمحاکمة بینهم و بین السید کاظم الرشتی فی ایام المنازعة معه و ارتضاه السید المذکور ایضاً الا انه لم تتم الشروط بینهم و بینه و ناهیک بذلک فضلاً و کان رحمه الله تعالی کثیر الاسفار لزیارة العتبات الشریفة و یقلده کثیر من سکنة العراق و اهل القطیف و الاحساء فی حیاته.» (ج۱، ص۳۱۷)
حاصل معنی:
«این شیخ، از بزرگان علماء شیعه اثنی عشری و فقهاء شیعه است... و علماء نجف اشرف راضی شدند که وی میان ایشان و سید کاظم رشتی حَکَم باشد و سید رشتی اع نیز رضایت داشت؛ اما شرایط برگزاری مناظره مهیا نشد. و کفایت است همین فضیلت برای او... .»
همچنین رسائلی از مرحوم شیخ احمد احسائی اع و مرحوم سیدکاظم رشتی اع در پاسخ به شیخ محمد آل عبدالجبار موجود است. از جمله رساله ای در اثبات تقرير امام زمان عجل الله فرجه و عليه السلام و اثبات تصرف آن حضرت در زمان غيبت و نصرت كردن رعيت خود.
و نیز رساله ای در پاسخ به مسائل متعددِ وی که فهرست اجمالی مطالب آن عرضه می شود:
١ - تأويل آيه شريفه : مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله ، الخ
٢ - از معني حديثي كه وارد شده است كه حضرت صادق عليه السلام با بعض اصحاب خود گذشتند بر شطي پس موجي خارج شد و با حضرت معانقه كرد
٣ - از معني حديث شريف : لم سميت الزهراء زهراء عليها السلام ، الخ
٤ - جنت مؤمن چنانكه وعده فرمودهاند بقدر عرض آسمانها و زمين است در چنين جنتي چه خواهد نمود
٥ - سؤال از تأويل و باطن اينكه نهي از مخالطه اكراد ميفرمايند بجهت اينكه ايشان طائفه از جن هستند
٦ - سؤال از معني و سند حديث : ان الله خلق عشرين عالما انتم آخرهم
٧ - سؤال از كيفيت نزول جبرئيل بر پيغمبر صلي الله عليه و آله
٨ - سؤال از دليل عقلي بر وجود نبي و ولي عليهما السلام
٩ - سؤال از اينكه چگونه از امام مثل عبدالله بوجود ميآيد كه درباره او ميفرمايد : ابني عبدالله يحب ان لايعبد الله
١٠ - سؤال از معني فرمايش حضرت صادق عليه السلام : اني سألت الله ان يجعل هذا الامر اي الخلافة في هذا و هو اسمعيل فابي الله ذلك.
وی تألیفاتی نیز دارد که از جمله آنها کتابی در شرح احادیثی از اصول کافی است که پیش از این به چاپ رسیده است و در دفاع از مرحوم سیدکاظم رشتی اع نیز نگاشته هایی دارد. آنچه نوشته آمد به مناسبت کتاب تازه منتشر شده بود. تفصیل درباره این شخصیت، باشد برای فرصتی دیگر.
@AghayedNet
ایام غدیر نزدیک شده بود. زائران از هر سو، از دور و نزدیک و از کشورهای مختلف خود را به نجف اشرف می رساندند. مرحوم سید کاظم رشتی اع هم برای زیارت غدیریه به نجف مشرف شدند و سه روز توقف کردند. در روز دوم قاصدی از طرف یکی از آقایان آمد و خدمت این بزرگوار عرض کرد که ما آماده مذاکره و اجتماعیم. سید مرحوم فرمودند: ای قاصد، تو بگو؛ آیا من و این شخصی که از جانب او آمدهای موافقیم یا مخالف؟ گفت: مخالفید. فرمود: اگر مخالفیم، نشستن ما و گفتوگوی ما بدون وجود حَکَمی آگاه، غیر از زیادشدن درگیریها فایدهای نخواهد داشت. باید حاکمی مشخص شود و هرچه حُکم کرد، همان اجرا شود. و این حاکم باید از علمای کشورهای دیگر باشد نه از کشور عراق؛ چراکه علمای عراق به طرفداری از من یا این شخص متهمند.
سید مرحوم به نام سه نفر از این علما تصریح فرمودند که یکی از ایشان، شیخ محمد آل عبدالجبار بود، دیگری مرحوم سید حسن عبدالقاهر بحرینی و سومین نفر مرحوم احمد بن شیخ خلف آل عصفور.
ادامه جریان در کتاب دلیل المتحیرین مذکور است.
در کتاب «انوار البدرین فی تراجم علماء القطیف و الأحساء و البحرین» نگاشته علی بن حسن بحرانی در شرح حال مرحوم شیخ محمد آل جبار به این جریان اشاره شده است: «و کان هذا الشیخ قدس سره من اساطین علماء الامامیة و اکابر فقهاء الشیعة الحقیة… و قد ارتضاه علماء النجف الاشرف للمحاکمة بینهم و بین السید کاظم الرشتی فی ایام المنازعة معه و ارتضاه السید المذکور ایضاً الا انه لم تتم الشروط بینهم و بینه و ناهیک بذلک فضلاً و کان رحمه الله تعالی کثیر الاسفار لزیارة العتبات الشریفة و یقلده کثیر من سکنة العراق و اهل القطیف و الاحساء فی حیاته.» (ج۱، ص۳۱۷)
حاصل معنی:
«این شیخ، از بزرگان علماء شیعه اثنی عشری و فقهاء شیعه است... و علماء نجف اشرف راضی شدند که وی میان ایشان و سید کاظم رشتی حَکَم باشد و سید رشتی اع نیز رضایت داشت؛ اما شرایط برگزاری مناظره مهیا نشد. و کفایت است همین فضیلت برای او... .»
همچنین رسائلی از مرحوم شیخ احمد احسائی اع و مرحوم سیدکاظم رشتی اع در پاسخ به شیخ محمد آل عبدالجبار موجود است. از جمله رساله ای در اثبات تقرير امام زمان عجل الله فرجه و عليه السلام و اثبات تصرف آن حضرت در زمان غيبت و نصرت كردن رعيت خود.
و نیز رساله ای در پاسخ به مسائل متعددِ وی که فهرست اجمالی مطالب آن عرضه می شود:
١ - تأويل آيه شريفه : مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله ، الخ
٢ - از معني حديثي كه وارد شده است كه حضرت صادق عليه السلام با بعض اصحاب خود گذشتند بر شطي پس موجي خارج شد و با حضرت معانقه كرد
٣ - از معني حديث شريف : لم سميت الزهراء زهراء عليها السلام ، الخ
٤ - جنت مؤمن چنانكه وعده فرمودهاند بقدر عرض آسمانها و زمين است در چنين جنتي چه خواهد نمود
٥ - سؤال از تأويل و باطن اينكه نهي از مخالطه اكراد ميفرمايند بجهت اينكه ايشان طائفه از جن هستند
٦ - سؤال از معني و سند حديث : ان الله خلق عشرين عالما انتم آخرهم
٧ - سؤال از كيفيت نزول جبرئيل بر پيغمبر صلي الله عليه و آله
٨ - سؤال از دليل عقلي بر وجود نبي و ولي عليهما السلام
٩ - سؤال از اينكه چگونه از امام مثل عبدالله بوجود ميآيد كه درباره او ميفرمايد : ابني عبدالله يحب ان لايعبد الله
١٠ - سؤال از معني فرمايش حضرت صادق عليه السلام : اني سألت الله ان يجعل هذا الامر اي الخلافة في هذا و هو اسمعيل فابي الله ذلك.
وی تألیفاتی نیز دارد که از جمله آنها کتابی در شرح احادیثی از اصول کافی است که پیش از این به چاپ رسیده است و در دفاع از مرحوم سیدکاظم رشتی اع نیز نگاشته هایی دارد. آنچه نوشته آمد به مناسبت کتاب تازه منتشر شده بود. تفصیل درباره این شخصیت، باشد برای فرصتی دیگر.
@AghayedNet
AghayedNet
کتابی تازه منتشر شده درباره اجازه ای از شیخ محمد آل عبدالجبار به ضمیمه شرح احوال مفصل وی @AghayedNet
صفحه نخست و صفحه پایانیِ اجازه شیخ محمد آل عبدالجبار به شیخ طبسی، محور کتاب تازه منتشر شده
@AghayedNet
@AghayedNet