🌷ترجمه بخشی از وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد الله و سلام علی عباده الذين اصطفی. اين صحيفه‌ ای است که نوشته است آن را بنده اثيم کريم بن ابرهيم کرمانی عفا الله عن جرائمهما در ماه جمادی الثانيه در سال هزار و دويست و هشتاد و هشت وقت سفرش به سوی مشهد حسين عليه السلام به خط خود در حال صحت و کمال شعور خود الحمد الله به جهت وصيت کردن بر روش صالحانی که متذکرند.

پس بدانيد ای فرزندان و فرزند زادگان و برادران و خواهران من خدا شما را ياری کند که من شهادت می‌ دهم به اينکه نيست خدائی به جز خدای يگانه بزرگ مطاع آن چنان خدائی که نه زائيده است و نه زائيده شده است و نيست احدی مانند او، او چنان است که خود خود را ستوده است در کتاب خود و رسول او و ائمه طاهرين عليهم السلام او را در سنت و احاديث خود و صف فرموده اند، نيست شريکی برای او در ذات او و نه در صفات او و نه در افعال او و نه در عبادت او.

و شهادت می‌ دهم به اين که محمد صلی الله عليه و آله بنده اوست و رسول اوست بحق و قائم مقام اوست و نيست خلقی نزد خدا بزرگ‌تر از او و شريعت آن بزرگوار ناسخ همه شريعت‌ ها است و باقی است تا روز قيامت و آن بزرگوار خاتم پيغمبران است و کتاب او خاتم کتاب‌ هاست و دين او خاتم دين‌ هاست و برای آن بزرگوار است هر فضيلتی بجز خدائی.

و شهادت می ‌دهم به اينکه علی و يازده فرزند آن بزرگوار عليهم السلام خليفه ‌های اويند و امامان منند و آن بزرگواران با محمد و فاطمه صلوات الله عليهم همه از يک نور و طينتند و از برای ايشان است هر فضيلتی بجز خدائی و نبوت.

و شهادت می دهم به اين که آنچه فرموده‌اند حق است وعدل است و راست، قول من در هر چيزی قول آل محمد است عليهم‌السلام در آنچه پنهان داشته‌اند و در آنچه ظاهر نموده‌اند و در آنچه به من رسيده است و در آنچه نرسيده است و در آنچه فهميده‌ام و در آنچه نفهميده‌ام خواه نوشته باشم در آن چيزی يا ننوشته باشم، خواه گفته باشم يا نگفته باشم آنچه فرموده اند آل محمد عليهم السلام من هم مي گويم و آنچه دين ورزيده اند به آن دين مي‌ورزم، ايمان آوردم به آنچه ايمان آوردند آل محمد عليهم السلام به آن و به آنچه کافر شدند کافرم.

و شهادت می ‌دهم به‌ اينکه هر چه از امور دين که اتفاق دارند بر آن فرقه محقه اثنا عشريه همه حق است و هيچ شک در آن نيست و رد کننده بر آن و انکار کننده آن کافر است.

و شهادت می ‌دهم به اينکه دوستان ايشان دوستان خدايند و برای ايشان است ولايت من و دشمنان ايشان دشمنان خدايند و از ايشان است بيزاری من، دوست می ‌دارم کسي را که دوست بدارد آل محمد را و دشمن می‌ د‌ارم کسی را که دشمن بدارد ايشان را و دوستم با کسی که تصديق کند مرا در دين من و دشمنم با کسی که تکفير کند مرا و بيزاری جويد از دين من، به درستی که من چون شناختم شيخ احمد بن زين الدين و سيد کاظم بن سيد قاسم اعلی الله مقامهما را که از بزرگان شيعه و از نيکانند آن دوبزرگوار را دوست داشتم و دوستان ايشان را در دين دوست داشتم و دشمنان و تکفير کنندگان و کسانی که بيزاری می ‌جستند از ايشان در دين دشمن داشتم و شهادت می ‌دهم به اينکه هر چه در کتاب خدا و سنت رسول است و ائمه هدی از ذکر مرگ و برزخ و رجعت و قيامت و بهشت و دوزخ و آنچه متعلق به آنهاست همه حق است و صدق ظاهراً و باطناً همان طوری است که آل محمد سلام الله عليهم فرموده اند و اعتقاد کرده ‌اند و دين ورزيده ‌اند به آن و وصيت می ‌کنم شما را ای فرزندان و فرزندزادگان من به آنچه وصيت کردند ابراهيم و يعقوب فرزندان خود را که ای فرزندان من به درستی که خداوند برگزيده است برای شما دين را پس مميريد البته مگر آنکه مسلم باشيد و چنگ بزنيد به حبل خدا و متفرق مشويد و بپرهيزيد خدا را بقدر استطاعت خود.

و وصيت می‌ کنم شما را به برپا داشتن نمازها در وقت آنها و حاضر شدن به نماز جماعت در نزد برپا داشتن جماعت و دادن زکات‌ ها را در وقت دادن آنها و روزه داشتن در ماه رمضان وقت رسيدن آن ماه و بجا آوردن حج وقت استطاعت و زيارت قبرهای ائمه عليهم السلام هر چه ممکن باشد و عمل کردن به سنت ‌ها هر چه ممکن باشد و دوستی با دوستان خدا و بيزاری از دشمنان خدا...
@AghayedNet
👆حاصل معنی:
محمدکریم کرمانی (1288ق)
شیخی، عالم، فاضل، متکلم، محدّث و حدیث شناس، با فضایل بسیار، و صاحب کتاب هایی نیکو از جمله: علم الیقین (درباره اصول فقه)، کتابی چاپ شده در رد بابیه، کتاب مباحثاتی با [نظریات] اصولیین، ارشادالعوام (در عقاید.) [و... .]
در کرمان از دنیا رحلت کرد و [پس از یک سال و اندی] بدنش به کربلا منتقل شد و در رواق شرقی از حرم حسینی، نزدیک قبر سید کاظم رشتی دفن گردید. ماده تاریخ وفات ایشان «و هو الحی الذی لایموت» است. [أعلی الله مقامه.]
@AghayedNet
👇حاصل معنی:
کاظم رشتی (متوفای 1259ق)
فقیهی است شیعی، در زمان خود سرپرست گروه کشفیه [=شیخیه.] او سید کاظم بن سید قاسم حسینی رشتی حائری است و از شاگردان شیخ احمد بن زین الدین احسائی. سید رشتی متمرکز بر شیخ احسائی شد و متأثر از آراء و رَوِشش؛ تا اینکه پس از وفات احسائی به شهرت زیادی رسید. افرادی همچون محمدشریف کرمانی و حسن مرندی و ملا محیط و... شاگردان وی بودند.
نوشته های زیادی دارد، بعضی کتاب است و بعضی رساله و بیشتر آنها چاپ شده است: اصول العقاید، دلیل المتحیرین، اللوامِع الحسینیة، شرح الخطبة التطنجیة، اسرار العبادة، رساله‌ ای درعلم الهیئة، شرح کلمات منسوب به رازی، شرح قصیده لامیه عبدالباقی عمری در مدح حضرت کاظم علیه السلام، تحقیقی در امر جبر و تفویض، بیان ناسخ و منسوخ، اسرار الشهادة [و.... .]
در کربلا از دنیا رحلت کرده و در رواق شرقی از حرم حسینی دفن گردید. [أعلی الله مقامه.]👇
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ

ـــــ در نمازهای واجب خصوصاً در قنوت، خواندن زیارت یا طلب مغفرت برای اشخاص معمولی یا لعن افراد مشخص مثل اولی و دومی جایز است یا خیر ؟ و آیا محدودیتی دارد یا خیر ؟
ـــ پاسخ: قنُوت، مناجات با حق متعال است و باید به شكل دعا برگزار گردد بنابراین زیارت خواندن معنی ندارد. آری می‏ توان پاره ‏ای از زیارات را كه به صورت صلوات است به نیت دعا خواند مانند : اللّهمّ صلّ علی علی بن موسی‏الرضا تا آخر. و جایز است طلب مغفرت برای دوستان محمّد و آل‏ محمّد علیهم ‏السلام و نام بردن ایشان مانند پدر و مادر و برادران و خواهران و خویشان و دوستان و همسایگان و هركس كه التماس دعا كرده است. و نیز جایز است طلب لعنت از حق متعال برای اعداء دین و اعداء محمّد و آل‏ محمّد علیهم‏ السلام و اعداء شیعیان ایشان و نام بردن آنها و روایت شده كه امیرالمؤمنین علیه‏ السلام در قنوت نماز، دشمنان خود را نام بردند و از خدای متعال برای آنها طلب لعنت فرمودند.
@AghayedNet
یادداشتی از قدیم،روی نسخه چاپ سنگی کتاب نصرة الدین نگاشته مرحوم کرمانی اع
در یوم 12ذوالحجة الحرام از خواندن این کتاب مبارک فراغت حاصل شد حقیقتاً گنجی است بس عظیم...اما صد حیف طالب ندارد...
@AghayedNet
کتاب تشیع امامی در بستر تحول، مکتب ها و باورها در ایران و اسلام (دفتر یکم) نگاشته جناب آقای حسن انصاری، در 360 صفحه به تازگی منتشر شده است.
@AghayedNet
فهرست این کتاب، به ضمیمه گفتاری که درباره شیخیه در این کتاب آمده، تقدیم می شود.
@AghyedNet
🌷👆سيد عبد الله شُبَّر و شيخيه

می دانيم که سيد عبد الله شبر از شيخ أحمد أحسايی، پيشوای طريقه شيخيه اجازه ای در حديث داشته است. در مورد مناسبات علمای عتبات و ايران با شيخ أحسايی، تاکنون تحقيقات متعددی صورت پذيرفته، اما در ارتباط با مناسبات سيد عبد الله شبر با شيخيان تاکنون توجهی از سوی محققان ابراز نشده است. ما در رابطه با مناسبات او با شيخ أحسايی چيز زيادی نمی دانيم، اما به هر حال موضوعات متعددی علاقه مشترک اين دو تن را تشکيل می داده است. به طور نمونه اينکه هر دو تن شرحی بر زيارت جامعه نوشته اند و نيز اين موضوع که شبر نيز همانند أحسايي به تأويل و تفسير احاديث مشکل و با مضامينی باطنی و يا غاليانه شيعی علاقمند بوده است.

از ديگر سو می دانيم که شبر، اجازه روايتی به سيد کاظم رشتی داده بوده است و سيد کاظم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره می کرده است[۱]. در اجازه ای از سيد کاظم رشتی، وی از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی که حاکی از عمق اعتقاد او به سيد عبدالله شبر است، ياد می کند[۲]. از گفتار سيد کاظم در دليل المتحيرين، چنين بر می آيد که روابط شبر و پدرش با شيخ أحمد أحسايی بسيار خوب بوده است. سيد کاظم رشتی در اين کتاب از او و پدرش ستايش بليغی کرده و آن دو را از جمله کسانی دانسته که با شيخ أحمد أحسايي مراودت داشته اند[۳]. رشتی همچنين از فرزند شبر، سيد حسن و از پسر عموی شبر به عنوان کسانی که از دوستداران شيخ أحسايی بوده اند، ياد می کند[۴].

بر اساس اسناد موجود، ما از روابط شبر و خاندانش با شيخيان بعدی اطلاع ويژه ای در اختيار نداريم؛ اما می دانيم که وی مورد ستايش بليغ محمدکريم خان کرمانی، پيشوای شيخيان کرمانی نيز قرار گرفته بوده است. در کتاب فصل الخطاب[۵]، کريم خان ضمن يادآوری اين نکته که سيد کاظم رشتی از شبر اجازه حديث داشته، به مراتب علمی و بلندی مرتبت شبر در درک معارف امامان توجه داده که خود اين امر نشان از جايگاه شبر نزد شيخيان است[۶].

نکته مهم ديگری که می بايست در اين ميان مورد توجه قرار گيرد، اين است که بخشی از نسخه های کتابهای شبر، با قلم خود او هم اينک در کتابخانه شيخيان کرمان نگهداری می شود. نويسنده اين سطور، در ميان سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ ش در طی سه سفر به کرمان، توانست فهرستی مختصر از تمامی نسخه های خطی اين کتابخانه تهيه و به سفارش مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی در تهران، مقدمات عکسبرداری از تمامی اين مجموعه را فراهم کند. در ميان نسخه های خطی اين مجموعه گرانقدر، تعدادی از نسخه های اصل کتاب جامع المعارف و الأحکام و شماری ديگر از آثار شبر به خط او، موجود است. بنابر اظهارات شفاهی آقای ابراهيمی، دليل وجود نسخه های اصل کتابهای شبر، مناسبات و روابطی است که ميان شبر و برخی از فرزندانش[۷] با سيد کاظم رشتی و شيخيان وجود داشته است. ما درباره جزييات اين روابط اطلاع دقيقی نداريم؛ شايد بررسی بيشتر اين نسخه ها، که هم اينک عکسی از همه آنها در کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی موجود است، بتواند پرتوی بر اين موضوع بيافکند. از ديگر سو با توجه به اينکه از خاندان شبر، شماری از عالمان و تحصيل کردگان علوم دينی تاکنون در شهرهای مختلف عراق زندگی می کنند، شايد دسترسی به برخی از اطلاعات خانوادگی در اين مورد مفيد باشد. در هر صورت به نظر می رسد، وجود اين روابط ميان شبر با شيخيان که به هر حال به گرايش اخباری و دست کم غير اصولی شناخته می شوند و در عين حال عقايد ويژه ای در مورد مسائل اعتقادی و کلامی و فلسفی دارند، با توجه به شناختی که از شبر در اين زمينه ها داريم، خود حائز اهميت است. به دليل مناسبات خصمانه و يا دست کم بدبينانه فقيهان اصولی با شيخيان، جای اين پرسش باقی است که چه اموری شبر را با شيخ أحسايي و به ويژه سيد کاظم رشتي مرتبط می کرده است؟
—------------------------------------------------------

[۱] برای اجازات سيد کاظم رشتی از شبر و از فرزندش سيد جعفر شبر نک: ابراهيمی، فهرست، ص ۱۱۷، ۱۲۶

[۲] نک: کريم خان کرماني، فصل الخطاب، ص ۶

[۳]، ۱۴۲ نک: سيد کاظم رشتي، دليل المتحيرين، ص ۴۶

[۴] همو، ص ۱۴۲

[۵] کتاب فصل الخطاب نمونه ای است از يکی از مهمترين نمايندگان مکتب شيخی در گردآوری احاديث که چند دهه ای پس از جامع المعارف شبر نوشته شده است.

[۶] نک: کريم خان کرماني، فصل الخطاب، ۱۳۰۲ق، ص ۱۰

[۷]برای فرزندان شبر، نک: محمد بن معصوم، ص ۳۹- ۴۱ ؛ برای خاندان او پس از وی، نک: آقابزرگ طهراني، ۲/ ۲۷۸؛ کحاله، معجم المؤلفين، ۹/۱۵۳ ؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴(۱)/ ۵۱۵-۵۱۶ ؛ امين، أعيان الشيعة، ۹/۲۰۴؛ مدرس، ريحانة، ۳/۱۷۷؛ معلم حبيب آبادي، مکارم الآثار، ۴/۱۱۶۵ و ۱۱۶۸.

@AghayedNet
رساله عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در پاسخ به پرسش های طهمورث میرزا
@AghayedNet
🌷امروز، اتمام نگارش رساله مرحوم آقای شریف طباطبایی اع در پاسخ به طهمورث میرزا

آغاز رساله:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمد للّه رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمّد و آله الطاهرين و اللعنة علي اعدائهم اجمعين.
و بعد چون مسائلي چند رسيد از جانب سنيّ الجوانب نواب مستطاب عمدة الاساطين و سلالة السلاطين ايده اللّه بتأييداته في العالمين و سدده بتسديداته في مسائل الشرع المتين و الدين المبين و مرا امر فرموده بودند به جواب از آن خطاب مستطاب پس مبادرت نمود به اقدام و مسارعت پيمود به اقدام اقلام و مصدر ساخت هر فقره‏ اي از آن خطاب را و در تلو هريك به جوابي پرداخت اميد كه موافق طبع مستقيم و عقل قويم گردد.

انجام رساله:
عرض مي ‏شود: كه در كتاب خصال و ساير كتب اصحاب احاديث به اين مضمون رسيده كه فرموده‏ اند زائد الخلقه و ناقص الخلقه دشمن ما اهل بيت است و او را لعنت و نفرين فرموده ‏اند و لهم عذاب جهنم و لهم عذاب الحريق فرموده‏ اند. و مؤمنان به ائمه علیهم السلام به اين اعتقادند كه نفرين ائمه علیهم السلام مثل دعاي ايشان مستجاب است و مستجاب الدعوه بودن ايشان علیهم السلام داخل ضروريات مذهب شيعه اثني‏ عشري است كه شكي در آن راهبر نيست پس البته به جهنم خواهند رفت و عذاب حريق را خواهند چشيد از براي شيعه شكي در آن نيست. اما اگر در حال طفوليت واصل شد او را به نار فلق امتحان خواهند كرد و تخلف از دخول آن خواهد كرد و به جهنم واصل خواهد شد به اتمام حجتي كه در نار فلق بر او كرده ‏اند چنانكه جميع مستضعفين از اشقياء را به نار فلق امتحان مي ‏كنند و بعد از اتمام حجت آنها را به جهنم مي‏ برند اما اگر ايمان آورد و مرد ايمان او ايمان حقيقي نخواهد بود و خدا و رسول و ائمه هدی علیهم السلام اولی به تصديقند و ايشان فرموده‏ اند و خبر از باطن و ضميری داده ‏اند كه بر ساير مردم ظاهر نبوده و مخفي بوده پس اظهار ايمان از براي غير مطَّلعين به غيب نفاق ظاهر است از براي مطلعين به غيب. ان المنافقين في الدرك الاسفل من النار و درك اسفل پايين‏ تر از جميع دركات است.
دگر زياده از اين نزد عاقلان بي جا است،برآر دست تضرع كه وقت، وقت دعا است
يا اللّه يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبِّت قلبي علي دينك و لاتفرق بيني و بين محمّد و آله صلواتك عليهم في الدنيا و الاخرة يا ارحم الراحمين.

تاریخ پایان نگارش:
و تمت المسائل في عصر يوم الاحد الخامس و العشرين من شهر شعبان المعظم من شهور سنة 1303 حامداً مصلّياً مستغفراً.

بخشی از فهرست سؤالات:
1. توالد و تناسل فرزندان حضرت آدم و حوا علیهما السلام به چه نوع بوده است و آمدن حوریه از بهشت برای شیث و جنیه برای قابیل به چه صورت انجام شده است؟
2. آیا فرعون موسی علیه السلام، همان عزیز مصر است که معاصر با یوسف علیه السلام بود و در اواخر سلطنت خود که مصادف با زمان نبوت موسی علیه السلام بوده، ادعای الوهیت کرده است؟
3. سِرّ اینکه امام باید پست تر از مأمومین یا مساوی با ایشان بایستد، چیست؟
4. نظر سرکار و مشایخ عظام اعلی الله مقامهم درباره مذهب مولوی چیست؟
5. کسی که به همان دین آباء و اجدادی خود بوده و مدتی مقلد مجتهدی بوده و با امام عادلی نماز می گذارده و بعد، نفاق آن مجتهد و فسق آن امام ظاهر گردیده و به دیگری رجوع کرده و با دیگری نماز می گذارده و بعد از مدتی باز نفاق و فسق انها آشکار شده تا پس از تفحص به مجتهد جامع الشرایطی که شایسته تقلید است بر می خورد. آیا اعمال گذشته را باید اعاده کند؟ و تکلیف او در مسائل اختلافی چیست؟
6. تقلید از مجتهدی که شخص از سوابق سوء و معاصی کبیره گذشته او باخبر است ولی اکنون علماء بر علم و تدین او اعتراف دارند و نمازگذاردن با او در صورتی که در حال حاضر از او معصیتی مشاهده نمی کند، جایز است؟ و آیا افشاء گناهان گذشته او میان مقلدین و مأمومین او گناه است؟
7. زائد الخلقه و ناقص الخلقه که ناصب است، اگر قبل از تکلیف بمیرد، خداوند با او چطور معامله خواهد کرد.
و... .

نسخه شناسی:
دو نسخه خطی به شماره های 288 و 70 در کتابخانه شخصی موجود است.
@AghayedNet
کتابی تازه منتشر شده درباره اجازه ای از شیخ محمد آل عبدالجبار به ضمیمه شرح احوال مفصل وی
@AghayedNet