رساله محمد حسین همدانی طاوئی👆
درباره معرفت نورانیت امام علیه السلام؛ نسخه کتابخانه مسجد فیضیه، قم.
برای آشنایی متعلمین، این نسخه خطی معرفی و ارائه گردید.
درباره معرفت نورانیت امام علیه السلام؛ نسخه کتابخانه مسجد فیضیه، قم.
برای آشنایی متعلمین، این نسخه خطی معرفی و ارائه گردید.
🌷پرسش و پاسخ
با عرض سلام. چند سؤال درباره مسائل کسبم پیش آمده که اگر میسر است پاسخ بفرمایید.
1.شخصی جنسی را به قیمت (مثلا) 1000تومان میخرد و آن را به قیمت 20000تومان میفروشد. آیا این بیع مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: بسمه تعالی، السلام علیکم و رحمة الله. اگر مشتری راضی باشد اشکالی ندارد.
2. روی اجناس، قیمت مصرفکننده حک شده است. فیالمثل 5000تومان. شخص فروشنده این جنس را به 10000تومان میفروشد به چند دلیل. نخست ممکن است این جنس را به علت نوسان بازار گران تر خریده باشد یا مساوی این قیمت خریده باشد یا با قیمت پایین تر خریده باشد ولی به علت نداشتن توجیه اقتصادی آن را گران تر می فروشد. حال اگر شخص این قیمت را پاک کند و خود قیمتی را که مایل است به روی آن حک کند، آیا مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: خرید و فروش برای منفعت بردن است تا اندازه ای که در بازار متداول است اشکالی ندارد.
3. اجحاف به چه معنا است؟ آیا گران فروشی اجحاف است یا معنای دیگری دارد؟
ـــ پاسخ: فارسی آن همان مثل مشهور است که می گویند فلانی پوست می کَند مشتری را و مقصود این است که نباید مسلمان را مغبون نمود و کار حرامی است.
4. مرسوم شده که جنس را با ظرف آن میفروشند (آجیل، شیرینی، خرما و...) اگر آن ظرف پلاستیک باشد چون وزن پلاستیک بسیار پایین است و ترازوهای دیجیتال دقت آن 5گرم است، وزن مساوی می شود ولی کارتن یا بسته بندیهای شیکِ این زمانه، وزن های سنگینی دارد. توجیه این افراد این است که این بسته بندیها هزینه خورده است اما نمی گویند این جعبه این قیمت؛ می گویند کیلویی این قیمت. آیا اشکال دارد؟
ـــ پاسخ: نوع این امور را خریدارها می دانند و با رضایت خریداری می کنند و آنچه در صحّت معاملات لازم است رضایت طرفین است.
5. حال اگر گران فروشی که در سؤال1 مطرح شد اشکال دارد آیا برای فروشنده ای که در آن مغازه با حقوق ثابت و درصد پایینی کار می کند آیا برای او هم مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: اگر اشکالی در کار صاحب کالا باشد ربطی به کارگر ندارد، صاحب کالا مسئول است. مگر در صورتی که در همه موارد و کالاها خریدارها را مغبون می کند که در این صورت نباید کارگر برای او کار کند: «و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان» بر گناه و ستمکاری یکدیگر را کمک نکنید.
6. شخصی به دنبال جنسی می گردد. فروشنده ای جنس مشابه آن را دارد که تمام خواص آن را دارد ولی فقط مارک آن تفاوت دارد. آیا بدون اینکه به او بگوید، آن جنس مشابه را بفروشد مشکلی دارد؟ آیا لزومی دارد که به مشتری بگوید؟
ـــ پاسخ: اگر از هر جهت یکسان هستند و فرقی ندارد اشکالی ندارد گرچه بهتر آن است که خریدار را آگاه سازد زیرا احتمال می رود که خریدار همان مارک اصلی را در نظر دارد و اگر بداند مارک دیگری است نخواهد خرید.
7. یک جنس را به چند نرخ فروخته اند. مثلا یک جنس را به شخصِ ایرانی 3000، همان را به عرب10000 و به اروپاییها 15000 تومان فروخته اند. این کار شاید در جزئی فروشی کم باشد اما در زمینه صادرات بسیار است. آیا اشکالی بر این نوع فروش وارد است؟
ـــ پاسخ: اگر خریدارها راضی باشند اشکالی ندارد گرچه بهتر آن است که با خریدارها یکسان معامله شود، و در مورد صادرات تا اندازه ای که سبب بدنامی نشود اشکالی ندارد.
8. این سؤالات درباره اجناس مختلف بود؛ چه مستلزمات و ضروریات زندگی و چه اجناسی که جنبه تزیینی و زواید زندگی را دارد. اگر حکم در این موارد تفاوت دارد، لطف فرموده جوابی عنایت کنید.
ـــ پاسخ: هرچه خرید و فروشِ آن را در شریعت اجازه داده اند و به هر طوری که اجازه داده اند از خوردنی ها و آشامیدنی ها و پوشیدنی ها و مکان ها و اسباب و آلات کارها و اثاث منزل و آنچه در سؤال نام برده شده، خرید و فروش آن اشکالی ندارد.
@AghayedNet
با عرض سلام. چند سؤال درباره مسائل کسبم پیش آمده که اگر میسر است پاسخ بفرمایید.
1.شخصی جنسی را به قیمت (مثلا) 1000تومان میخرد و آن را به قیمت 20000تومان میفروشد. آیا این بیع مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: بسمه تعالی، السلام علیکم و رحمة الله. اگر مشتری راضی باشد اشکالی ندارد.
2. روی اجناس، قیمت مصرفکننده حک شده است. فیالمثل 5000تومان. شخص فروشنده این جنس را به 10000تومان میفروشد به چند دلیل. نخست ممکن است این جنس را به علت نوسان بازار گران تر خریده باشد یا مساوی این قیمت خریده باشد یا با قیمت پایین تر خریده باشد ولی به علت نداشتن توجیه اقتصادی آن را گران تر می فروشد. حال اگر شخص این قیمت را پاک کند و خود قیمتی را که مایل است به روی آن حک کند، آیا مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: خرید و فروش برای منفعت بردن است تا اندازه ای که در بازار متداول است اشکالی ندارد.
3. اجحاف به چه معنا است؟ آیا گران فروشی اجحاف است یا معنای دیگری دارد؟
ـــ پاسخ: فارسی آن همان مثل مشهور است که می گویند فلانی پوست می کَند مشتری را و مقصود این است که نباید مسلمان را مغبون نمود و کار حرامی است.
4. مرسوم شده که جنس را با ظرف آن میفروشند (آجیل، شیرینی، خرما و...) اگر آن ظرف پلاستیک باشد چون وزن پلاستیک بسیار پایین است و ترازوهای دیجیتال دقت آن 5گرم است، وزن مساوی می شود ولی کارتن یا بسته بندیهای شیکِ این زمانه، وزن های سنگینی دارد. توجیه این افراد این است که این بسته بندیها هزینه خورده است اما نمی گویند این جعبه این قیمت؛ می گویند کیلویی این قیمت. آیا اشکال دارد؟
ـــ پاسخ: نوع این امور را خریدارها می دانند و با رضایت خریداری می کنند و آنچه در صحّت معاملات لازم است رضایت طرفین است.
5. حال اگر گران فروشی که در سؤال1 مطرح شد اشکال دارد آیا برای فروشنده ای که در آن مغازه با حقوق ثابت و درصد پایینی کار می کند آیا برای او هم مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: اگر اشکالی در کار صاحب کالا باشد ربطی به کارگر ندارد، صاحب کالا مسئول است. مگر در صورتی که در همه موارد و کالاها خریدارها را مغبون می کند که در این صورت نباید کارگر برای او کار کند: «و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان» بر گناه و ستمکاری یکدیگر را کمک نکنید.
6. شخصی به دنبال جنسی می گردد. فروشنده ای جنس مشابه آن را دارد که تمام خواص آن را دارد ولی فقط مارک آن تفاوت دارد. آیا بدون اینکه به او بگوید، آن جنس مشابه را بفروشد مشکلی دارد؟ آیا لزومی دارد که به مشتری بگوید؟
ـــ پاسخ: اگر از هر جهت یکسان هستند و فرقی ندارد اشکالی ندارد گرچه بهتر آن است که خریدار را آگاه سازد زیرا احتمال می رود که خریدار همان مارک اصلی را در نظر دارد و اگر بداند مارک دیگری است نخواهد خرید.
7. یک جنس را به چند نرخ فروخته اند. مثلا یک جنس را به شخصِ ایرانی 3000، همان را به عرب10000 و به اروپاییها 15000 تومان فروخته اند. این کار شاید در جزئی فروشی کم باشد اما در زمینه صادرات بسیار است. آیا اشکالی بر این نوع فروش وارد است؟
ـــ پاسخ: اگر خریدارها راضی باشند اشکالی ندارد گرچه بهتر آن است که با خریدارها یکسان معامله شود، و در مورد صادرات تا اندازه ای که سبب بدنامی نشود اشکالی ندارد.
8. این سؤالات درباره اجناس مختلف بود؛ چه مستلزمات و ضروریات زندگی و چه اجناسی که جنبه تزیینی و زواید زندگی را دارد. اگر حکم در این موارد تفاوت دارد، لطف فرموده جوابی عنایت کنید.
ـــ پاسخ: هرچه خرید و فروشِ آن را در شریعت اجازه داده اند و به هر طوری که اجازه داده اند از خوردنی ها و آشامیدنی ها و پوشیدنی ها و مکان ها و اسباب و آلات کارها و اثاث منزل و آنچه در سؤال نام برده شده، خرید و فروش آن اشکالی ندارد.
@AghayedNet
👆کتابِ خطیِ ابوالثناء سید محمود حسینی آلوسی، با نام نشوة المدام في العود إلی مدینة السلام، نسخه کتابخانه شهرداری استانبول.
در پایان نسخه آمده است با مسودّه مؤلف مقابله شده است.
برای آشنایی متعلمین، این نسخه خطی معرفی و ارائه گردید.
در پایان نسخه آمده است با مسودّه مؤلف مقابله شده است.
برای آشنایی متعلمین، این نسخه خطی معرفی و ارائه گردید.
AghayedNet
👆کتابِ خطیِ ابوالثناء سید محمود حسینی آلوسی، با نام نشوة المدام في العود إلی مدینة السلام، نسخه کتابخانه شهرداری استانبول. در پایان نسخه آمده است با مسودّه مؤلف مقابله شده است. برای آشنایی متعلمین، این نسخه خطی معرفی و ارائه گردید.
.
🌷سید محمود آلوسی کیست؟
ابوالثناء يا ابوعبداللّه شهاب الدين محمود الآلوسي البغدادي الحسني الحسيني از خاندان مشهور آلوسيه در عراق است. وی 14 شعبان 1217 (1802م) به دنیا آمد. نزد پدرش مقدمات ادبي و كتاب هاي منطق و حديث را آموخت، آنگاه نزد ساير اساتيد علوم مختلف اسلامي ـ لغت، اصول، فقه، ادبيات ـ به تحصيل پرداخت و در فقه حنفي و شافعي استاد گرديد و از نوع آنان اجازه دريافت نمود.
وی در کتاب غرائب الإغتراب و نزهة الألباب فی الذهاب و الإقامة و الإیاب اساتید خود را برشمرده و تفصیلاً نام کتبی را که نزد هر یک قرائت کرده و تلمذ نموده ذکر کرده است.
پس از آن به سال 1250براي موعظه در جامع غوثيه انتخاب گرديد. در يكي از مجالس وعظ او، مشير عليرضا پاشا والي بغداد حضور داشت و پس از شنيدن مواعظش به او علاقه مند شد و او را به حضور طلبيد و بعد از ملاقات خواستار مصاحبت و ملازمت با او شد، او هم پذيرفت و از آن پس غالبا اوقات فراغت را با يكديگر ميگذراندند.
شايد آلوسي سبب آشنايي اين پاشا با سيد مرحوم، سید کاظم رشتی اع، گرديده كه همين عليرضا پاشا از مرحوم سيد تقاضا كرده كه قصيده عبدالباقي افندي را شرح فرمايد و آن بزرگوار هم آن قصيده را شرح فرمودهاند و در ابتداء كتاب نام او را آورده و به اين تقاضاي او اشاره كردهاند.
والي او را به عنوان مفتي مذهب حنفي معين نمود، او در عراق شهرت يافت، ادباء و شعراء در مدح او اشعار بسياري سرودند، او را با تقوي و عفيف و سخنران و داراي حافظه قوي دانسته اند. وی مانند پدرانش شافعي مذهب بود، ولي در بسياري از مسائل به فتواي ابوحنيفه عمل مي نمود، چندين كتاب نوشته است كه يكي از آنها دوره تفسير قرآن است به نام «روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني» كه در جلد اول آن تقريظ هاي چند نفر از علماء را بر آن كتاب، چاپ كرده اند. كتاب ديگر او كه شهرت دارد المقامات الآلوسية است و ديگري شرح قصيده عبدالباقي افندي. در کتاب «أعلام العراق» سیاهه ای از مؤلفات وی مذکور است.
از عبارات او چنين استفاده مي شود كه به تشيع تمايل داشته و بر خلاف بسياري از علماي عامّه كه تعصب دارند، نسبت به علماي شيعه به خصوص به سيدمرحوم (اع) ارادت داشته است.
نمونه ای از ارادت وی به ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین، تقریظی است که برای قصیده عبدالباقی افندی (در وصف اهل کساء یمانی) نگاشته است.
@AghayedNet
🌷سید محمود آلوسی کیست؟
ابوالثناء يا ابوعبداللّه شهاب الدين محمود الآلوسي البغدادي الحسني الحسيني از خاندان مشهور آلوسيه در عراق است. وی 14 شعبان 1217 (1802م) به دنیا آمد. نزد پدرش مقدمات ادبي و كتاب هاي منطق و حديث را آموخت، آنگاه نزد ساير اساتيد علوم مختلف اسلامي ـ لغت، اصول، فقه، ادبيات ـ به تحصيل پرداخت و در فقه حنفي و شافعي استاد گرديد و از نوع آنان اجازه دريافت نمود.
وی در کتاب غرائب الإغتراب و نزهة الألباب فی الذهاب و الإقامة و الإیاب اساتید خود را برشمرده و تفصیلاً نام کتبی را که نزد هر یک قرائت کرده و تلمذ نموده ذکر کرده است.
پس از آن به سال 1250براي موعظه در جامع غوثيه انتخاب گرديد. در يكي از مجالس وعظ او، مشير عليرضا پاشا والي بغداد حضور داشت و پس از شنيدن مواعظش به او علاقه مند شد و او را به حضور طلبيد و بعد از ملاقات خواستار مصاحبت و ملازمت با او شد، او هم پذيرفت و از آن پس غالبا اوقات فراغت را با يكديگر ميگذراندند.
شايد آلوسي سبب آشنايي اين پاشا با سيد مرحوم، سید کاظم رشتی اع، گرديده كه همين عليرضا پاشا از مرحوم سيد تقاضا كرده كه قصيده عبدالباقي افندي را شرح فرمايد و آن بزرگوار هم آن قصيده را شرح فرمودهاند و در ابتداء كتاب نام او را آورده و به اين تقاضاي او اشاره كردهاند.
والي او را به عنوان مفتي مذهب حنفي معين نمود، او در عراق شهرت يافت، ادباء و شعراء در مدح او اشعار بسياري سرودند، او را با تقوي و عفيف و سخنران و داراي حافظه قوي دانسته اند. وی مانند پدرانش شافعي مذهب بود، ولي در بسياري از مسائل به فتواي ابوحنيفه عمل مي نمود، چندين كتاب نوشته است كه يكي از آنها دوره تفسير قرآن است به نام «روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني» كه در جلد اول آن تقريظ هاي چند نفر از علماء را بر آن كتاب، چاپ كرده اند. كتاب ديگر او كه شهرت دارد المقامات الآلوسية است و ديگري شرح قصيده عبدالباقي افندي. در کتاب «أعلام العراق» سیاهه ای از مؤلفات وی مذکور است.
از عبارات او چنين استفاده مي شود كه به تشيع تمايل داشته و بر خلاف بسياري از علماي عامّه كه تعصب دارند، نسبت به علماي شيعه به خصوص به سيدمرحوم (اع) ارادت داشته است.
نمونه ای از ارادت وی به ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین، تقریظی است که برای قصیده عبدالباقی افندی (در وصف اهل کساء یمانی) نگاشته است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷نامه مفسّر و مفتی مشهور بغداد به عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع و تسلیت گفتنِ توهین به آن بزرگوار
پس از جریان توهین به سید مرحوم اع، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر روح المعانی، در نامه ای این مصیبت را تسلیت گفت. برخی محققان احتمال داده اند علمای دیگر نیز مکتوباتی در این باره داشته اند ولی متأسفانه در دست نیست. نامه آلوسی به سید مرحوم اع نشان جلالت و عظمت یک فقیه شیعی و تأثیر وی میان علمای طراز اول عامه و خاصه است.
در پی نقل تمام نامه نیستیم. ابتدای این نامه، نسخه بردار چنین نوشته است:
پس از جریان توهین به سید مرحوم اع، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر روح المعانی، در نامه ای این مصیبت را تسلیت گفت. برخی محققان احتمال داده اند علمای دیگر نیز مکتوباتی در این باره داشته اند ولی متأسفانه در دست نیست. نامه آلوسی به سید مرحوم اع نشان جلالت و عظمت یک فقیه شیعی و تأثیر وی میان علمای طراز اول عامه و خاصه است.
در پی نقل تمام نامه نیستیم. ابتدای این نامه، نسخه بردار چنین نوشته است:
Forwarded from AghayedNet
🌷اين صورت عريضهاي است كه سيد محمود افندي آلوسي مفتي بغداد به خدمت بندگان عالي سيد جليل اعلي اللّه شأنه و انار برهانه پس از شنيدن صدور خلاف ادبي كه از حضرات معاندين خذلهم اللّه و كسر شوكة سادتهم و اخلافهم نسبت به ايشان در حرم محترم حضرت سيدالشهداء علی جده و ابيه و امه و اخيه و عليه و علی ولده و مواليه ما لايحصي من السلام و التحية و الثناء در وقت اداي نماز ظهر رسيده بود و آن برداشتن عمامه مباركه ايشان بود در حال اشتغال به ادای فرض بر دست شخصي به واسطه تحريك آنها.
(تصویر عبارت نسخه بردار، ذیلاً تقدیم می شود.)
(تصویر عبارت نسخه بردار، ذیلاً تقدیم می شود.)
🌷کتاب زیارتگاه های عراق
روز شنبه هفته گذشته (18 اردیبهشت 1394)از چاپ خارج شده است و به لطف مؤلف کتاب، به محتوای آن دسترسی پیدا کردم.
در ذیل عنوان «دیگر شخصیت های مدفون در حرم امام حسین» (ص 216 به بعد) که به صورت فهرست وار به تعدادی از مدفونین بدون بیان زندگی نامه مفصل و محل دقیق دفن آنها اشاره شده، در صفحه 220 نام عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع نقل شده است و در صفحه221 به نام فرزند ایشان، احمد، با عنوان سید احمد فرزند سید کاظم رشتی، شاعر شیعه (مقتول به سال 1295) اشاره رفته است.
بدیهی است تعبیر «فرقه شیخیه» با عنایت به یکی بودن شیخیه و شیعه، تعبیری کامل به نظر نمی رسد؛ چراکه اختلاف در بعضی مباحث نظری موجب «تفرقه» و «فِرقه» نمی گردد.
با سپاس از بزرگواری مؤلف محترم جناب آقای خامه یار سلمه الله.
@AghayedNet
روز شنبه هفته گذشته (18 اردیبهشت 1394)از چاپ خارج شده است و به لطف مؤلف کتاب، به محتوای آن دسترسی پیدا کردم.
در ذیل عنوان «دیگر شخصیت های مدفون در حرم امام حسین» (ص 216 به بعد) که به صورت فهرست وار به تعدادی از مدفونین بدون بیان زندگی نامه مفصل و محل دقیق دفن آنها اشاره شده، در صفحه 220 نام عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع نقل شده است و در صفحه221 به نام فرزند ایشان، احمد، با عنوان سید احمد فرزند سید کاظم رشتی، شاعر شیعه (مقتول به سال 1295) اشاره رفته است.
بدیهی است تعبیر «فرقه شیخیه» با عنایت به یکی بودن شیخیه و شیعه، تعبیری کامل به نظر نمی رسد؛ چراکه اختلاف در بعضی مباحث نظری موجب «تفرقه» و «فِرقه» نمی گردد.
با سپاس از بزرگواری مؤلف محترم جناب آقای خامه یار سلمه الله.
@AghayedNet