🌷اندیشه های صحیح بعضی از متفکران شرقی و غربی؛ و ایده یک تحقیق و...

بعضي از مباحثي كه ما در فرمايش‏ هاي مشايخ زيارت مي‏ كنيم كه با ادلّه‏ محكم به اثبات رسيده، مي ‏بينيم مباحث و اموري است كه كاملاً زمان اقتضاء مي‏ كرده كه بيان و اظهار شود.
با چنين ممانعت و سخت گيري از نشر كتب و فرمايش ‏های بزرگان دین، آيا احتمال مي ‏رود كه در مصر، مثل سيّد قطب كتاب‏ هاي اين بزرگواران را ديده باشد و بعضي مطالب را از ايشان اخذ كرده باشد؟ خيلي بعيد به نظر مي ‏رسد. يا اين كه در انگلستان، فلان دانشمند انگليسي به اين فرمايش‏ ها برخورد كرده باشد و بعد كه مطلبي را در زمينه حكمت و فلسفه بيان كند، بگوييم از اين كتب اخذ كرده؟ خيلي بعيد به نظر مي‏رسد.
آن‏چه مسلّم است اين است كه رشد عقلاني و فكري نوع بشر اقتضاء كرد، و زمان زماني شد كه وقتي شخصي از متفكّران با قريحه ‏اي صاف در مسأله ‏اي شروع به تحقيق مي‏ كند، در آن مسأله به حقّ مطلب مي‏رسد.
در گفته‏ ها و نوشته ‏هاي متفكّران اسلامي در مصر و بيروت، يا متفكّران اروپايي در ممالك اروپايي كه نظرياتشان را در بعضي از مسائل مطرح كرده‏ اند و به دست ما رسيده، مي ‏بينيم در بعضي مسائل مطابق مطالب بزرگان اعلی اللّه مقامهم تحقيق كرده‏ اند و مباحث را مانند فرمايش‏ هاي ايشان مطرح كرده‏اند و اين عجيب است.

يكي از مباحثي كه در آن بايد بسيار كار كرد و متعلّمين بايد درباره‏ آن زحمت بكشند، اين است كه اين نوع مسائل را كه در نوشته‏ ها و افكار اروپايي‏ ها يا دانشمندان خارج از تشيّع برخورد مي‏ كنند، تطبيق كنند و ببينند كه زمان، زماني بوده كه اصلاً اقتضاء مي‏ كرده اين فرمايش ‏ها منتشر گردد و اظهار شود.

بنابراين وقتي مثل سيّد قطب، يك مرد سنّي به مطلب حقّي برسد و آن را از مثل قرآن يا فرمايش‏هاي رسول اللّه استفاده كند كه هيچ رنگي از پيشينيان ندارد، مثلاً تابع فخر رازي نيست، خودش مطلبي را به دست آورده كه هيچ رنگي از جاهاي ديگر ندارد، معلوم است كه اين، مطلبي صدق و حقّ است. و اين امور هيچ مانعي ندارد.

مگر حزب‏ بازي است كه حتماً بايد ارشادالعوام بخواند تا مطلبي را بفهمد؟ ممكن است شخصي آمادگي داشته باشد، در آن طرف دنيا هم به سر ببرد، آيه‏ اي از قرآن را مطالعه كند يا اصول كافي را مطالعه كند، ذهنش صاف و دلش كاملاً آماده است، معتقد هم هست، بقيّة اللّه هماني را كه بايد از ارشاد به او بفهمانند، از قرآن و اصول كافي به او مي‏ فهمانند به طوري كه گويا يك شيخي به تمام معناست؛ اما نه ارشاد مي‏داند چيست، نه آقاي مرحوم مي‏ شناسد، نه شيخ مرحوم مي‏ شناسد. ولي آن‏چه يك شيخي بايد بداند مي‏داند.
امتيازي كه بزرگان ما اعلی اللّه مقامهم دارند، آن نورانيّتي است كه اين بزرگواران داشتند كه به بركت آن در جميع مسائلي كه به تحقيق و بررسي پرداخته ‏اند، به حق اصابه كرده‏ اند.
اما درباره‏ ديگران نمي ‏توانيم اين‏ طور صددرصد بگوييم كه به حق برخورده ‏اند. بايد نظريات و كلماتشان با موازين حق سنجيده شود. اگر با موازين مطابق بود، حق است و اگر مطابق نبود باطل است.

👇متن کاملِ این بحث در فایل زیر
AghayedNet
🌷عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی ـ رفع اللهُ شأنَه - و اهمیتِ خانواده (همسر و فرزندان) شیخ مرحوم اع، درسال 1222 به زیارتِ آقا علی بن موسی الرضا - علیه‌السلام مشرف شدند. در نزدیکی طبس، قصیده‌ای سرودند. مَطلعِ قصیده چنین است: إِلَیْکَ مَسیرِى یَابْنَ مُوسَى…
.

🌷از فرمایش های اخلاقی مکتبی

زن باید شوهرش را به چشم یک «مؤمن» ببیند که جلوه ای از جلوه های امیرالمؤمنین است در همین عرصه خودمان که عرصه نقصان است؛ شوهر هم زن را باید به این عنوان نگاه کند که نوری از انوار فاطمه زهراست.
👆رساله ای از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع در توضیح و تثبیت رکن رابع و نقد نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی.
نسخه خطی کتابخانه مرعشی، قم.
🌷کتاب «اجتناب» نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع؛ پاسخ به شبهاتی پیرامون مباحث اعتقادی

اجتناب

خطبه کتاب :
الحمد لله رب العالمين و الصّلوة و السّلام علي اسم اللّه الرضي و وجهه المضي‏ء و جنبه العلي و نفس اللّه القائمة فيه بالسّنن و عينه التي من عرفها يطمئن سامع السرّ و النّجوي و منزل المنّ و السّلوی علی بني اسرائيل من قوم موسی نذير من النّذر الاولي و نذر الاخرة و ... و لعن اللّه امة ازالتكم عن مراتبكم التي رتّبكم اللّه فيها و ارادوا ان‏ يطفئوا نور اللّه بافواههم و يأبي اللّه الاّ ان ‏يتمّ نوره الظاهر لنفسه المظهر لغيره من السّموات و الارض في الطول و العرض.

آغاز کتاب :
و بعد بر الواح خاطر دوستان صافي مي‏ نگارد كه در اين زمان محنت اقتران كه از هر سمتي به گمان آن‏كه ميدان خالي است بتاخت و تازي شروع شده عناكبي چند مشغول تنيدن تار شده‏ اند و از كريمه انّ اوهن البيوت لبيت العنكبوت غافل مانده، رساله‏ اي ... صاحب فاروق فرموده‏ اند كه چنين گويد بنده فاني محمد حسين الشهرستاني عفي اللّه عنه كه بعضي از اخوان دين خواهش نمودند از اين بي‏ بضاعت ... و چون اين مسأله بر اكثر مردم مشتبه است توضيح آن خالي از فايده نخواهد بود و استخاره مساعدت بر مطلب نمود لهذا بحول اللّه و قوّته اقدام بر آن نمودم و آن را مسمّي به ترياق فاروق ساختم اميد كه طالبان هدايت را نافع و مفيد باشد. و من باب المقدمة عرض مي‏كنم كه عقايد چون امور قلبيّه هستند كسي را به جز علاّم الغيوب بر آن اطلاع نيست و ما حكم نمي‏كنيم بر عقيده شخص معيني مگر...

انجام کتاب :
پس بدانند كه تمام تفريق در ميان مؤمنين را همين افتراهاي معاندين در ميان آورده و در ضروريات دين و مذهب هيچ اختلافي نيست ... باري، پس به عوام ‏الناس عرض مي‏كنم كه هريك از شما كه بخواهيد مانند معاندين تعمد كنيد در گمراهي خود مختاريد و حجت الهي بر شما و جميع خلق تمام است ... اما كسي كه بخواهد تعمد در گمراهي و ضلالت و هلاكت خود كند كه خداي قادر مطلق هم او را خذلان كرده و او را به خود او واگذارده و فرموده: فماتغني الايات و النذر عن قوم لايؤمنون و لو شاء لهديكم اجمعين. و لا حول و لا قوة الاّ باللّه العلي العظيم و صلي اللّه علي محمد و آله خاتم النبيين و لعنة اللّه علي اعدائهم و منكري فضائلهم اجمعين الي يوم الدين.

تاریخ پایان نگارش :
6 شعبان المعظم

و قد تمّت يوم الجمعة السادس من شعبان المعظم من شهور سنة 1307 حامداً مصليّاً مستغفراً.

نسخه شناسی :

1. مشهد ؛ دانشگاه الهیات و معارف شماره نسخه:1/1499
خط : نسخ ، کاتب : - ، تاریخ : - ، افتادگیها : انجام
2. مشهد ؛ شخصی ، 2/288 (س ـ 142)
خط : شکسته نستعلیق، تاریخ : پنجشنبه 8 ذی القعده 1307 ، جا : فی دار مولانا
3. چاپ سنگی :
خط : نستعلیق ، کاتب : عبدالغفار همدانی، تاریخ : جمعه 2 شعبان 1308
دانلود فایل کتاب اجتناب. در ابتدای این فایل و پیش از متن کتاب اجتناب، اجازه های علما به مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه و سخنان برخی دیگر از اهل تحقیق درباره این عالم شهیر شیعی، نقل شده است.👇
AghayedNet
@AghayedNet
🌷فهرست کتاب اجتناب (این فهرست، برای آشنایی اجمالی با کلیات کتاب اجتناب، بسیار مفید است)

ــ خطبه
ــ مقدمه کتاب صاحب فاروق
ــ اجتناب : بررسی اینکه " عقاید صاحبان هر مذهب و دینی از تصریحات آنها بدست می آید "
ــ اجتناب : بررسی اینکه " اگر یکی از دو کلام متنافی را به صاحب آن نسبت دهیم دروغ نخواهد بود "
ــ اجتناب : بررسی اینکه " چه کسانی متشرعه و چه کسانی شیخیه هستند "
ــ اجتناب : بررسی اینکه " متشرعه از زمان شیخ صدوق و کلینی تا علماء این زمان هستند و اما رؤسای شیخیه ... "
مسأله اولی
ــ " علل اربعه بودن ائمه طاهرین علیهم السلام برای جمیع مخلوقات و مباحثی مربوط به آن ها"
ــ اجتناب : بررسی اینکه "در صورتیکه در این مسأله تفویض لازم نمی آید پس چرا شیخ مرحوم را تکفیر کرده اند؟ "
ــ اجتناب : بررسی اینکه " اگر به اختلاف بیان شده علت فاعلی بیان یک مطلب بوده است "
ــ " تقدم خلق ذات ایشان علیهم السلام بر سایر خلق زیربنای علل بودن ایشان است "
ــ اجتناب : بررسی " مبحث فوق"
ــ " مذاکره سید بن زهره و علامه حلی درباره اخبار ذرّ ائمه علیهم السلام بر سایر خلق "
ــ اجتناب : بررسی مذاکره مذکور
ــ " فرمایش علامه مجلسی در اعتقادات "
ــ اجتناب : بررسی " نقل مذکور"
ــ " نظر سید مرتضی درباره عالم ذرّ"
ــ اجتناب : بررسی " نقل مذکور و نتیجه گیری صاحب فاروق از آن "
ــ " نظر شیخ مفید "
ــ اجتناب : بررسی " نظر مذکور "
ــ " ذکر اشخاصی که شیخ مرحوم را تکفیر کرده اند "
ــ اجتناب : بررسی " این نسبت به چنین اشخاصی "
ــ بررسی : " معنی علل اربعه بودن ائمه علیهم السلام و توضیح اینکه چنین اعتقادی کفر نیست "
ــ بررسی : " ایرادات صاحب کتاب قصص العلماء بر مشایخ اعلی الله مقامهم "
ــ فصل : " حکّ نمودن فقره شریفه السلام علی مُنزل المنّ و السّلوی در زیارت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام از لوح آویخته در حرم مطهر به دستور شیخ حسن صاحب جواهر " و بررسی آن
ــ بررسی اینکه : " اخباری که مخالف ضرورت مذهب باشند باید طرح شود اگرچه متواتر باشند "
ــ " از بدایع وقایع تکفیر شیخ اعلی الله مقامه است "
ــ ايراد : " شیخ احمد (اع) کتب ابن ابی جمهور احسائی را به دست آورد و با او هم مذهب است " و بررسی آن
ــ ايراد : " شیخ (اع) مرتاض بوده " و بررسی آن
ــ ايراد : " شیخ (اع) کُندر میل می فرمود " و بررسی آن
ــ ايراد : " اذعان ملا علی نوری به فهم و فطانت شیخ (اع) و عدول او " و بررسی آن
ــ ايراد : " مباحثه ملا اسماعیل واحدالعین با شیخ (اع) در مسأله علم الهی " و بررسی آن
ــ ايراد : " شیخ (اع) میان معقول و منقول جمع کرد و از این جهت تکفیر شد " و برسی آن
ــ ايراد : " شیخ (اع) سرآمد اهل زمان و مسلّم کل بود ولکن نزد حکماء وقعی نداشت " و بررسی آن
ــ ايراد : " نقل حادثه تکفیر ملا محمد تقی قزوینی شیخ (اع) را و نقل حادثه گفتاری سید جلیل (اع) بعد از شیخ (اع) " و بررسی آن
ــ ايراد : " خلاف شیخ (اع) در مسائلی که موجب تکفیر او شد چند مسأله است . مسأله اولی معاد است " و بررسی آن
ــ ايراد : " عقیده شیخ (اع) در مرکب بدن جسم از اجزاء فلکیه و عناصر اربعه و تفصی او از شبهه آکل و مأکول و سبک مشی او در معراج " و بررسی آن
ــ ايراد : " شیخ (اع) می گوید که ائمه علیهم السلام فاعلند به اذن خدای تعالی مانند وکیل وموکل " و بررسی آن
ــ ايراد : " شیخ (اع) مقام ائمه را مقام مشیت می داند " و بررسی آن
ــ ايراد : " شیخ (اع) فرموده این اِعصاری که می بینی منم سبب اِثاره آن " و بررسی آن
ــ ايراد : " از جمله طوایف شیخیه حاجی محمد کریم خان است که به رکن رابع قائل است " و بررسی آن
ــ ايراد : " رساله ای در اغلاط و قصور فهم حاج محمد کریم خان از اسؤله و اجوبه چاپ شده است " و بررسی آن
ــ ايراد : " بیان حاج محمد کریم (اع) حکم مسافر و وقت قصر و افطار را و اینکه مطلق غسل مغنی از وضو است " و بررسی آن
ــ ايراد : " سؤال از لغت تلمیذ و جواب حاج محمد کریم (اع) " و بررسی آن
ــ ايراد : " سؤال از فقره دعای رجب و جواب ایشان (اع) " و بررسی آن
ــ برگشت به بررسی کتاب صاحب فاروق
ــ " لطيفه : اعتقاد شیخ (اع) به تسدید و اعتقاد شیخ مفید به عدم تقدم ذوات ائمه علیهم السلام بر خلق آدم "
ــ اجتناب : بررسی لطیفه مذکوره " در قول به تقدم انوار ایشان علامه و فخرالمحققین هم با شیخ (اع) یک قولند " و بررسی آن
ــ " مسأله علت فاعلیه و نظر علامه مجلسی " و بررسی آن
ــ " کلام شیخ (اع) در شرح فقره ذکذکم فی الذاکرین در مورد علت فاعلیه " و بررسی آن
ــ " از کلام شیخ (اع) برمی آید که بواطن اخبار برخلاف ظواهر آن است " و بررسی آن
ــ " شرط صحت دلیل ذوقی از نظر شیخ (اع) " و بررسی آن
ــ " شیخ (اع) با آنکه اقرار دارد که در احادیث از اطلاق علل فاعلیه بر ایشان نهی رسیده خود مخالفت کرده و اطلاق می کند " و بررسی آن👇
AghayedNet
@AghayedNet
ــ " نقل دعای امام رضا (ع) در منع از اطلاق علت فاعلی " و بررسی آن
ــ " نقل خبر زراره از حضرت صادق (ع) در منع "
ــ " به اعتراف شیخ (اع) در اخبار از قول به علت فاعلیه بودن ایشان نهی شده و او می خواهد از بواطن اخبار آن را استفاده کند " و بررسی آن
ــ " در اخباری که ذکر شد تهدید و توعید و تخویف از این قول شده است " و بررسی آن
ــ " شیخ (اع) می گوید اخبار بسیار بر منع از آن رسیده است " و بررسی آن
ــ " شیخ مفید و صدوق مسأله حدیدده محماة و شعله را که شیخ (اع) فرموده همان قول به تفویض دانسته اند " و بررسی آن
ــ " تشبیه به نار و حدیده درست نیست " و بررسی آن
ــ " فعل خدا مقدم بر همه چیز و محتاج به محل نیست تا به سبب آن به چیز دیگر تعلق گیرد " و بررسی آن
ــ " مشیت خدا که فعل اوست محتاج به این نیست که حقیقت محمدیه (ص) مقوّم آن باشد در ظهور " و بررسی آن
ــ " ممکن نیست فعل خدا متوقف برآن حقیقت مقدسه باشد " و بررسی آن
ــ " نسبت چنین امری به ایشان علیهم السلام با این همه استنکاف ایشان ظلم بیّن است " و بررسی آن
ــ " قول الواحد لایصدر منه الا الواحد ناتمام است "
ــ " دلیل عقلی شیخ (اع) بر اینکه ذات خدا با حوادث مقرون نمی شود ناتمام بلکه تناقض است " و بررسی آن
ــ " مقصود از ذکر خبر مَن عبَد المسمّی الخ " و بررسی آن
ــ " در مسأله علت مادی و صوری ائمه علیهم السلام علت مادی و صوری خلق نیستند " و بررسی آن
ــ " شیعه راضی نمی شود که بگوید دشمنان خدا در ماده و صورت شریک با ائمه (اع) بوده اند " و بررسی آن
ــ " بعضی از ادعیه و زیارات و اخبار که اشعاری بر مطلب شیخ (اع) دارند اخبار آحاد هستند " و بررسی آن
ــ " استدلال شیخ (اع) به آن احادیث با اعتراف به منع ائمه (ع) از آن عجیب است " و بررسی آن
ــ " مفوضه و غلاة احادیث بسیار وضع کرده و در احادیث ما داخل کرده اند و ما از تشخیص آنها عاجزیم " و بررسی آن
ــ " و نمی توانیم آنها را بر اخبار معارضه ترجیح دهیم " و بررسی آن
ــ " و بر اخبار معتضده به ظواهر کتاب و شهرت " و بررسی آن
ــ " در این مسائل باید توقف کرد و آنچه از اعتقاد درباره ائمه (ع) کافی است " و بررسی آن
ــ " ائمه (ع) مؤید من عندالله و افضل عبادالله بوده اند " و بررسی آن
ــ " ائمه (ع) علل اربعه نیستند و حق با متشرعه است " و بررسی آن
مسأله دوم
ــ " خلاف در علم امام (ع) است که آیا حضوری است یا حصولی و بیان تفصیل مسأله و نقل کلمات مشایخ (اع) و علماء متشرعه و نقل احادیث و بیان اختلاف "
ــ " تنبيه : در اشکالات وارده بر احادیث دالّه بر ازدیاد علم امام (ع) در شب و روز و جواب از آنها "
ــ اجتناب : بررسی این تفریق دوم درباره علم امام (ع)
مسأله سوم
ــ انکار معاد جسمانی
ــ " نقل کلمات مشایخ (اع) "
ــ " لوازم کلام مشایخ (اع) که ملتزم به آن هستند و با معتقَد متشرعه مطابق نیست و یا باطل و یا محال است "
ــ " نقل بعضی از کلمات مشایخ (اع) درباره جسد اصلی"
ــ " تتميم : در نقل آیات و اخباری که بر خلاف مطلب شیخیه دلالت دارند "
ــ اجتناب : " نقل فرمایشات مرحوم مجلسی از کتاب حق الیقین در دفع شبهه های معاد جسمانی "
ــ " توضیح مراد از بدن اصلی "
ــ " بررسی سخن صاحب فاروق در نقل کلام شیخ (اع) در شرح فقره المکرّمون المقرّبون از زیارت جامعه کبیره "
ــ " بررسی سخن او در نقل کلام شیخ (اع) در شرح فقره و اوصیاء نبی الله از زیارت جامعه کبیره "
ــ " بررسی اقرار صاحب فاروق به اینکه اخلافی در میان نیست مگر در اصطلاح "
ــ " بررسی لوازمی را که صاحب فاروق بر کلام مشایخ (اع) مترتب ساخته است "
ــ " اشکال از ناحیه تداخل اجسام " و بررسی آن
ــ " وزن از بدن اصلی است " و بررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه تصرفات در این بدن مانند بریدن دست " و بررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه سؤال و فشار قبر " و بررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه تغییراتی که برای این بدن است " و بررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه فرق نبودن بین امام و رعیت در نپوسیدن اجسام اصلیه " و بررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه سوزانیدن بدن کسی " و بررسی آن
ــ " اشکال در معنی استداره که شیخ (اع) فرموده از ناحیه متفرق و در هم شدن این بدن " و بررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه اینکه ظاهر اخبار این است که روح بعد از مفارقت از این بدن به بدم مثالی تعلق می گیرد " و بررسی آن
ــ " مطالب شیخیه دافع اشکالات نبوده بلکه باعث مزید اشکال است " و بررسی آن
ــ " نقل کلام سید مرحوم (اع) و تعابیر صاحب فاروق درباره آنها " و بررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه اینکه نفی لوازم جسم نفی ملزوم است و نتیجه آن انکار معاد جسمانی است " و بررسی آن
ــ " و چون ملازمه را تسلیم ندارند نمی توان تکفیر کرد " و بررسی آن
ــ " اشکال از اینکه جسد در آخرت در کمال صفا است و زوال نیابد " و بررسی آن
ــ " اگر جسد اخروی قابل انحلال نباشد پس انکسار و صوغ چه وجه دارد ؟ " و بررسی آن 👇
AghayedNet
@AghayedNet
مسأله چهارم
ــ " شیخیه برای خدا علم حادث اثبات کرده اند و تحقیق این مطلب با استفاده از کلمات شیخ (اع) "
ــ اجتناب : " بیان مطلب بر اساس آیات و روایات "
ــ " لازم این کلام آن است که ذات را بذاته علم به اشیاء نباشد " و بررسی آن
ــ " و این مطلب به ظاهره غلط و کفر است و مستلزم نقص در رتبه ذات است " و بررسی آن
ــ " اینکه علم عین معلوم باشد درست نیست " و بررسی آن
ــ " ظاهر از کتاب و سنت آن است که خدا عالم است بذاته به کل اشیاء " و بررسی آن
مسأله پنجم
ــ " شیخیه امکان را مخلوق می دانند و تحقیق مطلب با استفاده از کلمات شیخ (اع) "
ــ اجتناب : " بیان مطلب با برهان عقلی و آیات و روایات "
ــ " متکلّمین متشرّعه امکان را بالذات و امر اعتباری دانند و ممکن بالغیر را باطل شمارند " و بررسی آن
ــ " نقل کلامی از شیخ (اع) " وبررسی آن
ــ " اشکال از ناحیه اینکه امکان وصف اعتباری است و از معقولات ثانیه " و بررسی آن
ــ " اگر خدا اول اشیاء را ممکن کرده باشد بعد موجود باید بتواند آنها را معدوم کند که انقلاب لازم می آید " و بررسی آن
ــ " شیخ (اع) عالم امکان را غیر متناهی میداند و غیر متناهی ممتنع است " و بررسی آن
ــ " در این مسأله حق با متکلمین متشرعه است " و بررسی آن
مسأله ششم
ــ " شیخیه عالم را قدیم زمانی و حادث ذاتی می دانند و نقل کلام شیخ (اع) و نقل کلام مجلسی (ره) "
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
ــ " این مطالب با ظواهر شرع و مذاق متشرعه درست نیست " و بررسی آن
ــ " کلام مجلسی (ره) " و بررسی آن
ــ " نقل کلام مجلسی (ره)" و بررسی آن
ــ " اشکال بر اینکه شیخ (اع) فرموده اند : اتفاق حکما است بر اینکه هر چه را عدم سابق است لاحق خواهد شد پس نفی خلود لازم آید " و بررسی آن
ــ " این دعوی در کلام احدی از حکماء دیده نشده " و بررسی آن
ــ " بلی گفته اند : ما ثبت قدمه امتنع عدمه " و بررسی آن
ــ " و دلیلی بر آن اصلا نیست " و بررسی آن
ــ " خدا قادر است که معصومی را موجود کند و آن را ابد الآباد باقی بدارد " و بررسی آن
ــ " چه ضرور که شخص به جهت قاعده بی اصل قائل به قدم زمانی و حدوث ذاتی شود " و بررسی آن
ــ " و ملتزم به وجود غیر متناهی گردد " و بررسی آن
ــ " بلی کسی که امکان را مخلوق داند لابد است که به لا تناهی قائل شود " و بررسی آن
ــ " مجعولیت امکان بی معنی است و آن امری است اعتباری و اینکه اگر اعتباری باشد جهل مرکب لازم آید اشتباه است " و بررسی آن
مسأله هفتم
ــ " شیخیه ملائکه را داخل مجردات و بسایط می شمارند و نقل کلمات شیخ (اع) " و بررسی آن
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
ــ " مستفاد از کلمات شیه (اع) اینست که ملائکه دوقسم اند صالح از برای اعمال حق و طالح به جهت ارتباط باطل " و بررسی آ ن
ــ " اگر ملائکه فوق عالم طبیعت باشند پس رتبه ایشان فوق اجسام است " و بررسی آن
ــ " پس باید حرکت وسکون و هبوط و صعود و عروج به معانی متعارفه به جهت ایشان قائل نشوند " و بررسی آن
ــ " نقل کلام مجلسی (ره) " و بررسی آن
مسأله هشتم
ــ " شیخ (اع) جنت را اول موجودات می داند و نقل کلام شیخ (اع) "
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
ــ " اعتقاد متشرعه آن است که جنت و حور و قصور از نور انور حضرت حسین (ع) خلق شده " و بررسی آن
ــ " پس چگونه اول موجودات تواند بود " و بررسی آن
مسأله نهم
ــ " شیخ (اع) جنت را همان ولایت اهل بیت می داند و نقل کلام آن بزرگوار "
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
ــ " اینها با معتقدات متشرعه موافق نیست و ضرورت دین بر خلاف آن است " و بررسی آن
مسأله دهم
ــ " شیخ (اع) بهشت و جهنم را مخلوق از اعمال عباد می داند و نقل کلام آن بزرگوار "
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
مسأله يازدهم
ــ " شیخ (اع) فرموده در وقعه جمل امیرالمؤمنین (ع) به صورت مروان مصوّر گردیده و طلحه را کشت و نقل کلام آن بزرگوار "
ــ اجتناب : " بیان مطلب و نقل حدیثی که مستند شیخ بزرگوار (اع) است "
مسأله دوازدهم
ــ " شیخ (اع) امام عصر (عج) را در خلقت مقدم بر آباء خود و حضرت فاطمه (ع) را متأخر از همه در خلقت می داند و نقل کلام ایشان "
ــ اجتناب : " بیان مطلب به اینکه هرچه در وجود مقدم باشد در ظهور مؤخر است "
مسأله سيزدهم
ــ " شیخ (اع) خرق و التیام را در افلاک جایز نمی داند و نقل کلام ایشان و نقل کلام مرحوم مجلسی "
ــ اجتناب : " بیان مطلب و توضیح فرمایشات شیخ بزرگوار (اع) "
مسأله چهاردهم
ــ " شیخ (اع) کل عباد را عبید رقّ ائمه (ع) می داند و نقل کلام ایشان "
ــ " بیان مطلب و توضیح فرمایشات شیخ بزرگوار (اع) "
ــ " اگر همه مردم رقّ ائمه (ع) باشند حالِ جمیع آنها حال عبید ظاهری ایشان می شد " و بررسی آن 👇
AghayedNet
@AghayedNet
مسأله پانزدهم
ــ " شیخ (اع) ظهور امام عصر و رجعت ائمه (ع) را در عالم برزخ می داند و نقل کلام ایشان و مرحوم آقای کرمانی (اع) "
ــ اجتناب : " بیان مطلب و توضیح فرمایشات آن بزرگواران "
ــ " این کلمات نزد متشرعه درست نیست " و بررسی آن
ــ " بلکه ظهور و رجعت در همین دنیا است و این ضروری مذهب شیعه است " و بررسی آن
ــ " تصفیه عالم منافی با بقای دنیا است تا انقضای زمان رجعت " و بررسی آن
ــ " رجعت اول منازل آخرت نمی باشد " و بررسی آن
ــ " این مبانی در نزد متشرعه درست نیست " و بررسی آن
ــ " اثبات تناقض بین دو کلام شیخ (اع) در اینکه ظلمت از کثافت زمین حادث می شود و اگر لطیف شود ظلمت برطرف می شود و اینکه شرط ظهور نور کثافت زمین است " و بررسی آن
ــ " وحشت از اینکه شرط ظهور نور آفتاب کثافت زمین است " و توضیح آن
مسأله شانزدهم
ــ " شیخ (اع) مشبّه را در باطن قرآن و احادیث عین مشبّه به می داند و نقل کلام آن بزرگوار "
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
ــ " این تأویلات از مذاق متشرعه دور است " و بررسی آن
ــ " این قاعده ماده نقض بسیار دارد " و بررسی آن
مسأله هفدهم
ــ " شیخ (اع) جمیع خلق غیر از محمد و آل محمد (ع) را دارای سهو و غفلت می داند و نقل کلام آن بزرگوار "
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
مسأله هجدهم
ــ " شیخ (اع) طور را قلب مؤمن و تجلی نور را ذات موسی (ع) می داند و نقل کلام ایشان و سید جلیل (اع) "
ــ اجتناب : " بیان مطلب و توضیح مراد آن بزرگواران "
مسأله نوزدهم
ــ " مستفاد از کلمات شیخ (اع) آن است که ابدان عنصریه ائمه (ع) در قبر متفرق می شود و با ابدان اصلیه در قبر باقی می مانند و نقل کلام ایشان "
ــ اجتناب : " بیان مطلب و توضیح مقصد شیخ بزرگوار (اع) "
ــ " بنابراین فرقی مابین امام و رعیت و مؤمن و کافر نمی باشد " و بررسی آن
مسأله بيستم
ــ " مستفاد از کلمات شیخ (اع) آن است که میقات موسی (ع) ( 40 = 10 + 30 ) مراتب وجود است و نقل کلام آن بزرگوار "
ــ اجتناب : " بیان مطلب "
ــ " اینها چه دخل به مراتب عناصر و معادن و نباتات و حیوانات دارد " و بررسی آن
مسأله بيست و يکم
ــ " مستفاد از کلمات شیخ (اع) آن است که رفتتن پیغمبر (ص) به مقام قاب قوسین معرفت او است به اعلای مقامات وجودش و نقل فرمایشات ایشان "
اجتناب : " بیان مطلب "
مسأله بيست و دوم
ــ "شیخ (اع) فرموده زمان فلک الافلاک الطف از زمان فلک ثوابت است و زمان آن الطف است از زمان فلک سابع و همچنین و بیان قول متشرعه "
ــ اجتناب : " بیان مطلب و نقل فرمایش شیخ بزرگوار (اع) و بیان سرعت فلک الافلاک و حرکت کواکب "
ــ " متشرعه زمان را قابل لطافت و کثافت ندانند " و بررسی آن
ــ " و الا اختلاف وضع در ثوابت لازم آید " و بررسی آن
ــ " متشرعه سرعت حرکت را به اراده قادر مختار دانند " و بررسی آن
ــ " این قاعده منتقض به ممثلات است " و بررسی آن
مسأله بيست وسوم
ــ " شیخ (اع) فعل مندوب را ممدوح و ترک آن را مذموم نمی داند "
ــ اجتناب : " نقل عبارت شیخ بزرگوار (اع) "
ــ " فعل مندوب نزد متشرعه " و بررسی آن
مسأله بسيت و چهارم
ــ " شیخ (اع) قائل به این است که در میان احکام شرعیه مباح نیست "
ــ اجتناب : " نقل عبارت شیخ بزرگوار (اع) و توضیح آن "
مسأله بيست و پنجم
ــ " شیخ (اع) ستة ایام در خلق سموات و ارض را شش رتبه می داند و نظر متشرعه "
ــ اجتناب : " نقل عبارت آن بزرگوار (اع) " و توضیح آن
مسأله بيست و ششم
ــ " شیخ (اع) سد ذوالقرنین را تقیه از اعداء و ضعفاء شیعه می داند و نظر متشرعه "
ــ اجتناب : " نقل عبارت آن بزرگوار (اع) "
ــ " بنابراین تقریر، یأجوج و مأجوج باید اعداء و ضعفاء شیعه باشند " و بررسی آن
مسأله بيست وهفتم
ــ " شیخ (اع) می گوید مراد از بنی اسرائیل آل محمد (ع) است "
ــ اجتناب : " نقل فرمایش شیخ بزرگوار (اع) و بیان مستند آن "
مسأله بيست و هشتم
ــ " شیخ (اع) هر موجودی را عاصی بلکه جاحد می داند "
ــ اجتناب : " توجیه نسبت دادن به معصومین (ع) تقصیر را به خود و استغفار نمودن از آن "
ــ " این مطالب در نزد متشرعه باطل است " و بررسی آن
ــ " و ذنب بودن وجود بی معنی است " و بررسی آن
مسأله بيست و نهم
ــ " شیخ (اع) ذنوب شیعیان را در حقیقت ذنوب ائمه (ع) می داند "
ــ اجتناب : " نقل فرمایش آن بزرگوار و بیان مطلب "
ــ " این مطلب نزد متشرعه غلط و باطل است " و بررسی آن
مسأله سی ام
ــ " شیخ (اع) عصمت ائمه (ع) را از این جهت می داند که خدا امر کرده ایشان را به عدم التفات "
ــ اجتناب : " بیان مطلب آن بزرگوار (اع) و اموری که به واسطه هر یک از آنها ائمه (ع) حافظ دین خدا هستند "
مسأله سی و يکم
ــ " تفسیر شیخ (اع) درباره آیه نقلّبهم ذات الیمین به اینکه مراد از ضمیر متکلم مع الغیر ائمه (ع) و از ضمیر هم شیعیان می باشند "
ــ اجتناب : " بیان مطلب و اشاره به مستند فرمایش شیخ یزرگوار (اع) "
👇
AghayedNet
@AghayedNet
مسأله سی و دوم
ــ " از کلمات شیخ (اع) است که ولایت زوجه ولی، و نبی اب و ولی امّ است و آقای کرمانی هم ولی را زوجه حقیقی نبی می داند " و بررسی آن
ــ اجتناب : " بیان مطلب با توضیح کامل درباره زوج و زوجه و امّ و لقاح و معنای صحیح انا و علی ابوا هذه الامة "
مسأله سی و سوم
ــ " شیخ (اع) قلب حقایق را ممکن می داند و معنای انقلاب تبدیل است نه قلب حقایق و در کلامی آن را ممتنع دانسته است "
ــ اجتناب : " نقل فرمایش آن بزرگوار (اع) و توضیح مقصود ایشان "
مسأله سی و چهارم
ــ " شیخ (اع) مرجع ضمیر متکلم در وعندنا خزائنه را ائمه (ع) می داند "
ــ اجتناب : " نقل فرمایش آن بزرگوار (اع) و بیام مستند آن "
مسأله سی و پنجم
ــ " شیخ (اع) فرموده ائمه (ع) مباح بجا نیاوردند و در کلام دیگر فعل مباح را به ایشان نسبت داده است "
ــ اجتناب : " نقل فرمایش آن بزرگوار (اع) در اینکه ائمه (ع) مأمور به ابلاغ احکام خمسه به مکلفین بوده اند و اینکه تناقضی در فرمایش ایشان نیست "
ــ " و می توان آن را به ادله استحسانیه درست کرد " و بررسی آن
مسأله سی و ششم
ــ " شیخ (اع) مدعی وحی بوده است "
ــ اجتناب : " نقل فرمایش آن بزرگوار (اع) و توضیح مقصود ایشان "
ــ " ادعای نزول وحی بعد از پیغمبر (ص) باطل است " و بررسی آن
مسأله سی و هفتم
ــ " شیخ (اع) مدعی علم غیب و معرفت اسرار قدر بوده است "
ــ اجتناب : " نقل مفاد فرمایش آن بزرگوار (اع) و توضیح مقصود ایشان "
مسأله سی و هشتم
ــ " شیخ (اع) افعال خلق را افعال خدا می داند که به خلق برپاست و این مستلزم جبر است "
ــ اجتناب : " بیان مطلب با استناد به آیات قرآن "
مسأله سی و نهم
ــ " شیخ (اع) ائمه (ع) را مقصد سیر هر مطیع و عاصی می داند "
ــ اجتناب : " نقل عبارت آن بزرگوار (اع) و توضیح مطلب ایشان "
ــ " ائمه (ع) اجلّ از این اند که که مقصد عاصی باشند " و بررسی آن
مسأله چهلم
ــ " شیخ (اع) می فرماید : تکلیف ما لا یطاق در شریعت واقع شد و بعد نسخ شد "
ــ اجتناب : " اشاره به اینکه نفی تحریف و انتحالهای صاحب فاروق با این رساله مبارکه انجام یافت و نقل فرمایش شیخ بزرگوار (اع) و توضیح مقصد ایشان و استناد به حدیث حضرت کاظم (ع) "
ــ " و ایضا بر شیخ (اع) وارد است که این ملت از اول سمحه و سهله بوده پس اگر این تکلیف حسن نداشت چگونه از اول واقع شد و بعد نسخ شد ؟ " و بررسی آن
ــ " و از این مطلب بفهم که چنین کسی را دعوی معرفت غیب و مقام وحی و معرفت اسرار قدر و باطن باطن و اسرار ائمه اطهار (ع) چقدر مناسب است " و بررسی آن و بیان اغلاط صاحب فاروق در ذکر تاریخ ختم کتابش به لغت عربی
ــ خاتمه : بیان اجمالی از مذهب و اشاره به افتراهای بر مشایخ و نصیحت عوام و خواص.
—------
در کتاب اجتناب، ابتدا شبهه ها و ایرادها را نقل کرده و سپس ذیل عنوان «اجتناب» جوابیه آمده است.
تمام فهرست را برای استفاده محققان محترم نقل کردیم. سپاس از برادر بزرگواری که این فهرست را تهیه و تایپ کردند.🌷
رساله محمد حسین همدانی طاوئی👆
درباره معرفت نورانیت امام علیه السلام؛ نسخه کتابخانه مسجد فیضیه، قم.
برای آشنایی متعلمین، این نسخه خطی معرفی و ارائه گردید.
🌷پرسش و پاسخ

با عرض سلام. چند سؤال درباره مسائل کسبم پیش‌ آمده که اگر میسر است پاسخ بفرمایید.

1.شخصی جنسی را به قیمت (مثلا) 1000تومان می‌خرد و آن را به قیمت 20000تومان می‌فروشد. آیا این بیع مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: بسمه تعالی، السلام علیکم و رحمة الله. اگر مشتری راضی باشد اشکالی ندارد.

2. روی اجناس، قیمت مصرف‌کننده حک شده است. فی‌المثل 5000تومان. شخص فروشنده این جنس را به 10000تومان می‌فروشد به چند دلیل. نخست ممکن است این جنس را به علت نوسان بازار گران‌ تر خریده باشد یا مساوی این قیمت خریده باشد یا با قیمت پایین ‌تر خریده باشد ولی به علت نداشتن توجیه اقتصادی آن را گران تر می ‌فروشد. حال اگر شخص این قیمت را پاک کند و خود قیمتی را که مایل است به روی آن حک کند، آیا مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: خرید و فروش برای منفعت ‌بردن است تا انداز‌ه ‌ای که در بازار متداول است اشکالی ندارد.

3. اجحاف به چه معنا است؟ آیا گران ‌فروشی اجحاف است یا معنای دیگری دارد؟
ـــ پاسخ: فارسی آن همان مثل مشهور است که می ‌گویند فلانی پوست می ‌کَند مشتری را و مقصود این است که نباید مسلمان را مغبون نمود و کار حرامی است.

4. مرسوم شده که جنس را با ظرف آن می‌فروشند (آجیل، شیرینی، خرما و...) اگر آن ظرف پلاستیک باشد چون وزن پلاستیک بسیار پایین است و ترازوهای دیجیتال دقت آن 5گرم است، وزن مساوی می ‌شود ولی کارتن یا بسته ‌بندی‌های شیکِ این زمانه، وزن‌ های سنگینی دارد. توجیه این افراد این است که این بسته ‌بندی‌ها هزینه خورده است اما نمی ‌گویند این جعبه این قیمت؛ می‌ گویند کیلویی این قیمت. آیا اشکال دارد؟
ـــ پاسخ: نوع این امور را خریدارها می ‌دانند و با رضایت خریداری می ‌کنند و آنچه در صحّت معاملات لازم است رضایت طرفین است.

5. حال اگر گران فروشی که در سؤال1 مطرح شد اشکال دارد آیا برای فروشنده ‌ای که در آن مغازه با حقوق ثابت و درصد پایینی کار می‌ کند آیا برای او هم مشکلی دارد؟
ـــ پاسخ: اگر اشکالی در کار صاحب کالا باشد ربطی به کارگر ندارد، صاحب کالا مسئول است. مگر در صورتی که در همه موارد و کالاها خریدارها را مغبون می‌ کند که در این صورت نباید کارگر برای او کار کند: «و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان» بر گناه و ستمکاری یکدیگر را کمک نکنید.

6. شخصی به دنبال جنسی می ‌گردد. فروشنده‌ ای جنس مشابه آن را دارد که تمام خواص آن را دارد ولی فقط مارک آن تفاوت دارد. آیا بدون اینکه به او بگوید، آن جنس مشابه را بفروشد مشکلی دارد؟ آیا لزومی دارد که به مشتری بگوید؟
ـــ پاسخ: اگر از هر جهت یکسان هستند و فرقی ندارد اشکالی ندارد گرچه بهتر آن است که خریدار را آگاه سازد زیرا احتمال می ‌رود که خریدار همان مارک اصلی را در نظر دارد و اگر بداند مارک دیگری است نخواهد خرید.

7. یک جنس را به چند نرخ فروخته‌ اند. مثلا یک جنس را به شخصِ ایرانی 3000، همان را به عرب10000 و به اروپایی‌ها 15000 تومان فروخته اند. این کار شاید در جزئی ‌فروشی کم باشد اما در زمینه صادرات بسیار است. آیا اشکالی بر این نوع فروش وارد است؟
ـــ‌ پاسخ: اگر خریدارها راضی باشند اشکالی ندارد گرچه بهتر آن است که با خریدارها یکسان معامله شود، و در مورد صادرات تا اندازه ‌ای که سبب بدنامی نشود اشکالی ندارد.

8. این سؤالات درباره اجناس مختلف بود؛ چه مستلزمات و ضروریات زندگی و چه اجناسی که جنبه تزیینی و زواید زندگی را دارد. اگر حکم در این موارد تفاوت دارد، لطف فرموده جوابی عنایت کنید.
ـــ پاسخ: هرچه خرید و فروشِ آن را در شریعت اجازه‌ داده ‌اند و به هر طوری که اجازه داده ‌اند از خوردنی‌ ها و آشامیدنی ‌ها و پوشیدنی ‌ها و مکان ‌ها و اسباب و آلات کارها و اثاث منزل و آنچه در سؤال نام برده شده، خرید و فروش آن اشکالی ندارد.
@AghayedNet