🔺کتاب تجهیز المعصوم و دفن الإمام الحسین علیهالسلام
در بررسی مسئله دفنِ معصوم توسط معصوم
و نقدی بر کلام سید محسن امین. وی در اَعیان الشیعة تعریضاتی به مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه دارد.
@AghayedNet
در بررسی مسئله دفنِ معصوم توسط معصوم
و نقدی بر کلام سید محسن امین. وی در اَعیان الشیعة تعریضاتی به مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه دارد.
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺دیدگاه یک پژوهشگر بیطرف درباره انتشار این آموزه در جامعه شیعه
@AghayedNet
@AghayedNet
رساله در معاد و تصدیق مرحوم آقای کرمانی (اع)
@AghayedNet
🔺🎧کتاب صوتی
رساله در معاد و تصدیق مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه
📚از تصنیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه
از مجموعه دعائمالحکمة فارسی
جلد اول
📝سالروز اتمام نگارش این رساله: دهه دوم صفر ۱۲۷۷ قمری
@AghayedNet
رساله در معاد و تصدیق مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه
📚از تصنیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه
از مجموعه دعائمالحکمة فارسی
جلد اول
📝سالروز اتمام نگارش این رساله: دهه دوم صفر ۱۲۷۷ قمری
@AghayedNet
🔺شیعیان عراق و اظهار مسرّت از ابتداء ماه ربیع الاول
شیخ حسین بن شیخ علی کربلائی، از علماء دوره صفویه، در مقدمه کتاب سرور المؤمنین درباره سنّت شیعیان عراق چنین گزارش داده است:
«و بعد، فیقول المفتقر الی عفو الله الغنیّ، حسین بن شیخ علی الکربلایی که چون شیعیان کربلای معلّی و نجف اشرف و حلّه و بغداد و نواحی آن بلاد، با وجود شدّت تقیّه و خوف از اعداء دین، در میانه خود در جمیع ایّام محرّم و صفر مشغول تعزیه میباشند و در ابتدای ماه ربیع الاول اظهار انبساط و سرور و خوشحالی مینمایند... .»
@AghayedNet
شیخ حسین بن شیخ علی کربلائی، از علماء دوره صفویه، در مقدمه کتاب سرور المؤمنین درباره سنّت شیعیان عراق چنین گزارش داده است:
«و بعد، فیقول المفتقر الی عفو الله الغنیّ، حسین بن شیخ علی الکربلایی که چون شیعیان کربلای معلّی و نجف اشرف و حلّه و بغداد و نواحی آن بلاد، با وجود شدّت تقیّه و خوف از اعداء دین، در میانه خود در جمیع ایّام محرّم و صفر مشغول تعزیه میباشند و در ابتدای ماه ربیع الاول اظهار انبساط و سرور و خوشحالی مینمایند... .»
@AghayedNet
✔️سخنی از میرزا علی قاضی درباره شیخیه و نقد آن (١)
🔻به مناسبت شش ربیعالاول، سالروز رفتن میرزا علی قاضی از دار دنیا
متن واقعه طبق کتاب روح مجرد، صفحه ۴۲۷ از این قرار است:
«وصىّ مرحوم قاضى مرحوم حضرت آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى... میفرمودند: يك روز به حضرت آقا (میرزا علی قاضى) عرض كردم: در عقيده شيخيّه چه اشكالى است؟! آنها هم اهل عبادتند، و اهل ولايتند؛ بخصوص نسبت به إمامان عليهم السّلام مانند خود ما بسيار اظهار محبّت و اخلاص مىكنند، و فقهشان هم فقه شيعه است، و كتب أخبار را معتبر میدانند و به روايات ما عمل مینمايند؛ خلاصه هر چه میخواهيم بگرديم و اشكالى در آنها از جهت اخلاق و عمل پيدا كنيم نمیيابيم.
مرحوم قاضى فرمودند: فردا شرح زيارت شيخ أحمد أحسائى را بياور! من فردا شرح زيارت او را خدمت آن مرحوم بردم. فرمودند: بخوان! من قريب يكساعت از آن قرائت كردم. فرمودند: بس است! حالا براى شما ظاهر شد كه اشكال آنها در چيست؟! اشكال آنها در عقيدهشان میباشد. اين شيخ در اين كتاب میخواهد اثبات بكند كه: ذات خدا داراى اسم و رسمى نيست؛ و آن ما فوق أسماء و صفات اوست؛ و آنچه در عالم متحقّق میگردد، با اسماء و صفات تحقّق میپذيرد؛ و آنها مبدأ خلقت عالم و آدم و مؤثّر در تدبير شؤون اين عالم میباشند در بقاء و ادامه حيات. آن خدا اتّحادى با اسماء و صفات ندارد، و اينها مستقلّا كار میكنند. و عبادت انسان به سوى اسماء و صفات خداوند صورت میگيرد؛ نه به سوى ذات او كه در وصف نمىآيد و در وهم نمیگنجد. بنابراين، شيخ أحسائىّ خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر، خارج از اسماء و صفات میداند؛ و اين عين شرك است.»
————————————
چند نکته در نقد و ردّ سخنان قاضی:
١. فقط شيخيه نمیگويند ذات اقدس خدا از هر اسم و رسمی بَری است و از هر صفتی مُبَرّا است بلكه هر موحّدی كه پيرو اميرالمؤمنين علیه السلام است همين را میگويد و از خود اميرالمؤمنين علیه السلام هم فرا گرفته است؛ زيرا آن حضرت فرمودهاند:
«و كمال توحيده الاخلاص له و كمال الاخلاص له نفی الصفات عنه.» يعنی: كمال توحيد حق متعال خالص كردن برای او است و كمال خالص كردن برای او هم نفی صفات از او است.»
و بعد هم خود حضرت برهان نفی صفات از ذات اقدس حق تعالی را بيان میفرمايند كه:
«لشهادة كل صفة انها غير الموصوف، و شهادة كل موصوف انه غير الصفة.»
و نتيجه نفی صفات ننمودن از ذات مقدس حق تعالی را هم بيان میفرمايند كه:
«فمن وصف اللّه سبحانه فقد قرنه، و من قرنه فقد ثنّاه، و من ثنّاه فقد جزّأه، و من جزّأه فقد جهله.»
و معنای برهان و نتيجه اين است كه هر صفتی گواهی میدهد كه غير از موصوف است و هر موصوفی گواهی میدهد كه غير از صفت است (پس صفت و موصوف دو چيزند كه با هم مقترن يعنی قرين هم میشوند) بنابراين هركس خدا را (در رتبه ذاتش به صفتی) وصف كند او را با آن صفت قرين كرده است و هركس خدا را (در رتبه ذاتش) با صفتی قرين داند به دوئيّت او حكم كرده (يعنی خدا در رتبه ذاتش دو چيز است: او و صفت او) و هركس به دوئيت خدا حكم كند او را تجزيه كرده است (برای خدا جزء قرار داده است) و هركس برای خدا جزء قرار دهد او را نشناخته و توحيد نكرده است او را.
پس هركس موحّد است و اقرار به يگانگی خدای متعال دارد بايد ذات مقدس خدا را از هر صفتی و اسمی مُبَرّا بداند و اسم هم كه همان صفت است. زيرا امام رضا علیه السلام فرمودند: «الاسم صفة لموصوف.»
البته اين مطلب در جای خودش ثابت است و شيخيه هم به پيروی از قرآن و سنت و عقل مستنير به وحی میدانند كه نفی صفات از ذات مقدس حق متعال با كامل و تمام بودن آن ذات مقدس منافات ندارد و عنوان صفات ذاتيه در مباحث اعتقادی برای تفهیم و تفهم همين مطلب است كه ذات حق تعالی عين حيات و قدرت و علم و سمع و بصر است بدون تعدد و تكثر مصداقی و حتی مفهومی.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻به مناسبت شش ربیعالاول، سالروز رفتن میرزا علی قاضی از دار دنیا
متن واقعه طبق کتاب روح مجرد، صفحه ۴۲۷ از این قرار است:
«وصىّ مرحوم قاضى مرحوم حضرت آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى... میفرمودند: يك روز به حضرت آقا (میرزا علی قاضى) عرض كردم: در عقيده شيخيّه چه اشكالى است؟! آنها هم اهل عبادتند، و اهل ولايتند؛ بخصوص نسبت به إمامان عليهم السّلام مانند خود ما بسيار اظهار محبّت و اخلاص مىكنند، و فقهشان هم فقه شيعه است، و كتب أخبار را معتبر میدانند و به روايات ما عمل مینمايند؛ خلاصه هر چه میخواهيم بگرديم و اشكالى در آنها از جهت اخلاق و عمل پيدا كنيم نمیيابيم.
مرحوم قاضى فرمودند: فردا شرح زيارت شيخ أحمد أحسائى را بياور! من فردا شرح زيارت او را خدمت آن مرحوم بردم. فرمودند: بخوان! من قريب يكساعت از آن قرائت كردم. فرمودند: بس است! حالا براى شما ظاهر شد كه اشكال آنها در چيست؟! اشكال آنها در عقيدهشان میباشد. اين شيخ در اين كتاب میخواهد اثبات بكند كه: ذات خدا داراى اسم و رسمى نيست؛ و آن ما فوق أسماء و صفات اوست؛ و آنچه در عالم متحقّق میگردد، با اسماء و صفات تحقّق میپذيرد؛ و آنها مبدأ خلقت عالم و آدم و مؤثّر در تدبير شؤون اين عالم میباشند در بقاء و ادامه حيات. آن خدا اتّحادى با اسماء و صفات ندارد، و اينها مستقلّا كار میكنند. و عبادت انسان به سوى اسماء و صفات خداوند صورت میگيرد؛ نه به سوى ذات او كه در وصف نمىآيد و در وهم نمیگنجد. بنابراين، شيخ أحسائىّ خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر، خارج از اسماء و صفات میداند؛ و اين عين شرك است.»
————————————
چند نکته در نقد و ردّ سخنان قاضی:
١. فقط شيخيه نمیگويند ذات اقدس خدا از هر اسم و رسمی بَری است و از هر صفتی مُبَرّا است بلكه هر موحّدی كه پيرو اميرالمؤمنين علیه السلام است همين را میگويد و از خود اميرالمؤمنين علیه السلام هم فرا گرفته است؛ زيرا آن حضرت فرمودهاند:
«و كمال توحيده الاخلاص له و كمال الاخلاص له نفی الصفات عنه.» يعنی: كمال توحيد حق متعال خالص كردن برای او است و كمال خالص كردن برای او هم نفی صفات از او است.»
و بعد هم خود حضرت برهان نفی صفات از ذات اقدس حق تعالی را بيان میفرمايند كه:
«لشهادة كل صفة انها غير الموصوف، و شهادة كل موصوف انه غير الصفة.»
و نتيجه نفی صفات ننمودن از ذات مقدس حق تعالی را هم بيان میفرمايند كه:
«فمن وصف اللّه سبحانه فقد قرنه، و من قرنه فقد ثنّاه، و من ثنّاه فقد جزّأه، و من جزّأه فقد جهله.»
و معنای برهان و نتيجه اين است كه هر صفتی گواهی میدهد كه غير از موصوف است و هر موصوفی گواهی میدهد كه غير از صفت است (پس صفت و موصوف دو چيزند كه با هم مقترن يعنی قرين هم میشوند) بنابراين هركس خدا را (در رتبه ذاتش به صفتی) وصف كند او را با آن صفت قرين كرده است و هركس خدا را (در رتبه ذاتش) با صفتی قرين داند به دوئيّت او حكم كرده (يعنی خدا در رتبه ذاتش دو چيز است: او و صفت او) و هركس به دوئيت خدا حكم كند او را تجزيه كرده است (برای خدا جزء قرار داده است) و هركس برای خدا جزء قرار دهد او را نشناخته و توحيد نكرده است او را.
پس هركس موحّد است و اقرار به يگانگی خدای متعال دارد بايد ذات مقدس خدا را از هر صفتی و اسمی مُبَرّا بداند و اسم هم كه همان صفت است. زيرا امام رضا علیه السلام فرمودند: «الاسم صفة لموصوف.»
البته اين مطلب در جای خودش ثابت است و شيخيه هم به پيروی از قرآن و سنت و عقل مستنير به وحی میدانند كه نفی صفات از ذات مقدس حق متعال با كامل و تمام بودن آن ذات مقدس منافات ندارد و عنوان صفات ذاتيه در مباحث اعتقادی برای تفهیم و تفهم همين مطلب است كه ذات حق تعالی عين حيات و قدرت و علم و سمع و بصر است بدون تعدد و تكثر مصداقی و حتی مفهومی.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️سخنی از میرزا علی قاضی درباره شیخیه و نقد آن (٢)
🔻به مناسبت شش ربیعالاول، سالروز رفتن میرزا علی قاضی از دار دنیا
با وجود اين جای تعجب است از اين شخص كه میگوید:
«بنابراين، شيخ أحسائىّ خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر، خارج از اسماء و صفات میداند.»
معلوم نيست اين نتيجه از كجا به دست آمده و جز غرض اين نتيجه منشأ و سرچشمهای دارد؟!
اين مطلب مسلّم است كه ذات خدای متعال منزه است از داشتن صفاتی زايد بر ذاتش. ذات مقدس او عين صفات كماليه او است و در ذات او هيچ گونه تكثّری نيست او ذاتی است كه عين علم است و عين قدرت است و عين حيات است و همين طور ساير صفات كماليه.
و چنين ذاتی فاقد هيچ كمالی نيست و همچنان كه كسی بر ذات مقدس او احاطه و از ذات مقدس او آگاهی ندارد از علم ذاتی و حيات ذاتی و قدرت ذاتی و ساير صفات ذاتی او هم آگاهی ندارد.
و ما هم كه او را به صفات ذاتی او (كه عين ذات او هستند بدون تكثر و تعدد مصداقی و مفهومی) اقرار داريم و اعتراف میكنيم به واسطه صفات فعليّه او است كه همه غير او هستند ولی مال او بوده و شريكی با او در اين صفات نيست و همه ظهورات اويند و همه دليل بر صفات ذاتيه اویند و همه نشانه های كمالات ذاتيه او هستند و آيات تعريف و تعرّف اويند. و للّه الاسماء الحسنی فادعوه بها.
٢. کرامتی برای قاضی نقل شده و در آن کرامت، قاضی از اسم «المُمیت» الهی استمداد کرده و به ماری گفته است: مُت بإذن الله و آن مار هلاک شده است.
چهقدر عجیب است. اگر این اتهام درست باشد که خدا هیچکاره است، خود متهمکننده (قاضی) هم به اسم «الممیت» متوسل شد. چنانکه تیتر این جریان را نوشتهاند: قصّة المرحوم القاضی و مثال لتجلّی إسم المُميت و إماتة الحيّة.
٣. اینکه میگوید شیخ اعلی الله مقامه صفات را مستقل میداند، از خودِ اوست و شیخ این را نمیفرمایند و تهمتی است که به ایشان نسبت داده است.
شیخ اَشادَ اللهُ شأنَه در کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة به طور مکرر به مستقلنبودن این صفات اشاره فرموده است و حتی مصادیق اسماء حُسنای الهی، محمد و آل محمد علیهمالسلام را مستقل نمیداند. ایشان در موضعی از همین کتاب شریف، درباره این بزرگواران علیهمالسلام میفرماید:
«...لکنهم لیسوا شیئاً فی کل شیء و علی کل حالٍ الا بالله و ما هم علیهمالسلام فی فعله [=ای فعل الله] الا کصورة فی مرآة بالنسبة الی شاخِصِها... و لاحظ هذا الحرف فی کل شیء تسمعه منا لانریده الا علی هذا المعنی.» (ج١، ص٢۵٣)
این فرمایش که «لکنهم لیسوا شیئاً فی کل شیء و علی کل حال» اشاره به مستقلنبودن ایشان است.
با مراجعه بیشتر به این کتاب شریف، شگفتی از نتیجهگیریهای قاضی بیشتر میگردد.
۴. شناخت ذات خدای متعال و وصول به آن برای تمامی مخلوقات حتی برای محمّد و آل محمّد صلی اللّه عليه و عليهم عقلاً و نقلاً محال است و يک آيه قرآن و يك روايت پيدا نمیشود كه خلق را به امر محال دعوت نمايد و يا آن را غايت سير و معرفت خلق معرفی کند.
آری، آيات قرآن و روايات ما را به شناختن خدای متعال و رسيدن به مقام معرفت دعوت میكند و آنچه برای خلق در شناختن خدای متعال ممكن است همان شناختن آیات تعریف و تعرف اوست.
@AghayedNet
🔻به مناسبت شش ربیعالاول، سالروز رفتن میرزا علی قاضی از دار دنیا
با وجود اين جای تعجب است از اين شخص كه میگوید:
«بنابراين، شيخ أحسائىّ خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر، خارج از اسماء و صفات میداند.»
معلوم نيست اين نتيجه از كجا به دست آمده و جز غرض اين نتيجه منشأ و سرچشمهای دارد؟!
اين مطلب مسلّم است كه ذات خدای متعال منزه است از داشتن صفاتی زايد بر ذاتش. ذات مقدس او عين صفات كماليه او است و در ذات او هيچ گونه تكثّری نيست او ذاتی است كه عين علم است و عين قدرت است و عين حيات است و همين طور ساير صفات كماليه.
و چنين ذاتی فاقد هيچ كمالی نيست و همچنان كه كسی بر ذات مقدس او احاطه و از ذات مقدس او آگاهی ندارد از علم ذاتی و حيات ذاتی و قدرت ذاتی و ساير صفات ذاتی او هم آگاهی ندارد.
و ما هم كه او را به صفات ذاتی او (كه عين ذات او هستند بدون تكثر و تعدد مصداقی و مفهومی) اقرار داريم و اعتراف میكنيم به واسطه صفات فعليّه او است كه همه غير او هستند ولی مال او بوده و شريكی با او در اين صفات نيست و همه ظهورات اويند و همه دليل بر صفات ذاتيه اویند و همه نشانه های كمالات ذاتيه او هستند و آيات تعريف و تعرّف اويند. و للّه الاسماء الحسنی فادعوه بها.
٢. کرامتی برای قاضی نقل شده و در آن کرامت، قاضی از اسم «المُمیت» الهی استمداد کرده و به ماری گفته است: مُت بإذن الله و آن مار هلاک شده است.
چهقدر عجیب است. اگر این اتهام درست باشد که خدا هیچکاره است، خود متهمکننده (قاضی) هم به اسم «الممیت» متوسل شد. چنانکه تیتر این جریان را نوشتهاند: قصّة المرحوم القاضی و مثال لتجلّی إسم المُميت و إماتة الحيّة.
٣. اینکه میگوید شیخ اعلی الله مقامه صفات را مستقل میداند، از خودِ اوست و شیخ این را نمیفرمایند و تهمتی است که به ایشان نسبت داده است.
شیخ اَشادَ اللهُ شأنَه در کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة به طور مکرر به مستقلنبودن این صفات اشاره فرموده است و حتی مصادیق اسماء حُسنای الهی، محمد و آل محمد علیهمالسلام را مستقل نمیداند. ایشان در موضعی از همین کتاب شریف، درباره این بزرگواران علیهمالسلام میفرماید:
«...لکنهم لیسوا شیئاً فی کل شیء و علی کل حالٍ الا بالله و ما هم علیهمالسلام فی فعله [=ای فعل الله] الا کصورة فی مرآة بالنسبة الی شاخِصِها... و لاحظ هذا الحرف فی کل شیء تسمعه منا لانریده الا علی هذا المعنی.» (ج١، ص٢۵٣)
این فرمایش که «لکنهم لیسوا شیئاً فی کل شیء و علی کل حال» اشاره به مستقلنبودن ایشان است.
با مراجعه بیشتر به این کتاب شریف، شگفتی از نتیجهگیریهای قاضی بیشتر میگردد.
۴. شناخت ذات خدای متعال و وصول به آن برای تمامی مخلوقات حتی برای محمّد و آل محمّد صلی اللّه عليه و عليهم عقلاً و نقلاً محال است و يک آيه قرآن و يك روايت پيدا نمیشود كه خلق را به امر محال دعوت نمايد و يا آن را غايت سير و معرفت خلق معرفی کند.
آری، آيات قرآن و روايات ما را به شناختن خدای متعال و رسيدن به مقام معرفت دعوت میكند و آنچه برای خلق در شناختن خدای متعال ممكن است همان شناختن آیات تعریف و تعرف اوست.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️سخنی از میرزا علی قاضی درباره شیخیه و نقد آن (٢) 🔻به مناسبت شش ربیعالاول، سالروز رفتن میرزا علی قاضی از دار دنیا با وجود اين جای تعجب است از اين شخص كه میگوید: «بنابراين، شيخ أحسائىّ خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر، خارج از اسماء و صفات میداند.» معلوم…
✔️سخنی از میرزا علی قاضی درباره شیخیه و نقد آن
🔺بهمناسبت شش ربیعالاول، سالروز رفتن میرزا علی قاضی از دار دنیا
@AghayedNet
🔺بهمناسبت شش ربیعالاول، سالروز رفتن میرزا علی قاضی از دار دنیا
@AghayedNet
