✔️🔻تأملی بر طهارت معصومین علیهمالسلام
🔹در احادیث مختلف به طهارت ابدان مقدسه معصومین علیهمالسلام اشاره شده است.
🔸ازجمله حدیث حجام که آن حجامتگر خون رسولخدا صلی الله علیه و آله را آشامید و حضرت فرمودند: «ما کان ینبغی لک أن تفعل و قد جعله الله عزوجل لک حجاباً من النار، فلا تعد (الکافی، ج۹، ص۶۵۱).
🔹و مانند این حدیث هم در بحار الانوار، ج۱۷، ص۳۳ از طب الائمة نقل شده است.
🔸و همچنین روایت غسل کردن امیرالمؤمنین علیهالسلام پساز غسل دادن جثمان طاهر رسولخدا صلی الله علیه و آله: «النبی صلی الله علیه و آله طاهر مطهر ولکن امیرالمؤمنین علیهالسلام فعل و جرت به السنة» (الاستبصار، ج۱، ص۱۰۰ _ تهذیب الاحکام، ج۱، ص۴۶۹ _ وسائل الشیعة، ج۳، ص۲۹۱).
🔹و همچنین احادیثی که درباره ولادت معصومین علیهمالسلام است، دالّ بر طهارت این بزرگواران است: «ان ابنی هذا ولد مختوناً طاهراً مطهراً... » (کمال الدین، ص۴۳۳).
🔸و حادثه امایمن نیز بر این قضیه دلالت دارد (المناقب، ج۱، ص۱۲۵).
🔹و درباره حضرت زهراء سلام الله علیها رسیده است: «لأنها کانت طاهرة لاتحیض» (مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۲).
🔸با توجه به آیه تطهیر و روایات است که مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه به طهارت این بزرگواران از هرگونه رجس و نجسی قائل شدهاند.
🔹ایشان در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة (ج۲، ص۲۰ تا ۲۲) در شرح فقره «و طهرکم من الدنس و أذهب عنکم الرجس و طهرکم تطهیراً» بیانات مفصلی در این زمینه دارند.
🔸شایان ذکر است که این بحث ارتباطِ مستقیم دارد با بررسی لطافت و عظمت ابدان معصومین علیهمالسلام. چون ابدان این بزرگواران در نهایت اعتدال است، این امور (ازجمله طهارت دَم) از اقتضائات آن است.
🔹اگرچه خون یا بدن این بزرگواران پاک است، ولی احکام شریعت را انجام میدادهاند و مثلاً تطهیر میکردهاند یا اگر روح از بدنشان مفارقت میکرد، معصوم بعدی بدن را غسل میداد.
🔹 در کتاب بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین، ج۹، مجلس ۱۴، ص۲۴۶، آمده است:
«همان نان و پنیر یا نان جو یا شیری که امام میل میفرمایند در بدن و پیکر امام برایش لطافتی فراهم میگردد که عرشی میشود [...]. عالم عناصر، موالید و این خوردنیها همه برای زیر عرش است. اما عرش یعنی خیلی معتدل و در نهایت اعتدال. پس داخل بدن آن بزرگوار که میشود به چنان اعتدالی درمیآید؛ مثل خونش که چقدر لطیف است.
خونش از شدت اعتدال و لطافت به طوری است که وقتی حجام (خونگیر) از پشت رسولخدا صلی الله علیه و آله خون گرفت، محجمه را دم دهانش گذاشت و خورد.
خون ما دراثر کثافت و غلظت نجس است؛ ولی برای خون نبی و امام چون اعتدال دارد نجاست معنا ندارد و حرمت دارد؛ اما اجازه نفرمودند و فرمودند دیگر چنین کاری نکن.»
🔸در پایان به عبارت دیگری از مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه اشاره میکنیم که در رساله طاهریه، دراینباره بیاناتی دارند.
🔹ایشان میفرمایند که مشهور میان علماء این است که حُکمِ فقهی تابعِ نامها است و چون ائمه علیهمالسلام معلمین هستند، بر ایشان هم حکم جاری است تا آموزشی برای دیگران باشد. برخی دیگر از علماء گفتهاند خون ایشان علیهمالسلام پاک است بهدلیل برخی روایات. البته میتوان گفت منافاتی میان این دو قول نیست و قابل جمع است، به اینطور که وجوب غُسل و غَسل ازجهت عمل به شریعت باشد و درعینحال پاک و پاکیزه باشند.
🔹در احادیث مختلف به طهارت ابدان مقدسه معصومین علیهمالسلام اشاره شده است.
🔸ازجمله حدیث حجام که آن حجامتگر خون رسولخدا صلی الله علیه و آله را آشامید و حضرت فرمودند: «ما کان ینبغی لک أن تفعل و قد جعله الله عزوجل لک حجاباً من النار، فلا تعد (الکافی، ج۹، ص۶۵۱).
🔹و مانند این حدیث هم در بحار الانوار، ج۱۷، ص۳۳ از طب الائمة نقل شده است.
🔸و همچنین روایت غسل کردن امیرالمؤمنین علیهالسلام پساز غسل دادن جثمان طاهر رسولخدا صلی الله علیه و آله: «النبی صلی الله علیه و آله طاهر مطهر ولکن امیرالمؤمنین علیهالسلام فعل و جرت به السنة» (الاستبصار، ج۱، ص۱۰۰ _ تهذیب الاحکام، ج۱، ص۴۶۹ _ وسائل الشیعة، ج۳، ص۲۹۱).
🔹و همچنین احادیثی که درباره ولادت معصومین علیهمالسلام است، دالّ بر طهارت این بزرگواران است: «ان ابنی هذا ولد مختوناً طاهراً مطهراً... » (کمال الدین، ص۴۳۳).
🔸و حادثه امایمن نیز بر این قضیه دلالت دارد (المناقب، ج۱، ص۱۲۵).
🔹و درباره حضرت زهراء سلام الله علیها رسیده است: «لأنها کانت طاهرة لاتحیض» (مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۲).
🔸با توجه به آیه تطهیر و روایات است که مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه به طهارت این بزرگواران از هرگونه رجس و نجسی قائل شدهاند.
🔹ایشان در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة (ج۲، ص۲۰ تا ۲۲) در شرح فقره «و طهرکم من الدنس و أذهب عنکم الرجس و طهرکم تطهیراً» بیانات مفصلی در این زمینه دارند.
🔸شایان ذکر است که این بحث ارتباطِ مستقیم دارد با بررسی لطافت و عظمت ابدان معصومین علیهمالسلام. چون ابدان این بزرگواران در نهایت اعتدال است، این امور (ازجمله طهارت دَم) از اقتضائات آن است.
🔹اگرچه خون یا بدن این بزرگواران پاک است، ولی احکام شریعت را انجام میدادهاند و مثلاً تطهیر میکردهاند یا اگر روح از بدنشان مفارقت میکرد، معصوم بعدی بدن را غسل میداد.
🔹 در کتاب بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین، ج۹، مجلس ۱۴، ص۲۴۶، آمده است:
«همان نان و پنیر یا نان جو یا شیری که امام میل میفرمایند در بدن و پیکر امام برایش لطافتی فراهم میگردد که عرشی میشود [...]. عالم عناصر، موالید و این خوردنیها همه برای زیر عرش است. اما عرش یعنی خیلی معتدل و در نهایت اعتدال. پس داخل بدن آن بزرگوار که میشود به چنان اعتدالی درمیآید؛ مثل خونش که چقدر لطیف است.
خونش از شدت اعتدال و لطافت به طوری است که وقتی حجام (خونگیر) از پشت رسولخدا صلی الله علیه و آله خون گرفت، محجمه را دم دهانش گذاشت و خورد.
خون ما دراثر کثافت و غلظت نجس است؛ ولی برای خون نبی و امام چون اعتدال دارد نجاست معنا ندارد و حرمت دارد؛ اما اجازه نفرمودند و فرمودند دیگر چنین کاری نکن.»
🔸در پایان به عبارت دیگری از مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه اشاره میکنیم که در رساله طاهریه، دراینباره بیاناتی دارند.
🔹ایشان میفرمایند که مشهور میان علماء این است که حُکمِ فقهی تابعِ نامها است و چون ائمه علیهمالسلام معلمین هستند، بر ایشان هم حکم جاری است تا آموزشی برای دیگران باشد. برخی دیگر از علماء گفتهاند خون ایشان علیهمالسلام پاک است بهدلیل برخی روایات. البته میتوان گفت منافاتی میان این دو قول نیست و قابل جمع است، به اینطور که وجوب غُسل و غَسل ازجهت عمل به شریعت باشد و درعینحال پاک و پاکیزه باشند.
AghayedNet
✔️🔻تأملی بر طهارت معصومین علیهمالسلام 🔹در احادیث مختلف به طهارت ابدان مقدسه معصومین علیهمالسلام اشاره شده است. 🔸ازجمله حدیث حجام که آن حجامتگر خون رسولخدا صلی الله علیه و آله را آشامید و حضرت فرمودند: «ما کان ینبغی لک أن تفعل و قد جعله الله عزوجل لک…
🔸عین بیان شیخ مرحوم رفع الله شأنه چنین است:
«اقول المشهور بين اصحابنا الحكم بالنجاسة لهم عليهمالسلام و لغيرهم بناء علی ان الحكم تابع لصدق الاسم و لانّهم معلِّمون لغيرهم فيجب مشاركتهم لهم فی الحكم لِيُقْتَدیٰ بهم
و قيل بِالطهارة لما روی عنه صلی اللّه عليه و آله ان الحجام لمّا حجمه شرب ما فی المحجمة من دمه الشريف فقال صلی اللّه عليه و آله له ما معناه اما جسدك فقد حرمه اللّه علی النار و لاتعد ه،
و لمّا بال صلی اللّه عليه و آله فی القارورة شربَتْه امسلمة و رآها و لميَنْهَها عن ذلك و الاعتبار شاهدٌ بالطهارة لان النجاسة الخبيثة اثر المعاصی و الذنوب و هم صلی اللّه عليهم مطهّرون من جميع الذنوب الكبائر و الصغائر قد اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً و بهذا قال بعض اصحابنا و به قال الشافعی.
و يمكن ان يقال انه لا منافاة بين القولين فان الاولين قائلون بوجوب الغسل من فضلاتهم و وجوب الغسل لايستلزم النجاسة كما ورد فی اغتسال اميرالمؤمنين عليهالسلام حين غسل رسول اللّه صلی اللّه عليه و اله و هو صلی الله علیه و آله طاهر مطهّر و انّما فعل ذلك لتجری السنة بذلك فكذلك هنا و يكون الغسل من فضلاتهم تعبّداً لا للنجاسة فافهم» (جوامع الکلم، ج۹، «الرسالة الطاهریة فی جواب الملا محمدطاهر»، ص۶۴۲).
حاصل معنی:
میگویم: مشهور میان اصحاب ما آن است که فضولات اهلبیت علیهمالسلام و نیز دیگران نجس است؛ بر این اساس که حکم تابعِ صدقِ عنوان [=اسم] است و چون آنان علیهمالسلام آموزگار دیگراناند پس باید در این حکم با آنان شریک باشند تا مردم به ایشان اقتدا کنند.
درمقابل، گفته شده است که فضولات ایشان پاک است؛ زیرا روایت شده که حضرت رسول صلی الله علیه و آله پساز آنکه حجامت شدند، حجام خون آن حضرت را که در ظرف حجامت جمع شده بود نوشید. حضرت این مضمون را به او فرمودند که بدنت را خداوند بر آتش دوزخ حرام گردانید؛ ولی دیگر این کار را تکرار نکن.
همچنین هنگامی که حضرت در شیشهای بول کردند، امسلمه آن را نوشید. حضرت رسول دیدند و او را از آن نهی نکردند.
افزون بر این، دلیل عقلی نیز بر پاکی دلالت دارد؛ زیرا نجاستِ پلید اثری از گناهان و معاصی است، در حالی که آنان علیهمالسلام از همه گناهان، چه کبیره و چه صغیره، پاک و منزّهاند. خداوند هرگونه پلیدی را از آنان دور ساخته و ایشان را به پاکی کامل، پاک گردانیده است. برخیاز اصحاب ما همین دیدگاه را پذیرفتهاند و شافعی نیز به همین نظر قائل شده است.
میتوان گفت که میان این دو دیدگاه منافاتی وجود ندارد؛ زیرا گروه نخست تنها به وجوب شستن بدن یا لباس از فضولات آنان قائلاند، و وجوب شستن لزوماً بهمعنای نجاست نیست؛ همانگونه که روایت شده است امیرالمؤمنین پساز غسل دادن رسولخدا صلی الله علیهما و آلهما خود غسل کردند، در حالی که آن حضرت صلی الله علیه و آله طاهر و مطهر بودند. این غسل تنها برای آن بود که این سنت برقرار و جاری شود. در این مسئله نیز میتوان گفت شستن از فضولات آنان، حکمی تعبدی است، نه بهسبب نجاست. پس نکته را دریاب.
@AghayedNet
«اقول المشهور بين اصحابنا الحكم بالنجاسة لهم عليهمالسلام و لغيرهم بناء علی ان الحكم تابع لصدق الاسم و لانّهم معلِّمون لغيرهم فيجب مشاركتهم لهم فی الحكم لِيُقْتَدیٰ بهم
و قيل بِالطهارة لما روی عنه صلی اللّه عليه و آله ان الحجام لمّا حجمه شرب ما فی المحجمة من دمه الشريف فقال صلی اللّه عليه و آله له ما معناه اما جسدك فقد حرمه اللّه علی النار و لاتعد ه،
و لمّا بال صلی اللّه عليه و آله فی القارورة شربَتْه امسلمة و رآها و لميَنْهَها عن ذلك و الاعتبار شاهدٌ بالطهارة لان النجاسة الخبيثة اثر المعاصی و الذنوب و هم صلی اللّه عليهم مطهّرون من جميع الذنوب الكبائر و الصغائر قد اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً و بهذا قال بعض اصحابنا و به قال الشافعی.
و يمكن ان يقال انه لا منافاة بين القولين فان الاولين قائلون بوجوب الغسل من فضلاتهم و وجوب الغسل لايستلزم النجاسة كما ورد فی اغتسال اميرالمؤمنين عليهالسلام حين غسل رسول اللّه صلی اللّه عليه و اله و هو صلی الله علیه و آله طاهر مطهّر و انّما فعل ذلك لتجری السنة بذلك فكذلك هنا و يكون الغسل من فضلاتهم تعبّداً لا للنجاسة فافهم» (جوامع الکلم، ج۹، «الرسالة الطاهریة فی جواب الملا محمدطاهر»، ص۶۴۲).
حاصل معنی:
میگویم: مشهور میان اصحاب ما آن است که فضولات اهلبیت علیهمالسلام و نیز دیگران نجس است؛ بر این اساس که حکم تابعِ صدقِ عنوان [=اسم] است و چون آنان علیهمالسلام آموزگار دیگراناند پس باید در این حکم با آنان شریک باشند تا مردم به ایشان اقتدا کنند.
درمقابل، گفته شده است که فضولات ایشان پاک است؛ زیرا روایت شده که حضرت رسول صلی الله علیه و آله پساز آنکه حجامت شدند، حجام خون آن حضرت را که در ظرف حجامت جمع شده بود نوشید. حضرت این مضمون را به او فرمودند که بدنت را خداوند بر آتش دوزخ حرام گردانید؛ ولی دیگر این کار را تکرار نکن.
همچنین هنگامی که حضرت در شیشهای بول کردند، امسلمه آن را نوشید. حضرت رسول دیدند و او را از آن نهی نکردند.
افزون بر این، دلیل عقلی نیز بر پاکی دلالت دارد؛ زیرا نجاستِ پلید اثری از گناهان و معاصی است، در حالی که آنان علیهمالسلام از همه گناهان، چه کبیره و چه صغیره، پاک و منزّهاند. خداوند هرگونه پلیدی را از آنان دور ساخته و ایشان را به پاکی کامل، پاک گردانیده است. برخیاز اصحاب ما همین دیدگاه را پذیرفتهاند و شافعی نیز به همین نظر قائل شده است.
میتوان گفت که میان این دو دیدگاه منافاتی وجود ندارد؛ زیرا گروه نخست تنها به وجوب شستن بدن یا لباس از فضولات آنان قائلاند، و وجوب شستن لزوماً بهمعنای نجاست نیست؛ همانگونه که روایت شده است امیرالمؤمنین پساز غسل دادن رسولخدا صلی الله علیهما و آلهما خود غسل کردند، در حالی که آن حضرت صلی الله علیه و آله طاهر و مطهر بودند. این غسل تنها برای آن بود که این سنت برقرار و جاری شود. در این مسئله نیز میتوان گفت شستن از فضولات آنان، حکمی تعبدی است، نه بهسبب نجاست. پس نکته را دریاب.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸آیا منظور از روز اربعینِ هر سال چهلمین روز بعداز عاشورای همان سال است، که در این صورت سالهایی که ماه محرم ۲۹ روز است، باید بیستویکم ماه صفر را اربعین بگیریم.
🔸یا چون آن واقعه هائله در سال ۶۰ یا ۶۱ هجری بوده و ظاهراً در آن سال ماه محرم ۳۰ روز بوده و بنابر این اربعین در بیستم صفر واقع شده، ظرف زمانی بیستم صفر برای ظهور حقیقت اربعین در این دنیا تأصل پیدا کرده و همواره اربعین در بیستم صفر است اگرچه بهحسب ظاهر ۳۹ روز پساز عاشورا باشد؟
🔸یا اصلاً حقیقت اربعین تکمیل ۴۰ دوره یا مرحله (۳۰ دورۀ قابلیت و ۱۰ دورۀ مقبولیت) است برای آمادگی شیعه برای شدِّ رِحال و قصد [زیارت] امام، بعداز آن علوِّ کبیرِ دشمنان، و دخلی به ۴۰ روز یا کمتر و بیشتر ندارد. ازاینرو برای افراد مختلف مختلف است و هر فردی که این آمادگی را در خود یافت، میتواند بعداز روز عاشورا بهقصد زیارت اربعین شدّ رحال کند و [به زیارت] مشرف شود؟
🔸یا اینکه اربعین همان چهلمین روز بعداز عاشورا است و همواره روز بیستم صفر است، چنانکه در کفایه و احسن التقویم آمده است؟ چون طبق احادیثِ عدد (نه رؤیت) ماهها، یکیدرمیان، یکی کامل و یکی ناقصاند و محرم ماه کامل است. ازاینرو حقیقتًا همواره ۳۰ روز است و اربعین همواره بیستم صفر است اگرچه بهحسبِ ظاهرِ رؤیت اینگونه نباشد؟
🔸یا اینکه ما مکلف به حقیقت امر و سرّ اربعین نیستیم و آنچه به آن مکلف هستیم زیارت اربعین است که حدودش (زمان و مکانش) را در کتاب مبارک کفایه تعیین فرمودهاند: «... در روز اربعین که بیستم ماه صفر است آن بزرگوار علیهالسلام را زیارت کند در هر مکانی که باشد» و اگر در عراق بودیم در روزی که شیعیان عراق بیستم صفر میدانند، زیارت اربعین را بهجا میآوریم و اگر در ایران بودیم مطابق شیعیان ایران؟
🔸یا اینکه در استهلال ماهها، جز دو ماه مبارک رمضان و ماه ذیحجه، چندان اهتمامی در جوامع اسلامی حتی دربین متدینین نیست و نوعاً شیعیان به همان تقویمهایِ محاسبهایِ دولتی اکتفاء میکنند. پس اگرچه بیستم صفر را در کفایه تعیین فرمودهاند و ما مکلف به آن هستیم اما احتیاط در این است که در روز قبل و روز بعد از بیستمِ صفرِ تقویمِ دولتی نیز زیارت اربعین را بهجا آوریم مگر اینکه یا خودمان استهلال کرده باشیم و هلال شب اول ماه صفر را دیده باشیم یا شخص ثقه به ما خبر داده باشد؟
@AghayedNet
🔸آیا منظور از روز اربعینِ هر سال چهلمین روز بعداز عاشورای همان سال است، که در این صورت سالهایی که ماه محرم ۲۹ روز است، باید بیستویکم ماه صفر را اربعین بگیریم.
🔸یا چون آن واقعه هائله در سال ۶۰ یا ۶۱ هجری بوده و ظاهراً در آن سال ماه محرم ۳۰ روز بوده و بنابر این اربعین در بیستم صفر واقع شده، ظرف زمانی بیستم صفر برای ظهور حقیقت اربعین در این دنیا تأصل پیدا کرده و همواره اربعین در بیستم صفر است اگرچه بهحسب ظاهر ۳۹ روز پساز عاشورا باشد؟
🔸یا اصلاً حقیقت اربعین تکمیل ۴۰ دوره یا مرحله (۳۰ دورۀ قابلیت و ۱۰ دورۀ مقبولیت) است برای آمادگی شیعه برای شدِّ رِحال و قصد [زیارت] امام، بعداز آن علوِّ کبیرِ دشمنان، و دخلی به ۴۰ روز یا کمتر و بیشتر ندارد. ازاینرو برای افراد مختلف مختلف است و هر فردی که این آمادگی را در خود یافت، میتواند بعداز روز عاشورا بهقصد زیارت اربعین شدّ رحال کند و [به زیارت] مشرف شود؟
🔸یا اینکه اربعین همان چهلمین روز بعداز عاشورا است و همواره روز بیستم صفر است، چنانکه در کفایه و احسن التقویم آمده است؟ چون طبق احادیثِ عدد (نه رؤیت) ماهها، یکیدرمیان، یکی کامل و یکی ناقصاند و محرم ماه کامل است. ازاینرو حقیقتًا همواره ۳۰ روز است و اربعین همواره بیستم صفر است اگرچه بهحسبِ ظاهرِ رؤیت اینگونه نباشد؟
🔸یا اینکه ما مکلف به حقیقت امر و سرّ اربعین نیستیم و آنچه به آن مکلف هستیم زیارت اربعین است که حدودش (زمان و مکانش) را در کتاب مبارک کفایه تعیین فرمودهاند: «... در روز اربعین که بیستم ماه صفر است آن بزرگوار علیهالسلام را زیارت کند در هر مکانی که باشد» و اگر در عراق بودیم در روزی که شیعیان عراق بیستم صفر میدانند، زیارت اربعین را بهجا میآوریم و اگر در ایران بودیم مطابق شیعیان ایران؟
🔸یا اینکه در استهلال ماهها، جز دو ماه مبارک رمضان و ماه ذیحجه، چندان اهتمامی در جوامع اسلامی حتی دربین متدینین نیست و نوعاً شیعیان به همان تقویمهایِ محاسبهایِ دولتی اکتفاء میکنند. پس اگرچه بیستم صفر را در کفایه تعیین فرمودهاند و ما مکلف به آن هستیم اما احتیاط در این است که در روز قبل و روز بعد از بیستمِ صفرِ تقویمِ دولتی نیز زیارت اربعین را بهجا آوریم مگر اینکه یا خودمان استهلال کرده باشیم و هلال شب اول ماه صفر را دیده باشیم یا شخص ثقه به ما خبر داده باشد؟
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ 🔸آیا منظور از روز اربعینِ هر سال چهلمین روز بعداز عاشورای همان سال است، که در این صورت سالهایی که ماه محرم ۲۹ روز است، باید بیستویکم ماه صفر را اربعین بگیریم. 🔸یا چون آن واقعه هائله در سال ۶۰ یا ۶۱ هجری بوده و ظاهراً در آن سال ماه محرم ۳۰ روز…
پاسخ:
🔹باسمه تعالی
از نظرِ قاصرِ این مقصر بیستم صفرِ سالِ شهادتِ حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلا بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود، بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد. ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز «اربعین» نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روز زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام [در این باره] حدیثی نرسیده و همچنین از ائمۀ دیگر علیهمالسلام.
پس اربعین حقیقی همان روز ورود جابر به کربلا است و اربعین[های] دیگر تا ظهور، و روزِ بیستمِ هر ماه صفر نماد آن اربعین است. زیرا آن شدّ رحال برای زیارتِ ولیِّ خدا اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند و در هر سال درمیان شیعیان این سنت انجام یابد اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز بیستم صفرشان نسبت به عاشوراشان چهل روز و یا کمتر باشد. زیرا ازنظر روایاتِ معتبر ماه محرم کم و کامل میشود [چراکه] فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال [است] در تمام بودن و ناقص بودن و از این جهت عمل به رؤیت شایع و ازنظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد و ازطرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً دربارۀ ماههای دیگر به حساب آنها عمل میکردهاند و کسی در فکر استهلال نبوده.
همچنان که در همۀ کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که دربارۀ اعمال سال نوشته شده و میشود، مطابق همین حساب عمل میشود و نمیشود آن را حسابِ تقویمِ دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است. ممکن است درست نباشد و از این جهت درخصوص ماه رمضان و عید فطر حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل کنند و باید تابع رؤیت باشند.
بههرروی مراد از اربعین در هر سال بیستم صفر است، خواه نسبتبه عاشورای آن سال ۴۰ روز باشد یا ۳۹ روز باشد. تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند، مربوطبه همان اربعین اول است. از این جهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلا برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده.
درخصوص پیاده به زیارت رفتن در اربعین هم فرمایشی نرسیده. ولی این همت شیعیان عراق بوده که به [این] دو امر (شد رحال برای زیارت اربعین و پیادهروی اربعین) این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای انجام میدهند.
#پرسش_و_پاسخ
@AghayedNet
🔹باسمه تعالی
از نظرِ قاصرِ این مقصر بیستم صفرِ سالِ شهادتِ حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلا بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود، بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد. ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز «اربعین» نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روز زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام [در این باره] حدیثی نرسیده و همچنین از ائمۀ دیگر علیهمالسلام.
پس اربعین حقیقی همان روز ورود جابر به کربلا است و اربعین[های] دیگر تا ظهور، و روزِ بیستمِ هر ماه صفر نماد آن اربعین است. زیرا آن شدّ رحال برای زیارتِ ولیِّ خدا اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند و در هر سال درمیان شیعیان این سنت انجام یابد اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز بیستم صفرشان نسبت به عاشوراشان چهل روز و یا کمتر باشد. زیرا ازنظر روایاتِ معتبر ماه محرم کم و کامل میشود [چراکه] فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال [است] در تمام بودن و ناقص بودن و از این جهت عمل به رؤیت شایع و ازنظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد و ازطرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً دربارۀ ماههای دیگر به حساب آنها عمل میکردهاند و کسی در فکر استهلال نبوده.
همچنان که در همۀ کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که دربارۀ اعمال سال نوشته شده و میشود، مطابق همین حساب عمل میشود و نمیشود آن را حسابِ تقویمِ دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است. ممکن است درست نباشد و از این جهت درخصوص ماه رمضان و عید فطر حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل کنند و باید تابع رؤیت باشند.
بههرروی مراد از اربعین در هر سال بیستم صفر است، خواه نسبتبه عاشورای آن سال ۴۰ روز باشد یا ۳۹ روز باشد. تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند، مربوطبه همان اربعین اول است. از این جهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلا برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده.
درخصوص پیاده به زیارت رفتن در اربعین هم فرمایشی نرسیده. ولی این همت شیعیان عراق بوده که به [این] دو امر (شد رحال برای زیارت اربعین و پیادهروی اربعین) این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای انجام میدهند.
#پرسش_و_پاسخ
@AghayedNet
🔺کتاب تجهیز المعصوم و دفن الإمام الحسین علیهالسلام
در بررسی مسئله دفنِ معصوم توسط معصوم
و نقدی بر کلام سید محسن امین. وی در اَعیان الشیعة تعریضاتی به مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه دارد.
@AghayedNet
در بررسی مسئله دفنِ معصوم توسط معصوم
و نقدی بر کلام سید محسن امین. وی در اَعیان الشیعة تعریضاتی به مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه دارد.
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺دیدگاه یک پژوهشگر بیطرف درباره انتشار این آموزه در جامعه شیعه
@AghayedNet
@AghayedNet
رساله در معاد و تصدیق مرحوم آقای کرمانی (اع)
@AghayedNet
🔺🎧کتاب صوتی
رساله در معاد و تصدیق مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه
📚از تصنیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه
از مجموعه دعائمالحکمة فارسی
جلد اول
📝سالروز اتمام نگارش این رساله: دهه دوم صفر ۱۲۷۷ قمری
@AghayedNet
رساله در معاد و تصدیق مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه
📚از تصنیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه
از مجموعه دعائمالحکمة فارسی
جلد اول
📝سالروز اتمام نگارش این رساله: دهه دوم صفر ۱۲۷۷ قمری
@AghayedNet
🔺شیعیان عراق و اظهار مسرّت از ابتداء ماه ربیع الاول
شیخ حسین بن شیخ علی کربلائی، از علماء دوره صفویه، در مقدمه کتاب سرور المؤمنین درباره سنّت شیعیان عراق چنین گزارش داده است:
«و بعد، فیقول المفتقر الی عفو الله الغنیّ، حسین بن شیخ علی الکربلایی که چون شیعیان کربلای معلّی و نجف اشرف و حلّه و بغداد و نواحی آن بلاد، با وجود شدّت تقیّه و خوف از اعداء دین، در میانه خود در جمیع ایّام محرّم و صفر مشغول تعزیه میباشند و در ابتدای ماه ربیع الاول اظهار انبساط و سرور و خوشحالی مینمایند... .»
@AghayedNet
شیخ حسین بن شیخ علی کربلائی، از علماء دوره صفویه، در مقدمه کتاب سرور المؤمنین درباره سنّت شیعیان عراق چنین گزارش داده است:
«و بعد، فیقول المفتقر الی عفو الله الغنیّ، حسین بن شیخ علی الکربلایی که چون شیعیان کربلای معلّی و نجف اشرف و حلّه و بغداد و نواحی آن بلاد، با وجود شدّت تقیّه و خوف از اعداء دین، در میانه خود در جمیع ایّام محرّم و صفر مشغول تعزیه میباشند و در ابتدای ماه ربیع الاول اظهار انبساط و سرور و خوشحالی مینمایند... .»
@AghayedNet
