👆شخصی تعلیقه‌ای به آقای شریف طباطبایی اع می‌نویسد و در آن از جمعی شکایت می‌کند که شبهات بابیه در ذهن ایشان رسوخ کرده است و آن بزرگوار اع در پاسخ، این رساله را تصنیف می‌فرمایند.
این رساله در رسائل6 به طبع رسیده است (از صفحه202 تا 212 )

نسخه‌شناسی:
از این رساله، تنها یک نسخه شناسایی شده است که در مشهد مقدس نگهداری می‌شود.
شماره نسخه: 167/52 (ص-2)
توضیحات: خط: نستعلیق، کاتب: - ، تاریخ: - .👇
رساله‌ای از آقای شریف طباطبایی اع در رد بابیه
👆فهرست مطالب:
1- تذکر اینکه رفع شبهه را از برای طالب حق باید کرد که غرض و مرضی ندارد؛
2- شخص عاقل باید در فکر خود باشد که دین حقی اختیار کند و بر کفر اهل غرض و مرض غصه نخورد؛
3- بر خداست احقاق حق و ابطال باطل در هر عصر و زمانی؛
4- امری را که خداوند رسانیده به همه مردم غیر از مستضغفین و غافلین، ضروریات دین است؛
5- ضرورت دین و مذهب بالاترین دلیل‌هاست و باید آن را گرفت و هر دلیلی که مخالف آن است باید ترک کرد؛
6- ذکر برخی از ضروریات اعتقادی و ضروریات شرعی؛
7- ذکر برخی از تأویلات بابیه و شبهات آنها و ردّ هر یک به ضروریات.
—-
×با سپاس از دوست متعلمم که این رساله را معرفی کردند.
قِوام شرع محمد (ص) محمدِ باقر؛ که بُد به ملک صفاهان ز فضل رکن رکین
👆کتیبه‌ای از مقبره مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اع.
در آینده درباره این مقبره و این کتیبه‌ها، بیشتر خواهیم نوشت.
احياي امر دين كه مطلب كوچكي نيست. اوليا در اين راه كشته شدند، عزيزان خدا در اين راه پاره پاره شدند. حال اگر ما يك مختصر زحمتي يا رنجي بكشيم كه چيزي و كاري نشده است.
-از فرمايش های مکتبی-🌷
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اع:
توبه كردن سبب آمرزش گناهان است لامحاله ولكن شما را وصيت مي كنم و مي ترسانم از اينكه از روي غرور و اطمينان معصيت خداوند عالم منماييد به خيال اينكه توبه خواهيم كرد شايد خداوند عالم توفيق توبه ندهد...
🌷
ارشادالعوام:
پس شيعه اگر شيعه است، بايست مشايع امام خود در احوال و افعال و اقوال باشد و اگر متابع نيست؛ بلكه متابع اعادي ايشان است در آنچه مذكور شد، هراينه از شيعيان اعادي خواهد بود.
🌷
الإستعاذة قبل القرائة مستحب على المشهور و المستحب فيه الإخفات للمأمومِ و المنفرد - كما في کتاب الجامع لأحکام الشرايع- والجهر للإمام. و يؤيده:"يستحب للإمام ان يسمع من خلفه" و في الجامع: "العمل علی الاخفات في الكل"؛ أي في الجماعة و غيرها و في کتاب فقه الصلوة: "استحباب الاجهار للامام."و عملُ الأستاذ حفظه الله بالقول الأخير.
🌷
👆اشاراتی به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله شأنه
در کتاب «صورة کربلاء المنسیة» نگاشته عبدالأمیر عوج.
همچنین در این کتاب، تصویر شیخ مرحوم اع، به نگارگریِ نقاش مخصوصِ فتحعلی شاه قاجار گراور شده است.
این کتاب در سال 2012 توسط «دار المحجة البیضاء للطباعة و النشر و التوزیع» در بیروت، به چاپ رسیده است.
🌷 اي نوجوانان گرامي و اي نونهالان باغ و بوستان سرسبز و شاداب اسلامي!
آيا خودتان مي‏دانيد كه در سالهايي از عمر گرانمايه خويش به سرمي‏بريد كه از هرنظر ارزنده‏ترين سال‌ها و دوره‏هاي زندگاني شما است در اين كره خاكي، كه زمين ناميده مي‏شود؟!
اگر دوره‏هاي زندگي طبيعي را به چهار فصل سال تشبيه كنيم، شما اكنون اوائل بهار زندگي را سپري مي‏سازيد و ابتداي شكوفايي استعدادهاي دروني شما است.👇
🌷 از نظر طبيعي آمادگي كامل براي هرگونه فراگيري را داشته و روز به روز درك شما قوّت گرفته و شعور شما افزوده مي‏گردد.
در اين سال‌ها است كه بايد براي آينده خويش فعّاليت كنيد و تأمين آتيه نماييد تا چشم به‌هم‏ بزنيد اين دوره از زندگي تمام مي‏گردد و وارد دوره بعد مي‏گرديد.
در آن دوره آمادگي روحي و زمينه هرگونه ترقّي و تعالي را كم‏كم از دست داده و اگر در اين دوره كاري نكرده باشيد، در دوره‏هاي ديگر كاري چندان چشمگير از دست شما برنمي‏آيد.👇
🌷 پس بايد كوشش و تلاش كنيد و قدر و ارزش اين سالهاي از عمر و زندگاني را دريابيد و اين فرصت بزرگ طبيعي را كه خداي متعال در نظام آفرينش قرار داده به رايگان از دست ندهيد. 👇
🌷 بزرگترين كاري كه شما در اين سالهاي از عمر بايد به آن بپردازيد و كوشش در راه آن و تلاش مداوم در مسير آن را سرلوحه همه كارهاي زندگي قرار دهيد، تحصيل بينش صحيح [=بصیرت] در امر دين و دين‏داري است.🌷
از توصیه‌های کتاب شریفِ «آموزش‌های دینی در مکتب استبصار»
🌷چند روزی است کتابی در قم مقدسه به چاپ رسیده است. در این کتاب که همچون دیگر کتاب‌های دستِ دوم و سوم به نقدِ کورکورانه شیخیه پرداخته شده، - و شاید در آینده این کتاب را معرفی کنیم -، در پاورقی صفحه54 چنین نگاشته شده است:
«گروه بالاسری‌ها در مقابل پایین‌سری‌ها بودند. پشت سری‌ها طرفداران شیخ احمد احسائی محسوب می‌شدند و نمازخواندن در بالای سر امام معصوم را حرام می‌دانستند.»

در مقدمه ناشر بر این کتاب ادعا شده است: «تهیه پیش‌نویس متن اصلی... حدود چهار سال به طول انجامید... برای غنای علمی و به‌روز بودن متن... بارها مورد بررسی و بازبینی اساتید برجسته موضوع فِرَق قرار گرفت...» الخ

این ادعای اول کتاب (به روز بودن، غنای علمی، چهار سال تلاش...)
و این، نمونه‌ای از عدم علمیتِ کتاب.

ما پایان‌نامه ای که در دانشکده ادیان و مذاهب در سال 1393 دفاع شده بود را نقد کردیم و در آنجا به این موضوع اشاره کردیم.
نقد را برای مؤلف پایان‌نامه نیز فرستادیم و در فضای مجازی منتشر ساختیم. پس ادعای «به‌ روز بودنِ» کتاب مشارالیه - و بررسی آراء و نقدها و طبق آن تنظیم نوشتار - چگونه معنا می‌یابد...؟

اینک پاسخ این ادعا:

👇👇
در فصل اولِ پایان‌نامه مذکور، پس از تعریف اصطلاحیِ واژه شیخیه، بدون ارجاع به منبعی، چنین آمده است:
«...در مقابل، به سایر شیعیان بالاسری می‌گفتند و این نام از آنجا نشأت گرفته بود که شیعه نمازخواندن در بالاسر قبور مطهر معصومین علیهم‌السلام را جایز می‌شمارد در حالی که پیروان شیخ احمد آن را حرام می‌دانند و لازم می‌دانند نمازگزار در پشت سر قبر، به‌گونه‌ای که قبر مطهر را در پیش رو دارد، نماز بخواند و اقامه نماز در بالای سر قبور مطهر معصومین علیهم‌السلام را حرام می‌دانند.» (ص13)
برداشت اشتباهی است از اصطلاح «بالا سَریّه»؛ چراکه نتیجه این عبارات، استحباب نمازخواندن در قسمت بالای سر ائمه علیهم‌السلام را زیر سؤال می‌برد و حال آنکه آشنایان با بزرگان مکتب استبصار (مکتب شیخ اع)، اهمیت خاصی به این مستحب می‌دهند و همان‌گونه که نویسنده محترم اشاره داشتند و خودْ به نتیجه رسیده‌اند، شیخیه باقری به انجام مستحبات و مسائل کلی و جزئی شریعت شهرت دارند (ص39) در موضعی دیگر، همین برداشت اشتباه تکرار شده است:
«...یا حکم بر حرمت اقامه نماز بالای سر مراقد شریف ائمه اطهار علیهم‌السلام بواسطه اینکه این عمل بی‌حرمتی به ایشان است و باید پشت سر ائمه علیهم‌السلام نماز گزارد [کذا] برخلاف نظر مشهور شیعه که نمازخواندن بالای سر ائمه علیهم‌السلام را نه تنها جایز بلکه بر انجام آن در بالای سر تأکید نموده‌اند و آن را مستحب می‌دانند.» (ص50)
پس مسئله چیز دیگری است. اینک اصل قضیه را از قلم محمدحسن آل‌طعمه نقل می‌کنیم. وی در کتاب «مدینة‌الحسین علیه‌السلام» نگاشته است:
«ان المتعارف کان عند الفقهاء قدیماً قبول مبدأ – عدم جواز إمامة الغیر في محل الراتب إلا بإذنه و رضاه رغم الخلاف الذي کان موجوداً عندهم حول هذه المسئله و هی – هل یجوز تقدم المصلي علی قبر الإمام المعصوم في محاذاة الرأس الشریف – و قد کان ذلک موضع جدل و خلاف بینهم...» (کربلا:مطبعة تموز، 1391ق، چ1، ص193.)
پس مهم در بحث بالاسریه، «مقدّم شدن بر قبر امام علیه‌السلام از طرف سر یا پا» است؛ نه اینکه در قسمت بالای سر نماز خوانده شود. شیخیه نیز در قسمت بالای سر نماز می‌خوانند؛ اما مساوی قبر مطهر یا مقدم بر آن نمی‌ایستند. و حتماً لازم هم نیست که قبر، قبله ایشان باشد و کاملاً پشت ضریح اقامه نماز کنند.
ادامه دارد...
👇👇
چنانکه اشاره کردیم و تأکید می‌کنیم، در قسمت بالای سر نیز می‌توان نماز خواند و مستحب است و نکته، مساوی نشدن با قبر یا تقدم بر آن است.
به این موضوع در کتاب هدایة الطالبین نیز اشاره شده است. (ر.ک: فصل: در بیان اعتقاد سلسله جلیله شیخیه)
و چون بحث روایی و استدلالی و تاریخیِ این مسئله، تک‌نگاری مستقلی را می‌طلبد بیش از این متعرض آن نمی‌شویم و به برداشت نادرست نویسنده محترم از این قضیه اکتفا می‌کنیم
و اضافه می‌کنیم که در کتاب کفایة المسائل که طبق تصریح پایان‌نامه (ص38) از کتب مرجع در زمینه مباحث فقه عملی است، به جواز نمازخواندن بالای سر اشاره شده است و این، نمونه دیگری برای اثبات ناصحیح‌بودن برداشت نویسنده محترم است:

«مسئله – مستحب است نمازکردن در حایر سیدالشهدا علیه‌السلام و در حرم آن بزرگوار در پشت سر، و در حرم سایر ائمه طاهرین علیهم‌السلام خصوص در پشت سر ایشان علیهم‌السلام. و جایز نیست نمازکردن در مشاهد ائمه طاهرین علیهم‌السلام در پیش روی ایشان به طوری که قبور مقدسه ایشان در پشت سر واقع شود، و جایز است نمازکردن در بالای سر و پایین‌ پای ایشان به شرط آنکه قبور مقدسه ایشان مقدم باشد و نمازکننده مقدم بر قبور ایشان و مساوی قبور ایشان واقع نشود. چنانکه از امام زمان عجل الله فرجه سؤال شده در این باب و جواب فرموده‌اند که الإمام لایقدّم و لایساوی.»
(کفایة المسائل، ج 1، کتاب الصلوة، فصل: در مکان‌هایی است که مستحب است در آنها نماز کردن و امور متعلقه به آنها.)
اللهم فقّهنا فی الدین و حَبّبنا إلی المسلمین.
جاء رجل إلی نبینا - صلی الله علیه و آله - و قال: أنت قلت إن علیاً أفضل من جبرئیل؟ قال - علیه‌السلام - ما قلت هکذا؛ ولکن قلت: له - علیه‌السلام - شیعة و هو سلمان و هو أفضل من جبرئیل!
- من محاضرات سیدنا المرحوم أعلی الله مقاماتِه التی عثرنا علیها أخیرا.