نمایی از منزل مرحوم شیخ احمد احسائی اع در مُطیرفیِ أحساء. (مسجد در جوار منزل)
@AghayedNet
@AghayedNet
نمایی از منزل مرحوم شیخ احمد احسائی اع در مُطیرفیِ أحساء. (مسجد در جوار منزل)
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ آيا می توان چکي که از مشتري گرفته شده در قبال جنسي که به او فروخته شده به مدت (غيرنقد)، آن را به ديگري داد به مبلغي کمتر؟
ـــ پاسخ: اگر مبلغ کمتر را همراه ضميمه اي قرار دهند به احتياط نزديک تر است و اگر در بازار ميخواهند چک مدت دار را نقد کنند بايد مطمئن شوند که مرجع تقليد طرف مقابل اين کار را جايز مي داند.
ـــــ اينکه گفته مي شود چکي که في المثل از مشتري گرفته شده به مدت سه ماه به مبلغ سيصد هزار تومان، ارزش اين چک در سه ماه ديگر سيصد هزار تومان است و الان دويست و هفتاد هزار تومان ارزش دارد و در نتيجه طبق ارزش امروز خريده شده صحيح است يا خير؟
ـــ پاسخ: اين مطلب بستگي دارد به عرف بازار مسلمانان و ظاهرا همين گونه بايد باشد ولي راه احتياط همان است که عرض شد.
ـــــ آيا می توان چکي که از مشتري گرفته شده در قبال جنسي که به او فروخته شده به مدت (غيرنقد)، آن را به ديگري داد به مبلغي کمتر؟
ـــ پاسخ: اگر مبلغ کمتر را همراه ضميمه اي قرار دهند به احتياط نزديک تر است و اگر در بازار ميخواهند چک مدت دار را نقد کنند بايد مطمئن شوند که مرجع تقليد طرف مقابل اين کار را جايز مي داند.
ـــــ اينکه گفته مي شود چکي که في المثل از مشتري گرفته شده به مدت سه ماه به مبلغ سيصد هزار تومان، ارزش اين چک در سه ماه ديگر سيصد هزار تومان است و الان دويست و هفتاد هزار تومان ارزش دارد و در نتيجه طبق ارزش امروز خريده شده صحيح است يا خير؟
ـــ پاسخ: اين مطلب بستگي دارد به عرف بازار مسلمانان و ظاهرا همين گونه بايد باشد ولي راه احتياط همان است که عرض شد.
🌷اندیشه های صحیح بعضی از متفکران شرقی و غربی؛ و ایده یک تحقیق و...
بعضي از مباحثي كه ما در فرمايش هاي مشايخ زيارت مي كنيم كه با ادلّه محكم به اثبات رسيده، مي بينيم مباحث و اموري است كه كاملاً زمان اقتضاء مي كرده كه بيان و اظهار شود.
با چنين ممانعت و سخت گيري از نشر كتب و فرمايش های بزرگان دین، آيا احتمال مي رود كه در مصر، مثل سيّد قطب كتاب هاي اين بزرگواران را ديده باشد و بعضي مطالب را از ايشان اخذ كرده باشد؟ خيلي بعيد به نظر مي رسد. يا اين كه در انگلستان، فلان دانشمند انگليسي به اين فرمايش ها برخورد كرده باشد و بعد كه مطلبي را در زمينه حكمت و فلسفه بيان كند، بگوييم از اين كتب اخذ كرده؟ خيلي بعيد به نظر ميرسد.
آنچه مسلّم است اين است كه رشد عقلاني و فكري نوع بشر اقتضاء كرد، و زمان زماني شد كه وقتي شخصي از متفكّران با قريحه اي صاف در مسأله اي شروع به تحقيق مي كند، در آن مسأله به حقّ مطلب ميرسد.
در گفته ها و نوشته هاي متفكّران اسلامي در مصر و بيروت، يا متفكّران اروپايي در ممالك اروپايي كه نظرياتشان را در بعضي از مسائل مطرح كرده اند و به دست ما رسيده، مي بينيم در بعضي مسائل مطابق مطالب بزرگان اعلی اللّه مقامهم تحقيق كرده اند و مباحث را مانند فرمايش هاي ايشان مطرح كردهاند و اين عجيب است.
يكي از مباحثي كه در آن بايد بسيار كار كرد و متعلّمين بايد درباره آن زحمت بكشند، اين است كه اين نوع مسائل را كه در نوشته ها و افكار اروپايي ها يا دانشمندان خارج از تشيّع برخورد مي كنند، تطبيق كنند و ببينند كه زمان، زماني بوده كه اصلاً اقتضاء مي كرده اين فرمايش ها منتشر گردد و اظهار شود.
بنابراين وقتي مثل سيّد قطب، يك مرد سنّي به مطلب حقّي برسد و آن را از مثل قرآن يا فرمايشهاي رسول اللّه استفاده كند كه هيچ رنگي از پيشينيان ندارد، مثلاً تابع فخر رازي نيست، خودش مطلبي را به دست آورده كه هيچ رنگي از جاهاي ديگر ندارد، معلوم است كه اين، مطلبي صدق و حقّ است. و اين امور هيچ مانعي ندارد.
مگر حزب بازي است كه حتماً بايد ارشادالعوام بخواند تا مطلبي را بفهمد؟ ممكن است شخصي آمادگي داشته باشد، در آن طرف دنيا هم به سر ببرد، آيه اي از قرآن را مطالعه كند يا اصول كافي را مطالعه كند، ذهنش صاف و دلش كاملاً آماده است، معتقد هم هست، بقيّة اللّه هماني را كه بايد از ارشاد به او بفهمانند، از قرآن و اصول كافي به او مي فهمانند به طوري كه گويا يك شيخي به تمام معناست؛ اما نه ارشاد ميداند چيست، نه آقاي مرحوم مي شناسد، نه شيخ مرحوم مي شناسد. ولي آنچه يك شيخي بايد بداند ميداند.
امتيازي كه بزرگان ما اعلی اللّه مقامهم دارند، آن نورانيّتي است كه اين بزرگواران داشتند كه به بركت آن در جميع مسائلي كه به تحقيق و بررسي پرداخته اند، به حق اصابه كرده اند.
اما درباره ديگران نمي توانيم اين طور صددرصد بگوييم كه به حق برخورده اند. بايد نظريات و كلماتشان با موازين حق سنجيده شود. اگر با موازين مطابق بود، حق است و اگر مطابق نبود باطل است.
👇متن کاملِ این بحث در فایل زیر
بعضي از مباحثي كه ما در فرمايش هاي مشايخ زيارت مي كنيم كه با ادلّه محكم به اثبات رسيده، مي بينيم مباحث و اموري است كه كاملاً زمان اقتضاء مي كرده كه بيان و اظهار شود.
با چنين ممانعت و سخت گيري از نشر كتب و فرمايش های بزرگان دین، آيا احتمال مي رود كه در مصر، مثل سيّد قطب كتاب هاي اين بزرگواران را ديده باشد و بعضي مطالب را از ايشان اخذ كرده باشد؟ خيلي بعيد به نظر مي رسد. يا اين كه در انگلستان، فلان دانشمند انگليسي به اين فرمايش ها برخورد كرده باشد و بعد كه مطلبي را در زمينه حكمت و فلسفه بيان كند، بگوييم از اين كتب اخذ كرده؟ خيلي بعيد به نظر ميرسد.
آنچه مسلّم است اين است كه رشد عقلاني و فكري نوع بشر اقتضاء كرد، و زمان زماني شد كه وقتي شخصي از متفكّران با قريحه اي صاف در مسأله اي شروع به تحقيق مي كند، در آن مسأله به حقّ مطلب ميرسد.
در گفته ها و نوشته هاي متفكّران اسلامي در مصر و بيروت، يا متفكّران اروپايي در ممالك اروپايي كه نظرياتشان را در بعضي از مسائل مطرح كرده اند و به دست ما رسيده، مي بينيم در بعضي مسائل مطابق مطالب بزرگان اعلی اللّه مقامهم تحقيق كرده اند و مباحث را مانند فرمايش هاي ايشان مطرح كردهاند و اين عجيب است.
يكي از مباحثي كه در آن بايد بسيار كار كرد و متعلّمين بايد درباره آن زحمت بكشند، اين است كه اين نوع مسائل را كه در نوشته ها و افكار اروپايي ها يا دانشمندان خارج از تشيّع برخورد مي كنند، تطبيق كنند و ببينند كه زمان، زماني بوده كه اصلاً اقتضاء مي كرده اين فرمايش ها منتشر گردد و اظهار شود.
بنابراين وقتي مثل سيّد قطب، يك مرد سنّي به مطلب حقّي برسد و آن را از مثل قرآن يا فرمايشهاي رسول اللّه استفاده كند كه هيچ رنگي از پيشينيان ندارد، مثلاً تابع فخر رازي نيست، خودش مطلبي را به دست آورده كه هيچ رنگي از جاهاي ديگر ندارد، معلوم است كه اين، مطلبي صدق و حقّ است. و اين امور هيچ مانعي ندارد.
مگر حزب بازي است كه حتماً بايد ارشادالعوام بخواند تا مطلبي را بفهمد؟ ممكن است شخصي آمادگي داشته باشد، در آن طرف دنيا هم به سر ببرد، آيه اي از قرآن را مطالعه كند يا اصول كافي را مطالعه كند، ذهنش صاف و دلش كاملاً آماده است، معتقد هم هست، بقيّة اللّه هماني را كه بايد از ارشاد به او بفهمانند، از قرآن و اصول كافي به او مي فهمانند به طوري كه گويا يك شيخي به تمام معناست؛ اما نه ارشاد ميداند چيست، نه آقاي مرحوم مي شناسد، نه شيخ مرحوم مي شناسد. ولي آنچه يك شيخي بايد بداند ميداند.
امتيازي كه بزرگان ما اعلی اللّه مقامهم دارند، آن نورانيّتي است كه اين بزرگواران داشتند كه به بركت آن در جميع مسائلي كه به تحقيق و بررسي پرداخته اند، به حق اصابه كرده اند.
اما درباره ديگران نمي توانيم اين طور صددرصد بگوييم كه به حق برخورده اند. بايد نظريات و كلماتشان با موازين حق سنجيده شود. اگر با موازين مطابق بود، حق است و اگر مطابق نبود باطل است.
👇متن کاملِ این بحث در فایل زیر
AghayedNet
🌷عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی ـ رفع اللهُ شأنَه - و اهمیتِ خانواده (همسر و فرزندان) شیخ مرحوم اع، درسال 1222 به زیارتِ آقا علی بن موسی الرضا - علیهالسلام مشرف شدند. در نزدیکی طبس، قصیدهای سرودند. مَطلعِ قصیده چنین است: إِلَیْکَ مَسیرِى یَابْنَ مُوسَى…
.
🌷از فرمایش های اخلاقی مکتبی
زن باید شوهرش را به چشم یک «مؤمن» ببیند که جلوه ای از جلوه های امیرالمؤمنین است در همین عرصه خودمان که عرصه نقصان است؛ شوهر هم زن را باید به این عنوان نگاه کند که نوری از انوار فاطمه زهراست.
🌷از فرمایش های اخلاقی مکتبی
زن باید شوهرش را به چشم یک «مؤمن» ببیند که جلوه ای از جلوه های امیرالمؤمنین است در همین عرصه خودمان که عرصه نقصان است؛ شوهر هم زن را باید به این عنوان نگاه کند که نوری از انوار فاطمه زهراست.
👆رساله ای از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع در توضیح و تثبیت رکن رابع و نقد نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی.
نسخه خطی کتابخانه مرعشی، قم.
نسخه خطی کتابخانه مرعشی، قم.
🌷کتاب «اجتناب» نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع؛ پاسخ به شبهاتی پیرامون مباحث اعتقادی
اجتناب
خطبه کتاب :
الحمد لله رب العالمين و الصّلوة و السّلام علي اسم اللّه الرضي و وجهه المضيء و جنبه العلي و نفس اللّه القائمة فيه بالسّنن و عينه التي من عرفها يطمئن سامع السرّ و النّجوي و منزل المنّ و السّلوی علی بني اسرائيل من قوم موسی نذير من النّذر الاولي و نذر الاخرة و ... و لعن اللّه امة ازالتكم عن مراتبكم التي رتّبكم اللّه فيها و ارادوا ان يطفئوا نور اللّه بافواههم و يأبي اللّه الاّ ان يتمّ نوره الظاهر لنفسه المظهر لغيره من السّموات و الارض في الطول و العرض.
آغاز کتاب :
و بعد بر الواح خاطر دوستان صافي مي نگارد كه در اين زمان محنت اقتران كه از هر سمتي به گمان آنكه ميدان خالي است بتاخت و تازي شروع شده عناكبي چند مشغول تنيدن تار شده اند و از كريمه انّ اوهن البيوت لبيت العنكبوت غافل مانده، رساله اي ... صاحب فاروق فرموده اند كه چنين گويد بنده فاني محمد حسين الشهرستاني عفي اللّه عنه كه بعضي از اخوان دين خواهش نمودند از اين بي بضاعت ... و چون اين مسأله بر اكثر مردم مشتبه است توضيح آن خالي از فايده نخواهد بود و استخاره مساعدت بر مطلب نمود لهذا بحول اللّه و قوّته اقدام بر آن نمودم و آن را مسمّي به ترياق فاروق ساختم اميد كه طالبان هدايت را نافع و مفيد باشد. و من باب المقدمة عرض ميكنم كه عقايد چون امور قلبيّه هستند كسي را به جز علاّم الغيوب بر آن اطلاع نيست و ما حكم نميكنيم بر عقيده شخص معيني مگر...
انجام کتاب :
پس بدانند كه تمام تفريق در ميان مؤمنين را همين افتراهاي معاندين در ميان آورده و در ضروريات دين و مذهب هيچ اختلافي نيست ... باري، پس به عوام الناس عرض ميكنم كه هريك از شما كه بخواهيد مانند معاندين تعمد كنيد در گمراهي خود مختاريد و حجت الهي بر شما و جميع خلق تمام است ... اما كسي كه بخواهد تعمد در گمراهي و ضلالت و هلاكت خود كند كه خداي قادر مطلق هم او را خذلان كرده و او را به خود او واگذارده و فرموده: فماتغني الايات و النذر عن قوم لايؤمنون و لو شاء لهديكم اجمعين. و لا حول و لا قوة الاّ باللّه العلي العظيم و صلي اللّه علي محمد و آله خاتم النبيين و لعنة اللّه علي اعدائهم و منكري فضائلهم اجمعين الي يوم الدين.
تاریخ پایان نگارش :
6 شعبان المعظم
و قد تمّت يوم الجمعة السادس من شعبان المعظم من شهور سنة 1307 حامداً مصليّاً مستغفراً.
نسخه شناسی :
1. مشهد ؛ دانشگاه الهیات و معارف شماره نسخه:1/1499
خط : نسخ ، کاتب : - ، تاریخ : - ، افتادگیها : انجام
2. مشهد ؛ شخصی ، 2/288 (س ـ 142)
خط : شکسته نستعلیق، تاریخ : پنجشنبه 8 ذی القعده 1307 ، جا : فی دار مولانا
3. چاپ سنگی :
خط : نستعلیق ، کاتب : عبدالغفار همدانی، تاریخ : جمعه 2 شعبان 1308
اجتناب
خطبه کتاب :
الحمد لله رب العالمين و الصّلوة و السّلام علي اسم اللّه الرضي و وجهه المضيء و جنبه العلي و نفس اللّه القائمة فيه بالسّنن و عينه التي من عرفها يطمئن سامع السرّ و النّجوي و منزل المنّ و السّلوی علی بني اسرائيل من قوم موسی نذير من النّذر الاولي و نذر الاخرة و ... و لعن اللّه امة ازالتكم عن مراتبكم التي رتّبكم اللّه فيها و ارادوا ان يطفئوا نور اللّه بافواههم و يأبي اللّه الاّ ان يتمّ نوره الظاهر لنفسه المظهر لغيره من السّموات و الارض في الطول و العرض.
آغاز کتاب :
و بعد بر الواح خاطر دوستان صافي مي نگارد كه در اين زمان محنت اقتران كه از هر سمتي به گمان آنكه ميدان خالي است بتاخت و تازي شروع شده عناكبي چند مشغول تنيدن تار شده اند و از كريمه انّ اوهن البيوت لبيت العنكبوت غافل مانده، رساله اي ... صاحب فاروق فرموده اند كه چنين گويد بنده فاني محمد حسين الشهرستاني عفي اللّه عنه كه بعضي از اخوان دين خواهش نمودند از اين بي بضاعت ... و چون اين مسأله بر اكثر مردم مشتبه است توضيح آن خالي از فايده نخواهد بود و استخاره مساعدت بر مطلب نمود لهذا بحول اللّه و قوّته اقدام بر آن نمودم و آن را مسمّي به ترياق فاروق ساختم اميد كه طالبان هدايت را نافع و مفيد باشد. و من باب المقدمة عرض ميكنم كه عقايد چون امور قلبيّه هستند كسي را به جز علاّم الغيوب بر آن اطلاع نيست و ما حكم نميكنيم بر عقيده شخص معيني مگر...
انجام کتاب :
پس بدانند كه تمام تفريق در ميان مؤمنين را همين افتراهاي معاندين در ميان آورده و در ضروريات دين و مذهب هيچ اختلافي نيست ... باري، پس به عوام الناس عرض ميكنم كه هريك از شما كه بخواهيد مانند معاندين تعمد كنيد در گمراهي خود مختاريد و حجت الهي بر شما و جميع خلق تمام است ... اما كسي كه بخواهد تعمد در گمراهي و ضلالت و هلاكت خود كند كه خداي قادر مطلق هم او را خذلان كرده و او را به خود او واگذارده و فرموده: فماتغني الايات و النذر عن قوم لايؤمنون و لو شاء لهديكم اجمعين. و لا حول و لا قوة الاّ باللّه العلي العظيم و صلي اللّه علي محمد و آله خاتم النبيين و لعنة اللّه علي اعدائهم و منكري فضائلهم اجمعين الي يوم الدين.
تاریخ پایان نگارش :
6 شعبان المعظم
و قد تمّت يوم الجمعة السادس من شعبان المعظم من شهور سنة 1307 حامداً مصليّاً مستغفراً.
نسخه شناسی :
1. مشهد ؛ دانشگاه الهیات و معارف شماره نسخه:1/1499
خط : نسخ ، کاتب : - ، تاریخ : - ، افتادگیها : انجام
2. مشهد ؛ شخصی ، 2/288 (س ـ 142)
خط : شکسته نستعلیق، تاریخ : پنجشنبه 8 ذی القعده 1307 ، جا : فی دار مولانا
3. چاپ سنگی :
خط : نستعلیق ، کاتب : عبدالغفار همدانی، تاریخ : جمعه 2 شعبان 1308
دانلود فایل کتاب اجتناب. در ابتدای این فایل و پیش از متن کتاب اجتناب، اجازه های علما به مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه و سخنان برخی دیگر از اهل تحقیق درباره این عالم شهیر شیعی، نقل شده است.👇