🔺کتاب تازهمنتشرشده
فهرست نسخههای خطی
(مشتمل بر شمارههای ۱۲۰۶۵-۱۲۱۰۹ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران)
در این فهرست، دو نسخه از مثنوی مرحوم قوامالعلماء معرفی شده که در کتابخانه مذکور نگهداری میشود و یکی از این دو نسخه نسخۀ اصلی و به خط مؤلف و سراینده است.
نسخه شماره ۱۲۰۷۷ جلد اول و دوم مثنوی است که در زمان زندگی مرحوم قوامالعلماء کتابت شده. نسخه شماره ۱۲۰۷۸ جلد سوم و چهارم مثنوی است که نسخۀ اصلی و به خط آن مرحوم است.
توضیحات فهرست دربارۀ مرحوم قوامالعلماء و مثنوی او به پیوست است.
@AghayedNet
فهرست نسخههای خطی
(مشتمل بر شمارههای ۱۲۰۶۵-۱۲۱۰۹ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران)
در این فهرست، دو نسخه از مثنوی مرحوم قوامالعلماء معرفی شده که در کتابخانه مذکور نگهداری میشود و یکی از این دو نسخه نسخۀ اصلی و به خط مؤلف و سراینده است.
نسخه شماره ۱۲۰۷۷ جلد اول و دوم مثنوی است که در زمان زندگی مرحوم قوامالعلماء کتابت شده. نسخه شماره ۱۲۰۷۸ جلد سوم و چهارم مثنوی است که نسخۀ اصلی و به خط آن مرحوم است.
توضیحات فهرست دربارۀ مرحوم قوامالعلماء و مثنوی او به پیوست است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
دو رساله در اثبات سکون ارض و جواب اعتراضات بر آن
انتشار سه رساله از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی رفع الله شأنه درباره سکون ارض، احتمالاً دوباره توجهها را به مباحثِ نجومیِ مکتبِ استبصار جلب خواهد کرد.
اما پیشاز این، در کتاب گزارشی کیهانی از رسائل بزرگان مکتب استبصار، کوشیده بودیم این بحث را بهصورت گستردهتر و روشمندتر بررسی کنیم؛ نه فقط با انتشار و تحلیل همین سه رساله، بلکه با استقصای مجموعه رسائلِ نجومیِ مکتبی و تحلیل مبانی، تعارضات، ادبیات و زمینههای تاریخی و دینی آنها.
گاهی در فضای پژوهش، یک بخش دوباره کشف میشود و بهگونهای عرضه میشود که گویا تمام ماجرا همان است. در حالی که ارزشِ واقعیِ کار در دیدن «کل منظومه» است، نه صرفاً نقل بعضی متون.
برای همین، هنوز هم باید تأکید کنیم که بحث نجوم در مکتب، بدون نگاه جامع و مقایسهای، بیشتر به نقل متون شبیه میشود تا پژوهش. هرچند توجه به اینگونه زاویهها بنفسه ارزشمند است، اگر با عینک بیطرفی و نه لزوماً موضعگیرانه ارائه گردد.
@AghayedNet
دو رساله در اثبات سکون ارض و جواب اعتراضات بر آن
انتشار سه رساله از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی رفع الله شأنه درباره سکون ارض، احتمالاً دوباره توجهها را به مباحثِ نجومیِ مکتبِ استبصار جلب خواهد کرد.
اما پیشاز این، در کتاب گزارشی کیهانی از رسائل بزرگان مکتب استبصار، کوشیده بودیم این بحث را بهصورت گستردهتر و روشمندتر بررسی کنیم؛ نه فقط با انتشار و تحلیل همین سه رساله، بلکه با استقصای مجموعه رسائلِ نجومیِ مکتبی و تحلیل مبانی، تعارضات، ادبیات و زمینههای تاریخی و دینی آنها.
گاهی در فضای پژوهش، یک بخش دوباره کشف میشود و بهگونهای عرضه میشود که گویا تمام ماجرا همان است. در حالی که ارزشِ واقعیِ کار در دیدن «کل منظومه» است، نه صرفاً نقل بعضی متون.
برای همین، هنوز هم باید تأکید کنیم که بحث نجوم در مکتب، بدون نگاه جامع و مقایسهای، بیشتر به نقل متون شبیه میشود تا پژوهش. هرچند توجه به اینگونه زاویهها بنفسه ارزشمند است، اگر با عینک بیطرفی و نه لزوماً موضعگیرانه ارائه گردد.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
گزارشی کیهانی
از رسائل بزرگان مکتب استبصار (#شیخیه باقری)
هدفهای کلیدی در گردآوری این مجموعه:
- احیاء آثار نجومی مکتبی که بهسبب ناهمخوانی برخیاز دیدگاههای آنها با باورهای شهرتدار امروزی، به آن آثار کمتر توجه میشد
- معرفی سرفصلهای مطالب نجومی رسالههای بزرگان
- چاپ و انتشار متون نویافته مکتبی برای نخستین بار
در همه بررسیهای این کتاب، تلاش بر این بوده که مباحث نجومی، مطابق مبانی بزرگان دین اعلی الله مقامهم، برای روزگار معاصر ارائه گردد.
@AghayedNet
گزارشی کیهانی
از رسائل بزرگان مکتب استبصار (#شیخیه باقری)
هدفهای کلیدی در گردآوری این مجموعه:
- احیاء آثار نجومی مکتبی که بهسبب ناهمخوانی برخیاز دیدگاههای آنها با باورهای شهرتدار امروزی، به آن آثار کمتر توجه میشد
- معرفی سرفصلهای مطالب نجومی رسالههای بزرگان
- چاپ و انتشار متون نویافته مکتبی برای نخستین بار
در همه بررسیهای این کتاب، تلاش بر این بوده که مباحث نجومی، مطابق مبانی بزرگان دین اعلی الله مقامهم، برای روزگار معاصر ارائه گردد.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_نوزاد کعبه.pdf
3.6 MB
🔺تحقیقی درباره ولادت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام در پنجم ماه ذوالحجة الحرام و اشاره به شهرت سیزده رجب
@AghayedNet
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸آیا برای زیارت امام حسین علیهالسلام در روز عرفه، وقتی تعیین شده یا رجحان دارد؟ در کربلا بهعلت ازدحام در حرم و احیاناً بستن درهای حرم در بعداز ظهر، آیا میتوان زیارت را قبلاز ظهر بهجا آورد؟
پاسخ:
🔹فرمودهاند: زیارت آن حضرت در شب و روز عرفه مستحب مؤکد است و قبلاز ظهر و بعداز ظهر تعیین نشده. ولی حقیر از احادیث معتبره از ائمه اطهار علیهمالسلام چنین میفهمم که بعداز نماز ظهر و عصر رجحان دارد؛ زیرا وقوف در عرفات بعداز ادای نماز ظهر و عصر است و مضمون آن احادیث این است که میفرمایند: حقتعالی در روز عرفه، اول، نظر رحمت بهسوی زائران قبر حسین علیهالسلام میافکند پیشاز آنکه نظر به اهل موقف عرفات کند. و میدانید شخصی که برای زیارت به کربلا رفته، در هرکجای آن امام علیهالسلام را زیارت کند، زائر قبر امام حسین علیهالسلام است.
@AghayedNet
🔸آیا برای زیارت امام حسین علیهالسلام در روز عرفه، وقتی تعیین شده یا رجحان دارد؟ در کربلا بهعلت ازدحام در حرم و احیاناً بستن درهای حرم در بعداز ظهر، آیا میتوان زیارت را قبلاز ظهر بهجا آورد؟
پاسخ:
🔹فرمودهاند: زیارت آن حضرت در شب و روز عرفه مستحب مؤکد است و قبلاز ظهر و بعداز ظهر تعیین نشده. ولی حقیر از احادیث معتبره از ائمه اطهار علیهمالسلام چنین میفهمم که بعداز نماز ظهر و عصر رجحان دارد؛ زیرا وقوف در عرفات بعداز ادای نماز ظهر و عصر است و مضمون آن احادیث این است که میفرمایند: حقتعالی در روز عرفه، اول، نظر رحمت بهسوی زائران قبر حسین علیهالسلام میافکند پیشاز آنکه نظر به اهل موقف عرفات کند. و میدانید شخصی که برای زیارت به کربلا رفته، در هرکجای آن امام علیهالسلام را زیارت کند، زائر قبر امام حسین علیهالسلام است.
@AghayedNet
🔺دعاء روز عرفه بهخط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اشاد الله شأنه
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻ذیل دعاء عرفه
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در جزوه دعاء روز عرفه که بهخط خود مرقوم فرمودهاند، ذیل دعاء را ننوشتهاند.
با توجه به اختلافی بودن ذیل دعاء، شاید گمان رود که شیخ مرحوم نیز آن را به حضرت سیدالشهداء علیهالسلام منسوب نمیدانند.
روشن نیست چرا این بخش بهخط شیخ رفع الله شأنه در دست نیست. یا روی جهاتی ننوشتهاند یا نوشتهاند و به ما نرسیده است.
بههر تقدیر شیخ مرحوم اع ظاهراً این تتمه را از حضرت سیدالشهداء میدانند و در کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، در جلد دوم، صفحه ٧٨ (چاپ بیروت) میفرمایند:
کما قال سیدالشهداء علیهالسلام فی آخر دعاء یوم عرفة فی مناجاته کما روی: الهی امرت بالرجوع الی الآثار... .
@AghayedNet
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در جزوه دعاء روز عرفه که بهخط خود مرقوم فرمودهاند، ذیل دعاء را ننوشتهاند.
با توجه به اختلافی بودن ذیل دعاء، شاید گمان رود که شیخ مرحوم نیز آن را به حضرت سیدالشهداء علیهالسلام منسوب نمیدانند.
روشن نیست چرا این بخش بهخط شیخ رفع الله شأنه در دست نیست. یا روی جهاتی ننوشتهاند یا نوشتهاند و به ما نرسیده است.
بههر تقدیر شیخ مرحوم اع ظاهراً این تتمه را از حضرت سیدالشهداء میدانند و در کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، در جلد دوم، صفحه ٧٨ (چاپ بیروت) میفرمایند:
کما قال سیدالشهداء علیهالسلام فی آخر دعاء یوم عرفة فی مناجاته کما روی: الهی امرت بالرجوع الی الآثار... .
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺توصیفات علماء شیعه از عالم ربانی
مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه
▪️۱۱ ذیحجه، سالروز رحلت ایشان
@AghayedNet
مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه
▪️۱۱ ذیحجه، سالروز رحلت ایشان
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
صفات الشیعة
اثر مرحوم شیخ صدوق رحمة الله علیه
با حواشی مرحوم نوری رضوان الله تعالی علیه
به گزارش «انتشارات علمیه»، مؤلف در کتاب صفات الشیعة هفتاد و یک حدیث دربارهٔ ویژگیهای شیعیان، مؤمنان و پرهیزگاران را گردآوری کرده. این کتاب در طول قرون متمادی، از روزگار نگارش تاکنون، مورد اعتماد و استناد فقهاء و محدثان شیعه بوده است.
این اثر براساس سه نسخهٔ خطی کتابخانهٔ آستان قدس رضوی، کتابخانهٔ آیتالله حکیم نجف (به خط علامه محدث نوری) و مجلس شورا (به خط سید محمدهاشم خوانساری چهارسوقی) تصحیح و تحقیق گردیده و با دیگر کتابهای شیخ صدوق و جوامع متأخر حدیثی شیعه (وسائل الشیعة و بحار الأنوار) مقابله و اختلافات متن آنها در انتهای کتاب گزارش شده.
از نکات حائز اهمیت این چاپ، انتشار حواشی علامه محدث نوری بر صفات الشیعة است. مرحوم محدث در حواشی خود غالباً سند احادیث را بررسی کرده است.
@AghayedNet
صفات الشیعة
اثر مرحوم شیخ صدوق رحمة الله علیه
با حواشی مرحوم نوری رضوان الله تعالی علیه
به گزارش «انتشارات علمیه»، مؤلف در کتاب صفات الشیعة هفتاد و یک حدیث دربارهٔ ویژگیهای شیعیان، مؤمنان و پرهیزگاران را گردآوری کرده. این کتاب در طول قرون متمادی، از روزگار نگارش تاکنون، مورد اعتماد و استناد فقهاء و محدثان شیعه بوده است.
این اثر براساس سه نسخهٔ خطی کتابخانهٔ آستان قدس رضوی، کتابخانهٔ آیتالله حکیم نجف (به خط علامه محدث نوری) و مجلس شورا (به خط سید محمدهاشم خوانساری چهارسوقی) تصحیح و تحقیق گردیده و با دیگر کتابهای شیخ صدوق و جوامع متأخر حدیثی شیعه (وسائل الشیعة و بحار الأنوار) مقابله و اختلافات متن آنها در انتهای کتاب گزارش شده.
از نکات حائز اهمیت این چاپ، انتشار حواشی علامه محدث نوری بر صفات الشیعة است. مرحوم محدث در حواشی خود غالباً سند احادیث را بررسی کرده است.
@AghayedNet
AghayedNet pinned «✔️🔻 چند پرسش و شبهه و پاسخ آنها (برداشتی از جلسهای علمی در ماه رمضان ۱۴۴۷) 🔸بخش نخست بسم الله الرحمن الرحیم در ماه رمضانی که گذشت، جلساتی علمی برگزار کردیم. در یکی از این جلسهها، در روز ۲۵ ماه رمضان، میزبان شخص دغدغهمندی بودیم که بهواسطۀ یکیاز برادران…»
AghayedNet
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا 🔸بخش سوم اعتقادات را سبب «جبر کسر اعمال» میدانند و میفرمایند: «اعتقاداتت را درست بکن، آنوقت اعمال زود جبر کسرش خواهد شد. اگر عمل ناقص است، توبه و عذرخواهی دواش است. اما آدم اعتقادش درست…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش چهارم
تأکید فرمودهاند که عقاید اسلامیه و ایمانیه باید از «حالت» خارج گردد و در وجود انسان به «ملکه»¹ تبدیل شود:
«اینها عقاید است. عقاید خوب است ملکه شود. ملکه آن چیزی است که بیفکر برای آدم میآید، احتیاج به فکر ندارد. همینطور که پدرت را میشناسی، مادرت را میشناسی. دیگر نباید فکر کنی که پدرم را چطور بشناسم. به همین ملکات است. دیگر آدم نمیترسد که یکوقتی یادم میرود. ملکات یاد نمیرود، هرچه آدم کمحافظه باشد. پس عقاید باید ملکات انسان باشد و ملک انسان باشد. دیگر فکر نخواهد که یادش بیاید. حالا عقاید اگر ملکه هست، بههمراه آدم هست. و والله شیطان هم اگر از دور دید این مرد آدم محکمی است، اصلش روش نمیآید نزدیک بیاید، بازی کند. بازیگرها پیش آدمهای معقول روشان نمیآید بازی کنند. هرچه هم ملکه نیست، چیزی لفظی یادگرفتهای میگویی، این را یکوقتی ازیادت میبرد» (دروس، درس دوشنبه، ۲۵ جمادیالاولی ۱۳۰۶).
بزرگان مکتب، بهدلیل اهمیت اعتقادات، بعضی کتابهای عملیِ خود را با موضوع اعتقادات آغاز کردهاند! به تعبیر دیگر، پیشاز پرداختن به طهارت، صلاة، صیام، حج، زکات و سایر ابواب فقهی، اهمیت عقاید اسلامیه و ایمانیه را عنوان نمودهاند. این کار به آن معنا است که اگر کسی اعتقادات خود را تصحیح نکرده باشد، عمل به بُعد شریعت نفعی به حال او ندارد! این روش را برخیاز علماء متقدم نیز داشتهاند. برای نمونه، مرحوم شیخ مفید رسالۀ احکام النساء را با «باب ما يعم كافة المكلفين فرضه و لايسقط عنهم مع كمال عقولهم» (احکام النساء، ص۱۵) آغاز میکند و ابتدا به اهمیت عقاید میپردازد.
کتاب الجامع لأحکام الشرایع که رسالۀ عملیِ مرحوم آقای کرمانی است مقدماتی دارد که یکی از آنها بررسی اعتقادات است. میفرمایند: «المقصد الثانی فی مجمل من اصول العقاید التی تجب الدیانة بها و فیه فصول. فصل فی معرفة اللّه سبحانه [...]. فصل فی معرفة النبی صلی الله علیه و آله و صفاته [...]. فصل فی معرفة الامامة [...]. فصل فی ولایة اولیائهم و البراءة من اعدائهم [...].» (مکارم الابرار (عربی)، ج۲۰، «کتاب الجامع لأحکام الشرایع»، ص۴۲ و ۴۴ و ۴۶ و ۴۸)
عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمهای درباره جایگاه اعتقادات آغاز میفرمایند:
«المقدمة الاولىٰ فى نبذة من البیان بان اللّه تعالى یسأل عن العقائد کما یسأل عن الاعمال. و قد ثبت ذلک باتفاق اهل الادیان السماویة باتفاق معقولهم و منقولهم فضلاً عن الاسلام الذى هو خیر ختام اذ لو لمیسأل عن العقائد و امضى جمیعها فاسدها و صحیحها لمیرسل الرسل الیهم تترى فى تعلیم العقائد و تصحیح صحیحها عن فاسدها و ابطال باطلها و احقاق حقها فلو زعم زاعم ان لوجود الرسل اثراً فى تربیة الامم دون رسالتهم الیهم و تبلیغهم ایاهم سواء تعلم الامم منهم ام لمیتعلموا فالرافع لذلک ان ذلک حاصل فى وجودهم اینما کانوا فلاتحتاج الامم الى ارساله سبحانه الرسل الیهم فاحتیاجهم الى ارساله الرسل و ارساله الرسل الیهم ادلّ دلیل و احکم برهان على انه سبحانه استعبدهم على العقائد الصحیحة دون الفاسدة و ان کان لوجودهم ایضاً اثر فى تربیة الامم و ذلک الاثر مقارن لتعلیمهم و تعلم الامم منهم فان تعلموا منهم و اذعنوا لهم صار اثر وجودهم لهم رحمة و ان استکبروا عن التعلم و لمیعتنوا بهم او استهزؤوا و انکروا لهم صار اثر وجودهم علیهم نقمة و ذلک امر لاینکره الّا من لایعتنى به و برسله و لا اعتناء لعاقل به بالجملة و لما کان القصد من وضع الکتاب عموم المنفعة لعامة الاخوان المؤمنین ناسب اننبین ذلک بالفارسیة ایضاً.
پس عرض مىکنم که [ادامۀ این عبارت در بخش بعدی]» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
——————————————
¹«ان تکرر الافاعیل بحیث تقع بغیر توجه جدید و قصد خاص یوجب حدوث الملکات.» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۷۶)
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش چهارم
تأکید فرمودهاند که عقاید اسلامیه و ایمانیه باید از «حالت» خارج گردد و در وجود انسان به «ملکه»¹ تبدیل شود:
«اینها عقاید است. عقاید خوب است ملکه شود. ملکه آن چیزی است که بیفکر برای آدم میآید، احتیاج به فکر ندارد. همینطور که پدرت را میشناسی، مادرت را میشناسی. دیگر نباید فکر کنی که پدرم را چطور بشناسم. به همین ملکات است. دیگر آدم نمیترسد که یکوقتی یادم میرود. ملکات یاد نمیرود، هرچه آدم کمحافظه باشد. پس عقاید باید ملکات انسان باشد و ملک انسان باشد. دیگر فکر نخواهد که یادش بیاید. حالا عقاید اگر ملکه هست، بههمراه آدم هست. و والله شیطان هم اگر از دور دید این مرد آدم محکمی است، اصلش روش نمیآید نزدیک بیاید، بازی کند. بازیگرها پیش آدمهای معقول روشان نمیآید بازی کنند. هرچه هم ملکه نیست، چیزی لفظی یادگرفتهای میگویی، این را یکوقتی ازیادت میبرد» (دروس، درس دوشنبه، ۲۵ جمادیالاولی ۱۳۰۶).
بزرگان مکتب، بهدلیل اهمیت اعتقادات، بعضی کتابهای عملیِ خود را با موضوع اعتقادات آغاز کردهاند! به تعبیر دیگر، پیشاز پرداختن به طهارت، صلاة، صیام، حج، زکات و سایر ابواب فقهی، اهمیت عقاید اسلامیه و ایمانیه را عنوان نمودهاند. این کار به آن معنا است که اگر کسی اعتقادات خود را تصحیح نکرده باشد، عمل به بُعد شریعت نفعی به حال او ندارد! این روش را برخیاز علماء متقدم نیز داشتهاند. برای نمونه، مرحوم شیخ مفید رسالۀ احکام النساء را با «باب ما يعم كافة المكلفين فرضه و لايسقط عنهم مع كمال عقولهم» (احکام النساء، ص۱۵) آغاز میکند و ابتدا به اهمیت عقاید میپردازد.
کتاب الجامع لأحکام الشرایع که رسالۀ عملیِ مرحوم آقای کرمانی است مقدماتی دارد که یکی از آنها بررسی اعتقادات است. میفرمایند: «المقصد الثانی فی مجمل من اصول العقاید التی تجب الدیانة بها و فیه فصول. فصل فی معرفة اللّه سبحانه [...]. فصل فی معرفة النبی صلی الله علیه و آله و صفاته [...]. فصل فی معرفة الامامة [...]. فصل فی ولایة اولیائهم و البراءة من اعدائهم [...].» (مکارم الابرار (عربی)، ج۲۰، «کتاب الجامع لأحکام الشرایع»، ص۴۲ و ۴۴ و ۴۶ و ۴۸)
عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمهای درباره جایگاه اعتقادات آغاز میفرمایند:
«المقدمة الاولىٰ فى نبذة من البیان بان اللّه تعالى یسأل عن العقائد کما یسأل عن الاعمال. و قد ثبت ذلک باتفاق اهل الادیان السماویة باتفاق معقولهم و منقولهم فضلاً عن الاسلام الذى هو خیر ختام اذ لو لمیسأل عن العقائد و امضى جمیعها فاسدها و صحیحها لمیرسل الرسل الیهم تترى فى تعلیم العقائد و تصحیح صحیحها عن فاسدها و ابطال باطلها و احقاق حقها فلو زعم زاعم ان لوجود الرسل اثراً فى تربیة الامم دون رسالتهم الیهم و تبلیغهم ایاهم سواء تعلم الامم منهم ام لمیتعلموا فالرافع لذلک ان ذلک حاصل فى وجودهم اینما کانوا فلاتحتاج الامم الى ارساله سبحانه الرسل الیهم فاحتیاجهم الى ارساله الرسل و ارساله الرسل الیهم ادلّ دلیل و احکم برهان على انه سبحانه استعبدهم على العقائد الصحیحة دون الفاسدة و ان کان لوجودهم ایضاً اثر فى تربیة الامم و ذلک الاثر مقارن لتعلیمهم و تعلم الامم منهم فان تعلموا منهم و اذعنوا لهم صار اثر وجودهم لهم رحمة و ان استکبروا عن التعلم و لمیعتنوا بهم او استهزؤوا و انکروا لهم صار اثر وجودهم علیهم نقمة و ذلک امر لاینکره الّا من لایعتنى به و برسله و لا اعتناء لعاقل به بالجملة و لما کان القصد من وضع الکتاب عموم المنفعة لعامة الاخوان المؤمنین ناسب اننبین ذلک بالفارسیة ایضاً.
پس عرض مىکنم که [ادامۀ این عبارت در بخش بعدی]» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
——————————————
¹«ان تکرر الافاعیل بحیث تقع بغیر توجه جدید و قصد خاص یوجب حدوث الملکات.» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۷۶)
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش پنجم
عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمهای درباره جایگاه اعتقادات آغاز میفرمایند:
«[...] پس عرض مىکنم که به اتفاق عقول اهل ادیان با کتابهاى ایشان، خداوند عالم جلّشأنه اعتقادات صحیحه از بندگان خود خواسته و ایشان را به خودشان وا نگذارده که هر طایفه هر اعتقادى که داشته باشند معذور باشند در اعتقاد خود. بلکه خواسته که اعتقاد کنند به وجود و وحدانیت و صفات و اسماء او به طورى که خود او خود را توصیف کرده، نه به طورى که هر طایفه به گمان خود او را توصیف کنند. پس خواسته که اعتقاد کنند که او دانا است به هر چیزى و به زبان پیغمبران خود تعلیم کرده به ایشان که او دانا و عالم است به هر چیزى، از کلیات گرفته تا ذرات جزئیات. پس اگر قومى به گمان خود خیال کنند که او به جزئیات و ذرات موجودات دانا نیست، او امضاء نکند گمان ایشان را و مؤاخذه کند از ایشان و بازخواست کند از ایشان که چرا مرا به آن طورى که بودم و خود از خود خبر دادم به زبان پیغمبران خود به شما، ندانستید؟! و مرا توصیف نکردید به طورى که خود خود را توصیف کرده بودم از براى شما؟!
و همچنین خواسته که خلقْ او را قادر بر هر کارى بدانند و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده که او قادر بر هر چیزى است. پس اگر قومى به گمان خود او را عاجز از کارى دانستند و اعتقاد کردند، از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند. و همچنین از خلق خواسته که او را عادل بدانند و اعتقاد کنند و به زبان پیغمبران خود به ایشان خبر داده از حال خود که ظلم نمىکند. پس اگر قومى به گمان خود او را ظالم دانستند و اعتقاد کردند و خلق را مجبور و مظلوم دانستند، او از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند که چرا مرا به طورى که بودم و از خود خبر دادم ندانستید و اعتقاد نکردید؟! آیا شما مرا از خود من بهتر مىشناختید که دانستید که من عادل نیستم و ظالم هستم و خود ندانستهام که ظالمم و شما دانستهاید؟!
و همچنین در جمیع صفات و اسماء خود به طورى که خود از خود خبر داده و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده، به همانطور خواسته که خلق بدانند و اعتقاد کنند.
و همچنین است حال سایر معتقدات و سایر اعمالى که امر فرموده بهجا آورند. پس جمیع معتقدات ممضىٰ است اگر به طورى که پیغمبران تعلیم کردهاند اعتقاد شود و الّا مؤاخذه الهى و بازخواست او درمیان است. چنانکه جمیع شرایع و اعمال باید به طورى که پیغمبران امر کردهاند بهعمل آید و الّا مردود و غیرمقبول خواهد بود و عذاب و انتقام الهى درمیان است.
و اگر نه چنین بود و جمیع معتقدات مختلفه و جمیع شرایع و نوامیس مختلفه از طوایف مختلفه ممضى بود ازجانب خداوند عالم جلّ شأنه، ارسال رسل و انزال کتب و وضع دین و آیین الهى لغو و بىفایده بود و تعالى اللّه عن ذلک علوّاً کبیراً» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲).
علاوهبر اینکه مقدمه را با بیان جایگاه اصول عقاید حقه آغاز میفرمایند، در مطاوی کتاب نیز چند مسئله درباره اهمیت عقاید تنظیم فرمودهاند. دقت شود که کفایة المسائل کتابی فقهی است؛ فقه اما مترتب بر تصحیح عقاید است:
«مسئله: ثواب اعمال نیک و اعتقادات صحیحه و عقاب اعمال بد و اعتقادات باطله فوائد و ثمراتى است که از آنها بهعمل میآید. مثل آنکه میوههاى خوشگوار از اشجار طیبه بهوجود میآید و میوههاى خبیثه مثل حنظل از نبات حنظل بهوجود میآید. هر تخمى که کِشته شد از عقاید و اعمال صحیحه، ثوابهاى آنها همه گوارا خواهد بود. و هر تخمى که کشته شد از عقاید و اعمال باطله، عقابهاى آنها ناگوار خواهد بود. و ثواب عقاید و اعمال صحیحه مانند شیرینى شیرین است که تا شیرینى را نخورى، کام تو شیرین نشود. و عقاب عقاید و اعمال باطله مانند تلخى حنظل است که هرکس آن را خورد، کام او تلخ خواهد شد. <من یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.> <لیس للانسان الّا ما سعىٰ، و ان سعیه سوف یرىٰ، ثم یجزاه الجزاء الاوفىٰ.> آنچه مىکارى مىدروى و آنچه را سعى کردهاى به تو خواهد رسید. چنانکه از آیات و احادیث معلوم مىشود و خلافى در آن نیست» (همان، ج۱۰، «کفایة المسائل جلد (۲)»، ص۵۷).
«مسئله: عقاید و اعمال باطله مانند زهر کشنده هلاک مىکند و عقاید و اعمال صحیحه و توبه و انابه و سایر کفارات مقرره مانند پازهر است که رفع سمّیت را مىکند. <ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرىٰ للذاکرین.> چنانکه از آیات و احادیث معلوم مىشود و خلافى در آن نیست» (همان، ص۵۸).
«مسئله: سزاوار است که مومن عقاید خود را در وقت وصیت کردن در حضور مؤمنین اظهار کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست» (همان، ص۳۸۷).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش پنجم
عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمهای درباره جایگاه اعتقادات آغاز میفرمایند:
«[...] پس عرض مىکنم که به اتفاق عقول اهل ادیان با کتابهاى ایشان، خداوند عالم جلّشأنه اعتقادات صحیحه از بندگان خود خواسته و ایشان را به خودشان وا نگذارده که هر طایفه هر اعتقادى که داشته باشند معذور باشند در اعتقاد خود. بلکه خواسته که اعتقاد کنند به وجود و وحدانیت و صفات و اسماء او به طورى که خود او خود را توصیف کرده، نه به طورى که هر طایفه به گمان خود او را توصیف کنند. پس خواسته که اعتقاد کنند که او دانا است به هر چیزى و به زبان پیغمبران خود تعلیم کرده به ایشان که او دانا و عالم است به هر چیزى، از کلیات گرفته تا ذرات جزئیات. پس اگر قومى به گمان خود خیال کنند که او به جزئیات و ذرات موجودات دانا نیست، او امضاء نکند گمان ایشان را و مؤاخذه کند از ایشان و بازخواست کند از ایشان که چرا مرا به آن طورى که بودم و خود از خود خبر دادم به زبان پیغمبران خود به شما، ندانستید؟! و مرا توصیف نکردید به طورى که خود خود را توصیف کرده بودم از براى شما؟!
و همچنین خواسته که خلقْ او را قادر بر هر کارى بدانند و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده که او قادر بر هر چیزى است. پس اگر قومى به گمان خود او را عاجز از کارى دانستند و اعتقاد کردند، از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند. و همچنین از خلق خواسته که او را عادل بدانند و اعتقاد کنند و به زبان پیغمبران خود به ایشان خبر داده از حال خود که ظلم نمىکند. پس اگر قومى به گمان خود او را ظالم دانستند و اعتقاد کردند و خلق را مجبور و مظلوم دانستند، او از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند که چرا مرا به طورى که بودم و از خود خبر دادم ندانستید و اعتقاد نکردید؟! آیا شما مرا از خود من بهتر مىشناختید که دانستید که من عادل نیستم و ظالم هستم و خود ندانستهام که ظالمم و شما دانستهاید؟!
و همچنین در جمیع صفات و اسماء خود به طورى که خود از خود خبر داده و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده، به همانطور خواسته که خلق بدانند و اعتقاد کنند.
و همچنین است حال سایر معتقدات و سایر اعمالى که امر فرموده بهجا آورند. پس جمیع معتقدات ممضىٰ است اگر به طورى که پیغمبران تعلیم کردهاند اعتقاد شود و الّا مؤاخذه الهى و بازخواست او درمیان است. چنانکه جمیع شرایع و اعمال باید به طورى که پیغمبران امر کردهاند بهعمل آید و الّا مردود و غیرمقبول خواهد بود و عذاب و انتقام الهى درمیان است.
و اگر نه چنین بود و جمیع معتقدات مختلفه و جمیع شرایع و نوامیس مختلفه از طوایف مختلفه ممضى بود ازجانب خداوند عالم جلّ شأنه، ارسال رسل و انزال کتب و وضع دین و آیین الهى لغو و بىفایده بود و تعالى اللّه عن ذلک علوّاً کبیراً» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲).
علاوهبر اینکه مقدمه را با بیان جایگاه اصول عقاید حقه آغاز میفرمایند، در مطاوی کتاب نیز چند مسئله درباره اهمیت عقاید تنظیم فرمودهاند. دقت شود که کفایة المسائل کتابی فقهی است؛ فقه اما مترتب بر تصحیح عقاید است:
«مسئله: ثواب اعمال نیک و اعتقادات صحیحه و عقاب اعمال بد و اعتقادات باطله فوائد و ثمراتى است که از آنها بهعمل میآید. مثل آنکه میوههاى خوشگوار از اشجار طیبه بهوجود میآید و میوههاى خبیثه مثل حنظل از نبات حنظل بهوجود میآید. هر تخمى که کِشته شد از عقاید و اعمال صحیحه، ثوابهاى آنها همه گوارا خواهد بود. و هر تخمى که کشته شد از عقاید و اعمال باطله، عقابهاى آنها ناگوار خواهد بود. و ثواب عقاید و اعمال صحیحه مانند شیرینى شیرین است که تا شیرینى را نخورى، کام تو شیرین نشود. و عقاب عقاید و اعمال باطله مانند تلخى حنظل است که هرکس آن را خورد، کام او تلخ خواهد شد. <من یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.> <لیس للانسان الّا ما سعىٰ، و ان سعیه سوف یرىٰ، ثم یجزاه الجزاء الاوفىٰ.> آنچه مىکارى مىدروى و آنچه را سعى کردهاى به تو خواهد رسید. چنانکه از آیات و احادیث معلوم مىشود و خلافى در آن نیست» (همان، ج۱۰، «کفایة المسائل جلد (۲)»، ص۵۷).
«مسئله: عقاید و اعمال باطله مانند زهر کشنده هلاک مىکند و عقاید و اعمال صحیحه و توبه و انابه و سایر کفارات مقرره مانند پازهر است که رفع سمّیت را مىکند. <ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرىٰ للذاکرین.> چنانکه از آیات و احادیث معلوم مىشود و خلافى در آن نیست» (همان، ص۵۸).
«مسئله: سزاوار است که مومن عقاید خود را در وقت وصیت کردن در حضور مؤمنین اظهار کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست» (همان، ص۳۸۷).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet