🔺شرح حال الشیخ المرحوم الأحسائی من أوائل عمره الشریف بقلمه وخطه
🔹بخشیاز شرح احوال شیخ مرحوم اعلی الله مقامه به قلم و خط این بزرگوار
🔸من أدب النُّساخ ومن آدابهم.. المعروف أنّ الضرب على الكلام الزائد يكون بطرق منها الشطب أو الكشط أو التسويد، ومنها ما قاله الشاعر بالفارسیة: «نقطه هر جا غلط افتاد، مکیدن ادب است» ولكنهم مع الأسماء المقدسة كلفظ الجلالة أو أسماء النبي والآل عليهم السلام يتبعون طريقة مهذبة، فإذا كانت هذه الکلمات المقدسة زائدة وضعوها في دائرة ولم يضربوا عليها ولا يمسحوها ولا يسوّدوها وفي هذه الصورة من خط الشيخ المرحوم أعلى الله مقامه نرى نفس الطريقة بالنسبة إلی البسملة.
@AghayedNet
🔹بخشیاز شرح احوال شیخ مرحوم اعلی الله مقامه به قلم و خط این بزرگوار
🔸من أدب النُّساخ ومن آدابهم.. المعروف أنّ الضرب على الكلام الزائد يكون بطرق منها الشطب أو الكشط أو التسويد، ومنها ما قاله الشاعر بالفارسیة: «نقطه هر جا غلط افتاد، مکیدن ادب است» ولكنهم مع الأسماء المقدسة كلفظ الجلالة أو أسماء النبي والآل عليهم السلام يتبعون طريقة مهذبة، فإذا كانت هذه الکلمات المقدسة زائدة وضعوها في دائرة ولم يضربوا عليها ولا يمسحوها ولا يسوّدوها وفي هذه الصورة من خط الشيخ المرحوم أعلى الله مقامه نرى نفس الطريقة بالنسبة إلی البسملة.
@AghayedNet
🔺الفهرس المختصر لبعض تصنیفات الشیخ المرحوم الأحسائی بخطه، والنسخة کانت في ملك ابنه الشیخ عبدالله
🔸صفحه نخست از فهرست مختصر بعضی آثار شیخ مرحوم اعلی الله مقامه. این فهرست بهخط خود ایشان است و در تملک فرزندشان مرحوم شیخ عبدالله احسائی بوده است.
@AghayedNet
🔸صفحه نخست از فهرست مختصر بعضی آثار شیخ مرحوم اعلی الله مقامه. این فهرست بهخط خود ایشان است و در تملک فرزندشان مرحوم شیخ عبدالله احسائی بوده است.
@AghayedNet
✔️🔻 ردّ الشمس و معاد اَحسائی
مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه میان واقعهٔ «ردّ الشمس» و بحث معاد پیوندی روشن و معنادار برقرار میکند و از این رهگذر، به نقد و بررسیِ تلقیهای فلسفیِ رایج از معاد میپردازد.
در حکمت صدرایی، معاد به «تبدّل صور» تفسیر میشود؛ به این معنا که در قیامت، آنچه بازمیگردد صورتها هستند و مادهٔ عنصری معاد و بازگشتی ندارد. براساس این دیدگاه، هر شخص و هر موجودی با صورت خاص خود محشور میشود و معاد امری صوری است، نه مادی.
شیخ مرحوم بر این تلقی، با استناد به حدیثی از حضرت صادق علیهالسلام، اشکال میگیرد. آن حضرت، برای تقریب ذهن راوی، مثالی حسی بیان میفرمایند: اگر خشتی را در قالبی بریزند، شکلی خاص میگیرد. سپس آن خشت را از قالب خارج میکنند، درهم میشکنند و دوباره در قالبی دیگر میریزند که شکل تازهای پدید میآید. این شکل دوم، ازحیث صورت، غیراز صورت نخست است؛ اما ازحیث ماده، همان مادهٔ پیشین است.
ازاینرو میتوان گفت:
این شیء «همان» است و درعینحال، «غیرِ آن».
همان است، ازجهت وحدت ماده؛
و غیرِ آن است، ازحیث صورت، ویژگیها، زمان و مکان تحقق.
براساس این تحلیل، شیخ مرحوم رفع الله شأنه تصریح میفرماید که در معاد، نهتنها صورت، بلکه ماده نیز بازگشت دارد. اما ماده در صورتی جدید، با خصوصیات و تعیناتی تازه، ظهور مییابد. پس معاد نه انهدام مطلق است و نه بازگشتِ صوریِ صرف؛ بلکه اعادهٔ حقیقی با حفظ ماده و تبدّل صورت است.
ایشان سپس این مبنا را به واقعهٔ ردّ الشمس پیوند میزند. در این واقعه، بازگشت خورشید تنها بهمعنای ظهورِ نور یا صورت ظاهری آن نیست. بلکه جرم و مادهٔ خورشید نیز در این اعجاز دخیل بوده است؛ امری که تحقق آن جز با قدرت الهی ممکن نیست.
از این منظر، شیخ مرحوم واقعهٔ ردّ الشمس را یکی از شواهد روشن بر «معادِ قرآنیِ احسائی» میداند؛ معادی که در آن، هم ماده اعاده میشود و هم صورت بازمیگردد. و این بازگشت، نه در چارچوب علل عادی، بلکه در ساحت اعجاز الهی تحقق مییابد.
جهان آکنده از شگفتیهایی است که از افق محاسبات عادی فراتر میروند. همانگونه که اگر وقایع عظیم تاریخ، ازجمله ماجرای سیدالشهداء علیهالسلام و حوادث عاشورا، تنها با معیارهای ظاهرگرایانه و فیزیکی سنجیده شوند، ناگزیر به انکار یا تحریف حقیقت آنها خواهیم رسید.
شیخ مرحوم پساز اشاره به جریان ردّ الشمس برای حضرت امیر صلوات الله علیه و نقل برخی حکایات انبیاء دراینباره، میفرماید:
«ان الصادق عليهالسلام قد اشار الی ما فيه الجواب علی الحقيقة فی الحديثين السَّابقَيْنِ و هو قوله فی اللَّبِنة اذا كسرتها و كانَتْ تُراباً ثُمَّ وضَعْتها في قالَبِها فاِنَّها هي هي و هي غيرها بمعنی انّ مادّتها هي الاولی و بصورتِها غيرها لانَّ صورتها الاولی انّما هي اثر القالب فتتقدّر المادّة باثر القالب في الصورة الاولی فاذا كسرت ذهبت الصورة التي هي اثر القالَبِ فاذا وضعت تلك المادّة في ذلك القالَبِ تَقدّرَتْ بِاَثرِه كالتقدّرِ الاول بتقدير القالب و حيث ثبت انّ كل شيء ممكن جوهر او عرضٍ كلٍّ اَوْ جزءٍ كليٍّ او جزئيّ زوج تركيبي اي مركب من مادّة و صورة ثبت ان الايام و الليالي و الشهور و السنين و المدد و الامكنة و الاعراض من الحركات و الاصوات و الالوان و غير ذلك كلها مركّبة من ماۤدة و صورة كل شيء منها فاذا اُعيد اُعيدت مادته و صورة قالبه التي كانت الاولی اشراقاً من هيئة القالب و الثانية اشراق ثانٍ فكما انّك تقول لنور الشمس الذي اشرق علی الجدار في وقتين انّه واحد باعتبار عدم المغايرة و عدم الاختلاف و عدم تغيّر مادته في الوقتين و تقول انّه اثنان باعتبار انّ الممكن الباقي يحتاج في بقاۤئه الي مددٍ جديد كما قال تعالي: بل هم في لَبْسٍ من خلقٍ جديدٍ و ان كان انّما يمدّ بما منه اوْ لَهُ لكنّه جديد» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۴۳۷).
@AghayedNet
مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه میان واقعهٔ «ردّ الشمس» و بحث معاد پیوندی روشن و معنادار برقرار میکند و از این رهگذر، به نقد و بررسیِ تلقیهای فلسفیِ رایج از معاد میپردازد.
در حکمت صدرایی، معاد به «تبدّل صور» تفسیر میشود؛ به این معنا که در قیامت، آنچه بازمیگردد صورتها هستند و مادهٔ عنصری معاد و بازگشتی ندارد. براساس این دیدگاه، هر شخص و هر موجودی با صورت خاص خود محشور میشود و معاد امری صوری است، نه مادی.
شیخ مرحوم بر این تلقی، با استناد به حدیثی از حضرت صادق علیهالسلام، اشکال میگیرد. آن حضرت، برای تقریب ذهن راوی، مثالی حسی بیان میفرمایند: اگر خشتی را در قالبی بریزند، شکلی خاص میگیرد. سپس آن خشت را از قالب خارج میکنند، درهم میشکنند و دوباره در قالبی دیگر میریزند که شکل تازهای پدید میآید. این شکل دوم، ازحیث صورت، غیراز صورت نخست است؛ اما ازحیث ماده، همان مادهٔ پیشین است.
ازاینرو میتوان گفت:
این شیء «همان» است و درعینحال، «غیرِ آن».
همان است، ازجهت وحدت ماده؛
و غیرِ آن است، ازحیث صورت، ویژگیها، زمان و مکان تحقق.
براساس این تحلیل، شیخ مرحوم رفع الله شأنه تصریح میفرماید که در معاد، نهتنها صورت، بلکه ماده نیز بازگشت دارد. اما ماده در صورتی جدید، با خصوصیات و تعیناتی تازه، ظهور مییابد. پس معاد نه انهدام مطلق است و نه بازگشتِ صوریِ صرف؛ بلکه اعادهٔ حقیقی با حفظ ماده و تبدّل صورت است.
ایشان سپس این مبنا را به واقعهٔ ردّ الشمس پیوند میزند. در این واقعه، بازگشت خورشید تنها بهمعنای ظهورِ نور یا صورت ظاهری آن نیست. بلکه جرم و مادهٔ خورشید نیز در این اعجاز دخیل بوده است؛ امری که تحقق آن جز با قدرت الهی ممکن نیست.
از این منظر، شیخ مرحوم واقعهٔ ردّ الشمس را یکی از شواهد روشن بر «معادِ قرآنیِ احسائی» میداند؛ معادی که در آن، هم ماده اعاده میشود و هم صورت بازمیگردد. و این بازگشت، نه در چارچوب علل عادی، بلکه در ساحت اعجاز الهی تحقق مییابد.
جهان آکنده از شگفتیهایی است که از افق محاسبات عادی فراتر میروند. همانگونه که اگر وقایع عظیم تاریخ، ازجمله ماجرای سیدالشهداء علیهالسلام و حوادث عاشورا، تنها با معیارهای ظاهرگرایانه و فیزیکی سنجیده شوند، ناگزیر به انکار یا تحریف حقیقت آنها خواهیم رسید.
شیخ مرحوم پساز اشاره به جریان ردّ الشمس برای حضرت امیر صلوات الله علیه و نقل برخی حکایات انبیاء دراینباره، میفرماید:
«ان الصادق عليهالسلام قد اشار الی ما فيه الجواب علی الحقيقة فی الحديثين السَّابقَيْنِ و هو قوله فی اللَّبِنة اذا كسرتها و كانَتْ تُراباً ثُمَّ وضَعْتها في قالَبِها فاِنَّها هي هي و هي غيرها بمعنی انّ مادّتها هي الاولی و بصورتِها غيرها لانَّ صورتها الاولی انّما هي اثر القالب فتتقدّر المادّة باثر القالب في الصورة الاولی فاذا كسرت ذهبت الصورة التي هي اثر القالَبِ فاذا وضعت تلك المادّة في ذلك القالَبِ تَقدّرَتْ بِاَثرِه كالتقدّرِ الاول بتقدير القالب و حيث ثبت انّ كل شيء ممكن جوهر او عرضٍ كلٍّ اَوْ جزءٍ كليٍّ او جزئيّ زوج تركيبي اي مركب من مادّة و صورة ثبت ان الايام و الليالي و الشهور و السنين و المدد و الامكنة و الاعراض من الحركات و الاصوات و الالوان و غير ذلك كلها مركّبة من ماۤدة و صورة كل شيء منها فاذا اُعيد اُعيدت مادته و صورة قالبه التي كانت الاولی اشراقاً من هيئة القالب و الثانية اشراق ثانٍ فكما انّك تقول لنور الشمس الذي اشرق علی الجدار في وقتين انّه واحد باعتبار عدم المغايرة و عدم الاختلاف و عدم تغيّر مادته في الوقتين و تقول انّه اثنان باعتبار انّ الممكن الباقي يحتاج في بقاۤئه الي مددٍ جديد كما قال تعالي: بل هم في لَبْسٍ من خلقٍ جديدٍ و ان كان انّما يمدّ بما منه اوْ لَهُ لكنّه جديد» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۴۳۷).
@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺یادبودی از مرحوم مقدس، زینالدین احسائی رحمه الله
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
کتابی در اثبات برتری حضرت زینب سلام الله علیها بر حضرت مریم
دار المحجة البیضاء
انتشار ۲۰۱۶م، ۳۴۵ص
@AghayedNet
دار المحجة البیضاء
انتشار ۲۰۱۶م، ۳۴۵ص
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
کتیبۀ «یا زینب الکبری»
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ الْحَسـٖیبُ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا زَیْنَبَ الْکُبْریٰ بِنْتَ اَمـٖیرِالْمُؤْمِنـٖینَ عَلَیْهِ السَّلٰامُ
یا ولیَّة الله الکبریٰ
یا صدّیقة الصغریٰ/مظلُومة/محدّثة-موثّقَة/یا عقیلة بنیهاشم/ایتها النقیبة النجیبة
یٰا امینة الله/قُرّة عین المرتضیٰ/زین اب/اشفعی لنا عند الله
محبوبة المُصطفیٰ/نائبة الزّهرٰاء/شقیقة المجتبیٰ/شریکة سیّد الشُّهدٰاء/عارفة-عابدة-راضیة
سپهر عفت و عصمت مه برج حیا زینب/یگانه دخت زهرا بنت شاه اولیا زینب
نبیخصلت، علیصولت، حَسنخلق و حُسینسیرت/شبیه مادرش زهرا بُدی سرتابهپا زینب
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ اللهُ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ[:]
اَلَّذٖینَ اِذٰا اَصٰابَتْهُمْ مُصـٖیبَةٌ قٰالُوا اِنّٰا لِلهِ وَ اِنّٰا اِلَیْهِ رٰاجِعُونَ
اُولٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوٰاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ اُولٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
قٰالَتْ عَلَیْهَا السَّلٰامُ لِیَزٖیدَ لَعَنَهُ اللهُ[:]
حَسْبُکَ بِاللهِ حٰاکِمًا وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ خَصـٖیمًا
وَ بِجَبْرَئـٖیلَ ظَهـٖیرًا وَ سَیَعْلَمُ مَنْ سَوّیٰ لَکَ وَ مَکَّنَکَ مِنْ رِقٰابِ الْمُسْلِمـٖینَ
بِئْسَ لِلظّٰالِمـٖینَ بَدَلًا وَ اَیُّکُمْ شَرٌّ مَکٰانًا وَ اَضْعَفُ جُنْدًا
🔹[ترجمه: حضرت زینب علیهاالسلام به یزید ملعون فرمود:
همين تو را بس كه خداوند [درمیان ما] حاكم و داور است و محمد صلى اللّٰه عليه و آله دشمن [دشمنان ما] است
و جبرئيل پشتيبان [ما] است. به همين زودى آن كس (معاويه) كه راه را برای تو هموار ساخت و بر گردن مردم سوارت كرد خواهد فهميد كه
براى ستمكاران چه بد جایگزینی خواهد بود و كدام يک از شما جايگاهش بدتر و سپاهش ناتوانتر است.]
(چپ، از بالا به پایین:🔻)
لَمّٰا وُلِدَتْ قٰالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ لِفٰاطِمَةَ[:] یٰا بَضْعَتـٖی و قُرَّةَ عَیْنـٖی
اِنَّ مَنْ بَکیٰ عَلَیْهٰا وَ عَلیٰ مَصٰائِبِهٰا یَکونُ ثَوٰابُ بُکٰائِهٖ کَثَوٰابِ
مَنْ بَکیٰ عَلیٰ اَخَوَیْهٰا ثُمَّ سَمّٰاهٰا زَیْنَبَ
🔹[ترجمه: چون [زینب] ولادت یافت، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه فرمود: ای پارۀ تن و نور چشمم،
هرآینه هرکس بر این مولود و بر مصیبتهایش بگرید، ثواب گریهاش مانند ثواب
کسی است که بر دو برادرش بگرید. سپس او را زینب نامید.]
قٰالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلٰامُ لِعَمَّتِهٖ زَیْنَبَ:
... اَنْتِ بِحَمْدِ اللهِ عٰالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ
وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ...
🔹[ترجمه: امام علی بن حسین علیهماالسلام به عمه خود زینب فرمود:
شما، بحمدالله، بانوی عالمی هستی که تعلیم ندیدهای
و فهمیدهای هستی که کسی به شما تفهیم نکرده.]
اسماعیلی قوچانی
۶۸/۴/۳۱ عید غدیر
@AghayedNet
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ الْحَسـٖیبُ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا زَیْنَبَ الْکُبْریٰ بِنْتَ اَمـٖیرِالْمُؤْمِنـٖینَ عَلَیْهِ السَّلٰامُ
یا ولیَّة الله الکبریٰ
یا صدّیقة الصغریٰ/مظلُومة/محدّثة-موثّقَة/یا عقیلة بنیهاشم/ایتها النقیبة النجیبة
یٰا امینة الله/قُرّة عین المرتضیٰ/زین اب/اشفعی لنا عند الله
محبوبة المُصطفیٰ/نائبة الزّهرٰاء/شقیقة المجتبیٰ/شریکة سیّد الشُّهدٰاء/عارفة-عابدة-راضیة
سپهر عفت و عصمت مه برج حیا زینب/یگانه دخت زهرا بنت شاه اولیا زینب
نبیخصلت، علیصولت، حَسنخلق و حُسینسیرت/شبیه مادرش زهرا بُدی سرتابهپا زینب
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ اللهُ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ[:]
اَلَّذٖینَ اِذٰا اَصٰابَتْهُمْ مُصـٖیبَةٌ قٰالُوا اِنّٰا لِلهِ وَ اِنّٰا اِلَیْهِ رٰاجِعُونَ
اُولٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوٰاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ اُولٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
قٰالَتْ عَلَیْهَا السَّلٰامُ لِیَزٖیدَ لَعَنَهُ اللهُ[:]
حَسْبُکَ بِاللهِ حٰاکِمًا وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ خَصـٖیمًا
وَ بِجَبْرَئـٖیلَ ظَهـٖیرًا وَ سَیَعْلَمُ مَنْ سَوّیٰ لَکَ وَ مَکَّنَکَ مِنْ رِقٰابِ الْمُسْلِمـٖینَ
بِئْسَ لِلظّٰالِمـٖینَ بَدَلًا وَ اَیُّکُمْ شَرٌّ مَکٰانًا وَ اَضْعَفُ جُنْدًا
🔹[ترجمه: حضرت زینب علیهاالسلام به یزید ملعون فرمود:
همين تو را بس كه خداوند [درمیان ما] حاكم و داور است و محمد صلى اللّٰه عليه و آله دشمن [دشمنان ما] است
و جبرئيل پشتيبان [ما] است. به همين زودى آن كس (معاويه) كه راه را برای تو هموار ساخت و بر گردن مردم سوارت كرد خواهد فهميد كه
براى ستمكاران چه بد جایگزینی خواهد بود و كدام يک از شما جايگاهش بدتر و سپاهش ناتوانتر است.]
(چپ، از بالا به پایین:🔻)
لَمّٰا وُلِدَتْ قٰالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ لِفٰاطِمَةَ[:] یٰا بَضْعَتـٖی و قُرَّةَ عَیْنـٖی
اِنَّ مَنْ بَکیٰ عَلَیْهٰا وَ عَلیٰ مَصٰائِبِهٰا یَکونُ ثَوٰابُ بُکٰائِهٖ کَثَوٰابِ
مَنْ بَکیٰ عَلیٰ اَخَوَیْهٰا ثُمَّ سَمّٰاهٰا زَیْنَبَ
🔹[ترجمه: چون [زینب] ولادت یافت، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه فرمود: ای پارۀ تن و نور چشمم،
هرآینه هرکس بر این مولود و بر مصیبتهایش بگرید، ثواب گریهاش مانند ثواب
کسی است که بر دو برادرش بگرید. سپس او را زینب نامید.]
قٰالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلٰامُ لِعَمَّتِهٖ زَیْنَبَ:
... اَنْتِ بِحَمْدِ اللهِ عٰالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ
وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ...
🔹[ترجمه: امام علی بن حسین علیهماالسلام به عمه خود زینب فرمود:
شما، بحمدالله، بانوی عالمی هستی که تعلیم ندیدهای
و فهمیدهای هستی که کسی به شما تفهیم نکرده.]
اسماعیلی قوچانی
۶۸/۴/۳۱ عید غدیر
@AghayedNet
AghayedNet
کتیبۀ «یا زینب الکبری» (وسط، از بالا به پایین:🔻) هُوَ الْحَسـٖیبُ اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا زَیْنَبَ الْکُبْریٰ بِنْتَ اَمـٖیرِالْمُؤْمِنـٖینَ عَلَیْهِ السَّلٰامُ یا ولیَّة الله الکبریٰ یا صدّیقة الصغریٰ/مظلُومة/محدّثة-موثّقَة/یا عقیلة بنیهاشم/ایتها النقیبة…
IMG_20260104_215602_220.jpg
22.8 MB
🔺کتاب تازهمنتشرشده
مخزن البکاء فی مصیبة سیدالشهداء علیهالسلام
از آثار شیخ محمدصالح برغانی
درباره مؤلف: اینجا
#شیخیه
@AghayedNet
مخزن البکاء فی مصیبة سیدالشهداء علیهالسلام
از آثار شیخ محمدصالح برغانی
درباره مؤلف: اینجا
#شیخیه
@AghayedNet
🎁 همزمان با اعیاد ماه رجب و سالروز نگارش کتاب حقایق الطب، معرفی میگردد:
🔺کتاب تازهمنتشرشده
درسگفتارهای حقایق الطب، جلد سوم
🔸۳۲۴ صفحه (از درس ۳۷ تا ۵۲، یک پیوست و کتابنامه)
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
درسگفتارهای حقایق الطب، جلد سوم
🔸۳۲۴ صفحه (از درس ۳۷ تا ۵۲، یک پیوست و کتابنامه)
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸اَلّلهمّ صَلّ عَلی مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّد وَ عَجِّل لِوَلِیکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیةَ وَ النَّصرَ وَ اجْعَلْنا مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ وَ اَتباعِهِ وَ شیعَتِهِ وَ اَرِنا فِی آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَولِیائِهِمْ عَلَیهِمُالسَّلامُ ما یَأْمُلُونَ وَ فِی عَدُوِّهِم ما یَحْذَرونَ اِٰله الْحَقِّ آمین یا ذَاالْجَلالِ وَ الاِکْرام یا اَرْحَمَ الرّاحِمین.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺بیاناتی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه در شرح بخشی از مناجات شعبانیه
@AghayedNet
@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺امور ضروری درباره امام زمان حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻بیانی از عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد اَحسائی، اعلی الله مقامه
دربارۀ حدیث زیارت نیمۀ شعبان
🔹روی الثقة الجلیل ابن طاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب.
🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لمیبالوا بفعل فرعون بهم.
فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب.
و کتب احمد بن زینالدین.
(جوامع الکلم، ج۹، «رسالة فی جواب الآخوند الملا محمدحسین [البافقی]»، ص۵۶۶)
🔸در شرح فقرهای از حدیث که امام علیهالسلام میفرمایند: اگر مردم میدانستند که چه ثوابی برای زیارت [سیدالشهداء علیهالسلام] در نیمه شعبان است، «لقامت ذکور رجال علی الخشب»، میفرماید:
[حاصل معنی:]
🔸این فرمایش وجوهی دارد. صحیحترین، طبیعیترین و بیتکلفترینِ آن وجوه همان معنایی است که گفته شده:
هرآینه شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت امام حسین علیهالسلام میشتابند، بهعلت اشتیاقشان به ثواب زیارت آن بزرگوار، حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان بهناحق آنان را به دار بکشند؛ همانگونه که ساحرانِ زمانِ حضرتِ موسی علیهالسلام به نبوت آن حضرت ایمان آوردند و هیچ ابایی نداشتند از آنچه فرعون با ایشان میکند.
پس اگر مردم موقعیت زیارت امام حسین علیهالسلام را بدانند، حضرت را زیارت خواهند کرد، اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند. آنگاه اگر چنین کنند و به زیارت روند، به دار کشیده شوند... .
@AghayedNet
دربارۀ حدیث زیارت نیمۀ شعبان
🔹روی الثقة الجلیل ابن طاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب.
🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لمیبالوا بفعل فرعون بهم.
فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب.
و کتب احمد بن زینالدین.
(جوامع الکلم، ج۹، «رسالة فی جواب الآخوند الملا محمدحسین [البافقی]»، ص۵۶۶)
🔸در شرح فقرهای از حدیث که امام علیهالسلام میفرمایند: اگر مردم میدانستند که چه ثوابی برای زیارت [سیدالشهداء علیهالسلام] در نیمه شعبان است، «لقامت ذکور رجال علی الخشب»، میفرماید:
[حاصل معنی:]
🔸این فرمایش وجوهی دارد. صحیحترین، طبیعیترین و بیتکلفترینِ آن وجوه همان معنایی است که گفته شده:
هرآینه شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت امام حسین علیهالسلام میشتابند، بهعلت اشتیاقشان به ثواب زیارت آن بزرگوار، حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان بهناحق آنان را به دار بکشند؛ همانگونه که ساحرانِ زمانِ حضرتِ موسی علیهالسلام به نبوت آن حضرت ایمان آوردند و هیچ ابایی نداشتند از آنچه فرعون با ایشان میکند.
پس اگر مردم موقعیت زیارت امام حسین علیهالسلام را بدانند، حضرت را زیارت خواهند کرد، اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند. آنگاه اگر چنین کنند و به زیارت روند، به دار کشیده شوند... .
@AghayedNet
🔺توجه و توسل به ساحت امام عصر، حجة بن الحسن المهدی عجل الله فرجه در نسخههای خطی مکتبی
بعضی از کاتبان دروس و مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم در ابتداء درس یا موعظه، عباراتی در توسل به حضرت بقیت الله عجل الله فرجه و صلوات الله علیه یادداشت میکردند.
@AghayedNet
بعضی از کاتبان دروس و مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم در ابتداء درس یا موعظه، عباراتی در توسل به حضرت بقیت الله عجل الله فرجه و صلوات الله علیه یادداشت میکردند.
@AghayedNet
✔️🔻 ادعای یکی بودن معاد احسائی و معاد صدرائی
ازنظر مبدع لزوم وحدت ناطق شیعی
محمدخان کرمانی در رسالهای چنین نگاشته است:
«نپندارد که این قول در معاد مخصوص مشایخ ما است و سایر محققین علماء این بیان را نکردهاند. بلکه هریک اهل فهم و ذکاوتی بوده است تصریح نموده به اینکه اعراض زایل است و برنمیگردد و همان بدن خالص که جسم حقیقی است عود میکند. بلی، بعضی اسمش را چیز دیگر گذاردهاند، ولی مطلب همین است. مثل مرحوم آخوند ملاصدرا و مرحوم ملامحسن و جمعی کثیر از کسانی که آن مشرب را دارند، آن جسم اصلی را صورت اسم گذاردهاند به ملاحظات حکمیه که اینجا محل ذکر آنها نیست و در کتب خود مفصل و مشروح نگاشتهاند. ازجمله در عرشیه بیان کرده است که نفس انسانی بدنی مناسب جنت به خود میگیرد و داخل جنت میشود. و مذهب او مسلّم و معروف است و محتاج به بیان نیست و مرحوم مجلسی اعلی الله درجته الخ.»
صریح سخن صدرا در عرشیه چنین است: «ان کل ما یشاهده الانسان فی الآخرة و یراه من انواع النعیم من الحور و القصور و الجنان و الاشجار و الانهار و اضداد هذه من انواع العذاب التی فی النار لیست بامور خارجة عن ذات النفس مباینة لوجدها و انها اقوی تجوهراً و آکد تقرراً و ادوم حقیقةً من الصور المادیة المتجددة المستحیلة بحکم الاصل الرابع» (کتاب العرشیة، ص۵۲).
(آنچه آدمی در آن جهان میبیند، از انواع نعمتها مانند حور و قصور و باغها و درختان و نهرها، و اضداد اینها ازقبیل عذابهای آتش، چیزهایی نیست که از گوهر ذات جدا باشد. صورتهای آنجهانی استوارتر و تواناتر و بادوامترند از صورتهای مادیِ متجدد، به حکم «اصل چهارم».)
خلاصۀ اصلِ چهارمِ او در مباحث معاد آن است که صورتهای خیالی از جهان جان بیرون نیستند و تا انسان در عالم طبیعت باقی است، این صورتها در نهایت ضعفاند و پساز جدایی از تن، در نهایت قوت و شدت میگردند.
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در شرح خود بر العرشیه، مکرر بیان فرمودهاند که معاد صدرائی معاد صُوَر خَیالیه است و او قائل به عود ماده نیست و مثلاً میگوید: «ان کل شخص یقوم بصورته لا بمادته و هی عین ماهیته.» شیخ رفع الله شأنه بیان میکنند که در روایات آمده که هر شخصی به نفس مادهاش و صورت اخروی عود میکند و روایات این بحث را نقل فرمودهاند (رک: جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۴۲۵). بنابراین، نظر حق، طبق روایات اهلالبیت، این است که «فالمُعاد حقیقةً هو المادة بهیئة عمل الشخص و ان کانت المادة فی نوعها تتبدل من نوع الی نوع بصور الاعمال لکن المعاد هو اللابس للصورة لا نفس الصورة کما زعمه المصنف» (همان، ص۴۷۷).
ممکن است شخصی با مطالعه العرشیه بگوید: صدرا عباراتی دارد که مُشعر به نظر حق است. شیخ مرحوم این را هم پاسخ فرمودهاند که هرچند ممکن است او چنین عباراتی داشته باشد؛ ولی در مواضع متعدد تصریح کرده است که مَعاد مَعاد صُوَر نفسانیه است: «و المصنف و ان كان كلامه يوهم الموافقة لما قلنا لكنه صرّح فی غير هذا الموضع فيما ان الموادَّ كلها تفنی و تعدم و انّما تعاد بصورته لا بمادته لانّ حقيقة العَوْد عنده انّما هو للنَّفْس و اللازم للمعاد حقيقة هو الصورة» (همان، ص۶۱۳).
بههرروی، اگر محمدخان کرمانی خواسته دیدگاه شیخ مرحوم را در نقد کلام صدرا بیان کند، باید قائل شود که معاد صدرائی غیراز معاد احسائی است؛ نه اینکه میان این دو نسبت اینهمانی برقرار کند و مذهب او را «مسلّم» بینگارد. گویا تمام نزاعهای شیخ مرحوم با صدرای شیرازی نزاع لفظی است و در اصل، اتحاد دارند! وحالآنکه خود شیخ بیان فرمودهاند که نزاع ما معنوی است و لفظی نیست (رک: همان، ص۶۵۶).
@AghayedNet
ازنظر مبدع لزوم وحدت ناطق شیعی
محمدخان کرمانی در رسالهای چنین نگاشته است:
«نپندارد که این قول در معاد مخصوص مشایخ ما است و سایر محققین علماء این بیان را نکردهاند. بلکه هریک اهل فهم و ذکاوتی بوده است تصریح نموده به اینکه اعراض زایل است و برنمیگردد و همان بدن خالص که جسم حقیقی است عود میکند. بلی، بعضی اسمش را چیز دیگر گذاردهاند، ولی مطلب همین است. مثل مرحوم آخوند ملاصدرا و مرحوم ملامحسن و جمعی کثیر از کسانی که آن مشرب را دارند، آن جسم اصلی را صورت اسم گذاردهاند به ملاحظات حکمیه که اینجا محل ذکر آنها نیست و در کتب خود مفصل و مشروح نگاشتهاند. ازجمله در عرشیه بیان کرده است که نفس انسانی بدنی مناسب جنت به خود میگیرد و داخل جنت میشود. و مذهب او مسلّم و معروف است و محتاج به بیان نیست و مرحوم مجلسی اعلی الله درجته الخ.»
صریح سخن صدرا در عرشیه چنین است: «ان کل ما یشاهده الانسان فی الآخرة و یراه من انواع النعیم من الحور و القصور و الجنان و الاشجار و الانهار و اضداد هذه من انواع العذاب التی فی النار لیست بامور خارجة عن ذات النفس مباینة لوجدها و انها اقوی تجوهراً و آکد تقرراً و ادوم حقیقةً من الصور المادیة المتجددة المستحیلة بحکم الاصل الرابع» (کتاب العرشیة، ص۵۲).
(آنچه آدمی در آن جهان میبیند، از انواع نعمتها مانند حور و قصور و باغها و درختان و نهرها، و اضداد اینها ازقبیل عذابهای آتش، چیزهایی نیست که از گوهر ذات جدا باشد. صورتهای آنجهانی استوارتر و تواناتر و بادوامترند از صورتهای مادیِ متجدد، به حکم «اصل چهارم».)
خلاصۀ اصلِ چهارمِ او در مباحث معاد آن است که صورتهای خیالی از جهان جان بیرون نیستند و تا انسان در عالم طبیعت باقی است، این صورتها در نهایت ضعفاند و پساز جدایی از تن، در نهایت قوت و شدت میگردند.
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در شرح خود بر العرشیه، مکرر بیان فرمودهاند که معاد صدرائی معاد صُوَر خَیالیه است و او قائل به عود ماده نیست و مثلاً میگوید: «ان کل شخص یقوم بصورته لا بمادته و هی عین ماهیته.» شیخ رفع الله شأنه بیان میکنند که در روایات آمده که هر شخصی به نفس مادهاش و صورت اخروی عود میکند و روایات این بحث را نقل فرمودهاند (رک: جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۴۲۵). بنابراین، نظر حق، طبق روایات اهلالبیت، این است که «فالمُعاد حقیقةً هو المادة بهیئة عمل الشخص و ان کانت المادة فی نوعها تتبدل من نوع الی نوع بصور الاعمال لکن المعاد هو اللابس للصورة لا نفس الصورة کما زعمه المصنف» (همان، ص۴۷۷).
ممکن است شخصی با مطالعه العرشیه بگوید: صدرا عباراتی دارد که مُشعر به نظر حق است. شیخ مرحوم این را هم پاسخ فرمودهاند که هرچند ممکن است او چنین عباراتی داشته باشد؛ ولی در مواضع متعدد تصریح کرده است که مَعاد مَعاد صُوَر نفسانیه است: «و المصنف و ان كان كلامه يوهم الموافقة لما قلنا لكنه صرّح فی غير هذا الموضع فيما ان الموادَّ كلها تفنی و تعدم و انّما تعاد بصورته لا بمادته لانّ حقيقة العَوْد عنده انّما هو للنَّفْس و اللازم للمعاد حقيقة هو الصورة» (همان، ص۶۱۳).
بههرروی، اگر محمدخان کرمانی خواسته دیدگاه شیخ مرحوم را در نقد کلام صدرا بیان کند، باید قائل شود که معاد صدرائی غیراز معاد احسائی است؛ نه اینکه میان این دو نسبت اینهمانی برقرار کند و مذهب او را «مسلّم» بینگارد. گویا تمام نزاعهای شیخ مرحوم با صدرای شیرازی نزاع لفظی است و در اصل، اتحاد دارند! وحالآنکه خود شیخ بیان فرمودهاند که نزاع ما معنوی است و لفظی نیست (رک: همان، ص۶۵۶).
@AghayedNet