✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش سوم
شیخ مرحوم أعلی الله مقامه در مطاوی این کتاب به مسائل فقهی مرحوم شهید ثانی عنایت ویژه داشتهاند و این فتاوا را در ابواب مختلف، مطابق ترتیب ابجد، نقل فرمودهاند. ایشان در پایان هر فتوای شهید ثانی به یکی از این اَشکال نام او را آوردهاند:
(جوامع الکلم، ج۱۰، «کشکول الشیخ الأوحد أعلی الله مقامه»، ص۱۷۱)
(همان، ص۴۱۳)
(همان، ص۲۲) و
در اکثر مواضع به کلمه
اکتفا فرمودهاند (همان، ص۱۳ و ۱۷ و ۲۲ و...). نقل تکتک موارد و ارجاعدهی در این مختصر نمیگنجد.
در صفحهای از این کتاب شریف میفرمایند:
(همان، ص۳۷۶)
ایشان در صفحاتی به شرح یا نقد بعضیاز این فتاوا نیز پرداختهاند. به نمونهای اشاره میکنیم:
(همان، ص۳۴۶)
علاوهبر کتاب الکشکول، در جایجای آثار خود به رسالههای شهید ثانی ارجاع دادهاند. ایشان در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و الرسالة الإجماعیة، از شهید ثانی به
تعبیر میآورند (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۲، «شرح قوله علیهالسلام: سعد من والاکم و هلک من عاداکم و خاب من حجدکم و...»، ص۲۳۱ ــ جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۲۶). به نام رسالههای او همچون شرح الألفیة (جوامع الکلم، ج۶، «جواب الشیخ محمدکاظم بن محمدعلی»، ص۱۸۱)، مسکّن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۲، «شرح قوله علیهالسلام: سعد من والاکم و هلک من عاداکم و خاب من حجدکم و...»، ص۲۳۱)، شرح اللمعة (جوامع الکلم، ج۷، «الرسالة الحیدریة»، ص۱۰۶)، روض الجنان (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الفقهیة»، ص۶۵۶)، شرح الشرایع (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۲۶)، و... اشاره میکنند و مطالبی نقل میفرمایند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش سوم
شیخ مرحوم أعلی الله مقامه در مطاوی این کتاب به مسائل فقهی مرحوم شهید ثانی عنایت ویژه داشتهاند و این فتاوا را در ابواب مختلف، مطابق ترتیب ابجد، نقل فرمودهاند. ایشان در پایان هر فتوای شهید ثانی به یکی از این اَشکال نام او را آوردهاند:
مسائل الشیخ زینالدین
(جوامع الکلم، ج۱۰، «کشکول الشیخ الأوحد أعلی الله مقامه»، ص۱۷۱)
من مسائل شیخ زینالدین
(همان، ص۴۱۳)
دروس زینالدین
(همان، ص۲۲) و
زینالدین.
در اکثر مواضع به کلمه
زینالدین
اکتفا فرمودهاند (همان، ص۱۳ و ۱۷ و ۲۲ و...). نقل تکتک موارد و ارجاعدهی در این مختصر نمیگنجد.
در صفحهای از این کتاب شریف میفرمایند:
تمت فوائد الشهید الثانی قدس الله روحه و هذا آخرها، و قد رتّبتها فی هذا المجموع علی ترتیب الحروف لیسهل الإطلاع علیها، نقلتها من نسخة ذکر فیها بعد هذا الکلام قال: و هذه الفوائد کلها مشافهة عن الشیخ زینالدین سلمه الله تعالی، هـ.
(همان، ص۳۷۶)
ایشان در صفحاتی به شرح یا نقد بعضیاز این فتاوا نیز پرداختهاند. به نمونهای اشاره میکنیم:
فائدة: الموضع المحصور ستة أذرع طولاً و أربعة عرضاً بالعرف فلو وقع فی مثل هذا القدر نجاسة و لمیعلم محلها وجب اجتنابه و ما زاد علی هذا القدر لایجب اجتنابه بل یحکم علیه بالطهارة فلو مسّ بعضه برطوبة أو صلی فی موضع ذلک لمیحکم بالنجاسة و صحّت الصلوة و نقل عن الشیخ فی النهایة أن المحل المحصور لو مسّه برطوبة لمینجس الملاقی بل ینجس لأن له حکم المشتبه به، زینالدین.
أقول: لعل تحدیده ذلک استفاده من العرف و کلام الأصحاب فیه مخالف لذلک فإنهم یطلقونه علی أکبر من ذلک و العرف یشهد لهم بعدم التحدید، أحمد.
(همان، ص۳۴۶)
علاوهبر کتاب الکشکول، در جایجای آثار خود به رسالههای شهید ثانی ارجاع دادهاند. ایشان در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و الرسالة الإجماعیة، از شهید ثانی به
شیخنا الشهید الثانی
تعبیر میآورند (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۲، «شرح قوله علیهالسلام: سعد من والاکم و هلک من عاداکم و خاب من حجدکم و...»، ص۲۳۱ ــ جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۲۶). به نام رسالههای او همچون شرح الألفیة (جوامع الکلم، ج۶، «جواب الشیخ محمدکاظم بن محمدعلی»، ص۱۸۱)، مسکّن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۲، «شرح قوله علیهالسلام: سعد من والاکم و هلک من عاداکم و خاب من حجدکم و...»، ص۲۳۱)، شرح اللمعة (جوامع الکلم، ج۷، «الرسالة الحیدریة»، ص۱۰۶)، روض الجنان (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الفقهیة»، ص۶۵۶)، شرح الشرایع (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۲۶)، و... اشاره میکنند و مطالبی نقل میفرمایند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش چهارم
با همه ارتباط و علاقه به میراث علمی شهید ثانی، شیخ مرحوم رفع الله شأنه در مواضعی نقدهایی علمی بر دیدگاههای او دارند، چنانکه در معرفی کتاب الکشکول اشاره کردیم. بهویژه در الرسالة الإجماعیة همراه حفظ شأنیت شهید ثانی، جرحوتعدیلهایی درباره اقوال او، و نه شخصیت او، بیان میفرمایند.
مثلاً در بخشیاز این رساله مرقوم کردهاند:
(جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۱۹)
و در قسمتی دیگر:
(همان، ص۱۰۵)
و در موضعی دیگر:
(همان، ص۸۲)
و در صفحهای دیگر:
(همان، ص۸۱)
و در عبارتی دیگر:
(همان، ص۸۲)
بهعنوان آخرین شاهد، به نمونهای دیگر از رساله مذکور (الرسالة الإجماعیة) اکتفا میکنیم:
(همان، ص۱۰۷)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش چهارم
با همه ارتباط و علاقه به میراث علمی شهید ثانی، شیخ مرحوم رفع الله شأنه در مواضعی نقدهایی علمی بر دیدگاههای او دارند، چنانکه در معرفی کتاب الکشکول اشاره کردیم. بهویژه در الرسالة الإجماعیة همراه حفظ شأنیت شهید ثانی، جرحوتعدیلهایی درباره اقوال او، و نه شخصیت او، بیان میفرمایند.
مثلاً در بخشیاز این رساله مرقوم کردهاند:
و أما قول الشهيد (ره) فی احتجاجه علی الحجية بقوة الظن فی جانب الشهرة فغير متجه [...].
(جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۱۹)
و در قسمتی دیگر:
الشهيد (ره) لايجهل هذه المسألة و هو من اهل الفن.
(همان، ص۱۰۵)
و در موضعی دیگر:
و لقد تتبعت كثيراً من كلامه و من كلام غيره.
(همان، ص۸۲)
و در صفحهای دیگر:
فاعتراض الشهيد (ره) و نقله لهذا الكلام مدخول لا وجه له و إن أبی [...].
(همان، ص۸۱)
و در عبارتی دیگر:
هو مع دقة نظره و سعة دائرته و شدة تنقیره (تنظره خ) لاسيما فی شرح اللمعة (فإنه خ) قد أفتی فی مواضع نفی فيها وجود النص مع وجوده [...]. فالعلماء شكر الله سعيهم و هو منهم أجل شأناً من أنيكونوا مقلدين فيما تحملوا ولكن ورد فی الحديث عنهم علیهمالسلام: لو علم الناس كيف خلق اللّٰه هذا الخلق لميلم أحد أحداً [وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۶۱]. [...] اللهم اغفر لی و لاتؤاخذنی بأسوء عملی اللهم اغفر لنا (و ارحمنا خ) و لإخواننا الذين سبقونا بالإيمان و لاتجعل فی قلوبنا غلاً للذين آمنوا ربنا إنک رؤوف رحيم.
(همان، ص۸۲)
بهعنوان آخرین شاهد، به نمونهای دیگر از رساله مذکور (الرسالة الإجماعیة) اکتفا میکنیم:
قال (ره): ”[...] و أما الشهید الثانی فقد أساء الأدب معهم کثیراً، قال بعد أنأورد ما یقرب من أربعین مسألةً ادعی الشیخ فیها الإجماع و لیس کذلک قال: و أفردنا هذه المسائل للتنبیه علی أنلایغتر الفقیه بدعوی الإجماع فقد وقع فیه الخطاء و المجازفة کثیراً من کل واحد من الفقهاء سیما من الشیخ و المرتضی. و فیه تصریح بتخطئة السید و الشیخ و غیرهما و نسبتهم إلی المجازفة مع أنه ناقض نفسه فی أماکن کثیرة [...].“
أقول: إن مقام الشهید أرفع من أنیجهل کل الجهل بأنینکر الإجماع و یقع فی الشیخ و غیره ولکن له مقاصد و لکلامه محامل و إن کنا نجوز علیه الغفلة و الخطاء ولکن بین لک أن الإجماعات المنقولة لیست من قبیل الأخبار (الآحاد خ) [...]. و قوله (ره): إنه ”أساء الأدب معهم کثیراً“ عجیب لأنه أنکر علی الشهید فی إساءة الأدب مع الشیخ و السید و لمینکر علی نفسه فی إساءة الأدب مع ألف سید مثل السید و ألف شیخ مثل الشیخ [...].
(همان، ص۱۰۷)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله 🔸بخش چهارم با همه ارتباط و علاقه به میراث علمی شهید ثانی، شیخ مرحوم رفع الله شأنه در مواضعی نقدهایی علمی بر دیدگاههای او دارند، چنانکه در معرفی کتاب الکشکول اشاره…
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش پنجم
این بزرگوار حاشیهای هم بر الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة نگاشتهاند که متأسفانه در دسترس نیست. (جوامع الکلم ج۷، «الرسالة الحیدریة»، ص۲۶۹»
و این تمامِ ارتباطِ شیخِ مرحوم أعلی الله مقامه با میراث علمی شهید ثانی نیست. بهنظر میرسد اوج این ارتباط، اعتماد و علاقه کتاب مناسک حج و عمرهٔ شهید ثانی است.
در نسخهای خطی از رسالة فی مناسک الحج شهید ثانی، کاتب (احمد بن جمالالدین مراغی) گزارشی از بیانات شیخ مرحوم أعلی الله مقامه درباره این رساله آورده که بسیار حائز اهمیت است. ابتدا مناسب است تأملی بر شخصیت احمد مراغی داشته باشیم.
اگرچه عجالتاً شرححالی از احمد مراغی یافت نشده، اما همینقدر میدانیم از شاگردان شیخ مرحوم أعلی الله مقامه بوده است و در کرمانشاه خدمت ایشان رسیده و مجموعهای از رسائل ایشان را کتابت نموده است. وی در پایان مجموعه رسائلی که استنساخ کرده، چنین نگاشته است:
وی تلاش کرده استنساخ او صحیح باشد. ازاینرو در پایان بعضی رسالهها عباراتی مُشعر به این نکته نگاشته است:
علاوهبر این، اجازه مفصلی از شیخ مرحوم أعلی الله مقامه برای احمد مراغی دردست است. تعبیرات شیخ موقعیت علمی و جایگاه دینی احمد مراغی را روشن میسازد و میتواند گونهای از شرحاحوالِ دینی و عقیدتی قلمداد گردد.
ایشان در بخشیاز این اجازه، به دستخط مبارک مرقوم فرمودهاند:
یکی دیگر از خدمات احمد مراغی ثبت پارهای از افادات و دروس شیخ أعلی الله مقامه است. آغاز این افادات چنین آمده:
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش پنجم
این بزرگوار حاشیهای هم بر الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة نگاشتهاند که متأسفانه در دسترس نیست. (جوامع الکلم ج۷، «الرسالة الحیدریة»، ص۲۶۹»
و این تمامِ ارتباطِ شیخِ مرحوم أعلی الله مقامه با میراث علمی شهید ثانی نیست. بهنظر میرسد اوج این ارتباط، اعتماد و علاقه کتاب مناسک حج و عمرهٔ شهید ثانی است.
در نسخهای خطی از رسالة فی مناسک الحج شهید ثانی، کاتب (احمد بن جمالالدین مراغی) گزارشی از بیانات شیخ مرحوم أعلی الله مقامه درباره این رساله آورده که بسیار حائز اهمیت است. ابتدا مناسب است تأملی بر شخصیت احمد مراغی داشته باشیم.
اگرچه عجالتاً شرححالی از احمد مراغی یافت نشده، اما همینقدر میدانیم از شاگردان شیخ مرحوم أعلی الله مقامه بوده است و در کرمانشاه خدمت ایشان رسیده و مجموعهای از رسائل ایشان را کتابت نموده است. وی در پایان مجموعه رسائلی که استنساخ کرده، چنین نگاشته است:
کتب ما فی هذا المجلد العبد الحقیر أحمد بن جمالالدین بن أحمد المراغی فی دار الدولة کرمانشاهان، سنة ۱۲۳۴.
وی تلاش کرده استنساخ او صحیح باشد. ازاینرو در پایان بعضی رسالهها عباراتی مُشعر به این نکته نگاشته است:
صححت الرسالة إلا ما زاغ البصر.
علاوهبر این، اجازه مفصلی از شیخ مرحوم أعلی الله مقامه برای احمد مراغی دردست است. تعبیرات شیخ موقعیت علمی و جایگاه دینی احمد مراغی را روشن میسازد و میتواند گونهای از شرحاحوالِ دینی و عقیدتی قلمداد گردد.
ایشان در بخشیاز این اجازه، به دستخط مبارک مرقوم فرمودهاند:
[...] أما بعد، فإنّ المحترم الممجّد، سامی الشرف و المحتد، العالم العامل و العارف الفاضل، الکامل الأوحد آقا أحمد بن الأکرم الأوحد المعظم آقا جمال مراغی، أدام الله فی الخیرات بقاءه و رفع فی معارج الکمال ارتقاءه، قد استجازنی فی روایة الأخبار و تحمل الآثار کما جرَت به عادة العلماء الأخیار، فحیثُ رأیت استقامة فهمه و معرفته فی علمه و صلاحه و احتیاطه فی دینه و شدة طلبه لمظانّ یقینه، و عرفتُ حسن قابلیته و إقباله و ما ظهر لی من کثیر من جمیل أحواله، استخرتُ الله سبحانه و سارعتُ إلی إجابة دعوته و شرعتُ فی تنجیز طلبته کما جرت به عادة العلماء الأبرار و الحکماء الأخیار، کلّ خلف منهم عن سلف فی مضامیر المجد و الشرف، تیمناً باقتفاء آثارهم و اقتداءً بطریقتهم و منارهم. و أجزتُ له أعلی الله مقامه و أشاد شأنه و إعظامه حیث وجدتُه أهلاً لذلک، أنیروی عنّی جمیع مقروءاتی و مسموعاتی [...] و ما جری به قلمی و حرّره کلمی، من مقدمات و رسائل و حواش و أجوبة مسائل أو خطب و دلائل، و سائر ما وصل إلیّ من سائر العلوم من منثور و منظوم و باد و مکتوم، بطرقی المتصلة بسائر ما ألّفَ فی سائر العلوم [...] و الحمد لله رب العالمین. و کتبتُ لجنابه هذه الإجازة رفع الله شأنه [...].
یکی دیگر از خدمات احمد مراغی ثبت پارهای از افادات و دروس شیخ أعلی الله مقامه است. آغاز این افادات چنین آمده:
من إفادات رئیس الفقهاء و المحققین و عمدة العلماء و المدققین، الوحید الأوحد و الفرید الأمجد، الجناب المعتمد، الشیخ أحمد الأحسائی أدام الله ظله العالی علی رؤوس العباد. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، قال أطال الله بقاءه و أدام علی رؤوس أهل الإسلام ظلاله: فائدة الأمر بالفعل یقتضی إیجابه فقط و امتثال ذلک الأمر [...].
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش ششم و پایانی
پساز این معرفی اجمالی، مناسب است تمام نوشته مراغی در ابتدای رساله مناسک حج را نقل کنیم:
کاتب در پایان رساله، همین مطلب را با این عبارات تأکید نموده است:
احمد مراغی در این گزارش آورده است که در ماه رجب سال ۱۲۳۴ ق، در کرمانشاه خدمت شیخ مرحوم أعلی الله مقامه رسیده است و بهطور حضوری از ایشان شنیده که فرمودهاند: آنچه در رساله مناسک حج و عمره شهید ثانی است، مورد اعتماد من است و به آن فتوا میدهم و عمل میکنم.
در کتابخانه مجلس شورا، نسخهای خطی است که بهعنوان «ترجمه فتاوای شیخ احمد» شناخته شده است (شرح أحوال الشیخ أحمد بن زینالدین الأحسائی قدسسره، ج۳، ص۲۷۷). نویسندهٔ این رساله مینویسد:
نویسندهْ رساله یا مقدمه رساله را از شیخ مرحوم معرفی کرده است. با مقایسه متن این رساله با رسالة فی مناسک الحج و العمرهٔ شهید ثانی، مییابیم این همان است که ترجمه شده. اما چون شیخ مرحوم أعلی الله مقامه به آن فتوا داده و تأیید فرموده بودند، مترجم بهعنوان فتاوای شیخ مرحوم أعلی الله مقامه رساله را ترجمه کرده است.
علاوهبر وجهی که اشاره شد، میشود این احتمال را هم داد که رساله شهید ثانی به فتوای فقیه حی (شیخ مرحوم أعلی الله مقامه) زنده است و عمل به آن مُجزی است.
رساله ترجمه مناسک حج شیخ أعلی الله مقامه در نسخهای به شماره ۱۰۱۵۹ در کتابخانه مجلس نگهداری میشود که مشتمل بر دو رساله است: نخست رساله ترجمه مناسک حج و دوم رساله کشف الحق عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی رفع الله شأنه در بحث معراج.
در ابتدای نسخه این عبارت تملک ملاحظه میشود:
سال گذشته، همزمان با ماه ذیحجه و با توجه به منحصربهفرد بودن این نسخه و ترجمه، به احیاء آن اقدام نمودیم تا دردسترس برادران و خواهران ایمانی مکتب استبصار قرار گیرد. علاوهبر حروفنگاری و مقابله، مدرکیابی شد و بعضی پاورقیهای توضیحی اضافه گردید. خداوند ما را از حاجیانِ خانهٔ حقیقیِ خود، بیتالولایه صلوات الله علیه، قرار دهد.
@AghayedNet
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش ششم و پایانی
پساز این معرفی اجمالی، مناسب است تمام نوشته مراغی در ابتدای رساله مناسک حج را نقل کنیم:
رسالة فی مناسک الحج للشهید الثانی طاب ثراه، و کلّ ما فیها هو ما ذهب إلیه الجناب الأفخم الأوحد الشیخ أحمد الأحسائی دام ظله العالی علی ما سمعت منه دام ظله مشافهةً و صراحةً. و کتبتها من رسالة فی یده دام ظله، و أنا أحمد بن جمال المراغی (سجع خاتم: لا إله إلّا الملک الحقّ المبین عبده أحمد).
کاتب در پایان رساله، همین مطلب را با این عبارات تأکید نموده است:
قد صحّحتُ هذه الرسالة من الأصل، و لقد سمعتُ مشافهةً من جناب الشیخ الأجل الأوحد معتمد الکل فی الکل، وارث علوم الأنبیاء و الرسل الشیخ أحمد بن الشیخ زینالدین الأحسائی أعلی الله مقامه أن هذه الرسالة التی فی مناسک الحج من مصنفات الشهید الثانی رحمهالله و کلّ ما فیها من الفرائض و السنن و الآداب و المکروهات و المحرّمات هو الذی أذهب إلیه و أعتمد علیه و أفتی به و أعمل بمضمونه من غیر تفاوت و اختلاف. و کان سماعی هذا فی شهر رجبالمرجب سنة أربع و ثلاثین و مائتین بعد الألف (۱۲۳۴) فی دار الدولة کرمانشاهان. حرّرها الداعی أحمد بن جمال المراغی طاب ثراه (مجدداً خاتَمِ کاتب، با همان سجع).
احمد مراغی در این گزارش آورده است که در ماه رجب سال ۱۲۳۴ ق، در کرمانشاه خدمت شیخ مرحوم أعلی الله مقامه رسیده است و بهطور حضوری از ایشان شنیده که فرمودهاند: آنچه در رساله مناسک حج و عمره شهید ثانی است، مورد اعتماد من است و به آن فتوا میدهم و عمل میکنم.
در کتابخانه مجلس شورا، نسخهای خطی است که بهعنوان «ترجمه فتاوای شیخ احمد» شناخته شده است (شرح أحوال الشیخ أحمد بن زینالدین الأحسائی قدسسره، ج۳، ص۲۷۷). نویسندهٔ این رساله مینویسد:
و این رساله مرتب است بر یک مقدمه و دو مقاله و یک خاتمه.
اما مقدمه؛ پس در بیانِ ترجمهٔ رسالهٔ حج عالیجناب شیخالمشایخ شیخ احمد أدام الله برکاته و پارهای از تهدیدات و تخویفات تارک حج و در بیان بعضیاز مثوبات حجکنندگان و کیفیت قصد بهسوی مناسک و اشاره اجمالیه بهسوی آنکه قصد در هریک از آنها به چه متعلق است [...].
نویسندهْ رساله یا مقدمه رساله را از شیخ مرحوم معرفی کرده است. با مقایسه متن این رساله با رسالة فی مناسک الحج و العمرهٔ شهید ثانی، مییابیم این همان است که ترجمه شده. اما چون شیخ مرحوم أعلی الله مقامه به آن فتوا داده و تأیید فرموده بودند، مترجم بهعنوان فتاوای شیخ مرحوم أعلی الله مقامه رساله را ترجمه کرده است.
علاوهبر وجهی که اشاره شد، میشود این احتمال را هم داد که رساله شهید ثانی به فتوای فقیه حی (شیخ مرحوم أعلی الله مقامه) زنده است و عمل به آن مُجزی است.
رساله ترجمه مناسک حج شیخ أعلی الله مقامه در نسخهای به شماره ۱۰۱۵۹ در کتابخانه مجلس نگهداری میشود که مشتمل بر دو رساله است: نخست رساله ترجمه مناسک حج و دوم رساله کشف الحق عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی رفع الله شأنه در بحث معراج.
در ابتدای نسخه این عبارت تملک ملاحظه میشود:
بسم الله تعالی، قد دخل فی نوبة الأقل الأضعف عبدالرحیم بن المرحوم علیأشرف فی محرم سنة ۱۲۷۰ فی قصبة کربلاء المشرفة.
سال گذشته، همزمان با ماه ذیحجه و با توجه به منحصربهفرد بودن این نسخه و ترجمه، به احیاء آن اقدام نمودیم تا دردسترس برادران و خواهران ایمانی مکتب استبصار قرار گیرد. علاوهبر حروفنگاری و مقابله، مدرکیابی شد و بعضی پاورقیهای توضیحی اضافه گردید. خداوند ما را از حاجیانِ خانهٔ حقیقیِ خود، بیتالولایه صلوات الله علیه، قرار دهد.
@AghayedNet
✔️🔻يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ
یکی از همراهان تصویرِ صفحهای از کتاب مبارک شرح العرشیهٔ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی را فرستادهاند که گویا در نظر مخالفان شیخ، پررنگ جلوه کرده و از آن، هماعتقادیِ شیخ و صدرا را استنباط کردهاند.
مخالفان ادعا کردهاند که شیخ احمد احسائی سخن ملاصدرا را که میگوید: «الإنسان لکونه مخلوقاً على مثال الله ذاتاً و صفة و فعلاً [...]» تأیید کرده و آن را «لاینافی التنزیه» دانسته است.
۱. متن مورد ادعا:
در بخشی از شرح العرشیة، شیخ مرحوم مرقوم فرمودهاند:
«و المصنف حكم بأنه تعالى خلق الانسان على صورته تعالى، قال فی شرح الكافی فی شرح حدیث العقل: ”و الإنسان لکونه [...] روحه الذی هو من أمر ربه مثال ذاته [...]“ فتدبّر هذا التشبيه الذی هو بيان التوحيد عنده و لا ينافی التنزيه [...].»
سپس ادامه میدهند که این نظریه، بهزعم ملاصدرا و حکمای صوفی، با «تنزیه» خدا منافات ندارد.
مخالفان با استناد به این بخش فرمایش: «و لاينافی التنزيه»، تصور کردهاند که این اعتقاد شیخ احسائی است.
۲. تحلیل و پاسخ شبهه:
جمله «و لاينافی التنزيه» نقلقول و تشریح دیدگاه ملاصدرا و مشایخ حکمت متعالیه است، نه اعتقاد شیخ احسائی؛ چراکه بعداز این عبارت، شیخ نظر انتقادی خود را بیان میکنند و تصریح دارند و بهطور مکرر اشاره میکنند که این دیدگاه «عندَه» است (نَه عندنا) و این دیدگاه «لاینافی الاصول التی قررها» و اینکه «عنده ان هذا لاینافی تنزیه الله».
به تعبیر دیگر، تمام این بخش فضایی کنایهآمیز و تلویحی و تُند دارد و ردّ اندیشه صدرا است.
بنابراین، استناد مخالفان به عبارت «لاینافی التنزیه» بهعنوان نظر شیخ احمد، تحریف آشکار است؛ چراکه شیخ این جمله را صرفاً نقل نظر ملاصدرا میدانند و در ادامه بهوضوح آن را رد میکنند.
@AghayedNet
یکی از همراهان تصویرِ صفحهای از کتاب مبارک شرح العرشیهٔ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی را فرستادهاند که گویا در نظر مخالفان شیخ، پررنگ جلوه کرده و از آن، هماعتقادیِ شیخ و صدرا را استنباط کردهاند.
مخالفان ادعا کردهاند که شیخ احمد احسائی سخن ملاصدرا را که میگوید: «الإنسان لکونه مخلوقاً على مثال الله ذاتاً و صفة و فعلاً [...]» تأیید کرده و آن را «لاینافی التنزیه» دانسته است.
۱. متن مورد ادعا:
در بخشی از شرح العرشیة، شیخ مرحوم مرقوم فرمودهاند:
«و المصنف حكم بأنه تعالى خلق الانسان على صورته تعالى، قال فی شرح الكافی فی شرح حدیث العقل: ”و الإنسان لکونه [...] روحه الذی هو من أمر ربه مثال ذاته [...]“ فتدبّر هذا التشبيه الذی هو بيان التوحيد عنده و لا ينافی التنزيه [...].»
سپس ادامه میدهند که این نظریه، بهزعم ملاصدرا و حکمای صوفی، با «تنزیه» خدا منافات ندارد.
مخالفان با استناد به این بخش فرمایش: «و لاينافی التنزيه»، تصور کردهاند که این اعتقاد شیخ احسائی است.
۲. تحلیل و پاسخ شبهه:
جمله «و لاينافی التنزيه» نقلقول و تشریح دیدگاه ملاصدرا و مشایخ حکمت متعالیه است، نه اعتقاد شیخ احسائی؛ چراکه بعداز این عبارت، شیخ نظر انتقادی خود را بیان میکنند و تصریح دارند و بهطور مکرر اشاره میکنند که این دیدگاه «عندَه» است (نَه عندنا) و این دیدگاه «لاینافی الاصول التی قررها» و اینکه «عنده ان هذا لاینافی تنزیه الله».
به تعبیر دیگر، تمام این بخش فضایی کنایهآمیز و تلویحی و تُند دارد و ردّ اندیشه صدرا است.
بنابراین، استناد مخالفان به عبارت «لاینافی التنزیه» بهعنوان نظر شیخ احمد، تحریف آشکار است؛ چراکه شیخ این جمله را صرفاً نقل نظر ملاصدرا میدانند و در ادامه بهوضوح آن را رد میکنند.
@AghayedNet
✔️🔻در حاشیهٔ مقالهای درباره معادِ اَحسائی
در مقاله «نظرية المثل المعلقة و أثرها على عقيدة البعث في فكر أحمد الأحسائي»، نویسنده تلاش کرده است دیدگاه مرحوم شیخ احمد احسائی درباره معاد جسمانی را تحلیل و نقد کند. براساس این مقاله، شیخ احسائی بر این باور است که انسان دارای دو بدن است: بدن مادی، که فانی است و در قیامت بازنمیگردد؛
بدن هورقلیایی، که از عالم «المُثل المُعلّقة» است و در قیامت محشور میشود.
نویسنده مقاله گمان کرده است که تقریر شیخ احسائی از عالم هورقلیا همان دیدگاه سهروردی در حکمت اشراق است و از شباهتهای ظاهری برخی تعابیر، نتیجه گرفته که نظریه شیخ مبتنی بر فلسفه اشراقی و حتی متأثر از حکمت متعالیه ملاصدرا است. او سپس این نظریه را به نقد کشیده و اشکالاتی بر آن وارد ساخته، همچون ناسازگاری با ظواهر قرآن، مخالفت با اجماع مسلمین، ابهام در رابطه نفس و بدن، و تکیه بر مفاهیم فلسفی غیردینی. از دیدگاه وی، حذف بدن مادی از قیامت، با اصل «معاد جسمانی» در اسلام، ناسازگار است.
اما این اشکالات و استنتاجها برآمده از درک نکردن دقیق زبان و مبانی خاص شیخ احسائی در مراتب جسم و مراتب عالم است. شیخ احمد احسائی تصریح دارد که معاد جسمانی است، با جسمی لطیفتر از همین جسم مادی، اما عیناً همان ازحیث ماده. او در پاسخ به شبهه حذف بدن میفرماید:
«فإن قلتَ: ظاهر كلامك هذا أنّ الجسد الأول لا يُعاد و يلزم منه القول بنفی المعاد الجسمانی، قلتُ: ليس حيث تذهب، لأنّا نريد بالجسد الثانی المُعاد هو هذا الجسد المرئی الملموس بعينه و هو جسد الآخرة، و لكنه يُكسر و يُصاغ صيغة لا تحتمل الفساد و الخراب.»
این تصریح نشان میدهد که شیخ احسائی نهتنها منکر بازگشت بدن نیست، بلکه بر بازگشت همان بدن تأکید دارد، البته پساز گذر از مراتب تلطیف و صیاغت اخروی.
بنابراین، نظریه شیخ مبتنی بر انکار معاد جسمانی نیست، بلکه بر فهم خاصی از تحولات جسم در مراتب وجودی است. مقایسه آن با دیدگاههای اشراقی و صدرائی نیز نادرست است؛ چراکه تفاوتهای اساسی میان معاد احسائی و صدرائی برای اهل فن روشن و انکارناپذیر است.
جالب است که نویسنده، در نقد خود بر شیخ احمد احسائی، سخت بهدنبال یافتن نشانههایی از کفر و انحراف در اندیشه او است و این مقاله هم در مجلهای منتشر شده که در شهر «کَفرُ الشیخ» بهچاپ میرسد! شاید ازقضا، تطابق نام شهر و موضوع مقاله از ظرایف روزگار باشد؛ چراکه گویا نویسنده، هم درپیِ کفرِ شیخ بوده و هم بهخیال خود، آن را در کَفر الشیخ یافته است.
@AghayedNet
در مقاله «نظرية المثل المعلقة و أثرها على عقيدة البعث في فكر أحمد الأحسائي»، نویسنده تلاش کرده است دیدگاه مرحوم شیخ احمد احسائی درباره معاد جسمانی را تحلیل و نقد کند. براساس این مقاله، شیخ احسائی بر این باور است که انسان دارای دو بدن است: بدن مادی، که فانی است و در قیامت بازنمیگردد؛
بدن هورقلیایی، که از عالم «المُثل المُعلّقة» است و در قیامت محشور میشود.
نویسنده مقاله گمان کرده است که تقریر شیخ احسائی از عالم هورقلیا همان دیدگاه سهروردی در حکمت اشراق است و از شباهتهای ظاهری برخی تعابیر، نتیجه گرفته که نظریه شیخ مبتنی بر فلسفه اشراقی و حتی متأثر از حکمت متعالیه ملاصدرا است. او سپس این نظریه را به نقد کشیده و اشکالاتی بر آن وارد ساخته، همچون ناسازگاری با ظواهر قرآن، مخالفت با اجماع مسلمین، ابهام در رابطه نفس و بدن، و تکیه بر مفاهیم فلسفی غیردینی. از دیدگاه وی، حذف بدن مادی از قیامت، با اصل «معاد جسمانی» در اسلام، ناسازگار است.
اما این اشکالات و استنتاجها برآمده از درک نکردن دقیق زبان و مبانی خاص شیخ احسائی در مراتب جسم و مراتب عالم است. شیخ احمد احسائی تصریح دارد که معاد جسمانی است، با جسمی لطیفتر از همین جسم مادی، اما عیناً همان ازحیث ماده. او در پاسخ به شبهه حذف بدن میفرماید:
«فإن قلتَ: ظاهر كلامك هذا أنّ الجسد الأول لا يُعاد و يلزم منه القول بنفی المعاد الجسمانی، قلتُ: ليس حيث تذهب، لأنّا نريد بالجسد الثانی المُعاد هو هذا الجسد المرئی الملموس بعينه و هو جسد الآخرة، و لكنه يُكسر و يُصاغ صيغة لا تحتمل الفساد و الخراب.»
این تصریح نشان میدهد که شیخ احسائی نهتنها منکر بازگشت بدن نیست، بلکه بر بازگشت همان بدن تأکید دارد، البته پساز گذر از مراتب تلطیف و صیاغت اخروی.
بنابراین، نظریه شیخ مبتنی بر انکار معاد جسمانی نیست، بلکه بر فهم خاصی از تحولات جسم در مراتب وجودی است. مقایسه آن با دیدگاههای اشراقی و صدرائی نیز نادرست است؛ چراکه تفاوتهای اساسی میان معاد احسائی و صدرائی برای اهل فن روشن و انکارناپذیر است.
جالب است که نویسنده، در نقد خود بر شیخ احمد احسائی، سخت بهدنبال یافتن نشانههایی از کفر و انحراف در اندیشه او است و این مقاله هم در مجلهای منتشر شده که در شهر «کَفرُ الشیخ» بهچاپ میرسد! شاید ازقضا، تطابق نام شهر و موضوع مقاله از ظرایف روزگار باشد؛ چراکه گویا نویسنده، هم درپیِ کفرِ شیخ بوده و هم بهخیال خود، آن را در کَفر الشیخ یافته است.
@AghayedNet
✔️🔻 کتاب منتشرشده متون الاهرام
نوشتههایی که روی دیوارهای اتاقهای درون هرم اوناس را پوشانده نخستین نوشتههای کشفشده از مصر باستان است. این نوشتهها اکنون به نام «نوشتههای هرم» شناخته میشود. گفتهاند که اینها قدیمیترین متون دینی در تاریخ است که به ۲۳۰۰ سال پیشاز میلاد برمیگردد.
محتمل است که بخشهایی از این متون رموز باشد و به حقایق عوالم اشاره داشته باشد. همانطور که این تحقیق و احتمال را عالم ربانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، درباره پارهای متون باستانی شرقی مطرح کردهاند. ایشان میفرمایند:
نوشتههایی که روی دیوارهای اتاقهای درون هرم اوناس را پوشانده نخستین نوشتههای کشفشده از مصر باستان است. این نوشتهها اکنون به نام «نوشتههای هرم» شناخته میشود. گفتهاند که اینها قدیمیترین متون دینی در تاریخ است که به ۲۳۰۰ سال پیشاز میلاد برمیگردد.
محتمل است که بخشهایی از این متون رموز باشد و به حقایق عوالم اشاره داشته باشد. همانطور که این تحقیق و احتمال را عالم ربانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، درباره پارهای متون باستانی شرقی مطرح کردهاند. ایشان میفرمایند:
و اما آنچه نقل میکنند بعضی سیّاحان که در ولایت چین تواریخ پیدا میشود که از سالهای دراز در آنها احوالات نوشته است و آنچه هندوان میگویند که در بلاد ما تواریخ یافت میشود که احوالات صدهزار سال قبلاز این را نوشته است، اگر راست بگویند، مضایقه ندارم که حکمای سلف ایشان از انبیای ایشان احوالات همین عوالم را که ما ذکر کردیم [(تنزلات عقل)] ذکر کردهاند ولکن به لغت تعظیم قدرت خدا. پس تعبیر آوردهاند از این عالمها به آدمها و ذریهها و جنگها و صلحها و مجلسها و محفلها و سفرها و حضرها و بیان مدتها ازجهت مرتبهها. بعداز آنکه آن کتب علمی به دست جاهلان ایشان افتاد و بهجهت کفر ایشان به خاتم انبیا صلوات اللّه علیه و آله فهم از ایشان برداشته شد، چون در آن کتب نگاه کردند مراد انبیا و حکما را نفهمیدند.
مکارم الابرار (فارسی)، ج۳، «کتاب مباک ارشاد العوام جلد دوم»، ص۸۶
▪️ساعد الله قلبک یا بقیة الله فی مصیبة جدک المظلوم جعفر بن محمد الصادق علیهماالسلام
🔺شعر از مرحوم قوام العلماء
@AghayedNet
🔺شعر از مرحوم قوام العلماء
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸در سن پایین متوجه نبودم و گاهی حقالناس به گردنم است و الآن بسیار پشیمانم. چگونه این حقالناس را تا زندهام جبران کنم؟
پاسخ:
🔹اگر توانایی مالی دارید، بهاندازهای که اطمینان عادی پیدا میکنید، بهنیت صاحبان حقوق، بهعنوان ردِّ مظالم، پرداخت نمایید. و اگر توان مالی ندارید، از خداوند آمرزش بخواهید و در مواقع فراغت صلوات بفرستید و ثواب آن را برای صاحبان حقوق هدیه کنید.
#پرسش_و_پاسخ
🔸کسیکه به شخصی بدهی دارد و فراموش کرده است و پساز چهار سال متوجه میشود و آن شخص را پیدا نمیکند، آن مقدار را بهنیت صدقه باید تصدق کند یا وظیفۀ دیگری دارد؟
پاسخ:
🔹بهتر این است که بهنیت ردّ مظالم ازطرف آن شخص به حساب ردّ مظالم داده شود تا به مصرف معینشده برسد.
#پرسش_و_پاسخ
🔸یک نفر حدود ده سال پیش یک تکه طلا بهارزش هفتصد هزار تومان پیدا میکند و چند وقتی هم سعی در پیدا کردن صاحبش میکند، ولی صاحبش را نمیتواند پیدا کند. در آن زمان چون خیلی مشکل مالی داشته، خودش آن را میفروشد و صرف خود میکند. حالا میخواهد جبران کند و نمیداند چهکار کند. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
پاسخ:
🔹معادل آن را در این زمان بهنیت ردّ مظالم بدهد.
@AghayedNet
🔸در سن پایین متوجه نبودم و گاهی حقالناس به گردنم است و الآن بسیار پشیمانم. چگونه این حقالناس را تا زندهام جبران کنم؟
پاسخ:
🔹اگر توانایی مالی دارید، بهاندازهای که اطمینان عادی پیدا میکنید، بهنیت صاحبان حقوق، بهعنوان ردِّ مظالم، پرداخت نمایید. و اگر توان مالی ندارید، از خداوند آمرزش بخواهید و در مواقع فراغت صلوات بفرستید و ثواب آن را برای صاحبان حقوق هدیه کنید.
#پرسش_و_پاسخ
🔸کسیکه به شخصی بدهی دارد و فراموش کرده است و پساز چهار سال متوجه میشود و آن شخص را پیدا نمیکند، آن مقدار را بهنیت صدقه باید تصدق کند یا وظیفۀ دیگری دارد؟
پاسخ:
🔹بهتر این است که بهنیت ردّ مظالم ازطرف آن شخص به حساب ردّ مظالم داده شود تا به مصرف معینشده برسد.
#پرسش_و_پاسخ
🔸یک نفر حدود ده سال پیش یک تکه طلا بهارزش هفتصد هزار تومان پیدا میکند و چند وقتی هم سعی در پیدا کردن صاحبش میکند، ولی صاحبش را نمیتواند پیدا کند. در آن زمان چون خیلی مشکل مالی داشته، خودش آن را میفروشد و صرف خود میکند. حالا میخواهد جبران کند و نمیداند چهکار کند. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
پاسخ:
🔹معادل آن را در این زمان بهنیت ردّ مظالم بدهد.
@AghayedNet
🔺 کتاب تازهمنتشرشده
علی [علیهالسلام] راز سر به مُهر
سیمای نخستین امام در معنویت شیعی
ترجمهای از کتاب دکتر امیرمعزی
@AghayedNet
علی [علیهالسلام] راز سر به مُهر
سیمای نخستین امام در معنویت شیعی
ترجمهای از کتاب دکتر امیرمعزی
@AghayedNet
🔺کتاب منتشرشدۀ تعداد المسلمین فی العالم (تحلیل زمنی و جغرافی منذ البعثة النبویة الی القرن القادم)، به زبان عربی، در ١٢٠٠ صفحه، مشتمل بر نقشهها و جدولها و توضیحات تفصیلی
✔️🔻متنی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه درباره تعداد مسلمانان در عالم، مرقومشده در حدود سال ١٢۶٧ق:
(مکارم الابرار (فارسی)، ج۵، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد چهارم»، ص۴٢)
@AghayedNet
✔️🔻متنی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه درباره تعداد مسلمانان در عالم، مرقومشده در حدود سال ١٢۶٧ق:
و آنچه اهل تخمین تخمین کردهاند به سیاحت و ثبتها و دفترهای دُوَل
، اهل رُبع مسکون بهتقریب هفت هزار و چهارصد و هفتاد لَک مخلوقاند.
و دیگر گاهی قلیلی زیاده یا قلیلی کمتر میشوند و هرچه میمیرند بهازائش میآیند و هرچه میآیند بهازائش میروند.
و هر لکی صد هزار نفس است. و از این جمله، هزار و یکصد لک ملت اسلام است و نود لک یهودی و دو هزار و دویست و هشتاد لک نصاری و چهار هزار لک بتپرست است. و از آن هزار و یکصد لک ملت اسلام اگر ده پانزده لک مذهب شیعه باشد که در دست باقی ذلیل و حقیرند و در بدن گاو سیاه عالم مانند لکه سفیدی هستند.
(مکارم الابرار (فارسی)، ج۵، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد چهارم»، ص۴٢)
@AghayedNet
🔺پایاننامه تازهنگارششده
با عنوان
اِحیای بُعد سلامتبخش در حمام ایرانی؛ بررسی ابعاد سلامت بر مبنای طب سنتی در حمام ایرانی و امکانسنجی معاصرسازی آن
یکی از منابع اصلی این پایاننامۀ مقطع کارشناسی رساله دلاکیۀ¹ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه است.
رساله دلاکیه، اگرچه ازسوی برخی معاصران مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه، با بیمهری روبهرو شد، اما در دوران معاصر ما، بهعنوان رسالهای مرجع درباره حمامهای قدیمی موردتوجه قرار گرفته و چند سال پیش با حروفچینی جدید بهچاپ رسیده است.
غیراز این پایاننامه، یک مقاله دیگر نیز با محوریت این رساله نگارش شده: «معماری حمام در متون طب کهن و مقدمه رساله دلاکیه»؛ که در بهار ۱۳۸۸، در شماره ۱۵ مجله گلستان هنر، منتشر شده است.
———————————————————
¹ چاپشده در مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۵، ص۳۰ تا ۸۲
@AghayedNet
با عنوان
اِحیای بُعد سلامتبخش در حمام ایرانی؛ بررسی ابعاد سلامت بر مبنای طب سنتی در حمام ایرانی و امکانسنجی معاصرسازی آن
یکی از منابع اصلی این پایاننامۀ مقطع کارشناسی رساله دلاکیۀ¹ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه است.
رساله دلاکیه، اگرچه ازسوی برخی معاصران مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه، با بیمهری روبهرو شد، اما در دوران معاصر ما، بهعنوان رسالهای مرجع درباره حمامهای قدیمی موردتوجه قرار گرفته و چند سال پیش با حروفچینی جدید بهچاپ رسیده است.
غیراز این پایاننامه، یک مقاله دیگر نیز با محوریت این رساله نگارش شده: «معماری حمام در متون طب کهن و مقدمه رساله دلاکیه»؛ که در بهار ۱۳۸۸، در شماره ۱۵ مجله گلستان هنر، منتشر شده است.
———————————————————
¹ چاپشده در مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۵، ص۳۰ تا ۸۲
@AghayedNet
AghayedNet
🔺پایاننامه تازهنگارششده با عنوان اِحیای بُعد سلامتبخش در حمام ایرانی؛ بررسی ابعاد سلامت بر مبنای طب سنتی در حمام ایرانی و امکانسنجی معاصرسازی آن یکی از منابع اصلی این پایاننامۀ مقطع کارشناسی رساله دلاکیۀ¹ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله…
@AghayedNet_معماری_حمام_و_مقدمه_رساله_دلاکیه.pdf
249 KB
🔺مقاله «معماری حمام در متون طب کهن و مقدمه رساله دلاکیه»
منتشرشده در بهار ۱۳۸۸، در شماره ۱۵ مجله گلستان هنر
@AghayedNet
منتشرشده در بهار ۱۳۸۸، در شماره ۱۵ مجله گلستان هنر
@AghayedNet
✔️🔻 خیانت اندر خیانت
بهائیت طایفهای است که خیانتش را به متون اسلامی و شیعی نشان داده و اقدامات مجرمانه و تحریفهای گستردهای مرتکب شده است، به گونهای که متأسفانه گاهی خیانتهای جزئیترش گفته نمیشود و به فراموشی سپرده میشود.
ازجملۀ این خیانتهای ریز اما مهم، تحریف تاریخ و نسبت دادن مسائلی به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم سید محمدکاظم رشتی اعلى الله مقامهما است؛ درحالیکه این بزرگان از این نسبتها منزهاند. برای نمونه، بهائیها ادعا کردهاند که مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی درباره باب ملعون دغدغههایی داشته است! این نسبت ناروا در قاموس ایقان، ج۴، ص۱۶۴۹ و منابعی مشابه آن آمده است.
علاوهبر این، خیانتهایی در تأویل متون شیخیه نیز دیده میشود. یعنی تفاسیری ارائه شده که با مقصود اصلی نویسندگان همخوانی ندارد و مصداق «تفسیر بما لایرضیٰ صاحبه» است.
نوع دیگری از خیانت آن است که روایاتی به کتب شیخیه نسبت داده میشود که اساساً در آن کتب وجود ندارد. برای مثال، هنگامی که بهاءالله در کتاب ایقان، روایت «اذا قام القائم قامت القیامة» را میآورد، اشراق خاوری در کتاب قاموس ایقان، این روایت را به شرح العرشیۀ شیخ مرحوم نسبت میدهد؛ حالآنکه این روایت در آن کتاب نیست. نکتۀ غریب این است که خاوری این عبارت را دربین جملاتی گنجانده که از شرح العرشیه نقل کرده است و اینطور وانمود کرده که عبارات شرح العرشیه عیناً چنین است!
خاوری تلاش کرده است بهطور مکرر به کتب بزرگان دین و سایر علمای شیعه ارجاع دهد تا گفتار خود را محکم جلوه دهد و خوانندگان را بهسوی خود جذب کند. اما این خطاهای آشکار در نقل نشان میدهد که به نقلقولهای او نمیتوان اعتماد کرد و همچنین از اهداف سوء او پرده برمیدارد.
در این یادداشت، فقط درباره صحت انتساب روایت «اذا قام القائم...» به شرح العرشیه سخن گفتهایم و وارد بحث درباره معنای روایت نشدهایم.
این تحقیق برای نخستین بار در مقالهای با عنوان «عدم امانت اشراق خاوری در نقلقول» آمده که در مجله بهائیشناسی، تابستان ۱۳۹۹، شماره ۱۴، صفحه ۲۲۰ تا ۲۲۷ منتشر شده و این مسئله را بهتفصیل بررسی کرده است.
این خیانتها نمونهای از تحریفهای سازمانیافتۀ تاریخی است که نیازمند بازخوانی دقیق و افشای علمی میباشد.
@AghayedNet
بهائیت طایفهای است که خیانتش را به متون اسلامی و شیعی نشان داده و اقدامات مجرمانه و تحریفهای گستردهای مرتکب شده است، به گونهای که متأسفانه گاهی خیانتهای جزئیترش گفته نمیشود و به فراموشی سپرده میشود.
ازجملۀ این خیانتهای ریز اما مهم، تحریف تاریخ و نسبت دادن مسائلی به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم سید محمدکاظم رشتی اعلى الله مقامهما است؛ درحالیکه این بزرگان از این نسبتها منزهاند. برای نمونه، بهائیها ادعا کردهاند که مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی درباره باب ملعون دغدغههایی داشته است! این نسبت ناروا در قاموس ایقان، ج۴، ص۱۶۴۹ و منابعی مشابه آن آمده است.
علاوهبر این، خیانتهایی در تأویل متون شیخیه نیز دیده میشود. یعنی تفاسیری ارائه شده که با مقصود اصلی نویسندگان همخوانی ندارد و مصداق «تفسیر بما لایرضیٰ صاحبه» است.
نوع دیگری از خیانت آن است که روایاتی به کتب شیخیه نسبت داده میشود که اساساً در آن کتب وجود ندارد. برای مثال، هنگامی که بهاءالله در کتاب ایقان، روایت «اذا قام القائم قامت القیامة» را میآورد، اشراق خاوری در کتاب قاموس ایقان، این روایت را به شرح العرشیۀ شیخ مرحوم نسبت میدهد؛ حالآنکه این روایت در آن کتاب نیست. نکتۀ غریب این است که خاوری این عبارت را دربین جملاتی گنجانده که از شرح العرشیه نقل کرده است و اینطور وانمود کرده که عبارات شرح العرشیه عیناً چنین است!
خاوری تلاش کرده است بهطور مکرر به کتب بزرگان دین و سایر علمای شیعه ارجاع دهد تا گفتار خود را محکم جلوه دهد و خوانندگان را بهسوی خود جذب کند. اما این خطاهای آشکار در نقل نشان میدهد که به نقلقولهای او نمیتوان اعتماد کرد و همچنین از اهداف سوء او پرده برمیدارد.
در این یادداشت، فقط درباره صحت انتساب روایت «اذا قام القائم...» به شرح العرشیه سخن گفتهایم و وارد بحث درباره معنای روایت نشدهایم.
این تحقیق برای نخستین بار در مقالهای با عنوان «عدم امانت اشراق خاوری در نقلقول» آمده که در مجله بهائیشناسی، تابستان ۱۳۹۹، شماره ۱۴، صفحه ۲۲۰ تا ۲۲۷ منتشر شده و این مسئله را بهتفصیل بررسی کرده است.
این خیانتها نمونهای از تحریفهای سازمانیافتۀ تاریخی است که نیازمند بازخوانی دقیق و افشای علمی میباشد.
@AghayedNet