🌷شرح دعاء رجبيه، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدباقر شريف طباطبائی اع


کتاب شناسی
خطبه کتاب :
الحمد للّه رب العالمين و الصلوة و السلام على محمد و آله الطاهرين و اوليائهم المقربين و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين ابد الآبدين.

آغاز کتاب :
و بعد چنين گويد بنده قاصر محمدباقر بن محمدجعفر غفرل اللّه ذنوبهما و ستر عيوبهما كه بعضى از برادران ايمانى خواهش نمودند كه به زبان فارسى به طور اختصار اشاره‌ به بعضى از معانى دعاى ماه رجب كه از جمله توقيعات رفيعه حضرت بقية اللّه عجل اللّه فرجه است بكنم كه ... پس اظهار جميع معانى موقوف به ظهور امام است و آن وقت معلوم مى‏شود كه بايد كتاب‌هاى بزرگ در شرح هر فقره‌اي نوشت. پس در اين زمانها به قدري كه نور حق از براى طالبان آن خاموش نباشد بايد اظهارى كرد و به اين‌قدر اظهار به اعانت خداوند جبار جرأت بايد نمود اگر چه خوش نداشته باشند مشرکان و آن دعاى معروف اينست كه فرموده‏اند...

انجام کتاب :
و چون آنچه به انسان مى‏رسد از غيب است و خود خبر از آن ندارد كه صلاح او در آن هست يا نيست و قادر بر اصلاح آن نيست از براى خود ... و چون انسان مالك ايمان خود نيست بايد از خداوند طلب كند كه او را بدارد بر حسن ايمان از اين جهت فرمود: و استعملنا بحسن الايمان و چون اصل خيرات در ماه رمضان در شب قدر مقدر مى‏شود بايد طلب كرد ... و چون تفاصيل خيرات در عرض سال به ظهور مى‏رسد و مى‏رسد به آن كه بايد برسد فرمود: و ما بعده من الايام و الاعوام يا ذا الجلال و الاكرام.

تاریخ پایان نگارش :
تمام شد در روز پنج‌شنبه سيم شهر جمادى الاولى از سنه 1286

نسخه شناسی :

1. قم؛ گلپايگاني؛ شماره نسخه:5/1043-133/6
توضیحات : خط: نستعليق شكسته، كاتب: -، تاریخ : قرن13، جا: ؛ تعداد صفحات: 11برگ، [ گلپايگاني-ف: 5 - 2567]
2. همدان؛ مدرسه غرب همدان؛ شماره نسخه:5/241
توضیحات : خط: نسخ، كاتب: -، تاریخ : - ، تعداد صفحات: ، [ رشت و همدان: ف: - 1406]
3. کتابخانه شخصی، شماره نسخه : 5/164 (ع ـ 95)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : محمد رضا فرزند ملا علی انارکی ، تاریخ : پنجشنبه 22 شعبان 1296
4. کتابخانه شخصی، شماره نسخه : 70/167 (ص ـ 2)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : - ، تاریخ : -
5. کتابخانه شخصی، شماره نسخه : 1/195 (ج ـ 156)
توضیحات : خط : نستعلیق، تاریخ : 1 رجب 1376
6. کتابخانه شخصی، شماره نسخه : 3/223 (ج ـ 160)
توضیحات : خط : تحریری ، کاتب : محمد حسن بن محمد علی محمد نائینی انارکی ، دوشنبه 3 شعبان
7. کتابخانه شخصی، شماره نسخه : 1/23
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : - ، تاریخ : -
👆👆همان طور که آگاهیم در باره روز ولادت و وفات برخی از معصومین (ع) اختلاف نظر وجود دارد. دلایل این اختلاف باید در جای خود مورد بحث قرار گیرد.
در این زمینه شهرت یک تاریخ، یا رسمیت بخشیدن به یک تاریخ از طرف یک حکومت ـ که ممکن است بر اساس شهرت باشد ـ تواند که تاریخ معینی را به صورت رسمی در آورده و تواریخ دیگر را از دور خارج کند. این در حالی است که امکان بحث تاریخی و علمی در باره تواریخ دیگر وجود دارد و بسا آنها درست باشد.
در اینجا یک تجربه جالب را مرحوم سید عبدالحسین خاتون آبادی ـ از نویسندگان عصر صفوی ـ از دوره شاه سلطان حسین بیان کرده که خواندنی است. این تجربه در این باره است که شاه شیعه، از اختلاف نظر در این باره خشنود نبوده و دلش می خواست روزی معین به عنوان روز ولادت امام علی علیه السلام رسمیت یابد و عید رسمی اعلام شود.
وی برای این کار علمای اصفهان را گردآورد و به عبارتی، یک مجمع علمی تشکیل داد. در این مجمع، به دستور شاه، مقرر شد تا هر کسی بر اساس منابع و مدارک و‌ آنچه قبول دارد، نظرش را روی کاغذی بنویسد.
این کار انجام شد و در نهایت اکثریت علما و دانشمندان حاضر روز 13 رجب را پذیرفتند.
شاه نیز به عقیده اکثریت احترام گذاشت و همان روز را به عنوان روز ولادت پذیرفت و رسمی کرد.
این رسمیت سبب شد تا روز 13 رجب شاخص شده و به عنوان روز عید پذیرفته شود. خاتون آبادی با ادبیات همان روزگار می نویسد: و این عید، از مخترعات شاه سلطان حسین بن شاه سلیمان است. سپس فهرست علمای برجسته حاضر را هم بیان می‌کند.
پیش از نقل متن خاتون آبادی لازم است به اقوالی که در باره روز ولادت امام علی علیه السلام هست اشارتی داشته باشم:
مشهور چنان است که تولد آن حضرت روز 13 رجب در سال سی‌ام عام الفیل است. شیخ مفید در ارشاد، سید رضی در خصائص امیر المؤمنین، شیخ طوسی در تهذیب و مصباح المتهجد (از ابن عیاش) این روز را نقل کرده‌اند.
روایتی از صفوان جمال از امام صادق علیه السلام روز ولادت را هفتم شعبان می داند.
شیخ مفید در کتاب مسار الشیعه روز 23 شعبان را روز ولادت امام علی علیه السلام می داند.
مسعودی در اثبات الوصیه نیمه رمضان را روز ولادت امام دانسته است.

اما متن خاتون آبادی در باره اقدام شاه سلطان حسین در باره رسمیت دادن به عید 13 رجب که زان پس نیز شاهان و امیران شیعه، این روز را به رسمیت شناخته و بار عام داشتند.

فائده مهمه

و أیضا از وقایع تجدید عید مولود حضرت سیّد الأوصیاء بود.
پادشاه [شاه سلطان حسین] از علماء تفتیش نمود روز تولّد حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام را.
و چون خلافی مذکور شد از علّامى شیخ الاسلام أمیر محمّد صالح خواتون آبادى و او را اعتقاد روز هفتم شهر شعبان المعظّم بود بمقتضاى حدیثى.
و قائلى معلوم نبود بجهت آن قول.
و حضرت علّامة العلمائى آقا جمال و حضرت أعلم العلماء أمیر محمّد باقر مدرّس [خاتون آبادی] هر دو را اعتقاد این بود که سیزدهم‏ رجب روز ولادت با سعادت آن حضرت است.
پادشاه فرمود که ایشک آقاسى باشى همه علماء اعلام و مدرّسین و متوسطین را اجتماع فرمودند در خانه میرزا باقر صدر خاصّه و بعد از منازعات [علمی]، آقا جمال و میر محمّد باقر ـ سلّمهما اللّه ـ و قریب هشتاد نفر ترجیح دادند که روز ولادت آن حضرت سیزدهم رجب است.
و شیخ الاسلام و پسرش میر محمّد حسین و دامادش ملا عبد الکریم هفتم شعبان را روز ولادت آن حضرت گمان کردند.
و هر کس اعتقاد خود را نوشته محصّل امر مزبور بنظر اشرف رسانید.
و این مجمع در شنبه یازدهم شهر رجب منعقد شد، و پادشاه والا جاه ترجیح مُجمعٌ علیه داده، سیزدهم را عید قرار داد و شب تا صبح بطریق سایر اعیاد نوبه را فرو کوفتند و آن روز را مجلس ساختند.
و قول هفتم [شعبان] را که از قدماء و متأخرین قائلى نداشت و مستند آن بغیر حدیثى نبود، اعتبار ننمودند.
چنانچه قول به اینکه ولادت با سعادت در هفتم ذى حجّه است یا در چهاردهم رمضان است، نیز به غیر حدیثى دیگر سندى نداشت و کسى اعتبار نکرده بود. پس هر سه قول در یک مرتبه است، لهذا ترجیح قول اول دادند.
و این عید از مخترعات شاه سلطان حسین بن شاه سلیمان بن شاه عباس ابن شاه صفى ابن سام میرزا ابن شاه عباس ابن شاه خدابنده ابن شاه طهماسب ابن شاه إسماعیل است نفعه اللّه به فی الدارین.
حضّار مجلس اجلاس از علماء: آقا جمال، أمیر محمّد باقر شیخ الاسلام، ملا بهاء الدین [فاضل هندی]، ملا محمّد حسین لنبانى، ملا محمّد حسین [شیخ الاسلام] و ملا محمّد کاظم پسران ملا شاه محمّد تبریزى، و ملا محمّد هادى و ملا محمّد جعفر اولاد ملا محمّد باقر خراسانى [محقق سبزواری] و نظایر این جماعت. و میرزا داود متولّى و میرزا سیّد محمّد قاضى، و میرزا محمّد طاهر خلیفه سلطانى و شیخ محمّد سبزوارى و سیّد محمّد حسین مشهدى.


وقایع السنین و الاعوام، ص 562
🌷پرسش و پاسخ

مراد از اين دو مسئله از کتاب مبارک کفاية المسائل چیست؟ و همچنين چند پرسشی که در این باره به ذهن می رسد مطرح می شود.

1ـ مسئله: جايز نيست خريد و فروش به دو شرط به اين طور که صيغه را به اين‌طور جاري کنند که فروختم اين چيز را به نقد به فلان قيمت و به موعد به قيمتي زياده.
ـــ پاسخ: نظر به اين که معامله در اين صورت متضمن ربا مي‌گردد جايز نيست گرچه پيش از اجراء صيغه اگر فروشنده بگويد اين جنس را به طور نقد به فلان قيمت و به طور نسيه به قيمتي زيادتر مي‌دهم و آن گاه معامله به طور نقد و يا به طور نسيه انجام يابد اشکالي نخواهد داشت.
2ـ مسئله: دين را به نقد مي‌توان مي‌فروخت.
ـــ پاسخ: کسي که جنسي را از کسي طلب داشته باشد مي‌تواند آن را به طور نقد به مديون بفروشد ولي به طور نسيه کراهت دارد زيرا به بيع دين به دين شبيه مي‌شود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الف) اگر کسي در هنگام عرضه جنس خود چنين بگويد که نقد به اين قيمت و مدت به قيمتي بالاتر و يا بالعکس يعني مدت به اين قيمت و نقد به قيمتي کمتر صحيح است يا خير؟ و اين که گفته مي‌شود در يک مجلس نباشد حکم آن چيست؟
ـــ پاسخ: تعيين قيمت نقد و يا مدت مطلبي جدا است و انجام معامله يا اجراء صيغه مطلبي جدا است و کاري به صحت و يا فساد معامله ندارد و اين که گفته‌اند در يک مجلس نباشد از آن جهت است که نوعا سؤال از قيمت و تفاوت نقد و مدت و انجام معامله پي در پي صورت مي‌گيرد. احتياط در اين است که در يک مجلس يعني در يک گفتگو نباشد بلکه فاصله‌اي بشود و بعد خريد و فروش انجام يابد.
ب) در بازار مرسوم است که فاکتور خريد اجناس را باز مي‌گذارند به اين معني که مشتري بعد از تحويل جنس مخير است در پرداخت وجه نقدا به قيمتي کمتر و به طور مدت به قيمت بالاتر آيا صحيح است؟
ـــ پاسخ: اشکالي ندارد زيرا نوعا در اين صورتها قيمت نقد و يا مدت مشخص و براي خريدار معلوم است و فروشنده هم رضايت خود را به هر دو قيمت با دادن فاکتور باز اعلام کرده و با تعيين مشتري گويا معامله خاتمه يافته و صيغه اجراء شده است.
ج) هرگاه در حين معامله قرار بر رداخت وجه نقدا شد و جنس تحويل گرفته شد بعد از آن خريدار به دلايلي بگويد من وجه را به طور مدت به قيمتي بالاتر پرداخت مي‌کنم و يا اين‌که فروشنده بگويد صحيح است يا خير؟
ـــ پاسخ: اگر به اين صورت باشد که معامله اول فسخ شود و معامله ثانوي باشد اشکالي ندارد.
د) آيا مي‌توان چکي که از مشتري گرفته شده در قبال جنسي که به او فروخته شده به مدت آن را به ديگري داد به مبلغي کمتر؟
ـــ پاسخ: در ميان برادران اگر مبلغ کمتر را همراه ضميمه‌اي قرار دهند به احتياط نزديک‌تر است و اگر در بازار مي‌خواهند چک مدت‌دار را نقد کنند بايد مطمئن شوند که مرجع تقليد طرف مقابل اين کار را جايز مي‌داند.
هـ) اينکه گفته مي‌شود که مثلا چکي که از مشتري گرفته شده به مدت سه ماه به مبلغ سيصد هزار تومان ارزش اين چک در سه ماه ديگر سيصد هزار تومان است و الان دويست و هفتاد هزار تومان ارزش دارد و در نتيجه طبق ارزش امروز خريده شده صحيح است يا خير؟
ـــ پاسخ: اين مطلب بستگي دارد به عرف بازار مسلمانان و ظاهرا همين گونه بايد باشد ولي راه احتياط همان است که عرض شد.
AghayedNet
بسم الله الرحمن الرحیم اَللَّـهُمَّ اِنّي اَسئَلُكَ بِمَعاني جَميعِ ما يَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ اَمْرِكَ الْمَاْمُونُونَ عَلي سِرِّكَ، الْمُسْتَبْشِرُونَ بِاَمْرِكَ، الْواصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ، اَسئَلُكَ بِما نَطَقَ فيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ،…
🌷 شرح الدعاء الرجبية، العالم الربانی الحاج محمدباقر الشریف الطباطبائی اع

کتاب شناسی :
آغاز خطبه کتاب : الحمد للّه الذي هداني للاسلام و اكرمني بالايمان و عرفني الحق الذي عنه يؤفكون و النبأ العظيم الذي هم فيه مختلفون و الصلوة علي البشير النذير السراج المنير محمد و آله الطيبين الاخيار الطاهرين المصطفين الابرار...
انجام خطبه کتاب :
و الذين اتبعوهم باحسان رضي اللّه عنهم و رضوا عنه و اللعنة علي اعدائهم و مخالفيهم و منكري فضائلهم من الاولين و الاخرين الي يوم الدين.
آغاز کتاب :
اما بعد فيقول العبد المسكين الوحيد من غير معين و الحمد للّه رب العالمين اياك نعبد و اياك نستعين ما حداني الي الشرح و البيان دعاء صدر ...آل الرسول و بلغوا به المأمول لم‏يوجد موهن له الي الان من المتقدمين و المتأخرين و متأخري المتأخرين فحيث ظهر منهم التمكين و هم اساطين الدين كشف للموقنين انه مقرر مصدق من رب العالمين علي القطع و اليقين فان عليه سبحانه احقاق الحق و ابطال الباطل في جميع القرون و السنين ...
انجام کتاب :
فحسن الايمان هو الختم به من غير اعارة. فالمستعار هو المورث للحسرة و الخسران نعوذ باللّه. ... فهذا آخر الدعاء و الدعاء لبلوغ شهر الصيام من اهم الامور لان فيه ليلة القدر التي هي خير من الف شهر و كذا الايام بعده لبلوغ الاعوام التي فيها شهر الصيام و ليلة القدر من كل واحد من الاعوام خير من عمل الف شهر و انما ختم بذي الجلال و الاكرام لمسألة اتمام الحوائج فان مقتضي الاكرام الاتمام.
تاریخ نگارش :
و قد وقع الاتمام يوم الجمعة التاسع‏عشر من شهر رمضان المبارك من شهور سنة 1302 حامداً مصلياً مستغفرا . [روز جمعه / 9 ماه رمضان / 1302] * (مصنف بزرگوار هنگام نگارش این کتاب حدود 63 سال سنَ داشته اند. )
نسخه شناسی :

1. کتابخانه شخصی شماره نسخه : 33/166 (ص ـ 1)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : - ، تاریخ : -
2. شخصی ، شماره نسخه : 5/232 (س ـ 89)
توضیحات : خط : نسخ ، کاتب : - ، تاریخ : -
3. شخصی، شماره نسخه : 239 (ج ـ 160)
توضیحات : خط : نسخ ، تاریخ : ربیع الثانی 1303
4. شخصی شماره نسخه : 143
توضیحات : خط : نستعلیق ، تاریخ : -
5. شخصی ، شماره نسخه : 20/70
توضیحات : خط : نسخ ، کاتب : - ، تاریخ : -
AghayedNet
Photo
شرح دعاء رجبيه -فارسی-👇
👆👆
به نام خدا

روز پنجم ذی الحجّه، روز ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام بنا بر قول غیر مشهور

اقوال مختلفی در روز میلاد امیرالمؤمنین علیه السلام بیان شده است که عبارتند از:

الف- روز سیزدهم رجب (قول مشهور مورّخین و محدّثین بدون نقل روایت)

ب- روز

بیست و دوم رجب

 

ج- روز هفتم شعبان

جناب صفوان جمّال از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام در روز یکشنبه، هفتم ماه شعبان به دنیا آمد.‏(بحارالأنوار، ج35، ص7 به نقل از مصباح المتهجد/ بحارالأنوار، ج100، ص383)

د- روز بیست و سوم شعبان

ه- روز پانزدهم ماه رمضان

مرحوم کراجکی در کنزالفوائد می نویسد: محدّثین و نویسندگان روایت کرده اند از حضرت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام که فرمود:

«در دهم ماه ذی الحجه به علی علیه السلام باردار شدم. پس هنگامیکه ماه تولّد وی یعنی ماه رمضان شد، در خواب دیدم که عمودی آهنین از درون سرم خارج شده و به آسمان رسیده است و سپس به سوی من بازگشته است. پرسیدم معنایش چیست؟ گفتند: یعنی وی کشنده اهل کفر است ، نیروی او زیاد است، از شمشیرش فرار می کنند، و یاری دهنده نبیّ او و ناصر وی علیه دشمنانش می باشد. در حدیث آمده است که حضرت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام داخل کعبه شد، و امیرالمؤمنین علیه السلام را در آنجا به دنیا آورد، و آن زمان ، نیمه ماه رمضان ، و رسول خدا صلّی الله علیه آله سی ساله بود. پیامبر صلّی الله علیه وآله از به دنیا آمدن امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار خوشحال شد و امر نمود تا گهواره علیّ بن ابی طالب علیه السلام را در کنار بستر خویش قرار دهند، و اکثر تربیت علی علیه السلام به عهده ایشان بود. رسول خدا صلّی الله علیه و آله ، علی علیه السلام را در خواب و بیداری نگاهداری می کرد، وی را روی سینه و کتفش حمل می نمود و همواره مورد لطف خود قرار می داد و می فرمود: وی، برادرم، برگزیده ام، یارم و وصیّم می باشد».(كنزالفوائد، ج1، ص254- 255/ بحارالأنوار ،ج 35، ص42-43 به نقل از کنزالفوائد)

و- روز پنجم ماه ذی الحجّه

حضرت صادق علیه السلام از پدران گرامی خویش علیهم السلام نقل می کند که فرمودند:

«روزی عبّاس بن عبدالمطّلب و یزید بن قَعنَب با جمعی از بنی هاشم و گروهی از قبیله بنی عبدالعُزّی در برابر خانه کعبه نشسته بودند. ناگهان دبدند فاطمه بنت اسد علیهاالسلام مادر امیرالمؤمنین علیه السلام به مسجد وارد شد. وی نه ماهه به حضرتش باردار بود و او را درد زایمان گرفته بود. پس در مقابل خانه کعبه ایستاد ، نظری رو به آسمان کرد و گفت: «پروردگارا، من به تو، و به هر پیغمبر و رسولی که فرستاده ای، و به هر کتابی که نازل کرده ای ایمان آورده ام، و فرموده جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق نموده ام، همان کس که خانه کعبه را بنا نمود. حال از تو به حقّ این خانه و کسی که آن را بنا نمود، و به حقّ مولودی که در شکم من است و با من سخن می گوید، و با سخن گفتنش مونس من شده است، و من یقین دارم که او یکی از آیات توست، قسمت می دهم که این زایمان را بر من آسان گردانی».

عبّاس و یزید بن قَعنَب گفتند: وقتی فاطمه اینچنین دعا نمود ، مشاهده کردیم دیوار عقب خانه کعبه شکافته شد و فاطمه از آن طریق وارد کعبه شد و از دیدگان ما پنهان گشت. مجدّدا آن شکاف به اذن الهی به هم آمد. ما خواستیم که درِ خانه را بگشاییم تا زنان ما به نزد او بروند، امّا درب کعبه باز نشد. پس دانستیم که این امر از جانب خداوند متعال است. فاطمه سه روز در خانه کعبه بود و اهل مکّه این واقعه را در کوچه ها و بازارها، و زنان در خانه ها نقل می کردند.

عباس گفت: وقتی روز چهارم فرا رسید، دیوار کعبه از همان موضع قبلی شکافته شد و فاطمه در حالی که علی علیه السلام بر دستانش بود از خانه کعبه خارج شد. پس فاطمه بنت اسد علیهاالسلام گفت: ای مردم، همانا خداوند مرا از میان خلقش برگزید، و مرا بر زنان برگزیده ای که پیش از من بودند، برتری داد. خداوند آسیۀ بنت مُزاحم را برگزید درحالیکه او به شیوه پنهانی در جایی که عبادت حق تعالی در آنجا سزاوار نبود مگر به اضطرار(یعنی قصر فرعون)، به عبادت خداوند پرداخت. خداوند ، مریم دختر عمران را برگزید و ولادت حضرت عیسی علیه السلام را بر او آسان کرد، و درخت خشکی را در بیابان جنباند و رطب تازه برای او فرو ریخت. امّا خداوند مرا برگزید و بر این دو زن و بر تمام زنان عالمیان که قبل از من بودند برتری بخشید، زیرا من در خانه برگزیده او، فرزندم را به دنیا آوردم، و در آن خانه سه روز ماندم و از میوه ها و طعام های بهشتی خوردم. وقتی خواستم با فرزندم بیرون آیم، هاتفی از عالم غیب به من ندا کرد: « ای فاطمه، نام او را علی بگذار
همانا من خداوند علیّ اعلَی هستم و او را از قدرت، عزّت و جلال خویش آفریدم، و به او بهره کامل از عدالت خود بخشیدم. نام او را از نام مقدّس خود مشتق کردم، و او را به آداب خویش تأدیب نمودم، و امرم را به وی واگذار نمودم، و او را بر علوم پنهان و پیچیده خود مطّلع کردم. او در خانه من به دنیا آمد و اوّلین کسی است که بالای خانه من اذان می گوید و بت ها را می شکند و از بالای آن به زیر خواهد انداخت، و مرا به بزرگی و مجد و یگانگی یاد خواهد کرد. او امام بعد از محمّد، حبیب من، پیغمبر من و برگزیده من از میان جمیع خلقم می باشد و وصیّ اوست. پس خوشا به حال کسی که او را دوست داشته و یاریش نماید، و وای بر حال کسی که او را عصیان ورزیده، یاریش نکرده و حقّش را انکار کند.

عباس گفت: وقتی ابوطالب فرزندش را دید خوشحال شد، و علی علیه السلام به پدرش سلام نمود. سپس رسول خدا صلّی الله علیه وآله وارد شد. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام جنبید و خنده ای کرد و گفت: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. سپس به  اذن خدا به خواندن سوره مؤمنون پرداخت. در این هنگام رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: به خدا قسم که تو امیر مؤمنین هستی، و علوم مورد نیازشان را به ایشان می رسانی، تویی رهنمای ایشان، و مؤمنین به تو هدایت می شوند. پس رسول خدا صلّی الله علیه وآله به فاطمه فرمود: برو و به عموی خویش حمزه نیز به ولادت علی خبر بده. فاطمه عرض کرد: اگر من بروم، چه کسی به او شیر خواهد داد؟ پیامبر صلّی الله علیه وآله فرمود: من او را سیراب می سازم. پس حضرت ، زبان خویش در دهان علی علیه السلام قرار داد و دوازده چشمه از زبان حضرتش در دهان امیرالمؤمنین علیه السلام جاری شد. به همین دلیل آن روز را روز ترویه نامیدند.

فردای آن روز ، رسول خدا صلّی الله علیه وآله بر فاطمه بنت اسد وارد شد. وقتی چشم علی علیه السلام به رسول خدا صلّی الله علیه وآله افتاد، خندید و اشاره نمود: مرا بگیر و از آنچه دیروز به من نوشاندی بنوشان، پس رسول خدا صلّی الله علیه وآله وی را گرفت که چنین کند. در این هنگام فاطمه بنت اسد گفت: به خدای کعبه قسم که علی، رسول خدا صلّی الله علیه وآله را شناخت، و به دلیل همین گفته فاطمه، این روز نیز به روز عرفه، یعنی روزی که امیرالمؤمنین علیه السلام رسول خدا صلّی الله علیه وآله را شناخت، نامیده شد.

وقتی روز سوم یعنی روز دهم ذی الحجّه شد، ابوطالب در میان مردم ندای همگانی داد که برای ولیمه فرزندم علی حاضر شوید. لذا دستور داد که سیصد شتر و هزار گاو و گوسفند قربانی کنند، و میهمانی بزرگی داد. به مردم نیز گفت: ای مردم، آگاه باشید هرکس می خواهد از طعام فرزندم بخورد، هفت دور خانه کعبه را طواف کند و بیاید بر فرزندم علی، سلام نماید، زیرا خداوند او را شریف و بزرگوار گردانیده است. پس به سبب این عمل ابوطالب، این روز به روز نحر(عید قربان) شرافت یافت».(بحارالأنوار، ج 35، ص36-39 به نقل از امالی طوسی/ حلیۀ الابرار، ج1، ص226-229)

روایت دیگری مشابه روایت فوق ، در کتاب مناقب ابن شهر آشوب از حسن بن محبوب به نقل از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است.( بحارالأنوار ،ج 35 ،ص 18به نقل از المناقب)
سالروز ولادت عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه/ذکری سنویة لمولد العالم الرباني و الحکیم الصمدانی المرحوم الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائي
مسجد عالم ربانی شیخ احمد احسائی اع در مطیرفی (زادگاه- احساء)
قرآن منسوب به خط شیخ مرحوم اع